فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۰۱ تا ۲٬۲۲۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
منبع:
مطالعات رفتار سازمانی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۵)
141 - 166
حوزههای تخصصی:
امروزه برای سبزکردن یک سازمان تنها اقدامات مدیریت منابع انسانی سبز کافی نیست و نیازمند ترویج رفتارهای سبز بین کارکنان است. بنابراین، هدف این پژوهش، طراحی مدل رفتار سبز کارکنان مبتنی بر آموزه های دینی است. این پژوهش به صورت توصیفی و با رویکرد متوالی اکتشافی انجام شده است. در بخش کیفی، جهت شناسایی مؤلفه ها به مصاحبه ساختارنیافته با 10 خبره دانشگاهی و اجرایی حوزه مدیریت که به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب گردیدند، پرداخته شد. جامعه آماری در بخش کمی شامل 440 نفر از کارکنان ادارات تعاون، کار و رفاه اجتماعی در استان گلستان بود و نمونه آماری در بخش کمی شامل 126 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. یافته های بخش کیفی نشان می دهد این مدل دارای 15 مؤلفه در 2 بعد (آموزش و مشارکت) است. همچنین یافته های بخش کمی، نشان می دهد آموزش و مشارکت به ترتیب به میزان 950/0 و 946/0 بر رفتار سبز کارکنان مبتنی بر آموزه های دینی تأثیر دارند. درنهایت می توان گفت رفتار سبز مبتنی بر آموزه های دینی در دو سطح آموزش و مشارکت قابل مدل سازی است.
تحلیل ساختار عاملی الگوی سواد مالی اسلامی در کارکنان ادارات ورزش و جوانان خراسان رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت سازمان های دولتی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۲)
129 - 144
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش تحلیل ساختار عاملی الگوی سواد مالی اسلامی در کارکنان ادارات ورزش و جوانان خراسان رضوی بود. روش تحقیق توصیفی و از نوع همبستگی بوده که به صورت میدانی اجرا شده است. جامعه آماری پ ژوهش را کلیه کارکنان ادارات ورزش و جوانان خراسان رضوی تشکیل دادند که از بین آن ها تعداد 254 پرسشنامه به شکل نمونه گیری در دسترس جمع آوری شد. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه سواد مالی اسلامی ساخته دینک و همکاران (2021) که مشتمل بر 20 سؤال بود استفاده گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های توصیفی و آزمون های آماری ضریب آلفای کرونباخ، ضریب امگا مک دونالد، ضریب تتا، تنصیف براون، تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تأییدی در نرم افزارهای آماری SPSS، Lisrel و Stata استفاده شد. نتایج نشان داد پایایی پرسشنامه (927/0=θ، 902/0=Ω، 899/0=α) می باشد. همچنین تمامی سؤالات رابطه معناداری با مؤلفه ها داشتند و توانستند پیش گوی خوبی برای عامل خود باشند. در نهایت نتایج نشان داد مؤلفه های رفتار مالی، نگرش مالی، دانش مالی و آگاهی مالی پیش گوی خوبی برای مفهوم سواد مالی اسلامی می باشند. لذا چنین نتیجه گیری می شود که پرسشنامه سواد مالی اسلامی مقیاسی قابل اطمینان و معتبری است که می توان برای ارزش یابی عملکرد مالی کارکنان سازمان ها در حوزه سواد مالی اسلامی استفاده نمود و نتایج پایا و با ثباتی هم به دست آورد.
راهبرد توسعه فیزیکی پردیس های دانشگاهی به وسیله شناسایی شاخص های بصری مؤثر بر آن (پردیس دانشگاه شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، تجزیه وتحلیل محتوای بصری در پردیس های دانشگاهی و معرفی شاخص های بصری تأثیرگذار جهت بهبود و توسعه محوطه پردیس های دانشگاهی است؛ بنابراین در پژوهش حاضر، بررسی پردیس دانشگاه شیراز جهت استخراج فهرستی از شاخص های بصری مؤثر در محوطه پردیس دانشگاهی آن صورت پذیرفت تا از این طریق، راهبرد توسعه پردیس های دانشگاهی و بهره وری محیط برای آن محقق شود. روش شناسی: این پژوهش، کاربردی-توصیفی محسوب می شود که با استفاده از روش پیاده روی منظر در محوطه پردیس دانشگاه شیراز در سال 1404، صورت گرفت. این نظرسنجی با استفاده ترکیبی از چهار روش تصویر ذهنی، حالت اکتشافی، عکاسی و حالت بازتابی، تنظیم گردید. یافته ها: جهت تحلیل داده ها، متن پاسخ ها خلاصه، توضیحات پاسخ دهندگان، کدگذاری و شاخص های مرتبط با آن شناسایی شد. در مرحله بعد شاخص های بصری شناسایی شده، با در نظر گرفتن هم نشینی آنان در کنار هم یکپارچه و بسته به نوع ادراک برای انسان، در سه گروه اصلی عوامل عینی، ذهنی و عینی/ ذهنی طبقه بندی شدند؛ بنابراین فهرستی از شاخص های بصری بالقوه در محوطه پردیس دانشگاهی شکل گرفت. در انتها یک چارچوب تحلیلی به طور خاص؛ برای شاخص های بصری ارائه شد. ارزش پژوهش: با بررسی مرور ادبیات پژوهش، مشخص شد که فقدان یک چارچوب تحلیلی به طور خاص، برای شاخص های بصری در محوطه پردیس های دانشگاهی وجود دارد. ازاین رو یک نمایه سازی از شاخص های بصری محیط باید ایجاد نمود تا توسعه هدفمند و هماهنگ پردیس های دانشگاهی محقق شود. پیشنهادهای پژوهشی: پیشنهاد برای پژوهش های آتی این است که در دیگر پردیس های دانشگاهی انجام شود تا نتایج، تکمیل و توسعه یابد.
تعیین پیشران های کلیدی مؤثر بر بکارگیری فن آوری بلاکچین در صنعت خدمات مالی با استفاده از رویکرد فراترکیب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات مدیریت و توسعه پایدار سال ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
27 - 51
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، تعیین عوامل موثر بر فن آوری بلاکچین در صنعت خدمات مالی کشور با استفاده از رویکرد فراترکیب (متاسنتز) است. پژوهش حاضر از نظر هدف، بنیادی است و چون داده ها در این پژوهش بدون جهت گیری و دستکاری جمع آوری شده است، از جمله تحقیقات غیر آزمایشی به حساب می آید. برای حل مسئله پژوهش در مرحله کیفی از رویکرد فراترکیب استفاده شده است و در پی آن در فاز کمّی به منظور تعیین ضریب اثر عوامل شناسایی شده از روش آنتروپی شانون استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش خبرگان حرفه ای و دانشگاهی در زمینه بکارگیری فناوری بلاکچین در صنعت خدمات مالی کشور می باشند. به این منظور، در این تحقیق برای سناریونویسی بکارگیری فن آوری بلاکچین در صنعت خدمات مالی؛ به شناسایی ابعاد و فاکتورهای مؤثر بر بکارگیری فن آوری بلاکچین در صنعت خدمات مالی از سوابق تحقیق های گذشته و توزیع پرسشنامه و تجمیع نظرات افراد با استفاده از رویکرد فراترکیب استفاده شد. در این مرحله ۱۹ پیشران کلیدی از مرور نظام مند پیشینه و مصاحبه با ۲۳ خبره استخراج گردید؛ که همه 19 عامل مستخرج از پیشینه پژوهش و مصاحبه با خبرگان، به عنوان عامل های نهایی انتخاب شدند.
ارایه یک الگوی جدید برای ارزیابی اکوسیستم صادراتی محصولات دانش بنیان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر توسعه اقتصاد دانش محور، موجب تولید انبوه محصولات دانش بنیان شده است، که در مواردی بیش از نیاز داخل بوده و بازار صادراتی آن از اهمیت ویژه ای برخودار شده است. تمرکز بر کیفیت و افزایش صادرات این محصولات، توجه را به موضوع اکوسیستم صادراتی و ارزیابی آن جلب کرده است. با وجود اهمیت این موضوع، نبود یک الگوی ارزیابی، خلاء پژوهش های علمی در این زمینه را نمایان ساخته است. این پژوهش با هدف ارائه الگویی جدید برای ارزیابی اکوسیستم صادراتی محصولات دانش بنیان انجام گردید. این تحقیق از نوع اکتشافی و از نظر هدف، کاربردی توسعه ای و برحسب گردآوری داده ها، پژوهشی کیفی است که از نظریه داده بنیاد سیستماتیک برای تحلیل داده ها استفاده می شود. گردآوری داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختار یافته با 15 نفر از خبرگان انجام گرفت. در این پژوهش 3667 مقوله شناسایی شد که از این تعداد 83 مقوله فرعی، 13مقوله محوری و 5 مقوله انتخابی در چارچوب مدل پارادایمی و پدیده محوری انتخاب شد، که چارچوبی را فراهم می کند تا بر اساس آن سیاستگذاران حوزه دانش بنیان بتوانند پتانسیل لازم را برای بهسازی و نوسازی این اکوسیستم به منظور تکامل پذیری آن به دست آورند. علاوه بر این، نتایج این مطالعه اکوسیستم صادراتی را قادر می سازد تا با استفاده از الگوی ارزیابی ارائه شده چارچوب اجرایی مناسب تری را برای صادرات محصولات دانش بنیان طراحی نمایند.
تأثیر بی نزاکتی خانوادگی بر رفتار شهروندی سازمانی از طریق نشخوار فکری منفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات دین، معنویت و مدیریت سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۳
43 - 65
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: سلامت نیروی کار جزء کلیدی هر سازمان موفقی است. کارکنان زمانی که سالم و شاد هستند بیشتر رفتارهای شهروندی سازمانی از خود بروز می دهند. بی نزاکتی خانوادگی به عنوان یک متغیر مهم محسوب شده است که ممکن است بر سلامت روانی کارکنان تأثیر بگذارد و در نتیجه بر رفتارهای سازمانی مختلف از جمله رفتارهای شهروندی سازمانی تأثیر می گذارد؛ اما کمتر موردتوجه پژوهشگران قرار گرفته است؛ افزون براین، پژوهش های قبلی به ارتباط مستقیم بین بی نزاکتی خانوادگی و رفتار شهروندی سازمانی کمتر پرداخته اند و تنها پژوهش های کمّی عوامل مرتبط با آنها را در نظر گرفته اند. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مدل مفهومی مبتنی بر نظریه حفاظت از منابع انجام شده است. هدف دیگر پژوهش حاضر بررسی ارتباط بی نزاکتی خانوادگی با رفتار شهروندی سازمانی با نقش میانجی نشخوار فکری منفی است. کارکنان دانشگاه های استان چهارمحال وبختیاری برای نمونه مطالعه انتخاب شدند؛ زیرا آنها با فشار کاری بیش از حد، برخورد دانشجویان و ساعات کاری طولانی مواجه هستند. بنابراین، در صورت قرار گرفتن در معرض رفتارهای بی نزاکتی خانوادگی، کمتر رفتار شهروندی سازمانی از خود بروز می دهند. کمتر پژوهشی این سه عامل را در یک مدل مفهومی در دانشگاه های استان چهارمحال وبختیاری بررسی کرده است. ازاین رو، پژوهش این شکاف را پر می کند و یافته ها به دانش موجود اضافه می کند. باوجوداین، تأثیر مشروط منابع مختلف در زمینه بی اخلاقی خانوادگی کمتر موردتوجه قرار گرفته است. ازاین رو، پژوهش حاضر این سؤالات پژوهشی را مطرح می کند: بی نزاکتی خانوادگی چگونه بر رفتار شهروندی سازمانی کارکنان تأثیر می گذارد؟ بی نزاکتی خانوادگی چگونه بر نشخوار فکری منفی تأثیر می گذارد؟ چگونه نشخوار فکری منفی بر رفتار شهروندی سازمانی کارکنان تأثیر می گذارد؟ آیا نشخوار فکری منفی رابطه بین بی نزاکتی خانوادگی و رفتار شهروندی سازمانی را میانجی می کند؟
روش: جامعه آماری این پژوهش کارکنان شاغل در دانشگاه های استان چهارمحال وبختیاری به تعداد 2255 نفر است که با استفاده از فرمول کوکران 600 نفر حجم نمونه انتخاب و افراد نمونه با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه استاندارد بی نزاکتی خانوادگی لیم و تای (2014)، پرسشنامه استاندارد رفتار شهروندی سازمانی فاکس و همکاران (2012) و پرسشنامه استاندارد نشخوار فکری منفی فرون (2015) بود. پس از تدوین طرح مقدماتی پرسشنامه تلاش شد تا میزان روایی و پایایی پرسشنامه ها تعیین شود. به منظور بررسی روایی محتوایی، پرسشنامه ها قبل از اجرا با استفاده از نظرات استادان و خبرگان بررسی شد. به منظور بررسی روایی صوری پرسشنامه های یادشده توسط 10 نفر از جامعه آماری پژوهش تکمیل شد و پس از ویرایش مفهومی برخی از سؤالات، ابزار اندازه گیری از روایی صوری برخوردار شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد تمامی شاخص های برازش، سؤال های بالای 9/0 هستند و این نشان دهنده مورد قبول بودن گویه هاست و ازسوی دیگر، پایایی پرسشنامه ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 90/0، 92/0 و 90/0 برآورد شد و تجزیه وتحلیل داده ها براساس مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد.
نتایج: یافته ها نشان می دهد بی نزاکتی خانوادگی بر رفتار شهروندی سازمانی تأثیر منفی دارد که ضریب تأثیر آن 66/0- بود و نشخوار فکری منفی در رابطه بین بی نزاکتی خانوادگی با رفتار شهروندی سازمانی، به عنوان متغیر میانجی ایفای نقش کرد. نتایج بوت استرپ برای مسیرهای واسطه ای مدل پیشنهادی را می توان در جدول 8 مشاهده نمود. همان طورکه نتایج مندرج در جدول 8 نشان می دهد، حد پایین فاصله اطمینان برای نشخوار فکری منفی، به عنوان متغیر میانجی بین بی نزاکتی خانوادگی با رفتارهای شهروندی سازمانی (0925/0) و حد بالای آن (0125/0) است. سطح اطمینان برای این فاصله اطمینان، 95 و تعداد نمونه گیری مجدد بوت استراپ 5000 است. با توجه به اینکه صفر بیرون از این فاصله اطمینان قرار می گیرد، این رابطه واسطه ای معنا دار است؛ بنابراین نشخوار فکری منفی در بین رابطه بین بی نزاکتی خانوادگی با رفتارهای شهروندی سازمانی، به عنوان متغیر میانجی ایفای نقش می کند.
بحث و نتیجه گیری: باتکیه بر مفروضات اساسی نظریه حفاظت از منابع، پژوهش حاضر، با هدف بررسی تأثیر بی نزاکتی خانوادگی بر رفتار شهروندی سازمانی با نقش واسطه ای نشخوار منفی پرداخته است. تمام فرضیه های پژوهش تأیید شد. یافته ها نشان می دهد بی نزاکتی خانوادگی از طریق نشخوار فکری منفی با رفتار شهروندی سازمانی رابطه منفی دارد. رابطه معکوس بین بی نزاکتی خانوادگی با رفتار شهروندی سازمانی (فرضیه 1) نشان می دهد که رویدادهای نامطلوب و استرس زا در خانواده، تلاش های اختیاری کارکنان را در محیط کار کاهش می دهد و رفتار شهروندی سازمانی را کاهش می دهد. این یافته ها با پژوهش های قبلی مرتبط با بی نزاکتی خانوادگی و نتایج کار (بای و همکاران، 2016؛ دکلرک و همکاران، 2018؛ نعیم و همکاران، 2020) همسو است. تجربه بی نزاکتی خانوادگی به کاهش منابع منجر می شود که به طور مخربی بر عملکرد کارکنان در محیط کار تأثیر می گذارد. همچنین باعث افزایش خستگی عاطفی و کاهش سطح انرژی آنها می شود که رفتار شهروندی سازمانی را مهار می کند (کویین و همکاران،2012).
افزون براین، با افزایش بی نزاکتی در محیط کار، بر روابط هماهنگ بین کارکنان تأثیر منفی می گذارد. در نتیجه، کارکنان منابع موقعیتی کمتری را از محیط کار تجربه می کنند که برای رفتارهای اختیاری حیاتی است (راسیک جلاویچ، 2022). این یافته نشان می دهد که تجارب نامطلوب در حوزه خانواده بر رفتارهای کاری کارکنان تأثیر می گذارد؛ زیرا مرزبندی هر دو بسیار دشوار است. ارتباط مثبت بین بی نزاکتی خانوادگی و نشخوار فکری منفی (فرضیه 2) و رابطه معکوس بین نشخوار فکری منفی و رفتار شهروندی سازمانی (فرضیه 3)، بینش جدیدی را در مورد تأثیرات مخرب موقعیت های تخلیه منابع در حوزه خانواده بر وضعیت های روان شناختی کارکنان و نتایج کار ارائه می کند. یافته های پژوهش حاضر، در مورد نقش واسطه ای نشخوار منفی بسیار معنادار است (فرضیه 4). این یافته با پژوهش های قبلی (دو و همکاران، 2018؛ جیانگ و همکاران، 2020) مطابقت دارد که نقش مداخله گر احساسات منفی و حالات روان شناختی را در زمینه بی نزاکتی خانوادگی و نتایج کار مشخص کرده اند.
پژوهش حاضر، با ایجاد نقش مداخله گر نشخوار فکری منفی، مسیری را در سطح کارمند ایجاد می کند که بی نزاکتی خانوادگی و رفتار شهروندی سازمانی را به هم مرتبط می کند. این یافته نشان می دهد که اگر کارکنان بتوانند از نشخوار فکری منفی در مورد بی نزاکتی تجربه شده در خارج از کار اجتناب کنند، می توان اثرات نامطلوب چنین بی نزاکتی را کاهش داد.
تقدیر و تشکر: از سردبیر محترم فصلنامه مطالعات دین، معنویت و مدیریت و سایر مشارکت کنندگان در این پژوهش قدردانی می نمایم.
تضاد منافع: هیچ تضاد منافعی در این پژوهش وجود ندارد.
شناسایی مدلی برای طردشدگی اعضای هیئت علمی در محیط کار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی مدلی برای طردشدگی اعضای هیئت علمی در محیط کار اجرا شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از لحاظ ماهیت اکتشافی و از لحاظ روش، به شیوه کیفی و با نظریه داد ه بنیاد انجام شده است. میدان پژوهش را اعضای هیئت علمی دانشگاه های ایران تشکیل می دهند که در این میان 19 نفر به روش هدفمند و نیز روش گلوله برفی و رعایت قاعده اشباع نظری به عنوان نمونه انتخاب و داده ها با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری شده است. نتایج حاکی از آن است که طردشدگی اعضای هیئت علمی در محیط کار تحت تأثیر 3 دسته عوامل علی (عوامل فردی، عوامل گروهی و عوامل سازمانی) قرار داشته و عوامل زمینه ای (عوامل مربوط به فرهنگ سازمانی، عوامل مربوط به ساختار سازمانی و عوامل مربوط به فرایندهای سازمانی) و عوامل مداخله گر نیز پیدایش این پدیده در دانشگاه ها را تحت تأثیر قرار می دهند. راهبردهای پیشگیری از طردشدگی اعضای هیئت علمی و پیامدهای این پدیده در دانشگاه ها نیز در دو سطح فردی و سازمانی مورد شناسایی قرار گرفته است. یافته های پژوهش می تواند بینش مناسبی در ارتباط با چگونگی شکل گیری پدیده طردشدگی اعضای هیئت علمی در محیط کار ایجاد کرده و زمینه جلوگیری از آن را برای برنامه ریزان و سیاست گذاران نظام دانشگاهی فراهم آورد.
واکاوی و طراحی الگوی سازوکارهای ارتقای عملکرد در سازمان های دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت سازمان های دولتی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۰)
91 - 108
حوزههای تخصصی:
در دنیای پیچیده و پویای سازمانی امروز، رفتار کارکنان به عنوان یکی از عوامل کلیدی موفقیت سازمان ها شناخته می شود. این پژوهش با هدف واکاوی سازوکارهای ارتقای عملکرد در سازمان های دولتی ایران و بررسی تأثیر تلنگرهای سازمانی بر رفتار کارکنان انجام شد. روش تحقیق، کیفی و از نوع تحلیل مضمون بود. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۵۰ مشارکت کننده، مشاهده مستقیم و تحلیل اسناد جمع آوری شدند. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون و با کمک نرم افزار MAXQDA انجام شد. یافته ها نشان داد که تلنگرهای سازمانی از طریق پنج سازوکاراصلی-محیطی، اجتماعی، روان شناختی، فرهنگی و فناورانه—رفتار کارکنان را تحت تأثیر قرار می دهند. سازوکارهای محیطی با تغییر در طراحی محیط کار و ساده سازی فرایندها، فشار روانی کارکنان را کاهش و بهره وری را افزایش می دهند. سازوکار های اجتماعی از هنجارهای گروهی و تأیید اجتماعی برای ترغیب کارکنان به رفتارهای مطلوب استفاده می کنند. سازوکارهای روان شناختی با بهره گیری از سوگیری های شناختی و اثر چارچوب بندی، تصمیم گیری کارکنان را بهبود می بخشند. سازوکار های فرهنگی براساس ارزش ها و باورهای سازمانی عمل می کنند و سازوکار های فناورانه از ابزارهای دیجیتال برای ارائه تلنگرها استفاده می کنند. نتایج نشان داد که ویژگی های فرهنگی و ساختاری سازمان ها به طور قابل توجهی بر کارآمدی تلنگرها تأثیر می گذارند. در نهایت، پیشنهاد می شود سازمان ها تلنگرهایی طراحی کنند که با فرهنگ سازمانی همسو بوده و از فناوری های نوین برای افزایش اثربخشی استفاده نمایند. مشارکت کارکنان در طراحی و اجرای تلنگرها و ارزیابی مستمر اثربخشی آن ها نیز می تواند به بهبود عملکرد سازمانی کمک کند. این پژوهش با ارائه راهکارهای عملی، به مدیران سازمان های دولتی کمک می کند تا با استفاده از تلنگرهای مؤثر، رفتار کارکنان را در راستای اهداف سازمانی هدایت کنند.
اثر رهبری زامبی بر سکوت سازمانی؛ با نقش میانجی صخره شیشه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رفتار سازمانی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۴)
161 - 202
حوزههای تخصصی:
سکوت سازمانی، یکی از چالش های مهم در محیط های کاری معاصر است و عومل متعددی بر تشدید آن در سازمان اثرگذار است، بنابراین، پژوهش پیش رو با هدف تعیین میزان اثرات رهبری زامبی بر سکوت سازمانی با نقش میانجی صخره شیشه ای انجام شد. ازنظر فلسفی، اثبات گرایانه با رویکرد قیاسی، راهبرد توصیفی، از نوع کمّی و مقطعی بوده و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه است. جامعه آماری پژوهش، کارکنان زن کمیته امداد امام خمینی(ره) استان کردستان و مراکز نیکوکاری می باشد. روش نمونه گیری، تصادفی طبقه ای بوده و با استفاده از روش کوهن تعداد 107 نفر از کارکنان به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. پایایی مدل اندازه گیری ازطریق بارهای عاملی، پایایی ترکیبی و آلفای کرونباخ، همچنین روایی همگرا با معیار AVE و روایی واگرا توسط شاخص HTMT بررسی و تأیید شد. نتایج تحلیل داده ها با نرم افزار پی.ال.اس نشان داد که رهبری زامبی به طورمستقیم و غیرمستقیم ازطریق متغیر میانجی صخره شیشه ای بر سکوت سازمانی اثرگذار است. همچنین، نتایج آزمون تحلیل واریانس با نرم افزار اس.پی.اس.اس نشان داد که بین میانگین نظرات ازلحاظ متغیرهای محل خدمت، تجربه و نوع استخدام تفاوت معنادار وجود دارد. درخصوص سایر متغیرها تفاوتی مشاهده نشد. جنبه نوآوری پژوهش این است که مطالعات پیشین متغیرهای مذکور را در فرهنگ های غربی بررسی کرده اند. لیکن پژوهش حاضر متغیرها را به طور هم زمان و در فرهنگ و بستر غیرغربی (ایران) بررسی کرد.
ارائۀ شبکۀ مضامین چالش های تأمین مالی ازطریق صندوق سرمایه گذاری پروژه و راهکارهای رفع آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابزارهای تأمین مالی پروژه های زیرساختی موجود در بازار سرمایه اعم از ابزارهای تأمین مالی بدهی، سرمایه ای و تأسیس صندوق، نقش مؤثری در توسعه روش های تأمین مالی پروژه، بهره برداری به موقع از آن و به سرانجام رسیدن پروژه های نیمه تمام دارد. صندوق سرمایه گذاری پروژه یکی از روش های نوین تأمین مالی پروژه در بازار سرمایه محسوب می شود که در دهه اخیر تنها یک بار استفاده شده و اقبال مناسبی از این ابزار تأمین مالی صورت نپذیرفته است؛ بنابراین، هدف از انجام این پژوهش، آسیب شناسی مدل فعلی تأمین مالی ازطریق صندوق پروژه و ارائه راهکارهای اصلاحی برای آن است. این پژوهش دارای رویکرد کیفی است. از منظر هدف در زمره پژوهش های کاربردی و از منظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی پیمایشی محسوب می شود. در این پژوهش ابتدا با روش اسنادی (مطالعه کتب، مقالات، یادداشت ها و غیره) و مصاحبه با خبرگان، تمامی چالش های ناظر بر فرایند تأمین مالی ازطریق تأسیس صندوق پروژه استخراج، سپس با روش تحلیل مضمون، ذیل سه مضمون سازمان دهنده چالش های فرایندی و ساختاری، چالش های محیطی و چالش های قانونی و مقرراتی طبقه بندی شدند؛ درنهایت با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با تأکید بر تجارب بین المللی، راهکارهای متناظر با هریک از چالش ها تبیین شد. از جمله این راهکارها می توان به تسهیلگری قوانین و مقررات، اصلاح اساسنامه صندوق پروژه، تجدیدنظر درخصوص حاکمیت شرکتی، حذف برخی ارکان و بازنگری در شرح وظایف ارکان اشاره کرد.
جمعیت جوان و پویایی اقتصاد ایران: تحلیل نقش ساختار سنی در رشد اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی ارتش سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۲
209 - 230
حوزههای تخصصی:
The age structure of the population is measured by variables such as the working-age population share, the dependency ratio of children, and the elderly. Changes in these variables affect a country’s economic development trajectory and its opportunities and challenges. Given Iran’s substantial young population, this study examines the impact of population age structure on the country’s economic growth over the period 1986-2021. To this end, an econometric model was estimated using Eviews 13, where Gross Domestic Product (GDP) is considered the dependent variable and an indicator of economic growth. The model's independent variables include physical capital stock (PHC), years of schooling of the labor force (EDU), military expenditures (DEF), trade-to-GDP ratio (TRD), the growth rate of the active population aged 15 to 65 (POW), child dependency ratio (CHILD), and elderly dependency ratio (OLD). The results of this study indicate that years of schooling of the labor force (with a coefficient of 0.23), trade-to-GDP ratio (with a coefficient of 0.28), military expenditures (with a coefficient of 0.34), and physical capital stock (with a coefficient of 0.48) have a positive and significant impact on Iran's economic growth. Furthermore, the active population (with a coefficient of 1.3) shows a positive and significant relationship with economic growth. In contrast, the elderly dependency ratio (with a coefficient of 0.42) and child dependency ratio (with a coefficient of 0.23) have a negative but insignificant effect on economic growth.
تبیین ظرفیت های نقاشی قهوه خانه ای در تقویت تجربه گردشگری هنری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : این مقاله با هدف تبیین ظرفیت های نقاشی قهوه خانه ای در پیوند با گردشگری هنری ایران، می کوشد از منظری زیبایی شناختی و فرهنگی به امکان بهره برداری از این هنر برای ارتقاء تجربه گردشگران توجه کند. روش شناسی : مطالعه حاضر به صورت کیفی و با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. دو اثر شاخص از نقاشی قهوه خانه ای— «نبرد رستم و دیو سپید» و «مصیبت کربلا» —با رویکرد تحلیل بصری و روایی و چارچوب نظری ابن هیثم در سه سطح حس، تمایز و قضاوت مورد بررسی قرار گرفته اند. تجربه گردشگران نیز در قالب سه تیپ فرهنگی فرضی (گردشگر ایرانی، غربی و شرقی) بازسازی شده تا نحوه ادراک آثار از منظر زمینه های فرهنگی گوناگون بررسی شود. در این چارچوب، به جای استفاده از ابزارهای کمی، از تحلیل نظری بهره گرفته شده که با هدف تبیین مفهومی ادراک زیبایی شناختی مبتنی بر چارچوب فلسفی انجام گرفته است. یافته ها : نتایج نشان می دهد نقاشی قهوه خانه ای از طریق عناصر بصری چون رنگ های زنده، ترکیب بندی های پویا و روایت های فرهنگی و مذهبی، قابلیت خلق تجربه ای چندلایه را برای گردشگران داراست. ادراک مخاطبان از این آثار به شدت وابسته به زمینه فرهنگی آن هاست. گردشگران ایرانی با درکی عمیق تر از نمادها، تجربه ای احساسی تر و فرهنگی تر دارند؛ درحالی که گردشگران خارجی عمدتاً بر جذابیت بصری تمرکز می کنند. این امر اهمیت بهره گیری از واسطه های فرهنگی مانند راهنماهای تخصصی، فناوری های تعاملی و روایت های چندزبانه را برجسته می کند. نتیجه گیری و پیشنهادات : برای بهره برداری مؤثر از نقاشی قهوه خانه ای در گردشگری هنری، پیشنهاد می شود طراحی مسیرهای تعاملی، تورهای روایت محور، کارگاه های مشارکتی و استفاده از واقعیت افزوده در دستور کار قرار گیرد. چارچوب ادراکی ابن هیثم می تواند مبنایی برای طراحی تجارب بصری-فرهنگی غنی فراهم کند. نوآوری و اصالت : پژوهش حاضر الگویی مفهومی برای تحلیل تجربه گردشگری هنری از طریق هنرهای سنتی ارائه داده است. بهره گیری از نظریه ادراک بصری ابن هیثم در تبیین تعامل میان اثر هنری، بستر فرهنگی و درک مخاطب، نوآوری اصلی این پژوهش محسوب می شود که می تواند مبنای مطالعات نظری و میدانی آتی قرار گیرد.
تبیین مدل بازاریابی شهودی در صنعت شوینده ایران: رویکرد کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
417 - 462
حوزههای تخصصی:
صنعت شوینده در ایران به عنوان صنعتی رقابتی و پویا با چالش های فراوانی در شناخت رفتار واقعی مصرف کننده و طراحی راهبردهای بازاریابی مواجه است. مهم ترین مسئله این پژوهش، ضعف مدل های بازاریابی سنتی در شناسایی و بهره برداری از سازوکارهای ناخودآگاه و شهودی مؤثر بر فرایند خرید است که باعث ایجاد فاصله میان رفتار ادراکی و عملی مشتریان و کاهش اثربخشی سرمایه گذاری های بازاریابی شده است. هدف این تحقیق تبیین مدل پارادایمی بازاریابی شهودی در صنعت شوینده ایران و ارائه چارچوبی بومی برای شناسایی الهامات، عوامل ناخودآگاه، موانع و راهبردهای اثربخش در جهت ارتقاء تجربه مشتری و رشد برند است. این مطالعه صرفاً با رویکرد کیفی و با انجام مصاحبه های عمیق با ۲۰ نفر از خبرگان حوزه بازاریابی، مدیران و اساتید دانشگاهی انجام شد و داده ها با روش نظریه داده بنیاد تحلیل و کدگذاری شدند. یافته ها نشان دادند که الهامات محیط زیستی، تداعی نوستالژیک، غرور ملی و روایت های خانوادگی از ریشه های اصلی رفتار شهودی هستند و عوامل زمینه ای نظیر هویت اجتماعی، آموزش تخصصی، قیمت و تجربه خرید، شرایط ظهور این رفتار را تقویت می کنند. موانع ساختاری، ریسک ادراک شده و شایعات به عنوان عوامل تضعیف کننده شناسایی شدند. راهبردهای پیشنهادی شامل نوآوری محصول و بسته بندی، تبلیغات خلاق و حسی، توسعه سرمایه انسانی شهودی و ارتقاء تجربه مشتری است. این پژوهش تأکید دارد که شرکت ها باید تمرکز خود را از بازاریابی صرفاً منطقی به سرمایه گذاری در ظرفیت های ناخودآگاه و شهودی نیروی انسانی و محصولات معطوف کنند. توصیه می شود مدیران با بهره گیری از روش های عصب پژوهی، طراحی نوآورانه و آموزش تخصصی، مزیت رقابتی پایدار خلق نمایند.
طراحی مدل سنجش سطوح بلوغ دستگاه های اجرایی در پیاده سازی نظام ارزیابی عملکرد
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با توجه به نابسامانی های موجود در حوزه ارزیابی عملکرد دستگاه های اجرایی کشور، دولت در سال ۱۳۹۶ بخشنامه ارزیابی عملکرد را در راستای یکپارچه و منسجم تر کردن ارزیابی عملکرد در دستگاه های اجرایی مصوب کرد. این بخشنامه چارچوبی کمابیش مشخص و ثابت را برای ارزیابی عملکرد کارکنان و مدیران در دستگاه های اجرایی کشور تجویز کرد. با توجه به اینکه تمامی دستگاه ها در استقرار نظام ارزیابی عملکرد به شیوه ای یکسان عمل نکرده اند، این پژوهش با هدف طراحی مدل سنجش سطح بلوغ دستگاه های اجرایی در پیاده سازی نظام ارزیابی عملکرد انجام شد.
روش: در این پژوهش از طریق تحلیل محتوای کیفی ادبیات و بخشنامه ارزیابی عملکرد، مدل سطوح بلوغ نظام ارزیابی عملکرد دستگاه های اجرایی کشور طراحی شد.
یافته ها: در این پژوهش مدل سطوح بلوغ ارزیابی عملکرد دستگاه های اجرایی، به همراه سنجه های مرتبط با آن شناسایی شدند. سطوح بلوغ شناسایی شده عبارت اند از: توجه به ضرورت ها، اجرای غیرنظام مند، اجرای نظام مند، ارتباط با سایر سیستم های منابع انسانی و خلاقیت و نوآوری در ارزیابی.
نتیجه گیری: با توجه به عدم استقرار یکسان نظام ارزیابی عملکرد در دستگاه های اجرایی، ارائه مدل سطح بلوغ ارزیابی عملکرد دستگاه های اجرایی می تواند به شناسایی ضعف ها و قوت های هر دستگاه کمک کند و زمینه ساز بهبود مستمر فرایندهای ارزیابی عملکرد کارکنان و مدیران شود. این مدل می تواند به منزله ابزاری ارزشمند برای نظارت و هدایت بهتر دستگاه ها در راستای افزایش بهره وری نظام اداری استفاده شود.
نقش توانایی سیاست مالی بر نابرابری درآمد
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۰ (جلد ۱)
253 - 264
حوزههای تخصصی:
وقتی تعادل عمومی در اقتصاد به واسطه رکود یا تقاضای مازاد بر هم بخورد، دولت برای برقراری دوباره تعادل در اقتصاد و کاهش رکود و تقاضا می تواند به اجرای سیاست مالی بپردازد. با ایجاد رکود، تولید کاهش می یابد و اگر تقاضای مازاد وجود داشته باشد، در جامعه تورم ایجاد می شود. در صورتی که دولت بخواهد اقدامی در این خصوص انجام دهد، می تواند به اجرای سیاست مالی بپردازد تا در بازار کالا و خدمات دخالت کند. سیاست مالی مستقیما از طریق دولت بر فضای اقتصادی کشور اعمال می شود. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی توانایی سیاست مالی نابرابری درآمد می باشد. پژوهش حاضر در نیمه اول سال 1404 صورت گرفته و از نوع توصیفی تحلیلی است و پس از بررسی مفاهیم با ارائه نتایج به پیشنهادات کاربردی پرداخته شده است. روش پژوهش، توصیفی و روش گردآوری اطلاعات آن، کتابخانه ای است. بدین صورت که از منابع کتابخانه ای نظیر: کتاب، مقاله، منابع خارجی و... و آموخته های محقق استفاده شده است. از نتایج پژوهش چنین برمی آید که سیاست مالی و استفاده بهینه آن، بر نابرابری درآمد تاثیر مستقیم دارد که در راستای پژوهش، ضمن بررسی آن، سؤالات پژوهش تحلیل شده و نتایج تحلیل بیانگر این بود که با آگاهی پیدا کردن نسبت به عوامل و جنبه های سیاست مالی، می توان آن را تا حدی بهبود و از بروز نابرابری درآمد در سازمان جلوگیری کرد.
بررسی رفتار مصرف کنندگان نسبت به مسئولیت ناپذیری اجتماعی شرکتی برندهای اصیل با در نظر گرفتن تعدیلگری قوم گرایی مصرف کننده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئولیت ناپذیری اجتماعی شرکتی رفتار غیراخلاقی یا غیرقانونی برندها است که باعث می شود مصرف کننده آسیب ببیند.این رفتارهای آسیب زننده باعث از دست رفتن منابع مالی و شهرت برند می شود.هدف اصلی این تحقیق بررسی تأثیر اصالت برند در هنگام وقوع مسئولیت ناپذیری اجتماعی و نقش قوم گرایی مصرف کننده به عنوان تعدیل گر در این تأثیر است.در این ارزیابی،بخشش برند به عنوان مهم ترین رفتار مصرف کننده و میانجی ایفای نقش می کند.تحقیق به صورت یک آزمایش بر اساس دو سناریو آزمایش(برند اصیل) و کنترل(برند غیر اصیل) طراحی شده است و اطلاعات از طریق پرسشنامه به روش غیر احتمالی از طریق مردم تهران جمع آوری شده است.درمجموع 193 پاسخ معتبر جمع آوری شد.برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار اس پی اس اس و افزونه پراسس ماکرو استفاده شده است.نتایج به دست آمده نشان دادند که در هنگام وقوع مسئولیت ناپذیری اجتماعی برند اصیل در مقایسه با برند غیر اصیل،باعث افزایش بخشش برند و کاهش تبلیغات توصیه ای منفی و اجتناب از برند می شود و بخشش برند به عنوان میانجی رابطه میان اصالت برند(برند اصیل در مقابل غیر اصیل) و تبلیغات توصیه ای منفی و اجتناب از برند،ایفای نقش می کند.همچنین قوم گرایی مصرف کننده رابطه میان اصالت برند و بخشش برند را به صورت مثبت تعدیل می کند.
از هایتک تا تسلط بر دانش فنی: تطور مفهوم شرکت دانش بنیان در فرایند اجرای قانون حمایت از شرکت ها و مؤسسات دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بهبود مدیریت سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴شماره ۲ (پیاپی ۶۸)
44 - 71
حوزههای تخصصی:
In recent years, the development and proliferation of knowledge-based firms (KBFs) have become one of the key pillars of economic and technological growth. In this regard, the influence of policies in accelerating the progress of these firms is of great importance. However, the process of formulating and implementing these policies is rather complicated and requires continuous adaptation to environmental and technological changes. The gradual changes in the assessment procedure for granting support to KBFs in Iran is an important overlooked issue. To this end, this paper examines the evolution of assessment criteria of KBFs through the lens of policy learning, notably technical and conceptual policy learning. Those in charge of implementing the law for supporting KBFs gradually learned and revised eligibility criteria for being certified as KBF to further develop and contribute to the growth of these firms. This article investigates the policy learning yielded for stakeholders in the policy process of the law by highlighting the evolution of evaluation and support criteria for KBFs. This paper, in terms of purpose and type, is applied and qualitative, respectively, and its thematic and temporal scope covers the assessment criteria of KBFs from 2012 to 2023. Given our findings, technical and conceptual types of policy learning have played an instrumental role in revising supportive tools and criteria for becoming an approved KBF to enjoy the law facilities.
آینده رهبری در سازمان های رسانه ای در بستر تحولات فناورانه (افق 2030)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۴ بهار ۱۴۰۴ ۴شماره ۱
53 - 82
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، بررسی آینده رهبری در سازمان های رسانه ای با توجه به تحولات فناورانه تا افق ۲۰۳۰ است. با استفاده از مدل پنج عامل آینده پیلکان (ثابت ها، روندها، تناقضات، عدم قطعیت ها و شگفتی سازها) و بهره گیری از نظریه های نوین رهبری دیجیتال، پیچیده و توزیعی، تلاش شده است تا چشم اندازی ترکیبی از چالش ها و فرصت های پیش روی رهبران رسانه ای ترسیم شود. روش: این پژوهش در چارچوب آینده نگاری، از روش تحلیل اسنادی بهره برده است. داده ها از منابع معتبر علمی شامل کتاب ها، مقاله های پژوهشی و گزارش های بین المللی گردآوری و با روش تحلیل مضمون قیاسی، بر مبنای مدل پیلکان تحلیل و دسته بندی شده اند. یافته ها: در تحلیل عوامل آینده، در بخش ثابت ها مشخص شد که موفقیت رهبران رسانه ای، به حفظ هویت سازمانی، پایبندی به اخلاق حرفه ای و ایجاد اعتماد پایدار نزد مخاطبان وابسته است. در روندها، رشد ابزارهای هوشمند مانند چت بات های تحریریه و تحلیلگرهای داده، نقش رهبر را به مدیر فناوری ارتباطی تبدیل می کند. در میان تناقض ها، هم زمانی فشار بر تولید محتوای سریع با ضرورت حفظ کیفیت و دقت به چشم می خورد. در عدم قطعیت ها، واکنش مبهم کارکنان به جایگزینی انسانی با الگوریتم، چالشی جدی تلقی می شود. در شگفتی سازها، احتمال تصمیم گیری تحریریه توسط هوش مصنوعی، شکل جدیدی از رهبری را پیش بینی می کند. نتیجه گیری: رهبران رسانه ای برای حفظ و ارتقای نقش راهبردی خود، باید توانایی ترکیب مهارت های انسانی با ظرفیت های فناورانه را داشته باشند. این تحقیق نشان می دهد که مدیریت موفق آینده، مستلزم تلفیق رهبری تحول گرا با بینش آینده نگر است و به بازطراحی سازوکارهای سازمانی، اخلاقی و فناورانه نیاز دارد.
طراحی چارچوب مفهومی سنجش تحقق هوش مصنوعی مسئولیت پذیر در مدیریت منابع انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فناوری هوش مصنوعی با ایجاد تحول بنیادین در مدیریت منابع انسانی، به ابزاری راهبردی در تصمیم گیری های کلیدی از جمله استخدام و ارتقا تبدیل شده است. با این حال، گزارش های بسیاری از تخلفات و آسیب های ناشی از تصمیم گیری خودکار حکایت دارند. براین اساس، هدف اصلی این پژوهش، طراحی چارچوب مفهومی سنجش تحقق هوش مصنوعی مسئولیت پذیر در حوزه مدیریت منابع انسانی است. در راستای تحقق این هدف، از رویکردی کیفی بهره گرفته شده است. در گام نخست، با مرور نظام مند ادبیات نظری و تجربی مرتبط، چارچوب مفهومی اولیه استخراج شد. سپس، به منظور تعمیق و غنای آن، مصاحبه های نیمه ساختار یافته ای با ۱۰ تن از خبرگان حوزه های منابع انسانی و هوش مصنوعی انجام شد. داده های گردآوری شده با روش تحلیل محتوای کیفی بررسی و تفسیر شد تا ابعاد مفهومی هوش مصنوعی مسئولیت پذیر به شکلی دقیق و مبتنی بر شواهد استخراج شود. یافته ها نشان داد که ابعاد هوش مصنوعی مسئولیت پذیر در شش حوزه اصلی شامل اخلاق با 7 شاخص، قابلیت اطمینان و اعتمادپذیری با 5 شاخص، پاسخ گویی و مسئولیت پذیری با 6 شاخص، شفافیت با 7 شاخص، عدالت و عدم تبعیض با 7 شاخص و همچنین امنیت و حریم خصوصی با 8 شاخص تعریف می شوند که با مجموعه ای از ۴۰ شاخص مشخص شده اند. این چارچوب می تواند مدیران منابع انسانی را در طراحی و پیاده سازی سیستم های هوش مصنوعی کمک کند تا نه تنها این فناوری را به شکلی مسئولانه و منطبق بر ارزش های انسانی و سازمانی به کار ببرند، بلکه با درک و به کارگیری هم زمان شش بعد کلیدی مسئولیت پذیری از پیامدهای ناخواسته جلوگیری کنند.
طراحی مدل مدیریت منابع انسانی سبز با تأکید بر شایستگی های ممتاز مدیران (مطالعه موردی: سازمان تأمین اجتماعی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت سبز دوره ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
86 - 112
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضرطراحی مدل مدیریت منابع انسانی سبز با تأکید برشایستگی های ممتاز مدیران می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی، به لحاظ روش گردآوری داده ها، اکتشافی و به لحاظ ماهیت داده ها، کیفی و کمی(آمیخته) است. روش گردآوری داده ها در بخش کیفی ازنوع مصاحبه وجهت تحلیل ازتکنیک گرندد تئوری در محیط نرم افزار مکس.کیو.دی.ای2018 استفاده گردید. در بخش کمی داده ها با روش تحلیل عاملی اکتشافی و تائیدی با نرم افزارهای SPSS و AMOS مورد تحلیل واقع شدند. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 25 تن از نخبگان دانشگاهی از رشته های مدیریت، محیط زیست و مدیران سازمان تأمین اجتماعی استان مازندران بودند که با استفاده از روش گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری با 22خبره مصاحبه عمیق انجام شد. دربخش کمی جامعه آماری شامل کلیه کارکنان سازمان تأمین اجتماعی استان مازندران بودند که برای سنجش مدل، پرسشنامه محقق ساخته ای با روش نمونه گیری خوشه ای نسبی در بین 285 نفر از نمونه ها توزیع گردید. میزان پایایی پرسشنامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ به میزان78/0 بدست آمد. نتایج بخش کیفی نشان داد مدل مدیریت منابع انسانی سبز با تأکید برشایستگی های ممتاز مدیران دارای 15 بعد به شرح شرایط علی(1.استراتژی سبز 2.آموزش و توسعه سبز 3. ارزیابی عملکرد سبز)، شرایط زمینه ای(4.جذب واستخدام سبز، 5. فرهنگ سازی سبز، 6. جبران خدمات سبز)، شرایط مداخله ای (7.مسئولیت اخلاقی، 8.مسئولیت قانونی، 9.مسئولیت اقتصادی)، راهبرد(10.مدیریت منابع انسانی سبز، 11. فناوری سبز، 12.مشارکت سبز، 13. مدیریت انضباط سبز) و پیامد( 14. سرمایه اجتماعی سبز و 15. مسئولیت بشردوستانه ) بوده است.