فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۸۱ تا ۷۰۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۲۱۴)
539 - 548
حوزههای تخصصی:
موسی اسوار و مجموعه داستان تا هر وقت که برگردیم اثر غسان کنفانی
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۲۱۴)
589 - 597
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی ترجمه موسی اسوار از مجموعه داستان غسان کنفانی نویسنده و روشنفکر مبارز فلسطینی با عنوان «تا هر وقت که برگردیم» اختصاص دارد.
کتابی با عنوان حاصل الترجمان؟
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۲۱۴)
383 - 391
حوزههای تخصصی:
موضوع مقاله حاضر بررسی عنوانِ منسوب به ترجمه محمّدمهدی رضوی در دوره صفوی از کتاب اعتقادات شیخ صدوق است. مقاله نشان می دهد تعبیر «حاصل الترجمان» عنوان کتاب نیست، بلکه نشان دهنده آغاز ترجمه در متن است. با تحلیل کاربردهای مکررِ عبارات مشابه نظیر «ماحصل ترجمه» و «حاصل معنی»، نشان داده ایم که این عبارات نشان دهنده آغاز ترجمه و هم زمان نماینده روش ترجمه معنامحورِ مترجم است.
بازخوانی دیدگاه دو حکیم زنوزی در مسئله وجود ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیدگاه ملا عبداللّه زنوزی و آقا علی مدرس در مسئله وجود ذهنی از دو جهت حائز اهمیت است: هم مورد مناسبی برای تبیین نسبت نظریه وجود ذهنی با تفسیرهای مختلف اصالت وجود است و هم به خودیِ خود مشتمل بر ابداعاتی -نظیر تعمیم نظریه وجود ذهنی به مجردات تام از جمله واجب تعالی- است، که لازم است تبیین و ارزیابی شوند. مقاله حاضر، با روش تحلیلی-تفسیرگرایانه، دیدگاه دو حکیم زنوزی درباره نظریه وجود ذهنی را تبیین و سازگاری آن را با تفسیری که از آموزه اصالت وجود ارائه کرده اند بررسی کرده است. این کاوش به این نتیجه انجامید که دو حکیم زنوزی به ارتباط نظریه وجود ذهنی و آموزه اصالت وجود توجه داشته اند و علاوه بر ابتنای استدلال های وجود ذهنی بر اصالت وجود، دو مؤلفه «حکایت» و «مطابقت» در تقریر مشهور وجود ذهنی را متناسب با تفسیر خودشان از آموزه اصالت وجود اصلاح کرده اند. با وجود این، برخی جنبه های دیگاه آنها درباره وجود ذهنی -به خصوص بخش هایی که وجود ذهنی را به مجردات تام نسبت می دهد- با تفسیر آنها از آموزه اصالت وجود سازگار نیست.
بازخوانی طواف در طبقات از منظر آیات و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره ۲۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
315-331
حوزههای تخصصی:
فریضه حجّ یکی از مهم ترین فروع دین است و این مهم دقت در اتیان آن را طلب می کند. یکی از اهمّ ارکان حجّ طواف است که صحت آن، علاوه بر شروط عامه و خاصه عبادات، منوط به مکان یابی آن است. با توجه به اینکه به دلیل ازدحام جمعیت به خصوص در موسم حجّ چهار طبقه در اطراف کعبه ساخته شده است، برخی فقها طواف در طبقات پایین تر از ارتفاع کعبه را جایز دانسته اند. اهمیت این فرع فقهی اقتضا می کند این مسئله با بهره گیری از تحلیل اسناد کتابخانه ای و بررسی ادله نقلی از آیات و روایات و انظار فقیهان بر مبنای قواعد اصولی و شیوه فقه جواهری مورد بررسی قرار گیرد. محقق در این زمینه واژه های به کاررفته در احادیث، مانند «مکان البیت» به جای «بیت» و «محازات با عرش»، و همچنین امکان جریان اصل برائت در شک تکلیفی بین اقل و اکثر و نیز مستندات تاریخی تغییرات بنای بیت و ارتفاع آن را مورد توجه قرار داده است. یافته این پژوهش حاکی از آن است که ظهور طواف بیت چه در قرآن کریم چه در روایات محدود به فاصله خاصی از بیت یا طبقه ای خاص نیست و صدق عرفی طواف در هر جا و هر طبقه ای حاکم باشد کفایت می کند.
ولایت سیاسی معصومان (ع) از دیدگاه شیعه (با تأکید بر دیدگاه امام خمینی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متین سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۶
1 - 30
حوزههای تخصصی:
از چهار شأن معصومان (ع) - ولایت باطنی، ولایت تکوینی، ولایت در تفسیر شریعت و ولایت سیاسی- این مقاله بر بعد اخیر متمرکز شده است. مشهور فقها و اندیشمندان اسلامی معتقد به نصب الهی در این قضیه هستند. در عین حال، شاهد آرای دیگری نیز هستیم. برخی نیز مسئله احق بودن ایشان برای امامت سیاسی را مطرح کرده اند. ولایت فقیه هرچند ابعاد کلامی نیز دارد، اما اساساً مسئله ای فقهی محسوب می شود. در حالی که روشنفکران دینی با دیدگاهی متجددانه آرای مشهور فقها و متکلمان را به چالش می کشند، نواندیشان دینی- همچون مطهری- سعی دارند دیدگاهی بینابین را مطرح نمایند. این مقاله با روش مقایسه ای و با سطح توصیفی- تحلیلی در صدد است مسئله ولایت سیاسی معصومان (ع) و ولایت فقیه را در گفتمان های فوق مقایسه نماید.
اذن الهی در موطن آخرت، بازخوانی مسئل جواز و عدم جواز تکلم در قیامت(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۵)
133 - 156
حوزههای تخصصی:
آیاتی که بر تحقق نطق در موطن قیامت دلالت دارند به دو دسته تقسیم می شوند: 1. مواردی که دال بر صدور کلام به صورت مطلق و بدون قید اذن هستند؛ 2. آیاتی که بر نفی و عدم اذن به صدور آن به طور مطلق، دلالت می کنند. این مسئله، دست آویزی برای مدعیان وجود تناقض در آیات قرار گرفته است که در نتیجه مدعی غیروحیانی بودن قرآن شده اند. مفسران برای رفع این تعارض ظاهری پاسخ هایی را ارائه داده اند: الف: با توجه به تعدد مواقف در آخرت، در بعضی موارد اذن به تکلم صادر شده و در برخی از مواقف نیز سخن گفتن منع شده است. ب: با توجه به متعلق اذن، مراد از نطق مُجاز، تکلم درباره شفاعت و مراد از نطق غیرمُجاز، تکلم درباره عذر خواهی است. ج: عدم اذن، به نطقِ بدون حجت یا نطقِ بدون منفعت تأویل می شود. پژوهش پیش رو با تحلیل و بررسی اقوال مفسران، باز خوانی آیات اذن و عدم اذن الهی در موضوع تکلم و با استناد به معانی و کاربردهای دیگرِ اذن در قرآن کریم، پاسخی متفاوت در راستای رفع این تعارض ظاهری ارائه می دهد. نتیجه نهایی این است که با توجه به معانی دیگر اذن مانند اراده، رضایت و استماع، شبهه تعارض از اساس باطل است و به دلالت قرآن کریم، هیچ منعی برای تکلم در قیامت وجود ندارد. به بیان دیگر، کلام در مواقف مختلف موطن آخرت، محقق می گردد، اما نکته مهم، عدم بهره مندی گناه کاران از عذر آوردن و عدم پذیرش شفاعت شافعان در حق ایشان است. در واقع، مراد از اذن در آیات، گوش ندادن و توجه نکردن به سخن مجرمان و عدم تعلق اراده الهی بر رضایت و پذیرش عذر آنها پس از اتمام حجت بر ایشان در دنیا است.
تأملی در مفهوم عقد امانی و نقدی بر شمول ادله عدم ضمان امین بر عقود امانی غیر احسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال ۵۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۴۱
61 - 85
حوزههای تخصصی:
جاری شدن احکام فقهی مال بر اشیا نیازمند صدق عنوان «مال» بر آن هاست. احزار مالیت اشیا از آنجا ضرورت می یابد که در جامعه امروزی، مردم در روابط مالی و اقتصادی خود با مواردی مواجه اند که تطبیق عنوان مال بر آن ها به سادگی زمان گذشته نیست؛ از مواردی مانند «حق تألیف» و «حق سرقفلی» گرفته تا پدیده های نوظهوری همچون «امتیاز انواع بازی های رایانه ای»، «صفحات مجازی با دنبال کنندگان زیاد» و «ارزهای رمزپایه»؛ ازاین روست که تعیین ضابطه مالیت اشیا اهمیت دارد. این پژوهش ضمن دسته بندی و نقد دیدگاه های فقهی و ارائه تعریفی متفاوت از مال، با روش تحلیلی به این نتیجه دست یافته که مال یک عنوان عرفی-انتزاعی بوده و تنها راه احراز مالیت چیزی، توجه به معاوضات عرفیه و تحلیل رفتار عقلا در مورد آن است. براین اساس امکان ندارد شارع مالیت چیزی را ساقط کند، نهایت آنکه می تواند تنها از بعضی یا همه آثار مترتب بر آن همچون معامله شراب نهى کند؛ ازاین رو می توان گفت بسیاری از مشخصه هایی که در منابع فقهی برای «مال» مطرح شده، تکلفات بی مورد و نیازمند اصلاح است. به علاوه، استفاده از تعبیر «مال شرعی» صحیح نبوده و شرط دانستن «مالیت» برای عوضین نیز لغو است.
تحلیل انتقادی تعارض میان فایده گرایی و شهودات اخلاقی با اتکا به یافته های علوم شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات اخلاقی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
93 - 116
حوزههای تخصصی:
فایده گرایی، به عنوان یکی از مشهورترین نظریه ها در اخلاق هنجاری در دهه های اخیر، با شعار و آرمان «نیل به بیشترین سود برای بیشترین افراد»، در معرض اشکالات و ایرادات فلسفی بسیار بوده است. مخالفان این نظریه و رویکرد، نقدهای گوناگونی بر آن وارد ساخته اند که از میان آنها، «تعارض فایده گرایی با شهودات اخلاقی» در زمینه های عدالت توزیعی و حقوق بنیادین انسان ها، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. فایده گرایان در پاسخ به این اشکال، گاه بازتفسیر «شهودات اخلاقی» را مهم دانسته و مطالبه کرده اند و گاه حجیت ذاتی شهودات اخلاقی را زیر سؤال برده اند. این پژوهش مدعی است که با استناد به نویافته های علوم شناختی، می توان صورتبندی جدیدی از مسئله ارائه داد و پاسخ های تازه ای به این اشکالات داد. روش تحقیق این نوشتار، مبتنی بر توصیف و تحلیل پژوهش های علوم شناختی در حوزه روان شناسی اخلاق است. پاسخ های ارائه شده در سه بخش اصلی تنظیم شده اند: ۱. با تفکیک فرآیندهای شهودی (سریع و ناخودآگاه) و استدلالی (کُند و آگاهانه)، می توان نشان داد که ترجیح نتایج هر یک از این دو مسیر، بدون دلیل مرجّح، ناموجّه خواهد بود؛ ۲. بر اساس نظریه یگانگی قواعد اکتشافی و شهودات اخلاقی، ترجیح شهودات اخلاقی بر فرآیندهای استدلالی، فاقد توجیه منطقی است؛ زیرا شهودات نیز خود متکی بر قواعد ومکانیسم های اکتشافیِ شناختی هستند؛ ۳. اگر صرف وجود شهودات اخلاقی را دلیلی بر اعتبار نظریه های همسو با آنها بدانیم، در این صورت، با ارائه شهود فایده گرایانه، استدلال طرفداران تعارض فایده گرایی و شهودات اخلاقی خنثی خواهد شد.
تحلیل محتوای کیفی گزارش های ابن هشام درباره مواجهه رسول خدا(ص) با مخالفت های گفتاری در مدینه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ تابستان۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
30 - 7
حوزههای تخصصی:
از بایسته های شناخت تاریخ صدر اسلام، مطالعه درباره مخالفت برخی افراد یا گروه ها با رسول خدا (ص) در طول دوران مدنی و چگونگی مواجهه ایشان با آن است. پژوهش حاضر می کوشد تا به طور خاص مخالفت های گفتاری مردم در دوران مدینه را با تکیه بر کتاب «سیره ابن هشام» استخراج و در چارچوب روش تحلیل محتوای کیفی ارائه کند و به این پرسش پاسخ دهد که حضرت محمد(ص) چگونه با مخالفت های گفتاری افراد تحت حاکمیت خود اعم از مسلمانان، اهل کتاب و حتی مشرکان مواجه می شدند. یافته های این پژوهش بیانگر آن است که گونه های مخالفت های گفتاری با رسول خدا (ص) در دوران مدنی در پنج دسته قرار می گیرد: «رد فرمان رسول خدا (ص)» مانند مخالفت برخی از مسلمانان با تصمیم رسول خدا(ص) در مورد صلح حدیبیه و امضاء صلح نامه، «توهین و تمسخر» مانند جنگ خندق که رسول خدا(ص) فرمان داده بود کسی محل مأموریت خود را ترک نکند؛ اما معتب بن قشیر در میان سپاه با طعنه و تمسخر و برای تضعیف روحیه مسلمانان می گفت: محمد قول گنج کسری را داده بود، اما اکنون برای اجابت مزاج نیز نمی توانیم برویم، «تلاش برای بی اثر ساختن دستور رسول خدا(ص)» مانند مواضع عمر بن خطاب برای بی اثر کردن فرمان رسول خدا(ص) در مورد پایبندی به مفاد صلح حدیبیه، «شکایت از عملکرد کارگزاران» مانند شکایت رفاعه بن زید از عمل زید بن حارثه که عده ای از مردان قبیله ای را به قتل رسانده و زن و فرزند و اموالشان را تصاحب کرده بود و «حمایت از خائنان» مانند حمایت ابوعفک و عصما دختر مروان که پس از کشته شدن حارث بن سوید بن صامت، نفاق خود را آشکار کرده و اشعاری در مذمت پیامبر(ص) سرودند. رد فرمان رسول خدا (ص) شامل دو مضمون پایه ای «رد فرمان نظامی» که بیشترین مخالفت ها را به خود اختصاص داده، مانند مخالفت سعد بن معاذ با اسیر گرفتن در جنگ بدر و «نپذیرفتن تصمیم رسول خدا(ص) درباره غنایم جنگی» مانند اعتراض انصار به تقسیم غنایم غزوه حنین بوده و توهین و تمسخر شامل دو مضمون پایه ای «توهین به شخص رسول خدا(ص)» و «توهین و تمسخر مسلمانان» است. رسول خدا(ص) در برابر این مخالفت ها ضمن توجه و پایبندی به برخی اصول مانند حقوق اجتماعی، وحدت و همگرایی اجتماعی، حق انتخاب و آزادی بیان و عدالت و اهمیت و ارزش آبرو و خون مسلمانان و نیز احترام به معاهدات سیاسی، به گونه ای رفتار می کردند که بسامد، «گذشت و مدارا» حائز بیشترین فراوانی بوده است، چنانکه در ابتدا در برابر رجزخوانی یهودیان بنی قینقاع و توهین آنها به شخص رسول خدا(ص) و حتی دعوت به جنگ، با گذشت و مدارا رفتار کرد. همچنین در ماجرای تمسخر زید بن لصیت که پس از گم شدن شتر پیامبر(ص) در هنگام بازگشت از غزوه تبوک، سخن به طعنه گشوده بود که محمد جای شترش را نمی داند؛ اما رسول خدا(ص) ضمن نشان دادن جای آن، از برخورد تند با او خودداری کرد و حتی نام او را بر زبان نیاورد و بدین سان زمینه توبه و بازگشت او به جمع مسلمانان را فراهم آورد که خود یکی از راهکارهای حفظ انسجام اجتماعی است. پس از گذشت و مدارا، به ترتیب «اقناع مخالف» مانند قانع کردن مخالفان صلح حدیبیه، «پذیرش» مانند پذیرفتن سخن انصار درباره ندادن خرمای مدینه به غطفان در غزوه خندق، «رسیدگی و جبران» مانند فرستادن امیرالمؤمنین(ع) برای جبران خطای صورت گرفته توسط زید بن حارثه در برخورد با قبیله جذام و رفتار خالد بن ولید در برخورد با قبیله بنی جذیمه و در آخر «تنبیه (کلامی و عملی)» مانند دستور کشتن ابو عفک و عصماء به دلیل توهین به مسلمانان، از شیوه های مواجهه آن بزرگوار با مخالفان بوده است. با توجه به گزارش های این تحقیق، رسول خدا(ص) با به کار بستن شیوه های ملایم و مناسب از قبیل گذشت و مدارا، اقناع، پذیرش و رسیدگی و جبران، تلاش می نمود از بروز اختلافات غیرضروری در جامعه جلوگیری کند، تا جامعه را با هزینه های کمتری به هدف الهی خویش برساند. ایشان در مواجهه با مخالفت ها و اعتراضات، با به کارگیری روش های عقلانی و استراتژیک، اولویت بندی منطقی، استعانت از روحیه انعطاف پذیر و شناخت و تحلیل ساختار جامعه و موانع پیش رو، سعی می نمود با کمترین آسیب به جامعه، تعارض های موجود را حل و فصل نماید. ایشان حتی در برخورد با مخالفان، بین مخالفت با شخص محمد بن عبدالله(ص) به عنوان فردی در جامعه و شخصیت رسول خدا(ص) به عنوان پیامبر(ص) یا حاکم جامعه اسلامی فرق می گذاشتند و با رفتارهای نامناسب برخی افراد با شخص خود، مدارا کرده، ولی مخالفت با جایگاه نبوت و حاکمیت جامعه اسلامی را برنمی تافتند.
اصول مواجهه ی سالم و سازنده با دنیا، مبتنی بر سخنان امام علی (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۸۴)
61 - 86
حوزههای تخصصی:
در رویکرد دینی، دنیا با ویژگی های خاصی طراحی شده تا بهترین موقعیت و محرک رشد انسانی باشد. هدف این تحقیق بازشناسی ویژگی های دنیا به منزله ی بستر و محرک رشد با تکیه بر دیدگاه های امام علی (ع) و نیز استخراج شیوه های مواجهه ی سازنده با دنیا متناظر با این ویژگی هاست. این تحقیق به شیوه ی توصیفی - تحلیلی انجام شد و ده ویژگی برای دنیا به دست آمد (آمیختگی حق و باطل، تنوع و کثرت (انسان ها)، درهم تنیدگی رنج و لذت (آزمون محوری)، دار دگرگونی های مداوم، جولانگاه شیطان، محمل انتخاب، سرای حق و تکلیف، سرای عمل و عکس العمل، پیوستگی دنیا با جهان آخرت و تأثیر متقابل و سرنوشت مشترک). سپس، سی ودو (۳۲) اصل برای مواجهه ی سازنده با دنیا استخراج شد، ازجمله اتخاذ شاخص های حق، تقویت خرد، مسئولیت سپاری و مسئولیت پذیری متناسب با استعدادها و توانمندی ها، درک فلسفه ی سختی ها، تنظیم رغبت ها، هم مراقبتی، حق طلبی جمعی، وحدت مؤمنانه و مشارکت جمعی خیرمحور.
ماهيّة الحوكمة مع التأكيد على الحوكمة المهدويّة(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الحوکمه فی القران والسنه المجلد ۳ صیف ۲۰۲۵ العدد ۲
67 - 86
حوزههای تخصصی:
بِحَسَب الفکر السیاسی، والنموذج الاعتقادی، والعادات والتقالید الاجتماعیّه، ونوعیّه الرؤیه الکونیّه والأیدیولوجیّه، وأنماط النُظُم السیاسیّه والثقافیّه، ووجود الامتدادات الحضاریّه والتاریخیّه فی کلّ أمّه ومجتمع، یتحدَّد توزیع القوّه وممارسه السیاسه فی المجتمع، وهو ما یُعبَّر عنه بمصطلح الحوکمه. الحوکمه مفهوم جدید وکثیر التداول، یتمتّع بطبیعه بنائیه وبأبعاد متعدّده، ویُعدّ تقنیه غیر ملموسه، واسعه الانتشار، وشدیده الحضور فی المراکز والمؤسّسات التعلیمیّه والبحثیّه. وفی هذا البحث، یُقصَد بالحوکمه العملیّه المنظمه التی تهدف إلى قیاده المجتمع وتوجیهه وإزاله عقباته وتنظیمه منذ البدایه (أی: رسم السیاسات) وحتّى الغایه (أی: تحقّق الأهداف)، وذلک على أساس القرارات الجماعیّه وبمشارکه عامّه من الناس. أمّا الحوکمه المهدویّه فهی إحدى صور الحوکمه المقیّده، وتمتاز عن غیرها من الحوکمات بخصوصیّه ارتباطها بالفکر المهدوی. وتُعرَّف بأنّها: نموذج من الحوکمه الإسلامیّه یقوم على أساس فکر المهدویّه، ویهدف إلى توجیه المجتمع والمواطنین وقیادتهم نحو بلوغ مراتب الکمال والرقیّ مادّیًّا ومعنویًّا. وتنقسم الحوکمه المهدویّه إلى قسمین: الحوکمه المهدویّه المتعالیه وحوکمه ولایه الفقیه. وبعباره أخرى، إن مفهوم الحوکمه المهدویّه یتم تحدیده على مستویین: عام وخاص. ففی المستوى العام أو بالمعنى الأعمّ یُراد بها مطلق الحوکمه المهدویّه من دون النظر إلى تحدید القائمین علیها. أمّا فی المستوى الخاص أو بالمعنى الأخصّ فیُراد بها تعریف الحوکمه المهدویّه مع تحدید المتولّین لشؤونها. وعلى هذا الأساس، فإنّ الحوکمه المهدویّه بالمعنى العام یشمل الحوکمه التی تتمّ بإشراف شخص الإمام المهدی(ع) نفسه، وکذلک الحوکمه التی تتمّ بإشراف خلفائه، ویتقدّمهم الولیّ الفقیه. أما الحوکمه بالمعنى الخاص فهی تُقابِل الحوکمه المهدویّه بالمعنى العام، والفرق الجوهری بین العام والخاصّ یکمن فی أنّ الحوکمه الخاصّه ترکّز أکثر على التمایزات والاختصاصات بین الحوکمه المهدویّه المتعالیه وحوکمه ولایه الفقیه، کاختلاف المتولّین والحکّام، واختلاف الخصائص الحصریّه بینهما. أمّا الحوکمه العامّه فترکِّز أساسًا على أوجه الاشتراک والتداخُل بین الحوکمه المهدویّه المتعالیه وحوکمه ولایه الفقیه، مثل انبثاقهما معًا من الفکر المهدویّ، وسعیهما المشترک لبلوغ الناس والمجتمع مراتب الکمال والارتقاء. إن کلا النموذجین ینبعان من فکر المهدویّه ویتقوّمان به؛ فالأوّل یُدار بحاکمیّه مباشره للإمام المهدی(ع)، وأمّا الثانی فیُدار بحاکمیّه خلفاء الإمام(ع) وفی طلیعتهم الولیّ الفقیه. إن المنهج المعتمد لهذا البحث هو المنهج النوعی، وفی مستوى جمع المعطیات اتُّبع الأسلوب الوثائقی والمکتبی، وأمّا فی مستوى معالجه المعطیات فاستُخدم المنهج الوصفی والتحلیلی. إنّ الحوکمه تُعَدّ میدانًا غنیًّا بالمباحث، من قبیل: مبادئ وأصول الحوکمه، أدوارها ووظائفها، مجالها وسَعتها، أرکانها وأُسسها، أنماطها وأسالیبها، غایاتها وأهدافها، معاییرها وضوابطها، أقسامها وأنواعها، ماهیّتها وأبعادها، ثم القائمون علیها والمتولّون شؤونها. ومن أبرز تلک المباحث مسأله ماهیه الحوکمه وتعریفها، التی تُطرح فی سیاق البحث عن حقیقتها ومفهومها، وهو ما یتصدّى هذا البحث لبیانه وتفسیره. ولا شکّ أنّ الحوکمه، بمعنى القیاده والتوجیه، قد أصبحت فی العصر الراهن مفهومًا متداولًا بکثره، وتُدرس وتُناقَش فی المراکز والمؤسّسات العلمیّه المختلفه على أیدی العلماء والنخب الأکادیمیّه فی مجالات معرفیّه متنوّعه. وتجدر الإشاره إلى أنّ کلّ موضوع أو مفهوم یُدرَک عادهً من زاویتین: تصوّریّه وتصدیقیّه، أی من بُعدین مفهومیّ ونظریّ. ومفهوم الحوکمه بشکل عام، والحوکمه المهدویّه بشکل خاص، لا یُستثنیان من هذه القاعده، إذ یحتاج التعریف بهما إلى دراسه مفاهیمیه ضمن إطار البحث فی الماهیّه والحقیقه. یُمکن القول إجمالًا إنّ البحث فی المفهوم - والمقصود هنا مفهوم الحوکمه مع التأکید على مفهوم الحوکمه المهدویّه - ینقسم إلى قسمین: لفظی واصطلاحی. أمّا المفهوم الاصطلاحی فینقسم بدوره إلى قسمین: المفهوم البسیط والمفهوم المرکَّب. والمفهوم المرکَّب الذی یُعبَّر عنه أحیانًا بالمفهوم البنائی أو المتعدّد الأبعاد یتنوّع إلى المفهوم الذاتی والمفهوم العَرَضی. والمفهوم الذاتی یُقسَّم إلى الحدّ التام والحدّ الناقص، أمّا المفهوم العَرَضی فیُقسَّم إلى العرض الخاصّ الذی یُعبَّر عنه بالرسم التام، والعرض العامّ الذی یُعبَّر عنه بالرسم الناقص. والرسم الناقص یتنوّع إلى أقسام متعدّده، من قبیل: التعریف بالمنهج، التعریف بالغایه، التعریف بالمسائل، التعریف بالتمثیل وغیر ذلک.
«دلالت "افتا به روایات راوی" بر وثاقت راوی نزد مفتی و شرایط این دلالت از دیدگاه آیة الله خویی و آیة الله شبیری همراه با نمونه هایی از تأثیر آن در اختلاف فتوا: مطالعه موردی «یاسین ضریر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۳۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۷)
54 - 73
حوزههای تخصصی:
اعتبارسنجی روایات به روش متاخران بر پایه ی توثیقات خاص و عام استوار است. یکی از این توثیقات عمومی «افتاء و عمل به روایات راوی» یا به تعبیری «تلقی به قبول روایات راوی» است. هدف این نوشته بررسی دیدگاه آیت الله خویی و آیت الله شبیری پیرامون این توثیق عام به عنوان نشانه ای بر وثاقت راوی نزد مفتی است. این مقاله در صدد است از طریق مطالعه ی کتابخانه ای و با روش توصیفی-تحلیلی به نقش «افتاء» در ارزیابی «یاسین ضریر» و به تبع در فتوای فقهی بپردازد. یافته ی این پژوهش نشان می دهد مرحوم خویی افتای مطابق روایات را قرینه ی «اعتماد مفتی به روایات» و یا کاشف از «اعتماد مفتی به راوی» از باب اصالت وثاقت می داند نه «توثیق مفتی نسبت به راوی»، آقای شبیری با شروطی قرینیت افتا بر توثیق را پذیرفته و بر خلاف خویی و از همین راه به وثاقت «یاسین ضریر» نزد «کلینی»، «صدوق»، «طوسی» و ... معتقد شده و بر پایه حجیت خبر عدلین در موضوعات، حجیت اطمینان نوعی و حجیت مطلق ظن قوی در رجال از باب انسداد خود نیز یاسین ضریر را توثیق کرده است، فرجام دیدگاه های پیش گفته، ناهمسویی در برخی فروع بوده است از جمله: محدوده ی طواف، جریان استصحاب برای احراز عدم پرداخت دیون متیقن میت.
موانع و آسیب های صبر پیشگی از منظر قرآن، روایات و روانشناسی
حوزههای تخصصی:
صبر پیشگی به عنوان یکی از فضایل کلیدی در زندگی انسانی، نقش محوری در دستیابی به آرامش روانی و تعالی معنوی ایفا می کند. با این حال، عوامل متعددی از جمله باورهای نادرست و آسیب های اخلاقی، مانع از تحقق این صفت می شوند. قرآن کریم به عنوان منبع هدایت، علاوه بر تبیین علل سازنده صبر، به آسیب شناسی آن پرداخته و موانع را برجسته می سازد. از منظر روانشناسی نیز، این موانع با پدیده هایی چون اضطراب، افسردگی و عدم رضایت مرتبط هستند. عدم توجه به این موانع، منجر به بی ثباتی عاطفی، کاهش انگیزه و اختلالات روانی در افراد می گردد، که در جوامع اسلامی معاصر، با چالش های مدرن مانند فشارهای اقتصادی و اجتماعی تشدید می شود. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و تحلیل موانع و آسیب های صبر پیشگی از دو منظر قرآن و روانشناسی است. به طور خاص، موانع بینشی (مانند کفر، ترس و منفی نگری) و اخلاقی (مانند عجله، گناه و حسد) بررسی شده تا راهکارهای ترکیبی برای تقویت صبر ارائه گردد. این مطالعه کیفی و توصیفی-تحلیلی است. داده ها از منابع اولیه قرآنی و روایی گردآوری شده و با دیدگاه های روانشناختی مقایسه و تحلیل گردیده است. نتایج تحقیق حاکی است که موانع بینشی شامل کفر و شرک (مانع شناخت حقایق)، ترس از مرگ (ناشی از دلبستگی دنیوی و جهالت)، ترس از فقر و آینده (عامل اضطراب مزمن)، منفی نگری (ایجاد افسردگی) و مقایسه صعودی در مادیات (حسرت و نارضایتی) است. موانع اخلاقی نیز عجله (شتابزدگی غریزی)، گناه (اضطراب وجدان)، حرص (عدم قناعت)، ناامیدی (فقدان انگیزه)، خشم (دلسردی) و حسد (رنج مداوم) را در بر می گیرد. نتایج نشان می دهد که ادغام دیدگاه قرآنی (تأکید بر فطرت توحیدی و توبه) با روانشناسی (کنترل استرس و نگرش مثبت) می تواند صبر را تقویت کند.
A Reflection on Our Relationship with Western Modern Philosophy and Thought: Beyond Clarity and Obviousness
منبع:
Theosophia Islamica, Vol ۵ ,No ۲, Issue ۷, (۲۰۲۵)
41 - 7
حوزههای تخصصی:
The main issue of the present paper is: What exactly is the relationship between our Iranian culture and thought and Western philosophy and thought? Most discussions raised in Iran regarding tradition and modernity have considered this relationship to be self-evident and obvious. However, contrary to appearances, it seems this relationship is not so obvious and clear. The mere fact that we study books and sources of Western philosophy, or write texts and articles about it in the form of various research projects, does not mean that we, who have been situated and grown within a different historical and intellectual framework, have a relationship with the intellectual tradition of the West. It must be acknowledged that the historical and intellectual course of modern Western thought, considering its roots and origins, has its own requirements and characteristics that do not necessarily align with the historical and intellectual framework in Iran. Therefore, the absolute extension of its precepts and concepts to this framework does not seem entirely acceptable. This very issue must be subjected to a serious question; that is, we must understand what the aforementioned relationship actually is and what characteristics it can possess. Hence, this seemingly clear relationship must itself become a subject for serious reflection and scrutiny. Finally, this paper proposes that instead of taking our relationship with modern Western thought for granted, we must begin an effort to discover the various dimensions of the internal logic of Iranian thought and reflection.
بررسی انتقادی ماده انضمامی بر مبنای فلسفه مشاء و حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۰)
67 - 86
حوزههای تخصصی:
ماده انضمامی مشائی نخستین و فراگیرترین طرح تبیین فلسفی حرکت بر اساس مادیت و تجرد است. هر چند اصل اندیشه و اندیشه اصلی در اینباره غیر قابل انکار است، اما شیوه تحلیل مشائین از این مطلب، محدودیتهایی را در حل مسائل مترتب بر این مسئله بنیادی بوجود آورده است. اثبات و نیز تبیین این نظریه بر براهین معروف قوه و فعل، فصل و وصل و نیز برهان مبتنی بر قاعده حدوث زمانی استوار است. برای تبیین عمیقتر و نیز تعیین دقیقتر مواضع نقد، صورت منطقی این براهین ذکر و پس از آن نشان داده میشود که دیدگاه انضمامی به ماده نخستین، با مبانی اصلی حکمت مشاء مانند «اجتماع صور جسمی و نوعی»، «مساوقت وجود با وحدت و فعلیت» و نیز مبانی صحیح حکمت متعالیه مانند «اصالت وجود»، «وجود رابط» و «حرکت جوهری» از وجوه متعدد ناسازگار است؛ درنتیجه، باید از بنیانهای حکمت متعالیه راه دیگری برای تبیین حقیقت ماده استخراج و جایگزین ماده انضمامی کرد. این امر میتواند مبنایی برای بازشناسی مفاهیم «مجرد» و «مادی» و نیز حل مسائل دشوار حرکت و زمان و ایجاد سازگار ی بیشتر آموزه های فلسفی با یکدیگر، و نیز با آموزه های اسلامی باشد.
تحلیل نظریه تطابق و حل ناسازگاری آن با لوازم حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۰)
87 - 108
حوزههای تخصصی:
یقین به هر گزاره در بستر ملاکهای صدق و کذب محقق میگردد. نتایج شناخت نفس مانند تجرد نفس انسانی و تجرد واقعیت علم، در کنار عالَم خارجِ مباین از نفس و پیش فرض تحقق عالم خارج جسمانی، چالشها و ناسازگاریهای مهمی مانند عدم یقین و پذیرش وقوع خطا در نظام هستی پدید می آورد. حضور واقعیت علم مجرد نزد مدرِک مجرد، تنها شرط تحقق علم برای عالم است. بر این اساس، برهانی بر اثبات عالم جسمانی نمیتوان اقامه کرد. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، لوازم نظریه تطابق را بر اساس مبانی حکمت متعالیه میسنجد و نشان میدهد که صرفنظر از نظام علّی معلولی و پذیرش نظام تشأنی، میتوان ناسازگاریها را برطرف نمود. انسان بعنوان شأنی از«واجب الوجود و بسیط الحقیقه» به حق متعال ربط وجودی دارد و علم بصورت صدوری و اشراقی از واهب الصور به او افاضه میشود. علمِ اشراق شده همان وجود متحد با نفس انسان است که در ذات او وجدان شده و با آن سعه و تشخص وجودی می یابد. نتایج این تحقیق حاکی از آنست که حق تعالی با تجلی خود، ذات انسان را اشراق و سعه میبخشد. مدرَکات انسان، شئون او و تجلیات حق تعالی هستند که بفراخور مقام وجودی انسان، به او افاضه میگردد. بدین ترتیب، میتوان نظامی انفسی بدون نیاز به پذیرش عالَم خارجِ مباین با نفس ترسیم کرد که در آن تجلیات حق تعالی، مسیر تشکیکی تکامل وجودی انسان را بصورت انفسی رقم میزنند. بنابرین، نفس الامر، حقیقتی تشکیکی است که در موطن مدرکات وجودی انسان جلوه گر است و یک سیر انفسی برای انسان میسازد و او را مرحله بمرحله از منزلهای صدق عبور میدهد و موجب سعه وجودی انسان میگردد.
«بالاترین خیر انسان» در هرم ارزشهای صدرایی (خیر انحصاری، خیر غالب یا شامل گرایی؟!)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۰)
25 - 46
حوزههای تخصصی:
مسئله مقاله حاضر «بالاترین خیر» در هرم ارزشهای صدرایی است که با تحلیل رابطه انواع خیرات به ترسیم الگوی بهزیستی میپردازد. ملاصدرا خیر اعلی (سعادت) را در تحلیلی هستی شناختی، با مرتبه استکمالی موجود (کمال) و درک آن کمال (لذت) هم سرنوشت میداند. مطابق تحلیل سینوی، استکمال 1) در مقام ذات نفس، به اتحاد با عقل فعال و 2) و از حیث نفسانی، در هیئت استعلایی نفس بر بدن است. صدرالمتألهین در مقام الگوسازی آرمانی، همسو با فلاسفه اسلامی، استکمال بعد نظری را بعنوان «غایت غالب» مطرح مینماید؛ غایتی که خود بدلیل توسعه وجودی، خیرات اخلاقی را نتیجه میدهد. کمالات عملی مقدمه یی برای این رشد وجودی است. البته خیر اعلی فراتر از غایت نفس و بدن (هر دو) است که همان نیل به بالاترین مدارج وجودی یعنی تشبه به خداوند و محبت به خیر مطلق است. نوآوری رویکرد صدرایی توجه به سه ساحت متکاملین، متوسطین است و بحث او با صبغه توصیفی (و نه آرمانی)، به مراحل توسعه وجودی افراد معطوف است؛ خیر اعلای متکاملین، نهایت رشد در بعد نظری «بصورت غالب» است، ولی در متوسطین و ناقصین سعادت عبارتست از مجموعه خیرات کثیری که برآمده از ملکات و افعال فکری اخلاقی هستند، بصورت «جامع»، و بازای هر بیماری نفسانی، بهزیستی آنها بمخاطره می افتد. اگرچه در تحلیل صدرایی، بر خلاف سایر فلاسفه، خیرات خارجی سهمی ندارد، اما بدلیل مبانی متفاوت و خودشکوفایی اشتدادی نفس، سعادتهای متناسب با هر مرتبه قابل ترسیم است.
کاربرد نظریه تشکیک وجود در تفسیر آیات معاد در المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۰)
47 - 66
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی نقش نظریه فلسفی «تشکیک وجود» در تفسیر آیات مربوط به معاد در تفسیر المیزان است. فرضیه اساسی ما اینست که نظریه تشکیک و لوازم فلسفی آن، تأثیری جدی و فراگیر در تفسیر این آیات داشته است. برای اثبات این فرضیه ابتدا موارد کاربرد نظریه تشکیک در تفسیر آیات معاد، جمع آوری و دسته بندی شده، سپس نحوه کاربرد این نظریه و نقش آن در تفسیر آیات تبیین گردیده و این نتیجه بدست آمده است که علامه طباطبایی با تکیه بر این نظریه، صفات مختلف الهی را که ذیل آیات معاد مطرح نموده است و در آن تفسیر حقیقت معاد و سیر حوادث اخروی و نیز تبیین نظام عالم آخرت، بکار گرفته و نسبت عالم دنیا با عوالم قبل و بعد آن را توصیف کرده است. تفسیر روشمند مفاهیم بنیادین مربوط به معاد ازجمله شهادت، شفاعت، عروج، قرب الهی، سعادت و شقاوت و مانند آن ، رمزگشایی از حقیقت رجوع الی الله، چیستی حیات اخروی و تبیین ملاک درجات و درکات در آخرت، بخشی از نتایج کاربرد نظریه تشکیک است. در این پژوهش هماهنگی و رابطه متقابل میان آموزه های دینی و فلسفی، و نادرستی رویکرد تفکیک میان معارف قرآن کریم و یافته های فلسفی اثبات شده است.
پیکر سیاسی در فلسفه اسلامی استعاره منزل و مدینه فاضله چونان بدن انسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
211 - 232
حوزههای تخصصی:
استفاده استعاری از بدن انسان برای سخن گفتن از اجتماع انسانی ایده آل از قدیمی ترین استعاره هایی است که در فلسفه سیاسی کاربرد داشته و به اشکال مختلف به کار رفته است. «پیکر سیاسی» استعاره ای است که بر اساس آن، برای ارائه فهمی منسجم از عالم، میان بدن انسان و اجتماعات خرد/کلان انسانی مشابهت برقرار می شود. فیلسوفانِ مشائی مسلمان، به ویژه فارابی و نصیرالدین طوسی که در کانون فلسفه سیاسی نزد فیلسوفان مسلمان قرون میانه ایستاده اند، از این استعاره استفاده کرده اند. این مقاله علاوه بر ترسیم جغرافیای بحث از «پیکر سیاسی» از دنیای باستان تا قرون وسطی و نقش حکمای مسلمان در پروراندن آن، با استفاده از نظریه «استعاره مفهومی» لیکاف و جانسون، کاربرد این استعاره و شبکه مفاهیم حول آن را در متون حکمی فلسفه مشایی بررسی کرده است. همچنین، با عنایت به سیر تحول این مفهوم در فلسفه سیاسی غرب و تبدیل آن از «پیکر سیاسی» به «پیکره سیاسی» به توقف تحول این استعاره در اندیشه سیاسی نزد حکمای مسلمان اشاره کرده است. درنهایت با توجه به کارکردهای استدلالی استعاره ها در فهم و تجربه ما از جهان و توانایی که برای ایجاد تغییر در باورهای ما دارند، پیشنهاد کرده ایم که تأمل درباره استعاره «پیکر سیاسی» یکی از بهترین نامزدها برای کمک به ایجاد فهم جدید از مناسبات سیاسی و اجتماعی در ایران معاصر است.