فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۹۸۱ تا ۳٬۰۰۰ مورد از کل ۵۷٬۳۰۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی توسعه ظرفیت اشتغال پذیری بانوان با تاکید بر برنامه هفتم توسعه است. این پژوهش کیفی و با استفاده از تحلیل مضمون تدوین شده است؛ در این پژوهش با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان حوزه خط مشی گذاری، کارآفرینی و مدیریت به تعداد 23 نفر یافته ها ترکیب و الگوی حاضر طراحی شد. بر این اساس با تحلیل محتوای مصاحبه ها با استفاده از نرم افزار 2020Maxqda ابعاد و کدهای مربوطه استخراج و میزان اهمیت و اولویت هر یک با استفاده از تکنیک آنتروپی شانون تعیین شد. براساس رویکرد پژوهش 34 مفهوم و 109 کد استخراج گردید. خط مشی های حمایتی، آمایش سرزمینی، ظرفیت های مهارتی، بستر کارآفرینی، تبیین سند اشتغال بانوان و سیستم آموزشی بیشترین ضریب اهمیت را به دست آوردند. در این پژوهش، الگوی توسعه ظرفیت اشتغال پذیری بانوان با تاکید بر برنامه هفتم توسعه ارائه شد. از آنجا که تاکنون مدل جامعی برای اشتغال پذیری بانوان با تاکید بر برنامه هفتم توسعه ارائه نشده است، این پژوهش می تواند در راستای ارتقا اشتغال زنان، توسعه اجتماعی و برابری شغلی سودمند باشد.
بررسی تأثیر برنامه های آموزشی مبتنی بر دستیاری هوش مصنوعی بر رفتار نوآورانه و تاب آورانه کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و مدیریت کارآفرینی دوره ۳ زمستان م۱۴۰۳ شماره ۴
115 - 133
حوزههای تخصصی:
با پیشرفت فناوری و پیچیده تر شدن محیط های کاری، سازمان ها به دنبال راه کارهایی برای تقویت نوآوری و تاب آوری کارکنان خود هستند. در این راستا، برنامه های آموزشی مبتنی بر دستیاری هوش مصنوعی به عنوان ابزاری مؤثر برای توسعه مهارت ها و انطباق با تغییرات محیطی مطرح شده اند. این پژوهش تأثیر چنین برنامه هایی را بر رفتار نوآورانه و تاب آوری کارکنان از طریق متغیر میانجی هوش فرهنگی در سازمان های دولتی شهر گنبد کاووس بررسی و تحلیل نموده است. جامعه آماری شامل 3500 نفر از کارکنان رسمی بود که از میان آنها، 346 نفر با روش نمونه گیری در دسترس و بر اساس جدول کرجسی و مورگان به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با پرسشنامه استاندارد مبتنی بر مقیاس لیکرت جمع آوری و با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری در نرم افزار LISREL8.8 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که برنامه های آموزشی مبتنی بر دستیاری هوش مصنوعی تأثیر مثبت و معناداری بر هوش فرهنگی و رفتار نوآورانه کارکنان دارند، اما اثر مستقیمی بر رفتار تاب آورانه کارکنان مشاهده نشد. هوش فرهنگی به عنوان متغیر میانجی، نه تنها رفتار نوآورانه را تقویت کرد، بلکه ارتباط معناداری با رفتار تاب آورانه برقرار نمود. این نتایج بیانگر آن است که آموزش های مبتنی بر هوش مصنوعی، اگرچه به تنهایی تاب آوری را مستقیماً افزایش نمی دهند، اما از طریق ارتقاء هوش فرهنگی می توانند کارکنان را در مواجهه با چالش ها توانمندتر کرده و خلاقیت آنها را بهبود بخشند. سازمان ها می توانند با کاربست فناوری های نوین هوش مصنوعی در آموزش های ضمن خدمت و بهبود سازگاری با تغییرات محیطی، عملکرد کارکنان را تقویت نمایند.
نقش فناوری اطلاعات در خدمات تامین اجتماعی با تمرکز بر جنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگرش مدیریت راهبردی سال ۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۸)
31 - 70
حوزههای تخصصی:
کرونا بسیاری از نظام های رفاه و تأمین اجتماعی و تجربیات علمی و عملی موفق دنیا را در این زمینه به چالش کشیده است، از طرفی تغییر معماری سازمانی مجموعه های نظامی و روند تغییرات الگوواره (پارادیم)های جنگی به سمتی حرکت کرده و می کند که در آن نقش نیروهای انسانی زبده، متخصص، حرفه ای، ماهر و روزآمد در زمینه به کارگیری فناوری های نوظهور، روز به روز پُررنگ تر می شود. بدیهی است جذب، حفظ و نگهداشت نیروی انسانی باکیفیت تر، نیازمند برقراری یک نظام رفاه و تأمین اجتماعی کارآمدتر برای این افراد است. به طور کلی مقولات «امنیت» و «تأمین اجتماعی» به معنای فراهم سازی نیازهای اولیه و اساسی و ایجاد آرامش خاطر و امید به آینده، مقارنت و ملازمت زیادی با یکدیگر داشته و نقش تعیین کننده ای در وظایف دولت ها دارند. فناوریهای نو ظهور در عرصه ICT مبتنی بر ابزارهای هوشمند و شبکه های اجتماعی، تأثیر و تأثرات زیادی بر این حوزه داشته و دارند. در این مقاله ابتدا مفهوم تأمین اجتماعی و نقش و اهمیت آن در ارتباط با منابع انسانی نظامی تشریح و سپس روندهای به کارگیری فناوری ارتباطات و اطلاعات و نیز تغییر دیدمان (الگوواره) جنگ ها ارائه و به پُررنگ تر شدن نقش منابع انسانی کیفی که سالم، ماهر و دارای تأمین باشد، در فراروندهای (مگاترند) جنگی می پردازد. احصاء اثرات جنگ بر چرخه منابع و مصارف سازمان ها و صندوق های بیمه گر اجتماعی و نیز ارائه فهرست فناوری های نوظهور و تحلیل کاربرد آنها در جنگ و نیز در ارائه خدمات تأمین اجتماعی و ارائه الگوی تأمین اجتماعی بُن سازه ای، دیجیتال و هوشمند، بخش های انتهایی مقاله را تشکیل می دهند و در پایان دستاوردها و نتایج حاصل از به کارگیری فناوری های نوظهور در ارائه خدمات تأمین اجتماعی، تبیین می شود.
سنجش و ارزیابی روش ها و فنون تدریس اعضای هیأت علمی در آموزش دانشگاهی به منظور تضمین کیفیت آموزش
منبع:
مدیریت دانشگاهی سال ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
194 - 170
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، ارائه چارچوبی داده محور برای سنجش و ارزیابی روش ها و فنون تدریس اعضای هیأت علمی در آموزش دانشگاهی با تمرکز بر نقش این ارزیابی ها در تضمین کیفیت آموزشی است. برخلاف اغلب مطالعات پیشین که عمدتاً بر تحلیل های توصیفی یا نظرات خبرگان متکی بوده اند، در این پژوهش از داده های واقعی حاصل از ارزشیابی تدریس توسط دانشجویان و نمرات عملکرد آموزشی آنان استفاده شده است. جامعه آماری شامل داده های دروس ارائه شده در دانشگاه های قم و بزرگمهر قائنات طی سال های ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۴ است. ابتدا معیارهای ارزشیابی تدریس با استناد به دستورالعمل های وزارت علوم استخراج شد. سپس با بهره گیری از الگوریتم های داده کاوی، به ویژه خوشه بندی، دروس با الگوهای ارزشیابی مشابه گروه بندی شدند و معیارهای مرتبط با خوشه های دارای بالاترین عملکرد تحصیلی شناسایی گردید. در ادامه، وزن و اهمیت نسبی هر معیار به صورت داده محور محاسبه و نرمال سازی شد. نتایج تحلیل نشان داد که معیار «واکنش منطقی و معقول به پیشنهادها، انتقادها و دیدگاه های دانشجویان» با وزن 0.07803 بیشترین تأثیر را بر بازدهی آموزشی دانشجویان دارد. پس از آن، معیار «تسلط استاد بر موضوع درس» با وزن 0.07774 در رتبه دوم قرار گرفت. در مرحله پایانی، راهکارهایی برای بهبود معیارهای با اولویت بالا تدوین و با استفاده از تکنیک های تصمیم گیری چندمعیاره شامل AHP اولویت بندی گردید. یافته ها نشان می دهد که رویکرد تلفیقی مبتنی بر داده کاوی و تحلیل تصمیم محور، می تواند ابزاری کارآمد و دقیق در جهت بهبود نظام ارزشیابی آموزشی و ارتقای کیفیت تدریس در آموزش عالی فراهم آورد.
موانع پیاده سازی تکنولوژی بلاکچین در لجستیک بشردوستانه در شرایط عدم قطعیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت کسب و کار هوشمند سال ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۷
153 - 184
حوزههای تخصصی:
در عصر دیجیتال، فناوری بلاک چین به عنوان نوآوری عملیاتی شناخته شده است که به سرعت در حال پیوستن به زمینه زنجیره تامین و لجستیک بشردوستانه است. از این رو، تکنولوژی بلاکچین این پتانسیل را دارد که زمینه کمک های بشردوستانه را به طور اساسی تغییر دهد، اما هنوز تحقیقات نسبتاً کمی با هدف بهبود درک موانع مختلف پذیرش بلاک چین در لجستیک بشردوستانه منتشر شده است. هدف این تحقیق ارائه یک چارچوب یکپارچه جهت ارزیابی موانع پذیرش بلاک چین در زمینه لجستیک بشردوستانه است. برای تجزیه و تحلیل موانع از رویکرد یکپارچه روش FMEA مبتنی بر Z-ARAS در سه فاز استفاده شده است. در فاز اول این رویکرد بر اساس ادبیات، 10 مانع پذیرش بلاک چین در لجستیک بشردوستانه بر اساس روش FMEA شناسایی شده و عوامل تعیین کننده RPN مقدار دهی می شوند. در فاز دوم، با بهره گیری از نظرات خبرگان، وزن های عوامل سه گانه محاسبه می شوند. سپس در فاز سوم، با توجه به خروجی های فاز های قبل، موانع با استفاده از روش پیشنهادی Z-ARAS با در نظر گرفتن عدم قطعیت و قابلیت اطمینان اولویت بندی می شوند. رویکرد پیشنهادی این تحقیق در ارزیابی موانع پیاده سازی بلاک چین در لجستیک بشردوستانه پیاده سازی گردید و بر اساس نتایج، مشکلات یکپارچه سازی، ریسک حملات سایبری و ریسک های فناوری به عنوان موانع مهم و بحرانی شناسایی شده اند. نتایج حاصل از رویکرد پیشنهادی نشانگر قابلیت و برتری آن در مقایسه با سایر روش ها نظیر FMEA و آراس فازی بوده است.
ارزیابی کاهش بار مالی دولت از طریق گونه شناسی پیشران های مؤثر بر حسابداری نسلی در بازار سرمایه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تجربی حسابداری مالی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۸۱
227 - 272
حوزههای تخصصی:
کی از مفاهیم مهم در عرصه دانش حسابداری که در سال های اخیر، عاملی برای پیوند بخش عمومی با بخش خصوصی بوده است، حسابداری نسلی است که برای اندازه گیری تحمیل بار مالی بر روی نسل های آینده، در نظام اقتصادی جوامع بسط یافته است. هدف این مطالعه، ارزیابی کاهش بار مالی دولت از طریق گونه شناسی پیشران های مؤثر بر حسابداری نسلی در بازار سرمایه می باشد. این مطالعه به لحاظ روش شناسی از الگوی (1978) Colaizzi برای پیاده سازی گام های اقدام پژوهی بهره برده است. لذا بر اساس این الگو، ابتدا از طریق مصاحبه با خبرگان و کدگذاری باز، تلاش گردید تا پیشران های مؤثر بر پیاده سازی حسابداری نسلی شرکت های بازار سرمایه مشخص شوند. سپس به منظور روایی سازی گزاره ها، از طریق ارزیابی انتقادی نسبت به تطبیق گزاره ها با پژوهش های مشابه اقدام گردید تا امکان ورود گزاره ها به مرحله ی تشکیل گروه کانونی جهت بحث و تبادل نظر برای تفکیک شناختی هریک از گزاره ها در قالب یک مقوله مهیا شود. در ادامه از طریق چک لیست ارزیابی کیو، هریک از گزاره ها در حدفاصل 4+ تا 4- امتیازبندی شدند و درنهایت ماتریس 4 طبقه ای پیشران های مؤثر در پیاده سازی حسابداری نسلی باهدف کاهش بار مالی دولت بر نسل های آینده ایجاد گردد. نتایج نشان داد، از مجموع 12 مصاحبه و 217 کدباز ایجادشده، مجموعاً 22 گزاره شناسایی شدند. از طرف دیگر در بخش کمی مشخص شد، 22 معیار شناسایی شده در 4 مقوله ایجادکننده ی چارچوب گونه شناسی حسابداری نسلی شرکت های بازار سرمایه بودند. همچنین مشخص گردید، از مجموع 4 مقوله ی شناسایی شده، پیشران های پرداخت انتقالی مؤثر در پیاده سازی حسابداری نسلی مهم ترین بُعد از میان مقوله های گونه شناسی شده می باشد که می تواند در کاهش بار مالی دولت ها بر نسل های آینده مؤثر عمل نماید.
تحلیل علم سنجی تولیدات علمی حوزه بازاریابی گردشگری و میهمان نوازی در سال های 2001- 2024(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : ازآنجایی که حوزه بازاریابی گردشگری و میهمان نوازی در حال تجربه بلوغ و پیچیدگی علمی است، مهم است که ما به عنوان محققین گردشگری، وسعت و عمق دانش موجود، مراحل توسعه ای که در چند دهه گذشته تجربه کرده ایم و آینده را کاملاً درک کنیم؛ بنابراین در تحقیق حاضر با هدف تحلیل علم سنجی تولیدات علمی حوزه بازاریابی گردشگری و میهمان نوازی در سال های 2024-2001 به بررسی موضوع پرداخته شده است.
روش شناسی : اﯾﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ از ﻧﻮع ﮐﺎرﺑﺮدی اﺳﺖ و ﺑﻪ روش ﭘﯿﻤﺎﯾﺸﯽ-ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ با استفاده از روش های رایج در مطالعات علم سنجی و با فن تحلیل هم رخدادی پژوهش های مرتبط با بازاریابی گردشگری و میهمان نوازی و هم نویسندگی انجام شده است.
یافته ها : بررسی و تحلیل منابع مرتبط با موضوع مورد نظر، افزایش قابل توجهی را در تمرکز بر بازاریابی گردشگری در تحقیقات دانشگاهی نشان می دهد. از سال 2001 تا 2013، حوزه بازاریابی گردشگری رشد و گسترش قابل توجهی را تجربه کرد، همان طور که با افزایش تعداد اسناد علمی مرتبط از 52 به تعداد نامشخص بیشتر مشاهده شد. انتشار مقالات در سال 2014 کاهش داشته است، اما از سال 2015 افزایش قابل توجهی در تعداد مطالعات داشته است. تعداد اسناد از 258 در سال 2015 به 491 در سال 2021 رسیده است. با توجه به اینکه همه شماره های مجلات به طور کامل در سال 2024 تولید نشده اند، تعداد کل مقالات در سال جاری 280 مقاله است. در سال های 2022 و 2023، مطالعات بازاریابی گردشگری نسبت به سال های قبل کاهش یافته است.
نتیجه گیری و پیشنهادها : عباراتی مانند گردشگری، توسعه گردشگری و گردشگری پایدار از سال 2012 تا 2018 به طور برجسته در زمینه تحقیقات بازاریابی گردشگری مورد بحث قرار گرفته و یک پیوند مهم با پایداری دارند.
نوآوری و اصالت : ارائه یک مرور مختصر از توسعه بازاریابی گردشگری و میهمان نوازی در چند دهه اخیر و سپس بحث در مورد برخی از موضوعاتی است که به محققان بازاریابی گردشگری و میهمان نوازی در آینده نزدیک کمک می کند.
Establishing Criteria for an Optimal Online Learning Environment for Iranian University Students: A Qualitative Research Synthesis(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The adoption of E-learning in academic environments, particularly in Iran, has accelerated over the past decades. However, the lack of established guidelines for instructional design seems to have hindered the creation of effective online educational environments. Therefore, this study aimed to conduct a comprehensive qualitative research synthesis (QRS) to identify the criteria for an optimal online learning environment for Iranian university students. The study followed Major and Savin-Baden's three-phase QRS model and included 12 studies with 252 participants and 42 researchers. The synthesis integrated findings from multiple studies to gain insights into experts’ opinions and students’ perceptions, preferences, and experiences within online learning environments. The research identified four overarching themes: targeted learning, effective teaching management, socio-affective engagement, and learner empowerment. Targeted learning focuses on problem-oriented and need-oriented teaching; effective teaching management emphasizes balanced content and time management, clear objectives, and diverse presentation and evaluation methods; socio-affective engagement involves interactive feedback, social presence, and emotional communication; learner empowerment stresses autonomy, agency and active learning, including experiential and discovery learning. Applying these findings seems to offer a genuine contribution, leading to the development of culturally relevant and high-quality E-learning experiences and addressing the challenges posed by the nascent E-learning system in Iran.
Developing a Stock Market Prediction Model by Deep Learning Algorithms(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
For investors, predicting stock market changes has always been attractive and challenging because it helps them accurately identify profits and reduce potential risks. Deep learning-based models, as a subset of machine learning, receive attention in the field of price prediction through the improvement of traditional neural network models. In this paper, we propose a model for predicting stock prices of Tehran Stock Exchange companies using a long-short-term memory (LSTM) deep neural network. The model consists of two LSTM layers, one Dense layer, and two DropOut layers. In this study, using our studies and evaluations, the adjusted stock price with 12 technical index variables was taken as an input for the model. In assessing the model's predictive outcomes, we considered RMSE, MAE, and MAPE as criteria. According to the results, integrating technical indicators increases the model's accuracy in predicting the stock price, with the LSTM model outperforming the RNN model in this task.
مدل سازی تورش های رفتاری شرکای مؤسسات حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حسابداری دولتی سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۲۰)
157 - 176
حوزههای تخصصی:
موضوع و هدف مقاله: تورش های رفتاری یکی از انحرافات رفتاری در بین شرکای مؤسسات حسابرسی است و به عنوان یک عنصر مهم در بازارهای مالی به شمار می رود. این عامل گاهی باعث به وجود آمدن تلاطم در شرایطی که اطلاعات در آن پخش می شود، می گردد. لذا هدف کلی این تحقیق مدل سازی تورش های رفتاری شرکای مؤسسات حسابرسی می باشد. روش پژوهش: این تحقیق از لحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی از منظر نوع داده ها کیفی می باشد. مشارکت کنندگان این تحقیق رؤسای مؤسسات حسابرسی شهر تهران می باشند که به روش گلوله برفی تا حد اشباع نظری انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. یافته های پژوهش: تجزیه وتحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی با استفاده از نرم افزار MAXQDA صورت پذیرفته است. پس از تجزیه و تحلیل دقیق مصاحبه ها، یافته های پژوهش منجر به شناسایی 74 مفهوم استخراجی از 12 مقوله اصلی شد. نتیجه گیری، اصالت و افزوده آن به دانش: مدل پارادمی تحقیق در شرایط علّی شامل 1-عوامل فردی، 2-عوامل محیطی؛ مقوله های در بخش پدیده محوری شامل 1- عوامل مدیریتی، 2- عوامل ارتباطی؛ مقوله های در بخش شرایط زمینه ای شامل 1- عوامل سازمانی، 2- عوامل فردی؛ مقوله های در بخش شرایط مداخله گر شامل 1- عوامل سازمانی، 2- عوامل محیطی؛ مقوله های در بخش راهبردها شامل 1- درون سازمانی، 2- برون سازمانی و انتظار می رود با اجرای این راهبردها پیامدهایی چون پیامدهای رفتاری و ضد اثربخشی در مؤسسات حسابرسی متصور گردد.
تاثیر افشای مسائل عمده حسابرسی در گزارش حسابرس مستقل بر حق الزحمه حسابرسی و تاخیر در صدور گزارش حسابرس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر افشای مسائل عمده حسابرسی در گزارش حسابرس مستقل بر حق الزحمه حسابرسی و تأخیر در صدور گزارش حسابرس مستقل انجام شده است. افزودن بخش مسائل عمده حسابرسی در گزارش حسابرسی به منظور تقویت ارتباط حسابرس با ذینفعان از طریق گزارشات حسابرسی یکی از مقررات مهم وضع شده در سال های اخیر تلقی می شود که این امر با تدوین استاندارد 701 حسابرسی با عنوان "اطلاع رسانی مسائل عمده حسابرسی در گزارش حسابرس مستقل" متبلور شده است. این پژوهش با جامعه آماری متشکل از 71 نفر اعضای کمیته های حسابرسی شرکت های بورسی و غیر بورسی و از طریق مصاحبه و پرسشنامه نسبت به جمع آوری داده ها اقدام و سپس با استفاده از نرم افزار 22SPSS تاثیر افشای مسائل عمده حسابرسی بر حق الزحمه حسابرسی و تاخیر در صدور گزارش حسابرس مستقل مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این تحقیق نشان داد که گنجاندن مسائل عمده حسابرسی در گزارش های حسابرس مستقل منجر به تأخیر در صدور گزارش حسابرسی می شود. همچنین ما شواهدی مبنی بر وجود رابطه مثبت معنادار بین مسائل عمده حسابرسی و هزینه های حسابرسی ارائه می دهد. یافته های ما به تدوین کنندگان قوانین و مقررات و ناظران برای درک بهتر عواقب استانداردهای حسابرسی جدید کمک می کند.
ارائه مدل تاثیر بازاریابی داخلی بر عملکرد صنعت بانکداری بر اساس روش نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارائه مدل تأثیر بازاریابی داخلی بر عملکرد صنعت بانکداری براساس روش نظریه داده بنیاد می باشد. روش پژوهش از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی مبتنی بر رویکرد استقرایی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 8 نفر از خبرگان صنعت بانکداری می باشند و نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد و مصاحبه ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. در این پژوهش از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای گردآوری و تحلیل داده ها از راهبرد پژوهشی نظریه داده بنیاد، استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار 2020 MAXQDA برای کدگذاری مصاحبه ها استفاده گردید. نتایج حاکی از آن بوده که در مجموع 5 مؤلفه امنیت شغلی، آموزش، انگیزش و رضایت کارکنان، ارتباطات مثبت، توسعه و پاداش به عنوان ویژگی های بازاریابی داخلی در صنعت بانکداری شناسایی شد و 14 مؤلفه که در قالب شرایط علی (برقراری تعامل سازنده بین کارکنان ومدیران، پاداش سخاوتمندانه، توانمندسازی کارکنان، حمایت مدیریت)، شرایط بسترساز (رهبری و مدیریت سازمان، اقدامات مدیریت منابع انسانی، فرهنگ سازمان)، مداخله ای (جو سیاسی، هزینه های سازمانی)، راهبردها (ترویج فرهنگ مشتری مداری، تناسب فرد- شغل) و پیامد (توسعه انسانی، خلق ارزش، افزایش تعهد) شناسایی و استخراج شد.
طراحی الگوی پیاده سازی بیمه سایبری با استفاده ازنظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر پیاده سازی بیمه سایبری در بین شرکت های بیمه در کشور ایران است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، داده بنیاد است و از نوع روش های کیفی است. جامعه آماری پژوهش متخصصان و خبرگان در زمینه بیمه سایبری است که با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی مشخص شده اند. با استفاده از تکنیک مصاحبه، داده ها جمع آوری شده و سپس با استفاده از نرم افزار MAXQDA نسخه 2020 داده ها و مقوله ها کدگذاری و طبقه بندی شده اند. پایایی پژوهش با استفاده از ضریب کاپا اندازه گیری شده است. در مرحله آخر مدل پژوهشی بر اساس مدل اشتراوس وکوربین استخراج شده است. بر اساس نتایج پژوهش عوامل علی به شاخص های دانشی، فنی و شبکه تقسیم شدند. چشم انداز بیمه ای با عنوان عامل مداخله گر، تجزیه و تحلیل محیط بیرونی و درونی و همچنین بازاریابی و توجه به بازوه ای اجرایی به عنوان عوامل بسترساز، رویکرد اکوسیستمی و تدوین استراتژی بیمه ای به عنوان راهکار و نهایتاً افزایش سطح دانش شرکت های بیمه، ایمنی و امنیت داده ها، بهبود خدمات و درآمد شرکت و عدم اطمینان از کارکرد بیمه به عنوان پیامدهای مثبت و منفی بیمه سایبری شناخته شده اند.
الگوی مناسب ارتقاء سطح کیفیت حسابرسی با تأکید بر بهبود رویه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حسابداری و حسابرسی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۰
93 - 114
حوزههای تخصصی:
کیفیت حسابرسی از موضوعات بسیار با اهمیت است که همواره مورد توجه پژوهشگران متعددی بوده است. برای رفع مسائل و مشکلات موجود در این زمینه علیرغم تلاش هایی که تاکنون صورت گرفته همچنان نیاز به تلاش های بیشتری است. چالش هایی از قبیل شیوه پرداخت حق الزحمه حسابرسی، نحوه قیمت گذاری خدمات حسابرسی، انتخاب مؤسسات حسابرسی و دوران تصدی آنان در این پژوهش مورد توجه قرار گرفته تا از این طریق بتوان راهکارهایی جهت کاهش وابستگی اقتصادی حسابرسان، افزایش رقابت سالم در بازار حسابرسی و ارتقاء کیفیت حسابرسی ارائه نمود. هدف پژوهش ارائه مدلی کاربردی برای ارتقای سطح کیفیت حسابرسی با تأکید بر بهبود رویه ها است. روش پژوهش شامل بررسی ادبیات و پژوهش های پیشین مرتبط با موضوع پژوهش و استفاده از رویکرد نظام مند نظریه پردازی داده بنیاد است. پس از شناسایی آسیب ها و نقاط ضعف موجود در رویه های کنونی حاکم بر بازار حسابرسی، مدل پیشنهادی برای رفع خلأهای موجود طراحی گردید. مدل پیشنهادی در پژوهش حاضر با مشارکت 16 نفر از خبرگان و صاحب نظران حوزه حسابرسی طی مصاحبه در سال 1401، طراحی شده است و در آن به منظور شفافیت حق الزحمه حسابرسی، سلامت بازار حسابرسی، ارتقای کیفیت حسابرسی و رعایت حقوق کلیه ذینفعان، عوامل راهبردی در سه دسته سیاست ها و رویه های اصلاحی، نظارتی و محدود کننده طبقه بندی شده است.
بررسی عوامل تاثیرگذار بر پیاده سازی نظام برنامه ریزی منابع انسانی در سازمان های تولیدی
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۸۸ (جلد ۱)
231 - 243
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر بررسی اثر بخشی پیاده سازی سیستم ERP در شرکتهای تولیدی انجام شده است. نوع پژوهش، کاربردی و ازنظر روش توصیفی- پیمایشی و از نوع تحقیقات همبستگی بود. جامعه آماری مورد نظر در این تحقیق را تمامی مدیران و کارکنان شرکتهای تولیدی تشکیل دادند و حجم نمونه جامعه ی آماری در این پژوهش کلیه کارکنان و مدیران شرکت های تولیدی می باشند. جامعه آماری در این پژوهش 119 نفر می باشند که به دلیل محدود بودن جامعه اماری، نمونه آماری برابر با جامعه آماری می باشد
طراحی الگوی قابلیت های بازاریابی فراگیر صادراتی در صنعت سیمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بدون شک توسعه صادرات درکشورهای درحال توسعه زمینه افزایش ارزش افزوده محصولات، سرمایه گذاری در تحقیق وتوسعه، سرمایه گذاری مستقیم خارجی و ایجاد فرصت های شغلی را بهمراه خواهد داشت. این پژوهش از نوع کیفی و با استفاده از نظریه داده بنیاد به طراحی الگو قابلیت های بازاریابی فراگیر صادراتی درصنعت سیمان پرداخت. جامعه آماری 13 نفر از خبرگان صنعت سیمان بودند که بصورت هدفمند انتخاب و مورد مصاحبه قرار گرفتند . یافته ها نشان داد که شرایط علّی صنعت شامل: تعصب و تعهد مدیران به صادرات ، مهندسی فروش، دانش تخصصی کارکنان، خلاقیت ونوآوری، تحقیق وتوسعه ، قیمت گذاری، کانالهای توزیع، ترویج وتبلیغات، کیفیت محصول، رقابت پذیری، معرفی توانمندی شرکت و بسته بندی می باشد. پدیده محوری این الگو قابلیت های بازاریابی فراگیر صادراتی است. شرایط زمینه ای شامل : قوانین ومقررات گمرکی، پشتیبانی سیاسی ، اقتصادی دولت از صادرات، فناوری اطلاعات وشبکه های کامپیوتری، لجستیک وحمل ونقل، پشتیبانی انجمن صنفی صنعت سیمان و پشتیبانی اتاق بازرگانی از صادرات می باشد. همچنین شرایط مداخله گر شامل : تعهدات ارزی، بازاریابی سنتی، جنگ اقتصادی، شرایط فورس ماژور، آداب ورسوم وفرهنگ کشورها و دمپینگ قیمت بوده وراهبردها شامل: تحقیقات بازار، مدیریت ارتباط با مشتری، برنامه ریزی استراتژیک، استراتژی قیمت گذاری، استراتژی بازاریابی مویرگی، SWOT بازاریابی صادراتی، بودجه بازاریابی صادراتی، مدیریت ریسک، توسعه منابع انسانی وآموزش تخصصی کارکنان می باشد. پیامدهای حاصل از طرح شامل : برند شدن، بهسازی ونوسازی خطوط تولید و عزت ملی وبین المللی است.
تبیین الگوی حکمرانی فناوری های نوظهور در ایران (مطالعه موردی: فناوری نانو)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمرانی متعالی سال ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۷
83 - 110
حوزههای تخصصی:
حکمرانی فناوری در سال های اخیر مورد توجه قرار گرفته است و محققان از آن برای تببین و توصیف توسعه فناوری استفاده کرده اند. هدف پژوهش حاضر تبیین حکمرانی نانو فناوری در ایران است. برای این منظور، تبیین نحوه مشارکت در حکمرانی فناوری نانو؛ تبیین سازوکار (نحوه) اداره حکمرانی فناوری نانووتبیین کارکرد های هدف در حکمرانی نانو مورد تبیین قرار گرفته است. این تحقیق از منظر رویکرد تحقیق قیاسی، ازلحاظ هدف کاربردی و ازلحاظ استراتژی یک پژوهش مطالعه تک موردی جزءنگر است. در این پژوهش برای جمع آوری داده از گزار ش های عملکرد، اسناد سیاستی، مصاحبه نیمه ساختاریافته، پرسشنامه و مشاهده مستقیم استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل روند، تحلیل محتوا و آمار توصیفی استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که ترتیبات حکمرانی نانو فناوری در ایران عمدتاً در «سطح ملی» و با سبک مشارکت «حاکمیت مطلق دولت» و «کورپوریسم» صورت پذیرفته است. همچنین در بیش از پنجاه درصد موارد از مکانیسم «مبتنی بر بازار» استفاده کرده، تمایل به «تمرکز در قدرت» داشته و در بیش از هفتاد درصد موارد از رویکرد «منعطف در اجرا» برخوردار بوده است. همچنین ترتیباتی که «ضمانت اجرایی» داشته اند، سهم کمتری را به نسبت ترتیبات بدون ضمانت اجرا به خود اختصاص داده اند و کارکرد های «مقبولیت بخشی» و «تأمین و تسهیل منابع» سهم بیشتری را نسبت به سایر کارکرد ها در تأثیرپذیری از ترتیبات حکمرانی این حوزه داشته است.نتایج این تحقیق باعث خواهد شد ضمن اینکه درک بهتری از چگونگی حکمرانی فناوری نانو در ایران حاصل شود و همچنین در توسعه سایر فناوری ها مورداستفاده قرار بگیرد.
تحلیل مفاد توسعه فناوری و نوآوری در برنامه ششم توسعه و پیشنهادات سیاستی جهت درج در برنامه هفتم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بهبود مدیریت سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۶۳)
107 - 144
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت فناوری در توسعه اقتصادی کشور و نقش بسزای آن در بهبود درجات بهره وری و خلق ارزش افزوده، همواره توسعه قابلیت های فناورانه در برنامه های سیاستی مورد توجه قرار گرفته است. در این پژوهش ضمن آسیب شناسی محتوای برنامه ششم از نگاه توسعه قابلیت های فناورانه و نوآورانه، احکام پیشنهادی برای درج در برنامه هفتم ارائه گردیده است. برای این مهم ابتدا در قالب چارچوبی پیشنهادی، یک تحلیل محتوایی از مفاد قانونی برنامه ششم توسعه صورت می پذیرد تا ضمن بررسی شاکله ابزارها و حوزه های مداخلاتی این قانون در حوزه فناوری و نوآوری، چارچوب مداخلاتی این احکام در قالب محیط نهادی و محیط اقتصادی تحلیل شود. سپس بر اساس پنل های خبرگی برگزار شده، چالش های فقدان عملکرد قابل قبول از مفاد قانونی برنامه احصاء گردید که این موارد شامل «عدم تبدیل احکام به برنامه های سیاستی»، «فقدان سیاست های مأموریت گرا»، «عدم استفاده از ابزارهای سیاست نوآوری»، «عدم توجه به توسعه فناوری در بخش های مهم و گلوگاهی»، «عدم توجه به توسعه کسب و کارهای جدید به ویژه در حوزه پلت فرم های اقتصاد دیجیتال» است. در ادامه و به منظور درج در احکام برنامه هفتم، چهار برنامه پیشنهادی برای تسهیل مسیر توسعه فناوری و نوآوری در برنامه هفتم شامل «توسعه فناوری در زنجیره ارزش بخش های مهم صنعتی»، «توسعه بازار بین المللی و افزایش صادرات محصولات دانش بنیان»، «تنظیم گری فعالیت کسب و کارهای اینترنتی» و «توسعه شبکه های نوآوری بخشی» پیشنهاد گردید.
ارائه مدل جذب و گزینش منابع انسانی بخش دولتی با رویکرد دولت کارآفرین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره ۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۹)
159 - 188
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارائه مدل جذب و گزینش منابع انسانی بخش دولتی با رویکرد دولت کارآفرینمی باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر نحوه جمع آوری داده ها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه نخبگان و اساتید دانشگاهی و کارشناسان مربوطه در حوزه منابع انسانی و دولت کارآفرین در استان سیستان و بلوچستان که تعدادشان در سال 1399 بالغ بر حدود 200 نفر می باشند که به روش نمونه گیری، به صورت غیرتصادفی هدفمند انتخاب شدند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش فراترکیب استفاده گردید. استخراج مؤلفه ها و شاخصها از بررسی پیشینه و مبانی نظری به دست آمد و سپس برای تحلیل از کدگذاری استفاده شد. طبق تحلیل داده ها، 545 کد نهایی از طریق کدگذاری باز استخراج و سپس، با استفاده از کدگذاری محوری در قالب 121 مفهوم و 16 مقوله (عوامل زمینه ای (محیطی)، عوامل ساختاری (سازمانی)، عوامل رفتاری (محتوایی)، جذب منابع انسانی، گزینش منابع انسانی، تشخیص فرصت های کارآفرینی در بخش دولتی، بهره برداری فرصت های کارآفرینی در بخش دولتی، موانع اجرایی و مدیریتی، موانع سیاسی و قانونی، موانع اقتصادی، موانع فرهنگی و اجتماعی، گزینش ترکیبی با استیلای منابع داخلی در مشاغل تجربه محور، گزینش ترکیبی با استیلای منابع خارجی در مشاغل دانش محور، پیامدهای فردی، پیامدهای سازمانی، پیامدهای اجتماعی) دسته بندی گردید و در نهایت، در مرحله کدگذاری انتخابی، مدل فرآیندی و چندبُعدی برای نخستین بار در سطح سازمانهای دولتی استان سیستان و بلوچستان ارائه گردیده است.
مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (Act) و درمان شناختی رفتاری (CBT) بر سرسختی روانشناختی
حوزههای تخصصی:
چکیده:بنابر عقیده یونگ سلامت روان «فردیت یافتن » است و نخستین شرط فردیت یافتگی، آگاهی از آن جنبه های نفس است که مورد غفلت قرار گرفته اند. به همین دلیل می توان گفت فردیت یافتگی یونگ تقریبا نزدیک به سرسختی روانشناختی است. هدف از انجام این تحقیق؛ مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (Act) و درمان شناختی رفتاری (CBT) بر سر سختی روانشناختی، بود. روش این پژوهش کیفی و از نوع کتابخانه ای بود. از کتب مختلف،مقالات و مطالب علمی مربوطه فیش برداری و استفاده شد. با توجه به تحقیقات صورت گرفته در رابطه با سرسختی روانشناختی می توان بیان داشت که ابتدا درمان شناختی و سپس درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد موثر بودند.