فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۰۱ تا ۷۲۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
مطالعات اخلاق کاربردی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۸۲)
160 - 199
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی–تطبیقی، به بررسی نسبت میان رشد اخلاقی و مسئولیت اخلاقی در سه سنت نظری برجسته پرداخته است: روان شناسی رشد (با تمرکز بر نظریات پیاژه و کولبرگ)، وظیفه گرایی اخلاقی (بر پایه فلسفه عملی کانت)، و اخلاق فطری اسلامی (با استناد به آرای علامه طباطبایی و آیت الله جوادی آملی). هدف اصلی پژوهش، طراحی الگویی کاربردی برای تربیت اخلاقی نوجوانان با تلفیق مبانی نظری این مکاتب است. یافته ها نشان می دهد که هر مکتب تقدم مفهومی متفاوتی را مبنا قرار داده است: روان شناسی رشد، مسئولیت اخلاقی را نتیجه رشد شناختی–اجتماعی می داند؛ کانت، مسئولیت را پیش شرط رشد اخلاقی معرفی می کند؛ و اسلام، مسئولیت را برخاسته از فطرت الهی و هدایت وحیانی می بیند. نوآوری پژوهش در سنتز این دیدگاه ها و ارائه مدلی سه سطحی است که شامل رشد شناختی–اجتماعی، خودآیینی عقلانی، و هدایت فطرت معنوی می شود. این مدل با تلفیق روش های بیرونی و درونی سازی اخلاق، زیرساختی نظری و عملی برای پرورش نسلی مسئول، اخلاق مدار و بصیر فراهم می سازد.
ماهیت حقوقی ارزهای دیجیتال و چالشهای تقنین در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
65 - 80
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ارزهای دیجیتال نوعی از رمز ارزهای مقررات گذاری نشده است که به صورت معمول توسط توسعه دهندگان آن پایش می گردد و توسط اعضای یک جامعه مجازی خاص پذیرفته شده و مورد استفاده قرار می گیرد که در سراسر جهان و نیز در ایران به شدت کاربرد آن در حال گسترش است. هدف مقاله حاضر بررسی ماهیت حقوقی ارزهای دیجیتال و چالش های تقنینی آن در ایران است. مواد و روش ها: مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است. ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. یافته ها : یافته ها بر این امر دلالت دارد که ارز دیجیتال عین است. قابلیت استناد در برابر همه، حق تعقیب توسط مالک، مالیت و منفعت داشتن و قابلیت خرید و فروش از مهمترین دلایل تلقی ارزهای دیجیتال به عنوان عین است. رمز ارز نوعی پول مجازی است و قاعدتاً باید ساختار پولی و مالی کشور در این زمینه اقدام به مقررات گذاری و نظارت نماید. نتیجه : تقنین در زمینه ارزهای دیجیتال در ایران با چالش هایی روبه روست. این چالش ها عبارتند از: خلق ارز دیجیتال و به تبع آن مشکلات تورمی، بدون پشتوانه بودن ارزهای دیجیتال، نوسانات قیمتی ارزهای دیجیتال، گسترش فعالیت های زیرزمینی (اقتصاد سایه) با پتانسیل ارزهای دیجیتال..
Some of non-Aristotelian elements in philosophy of Avicenna(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
117 - 143
حوزههای تخصصی:
Avicenna (Ibn Sinā) is the inheritor of Peripatetic Philosophy. Peripatetic Philosophy is the same as Philosophy of Aristotle, and Avicenna always praised Aristotle for that he reformed and reorganized philosophy in a logical and intellectual framework so that One can deliberate its truth and false according to reason. However, Avicenna in his Philosophizes was extending new approaches, and under several decisive elements he produced a new collection and presented his special philosophy. Four decisive elements in presentation of special philosophy of Avicenna are (1) Greek philosophy, (2) religion of Islam, (3) mysterious aptitude, and (4) intellectual genius. These factors drove Avicenna to a conclusion that by avoiding some Aristotelian elements and approaching to some non - Aristotelian elements, attain his special philosophy, a philosophy that, in spite of being Peripatetic, is in accordance with Religion and compatible with spirit and principles of Islamic culture.In this article, in proper order and brief manner, I will present a description and explanation of the three elements that are non-Aristotelian and have a great impression on Avicenna's philosophy, and finally detect same agreement of opinions in their works. The elements that we will speak of them are as follows: (1) on the doctrine of emanation and proceeding world from First Principle. (2) on the reason and soul and body. (3) on the matter and form
ماهیت حقوق قرارداد بین دولت و دامدار نسبت به اراضی واگذار شده در قالب طرح خروج دام از جنگل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های فقه مدنی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
121 - 153
حوزههای تخصصی:
طرح خروج دام از جنگل برای اولین بار در قانون برنامه دوم توسعه مصوب ۱۳۷۳ مطرح و متعاقباً در برنامه سوم و چهارم تکمیل یا تنفیذ گردید. مطابق با این قانون، دولت موظف شد به منظور بهره برداری بهینه از منابع طبیعی کشور، به دامداران، در مقابل خروج دامشان از جنگل امتیازاتی را در قالب قراردادی اعطا نماید. شناسایی و تبیین ماهیت حقوق دامداران که در قالب چه عقدی از عقود معین یا قرارداد ویژه دیگر مطابق ماده 10 قانون مدنی و اصل آزادی قراردادی می تواند حائز اهمیت باشد؛ چراکه متعاقب این قرارداد امتیازاتی با شروط ویژه به دامداران واگذار می گردد، تثبیت یا تزلزل این حقوق حسب ماهیت قرارداد موصوف متبع از ماهیت آن می باشد. در این پژوهش به طور تحلیلی - توصیفی بررسی خواهد شد که قرارداد حاضر عقدی معوض و در ازای انتقال و اسقاط حق تعلیف و چرای دام، از دامداران، حقی جایگزین به وسیله دولت به آنان واگذار می شود که علی القاعده نوعی حق مالکیت بر عرصه موضوع واگذاری تلقی می گردد. وانگهی این حق با محدودیت هایی که به واسطه شروط مندرج در قرارداد و اصل حاکمیت اراده تنظیم گردیده است نیز مواجه می باشد که موجب انعقاد قراردادی خاص با ویژگی مختص به خود می باشد که شناسایی احکام، اوصاف و آثار این قرارداد، در حقوق بعدی دامداران و در عین حال وضعیت حقوقی که سابقاً در اختیار داشته اند مؤثر است .
درنگی در چیستی و مبانی «صلح قهری» در فقه امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال ۵۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۴۲
33 - 11
حوزههای تخصصی:
در متون فقهی، از نهادی به نام «صلح قهری» یاد شده که نیازمند واکاوی است. صلح قهری که به معنای الزام شرعی و قانونی دو طرف نزاع یا مردّد بر سازش اجباری است ردّ پایی در بسیاری از ابواب فقه مانند ودیعه، شرکت، بیع، خمس، قصاص و... دارد. در زمینه صلح قهری دو مسئله مهم وجود دارد: نخست، چگونگی جمع میان اجبار با لزوم تراضی در عقود و دوم، تحلیل مبانی این نهاد فقهی و حقوقی است. در نوشته حاضر که با روش توصیفی و تحلیلی تدوین شده در چیستی صلح قهری سه رهیافت را پی گرفته است: نخست، عقدبودنِ همه مصادیق؛ دوم، حکم شرعی بودنِ الزام به تصالح؛ سوم، متفاوت بودن در مبادی صلح قهری و تفکیک میان مصادیق مختلف است که دیدگاه برگزیده محسوب است؛ به این معنا که در برخی موارد، الزام به تصالح به مثابه یک حکم شرعی مطرح است و در بعضی دیگر، اجبار حاکم و در برخی نمایندگی حاکم در اجرای صیغه صلح. این امور، مناشئ صلح اند و بیانگر ماهیت آن نیستند. چیزی که در همه مصادیق صلح قهری وجود دارد، مصلحت رفع تنازع و خروج از بلاتکلیفی است که بر پایه اموری چون حسم ماده نزاع، رعایت احتیاط و اجرای انصاف استوار است.
خلقت آدم (ع) در قرآن: تفسیر تطبیقی طباطبایی و رشیدرضا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از رازآلودترین داستان های قرآنی داستان خلقت آدم (ع) است. یکی از نقاط کلیدی در این داستان، که رمزگشایی دقیق آن می تواند تأثیر شگرفی در جهت گیری اصلاحات اجتماعی داشته باشد، جمع میان مرتبه تعلیم اسماء و سجده فرشتگان و مرتبه فراموشی عهد و هبوط آدم (ع) به حیات زمینی است. نتایج حاصل از این پژوهش، که با مطالعه تطبیقی تفسیر آیات مربوط در تفاسیر المنار و المیزان سامان یافته، بیانگر آن است که تحلیل رشید رضا از مواطن اصلی داستان آدم (ع) به یک نگاه جامعه شناختی از انسان منجر نمی شود، حال آنکه طباطبایی تفسیری کل نگر و همگرا از انسان در همه عوالم وجودی ارائه می نماید. رشید رضا دنیایی بودن جنت را می پذیرد، غافل از آنکه این رأی نیز محظوراتی دارد که او قادر به رفع آن ها نیست. طباطبایی، اما، جنت برزخی را می پذیرد که با مرتبه فراموشی عهد نیز سازگار است. در تحلیل حقیقت دو هبوط نیز رشید رضا به این پرسش پاسخ نمی دهد که جایگاه هبوط دوم در فرایند خلقت انسان چیست؟ حال آنکه طباطبایی هبوط اول را تنزل از مرتبه الهی و هبوط دوم را مقدمه رسیدن به کمال نهایی می داند.
ارزیابی ترجمه انگلیسی واژگان چندمعنایی در قرآن؛ مطالعه موردی ریشه « ن-ق-م»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای ثقلین دوره ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۰
267 - 303
حوزههای تخصصی:
ترجمه واژگان چندمعنایی یکی از چالش های اصلی در انتقال مفاهیم قرآنی به زبان های دیگر است. از جمله این واژگان، ریشه «نقم» و مشتقات آن است که در سیاق های مختلف معانی متنوعی به خود می گیرد. سؤال اصلی این پژوهش آن است که مترجمان انگلیسی قرآن تا چه اندازه توانسته اند ریشه «نقم» را با توجه به سیاق آیات به درستی ترجمه کنند؟ روش این پژوهش، توصیفی-تحلیلی با تکیه بر معناشناسی توصیفی و چارچوب مطالعات ترجمه پیکره محور ( Corpus-based DTS) است. چارچوب نظری تحقیق نیز شامل دو سطح تحلیلی است: در لایه نخست با تحلیل معناشناسی واژگان و سیاق آیات، معانی ریشه «نقم» استخراج شده و در لایه دوم با ارزیابی ترجمه های سه مترجم (ایروینگ، احمد، بختیار)، تطابق ترجمه با سیاق بررسی گردیده است. یافته ها نشان می دهد که ترجمه واژه های چندمعنایی بدون تحلیل بافت و سیاق منجر به خطای معنایی می شود. ترجمه هایی که از واژه هایی مانند " revenge" استفاده کرده اند، به دلیل بار معنایی منفی، با مفهوم ربوبی ناسازگار بوده اند، درحالیکه ترجمه هایی که از " avenge" یا " requite" استفاده کرده اند، انطباق بیشتری با سبک و معنای قرآنی دارند. در نهایت، این نتیجه حاصل شد که برای بهبود ترجمه های قرآنی، به ویژه در واژگان چندمعنایی، باید از ترکیبی از رویکرد تفسیری، تحلیل سیاق و مطالعات ترجمه ای بهره گرفت.
از چهارچوب ترجمه کتاب مقدس تا تحلیل قرآنی: بسط های واژگانی و نحوی نایدا و تیبر در سه ترجمه فارسی سوره قیامت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای ثقلین دوره ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۰
304 - 323
حوزههای تخصصی:
ترجمه قرآن، به دلیل ساختارها و ویژگی های زبانی منحصر به فرد، همواره چالش هایی را در حفظ هم زمان معنا و فرم ایجاد کرده است. زبان بلاغی، پیچیدگی های مفهومی و مفاهیم دینی عمیق قرآن، انتقال دقیق پیام و حفظ ویژگی های ساختاری آن را برای مترجمان دشوار ساخته است. نایدا و تیبر، در چارچوب نظریه خود درباره ترجمه کتاب مقدس، دو نوع بسط را به عنوان تعدیل های ترجمه معرفی کرده اند: بسط واژگانی و بسط نحوی. این پژوهش، با استفاده از این چارچوب و روش توصیفی-تحلیلی، این بسط ها را در سه ترجمه فارسی سوره قیامت (فولادوند، انصاریان و الهی قمشه ای) بررسی نموده است. انتخاب این سوره به دلیل ساختارهای زبانی پیچیده، محتوای معادشناختی عمیق و چالش های خاص ترجمه آن صورت گرفته است. نتایج جستار حاضر نشان داد که مترجمان قرآن از الگوی بسط معرفی شده بهره برده اند، اما میزان و نحوه استفاده از آن متفاوت است. در بسط های واژگانی، بیشتر به معادل سازی توصیفی و ساختاربندی مجدد معنایی روی آوردند و در بسط های نحوی، که سهم بیشتری در ترجمه ها داشته اند، تفاوت های قابل توجهی در استفاده از بسط «شناسایی مفعول و فعل با معنای انتزاعی» در ترجمه ها مشاهده شد. قمشه ای با رویکردی آزاد، بیشترین و فولادوند با رویکردی محتاطانه، کمترین میزان بسط را به کار گرفته اند و انصاریان رویکردی میانه را نشان داد. استفاده گسترده از بسط «ساختاربندی مجدد معنایی» را می توان به دانش مترجمان از تفاسیر و منابع اسلامی نسبت داد.
بررسی نسبت میان امکان فقری و امکان ذاتی از منظر آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهایی در فلسفه و کلام سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
183 - 202
حوزههای تخصصی:
«امکان فقری» از نوآوری های صدرالمتالهین شیرازی در باب مفهوم «امکان» است و حقیقت آن را به گونه ای متفاوت شناسانده است. از میان حکیمان صدرائی، آیت الله جوادی آملی معتقد است نظریه امکان فقری، در تنافی و تضاد با «امکان ذاتی» قرار داشته بلکه اساسا بساط «ماهیت» را برمی چیند و مجالی برای امکان ذاتی باقی نمی گذارد. در مقابل برخی از محققان، با ارجاع به علامه طباطبایی، معتقدند امکان فقری، امتداد و تعمیق امکان ذاتی است و این دو با هم سر ناسازگاری ندارند. بر این اساس، هدف از این پژوهش پاسخ به این پرسش اصلی است که آیا پایبندی به نظریه امکان فقری نافی صدق انگاره امکان ذاتی است؟ اگر چنین است این تنافی و ناسازگاری چگونه تبیین می شود؟این پژوهش از نوع مطالعه بنیادین است که به روش کتابخانه ای و تحلیل محتوا و با جست وجوی داده های مرتبط با هدف و سؤال اصلی تحقیق، ابتدا امکان ماهوی را تقریر و سپس تبیینی از امکان فقریِ ملاصدرا ارائه می کند. در ادامه با استناد به تعابیر آیت الله جوادی آملی، به توضیح و تشریح نظریه ایشان پرداخته و استدلال مخالفان ایشان مورد بررسی و نقد قرار می گیرد. این پژوهش در پایان، با تایید و تاکید بر درستی نظریه آیت الله جوادی آملی و اشاره به برخی از لوازم این دیدگاه، نتیجه می گیرد که سازگاری میان امکان فقری و امکان ذاتی منتفی است؛ چرا که با تثبیت امکان فقری، ماهیات هویت و تذوّت خود را از دست می دهند و به تعبیر آیت الله جوادی آملی، ماهیت از فرهنگ نامه فلسفی مرخص شده، به موزه معرفت باستانی می رود.
در میانه حکایت و تصحیف (تصحیح، توصیف و تحلیل ترجمه فارسی چهار برگ از مصحفی به خط کوفی ایرانی محفوظ در کتابخانه ملی قطر)
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ مرداد و شهریور ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۱۳)
749 - 816
حوزههای تخصصی:
در کتابخانه ملی قطر چهار برگ از قرآنی به خط کوفی ایرانی، دربردارنده آیاتی از سوره های مریم و روم نگهداری می شود که ترجمه فارسی آیات را نیز همراه دارد. متن ترجمه این مصحف حاوی نمونه های متعددی از تصحیف و بدخوانی است که صورت اصیل و صحیح آنها را باید از راه تطبیق با نصوص قرآنی، مقایسه با دیگر ترجمه های کهن قرآن و گاه تصحیح قیاسی صرف، بنا بر استنباط و فهم مصحح به دست آورد. مقاله پیش رو افزون بر عرضه کامل نص قرآنی این چهار برگ، تصحیح ترجمه فارسی آیات و تشریح و توضیح متن به قصد تبیین اضطراب های آن و اثبات ضبط برگزیده مصحح، ویژگی های گوناگون این برگردان را از لایه های متن و رسوخ گسترده لغات و ترکیبات عربی تا کاربرد واژه ها و تعبیرهای کمیاب و جلوه های گویش محلی، توصیف و تحلیل می کند.
سنگر مقاومت یا مجلس ....؟ نمایش چهره عریان روشنفکران دهه 50 بغداد در رمان پنج صدا
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۲۱۴)
599 - 610
حوزههای تخصصی:
التحليل السندي والمتني لرواية ابن جريج بشأن ادعاء سحر النبي (ص) بالاعتماد على مصادر أهل السنة(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه علوم حدیث تطبیقی سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۲
143 - 168
حوزههای تخصصی:
تعد دراسه علاقه النبی محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) بالسحر من الموضوعات بالغه الأهمیه؛ إذ یمکنها أن تجیب عن بعض التساؤلات أو الادعاءات غیر الدقیقه المثاره حول شخصه. وفی هذا السیاق، ترد روایه عن ابن جریج فی أهم مصادر أهل السنه کتفسیر الطبری، تشیر إلى مؤامره المشرکین لسحر رسول الله (صلى الله علیه وآله وسلم). یسعى هذا البحث - نظراً لأهمیه الموضوع وعدم وجود دراسه مستقله لتحلیل هذه الروایه - إلى معالجه أبرز الإشکالات فی سند الروایه ومتنها. اعتمدت الدراسه المنهج الوصفی التحلیلی فی فحص سند الروایه ومتنها عبر المصادر السنیه والشیعیه. تکشف النتائج أن مصادر أهل السنه - ظاهریاً - تظهر الطبری کرائد فی نقل هذه الروایه فی تفسیره، ثم تبعه ابن کثیر بإیرادها فی تفسیره. لکنّ کُتّاب البحث وجدوا روایات فی المصادر الشیعیه حول سحر النبی (صلى الله علیه وآله وسلم) تختلف عن روایات ابن جریج وتحتاج لدراسه مستقله. وقد نُقلت روایه سحر النبی (صلى الله علیه وآله وسلم) بطریقین عن ابن جریج، وهما یعانیان من ضعف فی السند، کما أن المتن غیر مقبول ولا موثوق به من الناحیه النصیه.
"Bāʼis" in the Mirror of the Qur'an and Hadith: An Analytical Look at Its Causes, Social Impacts, and Solutions(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Poverty is a significant societal problem and a major issue in human social affairs. In the Holy Qur'an, the term "Bāʼis" is used alongside the poor, which indicates that these two social classes are distinct. The present study uses a descriptive-analytical method with a social approach and library-based data collection to examine the concepts and instances of "Bāʼis," its causes, its impact on social relationships and community structure, and solutions to address this social stratum. The findings of this research show that the factors creating the "Bāʼis" social class include: Flawed macro-management, injustice, discrimination, usurpation of rights, hoarding. These factors lead to a decline in beliefs, social instability, moral deviation, social fragmentation, and ultimately the destruction of society. Solutions to this problem include: Short-term solutions; these are transient and aim to alleviate the suffering of this class. They include reducing unemployment, building affordable housing, providing loans, and offering social support. Long-term solutions; these are more fundamental and include reforming the country's economic, social, and cultural structures. This involves reforming tax collection and spending, a more equitable distribution of wealth and income to achieve social justice, proper governance, economic planning, and meritocracy, a focus on work, promoting public ethics, avoiding extravagance, implementing social support policies, and improving public skills. These measures help mitigate the negative effects of this social class and inequalities, leading to a better society.
Evidentialism in Farabi's Epistemology
منبع:
Theosophia Islamica, Vol ۵ ,No ۲, Issue ۷, (۲۰۲۵)
237 - 256
حوزههای تخصصی:
Farabi, as a philosopher who presented the Aristotelian tradition in the Islamic world in a distinctive way, combining it with Neoplatonism and Platonism, also retained a large part of Aristotelian epistemology in his own cognitive system. Just as Aristotle, according to modern epistemological interpretations, is largely considered an evidentialist, so is Farabi. Evidentialism means that the only acceptable criterion for adopting beliefs is valid rational or empirical reasons appropriate to that belief. However, in Iran, many, especially some admirers of the Illuminationist and Mulla Sadra's traditions, attempt to somehow discover a kind of intuitionism or at least evidence against evidentialism in Farabi. This judgment contradicts the view of some major specialists in Islamic philosophy, such as Dimitri Gutas. This issue is very important because the shift in Islamic epistemology from evidentialism to other directions played a very significant role in changing the nature of this philosophy. Accordingly, in this article, we will attempt to show based on which evidence Farabi is an evidentialist, and how he is largely indebted to Aristotle in this evidentialism, and we will also examine the evidence against Farabi's evidentialism. Given that the term "evidentialism" is an expression from contemporary Western epistemology, we will look at Farabi's philosophy from the perspective of this branch of philosophy. In this article, we will primarily view the matter from the perspective of Western specialists in Islamic philosophy, as their language is close to the language of contemporary epistemology. Our research method is descriptive and analytical, and comparative where appropriate. The findings of this research indicate that Farabi is largely an evidentialist, but a moderate one. This finding is very important in relation to determining the place and role of Farabi's epistemology in Islamic philosophy, as well as the later introduction of intuitionism into Islamic philosophy.
ارزیابی مؤلفه های گرایش اجتماعی شهید مطهری و سید قطب در تفسیر سوره ممتحنه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیر تطبیقی سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
140 - 163
حوزههای تخصصی:
به موازات گسترش مباحث اجتماعی و تحولات جامعه در صدسال اخیر، نیاز به تفسیر اجتماعی قرآن کریم بیش ازپیش احساس شد و این گرایش تفسیری رشد چشمگیری کرد که در این میان آیت الله مطهری و سید قطب از اندیشمندان و مفسران اجتماعی قرآن کریم شناخته شدند. مقاله حاضر به روش توصیفی تحلیلی و با هدف ارزیابی گرایش اجتماعی این دو عالم در تفسیر سوره ممتحنه که مضامین اجتماعی دارد تدوین شده است. در این نوشتار پس از تبیین مؤلفه های گرایش اجتماعیِ دو مفسر در تفسیر سوره ممتحنه، دیدگاه های ایشان بر پایه مؤلفه های یادشده مورد ارزیابی قرارگرفته است. از مهم ترین نتایج پژوهش حاضر این است که شهید مطهری در توجه به مؤلفه های چهارگانه «تعیین اصول روابط مسلمانان با کفار»، «برخورداری از بیان شیوا و رسا»، «تبیین فلسفه احکام» و «پاسخ به شبهات» موفق تر و قوی تر عمل کرده است؛ اما در مؤلفه «نگاه جامعه ساز و تمدنی به آموزه های قرآن» بیانات سید قطب جامع تر از سخنان استاد مطهری است. درمجموع می توان گفت رویکرد اجتماعی شهید مطهری به دلیل بهره مندی بیشتر از مؤلفه های تفسیر اجتماعی، برتر و کامل تر از گرایش اجتماعی سید قطب است.
بدن مادی از دیدگاه حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت صدرایی سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۶)
139 - 150
حوزههای تخصصی:
شناخت حقیقت بدن مادی در حکمت متعالیه، مستلزم شناخت نفس و در نتیجه منجر به معرفت نفس خواهد شد؛ اما با وجود اهمیت آن، در آثار فیلسوفان به طور پراکنده و موجز بدان پرداخته شده است. مقاله حاضر در صدد است تا با توجه به مبانی خاص صدرالمتألهین به بررسی تفصیلی حقیقت بدن مادی بپردازد. بر اساس سه اصل وجود شناختی در حکمت متعالیه یعنی اصالت وجود، تشکیک، حرکت اشتدادی و اصل دیگر مطرح در علم النفس صدرایی یعنی «النفس فی وحدتها کل القوا»، وجود واحد انسانی با حرکت جوهری سیر خود را از ماده عنصری آغاز کرده و با طی درجات وجود تدریجاً به تجرد می رسد. این پژوهش ضمن بررسی تفصیلی سیر از ماده به مجرد، به تبیین معنای مادی مجرد بودن نفس و رفع دو شبهه مهم در این زمینه پرداخته و در پایان به این دستاورد رسیده که حیثیت مادی نفس با حیثیت تجردی اش توأم با یکدیگر و بلکه یگانه است و حقیقت بدن که عبارت است از ظهور و بروز قوا و کمالات نفس به شکل صور مقداری؛ متمایز با حیث مادی نفس می باشد.
تحلیل اعتبارسنجی نظام برهانی ملاصدرا در اثبات مُثُل با تأکید بر آراء آیت الله جوادی آملی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکمت اسراء زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۱
5 - 32
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ارزیابی نظاممند براهین چهارگانهی ملاصدرا در اثبات هستی مُثُل افلاطونی و واکاوی نقدهای بنیادین آیتالله جوادیآملی بر آنها صورت گرفته است. مسئلهٔ اصلی، بررسی میزان استحکام این ادله—شامل برهانهای معرفتشناختی، حرکت، آثار در اجسام و ادراک—در مواجهه با انتقادات ساختاریِ فیلسوف معاصر است.ملاصدرا با تکیه بر اصولی چون اصالت وجود و تشکیک، مُثُل را جواهر مجرد و علل وجودی انواع طبیعی میداند. در مقابل، جوادیآملی با پذیرش اصل مُثُل، تقریرهای برهانی صدرا را بهدقت نقد میکند. از نگاه وی، برهانهای حرکت و آثار در اجسام تنها به اثبات یک مبدأ مجرد کلی میانجامند و قادر به اثبات کثرت مُثُل برای هر نوع نیستند. همچنین در برهان معرفتشناختی، مسئلهٔ وحدت صورت عقلی با کثرت مسیرهای سلوک افراد ناسازگار مینماید.با روش تحلیلی-تطبیقی، این تحقیق نشان میدهد که اگرچه نقدهای مذکور ضعفهایی در صورتبندی برخی ادله آشکار میسازند، اما هستهٔ اصلی نظریه با بازخوانی در پرتو اصول حکمت متعالیه—به ویژه تشکیک وجود و وحدت در عین کثرت—قابل دفاع است. در نتیجه، نقدهای جوادیآملی نه ردِّ کلیت نظریه، بلکه تصحیحی درونماندگار بوده و انسجام درونی و پویایی دستگاه فلسفی صدرایی را بیشتر نمایان میسازد.
درباره نسخه های خطی کتاب سلیم (معرفی نسخه های «گروه الف» و دو مدل دیگر با شاخصه های آنها)
منبع:
مطالعات حدیث پژوهی سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
121 - 160
حوزههای تخصصی:
کتاب های منسوب به سلیم بن قیس، تنها آثار تاریخی کلامی شیعی باقی مانده از قرن اول هجری قمری قلمداد می شوند، که به دلایل مختلفی مورد توجه و اهمیت واقع شده اند. از ویژگی های برجسته این کتاب ها، نقل حوادثی است که همواره میان شیعه و سنّی محلّ اختلاف و کشمکش بوده است. با توجه به مناقشات متعدد و متنوع پیرامون ابعاد گوناگون کتاب های سلیم، به نظر می رسد که اکنون لازم است این کتاب ها از جهات مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد؛ که یکی از آنها، بررسی گونه های مختلف نسخه های خطی کتاب های سلیم است. به نظر می رسد، بسیاری از مناقشات حول محور شخصیت سلیم و کتاب های منسوب به وی، با بررسی دقیق نسخه های خطی و اصالت آنها، و نیز روشن شدن ابهامات و تناقضات مرتبط در آن، روشن گردد؛ البته از سوی دیگر، حتی ممکن است ابهامات و اشکالات جدیدی را پیش روی محققان قرار دهد؛ که برای رد یا اثبات گزارش های تاریخی کلامی روایات سلیم، ناچار شوند ابتدا تکلیف این ابهامات نسخه شناسی کتاب ها را روشن نمایند. نگارنده در طی چهار مقاله، کلیاتی پیرامون نسخه های خطی کتاب های سلیم و مدل های مختلف آن ها را مطرح می کنیم؛ که مقاله حاضر، دومین آنها است، و به معرفی نسخه های «گروه ایکس»، «گروه الف»، «گروه درهم» و شاخصه های این نسخ این مدل ها پرداخته است.
درآمدی انتقادی بر مفهوم فره ایزدی؛ ذات یا اکتساب (با تکیه بر مفهوم شاهی آرمانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازخوانش مفاهیم بنیادین شاهی آرمانی ایران باستان، ضرورتی انکارناپذیر است. وجه شفاهی تمدن ایران باستان، فربهی اسطوره های ایرانی و انتقال ادیبانه آموزه های باستانی همراه با وجوه استعاره ای، ازجمله موانعی است که خوانش صحیح و شفاف آن مفاهیم بنیادین را با چالش مواجه ساخته است. «فرّه ایزدی» یکی از مفاهیمی است که به دلایل فوق در هاله ای از ابهام است و از طرفی فهم مناسبات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران کهن، پیوستگی زیادی با این مفهوم دارد. مفهوم «فرّ» نماد حقانیت قدسی شاهی آرمانی است؛ اما این ویژگی باعث شکل گیری نوعی کج اندیشی درباره این مفهوم و درنهایت سوءفهم در اصل شاهی آرمانی ایران باستان شده است. وجه فرامادی «فرّ» بسیاری را بر آن داشته است تا آن را عطیه ای قدسی تلقی کنند و از وجوه اکتسابی و زمینی آن غفلت ورزند. این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع دست اول نگاشته شده و وجه زمینی و اکتسابی مفهوم فرّ، بررسی و با کاربست روایتی تحلیلی، ضمن بازخوانش این مفهوم در شاهی آرمانی، وجوه اکتسابی آن، برجسته و از این منظر تلاش شده است هیکل نحیف سوبژکتیویته در ایران باستان کمی فربه شود.
خدمات ابوالفضل تولیت (1300-1358) بر پایه اطلاعات شفاهی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ تابستان۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
243 - 219
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی زندگی و شخصیت ابوالفضل تولیت، از چهره های شناخته شده آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) در قم بوده است. وی که سال ها در سمت متولی باشی آستانه خدمت کرد، شخصیتی ممتاز در تاریخ معاصر قم به شمار می رود که منش اخلاقی، سبک مدیریت، و شیوه تعامل ایشان با زائران، کارکنان، و عالمان دینی، مورد توجه و ستایش اطرافیان و هم عصرانش بوده است. در این راستا، پژوهش حاضر به بازخوانی سیمای فردی و اجتماعی وی با تکیه بر خاطرات شفاهی نزدیکان، همکاران و چهره های فرهنگی قم پرداخته است؛ آن هم در شرایطی که درباره او تاکنون اثری مدون و تحلیلی منتشر نشده و نام ایشان تنها به صورت پراکنده در برخی خاطرات و نقل قول ها آمده است. در این تحقیق با اشاره به اهمیت جایگاه متولی باشی در ساختار اداری آستانه و نیز نسبت این منصب با تحولات اجتماعی قم در قرن چهاردهم شمسی، بر ضرورت توجه به نقش افرادی مانند ابوالفضل تولیت تأکید شده است. در این تحقیق تلاش شده با گردآوری و تحلیل روایت های پراکنده درباره زندگی و شیوه زیست وی، از خلال گفت وگو با خانواده، دوستان، و همکاران او، تصویری مستند و کامل از وی ارائه شود. ابوالفضل تولیت فردی آراسته، خوش پوش، مؤدب، باوقار، سلیم النفس و پرهیزکار بوده و سلوک و رفتار وی با خادمان، طلاب، و حتی عامه مردم، همراه با ادب، فروتنی و انصاف بوده است. به رغم در اختیار داشتن موقعیتی مهم در آستانه، هرگز به قدرت نمایی یا سوءاستفاده از جایگاه خود روی نیاورد. مبتنی بر گزارش های کارکنان آستانه و برخی طلاب، به لحاظ اجتماعی وی فردی منظم، جدی، متعهد و مسئولیت پذیر بود. تولیت اگرچه از طبقه روحانیت نبود، اما رابطه ای محترمانه با علما و بزرگان حوزه داشت و با برخی از آنان، چون آیت الله مرعشی نجفی، آیت الله گلپایگانی و دیگران ارتباط عمیق و معناداری داشت. از نکات مهم شخصیتی او، دوری از ظواهر و تملق و نیز پرهیز از پیوستن به محافل قدرت بود. همین ویژگی ها موجب شد که در ذهن جمعی کارکنان آستانه و نیز برخی فضلای حوزه، به عنوان شخصیتی مورد اعتماد و مایه آرامش معرفی گردد. مبتنی بر مصاحبه های صورت گرفته، وی حافظه ای قوی در حفظ اشعار فارسی به ویژه غزلیات حافظ داشت و در نقل متون و اشعار، با ذوق و دقت سخن می گفت. این ویژگی، همراه با رفتار صمیمی و مودبانه او، موجب نزدیکی دل ها و محبوبیت وی در میان کارکنان آستانه شده بود. از منظر مدیریت، تولیت در انجام وظایف خود فردی منظم و پاسخ گو بود. به مسئولیت ها با دقت می نگریست و با حساسیت بر آراستگی فضای آستانه، رفتار خادمان، و رعایت احترام زائران، نظارت داشت. در عین حال، در موارد اختلاف یا ناهنجاری، با آرامش، بی طرفی و تدبیر عمل می کرد و می کوشید شأن مکان مقدس را از تنش ها دور نگه دارد. او حریم قدسی حرم را می شناخت و با اعمال خود به حفظ این حریم کمک می کرد. ابوالفضل تولیت نمونه ای از مدیران مذهبی غیرروحانی در نهادهای دینی ایران معاصر بوده است که با تعهد، اخلاق و مسئولیت پذیری، جایگاهی ماندگار در حافظه جمعی محیط دینی خود به جا گذاشت. وی در سال ۱۳۵۸ درگذشت و در حیات و پس از وفاتش، مورد احترام بسیاری از اهل علم، ادب و کارکنان آستانه باقی ماند.