۱.
هدف: در شرایطی که سازمان ها با تغییرات سریع فناورانه، عدم قطعیت محیطی و فشار نوآوری مواجه اند، ساختارهای چابک و نوآورانه مانند اسکانک ورکس (ساختار راسو) به عنوان مدلی منعطف برای مدیریت پروژه های حساس و نوآورانه مطرح شده اند. این پژوهش با هدف بررسی جامع ادبیات موجود در زمینه ساختار راسو و تبیین ویژگی ها، کاربردها و چالش های آن انجام شده است. روش ها: این مطالعه با رویکرد مرور دامنه ای و بر اساس چارچوب پنج مرحله ای آرکس و اُمالی انجام شد. جستجوهای مربوطه در 5 پایگاه معتبر بین المللی انجام گرفت و پس از غربالگری، 127 مطالعه برای تحلیل انتخاب شدند. همچنین برای تحلیل عمیق تر، از تکنیک آینده پژوهی «تحلیل روند» استفاده شده است. یافته ها: در ۹ محور شامل: تمرکز مطالعات بر علوم دفاعی و مدیریت راهبردی، غالب پژوهش ها به شیوه کیفی و نوع آنها مقالات علمی-پژوهشی، تأکید بر اسناد و مصاحبه، تمرکز جغرافیایی در آمریکا و اروپا، بررسی سطح ادراک، ساختارهای مستقل و کوچک، تمرکز بیشتر بر سازمان های دولتی و نظامی و غالب تولیدات پژوهشی در این حوزه در دهه 2010 الی 2020 بوده است. نتیجه گیری ها: ساختار اسکانک می تواند پاسخی مناسب به نیاز سازمان ها برای نوآوری سریع و مدیریت پروژه های حساس باشد؛ با این حال، تعمیم آن به بافت های مختلف نیازمند توجه به بستر فرهنگی، ساختاری و مدیریتی هر سازمان است.
۲.
هدف: پژوهش پیش رو به بررسی آینده هژمونی دلار در بستر تحولات ژئوپلیتیکی قرن ۲۱ با تأکید بر راهبردهای جمهوری اسلامی ایران برای کاهش وابستگی به دلار و تأثیر آن بر امنیت ملی می پردازد. هدف اصلی، شناسایی عوامل کلیدی تضعیف یا تداوم هژمونی دلار و سناریوهای محتمل، همراه با تحلیل وضعیت ایران است. روش: این مطالعه از روش توصیفی-تحلیلی با رویکرد آینده پژوهی استفاده کرده و داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و نظرسنجی از ۱۲ خبره (اساتید دانشگاه و پژوهشگران اقتصاد سیاسی و روابط بین الملل) جمع آوری شده اند. ابزارهای تحلیل شامل نرم افزارهای میک مک برای تحلیل ماتریس متقاطع و اطلس.تی.آی برای کدگذاری کیفی است. همچنین از ابزار سوات برای تحلیل راهبردی وضعیت ایران بهره گرفته شده است. یافته ها: نتایج نشان می دهند که عواملی مانند گسترش فناوری های مالی دیجیتال، کاهش اعتماد جهانی به دلار، رشد یوآن چین، و ابتکارات بریکس، هژمونی دلار را تهدید می کنند. تحریم های آمریکا و بحران های ژئوپلیتیکی نیز این روند را تسریع کرده اند. نتیجه گیری: هژمونی دلار به سمت افول تدریجی و نظام مالی چندقطبی در حرکت است. ایران می تواند با تقویت همکاری های منطقه ای، استفاده از ارزهای جایگزین، و توسعه فناوری های مالی، استقلال اقتصادی و امنیت ملی خود را تقویت کند، اما باید به چالش های فنی و ژئوپلیتیکی این گذار توجه نماید.
۳.
هدف: شناسایی و تبیین الزامات و ویژگی های مؤثر در طراحی سامانه های پدافند هوایی ارتفاع پایین نزاجا با تأکید بر آینده پژوهی و تحلیل تهدیدات آینده روش: در این مقاله از روش تحلیل آمیخته استفاده شده است. داده ها از طریق مصاحبه با ۱۱ نفر از خبرگان دفاعی و همچنین توزیع پرسش نامه میان ۸۲نفر متخصص گردآوری شده است. تحلیل داده های کیفی با استفاده از نرم افزار MaxQDA و تحلیل عاملی تأییدی با نرم افزار SmartPLS و تحلیل SWOT انجام شد. نتایج نشان داد که مؤلفه «الزامات و ویژگی ها» دارای شش شاخص کلیدی بوده و بالاترین بار عاملی مربوط به شاخص «اتوماسیون سامانه» می باشد. یافته ها: تحلیل آینده پژوهانه یافته ها حاکی از آن است که طراحی کارآمد این سامانه ها مستلزم تمرکز بر خودکارسازی، قدرت واکنش سریع، تعامل شبکه ای و توان مقابله با تهدیدات ترکیبی آینده همچون پهپادهای کوتاه پرواز و ریزپرنده ها ، جنگ سایبری و حملات پرسرعت خواهد بود. نتیجه گیری: مؤلفه الزامات و ویژگی ها در سامانه های پدافند هوایی نقش محوری در افزایش آمادگی رزمی نزاجا در برابر تهدیدات آینده دارد. این الزامات باید بر اساس ویژگی هایی چون واکنش بلادرنگ، شناسایی ترکیبی، اتوماسیون سطح بالا و هماهنگی سامانه ای طراحی شوند. یافته ها تأکید دارند که مهم ترین راه کار اثربخش مقابله با تهدیدات آینده، تحول در الزامات فنی و عملیاتی و نوسازی مفهومی در طراحی این سامانه هاست.
۴.
زمینه و هدف: با ظهور فناوری های نوین، بلاکچین ظرفیت هایی را فراهم آورده است که می تواند فرآیند توسعه سرمایه انسانی را شفاف، ایمن و داده محور سازد. این فناوری در سازمان های نظامی می تواند از جعل مدارک، ارزیابی های غیرواقعی و ناکارآمدی اطلاعاتی جلوگیری کرده و اعتماد، عدالت و پاسخ گویی را تقویت نماید. از این رو، هدف این پژوهش، نگاشت سناریوهای کاربست فناوری بلاکچین در توسعه سرمایه انسانی ارتش جمهوری اسلامی ایران (آجا) است. روش شناسی: این تحقیق از نوع توسعه ای-کاربردی است و با رویکرد توصیفی-علّی انجام شده است. روش پژوهش ترکیبی از مرور نظام مند ادبیات و نگاشت شناختی فازی بوده است. داده های پرسشنامه براساس نظرات ۱۴ نفر از خبرگان حوزه منابع انسانی و فناوری اطلاعات آجا به دست آمده است. تحلیل داده های بخش کیفی به روش تِماتیک و نگاشت فازی با استفاده از نرم افزار FCMapper و Python 3.11 انجام شد. با تحلیل تِماتیک، عوامل کلیدی موفقیت استخراج و با نگاشت شناختی فازی، سناریوهای محتمل برای کاربست فناوری بلاکچین در توسعه سرمایه انسانی طراحی شد. یافته ها: یافته ها نشان داد عوامل کلیدی موثر در توسعه سرمایه انسانی، شامل «کاربست فناوری بلاکچین»، «توسعه شایستگی سازمانی»، «اخلاق حرفه ای» و «مهارت های بین فردی» بوده اند. در بخش پایانی نیز ضمن ترسیم نقشه شبکه روابط بین عوامل، سناریوهای سه گانه محتمل ترسیم شد. نتیجه گیری: سه سناریوی «زره دیجیتال»، «رخنه خاموش» و «فروپاشیِ هسته» برای کاربست فناوری بلاکچین در توسعه سرمایه انسانی قابل تصور است که آجا می تواند برنامه ریزی مبتنی بر سناریو برای کاربست تدریجی، انعطاف پذیر و هدفمند این فناوری را اتخاذ کند
۵.
زمینه و هدف: بررسی و اولویت بندی روش های مختلف پیش بینی تقاضا در زنجیره تأمین آماد طبقه ۹ نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران. روش ها: در این پژوهش، داده های واقعی مربوط به تقاضای این اقلام برای دو یگان جمع آوری شد. از پنج روش پیش بینی شامل میانگین متحرک، میانگین متحرک وزنی، هموارسازی نمایی، هموارسازی نمایی تعدیل شده و رگرسیون خطی برای تحلیل الگوهای تقاضا استفاده شد. عملکرد روش ها با معیارهای میانگین خطای مطلق و میانگین مربعات خطا ارزیابی و تفاوت های آماری بین آن ها با آزمون ANOVA و تست Tukey مقایسه گردید. روش اجرای پژوهش مقایسه ای توصیفی است که در آن روش های پیش بینی تقاضا بر اساس دو متغیر بدون اینکه رابطه علی و معلولی بین متغیرها را مدنظر قرار دهیم مقایسه کردیم. یافته ها: نتایج نشان داد سه قلم کالا (لاستیک سبک، سنگین و باتری سبک) روش رگرسیون خطی کمترین خطا را دارد، درحالی که برای قلم چهارم یعنی باتری سنگین، بهترین عملکرد مربوط به روش میانگین متحرک بود. آزمون ANOVA در مورد سه قلم کالا نشان داد که بین روش ها تفاوت معناداری وجود ندارد، اما در مورد باتری سنگین، اختلاف معنی داری مشاهده شد. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد بهتر است روش پیش بینی مناسب بر اساس نوع کالا و الگوی تقاضای آن انجام شود. اگرچه روش رگرسیون خطی غالباً بهترین عملکرد را نشان داد، اما در برخی موارد، روش میانگین متحرک نیز کارآمد است؛ بنابراین، ارزیابی دقیق ویژگی های هر نوع کالا و محیط عملیاتی، کلید موفقیت در بهبود فرایندهای پیش بینی در زنجیره تأمین است.
۶.
هدف: هدف اصلی این پژوهش «چگونگی آینده پژوهی جنگ شناختی با محوریت زنان در پرتو سیر تطور تاریخی» است. روش: پژوهش حاضر به تدوین سناریوهای آینده پژوهی جنگ شناختی با محوریت زنان در پرتو سیر تطور تاریخی با استفاده از نرم افزار سناریوویزارد می پردازد. نوع پژوهش حاضر، کاربردی و روش بررسی آن با استفاده از روش های جدید آینده پژوهی، اکتشافی است. در این پژوهش بر اساس ماهیت آن، اطلاعات لازم به دو شیوه گردآوری می شود: روش کتابخانه ای (بررسی متون تاریخی، دینی و مطالعات میان رشته ای) و پرسشنامه ای. با توجه به اینکه از نرم افزار سناریوویزارد برای تجزیه وتحلیل داده ها استفاده می شود، نوع پرسشنامه بسته و به صورت ماتریس آثار متقابل و با پیمایش نظرات کارشناسان و متخصصان است؛ درنهایت هشت عامل کلیدی به عنوان عوامل پیشران در سناریوویزارد استفاده و با توجه به تجزیه وتحلیل های متعدد و با بهره گیری از جامعه خبرگان، تعداد چهار سناریوی محتمل و قوی از نرم افزار سناریوویزارد استخراج شده است. یافته ها: یافته های پژوهش، چهار سناریوی آینده را شناسایی کرد. این سناریوها طیفی از وضعیت بحرانی تا مطلوب را دربرمی گیرند و نشان می دهند که نقش زنان در جنگ شناختی در دو سطح اصلی «قربانی سازی» و «کنشگری فعال» شکل می گیرد. ساختارهای فرهنگی، نوع سیاست گذاری و سطح سواد شناختی، پیشران های کلیدی مؤثر در شکل گیری این سناریوها هستند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش بیانگر آن است که ارتقای سواد شناختی زنان، توسعه سیاست های فرهنگی و حمایتی، طراحی نظام های رصد هوشمند و تقویت مشارکت بین نهادی، الزامات اصلی مواجهه مؤثر با تهدیدات ترکیبی شناختی است. نادیده گرفتن ظرفیت های زنان در این حوزه، می تواند منجر به افزایش آسیب پذیری روانی، تضعیف انسجام اجتماعی و کاهش تاب آوری شناختی کشور شود
۷.
هدف: این پژوهش با رویکردی ترکیبی (کمی-کیفی) و با هدف تدوین سناریوهای ژئوپلیتیک روابط ایران و افغانستان در عصر طالبان انجام شد. روش: داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان و پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شدند. برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای Micmac و Scenario Wizard استفاده گردید. یافته ها: با شناسایی ۲۴ وضعیت احتمالی مرتبط با ۶ عامل کلیدی (مهاجرت، به رسمیت شناختن طالبان، تنش های مرزی، حقآبه رودخانه های مرزی، امنیت ترانزیت چابهار، و نقش قدرت های بزرگ)، بیش از ۴۵۱۰ سناریوی تلفیقی استخراج شد. نتایج نهایی نشان داد چهار سناریو با «سازگاری قوی» از جمله وضعیت بحرانی (۳۳.۳۳ درصد)، نیمه بحرانی (۲۸.۱۴ درصد)، ایستا (۲۸.۵۷ درصد)، و مطلوب (۲۳.۸۰ درصد) محتمل ترین مسیرهای آینده هستند.در سناریوی بحرانی، ترکیب عواملِ مهاجرت غیرقانونی، جنگ آب هیرمند، رقابت قدرت های خارجی، و ناامنی مرزی، افغانستان را به «سیاه چاله امنیتی» تبدیل می کند و ایران را با بحران های اجتماعی-اقتصادی مواجه می سازد. سناریوی ایستا، با حفظ «ثبات شکننده»، تنش هایی مانند اختلافات آبی و مرزی را عادی سازی می کند. در مقابل، سناریوی مطلوب، با تکیه بر دیپلماسی چندجانبه، به رسمیت شناختن مشروط طالبان، و اتصال چابهار به افغانستان، همگرایی منطقه ای را ممکن می داند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهند که غلبه روندهای بحرانی، جایگاه راهبردی ایران به عنوان «دروازه آسیای میانه» را تضعیف و امنیت مرزها را به مخاطره می اندازد. با این حال، سناریوی مطلوب نشان میدهد که همکاری های اقتصادی-امنیتی و میانجیگری نهادهای بین المللی می تواند افغانستان را از میدان نبرد نیابتی به پُل ارتباطی تبدیل کند. این پژوهش بر ضرورت خروج از چرخه تنش و اولویت دهی به منافع بلندمدت تأکید دارد.
۸.
هدف: رقابت فناورانه میان ایالات متحده و جمهوری خلق چین طی دو دهه اخیر به یکی از عوامل راهبردی در شکل دهی به نظم آینده بین الملل تبدیل شده است؛ رقابتی که علاوه بر اقتصاد، ابعاد ژئوپلیتیکی، امنیتی و هنجاری را نیز دربر می گیرد. این پژوهش با رویکرد کیفی و آینده پژوهانه، به شناسایی پیشران های کلیدی و پیامدهای احتمالی این رقابت بر امنیت بین الملل و جایگاه ایران می پردازد. روش شناسی: مطالعه با تحلیل محتوای نظام مند انجام شد. داده ها از بیش از ۷۵ مقاله علمی، ۴۲ گزارش اندیشکده ای معتبر و ۲۰ سند تحلیلی گردآوری گردید. معیار انتخاب منابع، اعتبار علمی و ارتباط مستقیم با موضوع بود. برای تحلیل، از تکنیک تأثیرات متقابل و مدل سناریوسازی GBN استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان می دهد چین با سرمایه گذاری گسترده در تحقیق و توسعه، توسعه زیرساخت های دیجیتال و پیشرفت در حوزه هایی مانند نیمه رساناها، هوش مصنوعی و 5G جایگاه خود را به عنوان قدرت فناورانه تثبیت کرده است. ایالات متحده نیز با تحریم، کنترل صادرات فناوری های حساس و ائتلاف سازی می کوشد این روند را مهار کند. تحلیل ها سه سناریوی اصلی را ترسیم می کند: «موازنه سرد در حوزه فناوری»، «شکاف فناوری شرق و غرب» و «جنگ سرد دیجیتال». نتیجه گیری: سناریوی موازنه سرد مطلوب ترین وضعیت برای امنیت بین الملل و ایران ارزیابی شد؛ زیرا ضمن حفظ رقابت، امکان تعامل فناورانه را فراهم و از تشدید بحران ها و افزایش هزینه های دفاعی جلوگیری می کند.