عباس خمسه

عباس خمسه

مدرک تحصیلی: استادیار گروه مدیریت صنعتی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۸۲ مورد.
۱.

الگوی ساختاری تعیین ارزش استارتاپ با تمرکز بر استارتاپ های فینتک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: استارتاپ ارزش گذاری فینتک مدل ساختاری نوآوری معیار ارزش گذاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۳
هدف از این پژوهش، ارائه الگویی برای تعیین ارزش استارتاپ ها با تمرکز بر استارتاپ های فینتک است. ادبیات موجود فاقد مدل هایی است که هر دو بُعد کمی و کیفی را برای فینتک ادغام کند که ضرورت انجام این پژوهش را برجسته می سازد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی و از نظر نوع، پژوهش آمیخته (کیفی-کمی) است. در بخش کیفی با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون و مصاحبه با 11 نفر از خبرگان سرمایه گذاری و ارزش گذاری استارتاپ ها که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند، مضامین اصلی و فرعی با استفاده از نرم افزار MAXQDA استخراج شد. در بخش کمی، بر اساس مضامین شناسایی شده، پرسشنامه ای با 199 سوال طراحی و در جامعه آماری متشکل از 220 نفر از مدیران، کارشناسان، بنیان گذاران و مدیران استارتاپ های فینتک، به روش نمونه گیری در دسترس توزیع گردید. داده ها با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی به روش حداقل مربعات جزئی در نرم افزار Smart-PLS تجزیه و تحلیل شد. یافته های نهایی شامل 194 کد استخراجی در 24 مضمون فرعی و 6 مضمون اصلی بود که به ترتیب اهمیت عبارتنداز بنگاه کسب وکار، عوامل محیطی، فناوری و نوآوری، ریسک ها، تیم کسب وکار و صنعت مالی. از نتایج، مشخص شد ارزش گذاری استارتاپ ها در حوزه فینتک، برای ذینفعان مختلف اهمیت زیادی دارد. بنابراین، توسعه مدل های ارزش گذاری جامع که به طور خاص برای ویژگی های منحصر به فرد استارتاپ های فینتک طراحی شده اند، ضروری است. این مدل ها باید هم معیارهای کمی و هم عوامل کیفی را ادغام کنند تا یک ارزیابی جامع از ارزش استارتاپ ارائه کنند.
۲.

الگوی تاب آوری کسب وکارهای مبتنی بر کارآفرینی اجتماعی: یک پژوهش آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تاب آوری کسب وکارها کارآفرینی اجتماعی کسب وکار اجتماعی توسعه پایدار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۸۵
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی برای تاب آوری کسب وکارهای مبتنی بر کارآفرینی اجتماعی انجام شده است تا بتواند چارچوبی کاربردی برای تقویت ظرفیت های این شرکت ها در مواجهه با چالش ها و بهره برداری از فرصت ها ارائه دهد. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر رویکرد آمیخته (کیفی و کمی) است. در مرحله کیفی پژوهش، ابتدا با مطالعه عمیق و نظام مند متون و اسناد علمی و تحلیل آن ها به روش تحلیل مضمون، عوامل اولیه مؤثر بر تاب آوری کسب وکارهای کارآفرینی اجتماعی شناسایی شدند. سپس، این عوامل با استفاده از روش دلفی و مشارکت 11 نفر از خبرگان که به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند، پالایش و نهایی گردیدند. درمرحله کمی، به منظور اعتبارسنجی مدل کیفی، داده ها از طریق پرسش نامه و از نمونه ای متشکل از 210 نفر از مدیران و کارشناسان فعال درحوزه کارآفرینی اجتماعی که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند، جمع آوری گردید. تحلیل داده های کمی با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی و به کمک نرم افزار Amos نسخه 24 انجام شد تا ساختار عاملی مدل و روابط بین متغیرها مورد آزمون و تأیید قرار گیرد. یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها منجر به شناسایی 65 شاخص در قالب هشت بعد اصلی تاب آوری برای کسب وکارهای مبتنی بر کارآفرینی اجتماعی شد. این ابعاد عبارت از: سرمایه انسانی و توانمندسازی سازمانی، چابکی و سازگاری استراتژیک، تاب آوری جامعه و مسئولیت اجتماعی، رقابت در بازار و تعامل با مشتری، پایداری و سازگاری محیطی، مشارکت و تعامل با ساختارهای سیاسی و حاکمیتی، نوآوری برای تأثیر اجتماعی و پیشرفت فناوری، توسعه کارآفرینی و سرمایه گذاری های اجتماعی هستند. نتیجه گیری/ دستاوردها: یافته های این پژوهش بر اهمیت ایجاد ساختارهای سازمانی منعطف و چارچوب های مدیریت استراتژیک برای تقویت تاب آوری در کسب وکارهای کارآفرینی اجتماعی تأکید می کند. نتایج نشان می دهد که تاب آوری این شرکت ها مستلزم رویکردی چندبعدی است که در آن، عوامل درون سازمانی همچون توانمندسازی نیروی انسانی و چابکی استراتژیک، با عوامل برون سازمانی مانند تعامل با ذی نفعان، مسئولیت پذیری اجتماعی و پایداری زیست محیطی درهم تنیده می شوند. همچنین، این پژوهش بر نقش کلیدی نوآوری و فناوری در ایجاد راه حل های پایدار برای چالش های اجتماعی و زیست محیطی تأکید می ورزد. دستاوردهای این مطالعه می تواند به عنوان راهنمایی برای مدیران و سیاست گذاران در جهت طراحی و اجرای برنامه های تقویت تاب آوری کسب وکارهای کارآفرینی اجتماعی مورداستفاده قرار گیرد. علاوه براین، مدل ارائه شده، چارچوبی نظری برای پژوهش های آتی درزمینه تاب آوری سازمانی و کارآفرینی اجتماعی فراهم می آورد. درنهایت، این پژوهش بر ضرورت همکاری و هم افزایی میان بخش های مختلف جامعه، از جمله کسب وکارها، دولت، سازمان های مردم نهاد و دانشگاه ها، برای دستیابی به اهداف توسعه پایدار و ایجاد اکوسیستمی حمایتگر برای کارآفرینی اجتماعی تأکید می کند. 
۳.

شناسایی ابعاد و مولفه های تاثیرگذار بر نوآوری فرآیندی در صنعت نیشکر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نوآوری فرآیندی چالش های صنعت نیشکر ابعاد نوآوری فراترکیب روش های کشاورزی پایدار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۶
زمینه: صنعت نیشکر به عنوان یک نیروی محوری در چشم انداز کشاورزی جهانی است که نه تنها به شیرین کردن کام انسان ها در سراسر جهان کمک می کند، بلکه به عنوان یک منبع کلیدی برای تولید انرژی زیستی نیز عمل می-کند. در میان چالش ها و فرصت های در حال تحول، درک و تقویت نوآوری فرآیند در کشت نیشکر برای رشد پایدار و رقابت ضروری است. هدف: این پژوهش به منظور شناسایی ابعاد و مولفه های تاثیرگذار بر نوآوری فرآیندی در صنعت نیشکر انجام شد. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و با رویکرد کیفی به گردآوری داده ها از طریق روش فراترکیب سندلوسکی و بارسو پرداخته است. این روش با بررسی نظام مند 33 مقاله مرتبط با هدف پژوهش از بین 405 مقاله اولیه انجام شده است. مقاله های نهایی براساس معیارهای ورود به مطالعه انتخاب شدند. روایی پژوهش برطبق معیارهای ورود به بررسی، برگزاری جلسات با اعضای تیم پژوهش، استفاده از یک کارشناس و ممیزی کل فرایند برای اجماع نظری تأیید شد. پایایی نیز از طریق برنامه مهارت های ارزیابی انتقادی مشخص شد. یافته ها: ابعاد و مولفه های تاثیرگذار بر نوآوری فرآیندی در صنعت نیشکر شامل 4 بُعد تحت عنوان مراحل نوآوری در چرخه تولید نیشکر است که در قالب 45 مولفه شناسایی شده است. چهار مرحله این چرخه عبارتند از "نوآوری در فرآیند کاشت"، "نوآوری در فرآیند داشت"، "نوآوری در فرآیند برداشت" و "نوآوری در فرآیند فرآوری". نتیجه گیری: همان طور که صنعت نیشکر پیچیدگی های نوآوری را دنبال می کند، این پژوهش نقشه راهی برای درک چشم انداز چند وجهی نوآوری فرآیندی ارائه می دهد. با طبقه بندی اجزاء در مراحل حیاتی، ذینفعان بینش هایی را در مورد استراتژی های تحول آفرین به دست می آورند، و شیوه های پایدار و از نظر فناوری پیشرفته در کشت نیشکر را تقویت می کنند.
۴.

واکاوی ابعاد و مولفه های موثر بر انتقال فناوری از دیدگاه انتقال دهنده فناوری: با روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انتقال فناوری فرآیند انتقال فناوری مولفه های انتقال فناوری دهنده فناوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۵۸
امروزه به دلیل پیشرفت های فناورانه، بسیاری از گیرندگان پیشین فناوری به عنوان انتقال دهنده فناوری عمل می نمایند و این امر پیچیدگی های جدیدی در فرآیند انتقال فناوری ایجاد کرده است. لذا این پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤال است که ابعاد و مؤلفه های مؤثر بر انتقال فناوری از دیدگاه انتقال دهنده فناوری کدم اند؟ در این پژوهش، از رویکرد مرور نظام مند ادبیات با بهره گیری از روش فراترکیب مبتنی بر دستورالعمل سندلوفسکی و باروسو استفاده شده است. طی مرور نظام مند 188 مقاله اولیه، درنهایت 33 مقاله مرتبط باهدف پژوهش انتخاب شدند. معیارهای ورود شامل مقالات منتشرشده در خصوص انتقال فناوری از دیدگاه دهنده فناوری بین سال های 2008 تا 2024 برای مقالات انگلیسی و 1398 تا 1403 برای مقالات فارسی بوده است. برای ارزیابی پایایی یافته ها از ضریب کاپا استفاده شده است که مقدار 75/0 پایایی قابل قبولی را نشان می دهد. برای اعتبارسنجی مدل پیشنهادی و افزایش مقبولیت آن، از روش های بررسی توسط متخصصان این زمینه استفاده و نتایج به دست آمده توسط آنان بررسی و تأیید شده است. بر اساس یافته ها، مهم ترین ابعاد تأثیرگذار  بر انتقال فناوری از منظر انتقال دهنده فناوری، شامل 127 مؤلفه که در 12 بعد اصلی شامل قوانین و سیاست ها، ظرفیت جذب فناوری، فرهنگ، عوامل اقتصادی، همکاری و ارتباطات، تجاری سازی فناوری، منابع انسانی، آموزش، مالکیت فکری، انطباق فناوری، ارزیابی فناوری، جذب و تحلیل فناوری دسته بندی شده اند.
۵.

ارائه مدل استقرار زنجیره تامین سبز با تمرکز بر فناوری های نوین انقلاب صنعتی چهارم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زنجیره تامین زنجیره تامین سبز مدل سازی زنجیره تامین تکنولوژی ها نوین انقلاب صنعتی چهارم مدیریت اطلاعات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۳
چهارمین انقلاب صنعتی که صنعت ۴.۰ ، نیز نامیده میشود، در حال حاضر یک موضوع تحقیقاتی است که در حال رشد می باشد )چن و همکاران، 2014 .) فناوریهای درگیر در صنعت ۴.۰ ، با تبدیل گردش کار آنالوگ و متمرکز به فرایندهای تولید دیجیتال و غیرمتمرکز، تغییر ساختاری درکل سیستمهای تولید را ایجاد میکند. این فناوریهای رو به پیشرفت از ظرفیت بالایی برای افزایش چشمگیر بهرهوری تولید برخوردار هستند. به عنوان مثال طبق گزارش مک کینزی، تغییر به تولید خودکار ۴.۰ از تولید متداول میتواند بهره وری را ۴۵ تا ۵۵ درصد بهبود بخشد. صنعت ۴.۰ از سه طریق مختلف به سود بخش تولید است: مورد اول ادغام عمودی، دوم ادغام افقی و سوم مهندسی سر به سر )لیاو و همکاران، 2017 .) همچنین، مسئله محیط زیست و نگهداری از آن یکی ازجمله چالشهای مهم در چند دهه اخیر بوده است. تقریباً تمام صنایع، مسئله حفاظت و نگهداری از محیط زیست را پذیرفته اند. اغلب سازمانهای تولیدی فعالیت خود را باهدف از بین بردن زباله های ایجادشده در فرایند تولید و دفع مواد زائد خود به صورتی که قابل تجزیه باشد، ادامه میدهند )چرافی و همکاران، 2017 .) بدون شک، تاثیر سازمانهای تولیدی بر محیط زیست، نگرانی های زیادی داشته که در نهایت منجر به درخواستهایی و توجه به شیوههای پایدار شده تا نیازهای زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی را برآورده کنند )حسین و همکاران، 2018 .) درواقع، همه سازمانها موظف هستند تا به منظور سازگاری عملکرد سازمان خود ازجمله عملکرد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی، تلاش کنند )زیاد و همکاران، 2018 (. تحقیق حاضر سعی در تحلیل رابطه بین فناوریهای نوین دیجیتال در بهبود عملکرد و یا کاهش چالشهای پیاده سازی مدیریت زنجیره تامین سبز دارد . نتایج در مضامین اصلی نشان داد که محصول مهمترین مضمون اصلی می باشد و سپس نقش مدیریت تامین کننده، بازیافت محصول، مزایای درون سازمانی و شاخص محیطی رتبه های مهم بعدی را به دست اوردند. مطالعه حاضر از نظر روش اجرا، ماهیت ترکیبی دارد که در آن از روش های کمی و کیفی به صورت توامان استفاده شده است. به طوری که در آن با توزیع و گردآوری پرسشنامه ها، نسبت به بررسی و تحلیل داده ها به منظور تفسیر یافته های مرتبط با هر یک از سوالات تحقیق پرداخته می شود. جامعه آماری تحقیق حاضرشامل دو بخش میشود. بخش اول را خبرگان آشنا با مفاهیم زنجیره تامین سبز، فناوریهای نوین انقلاب صنعتی چهارم تشکیل میدهند. با توجه به اینکه رویکرد مدلسازی مورد استفاده در این پژوهش با توجه به عدم وجود نمونه موفق، از نوع تجویزی بوده، جامعه مربوط به فاز کیفی شامل خبرگان و متخصصان مرتبط با موضوع پژوهش است که ضمن مراجعه به آنها در راستای عوا استخراج خواهد شد. مشارکت کنندگان در فاز کیفی این پژوهش از میان اعضای هیات علمی دانشگاه و خبرگان صنعت فولاد انتخاب شدند. برای رسیدن به مدل نهائی استقرار زنجیره تامین سبز با تمرکز بر فناوری های نوین انقلاب صنعتی چهارم، ابتدا با مصاحبه ها از خبرگان این حوزه و کدگذاری در تحلیل مضمون به صورت سه مرحله کدگذاری اولیه ، مضمون فرعی و مضمون اصلی، کدهای اولیه استخراج شد. سپس طی مضمون اصلی،فرآیند ربط دهی مقوله ها با زیر مقوله هایشان و پیوند دادن مقوله ها در سطح ویژگی ها و ابعاد صورت گرفت که این الگو شامل 12 مضمون اصلی منابع انسانی، عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی، فعالیت استراتژیک بنگاه، مزایای درون سازمانی، انواع فشارهای خارجی، نقش تعامل سازمانی، بازیافت محصول، نقش مدیریت تامین کننده، شاخص کیفیت، شاخص تکنولوژی و شاخص محیطی و 36 مضمون فرعی که شامل توانمند سازی و کار گروهی، توسعه منابع انسانی، مشارکت کارکنان، مدیریت منابع انسانی سبز، شاخص مالی، سرمایه گذاری منابع، مسئولیت اجتماعی، توسعه سرمایه انسانی، رفتار مصرف کننده، همکاری، ویژگی راهبرد، شاخص های زیست محیطی، سیستم ارزیابی عملکرد، همکاری، نواوری، افزایش شهرت، بهره وری بهبود یافته، صرفه جویی در هزینه، قوانین محیطی، مسئولیت اجتماعی، نگرانی های زیست محیطی، بازارهای رقابتی جهانی، مقررات دولتی، تعاملات درون سازمانی، مشارکت بین سازمانی، ارتباطات بین سازمانی، شناسایی الگوی همکاری بین سازمانی، استراتژی قیمت گذاری و جمع اوری محصولات استفاده شده، مدیرت چرخه عمر، مدیریت ضایعات فلزی مبتنی بر اینترنت اشیا، زنجیره تامین حلقه بسته، زیر ساخت بازیافت محصول، ویژگی محصولات قابل بازیافت،پایداری، شفافیت در عملکرد، استفاده از محصولات جانبی، دید گسترده، انتخاب تامین کننده سبز بود. متغیر عوامل اقتصادی و انواع فشارهای خارجی متغیری برون زا و مستقل می باشند که فلش از انها خارج شده است و فقط بر دیگر متغیرها تاثیر می گذارند. متغیر مزایای درون سازمانی نیز متغیر وابسته می باشد، در واقع متغیر مزایای درون سازمانی از دیگر متغیرها فقط تاثیر می پذیرد. برخی از متغیرها هم برای انها روابط میانجی پیدا نمود.
۶.

طراحی چارچوب مفهومی انتقال فناوری های پیشرفته در انقلاب صنعتی پنجم: رویکرد تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انتقال فناوری صنعت 5.0 فناوری های پیشرفته تحول دیجیتال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۵۲
هدف: ظهور پارادایم صنعت 5.0 با تمرکز بر تعامل هوشمندانه انسان و ماشین، چالش های جدیدی را در فرآیند انتقال فناوری های پیشرفته ایجاد کرده است. هدف این پژوهش تبیین چارچوب مفهومی جامع برای انتقال فناوری های پیشرفته در پارادایم صنعت 5.0 است. روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد پراگماتیسم و استراتژی استقرایی-قیاسی انجام شده است. از میان مقالات علمی منتشر شده بین سال های 2017 تا 2024 در پنج پایگاه داده معتبر، 84 مقاله با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها با استفاده از رویکرد ترکیبی متن کاوی و تحلیل مضمون تحلیل شدند. در فاز کمی از الگوریتم های LDAو K-means برای خوشه بندی مفاهیم، و در فاز کیفی از روش تحلیل مضمون براون و کلارک استفاده شد. روایی یافته ها با استفاده از روش مثلث سازی و پایایی با محاسبه ضریب توافق کاپا (83/0) تأیید گردید. یافته ها: تحلیل متن کاوی به شناسایی پنج خوشه اصلی منجر شد که شامل فناوری های پیشرفته (54.4%)، انتقال فناوری (8.5%)، صنعت 5.0 (19.2%)، چالش ها و فرصت ها (11.4%) و سیاست گذاری و قوانین (6.6%) بودند. تحلیل مضمون منجر به شناسایی 40 مضمون اصلی و 163 مضمون فرعی شد که در قالب هشت مرحله اصلی انتقال فناوری دسته بندی شدند. این مراحل شامل شناسایی و گزینش، اکتساب، انطباق، جذب و تحلیل، کاربرد و بهره برداری، توسعه و بهبود، اشاعه، و یادگیری و نوآوری است. نتیجه گیری: موفقیت در انتقال فناوری های پیشرفته در صنعت 5.0 مستلزم ایجاد یک اکوسیستم پویا و تعاملی است که در آن عوامل فنی، سازمانی، انسانی و محیطی به طور همزمان مدیریت می شوند. اصالت/ارزش: این پژوهش برای نخستین بار با ترکیب رویکردهای متن کاوی و تحلیل مضمون، چارچوبی جامع برای انتقال فناوری در پارادایم صنعت 5.0 ارائه می دهد که فراتر از مدل های خطی موجود رفته و رویکردی اکوسیستمی ارائه می کند. این چارچوب می تواند مبنایی برای پژوهش های آتی در حوزه انتقال فناوری های پیشرفته و راهنمای عمل مدیران و سیاست گذاران باشد.
۷.

واکاوی ابعاد و شاخص های مؤثر بر توسعه نوآوری پایدار در صنعت خدمات پس از فروش خودرو: رویکرد اکوسیستم نوآوری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نوآوری پایدار پایداری خدمات پس از فروش اکوسیستم نوآوری صنعت خودرو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۷
تکامل سریع صنعت خودرو نیاز به تلاشی هماهنگ برای نوآوری پایدار، به ویژه در بخش خدمات پس از فروش دارد. این پژوهش با تحلیل ابعاد و شاخص های مؤثر بر توسعه نوآوری پایدار با رویکرد اکوسیستم نوآوری در صنعت خدمات پس از فروش خودرو، به این امر ضروری پرداخته است. با استفاده از رویکرد کیفی و روش فرا ترکیب سندلوسکی و بارسو، داده ها از طریق بررسی نظام مند 41 مقاله مرتبط با هدف پژوهش از میان 412 مقاله اولیه گردآوری شده اند. روایی پژوهش براساس معیارها، برگزاری جلسات با اعضای تیم پژوهش، استفاده از کارشناس و ممیزی کل فرایند برای اجماع نظری تأیید شده و پایایی آن نیز از طریق برنامه مهارت های ارزیابی انتقادی مشخص شده است. یافته ها نشان می دهند که 41 مؤلفه در قالب 5 بُعد اصلی ارزیابی اثرات زیست محیطی، ادغام مسئولیت اجتماعی، ارزیابی توان اقتصادی، تعامل با ذینفعان و همسویی اکوسیستم نوآوری، به عنوان ابعاد و مؤلفه های تأثیرگذار بر توسعه نوآوری پایدار با رویکرد اکوسیستم نوآوری در صنعت خدمات پس از فروش شناسایی شده اند. این یافته ها نیاز حیاتی سازمان ها را به ادغام ملاحظات زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی در عملیات خدمات پس از فروش نشان می دهند و بر اهمیت اتخاذ استراتژی های فعال برای هدایت نوآوری پایدار و افزایش رقابت در این صنعت تأکید می کنند.
۸.

Analyzing the Dimensions of Digital Transformation in Education with the Approach of the Roadmap(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Artificial Intelligence Educational Digital Transformation Industry 5.0 Iran's Education Personalization of Education

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۱۱۵
Purpose: The purpose of the current research is to extract the components and dimensions of digital transformation and determine the levels and sequence of dimensions in Iran's education and upbringing, for the planning and implementation roadmap.Method: This research has a mixed approach (qualitative-quantitative). The qualitative section was able to extract the components of digital transformation by searching for authentic Persian and English articles published in the last ten years. With the help of seven experts, the digital transformation components were classified into eight dimensions in the form of 109 identified sub-components using the ISM method. Dimension levels were determined by SSIM matrix calculations in the quantitative part. MICMAC software version 5.3.0 was used to calculate the impact of relationships.Findings: Based on the opinion of experts and the results of ISM calculations, the identified dimensions including: institutional, education, technology, infrastructural, social, cultural and economic were placed in four levels.Conclusion: According to experts, the institutional dimension, being placed at the fourth level, has the greatest impact on digital transformation in Iran's education. Therefore, it is one of the key dimensions to achieve digital educational transformation that is placed at the first level of the model. According to the results of ISM, the economic and cultural dimensions were placed at the third level. Also, in analyzing the impact of relationships between dimensions using MICMAC software, the results indicate that the institutional dimension has a significant impact on infrastructure development.
۹.

به کارگیری روش دلفی در شناسایی ابعاد و شاخص های موثر بر توسعه نوآوری در صنعت خدمات پس از فروش خودرو با رویکرد اکوسیستم نوآوری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اکوسیستم نوآوری نوآوری خدمات پی از فروش صنعت خودرو روش دلفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۸۷
به دنبال تقویت نوآوری در صنعت خدمات پس از فروش خودرو، این پژوهش از رویکرد اکوسیستم نوآوری برای شناسایی و کشف عواملی که بر پویایی نوآوری تأثیر می گذارند، بهره گرفته است. این پژوهش بر بخش خودروسازی ایران متمرکز است و نقش حیاتی خدمات پس از فروش را در افزایش رقابت پذیری و رضایت مشتری برجسته می سازد. ازطریق بررسی دقیق ادبیات و فرایند دلفی، 64 شاخص کلیدی در پنج بُعد شامل زیرساخت، سرمایه، دانش، فرهنگ و تعامل بازیگران شناسایی شد. خبرگان این حوزه، ازجمله مدیران عامل و کارشناسان کلیدی صنعت، در نظرسنجی مبتنی بر روش دلفی برای ارزیابی اهمیت این شاخص ها شرکت کردند. این یافته ها توافق نظر خبرگان را درمورد بیشتر شاخص ها نشان داد و تأثیر آن ها را بر نوآوری در صنعت خدمات پس از فروش نشان داد. این پژوهش بینش های ارزشمندی را برای رهبران صنعت، سیاست گذاران و محققان ارائه می-دهد. با سرمایه گذاری بر این بینش، سازمان ها می توانند به طور راهبردی قابلیت های نوآوری خود را افزایش دهند، کیفیت خدمات را بهبود بخشند و درنهایت رضایت مشتری را افزایش دهند. این پژوهش همچنین بر ظرفیت کاربرد گسترده تر این بینش ها در خارج از ایران تأکید می کند و بر ارتباط اکوسیستم های نوآوری در شکل دهی آینده خدمات پس از فروش در صنعت خودروسازی جهانی تأکید می کند.
۱۰.

تأثیر مؤلفه های تحقیق و توسعه سبز بر پیش بینی آلودگی های محیط زیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ایده سبز تحقیق و توسعه سبز سرمایه فکری سبز سرمایه گذاری سبز آلودگی محیط زیستی

تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۴۱
در دهه های اخیر، توسعه پایدار به عنوان یک هدف حیاتی برای اکثر اقتصادها مطرح شده است. برای دستیابی به این هدف، ارائه راهکارهایی برای کاهش آلودگی های محیط زیستی به عنوان یکی از محورهای مهم توسعه پایدار، امری ضروری است. مسئله تحقیق و توسعه و نقش آن در کاهش آلودگی های محیط زیستی از مباحث مهمی است که در پژوهش های صورت گرفته در حوزه توسعه پایدار، کمتر بدان پرداخته شده است. با توجه به اهمیت موضوع و خلاء تحقیقاتی در این زمینه، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مؤلفه های تحقیق و توسعه سبز بر کاهش آلودگی های محیط زیستی صورت گرفته است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ روش، توصیفی-پیمایشی است. در این پژوهش، ابتدا با بهره گیری از ادبیات، به شناسایی و استخراج مؤلفه های تحقیق و توسعه سبز و همچنین جنبه های مختلف آلودگی های محیط زیستی پرداخته شده و مدل پژوهش استخراج گردیده است. سپس به منظور اعتبارسنجی مدل حاصل و تجزیه و تحلیل داده ها، از روش مدلسازی معادلات ساختاری با نرم افزار Amos استفاده شده است. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته از 269 نفر از افراد فعال در حوزه تحقیق و توسعه سبز، گردآوری شده است. با بررسی متون و ادبیات گذشته، پنج مؤلفه تحقیق و توسعه سبز شامل؛ سرمایه فکری سبز، ایده های سبز، طراحی سبز، سرمایه گذاری سبز و قوانین و استانداردها شناسایی شده و نتایج نشان می دهد تحقیق و توسعه سبز به طور مثبت به کاهش آلودگی های محیط زیستی کمک می کند. این نتیجه بیانگر این است که سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه را می توان نه تنها به عنوان موتور رشد اقتصادی، بلکه به عنوان محرک توسعه پایدار، که در آن رشد می تواند همراه با انتشار کمتر آلودگی های محیط زیستی باشد، پیشنهاد کرد.
۱۱.

Localization of Implementation Indicators for New Technologies in the Media Industry: A Fuzzy Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Media Industry Technology Implementation Digital Transformation Fuzzy Delphi New Technologies

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۷ تعداد دانلود : ۲۰۱
Technology stands as one of the most pivotal elements driving change in the strategic landscape of the media industry and its destiny is fundamentally intertwined with technology. The rapid influx and progression of new technologies, particularly information and communication technologies within media organizations, have significantly impacted the societal and cultural dimensions of media existence over recent decades and has prompted significant foundational changes in the environment, structure and management approaches of media organizations. Consequently, identifying success factors in the implementation of new technologies within the media industry becomes imperative. To achieve this objective, dimensions, components and initial indicators were identified through reviewing existing studies, and to validate and indigenize the obtained indicators, a fuzzy Delphi method was employed, drawing on expert opinions. Ultimately, 166 relevant indicators were identified across eight influential dimensions: big data infrastructure, digital literacy of managers and employees, innovation in technology and content, technological capabilities of new media, media communication management, semiotics in the media industry, audience engagement and technology-based business strategy along with 33 components. These dimensions and components with incorporating relevant indicators can serve as a roadmap and guideline for any media entity intending to implement new technologies within its organizational framework.
۱۲.

الگوی نوآوری خدمات در صنعت گردشگری سلامت با تمرکز بر دوران پساکرونا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گردشگری سلامت نوآوری خدمات پساکرونا صنعت گردشگری تحلیل مضمون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف این پژوهش، ارائه الگوی نوآوری خدمات در صنعت گردشگری سلامت با تمرکز بر دوران پساکرونا بود. این پژوهش از حیث هدف، کاربردی و با استفاده از رویکرد آمیخته انجام شد. در بخش کیفی، از روش تحلیل مضمون استفاده شد. متعاقباً، با روش دلفی و با بهره گیری از نظرات 15 نفر از خبرگان صنعت گردشگری عوامل اختصاصی شناسایی شد. در بخش کمی، داده ها گردآوری شده و با روش تحلیل عاملی تاییدی ، به اعتبارسنجی مدل کیفی پرداخته شد. یافته های نهایی پژوهش، 46 شاخص در قالب 6 بعد را نشان داد که به ترتیب اهمیت عبارتند از: حساسیت و تنوع فرهنگی در گردشگری سلامت، خدمات بیمارمحور، نوآوری های تکنولوژیکی، اقدامات ایمنی پس از کرونا، چارچوب نظارتی و ابتکارات زیست محیطی مسئولانه در گردشگری سلامت. بر اساس یافته ها، این پژوهش، توسعه و اجرای چارچوب نوآوری خدمات در صنعت گردشگری سلامت، با تمرکز بر پرداختن به چالش ها و فرصت های پس از کرونا را پیشنهاد می کند.
۱۳.

طراحی الگوی پیش بینی و ارزیابی همکاری راهبردی نظام بانکی و استارتاپ های فینتک با رویکرد استنتاج فازی عصبی- تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: استارتاپ فینتک همکاری راهبردی نظام بانکی سیستم استنتاج فازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۵ تعداد دانلود : ۱۸۷
اهداف: این پژوهش با هدف ارائه الگوی پیش بینی و ارزیابی همکاری راهبردی نظام بانکی ایران با استارتاپ های حوزه فینتک انجام شده است.روش: از ابزار مصاحبه و روش داده بنیاد برای بهره گیری از نظرات خبرگان استفاده شده است که شامل 14 نفر از خبرگان نظام بانکی و شرکت های حوزه فینتک بوده اند. 31 شاخص در قالب شش عامل مؤثر بر همکاری راهبردی نظام بانکی و استارتاپ های فینتک شناسایی و برمبنای آن، الگوی مفهومی پژوهش طراحی شد. سپس با استفاده از رویکرد فازی و نرم افزار متلب، همکاری راهبردی نظام بانکی با استارتاپ های فینتک با استفاده از نظرات 320 نفر از مدیران و متخصصان فعال در صنعت بانکداری و استارتاپ های حوزه فینتک ارزیابی شدیافته ها: نتایج نشان می دهد که مهم ترین ابعاد مؤثر بر همکاری راهبردی نظام بانکی با استارتاپ های فینتک به ترتیبِ اهمیت عبارتنداز: موانع و مشکلات ورود به همکاری های راهبردی، ابعاد و مؤلفه های برون سازمانی، عوامل تبیین کننده همکاری بانک ها و فینتک ها، انواع سطوح همکاری بانک ها و فینتک ها، پیامدهای ورود به همکاری های راهبردی، انگیزه بانک ها و فینتک ها در ورود به همکاری. سطح همکاری راهبردی نظام بانکی و استارتاپ های فینتک در محدوده متوسط رو به بالا قرار دارد. باتوجه به میزان خطای به دست آمده و نبود پدیده فرا انطباق در انفیس طراحی شده، الگوی مذکور اعتبار پذیرفتنی و قدرت بالایی برای پیش بینی دارد.نوآوری: این پژوهش نه تنها با آشکارسازی ابعاد مهم همکاری، بلکه با ارائه یک الگوی پیش بینی معتبر یاری می رساند. این پژوهش به دلیلِ رویکرد جامع خود، ترکیب دیدگاه های متخصصان، شاخص های گوناگون، و ابزارهای تحلیلی پیشرفته، بینش های ارزشمندی را برای تقویت همکاری راهبردی میان نظام بانکی و استارتاپ های فینتک ارائه می دهد.
۱۴.

ارائه مدل عوامل موثر بر پیاده سازی مدیریت زنجیره تأمین سبز با رویکردی نوآورانه به صنعت ساخت و ساز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: زنجیره تأمین سبز صنعت ساخت وساز مدل سازی ساختاری- تفسیری مدیریت زنجیره تأمین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۹۶
صنعت ساخت وساز یکی از مهم ترین صنایع در بحث توسعه پایدار است و آسیب های زیان بار زیادی را بر محیط زیست وارد کرده است. مدیریت زنجیره تأمین سبز یکی از اصلی ترین ابزارهای سازگار نمودن فعالیت های کسب وکار با اهداف زیست محیطی است. هدف پژوهش حاضر ارائه مدل عوامل موثر بر پیاده سازی مدیریت زنجیره تأمین سبز در صنعت ساخت و ساز می باشد. این پژوهش با استفاده از رویکرد آمیخته انجام شد. طرح پژوهش حاضر تحلیل محتوای پنهان و جامعه ی هدف، مدیران و پیمان کاران فعال در صنعت ساخت وساز و آشنا به زنجیره تأمین این صنعت بوده اند و از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. برای مدل سازی از روش ساختاری- تفسیری بهره گرفته شده و در نهایت قدرت نفوذ و میزان وابستگی عوامل با استفاده از تحلیل میک مک مشخص شدند. به منظور شناسایی مولفه های پژوهش ابتدا از رویکرد فراترکیب و جستجوی نظام مند منابع در بازه زمانی بین سال های 1392 تا 1402 برای پژوهش های داخلی و سال های 2013 تا 2023 برای پژوهش های خارجی و سپس از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 14 نفر از خبرگان بهره گرفته شد. براساس یافته های پژوهش، 101 کد اولیه استخراج شد که در 14 مقوله شامل: مدیریت زیست محیطی داخلی، فناوری سبز، لجستیک معکوس، خریدسبز، طراحی سبز، ساخت وسازسبز، حمل و نقل سبز، مدیریت منابع انسانی سبز، مدیریت بازاریابی سبز، موانع و محرک های داخلی و خارجی و عملکرد مدیریت زنجیره تأمین سبز، طبقه بندی شدند. همچنین نتایج مدل سازی، یک مدل پنج سطحی را نشان داده است که در آن، محرک ها و موانع داخلی و خارجی به عنوان تاثیرگذارترین متغیرها در سطح پنجم و متغیر عملکرد مدیریت زنجیره تأمین سبز به عنوان تاثیرپذیرترین متغیر در سطح اول قرار گرفتند.
۱۵.

ارائه الگویی برای تحلیل موانع تأمین مالی تولید در کسب و کارهای کوچک و متوسط(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: موانع مالی کسب وکار موانع مالی تولید تأمین مالی کسب وکار کسب وکارهای کوچک و متوسط فراترکیب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۴ تعداد دانلود : ۲۶۸
هدف: این پژوهش با هدف ارائه الگویی برای تحلیل موانع تأمین مالی تولید در کسب وکارهای کوچک و متوسط انجام شده است.روش : این پژوهش با رویکرد کیفی، گردآوری داده ها را از طریق روش فراترکیب سندلوسکی و بارسو انجام داده است. این روش با بررسی نظام مند 23 مقاله مرتبط با هدف پژوهش از بین 282 مقاله ابتدایی انجام شده است. مقاله های نهایی براساس معیارهای ورود به پژوهش انتخاب شده اند. روایی پژوهش براساس معیارها، برگزاری جلسات با اعضای تیم پژوهش، استفاده از کارشناس و ممیزی کل فرایند برای اجماع نظری تأیید شده و پایایی آن نیز ازطریق برنامه  مهارت های ارزیابی انتقادی مشخص شده است.یافته ها: بر اساس یافته ها، 57 شناسه در قالب 10 بُعد اصلی به عنوان موانع تأمین مالی تولید در کسب وکارهای کوچک و متوسط شناسایی شده است که عبارتند از: زیرساخت های مالی و دسترسی، محیط قانونی و پیامدهای سیاسی، نبود تقارن و شفافیت اطلاعات، الزامات وثیقه و تأمین مالی مبتنی بر دارایی، شرایط و ضوابط وام، ارزیابی اعتبار و درک ریسک، پویایی بازار و رقابت، پیشرفت های فناوری و دیجیتالی شدن، عوامل اجتماعی و اقتصادی و نابرابری های منطقه ای و فرآیند ها و نوآوری های تأمین مالی جایگزین.نوآوری: در این پژوهش از روش فراترکیب برای ادغام و تجزیه و تحلیل مبانی موانع تأمین مالی کسب وکارهای کوچک و متوسط استفاده و چارچوب ساختاریافته ای برای درک و توجه به این مسائل ارائه شده است. با ترکیب دیدگاه های متنوع و شواهد تجربی، این پژوهش به پیشبرد گفتمان های علمی و راهبردهای عملی برای حمایت از کسب وکارهای کوچک و متوسط در دسترسی به منابع مالی تولید و پیش برد توسعه اقتصادی کمک می کند.
۱۶.

واکاوی ابعاد و مؤلفه های مؤثر بر تعیین ارزش استارتاپ ها با رویکرد ارزش گذاری فناوری سبز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ارزش گذاری استارتاپ فناوری سبز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۲۱۳
از مهم ترین عوامل موفقیت یک استارتاپ، ارزش گذاری آن است. از طرفی به دلیل گذار به نوع جدید اقتصاد کارآمد در منابع پایدار، نقش فناوری سبز به طور فزاینده ای رو به پیشرفت است. این پژوهش با هدف بررسی ابعاد اثرگذار بر ارزش استارتاپ ها با رویکرد ارزش گذاری فناوری سبز انجام شده است. جامعه آماری شامل 12 نفر خبرگان مرتبط با حوزه استارتاپ ها بوده است که به روش نمونه گیری هدفمند با به کارگیری تکنیک گلوله برفی، تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. گردآوری داده ها با مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. تحلیل داده ها با نرم افزار 2020 MAXQDA صورت گرفته است. مدل نهایی با 210 شاخص، 24 مقوله و 6 بعد در قالب مدل پارادایم با محوریت بنگاه سبز کسب و کار به عنوان شرایط محوری، شرایط علی (تیم کسب و کار)، شرایط زمینه ای (فناوری سبز و نوآوری سبز)، شرایط مداخله گر (ریسک ها)، راهبردها (عوامل محیطی) و خدمات مالی (پیامدها) جهت ارزش گذاری استارتاپ ها تایید شد. با توجه به یافته ها، مقوله عوامل محیطی بیشترین تأثیر در ارزش گذاری استارتاپ ها دارد و سرمایه گذاران جهت ارزیابی ارزش سبز یک استارتاپ باید توجه بیشتری به حمایت دولت، شرایط بین المللی، ویژگی بازار و فرایندها کنند. همچنین مشاهده شد که فناوری سبز و نوآوری سبز تأثیر پایین تری نسبت به بقیه ابعاد دارد و این به سبب آن است که استارتاپ ها بر پایه یک ایده نو و به کارگیری فناوری شکل گرفته است.
۱۷.

ارزیابی مدیریت سبد پروژه های خدمات سلامت مبتنی بر فناوری اطلاعات با رویکرد استنتاج فازی عصبی-تطبیقی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: مدیریت سبد پروژه پروژه های تحقیق و توسعه خدمات سلامت فناوری اطلاعات سیستم استنتاج فازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۰۵
مقدمه: در چشم انداز پویای مدیریت بهداشت و درمان، مدیریت کارآمد سبد پروژه های خدمات سلامت مبتنی بر فناوری اطلاعات برای بهینه سازی تخصیص منابع، کاهش خطرات و بهبود نتایج بسیار مهم است. این پژوهش به اهمیت و ضرورت پیش بینی و ارزیابی شیوه های مدیریت سبد در پروژه های خدمات سلامت، با توجه به اتکای فزاینده به فناوری اطلاعات برای هدایت نوآوری و کارایی در ارائه خدمات می پردازد. هدف اصلی این پژوهش بررسی ابعاد و مؤلفه های مؤثر بر مدیریت سبد در پروژه های خدمات سلامت مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارزیابی اهمیت آنها با استفاده از رویکرد استنتاج فازی عصبی تطبیقی ​​ است. روش ها: این پژوهش شامل دو مرحله کلیدی است. در مرحله اول، تحلیل فراترکیب برای شناسایی ابعاد و مؤلفه های مؤثر بر مدیریت سبد در پروژه های سلامت انجام شد. سپس، مؤلفه های شناسایی شده با استفاده از رویکرد استنتاج فازی عصبی-تطبیقی ​​برای اولویت بندی اهمیت آنها ارزیابی شد. یافته ها: یافته های این پژوهش، عوامل حیاتی مؤثر بر مدیریت سبد در پروژه های خدمات سلامت، از جمله عوامل مدیریت فناوری اطلاعات، عوامل فرهنگی، مدیریت فناوری اطلاعات سلامت را در بعد کلان و عوامل مدیریت تحقیق و توسعه، مدیریت سبد پروژه و مدیریت مالی را در بعد خرد نشان داد. نتیجه گیری با درک و اولویت بندی عوامل شناسایی شده، سازمان های حوزه سلامت می توانند قابلیت های مدیریت سبد خود را افزایش دهند، تخصیص منابع را بهینه کنند و درنهایت خدمات سلامت برتر را ارائه دهند.
۱۸.

مدل کیفی پارادایمی راهبرد نوآوری با رویکرد تحول دیجیتال در صنعت بانکداری: نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحول دیجیتال بانکداری دیجیتال راهبرد نوآوری صنعت بانکداری نظریه داده بنیاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۵۵
پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل پارادایمی راهبرد نوآوری با رویکرد تحول دیجیتال در صنعت بانکداری انجام شد. رویکرد این پژوهش کیفی و هدف آن کاربردی است. جامعه مشارکت کنندگان شامل مدیران و کارشناسان خبره در صنعت بانکداری و اساتید دانشگاهی در حوزه راهبرد نوآوری و تحول دیجیتال است. نمونه گیری به طور هدفمند و با استفاده از روش گلوله برفی انجام و پس از مصاحبه با 14 نفر از خبرگان، اشباع نظری حاصل شد. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. تدوین مقوله های زیربنایی راهبرد نوآوری با روش داده بنیاد و در سه مرحله شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی با استفاده از نرم افزار Maxqda انجام شد. نتایج نشان داد بر اساس مدل پارادایمی پژوهش، الزامات قانونی، تغییر نیازها و انتظارات مشتریان، توسعه سریع فناوری های تحول آفرین و نقش آفرینان جدید صنعت مالی بر راهبرد نوآوری با رویکرد تحول دیجیتال تأثیر می گذارند. راهبرد نوآوری شامل انواع نوآوری، سطوح نوآوری، انجام نوآوری و ارزیابی اثربخشی نوآوری است. فرهنگ نوآوری دیجیتال، قابلیت همکاری و مدیریت استعدادهای دیجیتال بستر لازم را فراهم می آورند. از سوی دیگر، سطح بلوغ مدیریت دانش، ظرفیت جذب و یادگیری بانک ها، هوش تجاری، موانع سازمانی و موانع کلان نقش مداخله گر را ایفا می کنند. درنهایت، اعتبارسنجی مشتریان با هوش مصنوعی، بانکداری باز، به روزرسانی سیاست ها و قوانین در حوزه مالی، حکمرانی دیجیتال و نظارت هوشمند، خودکارسازی فرآیندهای هوشمند، مدیریت تجربه دیجیتال مشتریان و کارکنان، مدیریت داده و زیرساخت، مدیریت هوشمند ریسک، نوسازی راهبردی و نوآوری دوسویه در صنعت بانکداری منجر به ارزش آفرینی دیجیتال جهت ذی نفعان و دستیابی به پیامدهای سازمانی و فراسازمانی می شود.
۱۹.

واکاوی عوامل مؤثر بر رصد فناوری مبتنی بر هوش مصنوعی در شرکت های فناوری محور(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش مصنوعی رصد فناوری شرکت های فناوری محور تحول دیجیتال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۵۷
در چشم انداز معاصر صنایع فناوری محور، ادغام هوش مصنوعی در رصد فناوری برای تقویت نوآوری و حفظ رقابت ضروری است. هدف این پژوهش، توسعه چارچوبی برای رصد فناوری مبتنی بر هوش مصنوعی با تمرکز بر شرکت های فناوری محور است. این پژوهش با رویکرد کیفی به گردآوری داده ها از طریق روش فراترکیب سندلوسکی و بارسو پرداخت. این روش با بررسی نظام مند 28 مقاله مرتبط با هدف پژوهش از بین 253 مقاله اولیه انجام شد. مقاله های نهایی براساس معیارهای ورود به مطالعه انتخاب شدند. روایی پژوهش برطبق معیارها، برگزاری جلسات با اعضای تیم پژوهش، استفاده از کارشناس و ممیزی کل فرایند برای اجماع نظری تأیید شد و پایایی نیز از طریق برنامه مهارت های ارزیابی انتقادی مشخص شد. چارچوب رصد فناوری مبتنی بر هوش مصنوعی در شرکت های فناوری محوردر پنج بعد ترسیم شده است: ابزارهای رصد فناوری، چرخه عمر فناوری، محیط شرکت، رویکرد شرکت در مواجهه با محیط، و ظرفیت جذب شرکت. یافته ها بر نقش محوری ابزارهای رصد فناوری مبتنی بر هوش مصنوعی تأکید می کنند، پویایی های ظریف چرخه عمر فناوری را روشن می کنند، جنبه های چندوجهی محیط شرکت را آشکار می سازند، رویکردهای استراتژیک در مواجهه با چشم انداز فناوری درحال تحول را ترسیم می کنند، و بر ضرورت ظرفیت جذب برای استفاده موثر از فناوری های هوش مصنوعی تأکید می کنند. این پژوهش با ارائه بینش های عملی و راهنمایی استراتژیک، شرکت های فناوری محور را با پایه ای قوی برای پیمایش در تقاطع پیچیده هوش مصنوعی و رصد فناوری مجهز می کند، درنتیجه رشد پایدار، افزایش مزیت رقابتی و نوآوری پایدار را تسریع می کند.
۲۰.

تبیین مؤلفه های بومی تولید و فراوری نیشکر با تأکید بر نوآوری های فرایندی: رویکرد فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نوآوری نوآوری فرایند صنعت نیشکر تولید و فراوری نیشکر فراترکیب دلفی فازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۰۸
مقدمه: نوآوری فرایند، زیرمجموعه ای از نوآوری است که به بهبود یا پیکربندی مجدد روش های تولید، گردش کار یا تکنیک ها مربوط می شود. هدف نوآوری فرایند، بهینه سازی روش تولید یا تحویل کالاها یا خدمات موجود است. اهمیت نوآوری فرایند، در پتانسیل آن برای ساده کردن عملیات، کاهش هزینه ها، به حداقل رساندن مصرف منابع و بهبود بهره وری و کیفیت کلی است. درحوزه کشاورزی، نوآوری به عنوان یک تسهیلگر برای تحول، تقویت کارایی، پایداری و انعطاف پذیری در سامانه های تولید عمل می کند. نوآوری فرایندی در تولید و فراوری نیشکر برای پرداختن به چالش های چندوجهی پیشروی صنعت، از جمله نوسانات تقاضای بازار، تخریب محیط زیست و نیز نابرابری های اقتصادی- اجتماعی، حیاتی است. با پذیرش نوآوری، ذی نفعان می توانند بهره وری را افزایش دهند، استفاده از منابع را بهینه کنند، اثرات محیط زیستی را کاهش دهند و درنتیجه، پایداری و انعطاف پذیری طولانی مدت بخش نیشکر را تضمین کنند. دراین راستا، پژوهش حاضر باهدف تبیین مؤلفه های بومی تولید و فراوری نیشکر با تأکید بر نوآوری های فرایندی طراحی و انجام شد.روش شناسی: در این مطالعه از رویکرد کیفی فراترکیب سندلوسکی و بارسو استفاده شده است. فرایند پژوهش با بررسی نظام مند 405 مقاله اولیه آغاز و درنهایت، 33 مقاله مرتبط باهدف پژوهش انتخاب گردیده است، معیارهای ورود مقالات منتش ر شده در حوزه تولید و فراوری نیشکر در فاصله زمانی سال های 2010 تا 2023 بوده است. برای اعتبارسنجی الگوی پیشنهادی و افزایش مقبولیت از روش دلفی فازی توسط خبرگان این حوزه بهره گرفته شده و نتایج به دست آمده ازسوی خبرگان نیز تأیید و بازبینی شده است.یافته ها: یافته ها نهایی پژوهش در دلفی فازی، دست یابی به 57 شاخص کلیدی بومی در قالب چهار فرایند کاشت، داشت، برداشت و فراوری، را نشان داد. همچنین براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که تلفیق سامانه های دانش بومی با نوآوری ها برای افزایش پایداری، انعطاف پذیری و فراگیری در صنعت نیشکر اهمیت دارد و نیاز به تلاش های مشترک بین ذی نفعان برای تقویت نوآوری، ترویج تبادل دانش و توسعه راهبُردهای جامع برای پیشبرد پایداری و شکوفایی بخش نیشکر است.  نتیجه گیری/ دستاوردها: برمبنای یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که اهمیت نوآوری در فرایند تولید نیشکر را نمی توان نادیده گرفت؛ زیرا به عنوان یک تسهیلگر برای افزایش بهره وری، پایداری و انعطاف پذیری در صنعت عمل می کند. براین اساس پیشنهاد می شود، بستری بین رشته ای برای همکاری و تبادل دانش باهدف تلفیق سامانه های دانش بومی با نوآوری های نوین در فرایند تولید نیشکر ایجاد شود تا امکان گفتگو بین پژوهشگران، سیاست گذاران، بازیگران صنعت و جوامع محلی برای ایجاد و اجرای راه حل های نوآورانه متناسب با نیازها و زمینه های خاص تولیدکنندگان نیشکر تسهیل شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان