فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۴۱ تا ۶۶۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۵
327 - 342
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی ارتباط انسان شناسی با مراتب هستی در دیدگاه علامه طباطبایی می پردازد. انسان به عنوان موجودی عقلانی و روحانی همواره در کانون توجه فلسفی و عرفانی قرارداشته است. علامه طباطبایی با تکیه بر آموزه های فلسفی و عرفانی اسلامی، مفاهیمی چون انسان کامل و مراتب هستی را تحلیل کرده و به اهمیت شناخت انسان به عنوان مبنای تمامی معارف بشری تأکیدمی کند. هدف این مقاله تبیین مراتب امکان و گستره هستی شناسی و منابع لازم برای شناخت انسان کامل در اندیشه علامه است. سوالات اصلی شامل چگونگی دستیابی انسان به کمال نهایی و رابطه او با مراتب هستی است. علامه بر این باور است که انسان کامل به عنوان خلیفه خداوند، توانایی سیر در مراتب هستی و دستیابی به قله کمال را دارد. این سیر، نیازمند مراقبت نفس و تقویت معرفت و اخلاق است و تنها با راهنمایی انسان کامل ممکن می شود. اهمیت این موضوع در آن است که درک عمیق از ذات و قابلیت های انسان نه تنها به روشنگری در شناخت های دینی و فلسفی کمک می کند، بلکه زمینه ساز پویایی در علوم و معارف دیگر نیز خواهدبود. نتایج این پژوهش به درک بهتر جایگاه انسان در نظام هستی و ارتباط او با خداوند منجرمی شود و نشان می دهد که رسیدن به کمال انسانی یک فرایند پیچیده و مستلزم تلاش و اراده قوی است. کلیدواژه ها: انسان کامل، مراتب هستی، علامه طباطبایی، عرفان، سیر و سلوک
رهیافت روایی به اقسام مدلول های ظاهری قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
7 - 34
حوزههای تخصصی:
از موضوعات زیربنایی در فهم و تفسیر قرآن، شناسایی و تفکیک انواع مختلف دلالت ها در کلام الهی است. تنقیح دلالت های قرآن می تواند ملاکی برای ارزیابی و سنجش برداشت های تفسیری فراهم کند و مانع از تفاسیر ذوقی و سلیقه ای شود. به رغم اهمیت این موضوع، اقسام مدلول های قرآن تاکنون به صورت تفصیلی و مستقل مورد مطالعه قرار نگرفته است. از طرفی، انتساب هر نوع دلالتی به قرآن کریم نیازمند دلیل معتبر است. ازاین رو پژوهش حاضر با تکیه بر روایات معصومان(ع) به عنوان مهم ترین مرجع فهم قرآن، به مطالعه تحلیلی-توصیفی دلالت های قرآنی پرداخته و به جهت گستره بحث، بررسی خود را محدود به مدلول های ظاهری نموده است. بنابه نتایج پژوهش، مدلول های ظاهری قرآن در سه دسته کلی جای می گیرند: مدلول های منطوقی، مدلول های التزامی اخص و مدلول های التزامی اعم. در ذیل این مدلول ها، اقسام مختلفی همچون مدلول حقیقی، مجازی، کنایی، ایهامی، تقدیری، پیش انگاری، تعریضی، استلزامی، تقریری و... قرار دارند که جستار پیش رو به تبیین آن ها پرداخته و برای هر یک نمونه های روایی ارائه نموده است.
ارزیابی ترجمه کلیله و دمنه بر اساس نظریه اسکوپوس (مطالعه موردی: ترجمه مرعشی پور)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خوانش تأثیر معیارهای نظریه اسکوپوس (skopos) در ترجمه فارسی کلیله و دمنه از موضوعات زبان شناسی است و معیارهای آن، تأثیری فراوان در رساندن معنا و حفظ استقلال دو زبان دارد. طبق هدف هانس ورمیر آلمانی، هر مترجمی باید طبق این نظریه، ترجمه کند تا به شایستگی، معنا را رسانده و استقلال و انسجام هر دو زبان نیز حفظ گردد. در این جستار، بر اساس این الگو و با روش توصیفی- تحلیلی، ترجمه فارسی مرعشی پور از کلیله و دمنه ارزیابی شده است. از جمله نتایج این بررسی آن است که انگیزه مترجم برای ترجمه، شخصی بوده و به دنبال ارائه ترجمه ای امین و نیز به روزرسانی ترجمه و پوشاندن جامه فارسی امروز بر تن ترجمه است. مترجم از روش هایی همچون ترجمه بر اساس دستور زبان حالت، بافت و موقعیت واژگان و عبارات، توجه به ساختار زبان مقصد، پایبندی هم زمان به متن مبدأ و ساختار معاصر زبان مقصد و نیز ادبیت متن استفاده کرده است. همچنین در بیشتر موارد، ارزش و اهمیت فرهنگی متن اصلی و ترجمه در ارتباط و نزدیک است و همان ارزش و اهمیت، مستقیماً یا در قالب هایی همچون، استعاره و ضرب المثل، منتقل گردیده است. مترجم، این ترجمه را با توجه به سطح همه مخاطبان و تا حد امکان، نزدیک به سطح آنان انجام داده و هنجارهای آن را رعایت کرده است.
تحلیل روایت شناختیِ داستان مریم(س) در قرآن بر اساس نظریه ژُپ لینِت وِلت و آراء سیدمحمدحسین طباطبایی در تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر، با هدف تحلیل ساختارِ رِواییِ داستان مریم(س) در قرآن کریم و تبیین اهمیت و ضرورتِ بررسی روایتشناختی آن، به روش توصیفیـتحلیلی و بر اساس نظریهٔ ژُپ لینِتوِلت و آراءِ سیدمحمدحسین طباطبایی در المیزان صورت گرفته است. هدف از این مطالعه آن است که نوع، ساختار و طرح روایت داستان مریم(س) در قرآن بازنموده، و همچنین، نشان داده شود که چهگونه یکچنین تحلیل روایتشناسانهای میتواند به تقویت فرضیاتِ مفسّران، دستکم در مطالعه موردیِ تفسیر المیزان، بینجامد. نتایج مطالعه نشان میدهد در روایت داستان مریم(س)، انواع شیوههای رِوایی از سوی روایتگر رویدادها ــکه از موضعِ دانای کل آن رویدادها را روایت میکندــ به شکلی ناهمگون و با رویکردی تلفیقی ــیعنی موضع یک روایتگر که همزمان هم متننگار و هم کنشگر استــ به کار رفته است؛ بهگونهای که گاه تمرکز بر راوی و گاه بر کنشگران داستان قرار میگیرد. راوی، هرچند از شخصیتهای داستان نیست، با قرار گرفتن در بیرونِ روایت گاه با تمرکز بر خود و گاه با توصیفِ اَعمال و نقشهای شخصیتها وجهِ هدایتگرانه خود را آشکار میکند. طرحِ داستانها کامل است و بیشتر اوقات نیرویی تخریبکننده وضعیّتِ آغازین را بههم میزند که پس از کِشمَکِش، نیرویی سامانبخش‘ اوضاع را به حالتِ نخست بازمیگرداند. هرچند حکایت زندگیِ مریم(س) در چند سوره از قرآن آمده است گردآوردنِ اجزاءِ آن یک ساختارِ رِواییِ منسجم و خَطی، با روابط علّی و معلولیِ روشن، پدید میآوَرَد. بازخوانیِ این روایت بر پایه نظریه ژُپ لینِتوِلت، دیدگاههای تفسیر المیزان را نیز استحکام میبخشد و توان بالای این نظریه را در تحلیل متون دینی نشان میدهد.
علل بروز جرم فحشا و راه های پیشگیری از آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
1 - 13
حوزههای تخصصی:
فحشا یکی از معضلاتی است که گسترش آن تأثیرات سوء زیادی بر سلامت اخلاقی جامعه برجای گذاشته و باعث تضعیف بنیان های اخلاقی خانواده و جامعه می شود. همین امر علل بروز فحشا و راهکارهای پیشگیری از آن را به یک ضرورت مبدل ساخته است. براساس ضرورت مورد اشاره، هدف مقاله حاضر بررسی علل بروز جرم فحشا و راه های پیشگیری از آن است. این مقاله توصیفی تحلیلی است و با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی موضوع مورد اشاره پرداخته است. یافته ها بر این امر دلالت دارد که فقر و تنگدستی و تقاضای بالقوه دلالان و ناکارآمدی قوانین مهم ترین دلایل بروز جرم فحشا است. توانمندسازی زنان روسپی از طریق نهادها، اصلاح قوانین و تعزیزی دانستن جرم فحشا، مهم ترین راهکارهای پیشگیری از این جرم است. قانون گذار در قانون مجازات اسلامی با تعیین مجازات حدی برای این جرم و ناهنجاری ها راه تسهیل به این جرم را هموار کرده است و هنگام تصویب قانون این موضوع را مد نظر قرار نداده تا برای آن جرم مستقلی در نظر بگیرد. بنابراین تا زمانی که پدیده روسپی گری جزء دسته مجازات های حدی است نمی توان با این پدیده محکم برخورد کرد. بنابراین حکم تعزیری دادن به پدیده فحشا تنها راهکاری است که با تمسک بدان می توان با آن مقابله کرد و آن را تحت کنترل قوانین قرار داد.
تحلیل جرم انگاری روابط نامشروع در شبکه های اجتماعی با تأکید بر قاعده تسبیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
15 - 24
حوزههای تخصصی:
امروزه و به واسطه گسترش اینترنت فراملی، جرایم نیز هم سو با این تغییرات جنبه گسترده ای به خود گرفته که شناسایی و مقابله با عاملان و مجرمان را نیز دشوارتر ساخته است. بخش مهمی از بسترهای شکل گیری جرایم، شبکه های اجتماعی هستند که همه روزه بر تعداد و گستره آنان افزوده می شود. در همین راستا پژوهش حاضر درصدد است تا جرم انگاری روابط نامشروع را در شبکه های اجتماعی باتوجه به قاعده فقهی تسبیب مورد تحلیل قرار دهد. این پرسش مطرح است که شناسایی مجرمان در عرصه روابط نامشروع در شبکه های اجتماعی به چه شیوه هایی میسر است؟ برمبنای قاعده تسبیب، غلبه بر عنصر «آگاهی» و «عمدی بودن» در جرایم مرتبط با روابط نامشروع در شبکه های اجتماعی ضروری است. کوشش عمده در این زمینه می بایست معطوف به تمیز میان رفتارهای عادی اجتماعی و سهل گیری در این زمینه و از سوی دیگر، شناسایی جرایم مشهود و ناقض حریم خصوصی یا عفت عمومی جامعه اسلامی است که بیش از پیش می بایست مورد توجه قرار گیرد. رویکرد دیگر برای غلبه بر عنصر «مکان» ایجاد نوعی تعامل سازنده حقوقی در سطح بین المللی است تا موارد مرتبط با روابط نامشروع در شبکه های اجتماعی که مرتبط با شهروندان در جامعه ایران است، شناسایی و جهت رسیدگی وارد پروسه قضایی شوند. در زمینه داخلی نیز ایجاد یک مرکز تخصصی و مرجع صالح بسیار مهم است، چنان چه اصل 759 قانون مبارزه با جرایم رایانه ای نیازمند اصلاح به نحوی است که به شکلی تخصصی بتوان جرایم در این حوزه را مشخص نموده و مبنایی برای رسیدگی قضایی به روابط نامشروع تلقی شود. در مقاله حاضر از روش توصیفی تحلیلی و ابزار کتابخانه ای بهره برده می شود.
جرایم فضای مجازی و چالش های اثبات در دادگاه
منبع:
فقه و حقوق نوین سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
1 - 14
حوزههای تخصصی:
با گسترش روزافزون فناوری اطلاعات و ارتباطات، جرایم سایبری به یکی از چالش های بزرگ جوامع مدرن تبدیل شده اند. این مقاله به بررسی ابعاد مختلف جرایم سایبری و راهکارهای مقابله با آن ها می پردازد. در ابتدا، به تعریف مفاهیم پایه ای مانند هک، فیشینگ و کلاهبرداری اینترنتی پرداخته می شود. سپس، به مشکلاتی نظیر ردپای دیجیتال، پیچیدگی های حوزه قضائی بین المللی و نیاز به تخصص فنی در تحلیل داده های دیجیتال اشاره می شود. در ادامه، اهمیت بازنگری و به روزرسانی قوانین، تقویت همکاری های بین المللی، آموزش و توانمندسازی نیروهای قضائی و استفاده از فناوری در فرآیند دادرسی مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج نشان می دهد که ترکیبی از این اقدامات می تواند به بهبود مبارزه با جرایم سایبری و ارتقاء امنیت فضای دیجیتال منجر شود
بررسی صفت قدرت الهی از دیدگاه ابوالحسن اشعری و خواجه نصیرالدین طوسی با تأکید بر تبیین فلسفی ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۹)
41 - 58
حوزههای تخصصی:
بحث از صفات واجب تعالی یکی از مسائل مهم مبحث خداشناسی در تاریخ تفکر اسلامی است؛ ازجمله صفت قدرت، تقریرهایی متفاوت را در عرصه های گوناگون معنا شناسی و وجودشناسی بخود اختصاص است. پرسشهای مهمی که مبنای اختلاف نظر میان متکلمان و فلاسفه بوده، اغلب درباره حقیقت صفات الهی است. صفت قدرت الهی نیز از آن حیث که هم با صفات علم و اراده الهی و هم با فاعلیت و اراده انسان مرتبط است، مباحثی مختلف میان متکلمان را بدنبال داشته است. این نوشتار، آراء دو متکلم، یعنی ابوالحسن اشعری و خواجه نصیر طوسی، درباب قدرت الهی و مسائل مربوط به آن را در عرصه معناشناسی و وجودشناسی مورد تحلیل و بررسی قرار میدهد؛ در معناشناسی، به «حدوث و قدم عالم»، ذاتی یا فعلی بودن قدرت الهی پرداخته و در حوزه وجودشناسی، عمومیت قدرت الهی و نحوه شمول آن بر افعال انسان و جایگاه اراده و اختیار انسان را بررسی میکند. روش این پژوهش کتابخانه یی و توصیفی تحلیلی است.
بررسی رابطه کثرت ماهوی با تشکیک عَرْضی وجود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۹)
91 - 110
حوزههای تخصصی:
تشکیک وجود بعنوان یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین مبانی حکمت متعالیه، همواره مورد بحث اندیشمندان بوده است. با تمام اختلافاتی که در تعریف تشکیک، وجود دارد، مسلم است که اولاً، در تشکیک باید وحدت و کثرت حضور داشته باشد؛ ثانیاً، کثرت آن به وحدت بازگردد. کثرت از یک حیث، به کثرت وجودی و کثرت ماهوی تقسیم میشود. کثرت وجودی ناظر به کثرت و اختلاف برخاسته از وجود، و کثرت ماهوی ناظر به کثرت و اختلاف برخاسته از ماهیت است. نوشتار پیش رو درصدد است به این پرسش پاسخ دهد که آیا کثرت ماهوی به وحدت بازمیگردد، تا در آن تشکیک جریان یابد؟ برخی از عبارات و گفته های حکما این گمان را ایجاد میکند که آنان کثرت ماهوی را به وحدت ارجاع داده و آن را با تشکیک عرْضی برابر میدانند. اما بباور نویسنده، کثرت ماهوی نه تشکیک عرْضی وجود، بلکه کثرت عَرَضی آن را ببار می آورد. اتحاد ماهیت با وجود سبب میشود کثرت ماهوی به وجود سرایت کند و وجود ثانیاً و بالعرض، به کثرت ماهوی متصف شود، اما این بمعنای آن نیست که تشکیک عرْضیِ وجود برخاسته از ماهیت باشد. این نوشتار با تبیین حقیقت تشکیک و اقسام آن، به تبیین مدعای مذکور و اقامه دلیل بر آن میپردازد.
نقد و تحلیل آسیب شناختیِ تفاسیر علمی با تأکید بر راهبردهای کُلّی، مبنایی و غایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۳
270 - 292
حوزههای تخصصی:
بررسیِ کج فهمی های ناشی از آسیب های تفاسیر علمی مسأله ی اصلی در پژوهشِ حاضر است؛ زیرا پیامدِ آن به صورت تفسیر به رأی ، در جُستارهای برخی مفسرانِ علمی مشاهده می شود و موجبات انحراف از مراد الهی را فراهم می آورد. ضرورتِ نقد و تحلیل آسیب شناختی تفاسیر علمی، دست یابی به ملاک و معیارهایی برای ارزیابی و تفکیکِ تفاسیر علمی از تفاسیر غیرعلمی است. بنابراین بر اساس روشِ توصیفی تحلیلی و استمداد از رهیافت درون دینی به نقد و تحلیل اقوال مفسران علمی پرداخته می شود. از آنجایی که قرآن دارای نظام غیرخطی است، مفسران در کشفِ مرادِ الهی به انواعی از آفات مبتلا می گردند. لذا برای پیش گیری از تفاسیرِ انحرافی به ریشه یابی عوامل آسیب زا پرداخته عواملِ متعدّدِ آسیب زا معرفی می گردد. در نتیجه مفسرِ علمی می تواند به موازاتِ نوعِ آسیب، سلاحِ راهبردیِ متناسب برگزیده از پیامدِ آن آسیب محفوظ بماند. یعنی شایسته است راهبردِ کلی را که مبتنی بر اصلاحِ نگرشِ وی نسبت به اعجازِ ذاتی و بی نیازی ِ قرآن از اعجاز عارضی است بپذیرد تا دچارِ تفاسیرِ فاقدِ قرینه ی ناشی از اشتراکاتِ موضوعی نگردد. همچنین راهبرد غایی که ضمانتِ رهیافت به اهدافِ نهایی در پسِ ارتباط های شبکه ای آیات است را فرا راهِ روش تفسیریِ خود قرار دهد تا به پراکنده گویی، برخوردِ گزینشی و تطبیق مبتلا نشود. بعلاوه از راهبُردهای مبنایی؛ چون: نفی اطلاق علم، تفکیک تئوری های علمی از حیث قطعیت، جداسازی قواعد حاکم بر قلمروهای فیزیک و متافیزیک، بهره مند گردد تا از طریقِ اصلاحِ مبانیِ خود از خطاهای سلسله وارِ بعدی در روش، محتوا و پیامدهای آن مصون بماند.
اعتبارسنجی و تحلیل گزاره «لاتَسقُطُ الصَّلاهُ بحالٍ »(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال ۵۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۴۲
91 - 114
حوزههای تخصصی:
برای وجوب نماز درصورت ممکن نبودن برخی از اجزا و شرایط و یا تزاحم آن با افعال دیگر، به گزاره «لاتَسقُطُ الصَّلاهُ بحالٍ » استناد شده است. بررسی درستی انتساب این گزاره به امام معصوم(ع)، عیارسنجی محتوایی و گستره دلالت آن با استفاده از منابع کتابخانه ای و به روش توصیفی تحلیلی از اهداف این جستار است. یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که این گزاره اولین بار به صورتی حدیث گونه در کتاب جواهر الکلام نقل شده است. هرچند باتوجه به عدم وجود این گزاره با این الفاظ در منابع روایی، در اصطلاح حدیث تلقّی نمی شود، اما همسویی محتوایی آن با قرآن کریم، سنّت، اجماع و دیگر قراین معتبر، درستی محتوایی آن را تأیید می کند. گستره اعتبار گزاره، به جز مواردی چون: نماز در ایام حیض، زوال عقل و بیهوشی غیراختیاری که به اتّفاق فقیهان نماز در آن ها ساقط است، شامل فاقدالطهورین که بیشتر فقیهان قائل به جواز ترک نماز وی شده اند، نیز می شود.
واکاوی تصرف پدر در اموال فرزند بالغ از منظر فقه و حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال ۵۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۴۲
137 - 155
حوزههای تخصصی:
تصرف پدر در اموال فرزند، یکی از مسائل اصلی از آغاز تاریخ بشر تاکنون بوده و در شرایع الهی نیز همواره به عنوان یک موضوع مهم مطرح شده است. اسلام نیز به این مسئله توجه خاصی داشته و در بسیاری از آیات و روایات احکام مربوط به آن را بیان کرده است. البته بیشتر این احکام به چگونگی تصرف پدر در اموال فرزند صغیر به دلیل ولایت بر وی اشاره دارند و در زمینه تصرف پدر در اموال فرزند بالغ بدون اجازه وی با ابهاماتی مواجه است. سؤال اصلی این تحقیق آن است که آیا پدر بدون اجازه فرزند بالغ حق دارد در مال وی تصرف کند؟ فقها دراین باره اختلاف نظر دارند. مشهور با دو شرط این تصرف را مجاز می دانند: نخست، نیازمندی پدر و دوم، عدم اعطای مال ازسوی پسر به پدر. برخی دیگر، تصرف را درصورت خوف از هلاکت پدر مجاز می دانند و گروهی دیگر معتقدند که اگر پدر برای انجام حج مالی ندارد، می تواند از اموال فرزند استفاده کند. دیدگاه چهارم نیز به طور مطلق این تصرف را مجاز می داند. پژوهش حاضر که به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته، نشان می دهد که هریک از این دیدگاه ها با اشکالاتی روبه روست و جواز تصرف پدر درصورت بیمِ تلف نیز اختصاص به پدر ندارد و براساس قاعده اضطرار بر همگان جایز است. نتیجه آنکه، تصرف پدر نسبت به اموال فرزند بالغ مثل سایر افراد بوده و نسبت پدر و فرزندی به پدر حق ویژه ای نمی بخشد.
ارزیابی مشروعیت مخالفت زوج با اشتغال زوجه باوجود شرط حق اشتغال وی ضمن عقد نکاح(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائلی که در حقوق خانواده به طور سطحی به آن نگریسته، و پرداخته شده است، مسئله اشتراط حق اشتغال زوجه ضمن عقد نکاح است. بر فرض صحت این شرط، این مسئله مطرح می شود که آیا وفاء به آن شرط بر شوهر مطلقاً واجب است یا در مواردی وی حق دارد باوجود شرط یادشده از اشتغال زوجه جلوگیری کند؟ و بالاخره اگر زوج بدون حجتی معتبر با اشتغال زوجه مخالفت کند چه حقی برای زوجه ثبوت می یابد؟ نکته مهمی که به آن توجه درخوری نشده این است که اگر شرط حق اشتغال زوجه فاسد باشد، دراین صورت، الزامی متوجه زوج نمی شود تا وفاء به شرط بر او واجب باشد و حقی برای زن از عدم التزام زوج به مفاد شرط حاصل شود. آنچه با استقراء غیرتام در آثار منتشرشده آشکار می شود، این است که نویسندگان آن ها شرط مذکور را مطلقاً صحیح دانسته اند؛ اما در مقاله حاضر با تبیین دلیل وجوب وفاء به شرط، به روشی برهانی، اثبات شد که این شرط و هر سببی مانند آن، که مستلزم ثبوت حکمی مغایر با حکم واقعی اولی یک شیء است، باید به مدت مضبوطی مقید شود تا وصف صحت بر آن عارض شود. نویسندگان یادشده موارد جواز مخالفت شوهر با اشتغال همسرش را به طور مطلق در موارد مذکور در ماده ۱۱۱۷ قانون مدنی منحصر دانستند؛ اما در مقاله اثبات می شود که مخالفت با اشتغال زوجه درصورت اشتراط حق اشتغال مطلق با اشتراط حق اشتغال خاص، حکم یکسان ندارد و انحصار جواز مخالفت به موارد یادشده در ماده ۱۱۱۷ قانون مدنی به صورت اول اختصاص دارد. در موارد حرمت مخالفت شوهر با اشتغال همسرش، حقی که برای زوجه ثبوت می یابد تابع آن است که معلوم شود شرط پیش گفته، مصداق کدام قسم از اقسام شرط یادشده در ماده ۲۳۴ قانون مدنی است. در آثار یادشده به این امر پرداخته نشده؛ ولی در این مقاله با اقامه دلیل، این مهم انجام شده است.
تحلیل انتقادی اجرت المثل ایام زوجیت در حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حمایت از زنان و تلاش برای توانمندسازی آن ها یکی از بایسته های ضروری در هر جامعه ای است؛ ازاین رو، قانونگذار در سال 1385 با الحاق یک تبصره به ماده 336 ق م، این حق را به زوجه داد تا بابت کارهایی که در طول زندگی مشترک در منزل مشترک انجام داده است، از زوج اجرت مطالبه کند. نگارنده در این پژوهش که با روش توصیفی تحلیلی و با اتکا بر مطالعات کتابخانه ای صورت گرفته، بر این عقیده است که اجرت المثل حقی مالی است که به زعم قانونگذار و بسیاری از نویسندگان حقوقی درجهت حمایت از زنان به متون قانونی ما اضافه شد، از جنبه های گوناگون حقوقی و اجتماعی محل نقد بسیار است؛ به طوری که نه تنها نمی تواند کارکرد حمایتی موردنظر قانونگذار را در عمل محقق سازد، بلکه حتی خلاف شأن و منزلت زنان نیز هست؛ ازاین رو ضمن پیشنهاد حذف چنین مقرره ای، راهکارهای جایگزینی نظیر بیمه اجباری زنان خانه دار پیشنهاد می شود که در آن، ضمن حفظ شأن زوجه، هم حمایت متقتضی از زنان به عمل می آید و هم باعث بروز تنش کمتری بین زوجین می شود.
صمدیت الهی به مثابه معیار سنجش هستی شناسی انسان در قرآن، فلسفه و عرفان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
379 - 410
حوزههای تخصصی:
صفت «صمدیت» الهی در تبیین هستی شناسی انسان از منظر قرآن، فلسفه برهانی و عرفان، نقشی بنیادین ایفا می کند و می تواند به مثابه معیاری برای ایجاد انسجام میان عقل، نقل و شهود عمل نماید. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و براساس داده های اسنادی و کتابخانه ای، به واکاوی کارکرد صمدیت در سه حوزه مذکور پرداخته است. نتایج نشان می دهد که صمدیت الهی، مبنای فهم صحیح از «فقر وجودی» انسان در قرآن و «اجوفیت» او در روایات است. در پرتو این صفت، فقر وجودی نه به معنای نیازهای مادی یا ذاتی، بلکه به معنای «عینیت نیاز و احتیاج» انسان در برابر غنای مطلق خداوند تفسیر می شود. اجوفیت نیز ناظر بر خلأ باطنی و نقص وجودی انسان در برابر صمدیت الهی است. صمدیت الهی در فلسفه برهانی نقش مهمی ایفا کرده و اثبات می کند که وجود انسان صرفاً «وجود ربطی» در برابر وجود مستقل خداوند است. در عرفان نیز، این صفت در تبیین «وحدت شخصی وجود» کارآمد بوده و نشان می دهد که کل هستی ظهور و تجلی وجود واحد حقیقی است و موجودات صرفاً مظاهر اویند. بنابراین، صمدیت الهی معیاری فراگیر برای فهم هستی شناسی انسان در سه ساحت قرآن، فلسفه و عرفان به شمار می رود.
حضرت خدیجه (س) در آینه تاریخ، روایت و حافظه جمعی بازخوانی تحلیلی در منابع سده های نخست اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
81 - 100
حوزههای تخصصی:
با وجود جایگاه بی بدیل حضرت خدیجه (س) در آغاز رسالت پیامبر اکرم (ص)، بازنمایی شخصیت او در حافظه تاریخی مسلمانان همواره تحت تأثیر روایت های مذهبی و زمینه های گفتمانی گوناگون قرار گرفته است. مسئله اصلی پژوهش حاضر، واکاوی چگونگی شکل گیری تصویر حضرت خدیجه (س) در حافظه جمعی مسلمانان و بررسی تأثیر جریان های مذهبی، فرهنگی و تاریخی بر این بازنمایی است. پرسش محوری آن است که چگونه سنت های روایی شیعه و اهل سنت به بازآفرینی متفاوتی از شخصیت حضرت خدیجه (س) دست زده اند و این تفاوت ها چه نسبتی با حافظه جمعی مسلمانان دارد. مدعای مقاله آن است که بازنمایی حضرت خدیجه (س) فراتر از گزارش های تاریخی بوده و بازتابی از تحولات گفتمانی، سیاسی و آیینی دوره های مختلف اسلامی محسوب می شود. این پژوهش با رویکرد تحلیلی انتقادی و بر پایه منابع سده های نخست هجری، ضمن بهره گیری از نظریه حافظه جمعی موریس هالبواکس، به مقایسه تطبیقی حافظه شیعی و سنی پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که در حافظه اهل سنت، خدیجه (س) به عنوان زنی وفادار، حامی و انسانی نزدیک به پیامبر اکرم (ص) معرفی شده، حال آنکه در حافظه شیعی، او سیمایی قدسی و محوری در استمرار امامت یافته است. علاوه بر این، نگاه مستشرقان نیز در برخی موارد همسو با حافظه مسلمانان، تصویری مثبت و عقلانی از وی ارائه کرده اند. این نتایج امکان گسترش مطالعات تطبیقی درباره جایگاه زنان در تاریخ اسلام را فراهم می سازد.
خاستگاه و تطور فهرست های نقلی ترتیب نزول قرآن کریم در منابع اولیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
109 - 133
حوزههای تخصصی:
ترتیب نزول یکی از اساسی ترین و مهم ترین داده های تاریخ گذاری است، اما اتفاق نظری بر سر محتوا و اصالت روایات آن وجود ندارد. این پژوهش، با جستجوی گسترده منابع کهن فهرست های نقلی و مقایسه دقیق محتوای نسخه های مطبوع و مخطوط در دسترس از یک منبع واحد، کوشیده است روایات ترتیب نزول را به صورتی کامل و دقیق گردآوری و دسته بندی کند. در گام بعد، ارتباط فهرست های ترتیب نزول با یکدیگر و سرنخ های همگرایی و واگرایی آن ها را بررسی کرده و به اعتبارسنجی روایات با معیارهای نقد حدیث و کشف آثار اعمال نظر و اجتهاد در فهرست های نقلی پرداخته است. بررسی های این پژوهش نشان می دهد که گردآوری، تدوین و نشر اولیه فهرست های نقلی توسط سه شخصیت اصلی صورت گرفته است: عطاءخراسانی، محمد بن سائب کلبی و حسین بن واقد مروزی که به ترتیب فهرست عطاء، فهرست ابوصالح از ابن عباس و فهرست عکرمه-حسن بصری را تدوین و منتشر کرده اند. شباهت بسیار این سه فهرست نیز گواه اشتراک در اصل و ریشه آن هاست. با این حال انتساب هیچ کدام از این روایات به امام علی (ع) و ابن عباس قابل اثبات نیست؛ اما شاکله کلی این فهرست ها ریشه در مکتوبات، نقل ها و حافظه تاریخی افراد نزدیک به نزول دارد. پس از نشر اولیه فهرست ها، تغییرات عمدی و خطای سهوی در نقل و کتابت نیز باعث آشفتگی بیشتر آن ها شده است. هرچند شکل گیری اولیه فهرست های روایی مبتنی بر واقعیت تاریخی است، هم سور اختلافی در فهرست های نقلی و هم حد مشترک و اجماعی این فهرست ها به صورت موردی قابل نقد هستند.
گونه های چند معنایی در قرآن و پیامدهای آن بر ترجمه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
89 - 107
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم شاهکاری ادبی و از شیوه های ظریف انتقال پیام در قرآن، کاربست پدیده چندمعنایی است. با عنایت به اهمیت نظریه چندمعنایی در غنابخشی تفاسیر و ترجمه ها و جلوگیری از ریزش معنا، این سؤال مطرح می شود که تکثر معنا در کاربرد واحد در قرآن کریم بنا بر چه اسباب زمینه سازی دست یاب می گردد و در گونه های مختلف چه بازتابی بر ترجمه دارد؟ فرض بنیادین این مقاله آن است که در بسیاری از موارد، به دلیل فقدان قرائن قاطع و معین کننده، یا وجود وجوه رجحان برای هر دو یا چند معنا، نمی توان و نباید یکی از آن معانی را بر دیگری ترجیح داد. هدف اصلی این پژوهش، نه تعیین معنای واحد و مرجح، بلکه تبیین گستره معنایی و ظرفیت های تفسیری مختلف در یک کاربست واحد و تمرکز بر امکانات پنهان تعبیری قرآن در قالب گونه شناسی ساختارهایی است که در لایه های آن قدرتی پویا در نظام معنایی و زبانی نهفته است. پژوهش به شیوه تحلیلی-توصیفی و روش گردآوری مطالب کتابخانه ای است. اشتراک لفظی، صناعات بلاغی، ساختارهای صرفی و نحوی و مواضع وقف و ابتدا از گونه های دالّ بر چندمعنایی به شمار می روند که از این میان اشتراک لفظی، ساختارهای نحوی و صناعات بلاغی بیشترین تأثیر را بر توسعه معنایی دارند. ارزیابی ترجمه ها در گونه های مختلف تکثر معنا در کاربست واحد نشانگر ریزش بسیاری از وجوه معنایی متکثر است. بازتاب عملیِ نظریه تکثر معنای بسیاری از اختلاف نماهای تفسیری را تبدیل به وفاق می کند.
بررسی تطبیقی مصداق «سبیل» در آیه 29 سوره انسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفسران در تبیین مصداق «سبیل» در آیه «إِنَّ هَٰذِهِ تَذْکِرَهٌ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِ سَبِیلًا» (انسان: 29)، آراء متنوعی را مطرح کرده اند. اظهارنظرهای آنان در این باره به دو دسته اصلی تقسیم می شود. دسته ای بر عام بودن مفهوم «سبیل» تأکید ورزیده اند و دسته ی دیگر به تعیین مصداق مشخص برای این واژه پرداخته اند که مصادیق مدنظر آنها عبارتند از: ۱) اطاعت از خداوند، ۲) قرآن کریم، ۳) محتوای سوره ی انسان، ۴) نماز شب، ۵) ابرار و ۶) ولایت حضرت علی (ع). این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی ، نخست به بررسی این دیدگاه ها پرداخته است و سپس با استناد به قرائنی دیدگاه نهایی را بیان می کند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که واژه «سبیل» دارای دو بُعد معنایی متمایز است: یکی بُعد ابتدایی و پوسته ای و دیگری بُعد اصلی و هسته ای. با استناد به آیات اجر رسالت، روایات و هدف سوره و ارتباط آیات، می توان گفت که «مودت و محبت اهل بیت (ع)» معنای اصلی و هسته ای «سبیل» را تشکیل می دهد. بنابراین، دیدگاه های اول تا پنجم دسته دوم، در سطح معنای ابتدایی و پوسته ای قرار می گیرند، در حالی که دیدگاه ششم که بر ولایت امیر المومنین (ع) تأکید دارد با معنای عمیق تر و پوشیده تر «سبیل» ، مطابقت دارد.
تحلیل عناصر کلان روایت ابلیس در آیات قرآن کریم بر اساس الگوی مفهومی روایت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به تحلیل کلان روایت ابلیس در قرآن کریم می پردازد و ابعاد مختلف این روایت را از منظر ساختاری و مفهومی بررسی می کند. هدف اصلی این پژوهش، درک عمیق تر نحوه ارائه شخصیت ابلیس و تأثیرات آن در داستان های قرآنی است. روش پژوهش، تحلیل روایت با رویکرد تفسیری بر پایه الگوی مفهومی روایت است. در این روش عناصر مختلف روایت ابلیس نظیر: پی رنگ، کشمکش، شخصیت، گفتار و مضمون مد نظر بوده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که پی رنگ اصلی روایت حول تمرد و اغوای ابلیس و پیامدهای آن می چرخد. کشمکش ها عمدتاً میان ابلیس و خداوند، همچنین بین ابلیس و انسان ها شکل می گیرد. شخصیت ابلیس به طور عمده با ویژگی های تکبر، حسادت و مکاری معرفی می شود. گفتار ابلیس نیز فریبنده و اغواگر است. مضمون کلان روایت به هشدار در مورد وسوسه ها، تبعات شوم پیروی از ابلیس و اهمیت اطاعت از خداوند می پردازد. یکی از نتایج مهم این پژوهش، فقدان نقطه اوج در روایت ابلیس است که نشان دهنده تداوم و پیوستگی نبرد میان خیر و شر می باشد. این تحلیل به وضوح نشان می دهد که قرآن کریم به جای استفاده از یک ساختار دراماتیک با نقطه اوج مشخص، بر استمرار کشمکش های اخلاقی تأکید دارد؛ امری که ضرورت هوشیاری و تقوای دائمی انسان ها را برجسته می کند.