فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۴۰۱ تا ۷٬۴۲۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
فعالیت هستهای کره شمالی به عنوان بحرانی مستمر از دوران جنگ سرد تاکنون ادامه داشته است. به ویژه که با دستیابی کره شمالی به موشکهای بالستیک و قارهپیما بحران از منطقه شرق آسیا فراتر رفته، و موجب تنش و ناامنی در نظام بینالملل نیز شده است. ایالات متحده آمریکا که از ابتدا تاکنون برنامه هستهایزدایی این کشور را در دستور کار سیاست خارجی خود در منطقه شرق آسیا قرار داده است، با روی کار آوردن دونالد ترامپ به عنوان چهل و پنجمین رئیس جمهور آمریکا سیاستهای مصرانهتری را جهت خلع سلاح هستهای این کشور به نمایش گذاشت، که جملگی از تهدید و تحریم تا مذاکره و توافق در نوسان بوده است. بنابراین با نگاهی به سیر تقابل و تعامل ترامپ با کره شمالی این سوال اساسی مطرح شد: که سیاست خارجی دونالد ترامپ در رویارویی با بحران هستهای کره شمالی چگونه قابل تبیین است؟ جهت پاسخ به این سوال با کاربست نظریه پیوستگی جیمز روزنا به واکاوی موضوع در سطح تحلیل خرد پرداختیم. یافتههای پژوهش روشن کرد که منافع سیاسی، امنیتی و استراتژیک هریک از دو کشور موجب میشود که این بحران توسط دونالد ترامپ نیز لاینحل باقی بماند. در این پژوهش شیوه پرداخت به مسئله تبیینی_توصیفی بوده و گردآوردی اطلاعات به شیوه اسنادی است.
مبانی قرآنی عوامل معنوی اقتدار ملی از منظر مقام معظم رهبری (مطالعه موردی مبتنی بر ارتباط با خالق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
راهبردهای مدیریتی رهبر، نقش بسیار تعیین کننده ای در اقتدار ملی دارند؛ از این رو لازم است برای دستیابی، حفظ و افزایش اقتدار ملی، عوامل و راهکارهای آن از منظر آیت الله خامنه ای مورد بررسی قرار گیرند. نوشتار پیش رو بخشی از پژوهشی است که با استفاده از فرایند تحلیل مضمون و نرم افزار MaxQDA به بررسی اقتدار ملی در بیانات و پیام های ایشان پرداخته است. عوامل معنوی اقتدار ملی در اندیشه معظم له که ریشه در تعالیم اسلام دارد، به دو بخش تعالیم مبتنی بر ارتباط با خالق و تعالیم مبتنی بر ارتباط با خلق تقسیم می شود. این پژوهش با هدف کمکی در اقتدار جمهوری اسلامی ایران، به مطالعه موردی تعالیم مبتنی بر ارتباط با خالق پرداخته است و در ادامه با توجه به منشأ دینی این تعلیم ها، مبانی قرآنی آنان را به عنوان ثقل اکبر، استخراج کرده است. این تعالیم در بیان رفتار ارتباطی بندگان با خداوند، شامل مضامین: ایمان، تقوا، توکل، ارتباط قلبی و اعتقادی با خدا، اخلاق الهی، دعا و انگیزه الهی می شود؛ در مقابل، خداوند نیز حمایت و الطاف خود را نسبت به بندگانی که استحقاق دارند، بذل می فرماید.
فراتحلیل کیفی مطالعات رفتار رأی دهی در ایران: 1360-1397(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رأی دهی به عنوان یک کنش سیاسی، به رفتار رأی دهندگان بستگی دارد. در ایران، به استناد اصل ششم قانون اساسی اداره امور کشور با اتکاء به آراء عمومی تعریف و انتخابات گوناگونی برگزار شده است. ازاین رو، موضوع رفتار رأی دهندگان ایرانی موردتوجه بسیاری از پژوهشگران حوزه مطالعات انتخاباتی قرارگرفته است. تعدد و پراکندگی این مطالعات، پژوهش حاضر را وا داشته تا برای اولین بار به کمک روش فراتحلیل کیفی مطالعات انجام شده را ذیل «مطالعات رفتار رأی دهی»، شناسایی، دسته بندی و ارزیابی کند. جامعه آماری شامل مقالات علمی پژوهشی و ترویجی است که در پایگاه های علمی مجلات تخصصی داخلی در بازه زمانی 1360 تا 1397 نمایه شده است. طی فرایند ارزیابی، تعداد 35 اثر درون گنجی و برای ارزیابی ثانویه یافته ها، مورد ارزیابی قرارگرفت. یافته ها نشان می دهد، دهه 1390، به لحاظ حجم پژوهش ها نقطه عطفی در مطالعات رفتار رأی دهی در ایران بوده است. مردان بیشترین سهم از انتشار مطالعات را داشته اند. انتخابات مجلس دوره دهم بیشترین مورد مطالعه و شهر تهران و رأی دهند گان عادی به ترتیب، بیشترین میدان و مورد مطالعاتی را به خود اختصاص داده اند. همچنین عوامل جامعه شناختی با بیشترین فراوانی، مؤثرترین عامل بر رفتار رأی دهی ایرانیان شناسایی شده اند.
اقتصاد سیاسی عربستان سعودی در دریای سرخ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مراودات سیاسی و اقتصادی کشورهای حوزه خلیج فارس و حاشیه دریای سرخ، درعین سابقه ای تاریخی، با فراز و نشیب های فراوانی هم راه بوده است. با تشدید رقابت های دولت های حاشیه خلیج در پرتو تحولات انقلابی خاورمیانه در سال 2011 به بعد، این رقابت و یارگیری ها مناطق دیگری از جمله دریای سرخ را نیز در بر گرفت و دریای سرخ از جایگاهی استراتژیک در سیاست های راه بردی کشورهای حاشیه خلیج فارس و به ویژه عربستان برخوردار شد. عربستان با تعمیق استراتژی های اقتصادی و سیاسی خویش در دریای سرخ به بازیگر اصلی صحنه سیاسی و اقتصادی این منطقه راه بردی تبدیل شد. در این نوشتار هدف این است تا با بهره گیری از رویکرد اقتصاد سیاسی بین الملل و با تمرکز بر منطقه دریای سرخ و شاخ آفریقا، اهداف و دلایل حضور اقتصادی و سیاسی عربستان را در این منطقه ریشه یابی کنیم. سؤال اصلی این است که مطلوبیت های اقتصادی و سیاسی عربستان برای حضور گسترده در دریای سرخ چیست؟ فرضیه پاسخ به این پرسش این است که اهداف اقتصادی مانند تجارت دریایی، سرمایه گذاری های اقتصادی، عملیاتی کردن پروژه های اقتصادی و اهداف سیاسی مانند ائتلاف سازی منطقه ای، و تضعیف قدرت محور ترکیه/ قطر و محور ایران/ انصارالله یمن مهم ترین متغیرها و مطلوبیت های اقتصادی سیاسی عربستان در دریای سرخ را تشکیل می دهند. یافته های پژوهش نشان دهنده اولویت استراتژیک دریای سرخ در نگاه رهبران سعودی برای بسط و توسعه قدرتی گسترده تر در این جغرافیای راه بردی است و این هدف توأمان با اهرم های اقتصادی و سیاسی در حال پی گیری است.
رویکرد اقتصاد سیاسی به سیاست های اقتصادی دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دست یابی احمدی نژاد به قدرت در ساختار سیاسی ایران با دور جدیدی از سیاست گذاری های اقتصادی هم راه بود، به گونه ای که بسیاری از صاحب نظران و تحلیل گران اقتصاد ایران به این باور رسیدند که جهت گیری های اقتصادی این دوره پیوند نزدیکی با پوپولیسم اقتصادی داشته است. بر این پایه، پرسش اصلی پژوهش پیش رو این است که سیاست های اقتصادی دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد چه نسبتی با اقتصاد کلان پوپولیستی دارد. نوشتار حاضر تلاش می کند تا از منظر اقتصاد سیاسی و با بهره گیری از نظریه «اقتصاد کلان پوپولیسمِ» دورن بوش و ادواردز (که در قالب رویکرد پوپولیسم به مثابه استراتژی سیاسی و در سطح سیاست گذاری اقتصادی ارائه شده است)، ضمن بازخوانی سیاست های اقتصادی دولت احمدی نژاد، نسبت این سیاست ها با رویکرد های پوپولیستی به اقتصاد را موردبررسی و هم چنین پی آمدهای آن برای اقتصاد سیاسی ایران را موردتوجه قرار دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد دولت احمدی نژاد با بهره گیری از آرمان های انقلاب و با تکیه بر درآمدهای نفتی تلاش کرد تا در دو سال نخست ریاست جمهوری خود سیاست های اقتصادی انبساطی را به مرحله اجرا درآورد، سیاست هایی که درنهایت به گسترش نقدینگی، تورم، و رکود اقتصادی منجر شد. پس از آن از سال 1387 به این سو، به علت کاهش درآمدهای نفتی، دولت نهم به سیاست های تثبیتی روی آورد و کاهش پرداخت یارانه و طرح تحول اقتصادی را در دستور کار خود قرارداد، به نحوی که دست یابی به هدف بازتوزیعی و عدالت محوری دولت با موانع بی شماری روبه رو شد. رویکرد پژوهش اقتصاد سیاسی و روش پژوهش کیفی از نوع تبیین علی و روش گردآوری داده ها نیز کتاب خانه ای اینترنتی است.
حوزه های پیش برنده فرهنگ دفاع مقدس در گام دوم انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق مطالعه حوزه های پیش برنده فرهنگ دفاع مقدس در گام دوم انقلاب اسلامی است. روش تحقیق به کار رفته در این مطالعه، کمی و پیمایشی است و جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. مطالعه به شکل نخبگی و با جامعه آماری تمام شمار در بین شش خبره حوزه دفاع مقدس انجام شده است. در این تحقیق از طریق مصاحبه با شش خبره در حوزه دفاع مقدس، تعداد 10 حوزه اصلی دفاع مقدس بنام حوزه های شهدا، ادبیات و تاریخ شفاهی، نیروی انسانی متولّی، پیشکسوتان، فرهنگی و هنری، معارف جنگ، راهیان نور، فناوری و رسانه، تبلیغات، و حوزه حقوقی بین المللی شناسایی شد. در ادامه تحقیق، این 10 حوزه با استناد به متن مصاحبه های تحقیق و دیدگاه سایر اندیشمندان تبیین شده است. در نهایت از طریق مطالعه کمی و توزیع پرسشنامه بین خبرگان، سهم 10 حوزه دفاع مقدس در ترویج فرهنگ دفاع مقدس در گام دوم انقلاب اسلامی در وضع موجود و وضع مطلوب آورده شده است. نتایج نشان می دهد عملکرد کلیه نهادهای دفاع مقدس در کشور، حدود 50 درصد است. از نظر خبرگان در وضعیت مطلوب باید به 86 درصد رسید و شکاف عملکردی فعلی در حد 35 درصد است.
بحران همه گیری کرونا وضرورت بازتولید اخلاقیِ آزادی انسان در الهیات سیاسی (باتمرکز بر آرا اسپینوزا وکارل اشمیت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در فلسفه سیاسی غرب از قرن شانزدهم طرح جدیدی از نسبت اخلاق و سیاست در جهت افزایش ثبات و حفظ حاکمیت سیاسی بدون توجه به الزامات اخلاقی مطرح شد و پس از آن متفکران عصر روشنگری هریک به فراخور بینش و مکتب و اعتقادات خود تصویری از اخلاق و سیاست و انسان ارائه کردند برخی از اندیشمندان غربی، اخلاق را تابع سیاست و بعضی سیاست را تابع اخلاق قلمداد کردند. اما در نهایت همان طرح اولیه برای افزایش ثبات و حفظ حاکمیت سیاسی با تاکید بر ضمانت آزادی فردی حاکم شد؛ برای نمونه اسپینوزا ضمانت آزادی فردی را در اخلاق کاربردی می جوید و کارل اشمیت به دنبال عملکرد دولت در قبال آزادی فردی و اجتماع در مشروعیت الهیاتی و سنتی است. پرسش این است که راهکار اسپینوزا و اشمیت برای ضمانت آزادی فردی و تضمین سلامت شهروندان در شیوع بلای فراگیر هم چون کرونا چیست؟ نتایجی که با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به دست آمده است، نشان می دهد که اسپینوزا آزادی فردی را امری اخلاقی می داند که همه افراد در نوع خود، مسئول رعایت آن هستند؛ از طرف دیگر اشمیت، موضع گیری دولت در قبال بحران های سیاسی- اجتماعی همانند بلایای فراگیر و ضرورت بازتولید ارزش هایی چون آزادی را به باورهای مذهبی و سنت های عرفی شده حاکم بر ذهن و زبان مردم و کارگزاران حکومت مشروط می سازد.
بررسی تاثیر رسانه های سازمانی و اجتماعی بر پیشگیری از کرونا با میانجیگری ادراک ریسک فردی و نقش تعدیلگر جنسیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تاثیر رسانه های سازمانی و اجتماعی بر پیشگیری از کرونا با میانجیگری ادراک ریسک فردی و نقش تعدیلگر جنسیت است. پژوهش حاضر، توصیفی پیمایشی است سوال اصلی پژوهش بررسی تاثیر رسانه های سازمانی و اجتماعی در درک افراد از پاندمی کرونا و تاثیردر میزان پیشگری از بیماری کووید19 می باشد. جامعه آماری شامل پرسنل شرکت سایپا که تعداد آنها 7000 نفر که با استفاده از فرمول کوکران 364 نمونه انتخاب شدند. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری و از طریق روش دلفی، با استفاده از نظر خبرگان نهائی شده است. پایائی از طریق الفای کرونباخ تائید و با استفاده از نرم افزار PLS3 و روش معادلات ساختاری به تحلیل و آزمون فرضیه ها پرداخته شد. یافته ها حاکی از آن است که شبکه های اجتماعی و سازمانی بر ادراک ریسک فردی دارای تاثیر، رسانه های اجتماعی بر اقدامات پیشگیرانه از بیماری کرونا دارای تاثیر، اما رسانه های سازمانی بر اقدامات پیشگیرانه تاثیر ندارند. از سوی دیگر نقش تعدیل گری جنسیت بر روی شاخصه ها مورد ارزیابی قرار گرفته، و مشخص گردید جنسیت، هیچکدام از شاخص ها را تعدیل نمی کند
مدل سیاستگذاری مشارکتی چندسطحی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۰ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
423 - 446
حوزههای تخصصی:
یکی از نارسایی های دموکراسی نمایندگی کاهش انگیزه شهروندان برای مشارکت سیاسی است. تحلیلگران، بازیگران و نمایندگان دولت با این مسئله دست به گریبان بوده و درصدد پاسخ به این پرسش هستند که چگونه به بهترین شکل می توان شهروندان را در فرایندهای تصمیم گیری و سیاستگذاری مشارکت داد. طبق بررسی ما اگرچه برخی تحقیقات اخیر به مسئله مشارکت دموکراتیک سیاستی پرداخته اند، تعداد بسیار محدودی از آنها بر درک طبیعت، محرکه ها و روش های مشارکت سیاستی تأکید دارند و به بررسی خصوصیات و فضاهای نهادی که ارتباطات مشارکتی در آنها روی می دهند، پرداخته اند. به نظر می رسد تسهیل و افزایش مشارکت سیاستی مستلزم شکل جدیدی از رابطه بین دولت و جامعه است که می توان با وضع ترتیبات نهادی در سه سطح ماهوی، سطح رویه ای و سطح عملیاتی آن را حل کرد. برای تسهیل و افزایش مشارکت سیاستی در هر سه سطح دگرگونی و تحولاتی لازم است که هر کدام فلسفه، سازوکارها، ترتیبات و تفاوت های با هم دارند.
کاربرد نظریه کوانتوم در تحلیل جامعه مدنی در جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال سوم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۱۱)
112 - 136
حوزههای تخصصی:
با تغییر پارادایم جامعه شناسی و ظهور کنشگران جدید درعرصه های فروملی، ملی و فراملی، الگوهای جدیدی همچون نظریه کوانتوم برای تحلیل پدیده های اجتماعی مطرح شده که از ظرفیت توضیحِ منطق کنشگری های جدید برخوردارند. براساس علوم اجتماعی کوانتومی، رفتار کنشگر فروملی می تواند اثرگذاری بالایی در سطوح کلان داشته باشد و به دلیل غیرجایگزیده بودن پدیده ها، این اثرگذاری تأثیرات دومینو شکلی ایجاد کند. دراین مقاله، از روش کوانتومی به عنوان رویکردی فرارشته ای و تلفیقی از روش شناسی توصیفی-تفهمی-گفتمانی، برای تحلیل وضعیت جامعه مدنی در جمهوری اسلامی ایران بهره برداری شد و این سئوال مطرح شد که بر اساس نظریه کوانتوم، جامعه مدنی در جمهوری اسلامی در چه وضعیتی قرار دارد؟ با تحلیل کوانتومی، نشان داده شد که تحت تأثیر «ابزارهای نوین ارتباطی، ارتباطات شبکه ای، خاصیت غیرجایگزیدگی، عدم قطعیت و درهم تنیدگی»، سطح بازیگریِ کنشگران فروملی و ملی، نوسانات بسیاری را تجربه کرده است. همچنین، نتایج پژوهش نشان داد که این وضعیت، به معنای تحقق جامعه مدنی مشارکتی نیست؛ بلکه نوعی «جهش کوانتومی» اجتماعی درحال وقوع است که همانند تأثیرات «جهش ژنتیکی»، می تواند تبعات ناخوسته ای به جامعه تحمیل کند و در کوتاه مدت، وضعیت «بی هنجاری»، و درمیان مدت، فرو ریزش اجتماعی را به دنبال داشته باشد.
مؤلفه ها و موانع رویکرد ژئوکالچر ایران در قبال ابتکار کمربند و راه چین در آسیای مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابتکار کمربند و راه چین به عنوان بزرگ ترین و جسورانه ترین طرح در سیاست خارجی این کشور همچون گامی بلند به سوی ابراز وجود و کنارگذاشتن سیاست خارجی محتاطانه برجای مانده از دوران دنگ شیائوپینگ تلقی می شود که پیامدهای آن می تواند در گستره جهانی احساس شود. با این حال، در بعد منطقه ای به نظر می رسد که آسیای مرکزی از مناطقی است که به دلیل موقعیت جغرافیایی خود و همسایگی با مناطق غربی چین که مورد توجه و سرمایه گذاری فزاینده دولت چین قرار گرفته اند از این سیاست بیشترین اثر را می پذیرد. با توجه به اینکه ماهیت اصلی راهبرد چین، توسعه راه های ارتباطی و انتقالی است که فرصتی تاریخی برای مشارکت فعال در آن با هدف گسترش تبادل اندیشه و فرهنگ در کنار انتقال کالا فراهم می شود، این پرسش مطرح می شود که بهترین و کارآمدترین رویکرد سیاست منطقه ای ایران در آسیای مرکزی با توجه به ابتکار کمربند و راه و پیامدهای منطقه ای آن چه خواهد بود؟ در پاسخ به این پرسش با اتکا بر نظریه سازه انگاری و به ویژه تأثیر این نظریه در حوزه منطقه گرایی نوین، رویکرد مبتنی بر ایران فرهنگی به عنوان بهترین سیاست معرفی می شود که در مقایسه با رویکردهای رقیب از مزیت نسبی مناسبی برای کشور برخوردار است. در این نوشتار، میان سه رویکرد ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و ژئوکالچر در سیاست منطقه ای ایران در آسیای مرکزی بررسی مقایسه ای کوتاهی انجام می دهیم. همچنین موانع رویکرد ژئوکالچر ایران را بررسی می کنیم.
سیاست خارجی ترامپ در قبال ایران پساداعش؛ از تحریم تا ترور ایران
حوزههای تخصصی:
این مقاله جستاری برای بررسی این مسئله مهم است که اصولا سیاست های خارجی دونالد ترامپ در قبال رقبا، اعم از رقبای اقتصادی همچون جمهوری خلق چین تا رقبای امنیتی همچون کره شمالی و جمهوری اسلامی ایران پیشتر مبتنی بر تعمیق تنش ها و تهدیدها بوده است اما در یک چرخش پارادایمی بزرگ، ماهیت تهدیدات خود به ویژه علیه جمهوری اسلامی ایران را از قدرت نرم همچون جنگ رسانه ای مبدل به یک جنگ تمام عیار نمود که اوج آن ترور سپهبد سلیمانی بوده است. لذا سوال اصلی این مقاله معطوف به این است که مهمترین دلیل یا دلایل چرخش پارادایمی سیاست خارجی ترامپ در قبال جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت شیعیان در منطقه از تهدیدات نرم به تهدید سخت (ترور) چه بوده است؟ فرضیه ای که نویسندگان به بوته آزمایش گذارده اند تاکیدی بر این مسئله است که فقدان دستاوردهای جمهوری خواهان در زمینه قدرت نرم از یک سو و تحکیم روزافزون ائتلاف جبهه مقاومت از سوی دیگر، بسترساز این چرخش پاردایمی بوده است. یافته های مقاله که بر اساس روش تحلیلی توصیفی و بهره گیری از تئوری های ترکیبی جوزف نای- رئالیسم تهاجمی جان مرشایمر می باشد نشان می دهد که سه اصل کلان موفقیت های جبهه مقاومت به ویژه در پساداعش، موفقیت در انتخابات آینده ریاست جمهوری ایالات متحده و شکنندگی ائتلاف عربی- عبری مهمترین دلایل چنین چرخشی بوده است.
تبیین جریان شناختی ادبیات سیاسی در ایران معاصر (مطالعه موردی: ادبیات داستانی سیاسی در مهاجرت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲۷
140 - 113
حوزههای تخصصی:
بخشی از ادبیات داستانی معاصر در خارج از ایران منتشر شده است. هم اسباب مهاجرت بسیاری از نویسندگان در خارج از کشور نسبت مستقیمی با مسئله سیاست دارد و هم نحوه حضور آنها و موضوع، مضمون، زمینه و منشأ پیدایش بخش مهمی از آثاری که پدید آورده اند، سیاسی است. داستان نویسی سیاسی در مهاجرت، با حمایت و پشتیبانی گروه های سیاسی پیدا می شود و نخستین نمونه های آن در نشریه های سیاسی منتشر می شود و بعدها نویسندگان با استقلال نسبی از گروه های سیاسی به خلق اثر می پردازند. آنها به گونه ای روایت داستانیِ تاریخ معاصر ایران را نوشته اند. انقلاب مشروطه و آرمان های آزادی خواهانه اش، کودتای 28 مرداد و یأس ها و ناامیدی های بی پایانش و نیز انقلاب اسلامی و مسائل متفاوت پیرامون آن، از جمله مبارزه های پیش از انقلاب و روند پیروزی و تثبیت انقلاب و برآمدن جمهوری اسلامی و پیدایش جنگ تحمیلی از جمله این مسائل و مباحث است. مسئله اصلی این پژوهش این است که ادبیات داستانی سیاسی در مهاجرت، چه جریان ها و سیر تحولی داشته است. برای رسیدن به پاسخ از جریان شناسی ادبی به مثابه الگویی روش شناختی استفاده خواهد شد. این الگو با بررسی زمینه سیاسی و اجتماعی پیدایش اثر، کانون های حامی، نقطه شروع و چگونگی گسترش و استمرار جریان را نشان می دهد. به نظر می رسد داستان نویسی سیاسی با نوشته های استنادی و افشاگرانه درباره حوادث و مسائل پیرامون انقلاب و حوادث دهه 60 شروع می شود و به روایت های تحلیلی- انتقادی از تاریخ معاصر، به ویژه انقلاب و جمهوری اسلامی می رسد.
امکانات روش شناسی ساختارگرایی تکوینی در تحلیل چگونگی ساخته شدن اندیشه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲۷
198 - 171
حوزههای تخصصی:
مفروض اساسی این پژوهش این است که ایده ها، اندیشه ها و طرز تلقی اندیشمندان به مثابه کنش آنها، جملگی برساخته اند. پرسش بنیادین ما نیز این است که کدام چشم انداز و الگوی روش شناختی، بهتر می تواند به تبیین و توضیح مسئله چگونگی برساخته شدن اندیشه ها و دیدگاه ها نزد اندیشمندان کمک کند. به عقیده ما، رویکرد و الگوی روش شناختی تعاملی یا رابطه ای «پی یر بوردیو»، فیلسوف و جامعه شناس فرانسوی که به ساختار گرایی تکوینی موسوم است، می تواند پاسخ بهتر و کامل تری به پرسش بنیادین چگونگی برساخته شدن اندیشه ها به مثابه کنش های ذهنی نزد اندیشمندان پاسخ دهد. بدیهی است که به کارگیری این رویکرد در تحلیل چگونگی برساخته شدن اندیشه ها نزد اندیشمندان، متوقف بر تلقی اندیشه ها به مثابه «کُنش» صاحب آنهاست.
مسؤولیت مدنی دولت در قبال رفتار زیان بار حاکمیتی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
رفتار بخشهای مختلف حاکمیت، ممکن است در عمل، مردم را متضرر کند. به طور معمول این پرسش مطرح است که دولت در قبال اقدامات زیانبار خود، در چه مواردی و تا چه حدی مسؤول است؟ پاسخ مشهوری که از جمله، مستند به ماده 11 قانون مسؤولیت مدنی به این پرسش داده شده، این است که رفتارهای حاکمیتی از جبران خسارت مصون است و مسؤولیت دولت، بهمعنی الاعم، به اعمال تصدی ناشی از تقصیر اداری محدود شده است. نوشتار حاضر، با مرور پیشینه بحث در دکترین و مقررات و با شیوه تحلیلی ـ توصیفی ثابت مینماید معافیت دولت از مسؤولیت در قبال اعمال حاکمیتی با قواعد ریشهای و دیرین فقهی و اصول شناختهشده و بنیادین مسؤولیت مدنی از جمله اصل جبران خسارت در تعارض است و تحمیل کامل آوار خسارت بر زیاندیده، جهت نفع حاکمیت و دیگر مردم، منطق قانعکنندهای ندارد و شواهدی وجود دارد که نشان میدهد، قانونگذار پس از انقلاب اسلامی، از نظر قبلی خود؛ به ویژه در حیطه اجرایی و قضایی عدول کرده است. مبانی فقهی چون «احترام» و «لاضرر» و «الغرم بالغنم» در کنار ضرورت توزیع خسارت ناشی از اعمال حاکمیت مبتنی بر مصالح عمومی از جمله مبانی تقویتکننده عدول قانونگذار محسوب میشود.
رفتارشناسی سیاسی روحانیت در مواجهه با چالش های بیداری اسلامی؛ با تاکید بر دیدگاه مقام معظم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موج جدید بیداری اسلامی در عصر حاضر، حاوی نظم نوینی در خاورمیانه است که هژمونی امریکا را در منطقه، دچار فروپاشی کرده است. مسئله اصلی، آن است که پدیده بیداری اسلامی همچون تمامی جنبش ها و نهضت ها با آسیب ها، فرصت ها و چالش هایی مواجه است. عدم بهره وری از فرصتها، تهدیدات اضمحلال این تحول شگرف را به همراه دارد. بدین خاطر نوشتار حاضر با تبیین فراز و فرود پدیده بیداری اسلامی در کشورهای اسلامی، به برون رفت از چالش های پیش روی این حرکت عظیم، با تمرکز بر نقش هدایتگرانه علمای اسلامی از دیدگاه مقام معظم رهبری، پرداخته است. یافته های تحقیق با روش توصیفی تحلیلی، گویای آن است که علمای اسلام با بستر سازی گفتمان فکری اسلامی در جامعه، زمینه رشد بینش سیاسی آحاد جامعه را تقویت نمودند و آنها را متوجه حقوق فطری خویش ساختند. این مهم، آغازگر مطالبه گری و قیام مردم علیه حاکمان جور در برخی کشورها گردید.
چالش های تمدنی پیش روی انقلاب اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران داعیه دار نظم اجتماعی جدیدی است که خود را در سطحی فراگیر در قالب تمدن نوین اسلامی نمایان می سازد. حرکت به سمت تمدن نوین اسلامی با چالش هایی همراه است که چیستی آن ها، مساله این پژوهش را شکل می-دهد. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش، مطالعه ی اسنادی است و تحلیل اطلاعات با روش تحلیل مضمون انجام-پذیرفته است. براساس یافته های این پژوهش، چالش های تمدنی انقلاب اسلامی ایران در مقوله های «امکان تحقق تمدن-نوین اسلامی»، «الزامات تحقق تمدن نوین اسلامی»، «حیطه انتقال تمدنی تمدن نوین اسلامی» و «معنا و عینیت در تمدن نوین اسلامی» قابل صورت بندی است. عدم امکان تحقق تمدن نوین اسلامی، چالشی است که معنادار بودن آن در این نوشتار بررسی می شود. بسط اجتماعی عقلانیت انقلابی، تربیت نیروی انسانی طراز تمدن نوین اسلامی، تحول در علوم انسانی و تعالی الگوی مدیریت، اصلاح سبک زندگی و افزایش تعاملات میان فرهنگی از مهم ترین الزامات تحقق تمدن نوین اسلامی است که عدم توجه به آن ها از چالش های اساسی صیرورت تمدنی انقلاب اسلامی خواهد بود. تحولات فکری، پیشرفت های علمی، تعاملات میان فرهنگی، شکاف های اجتماعی، فتنه های سیاسی و جنگ های بین المللی از ساز و کارهای حیطه انتقال تمدنی محسوب می شوند که عدم مدیریت آن ها، حرکت انقلاب اسلامی را با چالش های جدی مواجه خواهد ساخت. فقدان معنا و عینیت نیز از مهم ترین چالش های هر تمدن محسوب می شود. راه عینیت یافتن تمدن از مسیر بسط تاریخی جغرافیایی معانی متناسب با خود می گذرد که این امر نیز جز با وجود یک حکومت یا قدرت دارای نفوذ و با فهم، ارائه، مشروعیت بخشی و بازنمایی معانی متناسب با هویت اسلام تمدنی امکان پذیر نخواهد بود.
همه گیری کرونا، قدرت نرم و تحول در دستور کار سیاست جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲۲
147 - 180
حوزههای تخصصی:
ظهور همه گیری کرونا در اوایل سال 2020 به موضوع اصلی نگرانی ها و فعالیت های ملی و بین المللی تبدیل شده است که آگاهی از علل و تاثیرات جهانی و واکنش های متناسب بین المللی نسبت به این پدیده نوظهور را اجتتناب ناپذیر می نماید. آنچه که تاکنون به عنوان چالش های سیاست جهانی مطرح شده است مربوط به مسایل سخت مثل گسترش هسته ای و مسایل نرم مانند محیط زیست بوده اند، اما هیچ گاه یک بیماری، که همه گیری جهانی پیدا کرده باشد، در شمول مسایل سیاست جهانی قرار نگرفته است. سوالی که مطرح می شود این است که: آیا همه گیری کرونا می تواند در دستورکار سیاست جهانی قرار گرفته و به عنوان یکی از مسایل نرم سیاست جهانی مطرح شود؟ در پاسخ می توان چنین فرض نمود که: اگر چه همه گیری کرونا جامعه جهانی را به شدت تحت تاثیر قرار داده است، اما هنوز واجد شرایط لازم برای قرار گرفتن در دستورکار سیاست جهانی نیست و این بستگی به میزان تاثیرگذاری، تداوم و واکنش های دیپلماتیک قابل ملاحظه نظام بین الملل به این پدیده دارد. لذا هدف از نوشتار حاضر بررسی امکان و یا عدم امکان طرح همه گیری کرونا به عنوان دستورکار سیاست جهانی و ارزیابی وضعیت پس از آن می باشد. ابتدا با ارایه چارچوب نظری به چگونگی تعیین موضوعات دستورکار سیاست جهانی پرداخته می شود، سپس همه گیری کرونا به عنوان یک مساله نرم بین المللی و امکان تحول در دستورکار سیاست جهانی، با توجه به تحولات اخیر، مورد ارزیابی قرار می گیرد.
مدل های سنجش قدرت ملی؛ ارزیابی خطر جنگ قدرت های بزرگ در نقاط بحرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال دوازدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
5 - 44
حوزههای تخصصی:
علی رغم پیشرفت های گسترده در حوزه نظریه پردازی و تبیین علل وقوع جنگ در طول نیمه دوم قرن بیستم، فهم ما از ریشه های بروز مناقشات و کشمکش های بین المللی همچنان در یک سطح مقدماتی باقی مانده است. در این میان نظریه «سیکل قدرت» در تلاش برای ارائه یک تبیین علّی شفاف و روشمند، در مقایسه با سایر رویکردهای مرتبط امیدواری هایی را در این زمینه پدید آورده است. این نظریه تصمیم گیری در مورد جنگ را در متن صعود و افول قدرت نسبی دولت ها قرار داده و تأثیر تغییرات غیرخطی بلندمدت یا نقاط بحرانی در قدرت نسبی یک دولت را بر گرایش آن به سوی جنگ های گسترده مورد سنجش قرار می دهد. بدین منظور پرسشی که مطرح می شود این است که «آیا بین وقوع این نقاط بحرانی در سیکل قدرت و وقوع جنگ میان قدرت های بزرگ ارتباط معناداری وجود دارد؟» به عنوان پاسخی موقت فرضیه پژوهش این است که احتمال وقوع جنگ گسترده در طول دوره های بحرانی به دلیل شوک ناگهانی ناشی از دگرگونی در موازنه قدرت و نقش و حاکمیت فضای عدم اطمینان، سوءبرداشت و محاسبه اشتباه میان تصمیم گیرندگان، نسبت به سایر مواقع بیشتر است. به منظور آزمون گزاره فوق، قابلیت های نسبی قدرت های بزرگ با استفاده از داده های به روز شده «پروژه همبستگی های جنگ» (COW)در طول دوره زمانی 1816-2012 و در قالب ارائه مدل جدیدی از سنجش قدرت ملی ارزیابی و زمان بندی نقاط بحرانی در چرخه قدرت هر کشور با وقوع جنگ بین قدرت های بزرگ مقایسه می شود. یافته ها از این فرض نظریه حمایت می کنند که احتمال وقوع جنگ گسترده در طول دوره های بحرانی نسبت به دوره های عادی بیشتر است.
نقش آلمان در مدیریت بحران آب آسیای مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آسیای مرکزی پس از حدود یک قرن انزوا دوباره نه تنها به دلیل وجود منابع انرژی، بلکه به دلیل اهمیت نبود مدیریت منابع آب در حوزه منازعات بین المللی قرار گرفته است. بحران کمبود آب که ناشی از سیاست های غلط دوران استعمار تزاریسم و سپس دوران شوروی است از بحران های شناخته شده در منطقه آسیای مرکزی است که این منطقه را در درازمدت و حتی میان مدت می تواند با خطر درگیری های خونین روبه رو سازد. در این میان بر اهمیت مدیریت منابع آب همواره از سوی آلمان از بدو استقلال کشورهای این منطقه تأکید شده است؛ به طوری که مدیریت پایدار منطقه ای منابع آب و قراردادن آن در هسته مرکزی همکاری های آلمان با کشورهای آسیای مرکزی، نشان از اهمیت این موضوع در سیاست خارجی آلمان در این منطقه دارد. از این رو، در این نوشتار با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از چارچوب نظری نهادگرایی نولیبرال، به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که آلمان چه اقدام هایی برای مدیریت پایدار منابع آب در منطقه آسیای مرکزی انجام داده است؟ نتایج این نوشتار نشان می دهد که آلمان با وجود موانعی همچون نبود اطمینان متقابل میان دولت های حاکم، برتری طلبی برخی از کشورهای آسیای مرکزی، پایین بودن سطح همکاری میان پنج کشور منطقه در حوزه مدیریت منابع آب و همچنین مجموعه ای از مشکلات ساختاری، توانسته است به و سیله همکاری های چندجانبه میان نهادها و مراکز علمی، فنی و دانشگاهی و همچنین کمک به کشورهای آسیای مرکزی در حوزه های پیشگیری و کنترل بحران های آبی، اقدام های مهم و درخور توجهی انجام دهد.