فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۸۱ تا ۶۰۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
محور مقاومت با توجه به گسترش کمی و کیفی که در دو دهه اخیر یافته است، توانسته خود را به عنوان عنصر مؤثر درفرآیندهای سیاسی و نظامی منطقه غرب آسیا نشان دهد و قابلیت های ویژه ای در این خصوص کسب نماید. این مسئله سبب ایجاد ترتیبات امنیتی مشخص پیرامون جمهوری اسلامی ایران و یا به عبارت بهتر، برقراری نوعی موازنه تهدید درحوزه کشورهای منطقه غرب آسیا شده است، تا حدی که می توان گفت به صورت «خودکار» تهدیدات منطقه ای و فرامنطقه ای علیه جمهوری اسلامی ایران را دفع می نماید. این پژوهش با هدف بررسی الزامات راهبردی محور مقاومت؛ برای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران انجام گرفته است. با توجه به روش تحقیق توصیفی مورد استفاده در این پژوهش، از شیوه های میدانی (پرسشنامه) و کتابخانه ای (اسنادی) برای آزمون فرضیه استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر را به تعداد 60نفر تشکیل می دهند که با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 50 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین گردید. یافته های پژوهش نشان می دهد که چندبردارسازی و چندوجهی نمودن محور مقاومت با تاکید بر فعال سازی ظرفیت اقتصادی، تثبیت قدرت نظامی و دفاعی و تعمیق همکاری با قدرت های بزرگ فرامنطقه ای (روسیه و چین) وهمچنین تعامل وبرقراری ارتباط سازنده و در چارچوب سیاست همسایگی برای دکترین سیاست خارجی و اتخاذ راهبرد مطلوب درمنطقه غرب آسیا، مهمترین الزامات راهبردی جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با محور مقاومت است.
وفاداری و خیانت هنر مسیحی به الهیات نزد ژیل دلوز(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال ۲۹ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۰)
171 - 204
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف تبیین رابطه متقابل هنر و الهیات می کوشد تا ابعاد «خدمت» و «خیانت» هنر به ساحت الهیات را از منظر ژیل دلوز توضیح دهد. پرسش اصلی این است که به نظر دلوز هنر چگونه به الهیات خیانت می کند. با تشخیص نوع سطح ترکیب در آثار هنری، نوع الهیات و ارتباط هنرهای دینی با آن سطح روشن می شود. با روش توصیفی تحلیلی، آرای دلوز را واکاوی می کنیم. نتیجه پژوهش حاضر نشان می دهد که تعالی فراحسی الهیات بسته به نوع سطح ترکیب است؛ به این صورت که این تعالی می تواند به شکل های آشکار، پنهان یا به طور کامل پشت سرگذاشته، محقق شود. در بخشی از هنر مسیحیت در سده های میانه، تمثال ها و شمایل ها به تعالی وابسته اند. فرافکنی تعالی باعث می شود سطح ترکیب پر شود. در گرایش کاتولیک در هنر مسیحیت، تعالی پشت سر گذاشته شده و از شمایل ها یا تمثال های مسیحی فاصله ای گرفته است. هنرمندان تمثال های هنری را بر اساس سطح ترکیب استتیکی (زیباشناختی) می آفرینند. این سطح ترکیب استتیکی (زیباشناختی) هسته خداناباوری را می پرورد که مبتنی بر قدرت آتیئستی (خداناباوری) خط و رنگ است. هنرمندان با نام خدا خود را مجاز می دارند سطح ترکیب استتیکی (زیباشناختی) را با احساس های آسمانی، زمینی، دوزخی و بهشتی بپوشانند. هنرمند هرچه بیشتر با فانتری، خشونت و مجازات را تصویرنمایی کند، اخلاقاً دامنه مُجازهایش به نام خدا فزونی می گیرد. پایان دادِ این دامنه افزایی برخلاف موضوع مذهبی اش، از جنبه استتیکی (زیباشناختی) و اخلاقی، خداناباوری و درنتیجه خیانت است.
معرفی نشریه اتاق آبی (گاهنامه فرهنگی- ادبی دبیرستان فرهنگ قم)
حوزههای تخصصی:
معلمان و دانش آموزان دبیرستان فرهنگ قم، با همکاری و هم فکری یکدیگر، یازده شماره گاهنامه «اتاق آبی» را در 640 صفحه منتشر کردند. این کوشش مشترک، ارزش ثبت در تاریخ مطبوعات ایران را دارد. همکاری و هم فکری معلمان و دانش آموزان، یکی از بهترین راه های تبدیل نظامِ گردآوری اطلاعات (حافظه محوری) به پردازش اطلاعات و عملیاتی کردن دانش هاست. مهم ترین رمز موفقیت «اتاق آبی »ها در این بود که به تنوع رنگ ها و دیدگاه ها و سلیقه ها ایمان داشتند و دنیا را فقط آبی نمی دیدند، بلکه دنیا را با همه رنگ ها و تفاوت ها و تضادها و تناقض هایش دوست داشتند. «اتاق آبی» ها به همه ابعاد و جوانب مختلف ادبیات فارسی توجه کرده اند و بخشی را به آن اختصاص داده اند: ادبیات کهن/ ادبیات معاصر/ ادبیات منظوم/ ادبیات منثور/ ادبیات ایران/ ادبیات جهان/ ادبیات جدی/ ادبیات طنز و ... .
مروری بر زندگی و آثار زنده یاد استاد موسی اسوار
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۲۱۴)
539 - 548
حوزههای تخصصی:
کتابی با عنوان حاصل الترجمان؟
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۲۱۴)
383 - 391
حوزههای تخصصی:
موضوع مقاله حاضر بررسی عنوانِ منسوب به ترجمه محمّدمهدی رضوی در دوره صفوی از کتاب اعتقادات شیخ صدوق است. مقاله نشان می دهد تعبیر «حاصل الترجمان» عنوان کتاب نیست، بلکه نشان دهنده آغاز ترجمه در متن است. با تحلیل کاربردهای مکررِ عبارات مشابه نظیر «ماحصل ترجمه» و «حاصل معنی»، نشان داده ایم که این عبارات نشان دهنده آغاز ترجمه و هم زمان نماینده روش ترجمه معنامحورِ مترجم است.
بازخوانی طواف در طبقات از منظر آیات و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره ۲۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
315-331
حوزههای تخصصی:
فریضه حجّ یکی از مهم ترین فروع دین است و این مهم دقت در اتیان آن را طلب می کند. یکی از اهمّ ارکان حجّ طواف است که صحت آن، علاوه بر شروط عامه و خاصه عبادات، منوط به مکان یابی آن است. با توجه به اینکه به دلیل ازدحام جمعیت به خصوص در موسم حجّ چهار طبقه در اطراف کعبه ساخته شده است، برخی فقها طواف در طبقات پایین تر از ارتفاع کعبه را جایز دانسته اند. اهمیت این فرع فقهی اقتضا می کند این مسئله با بهره گیری از تحلیل اسناد کتابخانه ای و بررسی ادله نقلی از آیات و روایات و انظار فقیهان بر مبنای قواعد اصولی و شیوه فقه جواهری مورد بررسی قرار گیرد. محقق در این زمینه واژه های به کاررفته در احادیث، مانند «مکان البیت» به جای «بیت» و «محازات با عرش»، و همچنین امکان جریان اصل برائت در شک تکلیفی بین اقل و اکثر و نیز مستندات تاریخی تغییرات بنای بیت و ارتفاع آن را مورد توجه قرار داده است. یافته این پژوهش حاکی از آن است که ظهور طواف بیت چه در قرآن کریم چه در روایات محدود به فاصله خاصی از بیت یا طبقه ای خاص نیست و صدق عرفی طواف در هر جا و هر طبقه ای حاکم باشد کفایت می کند.
تأملی در مفهوم عقد امانی و نقدی بر شمول ادله عدم ضمان امین بر عقود امانی غیر احسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال ۵۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۴۱
61 - 85
حوزههای تخصصی:
جاری شدن احکام فقهی مال بر اشیا نیازمند صدق عنوان «مال» بر آن هاست. احزار مالیت اشیا از آنجا ضرورت می یابد که در جامعه امروزی، مردم در روابط مالی و اقتصادی خود با مواردی مواجه اند که تطبیق عنوان مال بر آن ها به سادگی زمان گذشته نیست؛ از مواردی مانند «حق تألیف» و «حق سرقفلی» گرفته تا پدیده های نوظهوری همچون «امتیاز انواع بازی های رایانه ای»، «صفحات مجازی با دنبال کنندگان زیاد» و «ارزهای رمزپایه»؛ ازاین روست که تعیین ضابطه مالیت اشیا اهمیت دارد. این پژوهش ضمن دسته بندی و نقد دیدگاه های فقهی و ارائه تعریفی متفاوت از مال، با روش تحلیلی به این نتیجه دست یافته که مال یک عنوان عرفی-انتزاعی بوده و تنها راه احراز مالیت چیزی، توجه به معاوضات عرفیه و تحلیل رفتار عقلا در مورد آن است. براین اساس امکان ندارد شارع مالیت چیزی را ساقط کند، نهایت آنکه می تواند تنها از بعضی یا همه آثار مترتب بر آن همچون معامله شراب نهى کند؛ ازاین رو می توان گفت بسیاری از مشخصه هایی که در منابع فقهی برای «مال» مطرح شده، تکلفات بی مورد و نیازمند اصلاح است. به علاوه، استفاده از تعبیر «مال شرعی» صحیح نبوده و شرط دانستن «مالیت» برای عوضین نیز لغو است.
تحلیل محتوای کیفی گزارش های ابن هشام درباره مواجهه رسول خدا(ص) با مخالفت های گفتاری در مدینه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ تابستان۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
30 - 7
حوزههای تخصصی:
از بایسته های شناخت تاریخ صدر اسلام، مطالعه درباره مخالفت برخی افراد یا گروه ها با رسول خدا (ص) در طول دوران مدنی و چگونگی مواجهه ایشان با آن است. پژوهش حاضر می کوشد تا به طور خاص مخالفت های گفتاری مردم در دوران مدینه را با تکیه بر کتاب «سیره ابن هشام» استخراج و در چارچوب روش تحلیل محتوای کیفی ارائه کند و به این پرسش پاسخ دهد که حضرت محمد(ص) چگونه با مخالفت های گفتاری افراد تحت حاکمیت خود اعم از مسلمانان، اهل کتاب و حتی مشرکان مواجه می شدند. یافته های این پژوهش بیانگر آن است که گونه های مخالفت های گفتاری با رسول خدا (ص) در دوران مدنی در پنج دسته قرار می گیرد: «رد فرمان رسول خدا (ص)» مانند مخالفت برخی از مسلمانان با تصمیم رسول خدا(ص) در مورد صلح حدیبیه و امضاء صلح نامه، «توهین و تمسخر» مانند جنگ خندق که رسول خدا(ص) فرمان داده بود کسی محل مأموریت خود را ترک نکند؛ اما معتب بن قشیر در میان سپاه با طعنه و تمسخر و برای تضعیف روحیه مسلمانان می گفت: محمد قول گنج کسری را داده بود، اما اکنون برای اجابت مزاج نیز نمی توانیم برویم، «تلاش برای بی اثر ساختن دستور رسول خدا(ص)» مانند مواضع عمر بن خطاب برای بی اثر کردن فرمان رسول خدا(ص) در مورد پایبندی به مفاد صلح حدیبیه، «شکایت از عملکرد کارگزاران» مانند شکایت رفاعه بن زید از عمل زید بن حارثه که عده ای از مردان قبیله ای را به قتل رسانده و زن و فرزند و اموالشان را تصاحب کرده بود و «حمایت از خائنان» مانند حمایت ابوعفک و عصما دختر مروان که پس از کشته شدن حارث بن سوید بن صامت، نفاق خود را آشکار کرده و اشعاری در مذمت پیامبر(ص) سرودند. رد فرمان رسول خدا (ص) شامل دو مضمون پایه ای «رد فرمان نظامی» که بیشترین مخالفت ها را به خود اختصاص داده، مانند مخالفت سعد بن معاذ با اسیر گرفتن در جنگ بدر و «نپذیرفتن تصمیم رسول خدا(ص) درباره غنایم جنگی» مانند اعتراض انصار به تقسیم غنایم غزوه حنین بوده و توهین و تمسخر شامل دو مضمون پایه ای «توهین به شخص رسول خدا(ص)» و «توهین و تمسخر مسلمانان» است. رسول خدا(ص) در برابر این مخالفت ها ضمن توجه و پایبندی به برخی اصول مانند حقوق اجتماعی، وحدت و همگرایی اجتماعی، حق انتخاب و آزادی بیان و عدالت و اهمیت و ارزش آبرو و خون مسلمانان و نیز احترام به معاهدات سیاسی، به گونه ای رفتار می کردند که بسامد، «گذشت و مدارا» حائز بیشترین فراوانی بوده است، چنانکه در ابتدا در برابر رجزخوانی یهودیان بنی قینقاع و توهین آنها به شخص رسول خدا(ص) و حتی دعوت به جنگ، با گذشت و مدارا رفتار کرد. همچنین در ماجرای تمسخر زید بن لصیت که پس از گم شدن شتر پیامبر(ص) در هنگام بازگشت از غزوه تبوک، سخن به طعنه گشوده بود که محمد جای شترش را نمی داند؛ اما رسول خدا(ص) ضمن نشان دادن جای آن، از برخورد تند با او خودداری کرد و حتی نام او را بر زبان نیاورد و بدین سان زمینه توبه و بازگشت او به جمع مسلمانان را فراهم آورد که خود یکی از راهکارهای حفظ انسجام اجتماعی است. پس از گذشت و مدارا، به ترتیب «اقناع مخالف» مانند قانع کردن مخالفان صلح حدیبیه، «پذیرش» مانند پذیرفتن سخن انصار درباره ندادن خرمای مدینه به غطفان در غزوه خندق، «رسیدگی و جبران» مانند فرستادن امیرالمؤمنین(ع) برای جبران خطای صورت گرفته توسط زید بن حارثه در برخورد با قبیله جذام و رفتار خالد بن ولید در برخورد با قبیله بنی جذیمه و در آخر «تنبیه (کلامی و عملی)» مانند دستور کشتن ابو عفک و عصماء به دلیل توهین به مسلمانان، از شیوه های مواجهه آن بزرگوار با مخالفان بوده است. با توجه به گزارش های این تحقیق، رسول خدا(ص) با به کار بستن شیوه های ملایم و مناسب از قبیل گذشت و مدارا، اقناع، پذیرش و رسیدگی و جبران، تلاش می نمود از بروز اختلافات غیرضروری در جامعه جلوگیری کند، تا جامعه را با هزینه های کمتری به هدف الهی خویش برساند. ایشان در مواجهه با مخالفت ها و اعتراضات، با به کارگیری روش های عقلانی و استراتژیک، اولویت بندی منطقی، استعانت از روحیه انعطاف پذیر و شناخت و تحلیل ساختار جامعه و موانع پیش رو، سعی می نمود با کمترین آسیب به جامعه، تعارض های موجود را حل و فصل نماید. ایشان حتی در برخورد با مخالفان، بین مخالفت با شخص محمد بن عبدالله(ص) به عنوان فردی در جامعه و شخصیت رسول خدا(ص) به عنوان پیامبر(ص) یا حاکم جامعه اسلامی فرق می گذاشتند و با رفتارهای نامناسب برخی افراد با شخص خود، مدارا کرده، ولی مخالفت با جایگاه نبوت و حاکمیت جامعه اسلامی را برنمی تافتند.
موانع و آسیب های صبر پیشگی از منظر قرآن، روایات و روانشناسی
حوزههای تخصصی:
صبر پیشگی به عنوان یکی از فضایل کلیدی در زندگی انسانی، نقش محوری در دستیابی به آرامش روانی و تعالی معنوی ایفا می کند. با این حال، عوامل متعددی از جمله باورهای نادرست و آسیب های اخلاقی، مانع از تحقق این صفت می شوند. قرآن کریم به عنوان منبع هدایت، علاوه بر تبیین علل سازنده صبر، به آسیب شناسی آن پرداخته و موانع را برجسته می سازد. از منظر روانشناسی نیز، این موانع با پدیده هایی چون اضطراب، افسردگی و عدم رضایت مرتبط هستند. عدم توجه به این موانع، منجر به بی ثباتی عاطفی، کاهش انگیزه و اختلالات روانی در افراد می گردد، که در جوامع اسلامی معاصر، با چالش های مدرن مانند فشارهای اقتصادی و اجتماعی تشدید می شود. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و تحلیل موانع و آسیب های صبر پیشگی از دو منظر قرآن و روانشناسی است. به طور خاص، موانع بینشی (مانند کفر، ترس و منفی نگری) و اخلاقی (مانند عجله، گناه و حسد) بررسی شده تا راهکارهای ترکیبی برای تقویت صبر ارائه گردد. این مطالعه کیفی و توصیفی-تحلیلی است. داده ها از منابع اولیه قرآنی و روایی گردآوری شده و با دیدگاه های روانشناختی مقایسه و تحلیل گردیده است. نتایج تحقیق حاکی است که موانع بینشی شامل کفر و شرک (مانع شناخت حقایق)، ترس از مرگ (ناشی از دلبستگی دنیوی و جهالت)، ترس از فقر و آینده (عامل اضطراب مزمن)، منفی نگری (ایجاد افسردگی) و مقایسه صعودی در مادیات (حسرت و نارضایتی) است. موانع اخلاقی نیز عجله (شتابزدگی غریزی)، گناه (اضطراب وجدان)، حرص (عدم قناعت)، ناامیدی (فقدان انگیزه)، خشم (دلسردی) و حسد (رنج مداوم) را در بر می گیرد. نتایج نشان می دهد که ادغام دیدگاه قرآنی (تأکید بر فطرت توحیدی و توبه) با روانشناسی (کنترل استرس و نگرش مثبت) می تواند صبر را تقویت کند.
بررسی انتقادی ماده انضمامی بر مبنای فلسفه مشاء و حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۰)
67 - 86
حوزههای تخصصی:
ماده انضمامی مشائی نخستین و فراگیرترین طرح تبیین فلسفی حرکت بر اساس مادیت و تجرد است. هر چند اصل اندیشه و اندیشه اصلی در اینباره غیر قابل انکار است، اما شیوه تحلیل مشائین از این مطلب، محدودیتهایی را در حل مسائل مترتب بر این مسئله بنیادی بوجود آورده است. اثبات و نیز تبیین این نظریه بر براهین معروف قوه و فعل، فصل و وصل و نیز برهان مبتنی بر قاعده حدوث زمانی استوار است. برای تبیین عمیقتر و نیز تعیین دقیقتر مواضع نقد، صورت منطقی این براهین ذکر و پس از آن نشان داده میشود که دیدگاه انضمامی به ماده نخستین، با مبانی اصلی حکمت مشاء مانند «اجتماع صور جسمی و نوعی»، «مساوقت وجود با وحدت و فعلیت» و نیز مبانی صحیح حکمت متعالیه مانند «اصالت وجود»، «وجود رابط» و «حرکت جوهری» از وجوه متعدد ناسازگار است؛ درنتیجه، باید از بنیانهای حکمت متعالیه راه دیگری برای تبیین حقیقت ماده استخراج و جایگزین ماده انضمامی کرد. این امر میتواند مبنایی برای بازشناسی مفاهیم «مجرد» و «مادی» و نیز حل مسائل دشوار حرکت و زمان و ایجاد سازگار ی بیشتر آموزه های فلسفی با یکدیگر، و نیز با آموزه های اسلامی باشد.
تحلیل نظریه تطابق و حل ناسازگاری آن با لوازم حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۰)
87 - 108
حوزههای تخصصی:
یقین به هر گزاره در بستر ملاکهای صدق و کذب محقق میگردد. نتایج شناخت نفس مانند تجرد نفس انسانی و تجرد واقعیت علم، در کنار عالَم خارجِ مباین از نفس و پیش فرض تحقق عالم خارج جسمانی، چالشها و ناسازگاریهای مهمی مانند عدم یقین و پذیرش وقوع خطا در نظام هستی پدید می آورد. حضور واقعیت علم مجرد نزد مدرِک مجرد، تنها شرط تحقق علم برای عالم است. بر این اساس، برهانی بر اثبات عالم جسمانی نمیتوان اقامه کرد. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، لوازم نظریه تطابق را بر اساس مبانی حکمت متعالیه میسنجد و نشان میدهد که صرفنظر از نظام علّی معلولی و پذیرش نظام تشأنی، میتوان ناسازگاریها را برطرف نمود. انسان بعنوان شأنی از«واجب الوجود و بسیط الحقیقه» به حق متعال ربط وجودی دارد و علم بصورت صدوری و اشراقی از واهب الصور به او افاضه میشود. علمِ اشراق شده همان وجود متحد با نفس انسان است که در ذات او وجدان شده و با آن سعه و تشخص وجودی می یابد. نتایج این تحقیق حاکی از آنست که حق تعالی با تجلی خود، ذات انسان را اشراق و سعه میبخشد. مدرَکات انسان، شئون او و تجلیات حق تعالی هستند که بفراخور مقام وجودی انسان، به او افاضه میگردد. بدین ترتیب، میتوان نظامی انفسی بدون نیاز به پذیرش عالَم خارجِ مباین با نفس ترسیم کرد که در آن تجلیات حق تعالی، مسیر تشکیکی تکامل وجودی انسان را بصورت انفسی رقم میزنند. بنابرین، نفس الامر، حقیقتی تشکیکی است که در موطن مدرکات وجودی انسان جلوه گر است و یک سیر انفسی برای انسان میسازد و او را مرحله بمرحله از منزلهای صدق عبور میدهد و موجب سعه وجودی انسان میگردد.
کاربرد نظریه تشکیک وجود در تفسیر آیات معاد در المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۰)
47 - 66
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی نقش نظریه فلسفی «تشکیک وجود» در تفسیر آیات مربوط به معاد در تفسیر المیزان است. فرضیه اساسی ما اینست که نظریه تشکیک و لوازم فلسفی آن، تأثیری جدی و فراگیر در تفسیر این آیات داشته است. برای اثبات این فرضیه ابتدا موارد کاربرد نظریه تشکیک در تفسیر آیات معاد، جمع آوری و دسته بندی شده، سپس نحوه کاربرد این نظریه و نقش آن در تفسیر آیات تبیین گردیده و این نتیجه بدست آمده است که علامه طباطبایی با تکیه بر این نظریه، صفات مختلف الهی را که ذیل آیات معاد مطرح نموده است و در آن تفسیر حقیقت معاد و سیر حوادث اخروی و نیز تبیین نظام عالم آخرت، بکار گرفته و نسبت عالم دنیا با عوالم قبل و بعد آن را توصیف کرده است. تفسیر روشمند مفاهیم بنیادین مربوط به معاد ازجمله شهادت، شفاعت، عروج، قرب الهی، سعادت و شقاوت و مانند آن ، رمزگشایی از حقیقت رجوع الی الله، چیستی حیات اخروی و تبیین ملاک درجات و درکات در آخرت، بخشی از نتایج کاربرد نظریه تشکیک است. در این پژوهش هماهنگی و رابطه متقابل میان آموزه های دینی و فلسفی، و نادرستی رویکرد تفکیک میان معارف قرآن کریم و یافته های فلسفی اثبات شده است.
تحلیل تطبیقی رشد و مسئولیت اخلاقی از منظر مکاتب روان شناسی رشد، وظیفه گرایی اخلاقی و اخلاق فطری اسلامی: طراحی مدل کاربردی تربیت اخلاقی نوجوانان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اخلاق کاربردی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۸۲)
160 - 199
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی–تطبیقی، به بررسی نسبت میان رشد اخلاقی و مسئولیت اخلاقی در سه سنت نظری برجسته پرداخته است: روان شناسی رشد (با تمرکز بر نظریات پیاژه و کولبرگ)، وظیفه گرایی اخلاقی (بر پایه فلسفه عملی کانت)، و اخلاق فطری اسلامی (با استناد به آرای علامه طباطبایی و آیت الله جوادی آملی). هدف اصلی پژوهش، طراحی الگویی کاربردی برای تربیت اخلاقی نوجوانان با تلفیق مبانی نظری این مکاتب است. یافته ها نشان می دهد که هر مکتب تقدم مفهومی متفاوتی را مبنا قرار داده است: روان شناسی رشد، مسئولیت اخلاقی را نتیجه رشد شناختی–اجتماعی می داند؛ کانت، مسئولیت را پیش شرط رشد اخلاقی معرفی می کند؛ و اسلام، مسئولیت را برخاسته از فطرت الهی و هدایت وحیانی می بیند. نوآوری پژوهش در سنتز این دیدگاه ها و ارائه مدلی سه سطحی است که شامل رشد شناختی–اجتماعی، خودآیینی عقلانی، و هدایت فطرت معنوی می شود. این مدل با تلفیق روش های بیرونی و درونی سازی اخلاق، زیرساختی نظری و عملی برای پرورش نسلی مسئول، اخلاق مدار و بصیر فراهم می سازد.
ارزیابی ترجمه انگلیسی واژگان چندمعنایی در قرآن؛ مطالعه موردی ریشه « ن-ق-م»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای ثقلین دوره ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۰
267 - 303
حوزههای تخصصی:
ترجمه واژگان چندمعنایی یکی از چالش های اصلی در انتقال مفاهیم قرآنی به زبان های دیگر است. از جمله این واژگان، ریشه «نقم» و مشتقات آن است که در سیاق های مختلف معانی متنوعی به خود می گیرد. سؤال اصلی این پژوهش آن است که مترجمان انگلیسی قرآن تا چه اندازه توانسته اند ریشه «نقم» را با توجه به سیاق آیات به درستی ترجمه کنند؟ روش این پژوهش، توصیفی-تحلیلی با تکیه بر معناشناسی توصیفی و چارچوب مطالعات ترجمه پیکره محور ( Corpus-based DTS) است. چارچوب نظری تحقیق نیز شامل دو سطح تحلیلی است: در لایه نخست با تحلیل معناشناسی واژگان و سیاق آیات، معانی ریشه «نقم» استخراج شده و در لایه دوم با ارزیابی ترجمه های سه مترجم (ایروینگ، احمد، بختیار)، تطابق ترجمه با سیاق بررسی گردیده است. یافته ها نشان می دهد که ترجمه واژه های چندمعنایی بدون تحلیل بافت و سیاق منجر به خطای معنایی می شود. ترجمه هایی که از واژه هایی مانند " revenge" استفاده کرده اند، به دلیل بار معنایی منفی، با مفهوم ربوبی ناسازگار بوده اند، درحالیکه ترجمه هایی که از " avenge" یا " requite" استفاده کرده اند، انطباق بیشتری با سبک و معنای قرآنی دارند. در نهایت، این نتیجه حاصل شد که برای بهبود ترجمه های قرآنی، به ویژه در واژگان چندمعنایی، باید از ترکیبی از رویکرد تفسیری، تحلیل سیاق و مطالعات ترجمه ای بهره گرفت.
بررسی نسبت میان امکان فقری و امکان ذاتی از منظر آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهایی در فلسفه و کلام سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
183 - 202
حوزههای تخصصی:
«امکان فقری» از نوآوری های صدرالمتالهین شیرازی در باب مفهوم «امکان» است و حقیقت آن را به گونه ای متفاوت شناسانده است. از میان حکیمان صدرائی، آیت الله جوادی آملی معتقد است نظریه امکان فقری، در تنافی و تضاد با «امکان ذاتی» قرار داشته بلکه اساسا بساط «ماهیت» را برمی چیند و مجالی برای امکان ذاتی باقی نمی گذارد. در مقابل برخی از محققان، با ارجاع به علامه طباطبایی، معتقدند امکان فقری، امتداد و تعمیق امکان ذاتی است و این دو با هم سر ناسازگاری ندارند. بر این اساس، هدف از این پژوهش پاسخ به این پرسش اصلی است که آیا پایبندی به نظریه امکان فقری نافی صدق انگاره امکان ذاتی است؟ اگر چنین است این تنافی و ناسازگاری چگونه تبیین می شود؟این پژوهش از نوع مطالعه بنیادین است که به روش کتابخانه ای و تحلیل محتوا و با جست وجوی داده های مرتبط با هدف و سؤال اصلی تحقیق، ابتدا امکان ماهوی را تقریر و سپس تبیینی از امکان فقریِ ملاصدرا ارائه می کند. در ادامه با استناد به تعابیر آیت الله جوادی آملی، به توضیح و تشریح نظریه ایشان پرداخته و استدلال مخالفان ایشان مورد بررسی و نقد قرار می گیرد. این پژوهش در پایان، با تایید و تاکید بر درستی نظریه آیت الله جوادی آملی و اشاره به برخی از لوازم این دیدگاه، نتیجه می گیرد که سازگاری میان امکان فقری و امکان ذاتی منتفی است؛ چرا که با تثبیت امکان فقری، ماهیات هویت و تذوّت خود را از دست می دهند و به تعبیر آیت الله جوادی آملی، ماهیت از فرهنگ نامه فلسفی مرخص شده، به موزه معرفت باستانی می رود.
در میانه حکایت و تصحیف (تصحیح، توصیف و تحلیل ترجمه فارسی چهار برگ از مصحفی به خط کوفی ایرانی محفوظ در کتابخانه ملی قطر)
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ مرداد و شهریور ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۱۳)
749 - 816
حوزههای تخصصی:
در کتابخانه ملی قطر چهار برگ از قرآنی به خط کوفی ایرانی، دربردارنده آیاتی از سوره های مریم و روم نگهداری می شود که ترجمه فارسی آیات را نیز همراه دارد. متن ترجمه این مصحف حاوی نمونه های متعددی از تصحیف و بدخوانی است که صورت اصیل و صحیح آنها را باید از راه تطبیق با نصوص قرآنی، مقایسه با دیگر ترجمه های کهن قرآن و گاه تصحیح قیاسی صرف، بنا بر استنباط و فهم مصحح به دست آورد. مقاله پیش رو افزون بر عرضه کامل نص قرآنی این چهار برگ، تصحیح ترجمه فارسی آیات و تشریح و توضیح متن به قصد تبیین اضطراب های آن و اثبات ضبط برگزیده مصحح، ویژگی های گوناگون این برگردان را از لایه های متن و رسوخ گسترده لغات و ترکیبات عربی تا کاربرد واژه ها و تعبیرهای کمیاب و جلوه های گویش محلی، توصیف و تحلیل می کند.
Evidentialism in Farabi's Epistemology
منبع:
Theosophia Islamica, Vol ۵ ,No ۲, Issue ۷, (۲۰۲۵)
237 - 256
حوزههای تخصصی:
Farabi, as a philosopher who presented the Aristotelian tradition in the Islamic world in a distinctive way, combining it with Neoplatonism and Platonism, also retained a large part of Aristotelian epistemology in his own cognitive system. Just as Aristotle, according to modern epistemological interpretations, is largely considered an evidentialist, so is Farabi. Evidentialism means that the only acceptable criterion for adopting beliefs is valid rational or empirical reasons appropriate to that belief. However, in Iran, many, especially some admirers of the Illuminationist and Mulla Sadra's traditions, attempt to somehow discover a kind of intuitionism or at least evidence against evidentialism in Farabi. This judgment contradicts the view of some major specialists in Islamic philosophy, such as Dimitri Gutas. This issue is very important because the shift in Islamic epistemology from evidentialism to other directions played a very significant role in changing the nature of this philosophy. Accordingly, in this article, we will attempt to show based on which evidence Farabi is an evidentialist, and how he is largely indebted to Aristotle in this evidentialism, and we will also examine the evidence against Farabi's evidentialism. Given that the term "evidentialism" is an expression from contemporary Western epistemology, we will look at Farabi's philosophy from the perspective of this branch of philosophy. In this article, we will primarily view the matter from the perspective of Western specialists in Islamic philosophy, as their language is close to the language of contemporary epistemology. Our research method is descriptive and analytical, and comparative where appropriate. The findings of this research indicate that Farabi is largely an evidentialist, but a moderate one. This finding is very important in relation to determining the place and role of Farabi's epistemology in Islamic philosophy, as well as the later introduction of intuitionism into Islamic philosophy.
درباره نسخه های خطی کتاب سلیم (معرفی نسخه های «گروه الف» و دو مدل دیگر با شاخصه های آنها)
منبع:
مطالعات حدیث پژوهی سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
121 - 160
حوزههای تخصصی:
کتاب های منسوب به سلیم بن قیس، تنها آثار تاریخی کلامی شیعی باقی مانده از قرن اول هجری قمری قلمداد می شوند، که به دلایل مختلفی مورد توجه و اهمیت واقع شده اند. از ویژگی های برجسته این کتاب ها، نقل حوادثی است که همواره میان شیعه و سنّی محلّ اختلاف و کشمکش بوده است. با توجه به مناقشات متعدد و متنوع پیرامون ابعاد گوناگون کتاب های سلیم، به نظر می رسد که اکنون لازم است این کتاب ها از جهات مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد؛ که یکی از آنها، بررسی گونه های مختلف نسخه های خطی کتاب های سلیم است. به نظر می رسد، بسیاری از مناقشات حول محور شخصیت سلیم و کتاب های منسوب به وی، با بررسی دقیق نسخه های خطی و اصالت آنها، و نیز روشن شدن ابهامات و تناقضات مرتبط در آن، روشن گردد؛ البته از سوی دیگر، حتی ممکن است ابهامات و اشکالات جدیدی را پیش روی محققان قرار دهد؛ که برای رد یا اثبات گزارش های تاریخی کلامی روایات سلیم، ناچار شوند ابتدا تکلیف این ابهامات نسخه شناسی کتاب ها را روشن نمایند. نگارنده در طی چهار مقاله، کلیاتی پیرامون نسخه های خطی کتاب های سلیم و مدل های مختلف آن ها را مطرح می کنیم؛ که مقاله حاضر، دومین آنها است، و به معرفی نسخه های «گروه ایکس»، «گروه الف»، «گروه درهم» و شاخصه های این نسخ این مدل ها پرداخته است.
درآمدی انتقادی بر مفهوم فره ایزدی؛ ذات یا اکتساب (با تکیه بر مفهوم شاهی آرمانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازخوانش مفاهیم بنیادین شاهی آرمانی ایران باستان، ضرورتی انکارناپذیر است. وجه شفاهی تمدن ایران باستان، فربهی اسطوره های ایرانی و انتقال ادیبانه آموزه های باستانی همراه با وجوه استعاره ای، ازجمله موانعی است که خوانش صحیح و شفاف آن مفاهیم بنیادین را با چالش مواجه ساخته است. «فرّه ایزدی» یکی از مفاهیمی است که به دلایل فوق در هاله ای از ابهام است و از طرفی فهم مناسبات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران کهن، پیوستگی زیادی با این مفهوم دارد. مفهوم «فرّ» نماد حقانیت قدسی شاهی آرمانی است؛ اما این ویژگی باعث شکل گیری نوعی کج اندیشی درباره این مفهوم و درنهایت سوءفهم در اصل شاهی آرمانی ایران باستان شده است. وجه فرامادی «فرّ» بسیاری را بر آن داشته است تا آن را عطیه ای قدسی تلقی کنند و از وجوه اکتسابی و زمینی آن غفلت ورزند. این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع دست اول نگاشته شده و وجه زمینی و اکتسابی مفهوم فرّ، بررسی و با کاربست روایتی تحلیلی، ضمن بازخوانش این مفهوم در شاهی آرمانی، وجوه اکتسابی آن، برجسته و از این منظر تلاش شده است هیکل نحیف سوبژکتیویته در ایران باستان کمی فربه شود.
خدمات ابوالفضل تولیت (1300-1358) بر پایه اطلاعات شفاهی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ تابستان۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
243 - 219
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی زندگی و شخصیت ابوالفضل تولیت، از چهره های شناخته شده آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) در قم بوده است. وی که سال ها در سمت متولی باشی آستانه خدمت کرد، شخصیتی ممتاز در تاریخ معاصر قم به شمار می رود که منش اخلاقی، سبک مدیریت، و شیوه تعامل ایشان با زائران، کارکنان، و عالمان دینی، مورد توجه و ستایش اطرافیان و هم عصرانش بوده است. در این راستا، پژوهش حاضر به بازخوانی سیمای فردی و اجتماعی وی با تکیه بر خاطرات شفاهی نزدیکان، همکاران و چهره های فرهنگی قم پرداخته است؛ آن هم در شرایطی که درباره او تاکنون اثری مدون و تحلیلی منتشر نشده و نام ایشان تنها به صورت پراکنده در برخی خاطرات و نقل قول ها آمده است. در این تحقیق با اشاره به اهمیت جایگاه متولی باشی در ساختار اداری آستانه و نیز نسبت این منصب با تحولات اجتماعی قم در قرن چهاردهم شمسی، بر ضرورت توجه به نقش افرادی مانند ابوالفضل تولیت تأکید شده است. در این تحقیق تلاش شده با گردآوری و تحلیل روایت های پراکنده درباره زندگی و شیوه زیست وی، از خلال گفت وگو با خانواده، دوستان، و همکاران او، تصویری مستند و کامل از وی ارائه شود. ابوالفضل تولیت فردی آراسته، خوش پوش، مؤدب، باوقار، سلیم النفس و پرهیزکار بوده و سلوک و رفتار وی با خادمان، طلاب، و حتی عامه مردم، همراه با ادب، فروتنی و انصاف بوده است. به رغم در اختیار داشتن موقعیتی مهم در آستانه، هرگز به قدرت نمایی یا سوءاستفاده از جایگاه خود روی نیاورد. مبتنی بر گزارش های کارکنان آستانه و برخی طلاب، به لحاظ اجتماعی وی فردی منظم، جدی، متعهد و مسئولیت پذیر بود. تولیت اگرچه از طبقه روحانیت نبود، اما رابطه ای محترمانه با علما و بزرگان حوزه داشت و با برخی از آنان، چون آیت الله مرعشی نجفی، آیت الله گلپایگانی و دیگران ارتباط عمیق و معناداری داشت. از نکات مهم شخصیتی او، دوری از ظواهر و تملق و نیز پرهیز از پیوستن به محافل قدرت بود. همین ویژگی ها موجب شد که در ذهن جمعی کارکنان آستانه و نیز برخی فضلای حوزه، به عنوان شخصیتی مورد اعتماد و مایه آرامش معرفی گردد. مبتنی بر مصاحبه های صورت گرفته، وی حافظه ای قوی در حفظ اشعار فارسی به ویژه غزلیات حافظ داشت و در نقل متون و اشعار، با ذوق و دقت سخن می گفت. این ویژگی، همراه با رفتار صمیمی و مودبانه او، موجب نزدیکی دل ها و محبوبیت وی در میان کارکنان آستانه شده بود. از منظر مدیریت، تولیت در انجام وظایف خود فردی منظم و پاسخ گو بود. به مسئولیت ها با دقت می نگریست و با حساسیت بر آراستگی فضای آستانه، رفتار خادمان، و رعایت احترام زائران، نظارت داشت. در عین حال، در موارد اختلاف یا ناهنجاری، با آرامش، بی طرفی و تدبیر عمل می کرد و می کوشید شأن مکان مقدس را از تنش ها دور نگه دارد. او حریم قدسی حرم را می شناخت و با اعمال خود به حفظ این حریم کمک می کرد. ابوالفضل تولیت نمونه ای از مدیران مذهبی غیرروحانی در نهادهای دینی ایران معاصر بوده است که با تعهد، اخلاق و مسئولیت پذیری، جایگاهی ماندگار در حافظه جمعی محیط دینی خود به جا گذاشت. وی در سال ۱۳۵۸ درگذشت و در حیات و پس از وفاتش، مورد احترام بسیاری از اهل علم، ادب و کارکنان آستانه باقی ماند.