ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۰۱ تا ۷۲۰ مورد از کل ۸۳٬۴۴۶ مورد.
۷۰۱.

بررسی شبهه لزوم هم زبانی انبیا الهی با اقوام مخاطب دعوت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۷
در آیه چهارم سوره ابراهیم سخن از لزوم هم زبانی انبیا و اقوام مورد دعوت انبیا است. این نکته بستر شکل گیری این سؤال و شبهه شده است که به دلیل عرب بودن پیامبر و عربی بودن قرآن، غیر عرب زبان ها و از آن جمله فارسی زبان ها مخاطب دعوت پیامبر اسلام نیستند و ایشان بر اساس مفاد این آیه، پیامبر دیگر اقوام غیر عرب قلمداد نمی شوند. اکنون این سؤال مطرح می شود آیا این آیه چنین دلالتی دارد یا نه و اگر ندارد دلالت درست آیه چیست؟ بررسی برای یافتن پاسخ این سؤال نگاه جامع به مسئله «زبان» در قرآن را می طلبد. بررسی با این زاویه نگاه و با روش توصیفی تحلیلی نشان می دهد که علت اصلی نزول آیه موردبحث و اشاره های مکرر به مسائل زبانی در قرآن به انگاره خاص مخاطبان درباره »زبان کتاب آسمانی» بازمی گردد؛ چه اینکه آنان می پنداشتند کتاب آسمانی باید بسان کتاب های موجود در دست یهود و نصارا، دارای زبان خاص و متفاوت با زبان روزمره باشد؛ ازاین رو، بر زبان قرآن ایراد گرفته و انتظار نزول کتابی به زبانی ویژه داشتند؛ بنابراین دلالت این آیه »ضرورت هم زبانی انبیا الهی با اقوام مخاطب دعوت» نیست بلکه دلالت صحیح آن »عدم ضرورت نزول کتاب آسمانی با زبانی خاص و ویژه «و »عدم اشکال بر نزول قرآن به زبان عربی «است.
۷۰۲.

مهمترین رفتارهای مخرب زوجه نسبت به زوج از نظر فقه امامیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۲
مسئله رفتارهای مخرب زوجه نسبت به زوج، چالشی جدی در روابط زناشویی است که به تنش، نارضایتی و فروپاشی خانواده ها منجر می شود. عدم شناسایی و مدیریت این رفتار ها باعث تداوم مشکلات و آسیب های عاطفی برای هردو طرف می شود. شناسایی این الگوها به زوجین کمک می کند تا با درک بهتر احساسات و نیاز های یکدیگر به بهبود و تقویت در روابط خود بپردازند. مقاله حاضر باروش توصیفی و باتکیه بر دیدگاه فقهای امامیه، مهمترین رفتار های مخرب زوجه نسبت به زوج را بررسی می کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که رفتار مخرب زوجه در چند بحث تبیین می شود ازجمله: عدم تمکین، خروج زن بدون اذن شوهر از خانه، دامنه قوامیت بر شوهر، عدم پذیرش ریاست شوهر، عدم رعایت حجاب و عدم رعایت حق زوج در تعیین محل اقامت.
۷۰۳.

واکاوی وجه مردم بنیادِ الگوی حکمرانی تربیتی از منظر فقه تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۵
در شرایط حاضر، بحث از الگوی حکمرانی تربیتی و نقش مردم و بررسی سیاست مردمی سازی، جمع سپاری و مشارکت پایگی در عرصه آموزش رسمی اهمیت مضاعف یافته است و مبانی نظری آن در گفتمان انقلاب اسلامی و خصوصاً اندیشه سیاسی و تربیتی آیت الله خامنه ای قابل ردگیری است. مؤلف در مجالی دیگری «حلقه های میانی تربیتی» مبتنی بر اندیشه ایشان را مدلّل نموده و در مجالی دیگر «مردم محوری در آموزش وپرورش» را با ظرفیت فقه تربیتی بحث نموده است؛ اما جایگاه مردم در الگوی حکمرانی تربیتی مختار، چیست؟ ماهیت مردم بنیادی این الگو و سهم دیگر بازیگران چیست؟ آیا مردم بنیادی در این الگو، بُعد حاکمیتی تربیت را نفی و به معنای حاکمیت زدایی، یا انحصارزدایی و یا نفوذ سکولاریزاسیون است؟ این مقاله در تلاش است با روش توصیفی استنباطی به پرسش های فوق پاسخ دهد. طبق بررسی ها این نتایج حاصل شد: 1. مبتنی بر نظریه «شبکه حقوق و تکالیف تربیتی» الگوی مختار، مردم بنیاد است و بازیگری مردم در تربیت، عاملیتی ذاتی و اصیل دارد و بنابر «شبکه عرضی تکالیف تربیتی»، ماهیت مردم بنیادی الگوی مختار ترسیم می شود؛ 2. در الگوی مختار، بازیگران تربیت در دو ضلع طولی و عرضی از «ولایت تربیتی» و به صورت شبکه مند جانمایی می شوند و حیثیتِ «ولاء عرضی در تربیت» به معنای مردم بنیاد بودن الگوی مختار است که با روایت های پست مدرن از شبکه مندی، متمایز است. از باب تسهیم درونی اقتدار تربیتی، در ضلع طولی خانواده و در ضلع عرضی عالمان دین دارای اولویت و تقدم می باشند؛ 3. در الگوی مختار، حاکمیت به عنوان یک بازیگر در عرض دیگر بازیگران و یا به عنوان بدیل است و مردم بنیادی این الگو، به معنای حاکمیت زدایی و انحصارزدایی از تربیت نیست؛ 4. در مقام ثبوت، مردم بنیادی الگوی مختار به معنای سکولاریزاسیون تربیت نیست؛ اما در مقام اثبات این احتمال قابل نفی نیست.
۷۰۴.

مسئولیت مدنی دولت در قبال ناامنی اقتصادی؛ تحلیل فقهی حقوقی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۲۵
از اصول مهم اقتصادی، عدالت و امنیت می باشد. کاهش ارزش پول ملی، تورم شدید، نوسانات غیر متعارف لحظه ای بازار موجب نا امنی اقتصادی و فشار بر طبقات ضعیف جامعه می گردد. حال در پاسخ به این سوال که مسئولیت مدنی دولت در قبال این نا امنی های اقتصادی چیست؟ با عنایت به ضرورت امنیت اقتصادی در روابط مالی و تجاری، کاهش خطرات سرمایه گذاری و اطمینان از بازگشت سود و تأثیراتی که بر زندگی روزمره مردم دارد، دولت مسئولیت حفاظت از منافع اقتصادی مردم، متصدی خزانه کل، بودجه ها و اعتبارات و سرمایه های ملت و مملکت است و تمامی شاهراه های اقتصادی و تصمیمات کلان، با نگاه دولت اتخاذ می گردد. لذا هر گونه عمل یا رفتار اعم از فعل یا ترک فعل دولت که منتهی به ورود خسارت به اشخاص جامعه اعم از حقیقی یا حقوقی گردد، بر اساس قاعده اتلاف، باید آن را جبران نماید.با عنایت به اینکه معیار ضمان در قاعده اتلاف، إعتداء به مال غیر می باشد و این موضوع نیز با دریافت مثل آن جبران می شود،در فرضی که مال تلف شده مثلی باشد در وهله نخست مثل آن و در فرض موجود نبودن مثل، باید قیمت و بهای یوم الإتلاف به زیان دیده پرداخت گردد. در روایات مرتبط با قاعده اتلاف، عناوینی مانند همزیستی، انتساب، شرایط وارد نگردیده ولذا در هر فرضی که اتلاف بر مال صدق کند اعم از اینکه با فعل یا ترک فعل، به وسیله دولت یا شخص حقیقی، عمدی یا سهوی باشد تفاوتی در ضمان متلف ایجاد نخواهد کرد.
۷۰۵.

بازتاب فرجام زندگی عیسی (ع) در احادیث اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۹۰
یکی از مسائلی که در آیات قرآنی و احادیث اسلامی درباره حضرت عیسی(ع) مورد توجه قرار گرفته، مسئله فرجام اوست. اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان، برخلاف قاطبه مسیحیان، به جای آموزه صلیب، قائل به حیات و عروج عیسی(ع) هستند؛ اگرچه این دیدگاهی فراگیر نیست. ابهام در برخی آیات مربوطه که به تفاسیر مختلفی منجر شده، لزوم بررسی حدیثی این مسئله را دوچندان می کند. بسیاری از روایات در این زمینه، خبر واحدند که پذیرش آنها به مبنای پژوهشگر ارتباط دارد. ما در این تحقیق تلاش کرده ایم که فارغ از محتوای واقعیت تاریخی مسئله (بررسی تاریخی) و دلالت آیات قرآنی (بررسی تفسیری)، به مطالعه توصیفی تحلیلی مفاد روایات مربوطه (پژوهش حدیثی) بپردازیم. با بررسی سندشناختی و دلالی روایات درمی یابیم که رفعت حضرت عیسی(ع) به آسمان و نزول دوباره ایشان در موعد مقرر، به تواتر قابل اثبات است؛ اما نمی توان در خصوص فرجام زندگی حضرت عیسی(ع) به باور جزمی فراگیری نائل شد. باری اعتقاد به حیات فرزند مریم(ع)، با فرض اثبات ارزش معرفتی خبر واحد و البته اعتبار سندی اخبار آحادِ مربوطه، ممکن خواهد بود.
۷۰۶.

مدل پارادایمی مربی شایسته از منظر آموزه های اسلامی با استفاده از روش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۲۱۹
مقدمه و اهداف: پرداختن به موضوع بایسته های مربی دارای اهمیت و اولویّت ویژه ای است و تلاش ما در این تحقیق به دلیل همین اهمیّت است. از سوی دیگر توجه و بهره گیری از روش های تحقیق کارآمد و به روز و استفاده از آن ها امری ضروری و بلکه بدیهی و قطعاً پرفایده است. روش داده بنیاد از جمله ی این روش ها است که در این تحقیق برای به دست آوردن مهمترین مؤلفه های بنیادین مربی شایسته از منظر قرآن کریم و روایات از آن استفاده می کنیم. در این پژوهش به دنبال این مسئله هستیم که با به کارگیری روش داده بنیاد بتوانیم الگوی مفهومی بایسته های مربی را بر اساس اهمیت و تواتر ذکر آن ها در آموزه های اسلامی به دست آورده و طراحی کنیم و چارچوبی نظری در این موضوع معرفی نماییم. به وسیله ی این روش می خواهیم با استخراج داده ها و گزاره های به دست آمده از  پژوهش های قبلی و بررسی تلاش های انجام شده در این موضوع، و نیز دقت در دیگر گزاره های تربیتی مهم ولازم برای مربّی در متن آیات و روایات، به تولید نظریه و کشف نتایج از داده ها دست یابیم و چارچوبی مفهومی برای مربی شایسته از منظر آموزه های اسلامی ارائه دهیم. استفاده از روش داده بنیاد در این موضوع کاملا نوآورانه و بدیع است و تاکنون با این روش پژوهشی در این زمینه انجام نشده است.روش تحقیق: در این پژوهش که با روش تحقیق متن محور «داده بنیاد» یا «نظریه زمینه ای» انجام شده، مجموعه کاملی از نصوص دینی شامل آیات قرآن و احادیث معصومین(ع) درخصوص ویژگی های مربی شایسته، استخراج و تحلیل کیفی شده است.نتایج تحقیق: در این پژوهش برای دست یابی به مؤلفه های مربی شایسته در آموزه های دینی، ابتدا به فحص و بررسی دقیق پیشینه تحقیق پرداخته شد و سپس یک گروه نمونه از پژوهش های انجام شده در رابطه با مسئله اصلی تحقیق، انتخاب و احصاء گردید. این مجموعه شامل 8 کتاب، 15 پایان نامه و 38 مقاله پژوهشی است که در مرحله جمع آوری اطلاعات، به صورت دقیق مطالعه و مورد بررسی قرار گرفت و سپس آیات و روایاتی که در این متون ذکر شده و از آنها به عنوان مبنایی جهت بیان ویژگی های مربی شایسته استفاده شده بود، جمع آوری گردید. همچنین در جریان جمع آوری داده ها، روایاتی که در این پژوهش ها ذکر شده بود را در اصل کتب روایی نیز مورد جستجو قرار دادیم و آدرس آن ها را همراه هر روایت ذکر کردیم. به علاوه ضمن بررسی دقیق این موارد در کتب روایی، هرجا آیه یا روایتی مرتبط با موضوع پژوهشمان مشاهده کردیم آن را هم مورد استفاده قرار دادیم. سپس طبق مراحل روش تحقیق داده بنیاد در مرحله ی کدگذاری باز اقدام به استخراج مفاهیم به دست آمده از داده ها کردیم و کدهای به دست آمده از آیات قرآن کریم را با علامت "Q" و کدهای به دست آمده از روایات را با علامت "T" نشاندار کردیم. در این مرحله به 119 کد قرآنی و 527 کد حدیثی دست یافتیم.بحث و نتیجه گیری: یافته های تحقیق بیانگر آن است که دغدغه اصلی نصوص دینی برای معرفی مربی شایسته در دو حوزه فراگیر صلاحیّت ها و توانمندی ها قابل طبقه بندی است. در حوزه صلاحیّت ها به ترتیب فراوانی و اولویّت پنج مقوله: اخلاقی، اعتقادی، عاطفی، معرفتی و نفسانی مطرح بوده و در حوزه توانمندی ها نیز به ترتیب فراوانی و اولویّت چهار مقوله: رفتاری عملیاتی، پرورشی تربیتی، علمی آموزشی و یاددهی مطرح است. جزئیات هر مقوله و مدل پارادایمی مربی شایسته بر اساس آموزه های دینی در این پژوهش معرفی شده است. طبق نتایج به دست آمده در این پژوهش مربی شایسته از منظر آموزه های اسلامی باید در دو حوزه ی اساسی ارزشی و حرفه ای دارای صلاحیت و توانمندی باشد. بر اساس روش داده بنیاد از مجموع 449 داده ی قرآنی و روایی 646 مفهوم در مرحله ی کدگذاری باز کدگذاری شد که مقوله های ارزشی 417 کد با نسبت %65  و مقوله های حرفه ای 229 کد با نسبت %35 را به خود اختصاص دادند. در کدگذاری محوری در حوزه ی صلاحیت های ارزشی مربی، مقوله های اصلی صلاحیت های اخلاقی مربی با فراوانی 192 کد، اعتقادی 131، عاطفی 38، معرفتی و شناختی 36 و نفسانی با 20 کد شناسایی شد. زیر مقوله ی «مربی دارای کرامت های اخلاقی باشد» از صلاحیت های اخلاقی مربی با 62 کد بیشترین فراوانی در مقوله های فرعی این حوزه را به خود اختصاص داد. زیر مقوله های «ملاطفت و مهربانی با متربی» با 26 کد در صلاحیت های عاطفی، «تمسک مربی به قرآن و اهل بیت (ع) و بهره مند ساختن متربی از این دو ثقل» با 32 کد در صلاحیت های اعتقادی مربی، «راهبردهای تربیتی مربی در ارتباط با امام زمان(ع)» و «واقف بودن مربی بر ارزش و برکات کار معلمی» هرکدام با 13 کد در صلاحیت های معرفتی و شناختی مربی دارای بیشترین فراوانی در مقوله های فرعی بودند.تعارض منافع: این پژوهش با حمایت مالی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی طبق ابلاغ شماره 4929 انجام شده است.
۷۰۷.

تحلیل روایت شناختیِ داستان مریم(س) در قرآن بر اساس نظریه ژُپ لینِت وِلت و آراء سیدمحمدحسین طباطبایی در تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۱۲
مطالعه حاضر، با هدف تحلیل ساختارِ رِواییِ داستان مریم(س) در قرآن کریم و تبیین اهمیت و ضرورتِ بررسی روایت‌شناختی آن، به روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی و بر اساس نظریهٔ ژُپ لینِت‌وِلت و آراءِ سیدمحمدحسین طباطبایی در المیزان صورت گرفته است. هدف از این مطالعه آن است که نوع، ساختار و طرح روایت داستان مریم(س) در قرآن بازنموده، و هم‌چنین، نشان داده شود که چه‌گونه یک‌چنین تحلیل روایت‌شناسانه‌ای می‌تواند به تقویت فرضیاتِ مفسّران، دست‌کم در مطالعه موردیِ تفسیر المیزان، بینجامد. نتایج مطالعه نشان می‌دهد در روایت داستان مریم(س)، انواع شیوه‌های رِوایی از سوی روایت‌گر روی‌دادها ــ‌که از موضعِ دانای کل آن روی‌دادها را روایت می‌کند‌ــ به شکلی ناهمگون و با روی‌کردی تلفیقی ــ‌یعنی موضع یک روایت‌گر که هم‌زمان هم متن‌نگار و هم کنش‌گر است‌ــ به‌ کار رفته است؛ به‌گونه‌ای که گاه تمرکز بر راوی و گاه بر کنش‌گران داستان قرار می‌گیرد. راوی، هرچند از شخصیت‌های داستان نیست، با قرار گرفتن در بیرونِ روایت گاه با تمرکز بر خود و گاه با توصیفِ اَعمال و نقش‌های شخصیت‌ها وجهِ هدایت‌گرانه خود را آشکار می‌کند. طرحِ داستان‌ها کامل است و بیش‌تر اوقات نیرویی تخریب‌کننده وضعیّتِ آغازین را به‌هم می‌زند که پس از کِش‌مَکِش، نیرویی سامان‌بخش‘ اوضاع را به حالتِ نخست بازمی‌گرداند. هرچند حکایت زندگیِ مریم(س) در چند سوره از قرآن آمده است گردآوردنِ اجزاءِ آن یک ساختارِ رِواییِ منسجم و خَطی، با روابط علّی و معلولیِ روشن، پدید می‌آوَرَد. بازخوانیِ این روایت بر پایه نظریه ژُپ لینِت‌وِلت، دیدگاه‌های تفسیر المیزان را نیز استحکام می‌بخشد و توان بالای این نظریه را در تحلیل متون دینی نشان می‌دهد.
۷۰۸.

چالش های تقنینی نهاد نظارت سامانه های الکترونیکی در نظام عدالت کیفری ایران با نگاهی بر رویه قضایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۲۰۳
در پی پیشرفت فناوری و نیاز به بروز رسانی مقررات کیفری، نهاد نظارت الکترونیکی در قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ به عنوان یکی از ابزارهای جایگزین حبس و نهاد ارفاقی معرفی شد و از سال ۱۳۹۷ به مرحله اجرا درآمد. نظارت الکترونیکی به مجموعه فرایند هایی گفته می شود که به موجب قانون از سوی مقام قضایی ذی صلاح در راستای کنترل و در دسترس بودن بهره وران(1) در محیط خارج از زندان از طریق تجهیزات الکترونیکی اعم از پابند الکترونیکی اعمال می شود. این مقاله به بررسی چالش های تقنینی این نهاد نوپا در نظام عدالت کیفری ایران پرداخته و هدف آن تبیین مشکلات ناشی از عدم شفافیت قوانین مرتبط و محدودیت های زیرساختی است که مانع بهره گیری بهینه از این نهاد در راستای کاهش جمعیت زندانیان و تقویت بازپروری اجتماعی بزهکاران شده است. نظارت الکترونیکی، که با استفاده از ابزارهایی همچون پابند الکترونیکی اجرا می شود، به محکومان امکان می دهد تحت شرایط مشخصی در خارج از زندان و در محیط های تعیین شده اقامت داشته باشند. روش تحقیق این پژوهش، تحلیل های نظری و بررسی رویه های قضایی و نظریات مشورتی، آیین نامه ها و دستور العمل های مربوطه و مصاحبه های میدانی، سعی بر آن دارد تا ابهامات موجود در قوانین و آیین نامه های مرتبط را شناسایی و به ویژه مسائلی چون دامنه شمول نظارت الکترونیکی، شرایط و معیارهای صدور آن و ضمانت اجرای تخلف تعهدات محکومان و... را مورد توجه قرار داده است بنابراین روش تحقیق تحلیلی- توصیفی و میدانی است. در پایان، پیشنهادهایی برای اصلاح مقررات و بهبود اجرای نظارت الکترونیکی ارائه می شود تا این نهاد بتواند به عنوان راهکاری مؤثر برای کنترل جرائم و کاهش جمعیت زندان ها مورد استفاده قرار گیرد.
۷۰۹.

خوانش فقهی از امکان سنجی جواز معاملات در بازار فارکس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۰۷
محیط الکترونیکی اینترنت یکی از مدرن ترین وسیله انعقاد قراردادها و ایفای تعهدات ناشی از آن در عرصه معاملات تجارتی محسوب می شود.با توجه به عصرنقل و انتقال دیتا و ماهیت اعتباری آن باعث ایجاد دهکده جهانی و متصل شدن احاد جوامع مختلف بر یک بستر خاص شده است.یکی از مسائل نوظهور و شایع ،وجود بازار مالی فارکس است.این بازار به عنوان بزرگترین بازار مالی که متفاوت از بازارهای مشابه می باشد،اولا مستلزم شناخت ماهیت و کارکرد آن و ثانیا تببین آن از بستر فقهی برای مکلفین می باشد تا به وسیله ی آن از چالش های رو به رو جلوگیری شود.بابررسی و تنقیح عقیده ی صاحب نظران، سوالاتی پیرامون اصل پذیرش و ورود به این نوع بازار و ویژگی معاملات آن اعم از غرری ،ربوی،مختلل کننده نظام اقتصادی مطرح شده که سعی بر تامل و ایجاد نگرش جدیدی بر آن شده است.این پژوهش به عنوان یک فرضیه در نهایت به نفع رویکرد جواز قول معاملات در بازار فارکس استدلال می نماید.
۷۱۰.

نقد دفاع عرفا از ابلیس با تکیه بر نظریه کهن الگویی یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۸
وجود لایه های متعدد در متون عرفانی اجازه خوانش ها و نقدهای متنوعی را به منتقد ادبی می دهد. نقد کهن الگویی، یکی از رویکردهایی است که با استفاده از آن می توان به بررسی مباحث عرفانی پرداخت. این رویکرد از مباحث روان شناسی تحلیلی به ادبیات راه یافته است. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی تحلیلی، به نقدِ دفاع عرفا از ابلیس بر پایه رویکرد کهن الگویی می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد که دفاع و ستایش گروهی از عرفا از ابلیس ناظر به ستایش پیر خرد در وجه منفی آن و دفاع از کهن الگوی سایه در سویه مثبت این کهن الگوست. ابلیس معلم ملائکه بود و رفتار او در سجده نکردن برای انسان تعلیم یکتاپرستی و وجهی از پیر خرد است؛ همچنین وسوسه های ابلیس و مشکلاتی که بر سر راه سالک قرار می دهد، راهی برای رسیدن به یکپارچگی روانی و مقابله با سایه بزرگ روان است که همانند حائلی میان فرد و حقیقت راستین عمل می کند و فقط کسانی به حقیقت واقعی می رسند که سایه را در خود حل کنند؛ بنابراین، این دو کارکرد مهم ابلیس سبب ستایش او ازسوی برخی از عرفا شده است.
۷۱۱.

سیره عملی اهل بیت(ع) در رابطه با آیات معاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۳۶
هدف از پژوهش حاضر بررسی و تبیین سیره عملی اهل بیت (علیهم السلام) در بیان مصداق آیات معاد می باشد. اهمیت و ضرورت شناخت زندگی و سیره معصومین (علیهم السلام) از مباحث بسیار مهم در دین اسلام می باشد که در روایات، انسانی که بدون شناخت امام زمانه اش از دنیا برود را مرگ جاهلی خطاب می نماید. از این رو شناخت و به کارگیری سیره اهل بیت (علیهم السلام) از اهمیت والایی برخوردار است. این پژوهش از نوع توضیفی تحلیلی بوده و به روش کتابخانه ای و مطالعه آیات قرآن، روایات، کتب، تفاسیر و ... صورت گرفته است. از آنجا که سیره اعتقادی ائمه (علیهم السلام) در سه بخش توحید، نبوت و معاد تبیین شده اند، پژوهش حاضر به بعد معاد پرداخته است. نگاهی اجمالی به آیات قرآن نشان می دهد که در میان مسائل عقیدتی پس از توحید با اهمیت ترین مسئله معاد و اعتقاد به حیات پس از مرگ و حسابرسی بندگان و پاداش و عقاب اعمال می باشد. در بحث معاد، پیامبر با آیات قرآن در برابر منکران معاد استدلال می کردند و جواب منکران را با آیاتی که در همان زمینه نازل می شد، می دادند. راه هایی را که قرآن برای اثبات امکان معاد در شکل استدلال منطقی عرضه کرده، می توان در شش موضوع خلاصه کرد: 1- آفرینش نخستین؛ 2- قدرت مطلقه خداوند؛ 3- مرگ و حیات مکرر در جهان گیاهان؛ 4- تطورات جنین؛ 5- بازگشت انرژی ها؛ 6-نمونه های عینی معاد.
۷۱۲.

تبيين موقف الإمام السجاد(ع) من الحاكم الجائر في ضوء رساله الحقوق(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۹۹
فی رساله الحقوق للإمام السجاد(ع)، یُعدّ حق الحاکم وواجباته فی النظام الاجتماعی أحد المحاور الأساسیه والبارزه. هذه الوثیقه القیّمه لا تقتصر فقط على عرض وجهات نظر الإمام بشأن حقوق الحکّام وواجباتهم، بل تُظهر أیضًا أنّ الإمام السجاد فی مواجهته للحکّام الجائرین اتّبع نهجًا مختلفًا عن أسلافه، وخصوصًا الإمام الحسین(ع). ففی حین کان الإمام الحسین یؤکّد على مبدأ النهوض ومکافحه الظلم لإصلاح المجتمع، اتّجه الإمام السجاد، بدلًا من الترکیز على المقاومه المباشره والانتفاضه العسکریه، إلى مفهوم "التماحُک"، معتمدًا سیاسه المداراه والإصلاح التدریجی. یُظهر هذا الاختلاف الجوهری فی النهج أنّ الإمام السجاد، بالنظر إلى الظروف الخاصه التی فرضها ذلک العصر، تبنّى استراتیجیه تکیفیه تهدف إلى الحفاظ على الإسلام والهویه الشیعیه. الهدف الرئیس لهذه الدراسه هو تحلیل الأسباب والخلفیات التی أدّت إلى تغیّر نهج الإمام السجاد(ع) فی التعامل مع الحاکم الجائر، بالمقارنه مع الإمام الحسین والأئمه الذین سبقوه. والسؤال الأساسی هو: ما العوامل الاجتماعیه والسیاسیه والثقافیه التی جعلت الإمام السجاد یُفضّل سیاسه المداراه والتماحُک على القیام المباشر؟ وما هی الفروقات فی الخلفیات الثقافیه وظروف العصر التی ساهمت فی تشکیل هذا النهج؟ تعتمد هذه الدراسه على تحلیل نصّ رساله الحقوق للإمام السجاد(ع)، باستخدام منهج التأویلیه (الهرمنیوطیقا) ونظریه القصدیه لسکینر. یتیح هذا المنهج فهمًا عمیقًا للسیاق الاجتماعی والسیاسی والتاریخی لعصر الإمام السجاد، ویکشف المعانی الضمنیه والأسس الفکریه للنصّ. کما تستند هذه الدراسه إلى مصادر مکتبیه ونصوص تاریخیه وفقهیه وحدیثیه، من أجل تقدیم تحلیل متعدد الأبعاد للأسس الفکریه والاجتماعیه والسیاسیه التی شکّلت نهج الإمام. بناءً على نتائج البحث، فإن عوامل مثل تراجع القیم الإسلامیه، الضغوط الاجتماعیه، الظروف الصعبه للإمام السجاد(ع) والشیعه، الانتفاضات المختلفه، وضعف التنظیم الشیعی، دفعت الإمام السجاد إلى تبنّی استراتیجیه تدریجیه تضمن استمراریه الإسلام والهویه الشیعیه فی مواجهه الحکّام الجائرین؛ خاصهً وأن عدد الشیعه قد تغیّر بشکل کبیر مقارنهً بعصر الإمام الحسین(ع)، وأصبحت الظروف أکثر صعوبه علیهم. النتیجه الرئیسیه هی أن رؤیه الإمام فی التعامل مع الحاکم الجائر تحوّلت من الترکیز على المقاومه العسکریه إلى نهج قائم على سیاسه المداراه، الإصلاح التدریجی، وتعزیز الإسلام والتشیّع بشکل متواصل. هذا النهج، لا سیما فی نصّ رساله الحقوق وفی السیاق الاجتماعی لتلک الفتره، یُظهر الإمام السجاد کنموذج للصبر، الحکمه، والتدبیر، حیث سعى إلى استبدال الانتفاضات المسلحه بأدوات ناعمه وثقافیه. الاستنتاج النهائی یُظهر أن تغییر نهج الإمام السجاد لم یکن تجاهلًا لحقّ المقاومه، بل کان قرارًا واعیًا واستراتیجیًا للحفاظ على بقاء الشیعه واستمراریه الإسلام. یمکن لهذا النهج أن یکون نموذجًا لفهم وتحلیل تحرّکات الأئمه والقاده الدینیین فی مواجهه الحکّام الجائرین والمستبدّین. کما أن هذه الدراسه تتیح فرصه للتفکیر فی السیاسات الناعمه والتدریجیه فی مجال الدین والسلطه، خصوصًا فی الظروف الحرجه والمعقّده، ویمکن أن تلعب دورًا مهمًا فی تفسیر النهج الموجود فی سیره الإمام السجاد(ع).
۷۱۳.

بررسی نظریه «وجود به مثابه فعل» و رابطهآن با «ماهیت» در فلسفه توماس آکوئیناس(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۸
در این مقاله، دیدگاه توماس با روش توصیفی - تحلیلی، درباره وجود و رابطه آن با ماهیت که به صورت پراکنده در آثار پرشمارش آمده است، در سه ساحت ترکیب، تمایز و عروض بررسی می شود. در طول فلسفه قرون وسطی، مناقشات فراوانی درباره نحوه ارتباط وجود با ماهیت مطرح شده است. در فلسفه آکوئیناس، وجود [3] اهمیت ویژه ای دارد. نزد وی وجود فعلیت تمام فعلیت ها و کمال تمام کمالات است؛ ازاین رو وی اصطلاح فعل وجودی [4] را برای بیان جایگاه بنیادین وجود، در نظام فلسفی خویش به کار برده است. بر این اساس، آکوئیناس تحت تأثیر اسلافی چون ابن سینا معتقد است که همه مخلوقات کنار انواع ترکیب، از وجود و ماهیت نیز مرکب هستند و این ترکیب تنها امر ذهنی نیست، بلکه ترکیب از دو مؤلفه ای است که ذاتی ساختار مابعدالطبیعی موجود بالفعل است. آکوئیناس افزون بر ترکیب، برهان های پرشماری در اثبات تمایز مابعدالطبیعی وجود و ماهیت اقامه کرده است؛ اما در عین حال، عروض وجود بر ماهیت را رد کرده است. تمییز میان سه ساحت ترکیب، تمایز و عروض، و چگونگی پذیرش ترکیب، تمایز و رد عروض وجود بر ماهیت در فلسفه توماس آکوئیناس، مسئله این مقاله است.   
۷۱۴.

پیکر سیاسی در فلسفه اسلامی استعاره منزل و مدینه فاضله چونان بدن انسان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۹۰
استفاده استعاری از بدن انسان برای سخن گفتن از اجتماع انسانی ایده آل از قدیمی ترین استعاره هایی است که در فلسفه سیاسی کاربرد داشته و به اشکال مختلف به کار رفته است. «پیکر سیاسی» استعاره ای است که بر اساس آن، برای ارائه فهمی منسجم از عالم، میان بدن انسان و اجتماعات خرد/کلان انسانی مشابهت برقرار می شود. فیلسوفانِ مشائی مسلمان، به ویژه فارابی و نصیرالدین طوسی که در کانون فلسفه سیاسی نزد فیلسوفان مسلمان قرون میانه ایستاده اند، از این استعاره استفاده کرده اند. این مقاله علاوه بر ترسیم جغرافیای بحث از «پیکر سیاسی» از دنیای باستان تا قرون وسطی و نقش حکمای مسلمان در پروراندن آن، با استفاده از نظریه «استعاره مفهومی» لیکاف و جانسون، کاربرد این استعاره و شبکه مفاهیم حول آن را در متون حکمی فلسفه مشایی بررسی کرده است. همچنین، با عنایت به سیر تحول این مفهوم در فلسفه سیاسی غرب و تبدیل آن از «پیکر سیاسی» به «پیکره سیاسی» به توقف تحول این استعاره در اندیشه سیاسی نزد حکمای مسلمان اشاره کرده است. درنهایت با توجه به کارکردهای استدلالی استعاره ها در فهم و تجربه ما از جهان و توانایی که برای ایجاد تغییر در باورهای ما دارند، پیشنهاد کرده ایم که تأمل درباره استعاره «پیکر سیاسی» یکی از بهترین نامزدها برای کمک به ایجاد فهم جدید از مناسبات سیاسی و اجتماعی در ایران معاصر است.
۷۱۵.

قراءه دولوزیه فی الصیروره والترحال الجذموری؛ دراسه فی روایه "الرکض وراء الذئاب" لعلی بدر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۷
یرکّز هذا البحث علی مفهوم الترحال والصیروره الجذموریّه من منظور الفیلسوف الفرنسی ما بعد الحداثی "جیل دولوز" الذی تتجه فلسفته نحو رفض الثوابت والدعوه إلی الاختلاف والتعدّدیه. یعتبر الترحال الجذموری عند جیل دولوز رفضاً للبنی التحتیه وأنظمه التمثیل، بینما تشیر الصیروره إلی التحوّل المستمر بعیداً عن الجمود والسکون، بهدف تفکیک الثوابت وإعاده تشکیل الذات بشکل مستمر ولانهائی. وقد تتناول المقاله من خلال المنهج الوصفی- التحلیلی، توظیف الصیروره والترحال فی النص الروائی لروایه "الرکض وراء الذئاب" لعلی بدر لتصویر التغییر والتحوّل عند الشخصیّات الروائیّه، نظراً إلی أنّ الهدف الأساس لهذا البحث هو استکشاف أشکال الصیروره والترحال فی النص الروائی، لبیان أثرها علی الشخصیّات بوصفها صیرورات مفتوحه وغیر مکتمله. وقد وجدنا، أنّ البطل الروائی لا ینظر إلی الهویه کمفهوم ثابت ومهیمن بل کسلسله من التحوّلات المستمره، حیث نری البطل الروائی فی حاله مستمره من التنقّل والترحال لا بالمعنی الجغرافی، بل بالمعنی الجذموری الذی یتکوّن علی أساس الوعی والتمرّد علی القوالب الجامده التی تؤطّره، فالبطل الروائی، یبحث عبر الترحال والصیروره عن خطوط للهرب الجذموری لفتح إمکانیات جدیده ومسارات مختلفه للحیاه. کما تؤکّد الدراسه علی أنّ الهویه عند البطل الروائی لیست نقطه ثابته بل یعید البطل تشکیل هویته من جدید عبر مراحل متعدّده من التمرّد علی الأنظمه السلطویّه الاجتماعیه؛ إذ تتحوّل شخصیته من حاله الضعف والتشتّت إلی شخصیه مثمره وقویّه تسهم فی تغییر الحیاه وتجدّدها واکتشاف تجارب جدیده للهویه والذات.
۷۱۶.

Analysis of the Concept of Verse 106 of Surah al-Baqarah with an Emphasis on the Method of Dating(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۲
Verse 106 of Surah al-Baqarah , known as the "Verse of Abrogation ( Naskh ),"  is one of the most important pieces of evidence cited by those who believe in abrogation ( Naskh ) within the Quran. They argue that this verse explicitly refers to the abrogation of Quranic verses. Aside from the internal textual analysis of the verse, dating this verse and the abrogating verses can aid in a correct understanding of it. The present study, using a descriptive-analytical method, aims to examine the date of revelation of Verse 106 of al-Baqarah and the abrogating verses, and in doing so, analyzes the historical relationship between this verse and the abrogating verses in terms of dating. The research findings indicate that the abrogating verses were revealed after Verse 106 of Surah al-Baqarah . Therefore, the meaning of abrogating Quranic verses based on this verse is rendered meaningless, as no abrogation had occurred before this verse for God to then refer to the philosophy of abrogating Quranic verses. The correct meaning of this verse, considering its dating and the context of its revelation is the abrogation of previous divine laws by the Holy Quran.
۷۱۷.

از «فرقه» تا «معنویت»: بررسی سه تغییر پارادایمی در مطالعه دین داری خارج از «دیانت»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۶۷
در یک قرن گذشته، دین داری غیررسمی و خارج از نهاد دیانت دچار تحولی شتابان، پیچیده و چندلایه شده است. در واکنش به این پدیده، علوم اجتماعی و دین پژوهی طی دوره های گوناگون، از اصطلاحات متعددی برای طبقه بندی و تحلیل آن استفاده کرده اند، از «فرقه» و «نحله» تا «جنبش های نوپدید دینی»، «عصر جدید/ نیوایج» و «معنویت گرایی جدید». این تنوع اصطلاحات نه تنها بازتابی از دگرگونی های درون پدیده است، بلکه حاصل چرخش های نظری، تغییرات معرفتی و تحولات مفهومی در سنت های پژوهشی است. مطالعه حاضر، با بهره گیری از روش تاریخ مفاهیم (راینهارت کوزلک) و برپایه چهارچوب نظری نوری تیناز، در پی بازسازی سیر تحول مفاهیم و اصطلاحات به کاررفته در نام گذاری و مطالعه این پدیده از 1930 تا 2010 میلادی است. براساس یافته های این مطالعه، تحول اصطلاحات در این حوزه را می توان در قالب سه دوره اصلی و سه حلقه انتقالی صورت بندی کرد که هریک نشان دهنده چرخش در رویکردهای تحلیلی، رشته های مداخله گر و زمینه های اجتماعی است. این تقسیم بندی هم امکان شناخت دقیق تر پدیده را فراهم می آورد و هم نسبت آن با دانش تولیدشده در پیرامون را روشن می کند. درنهایت، پژوهش حاضر با تمرکز بر مناسبات بین زبان، گفتمان نظری و تحولات اجتماعی چهارچوبی میان رشته ای برای فهم تاریخیِ تحولات دین داری خارج از دیانت رسمی ارائه می کند.
۷۱۸.

تحلیل وجوه زبان قرآن در کارکردهای گزاره های تمثیلی اجتماعی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۳
شماری از آیات قرآن، مشتمل بر گزاره های تمثیلی است و به منظور تفسیر درست، متقن و جامعی از متن قرآن، ضروری می نماید مفسران، در راستای دستیابی به مقاصد آیات، از شناخت وجوه زبان این گزاره ها و کارکردهای آنها برخوردار شوند و مکتب خویش را نسبت به نظرات «زبان شناسی» مشخص کنند. این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی بر اساس داده ها و اطلاعات کتابخانه ای به ویژه بهره جستن از کتب ادبی، بلاغی، تفاسیر متقدمین و متأخرین نگاشته شده است و در صدد دستیابی به پاسخ این سؤال است که زبان قرآن در کارکردهای گزاره های تمثیلی- اجتماعی از چه وجوهی برخوردار است؟ یافته های حاصل از آن عبارت اند از: چندوجهی، ذوجهات و ذواضلاع بودن زبان قرآن در بیان گزاره های تمثیلی و تک وجهی نبودن آن؛ به گونه ای که حقایق قرآن در قالبی ادبی و هنری به زبان تمثیلی و به صورت معرفت بخش و واقع گرا بیان شده است و از طریق کاربست این گزاره های تمثیلی، در عین تفهیم معنای سطحی و ظاهری گزاره ها، هم زمان معنای عمیق، باطنی و واقعی ورای ظواهر کلام نیز القا می شود و تخیل، توهم و کذب در آن راه ندارد و معنادار است. زبان مقدس آن، زبان اصلاحگر رفتارهای اجتماعی در اموری از قبیل عهدشکنی و انفاق نادرست است؛ افزون بر این، چند نوع دیگر از کاربست آن را در امور ذیل می توان برشمرد: زبان وحدت اجتماعی، زبان تعهدبرانگیزی در ثبات امنیت اجتماعی و زبان واقع گویی.
۷۱۹.

تحلیل تطبیقی رشد و مسئولیت اخلاقی از منظر مکاتب روان شناسی رشد، وظیفه گرایی اخلاقی و اخلاق فطری اسلامی: طراحی مدل کاربردی تربیت اخلاقی نوجوانان(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۲
پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی–تطبیقی، به بررسی نسبت میان رشد اخلاقی و مسئولیت اخلاقی در سه سنت نظری برجسته پرداخته است: روان شناسی رشد (با تمرکز بر نظریات پیاژه و کولبرگ)، وظیفه گرایی اخلاقی (بر پایه فلسفه عملی کانت)، و اخلاق فطری اسلامی (با استناد به آرای علامه طباطبایی و آیت الله جوادی آملی). هدف اصلی پژوهش، طراحی الگویی کاربردی برای تربیت اخلاقی نوجوانان با تلفیق مبانی نظری این مکاتب است. یافته ها نشان می دهد که هر مکتب تقدم مفهومی متفاوتی را مبنا قرار داده است: روان شناسی رشد، مسئولیت اخلاقی را نتیجه رشد شناختی–اجتماعی می داند؛ کانت، مسئولیت را پیش شرط رشد اخلاقی معرفی می کند؛ و اسلام، مسئولیت را برخاسته از فطرت الهی و هدایت وحیانی می بیند. نوآوری پژوهش در سنتز این دیدگاه ها و ارائه مدلی سه سطحی است که شامل رشد شناختی–اجتماعی، خودآیینی عقلانی، و هدایت فطرت معنوی می شود. این مدل با تلفیق روش های بیرونی و درونی سازی اخلاق، زیرساختی نظری و عملی برای پرورش نسلی مسئول، اخلاق مدار و بصیر فراهم می سازد.
۷۲۰.

بررسی تطبیقی مصداق «سبیل» در آیه 29 سوره انسان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۷۰
مفسران در تبیین مصداق «سبیل» در آیه «إِنَّ هَٰذِهِ تَذْکِرَهٌ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِ سَبِیلًا» (انسان: 29)، آراء متنوعی را مطرح کرده اند. اظهارنظرهای آنان در این باره به دو دسته اصلی تقسیم می شود. دسته ای بر عام بودن مفهوم «سبیل» تأکید ورزیده اند و دسته ی دیگر به تعیین مصداق مشخص برای این واژه پرداخته اند که مصادیق مدنظر آنها عبارتند از: ۱) اطاعت از خداوند، ۲) قرآن کریم، ۳) محتوای سوره ی انسان، ۴) نماز شب، ۵) ابرار و ۶) ولایت حضرت علی (ع). این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی ، نخست به بررسی این دیدگاه ها پرداخته است و سپس با استناد به قرائنی دیدگاه نهایی را بیان می کند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که واژه «سبیل» دارای دو بُعد معنایی متمایز است: یکی بُعد ابتدایی و پوسته ای و دیگری بُعد اصلی و هسته ای. با استناد به آیات اجر رسالت، روایات و هدف سوره و ارتباط آیات، می توان گفت که «مودت و محبت اهل بیت (ع)» معنای اصلی و هسته ای «سبیل» را تشکیل می دهد. بنابراین، دیدگاه های اول تا پنجم دسته دوم، در سطح معنای ابتدایی و پوسته ای قرار می گیرند، در حالی که دیدگاه ششم که بر ولایت امیر المومنین (ع) تأکید دارد با معنای عمیق تر و پوشیده تر «سبیل» ، مطابقت دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان