فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۷۲۱ تا ۹٬۷۴۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
منطقه خاورمیانه در حال تحول است. عوامل و بازیگران بسیاری نیز بر تحولات آن اثرگذار است که بر پیچیدگی مسائل آن می افزاید. این وضعیت سیال و مبهم موجب مواجهه با سناریوهای مختلفی شده است که می تواند آینده کشورهای اسلامی و به طور کلی خاورمیانه را به اشکال مختلفی رقم زند. در این مقاله به این سؤال اصلی پاسخ داده می شود که: روندهای آینده دموکراسی در خاورمیانه تا سال 2025، چه تأثیراتی بر منافع ملی جمهوری اسلامی ایران می گذارد؟ در پاسخ به این پرسش، با بررسی آینده پژوهانه روندهای آینده دموکراسی در خاورمیانه، در چارچوب نظریه سازه انگاری و با روش دلفی، پرسش نامه ای طراحی و در اختیار خبرگان موضوع قرار گرفت. در ادامه، با هدایت تیم راهبری، داده های پرسش نامه های دلفی، تجزیه و تحلیل شدند. سپس نتایج و نظرات خبرگان و پاسخ دهندگان به گویه ها، تحلیل کیفی شد و چهار سناریوی اصلی به دست آمد که شامل تفوق و حاکمیت مردم سالاری دینی؛ سکولاریسم؛ سلفی گری و حکومت های نظامی، سلطنتی مطلقه و قومی هستند. در نهایت مطلوب ترین سناریو و تهدیدآمیزترین سناریو برای جمهوری اسلامی ایران معرفی و راهکارهایی ارائه می شود.
هویت فرهنگی انقلاب اسلامی ایران؛ فرصت ها و چالش ها، چشم انداز آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال پانزدهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۵۲
137-158
حوزههای تخصصی:
مهم ترین چالش جهان اسلام در دوره معاصر، چالش فکری و فرهنگی متاثر از هجوم آموزه ها و ارزش های تمدن غرب و متعاقب آن بروز بحران هویت است. در چنین شرایطی وقوع انقلاب اسلامی برپایه مبانی اصیل اسلامی، هویت فرهنگی جدیدی که از آن می توان با عنوان «هویت اسلامی انسانی » ی اد کرد را به ارمغان آورد و نقطه عطف تاریخی و سرآغاز دوران جدید از حکومت اسلامی در تاریخ جهان اسلام شد و مفاهیم ناب الهی – انسانی در چارچوب آموزه های دین مبین اسلام احیاء گردید. تاثیرگذاری انقلاب اسلامی در جهان اسلام از زوایای مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر تلاش دارد پیوندهای هویتی انقلاب اسلامی با تحولات معاصرجهان اسلام را تحلیل و اثبات نماید هویت خواهی که از عوامل شکل گیری انقلاب اسلامی بود؛ به دلیل ظرفیت فرهنگی ایجاد شده و غنای محتوایی، موجب احیای هویت در جهان اسلام گشت. لذا با پیوند دو مقوله هویت و فرهنگ، رفتارها، کنش و واکنش های جوامع اسلامی را بر اساس هویت فرهنگی ایجاد شده توسط انقلاب اسلامی مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و بر همین اساس ضمن احصاء فرصت ها و چالش های پیش آمده، به ترسیم چشم انداز آینده پرداخته می شود."
راهبرد امنیتی آلمان در غرب آسیا و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال بیست و یکم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱ (پیاپی ۷۹)
93 - 120
حوزههای تخصصی:
در این مقاله این سوال مطرح شده است که چه عواملی موجب شده آلمان نقش آفرینی امنیتی جدید و جدی تری در غرب آسیا داشته باشد و این چه تهدیدها و فرصت هایی برای جمهوری اسلامی ایران در پی دارد؟ برای پاسخ به این پرسش ، نویسندگان این مقاله نخست نگاهی به سیاست خارجی آلمان و پیشران های مهم آن انداخته اند. سپس سیاست خارجی آلمان در قبال غرب آسیا و متغیرهای تأثیرگذار بر آن را بررسی کرده اند. در این راستا، بر اساس اسناد بالادستی آلمان نظیر راهبرد امنیت ملی آن در سال 2016 به اهداف و ابزارهای عمدتاً امنیتی این کشور در منطقه پرداخته شده است. در پایان نیز پیامدهای نقش آفرینی آلمان در غرب آسیا برای جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار گرفته است.<br />
بررسی وضعیت کنونی منطقه آسیای جنوب غربی (مبانی همگرایی منطقه آسیای جنوب غربی)
حوزههای تخصصی:
تأسیس سازمان همکاری های منطقه ای (اقتصادی، سیاسی و امنیتی، فرهنگی، علمی و...) تشکیل سازمان کشورهای تولیدکننده گاز، شورای امنیت منطقه ای، دادگاه عدالت اسلامی منطقه ای، تأسیس پارلمان بین المجالس، تأسیس دانشگاه های منطقه ای، جرح وتعدیل تعرفه ها در امر تجارت آزاد، ایجادواحدپول مشترک و...توسط کشورهای منطقه می تواند راهگشای برپائی وایجاد کنفدراسیون منطقه ای باشد. هدف از نگارش این مقاله، بررسی شرایط، ویژگی ها و مختصات کشورهای منطقه با درنظر گرفتن اشتراکات تمدنی، زبان، دین، شاخص توسعه انسانی (H.D.I)، جایگاه ژئوپلتیتکی، قابلیت های تولیدونقش آفرینی منطقه ای در عرصه تحولات سیاسی، علمی وفرهنگی، واقتصادی می باشد. این تحقیق بصورت تحقیق کتابخانه ای (Library Research) وبا تکیه بر مستندات واسناد انجام گرفته است. در این نگارش تحقیقی، ازرویکردپراتیک منطقه گرائی (Regionalism) که زمینه سازظهور همگرائی Integration)) منطقه ای و فرا منطقه ای است، استفاده می گرددکه جزو راهکارهای مناسب، برای بسط و توسعه مناسبات سیاسی و اقتصادی، تجاری و فرهنگی کشورهای منطقه است.
«مقابله با تروریسم» و تحول پذیری سیاست خارجی منطقه ای چین در آسیای مرکزی (2002- 2016)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از فروپاشی اتحاد شوروی و پایان یافتن جنگ سرد، آسیای مرکزی به عرصه رقابت بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای تبدیل شد و چین که از دیرباز پیوندهای سنتی و ارتباط های نزدیکی با کشورهای آسیای مرکزی داشت، توانست جایگاه درخور توجهی را در این منطقه از آن خود سازد. به گونه ای که به نظر بسیاری از تحلیلگران، امنیت و رونق اقتصادی چین در پیوند با این منطقه هویت خاصی یافت. در پی رویداد 11 سپتامبر، تحولات منطقه، به ویژه بعد از گسترش فعالیت های تروریستی، برای رهبران پکن یعنی «هوجین تائو» و «شی جین پینگ» حساسیت برانگیز بود. به همین دلیل کوشیدند که ردپای مشخصی از این دغدغه را در رفتار خارجی منطقه گرایی خویش آشکار کنند. بعد از 11 سپتامبر رخداد برخی رویدادهای دیگر در سطح ملی، منطقه ای و بین المللی به شکل برداشت های امنیتی متفاوتی در رؤسای جمهور این کشور و به دنبال آن، تغییر در برخی سیاست گذاری های امنیتی چین نسبت به منطقه آسیای مرکزی را منجر شد. برای نمونه می توان به شکل گیری پیوندهای جدید امنیتی و طرح و اجرای قوانین و مقررات جدید ضدتروریستی در دوره ریاست جمهوری شی جین پینگ اشاره کرد. با استفاده از روش کتابخانه ای پرسش اصلی نوشتار پیش رو، بر مبنای «چگونگی تأثیرپذیری سیاست خارجی منطقه گرای چین در مورد آسیای مرکزی از ملاحظه رویارویی با تروریسم در دوره هو و شی» شکل گرفته است. این فرضیه بیان شده است: سیاست خارجی چین درباره منطقه آسیای مرکزی در دوره شی جین پینگ در مقایسه با هو جین تائو، از جهت گیری امنیت گرای بیشتری به ویژه بر مبنای مبارزه با تروریسم، برخوردار شده است.
بازاندیشی در روش تلفیقی: مطالعه موردی؛ رویه تصمیم گیری ایران در برجام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روش تلفیقی (التقاطی) ( Eclectic Method ) یا روش اختلاطی ( Mixed Method ) در علوم سیاسی و روابط بین الملل مشهور به ترکیبی ( Combined ) از روش های کمی و کیفی است و از آن با عنوان پارادایم سوم در روش شناسی نیز یاد می شود اما این جایگاه پارادایمیک و آن روایت مشهور، نیازمند نقد و بازاندیشی است. در این مقاله قصد داریم به جایگاه واقعی روش تلفیقی یا اختلاطی در روش شناسی بپردازیم و نشان دهیم که به دلایل معرفت شناسی و بر خلاف روایت مشهور، امکان ترکیب ( Combined ) روش کمی و کیفی وجود ندارد اما می توان از این دو روش به صورت تلفیقی ( Eclectic ) در ذیل روش علمی- تجربی استفاده کرد. در بخش پایانی مقاله و به عنوان مطالعه موردی، نشان می دهیم چگونه می توان با روش تلفیقی، به یک فهم اولیه، پیرامون رویه تصمیم گیری سیاست خارجی ایران در برجام حاصل کرد. نویسنده معتقد است با وجود محدودیت اطلاعات در مورد چگونگی و چرایی اتخاذ تصمیم برجام در جمهوری اسلامی، روش تلفیقی به شکلی ساختارمند با مشخص کردن عوامل مؤثر بر اتخاذ یک تصمیم و نحوه تفسیر آن عوامل در نظام شناختی تصمیم گیران سیاست خارجی، مناسب ترین روش برای پژوهش های آغازین پیرامون رویه تصمیم گیری سیاست خارجی ایران در برجام است.
کاربست نظریه مجموعه امنیتی منطقه ای در تحلیل مسائل و الگوهای روابط در جنوب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر درصدد تبیین کارایی نظریه ی مجموعه ی امنیتی منطقه ای در تحلیل مسائل و پویش های امنیتی منطقه ی جنوب آسیاست. هدف بررسی و نشان دادن میزان ظرفیت های ذاتی این نظریه در تبیین پویش های امنیتی، الگوهای دوستی و دشمنی، نوع روابط میان واحدهای سیاسی و فهم مسائل این منطقه است. از این رو، سؤال اصلی آن است که میزان کارکرد نظریه ی مجموعه ی امنیتی در تحلیل مسائل و پویش های امنیتی جنوب آسیا تا چه اندازه است و چگونه با کاربرد این نظریه می توان به فهم پویش های امنیتی در این ناحیه رسید؟ فرضیه ی تحقیق این است که نظریه ی مجموعه ی امنیتی به خاطر نگاه چند بعدی، ضرورت بررسی توأمان فهم اجتماعی تحولات، کارکرد بالایی در تحلیل مسائل و پویش های امنیتی جنوب آسیا دارد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و روش جمع آوری داده ها به صورت کتابخانه ای است. یافته های پژوهش بیان گر این مهم است که نظریه ی مجموعه ی امنیتی به دلیل نگاه چند بعدی، ضرورت بررسی توأمان فهم اجتماعی تحولات و فهم روابط قدرت، شناخت نوع روابط میان واحدهای سیاسی موجود در منطقه ی جنوب آسیا را ممکن می سازد. مؤلفه ی اساسی در یافته ها درهم تندیدگی حاد هویتی-فرهنگی و از سوی دیگر، وابستگی های ژئوپلیتک و مادی پایه در این ناحیه است که منطق و دقایق این نظریه ی تحلیل و تبیین، این دو جنبه را توأمان فراهم می آورد. هرچند این نظریه، نقطه ی پایانی بر نظریه پردازی در زمینه ی امنیت منطقه ای نیست، ولی به علت ویژگی های اجتماعی، نوع اقدام سیاسی و تنش های منطقه ای در جنوب آسیا، می تواند نظریه ای مؤثر و کارا تلقی شود.
بررسی نقش رسانه در تقویت مولفه های هویت ملی: با تاکید بر صدا و سیمای مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هویت مفهوم کلانی است که رابطه تنگاتنگی با مفهوم منافع ملی دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش رسانه در تقویت هویت ملی با تاکید بر صدا و سیمای مازندران انجام شد. این پژوهش توصیفی از نوع زمینهیابی بود. جامعه آماری، تمامی شهروندان مازندرانی در سال 1397که تعداد 384 نفر به روش نمونهگیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب شد. ابزار اندازهگیری، پرسشنامه محققساخته با 55 گویه بود که به روش تحلیل عاملی، روایی سازه آن در شش بُعد شناسایی شده (هویت فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، سرزمینی، زبانی و دینی) در مجموع 63/88 درصد از کل واریانس را تبیین نمود. مقدار پایایی از محاسبه ضریب آلفای کرونباخ برابر 94/0 بهدستآمد. روش تجزیه و تحلیل دادهها استفاده از آزمونهای باینومیال و فریدمن بود. یافتهها نشان داد که رسانه استانی در تقویت هویت ملی و ابعاد ششگانه آن یعنی هویت فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، سرزمینی، زبانی و دینی نقش دارد. به طوری که رتبهبندی تاثیرپذیری ابعاد هویت ملی از رسانه استانی به ترتیب عبارت است از: هویت دینی، هویت سرزمینی، هویت زبانی، هویت فرهنگی، هویت اجتماعی و هویت سیاسی.
مبانی گسست در الگوی سنتی جنبش های سلفی در خاورمیانه
حوزههای تخصصی:
اسلا مگرایی یکی از عناصر دنیای امروز است که متغیر تعیین کننده ای در وضعیت قدرت جهان و بازیگران اصلی آن به شمار می آید. اما با توجه به تحولات اتفاق افتاده و جاری در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، امروزه ذهن بسیاری از پژوهشگران و علاقه مندان به روابط بین الملل به این حوزه مطالعاتی جلب شده است. این موضوع با توجه به جریان پرشتاب و قابل تأمل شکل گیری جریاناتی از گروه های اسلامگرا، نگارنده را به بازشناسی مبانی جریانی از اسلامگرایی رهنمون شده که محور و اساس آن گسست در الگوهای سنتی جنبش های سلفی در خاورمیانه است. مقایسه موجود در این تحقیق درباره جریان سلفی گری نشان می دهد که به رغم اشتراکات مذهبی، اختلافات و تمایزات بنیادینی بین جریان سلفی گری و با جنبش های سلف گرایان، اهل سنت و فرق اسلامی وجود دارد. دامنه این اختلافات و تمایزات، سیاست و فرهنگ و حتی نقشه جغرافیایی منطقه را دست خوش تغییراتی ساخته است، که گسست در الگوی سنتی جنبش های سلفی منطقه، بخشی از این فرایند و منازعه موجود را توضیح می-دهد.
گذار از نوسازی به دموکراتیزاسیون؛ توسعه سیاسی در هندوستان و درس های آن برای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال چهاردهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۱ (پیاپی ۵۳)
220 - 193
حوزههای تخصصی:
الگوی توسعه سیاسی هندوستان نشان می دهد که مفروضات مکتب نوسازی برای تشریح فرایند توسعه، حداقل در بعضی از کشورها، نه مفید است و نه صحیح. بر پایه واقعیت های عینی، دموکراسی ماندگار در هندوستان محصول نوسازی عرصه های اقتصادی و فرهنگی نمی باشد، بلکه دموکراسی خود ابزاری بود برای ایجاد نوسازی و تحولات اساسی و ساختاری در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. به بیان دیگر نزد نظریه پردازان نوسازی، دموکراسی متغیر وابسته و محصول تحول در عرصه های دیگر اجتماعی است؛ اما بنا برفرایند دموکراسی در هند و نظر بسیاری از تئوری پردازان دموکراتیزاسیون، از جمله آمارتیا سن، دموکراسی می تواند متغیر مستقل و علت تحول در عرصه های دیگر نیز باشد. نهادهای کارآمد اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ثمره نهادهای سیاسی دموکراتیکی می-شوند که به لحاظ وجودی بر نهادهای دیگر اولویت دارند. بر این مبنا دموکراسی بیش از آنکه عنوان یک وضعیت خاص باشد، آنگونه که از سوی نظریه پردازان مکتب نوسازی مطرح شده بود، فرایندی است پویا و مداوم که از طریق عملیاتی نمودن مفهوم مشارکت همگانی، حتی در پایینترین گستره های اجتماعی، به ایجاد جامعه ای با روابط منصفانه تر منجر می شود. دغدغه اساسی ما در مطالعه پیش رو، با تکیه بر فرایند دموکراتیزاسیون در هندوستان، فهم ضرورتهایی است که دموکراسی را به متغیر مستقل توسعه ای پایدار مبدل می سازد. مطالعه حاضر از نوع مطالعات بنیادی است که سعی می کند با ارجاع به چگونگی توسعه سیاسی در هند و رجوع به بعضی از نظریه های عرصه دموکراتیزاسیون به مطالعات موجود در زمینه دموکراسی در ایران تعمیق ببخشد.
مؤلفه ها و ظرفیت های قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در دیپلماسی فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۱۹
127 - 154
حوزههای تخصصی:
امروزه جایگاه مؤلفه های فرهنگی در روابط بین الملل و سیاست خارجی بیشتر از هر زمان دیگری مورد توجه قرار گرفته است و ابزارهای فرهنگی به مثابه یکی از مهم ترین روش ها و تاکتیک های قدرت نرم مطرح می شود. از آنجاکه دیپلماسی فرهنگی تأمین کننده منافع ملی با استفاده از ابزارهای فرهنگی است، در شرایط کنونی نیازمند ابزارهای نوین، عمومی و فراگیرتری است تا بتواند به عرصه ای برای ظهور همه ظرفیت های بالقوه و قابلیت های تاریخی، علمی آموزشی و هنری یک کشور با هدف جذب مخاطبین بیشتر تبدیل شود. مقاله حاضر به دنبال تبیین ظرفیت ها و مؤلفه های قدرت نرم دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران است تا بتواند ضمن مطالعه و بررسی روش مند و گویاتر دیپلماسی ایران، در جهت پردازش دقیق و منسجم تر ادراک های آن مؤثر واقع شود. در پایان، نگارندگان به ارائه راهکارهای مؤثر برای بهبود و تقویت مناسبات روابط خارجی و ارتقای جایگاه بین المللی ایران نیز پرداخته اند.
راهبرد آمریکا در منطقه ایندوپاسیفیک و تأثیر آن بر روابط هند و چین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با بهره گیری از نظریه ثبات هژمونیک درصدد پاسخگویی به این پرسش بوده است که «راهبرد آمریکا پس از 11 سپتامبر 2001 چگونه بر مناسبات دو کشور هند و چین اثر گذاشته است». نویسندگان با روش توصیفی- تحلیلی این فرضیه را مورد آزمون قرار داده اند که ایالات متحده آمریکا از رهگذر بالا بردن وزنه هند در منطقه ایندوپاسیفیک و تلاش برای مهار چین درصدد تداوم هژمونی خود در این منطقه برآمده است؛ زیرا باور داشته که چین تهدیدی نزدیک و هند تهدیدی دوردست به شمار می رود. بر این اساس و با این اندیشه که هند به عنوان قدرت متوسط در آینده ظرفیت به چالش کشیدن منافع آمریکا را در منطقه مزبور ندارد، درصدد کنترل چین از طریق تقویت هند برآمده است. نگارندگان این مقاله ضمن تبیین نظریه ثبات هژمونیک و تشریح سیاست آمریکا در منطقه ایندوپاسیفیک به تجزیه وتحلیل تأثیر آن بر سیاست ها و مناسبات هند و چین پرداخته اند.
جلوه های انقلابی گری در حوزه های علمیه قبل از انقلاب اسلامی (مطالعه موردی دوره قاجار)
منبع:
سیاست پژوهی جهان اسلام دوره پنجم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۹
73 - 112
حوزههای تخصصی:
حوزه انقلابی از جمله مباحثی است که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید خاص داشتند. بیانات ایشان نشان می دهد که حوزه، مادر و ایجادکننده انقلاب بوده است؛ لذا انقلابی گری یک تفکر است و انقلابی گری حوزه ها به بعد از انقلاب محدود نمی شود؛ اما به دلیل پررنگ بودن و اهمیت نهضت امام خمینی و انقلاب اسلامی در سال های اخیر، از فعالیت های انقلابی حوزه های علمیه در دوره های قبل از رژیم پهلوی و قبل از نهضت غفلت شده است. همین غفلت موجب توهم انقلابی نبودن حوزه های علمیه در قبل از دوران نهضت امام و زمینه ای برای گسترش سکولاریسم در حوزه های علمیه شده است. فرضیه این تحقیق آن است که انقلابی گری در دوره های قبل از نهضت امام نیز در حوزه های علمیه بوده است؛ لذا یکی از راه های مقابله با سکولاریسم در حوزه و تضعیف انقلابی گری در حوزه، توجه به این پیشینه تاریخی انقلابی گری حوزه هاست. در این مقاله به دنبال توصیف و تبیین نمودهای انقلابی گری در حوزه های علمیه در دوره قاجار هستیم. چارچوب نظری این بحث، شاخص های ایشان در بحث انقلابی گری است. ایشان ویژگی ها و شاخص های انقلابی گری را در پنج محور مطرح کردند: 1. پایبندی به مبانی و ارزش های اساسی اسلام و انقلاب (اسلام ناب، اتکا به قدرت الهی، توجه به نیروی مردم، حمایت از محرومان، استکبارستیزی و استقلال)؛ 2. هدف گیری آرمان های انقلاب و جهت گیری برای رسیدن به آنها (مقاومت و عدم یأس)؛ 3. پایبندی به استقلال کشور در سه بعد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی؛ 4. حساسیت در برابر دشمن و نقشه دشمن و عدم تبعیت از آن؛ 5. تقوای دینی و سیاسی. لذا بر اساس این شاخص ها به روش تحلیلی و تاریخی به بررسی عملکرد حوزه های علمیه- به ویژه مراجع و علمای طراز اول- در دوره قاجار پرداخته و جلوه های این شاخص ها در عملکرد علمای آن دوره را بیان خواهیم کرد.
ریشه یابی خشونت های درونی سازمان مجاهدین خلق ایران (56- 1352) در پرتو آراء هانا آرنت
منبع:
سیاست پژوهی جهان اسلام دوره پنجم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۱۰
39 - 58
حوزههای تخصصی:
سازمان مجاهدین خلق ایران طی سال های 1352 - 1356خورشیدی، درگیر خشونت ها و ترورهای داخلی متعددی شد که از مشهورترین آنها می توان به ترور مجید شریف واقفی و مرتضی صمدیه لباف اشاره نمود. هرچند با اتکا به اسناد تاریخی موجود، نمی توان ایدئولوژیک بودن همه این خشونت ها را تأیید کرد، اما این برخورد طیف مارکسیست سازمان با اعضای مذهبی، موضوعی قابل توجه در تاریخ جنبش های مسلحانه ایران معاصر به شمار می رود. این پ ژوهش در پی واکاوی چرایی و چگونگی این ماجرا در پرتو نظریه توتالیتاریسم هانا آرنت است.
تحلیل ژئوپلیتیکی روابط ایران و آسیای مرکزی و قفقاز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۹ پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳۶
293 - 320
حوزههای تخصصی:
مهم ترین و اصلی ترین پیش نیاز برخورداری از یک سیاست خارجی موفق، آگاهی و شناخت عمیق از صحنه است. این صحنه می تواند، قدرت ملی کشورها، علائق گوناگون بازیگران در جهت بازیگری در نقش های استراتژیک باشد. در واقع ژئوپلیتیک با بررسی عوامل تشکیل دهنده قدرت ملی کشورها، علائق گوناگون بازیگران، ریشه یابی بحران های منطقه ای و تحلیل جایگاه منطقه در ژئواستراتژی قدرت ها، درک لازم برای تدوین سیاست خارجی آگاهانه و سنجیده را فراهم می نماید. از سویی دیگر منطقه آسیای مرکزی و قفقاز، با بافت قومی و مذهبی متنوع، ضمن داشتن سابقه حضور قدرت های مختلف، دارا بودن ارزش های فراوان و جاذبه های مختلف اقتصادی، فرهنگی ، سیاسی و... و دارا بودن اشتراکات زبانی، قومی، مذهبی و اقتصادی ، فرهنگی با جمهوری اسلامی ایران می تواند نقش مؤثری را ایفا نماید. زیرا با جداسازی منطقه قفقاز و بخشی از آسیای مرکزی در پی جنگ های روسیه با ایران و با انجام اقدامات متنوع هنوز نتوانسته ایم به آن هدف نهایی یعنی پیوند مشترک و دائمی ایران با آسیای مرکزی و قفقاز برسیم. در این مقاله سعی شده است با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، ضمن شناخت عمیق عوامل مثبت و منفی ژئوپلیتیکی گام های مؤثر در جهت تقویت روابط موفق سیاسی، اقتصادی و فرهنگی فیمابین ایران وکشورهای آسیای مرکزی و قفقاز برداشته شود.
Justice and Ethnic Diversity Policy-Making in the Islamic Republic of Iran: the Place and Implications
حوزههای تخصصی:
Ethnic diversity in each country requires policy-making harmonized with the principles of the political system and the diversity state in that nation. Iran is one of the countries that has ethnic diversity. Justice in the Islamic Republic of Iran is a fundamental discourse and a legitimating factor that policy-making must be based on it. Therefore, justice in ethnic diversity policy-making has importance; it has also some implications. In this paper, by scholarly method and using existing resources and documents, besides choosing the approach and defining justice to put everything it its place as a theoretical framework, the status and importance of justice in policy-making of ethnic diversity will be explored from three perspectives:Firstly, the theoretical aspect by which presenting theories aims at explaining the relationship between justice and the emergence of ethnic crises. Secondly, the objective and field aspect, which signals the results of surveys, indicates the place of justice in policy-making of ethnic diversity. Finally, there is the importance of justice in the high-level documents related to the ethnic domain, which the volume of this issue indicates the significance of discussing justice in policy-making. In the next step, the implications of choosing a fair approach toward ethnic diversity policy-making in the Islamic Republic of Iran have been extracted. Reviews and studies have shown that the principal, objective, process, political and structural implications are taken from the adoption of a fair approach toward the policy-making of ethnic diversity.
تأثیر گسترش گفتمان سلفی بوکوحرام بر ساختار امنیتی غرب آفریقا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات سیاسی و بین المللی دوره دهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۳۷
51 - 75
حوزههای تخصصی:
مهم ترین گروه سلفی- جهادی که در غرب آفریقا تأثیر گذاشته، بوکوحرام است. این گروه، به دنبال شورشی بزرگ درسال 2009 به شهرت رسید. ایدئولوژی بوکوحرام، سلفی - جهادی است و معتقدند باید اسلام را از تغییرات بیرونی که بر آن وارد شده پاک کرد. این گفتمان در غرب آفریقا در صدد است تا هویت سلفی را ایجاد کند که در واکنش به گفتمان های دیگر با تأکید بر نشانه ها تفاوت ها را بپوشاند. هر یک از این نشانه ها در مفصل بندی گفتمان بوکوحرام و نیز ساختار امنیت در غرب آفریقا تأثیرگذارند. روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و کتابخانه ای است؛ و نظریه گفتمان لاکلا و موف به عنوان چارچوب نظری به کار گرفته شده است. پژوهش حاضر با روش تحلیلی گفتمان به دنبال این پرسش است که گسترش گفتمان سلفی بوکوحرام چه تأثیری بر ساختار امنیتی غرب آفریقا داشته است؟ ایده و فرضیه محوری پژوهش این است که گفتمان بوکوحرام در غرب آفریقا با طرح دال مرکزی احیای دولت اسلامی و وقته های تکفیر ، ضدیت ، خصومت و ضدیت با عقل به دنبال زنجیره هم ارزى است تا گفتمان سلفی را گسترش دهد. اما این هویت و گفتمان به دلیل افراط منجر به تنش در ساختار امنیتی غرب آفریقا شده است.
نظام سیاسی مطلوب در اندیشه سیاسی آیت الله مصباح یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر می کوشد ضمن بازخوانی اندیشه و مواضع سیاسی آیت الله مصباح یزدی، به این پرسش اصلی پاسخ دهد که ساختار بینش سیاسی وی از چه مقوله هایی تشکیل شده و بر این اساس نظام حکومتی مورد نظر وی چه بوده است؟ طبق فرضیه پژوهش، مصباح یزدی در چهارچوب فلسفه اسلامی و مشخصاً حکمت متعالیه به ارائه نظام سیاسی مطلوب مبتنی بر تقدم دانش بر قدرت و اصالت وجود مبادرت ورزیده است. اندیشه ایشان بیش از اینکه منبعث از نگاه فقاهتی باشد، منبعث از نگاه فیلسوفانه وی است. پس بر اساس نوع نگاه خود درباره انسان و عقل، به ضرورت وحی و نبوت و از دریچه آن به رابطه دین و سیاست پرداخته است. برای بررسی این فرضیه از روش هرمنوتیک لئو اشترواس، یعنی توجه به نقش متن با استفاده از آثار دیگرش در فهم متن، استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که نقص انسان و عدم کفایت عقلی او برای تأمین سعادتش در نظر آیت الله مصباح یزدی، راه را برای حکومت ولایی در اندیشه ایشان باز نموده است.مشروعیت چنین حکومتی براساس نصب و اذن الهی می باشد و مردم، هرچند نقشی در مشروعیت بخشیدن به حکومت اسلامی ندارند، اما برپایی و تشکیل حکومت اسلامی، نیازمند همراهی و پذیرش مردم است.
کارآمدی به مثابه ظرفیت دولت؛ رهیافتی سیاسی به مفهوم کارآمدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله تلاش خواهد شد تا با رجوع به نظریه نظام ها در چارچوب نظریه های ساختاری- کارکردی در علوم سیاسی، به شاخصه های قابل اتکایی برای ارزیابی کارآمدی دولت ها و نظام های سیاسی دست یابیم تا بتوان با اتکا بر آنها، مبانی و چارچوب نظری متقنی برای پژوهش در این زمینه در چارچوب علوم سیاسی تدارک دید. از این رو پرسش اصلی ما در این مقاله، جست وجوی شاخص های قابل اتکا برای کارآمدی دولت از منظر علوم سیاسی است. برای پاسخ به این پرسش، کارآمدی را در قالب ظرفیت های شش گانه متصور برای هر دولت مورد بحث قرار خواهیم داد. ظرفیت های شش گانه انحصار مشروع کاربرد زور، استخراجی، شکل دادن به هویت ملی، تنظیمی، حفظ انسجام درونی و بازتوزیعی را که در این مقاله با عنوان معیارهای کارآمدی دولت مورد بازخوانی قرار گرفته اند، می توان مجموع وظایف یا اختیارات مرسوم دولت نیز به شمار آورد. تلقی ما در این مقاله از مفهوم کارآمدی، علاوه بر تقارن های فراوان با فهم اقتصادی و مدیریتی از این مفهوم، به واسطه پیوند با مفهوم کلیدی «قدرت» در علوم سیاسی و در نظر گرفتن جایگاه واقعی دولت ها در جوامع و کشورهای امروزی - با تأکید بر وظایف، اختیارات و توانمندی های آنها از یکسو و انتظارات از آنها از سوی دیگر – نزدیک ترین و کاربردی ترین برداشت از مفهوم کارآمدی در علوم سیاسی است که می تواند مبنا و چارچوب نظری وثیقی برای پژوهش در زمینه کارآمدی دولت باشد.
روندهای الگویی سیاست خارجی امارات متحده عربی از 2017-1971(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال دهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴
143-167
حوزههای تخصصی:
سیاست خارجی امارات متحده عربی از 1971 تاکنون با تغییرات الگویی و رفتاری همراه بوده است. علی رغم بحران های مداوم در سرتاسر خاورمیانه و خلیج فارس، ماهیت فدرال امارات متحده عربی نوعی سیاست خارجی سازنده ایجاد کرده که به بقای این کشور آسیب پذیر منجر شده است؛ به عبارت دیگر، امارات متحده عربی کشوری با سیاست خارجی چندگانه است. بررسی سیاست خارجی امارات متحده عربی از زمان تأسیس آن در سال ۱۹۷۱ نشان داده که مسائل و منافع ویژه ای در سراسر این دوره ثابت باقی مانده است. در عین حال، تغییرات در عرصه جهانی و دگرگونی در ساختار نظام بین الملل، به ویژه فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و ظهور نظام تک قطبی، تأثیر مستقیمی بر دخالت سایر قدرت های بزرگ در منطقه خلیج فارس داشته است و در پاسخ به این تغییرات، الگوهایی که در آن ها امارات متحده عربی منافع سیاست خارجی خود را در منطقه دنبال می کند، تغییر کرده است که این الگوها در میان موضوعات اساسی به عنوان اجزای مهم سیاست خارجی امارات، قابل شناسایی است. این مقاله درصدد پاسخ دهی به این پرسش اصلی بوده که «سیاست خارجی امارات از سال 1971 تا 2017 چه تحولات الگویی را تجربه کرده است؟» پاسخ این بوده که این تحولات الگویی عبارت بوده اند از: تعهدگرایی عربی و همزیستی اسلامی، رفتار صلح آمیز و بی طرفانه در قبال مسائل منطقه، طرف داری اعراب، طرف داری غرب، میانه روی و تعهد به مشارکت امنیتی. در واقع سیاست منطقه ای و جهانی امارات، تابعی از تحولات الگویی در سیاست خارجی آن بوده است. این مقاله با استفاده از منابع کتابخانه ای و روش توصیفی تبیینی تلاش کرده است تا با بررسی تحولات سیاست خارجی امارات متحده عربی از زمان تأسیس آن، در روشی که امارات متحده عربی در آن اهداف سیاست خارجی خود را دنبال می کند، سبک خاصی را تشخیص و توضیح دهد.