۱.
این مقاله با روش مرور نظام مند به بررسی رابطه آموزه های اسلامی و رشد اقتصادی می پردازد و در تبیین دیدگاه های معطوف به رشد اقتصادی در رهبران اسلامی، به بررسی آرای آیت الله خامنه ای در این مورد می پردازد؛ در این راستا، ضمن مرور و تحلیل دیدگاه های مختلف (موافق، مخالف و دیدگاه اقتصاددانان مسلمان) در مورد رابطه اسلام و رشد اقتصادی، به بررسی مبانی نظری و شواهد مرتبط با این موضوع پرداخته شده است. یافته های مرور نظام مند مطالعات مربوط به موضوع نشان می دهد که آموزه های اسلامی از طریق فراهم سازی انگیزش اخلاقی فردی، ساختارهای نهادی شفاف و قواعد مالی منطبق با شریعت، بستر مناسبی برای رشد پایدار و متوازن ایجاد می کنند. تحلیل اندیشه آیت الله خامنه ای نیز به عنوان نمونه عملی از اعمال آموزه های اسلامی در سیاست گذاری اقتصادی، نشان داد که ایشان با تکیه بر مفهوم «اقتصاد مقاومتی» و تأکید بر ارکانی چون درون زایی، عدالت محوری، دانش بنیانی و مشارکت مردمی، چارچوبی راهبردی و عملی برای تحقق رشد اقتصادی اسلامی ارائه می دهد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که نه تنها آموزه های اسلامی در سطح نظری با اهداف رشد اقتصادی سازگار هستند، بلکه در سطح عمل و اجرا نیز می توانند مبنای سیاست گذاری های کارآمد برای توسعه قرار گیرند. نتایج پژوهش نشان می دهد که بر اساس شواهد و استدلال های موجود، آموزه های اسلامی و سیره آیت الله خامنه ای نه تنها قابلیت رشد اقتصادی را مهیا می کنند بلکه بر آن تأکید دارند.
۲.
پیروزی انقلاب اسلامی و همچنین خنثی شدن فعالیت های ضدانقلاب و بیگانگان در سال های نخستین استقرار جمهوری اسلامی (حوادثی نظیر فعالیت های گروه های تجزیه طلب، کودتای نظامی و جنگ تحمیلی) محصول به میدان آمدن سرمایه ی اجتماعی شکل گرفته در دهه ی پنجاه و شصت هجری شمسی بود. اهمیت رجوع به سرمایه های اجتماعیِ شکل گرفته از ظرفیت های ایرانی – اسلامی در حل بحران های تاریخ معاصر، به ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به تدریج جای خود را در چیستی حکمرانی و تمدن نوین اسلامی نزد آیت الله خامنه ای پیدا نمود و بدین ترتیب، اندیشه ی انقلاب اسلامی با حکمرانی و تمدن اسلامی تکمیل و به روز شد. این مقاله با محوریت این پرسش که جایگاه سرمایه اجتماعی در تحقق حکمرانی و تمدن نوین اسلامی چیست؟ در پی اثبات این فرضیه است که حصول به حکمرانی اسلامی و تمدن نوین اسلامی بدون پشتوانه ی سرمایه ی اجتماعی در اندیشه سیاسی آیت الله خامنه ای امکان پذیر نمی باشد؛ بنابراین، شرط تحقق حکمرانی اسلامی و به تبع آن، شکل گیری تمدن نوین اسلامی، استفاده از ظرفیت های سرمایه های اجتماعی به طور تمام و کمال است. یافته های تحقیق که بر اساس به کارگیری روش تحلیل مضمون به دست آمد، نشان می دهد که تحقق حکمرانی و تمدن اسلامی نزد آیت الله خامنه ای نیازمند دو اصل اساسی (به مثابه ی مضامین فراگیر اصلی) که در ارتباط با سرمایه اجتماعی معنا می یابند، است. نخست، مردم محوری؛ که نشان می دهد شکل گیری تمدن اسلامی بدون خواست و یاری مردم غیرممکن است و دوم این که اسلام و ارزش های انقلابی، مهم ترین سرمایه اجتماعی ایرانیان برای حصول به تمدن نوین اسلامی است و ازاین جهت باید به عنوان نقشه ی راه در نظر گرفته شوند.
۳.
وقتی دشمنان از روش های سخت، نیمه سخت و نیز فشارهای حداکثری در مواجهه با انقلاب اسلامی به نتیجه نرسیدند، به جنگ نرم شناختی گسترده ای روی آوردند. جهاد تبیین به دلایلی چون توسعه جنگ شناختی دشمن، استعمار فرانو، ناکافی بودن اقدامات تبیینی گذشته و تمرکز دشمن بر تحریف واقعیت ها ضرورت دارد. در چنین شرایطی، آیت الله خامنه ای فرمان «جهاد تبیین» را صادر و آن را فریضه ای قطعی و فوری خواندند. مسئله اصلی این پژوهش چیستی الگوی جهاد تبیین در منظومه فکری آیت الله خامنه ای بوده و هدف اصلی آن تدوین و ارائه الگوی جهاد تبیین بر اساس منظومه فکری آیت الله خامنه ای است؛ بنابراین سؤال اصلی این پژوهش آن است که شاخصه ها و مؤلفه های الگوی جهاد تبیین در منظومه فکری آیت الله خامنه ای چیست؟ روش پژوهش، توصیفی است و داده ها با روش میدانی و کتابخانه ای و ابزارهای اسناد و مدارک، مصاحبه و پرسشنامه گردآوری شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد الگوی جهاد تبیین بر اساس منظومه آیت الله خامنه ای دارای روش ها، موضوعات و اهداف خاص خود می باشد. از منظر این الگو، روش های جهاد تبیین شامل روش های حضوری و غیرحضوری می باشند. موضوعات دینی و اعتقادی و انقلابی نیز از مهم ترین مؤلفه های موضوعی الگوی جهاد تبیین بوده و در نهایت اهداف الگوی جهاد تبیین، شامل مؤلفه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی می باشد.
۴.
کشف و تبیین جامع نگر نسبت به مبانی فکری و عملیِ الگوها در هر مکتبی می تواند آن ها را ملموس تر و عینی تر به مخاطبان معرفی کند. شهیدان قاسم سلیمانی، سید ابراهیم رئیسی و سید حسن نصرالله به عنوان چهره های شاخص جبهه مقاومت و انقلاب اسلامی، نه تنها در عرصه عمل، بلکه در حوزه اندیشه نیز دارای مکتبی یکپارچه و همسو هستند که در تناظری یک به یک با منظومه فکری آیت الله خامنه ای قرار دارد. این پژوهش در پاسخ به خلأ مطالعات تطبیقی، به بررسی مشترکات این سه شهید و تجلی آموزه های آیت الله خامنه ای در سیره فردی و اجتماعی آنان می پردازد. هدف اصلی، کشف وجوه اشتراکی است که این شخصیت ها را به عنوان الگوهای مکتب مقاومت معرفی می کند. اهمیت این مطالعه در تبیین پیوند ناگسستنی بین سیره عملی این شهیدان و اندیشه های آیت الله خامنه ای است که می تواند نقشه ای برای نسل های آینده در مسیر جهاد، عدالت و ولایت مداری ترسیم کند. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی است و داده های آن از طریق تحلیل محتوای بیانات آیت الله خامنه ای و آثار مرتبط با این شهیدان گردآوری و تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد که شخصیت های مورد مطالعه، با وجود تفاوت ظاهری در حوزه های فعالیت (سیاسی، نظامی و اجرایی)، در اصولی بنیادین مانند ولایت مداری، اخلاص، مردمی بودن، روحیه مقاومت و خلاقیت در مدیریت اشتراک دارند. این اشتراکات می تواند به عنوان الگویی کاربردی برای مدیران و مبارزان جهان اسلام مورداستفاده قرار گیرد و گامی مؤثر در جهت ترویج مکتب فکری و عملی این شهیدان محسوب می شود.
۵.
شناخت مبانی فکری و خط مشی نظریه پردازان سیاسی و اجتماعی، به تحلیل درست وقایع و درک مطلوب شرایط کمک می کند. یکی از این وقایع، اقدامات نظام سلطه در این سال ها است که چگونگی تقابل با آن نیاز به شناخت روش های صحیح است. مبارزه طولانی اهل بیت (ع) در برابر نظام سلطه و ارائه شیوه های متناسب و متنوع در شرایط خاص، به عنوان الگوی عملی برای این مبارزه به شمار می رود که همگی نیاز به شناخت دقیق رموزات آن است. احاطه آیت الله خامنه ای به رموزات و درس های سیره معصومین به ویژه تاریخ و سیره امام باقر (ع) و امام صادق (ع) و بهره گیری از آن، نشان از تکیه بر مبانی و خط مشی های اساسی است که نیاز به واکاوی دارد. از این روی هدف از پژوهش حاضر، بررسی روش های مبارزه با سلطه گران از منظر آیت الله خامنه ای، با نحوه استناد و بهره مندی ایشان از سیره امام باقر و صادق علیهماالسلام است؛ چرا که در زمان این دو امام، مبارزات سیاسی خاصی علیه نظام سلطه رخ داد. بنابراین با ارائه بیانات آیت الله خامنه ای و سیره اهل بیت به روش توصیفی، به تحلیل گفتمان آیت الله خامنه ای در مبارزه با نظام سلطه پرداخته خواهد شد. داده ها نشان می دهد که استناد آیت الله خامنه ای به سیره امام باقر و صادق (ع)، برای تبیین راه های مبارزه با سلطه فرهنگی، سیاسی و اقتصادی بسیار مورد توجه بوده است. استفاده از سیره اهل بیت (ع) به واقع شناخت عناصر جهان بینی فکری، جهت گیری و اندیشه آیت الله خامنه ای را نشان می دهد. این جهان بینی در حقیقت همان اصول و جهان بینی اسلامی است که زیربنای نظام سیاسی ازجمله استکبار و سلطه ستیزی قرارگرفته است.
۶.
هدف این مقاله، تحلیل و تبیین الگوی سوم زن انقلاب اسلامی به عنوان مدلی متمایز و برآمده از منظومه فکری آیت الله خامنه ای است که جایگاه جنسیت زنانه را در هویت فردی، نقش خانوادگی و جایگاه اجتماعی زنان بررسی می کند. این پژوهش به روش تحلیل مضمون جهت دار و با اتکا به بررسی نظام مند بیانات آیت الله خامنه ای انجام شده است. داده ها از متون و سخنان رسمی ایشان استخراج شده و در سه حوزه هویت فردی، خانواده و اجتماع مورد واکاوی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد که جنسیت زنانه در الگوی سوم، صرفاً به بدن مادی محدود نمی شود، بلکه نفس انسان نیز از حیث جنسیتی جهت مند است؛ موضوعی که با مبانی حکمت متعالیه و کلام اسلامی نیز همخوانی دارد. در منظومه فکری آیت الله خامنه ای، جنسیت زنانه به عنوان ظرفیتی الهی و بنیادین تلقی می شود که هم در هویت فردی، هم در نقش های خانوادگی و هم در بستر اجتماعی زن، کاملاً مشهود و مؤثر است. بر اساس منظومه فکری آیت الله خامنه ای، زن در الگوی سوم نه خالی از خصوصیات جنسیتی است و نه این خصوصیات به عنوان مانعی برای رشد و کرامت او تلقی می شوند، بلکه جنسیت زنانه، هویت زن را در سه ساحت فردی، خانوادگی و اجتماعی شکل داده و به عنوان بستر اصلی ظهور مسئولیت ها و ظرفیت های ویژه زنانه شناخته می شود.
۷.
مقاله حاضر به بررسی افول آمریکا در قالب افول نظم استعماری غرب می پردازد؛ نظمی که از سال ۱۴۹۲ آغاز شده و اکنون پس از گذشت ۵۳۳ سال، به مرحله پایانی خود نزدیک شده است. از این منظر، «لحظه تک قطبی» آمریکا به عنوان بخشی از آخرین مرحله افول غرب ارزیابی می شود. درنتیجه، آنچه اکنون شاهد آن هستیم، افول شمال جهانی به رهبری آمریکا و شکل گیری نظمی نوین با محوریت جنوب جهانی است. در این بستر، جمهوری اسلامی ایران در کنار روسیه و چین نقش کلیدی ایفا می کند چرا که ایران نه تنها هسته اصلی محور مقاومت که محور دستیابی چین و روسیه به سازوکارهای جدید ایجاد نظم در جهان است. در تحلیل افول آمریکا با رویکرد فراترکیب، سه رویکرد احصاء شد: کاهش نسبی قدرت در مقایسه با قدرت های نوظهوری همچون چین و هند، کاهش توانایی تحقق اهداف به دلیل افت بهره وری داخلی و افول ساختاری. علاوه بر این، چهار عامل اصلی برای فهم دلایل شکل گیری وضعیت فعلی مطرح شده است: ناکامی پروژه جهانی سازی از درون، راهبرد چین در به حاشیه راندن قدرت آمریکا، شکست های متوالی نظامی آمریکا در غرب آسیا پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و استعمارزدایی از طریق فروپاشی نرم افزار ایدئولوژیک استثناءپنداری آمریکایی. در دوران گذار از این آخرین نظم استعماری غرب، اتخاذ راهبردهای دقیق توسط جمهوری اسلامی ایران اهمیت ویژه ای دارد. از جمله اقدامات ضروری می توان به ایفای نقش فعال در تعاملات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی با کشورهای جنوب جهانی اشاره کرد. همچنین، مشارکت ایران در پر کردن خلأ ایدئولوژیک نظم در حال ظهور، می تواند نقشی محوری در تثبیت جایگاه آن داشته باشد.
۸.
این مقاله با هدف تبیین و تحلیل ارکان هویت روحانیت از منظر آیت الله خامنه ای، به بررسی ابعاد هویتی این قشر مؤثر در جامعه اسلامی می پردازد. پژوهش حاضر با بهر ه گیری از روش تحلیل مضمون و با بررسی اصل «حاکمیت توحید»، سه رکن اصلی هویت روحانیت شامل «فقاهت»، «اخلاق» و «کنشگری اجتماعی» را مورد بازخوانی و بررسی قرار می دهد. بر اساس تحلیل مضمون سه مرحله ای و پس از استخراج مضامین پایه و سازمان دهنده، یافته های تحقیق مبتنی بر مضمون فراگیر به دست آمده، نشان می دهد که روحانیت در تداوم حرکت انبیا باید در راستای حاکمیت توحید گام بردارد. در این دیدگاه، فقاهت در اندیشه آیت الله خامنه ای، به معنای فهم عمیق دین در راستای حل مسائل جامعه اسلامی است. اخلاق اسلامی نیز در این دیدگاه، نه صرفاً مجموعه ای از فضائل فردی، بلکه نیرویی محرکه در میدان مبارزه با طاغوت و شرک و زمینه ساز تحول فردی و اجتماعی تلقی می شود. همچنین، کنشگری اجتماعی به عنوان یکی از ارکان هویت روحانیت، بیانگر نقش فعال و مؤثر این قشر در عرصه های مختلف اجتماعی و سیاسی جامعه است. این پژوهش، چارچوبی جامع برای بازتعریف نقش روحانیت در عصر حاضر ارائه می دهد که می تواند مبنای برنامه ریزی های فرهنگی و تربیتی در نظام های تربیتی به ویژه حوزه های علمیه قرار گیرد.