۱.
میراث اسلامی سرشار از اشارات و تأکیداتی پیرامون هویت منجی موعود است. با وجود اختلافاتی در جزئیات، عمده مسلمانان به وجود منجی آخر الزمان باور دارند و او را مهدی(ع) می نامند؛ فردی از اهل بیت پیامبر(ص) که در آخر الزمان ظهور خواهد کرد تا عدالت و صلح جهانی را برقرار کند. در اندیشه شیعی، این منجی موعود با لقب قائم(عج) نیز شناخته می شود. در مقابل، دیدگاهی نیز عیسی بن مریم(ع) را منجی اسلام می داند. این دیدگاه در منابع اسلامی از طریق روایت «المهدی عیسی بن مریم(ع)» مستند شده و دستمایه برخی پژوهشگران برای متقدم بودن این دیدگاه نسبت به منجی اصیل اسلام شده است. یکی از تحریر های مهم این روایت مناظره ای میان معاویه و ابن عباس است که در آن معاویه به عنوان گوینده این روایت معرفی شده است. هدف این پژوهش، بررسی صحت انتساب این عبارت به معاویه با رویکرد «نقد فرم» است. بدین منظور، «مناظره» را به «زیر واحدهای» تشکیل دهنده آن تجزیه کرده و پس از جستجو در منابع اسلامی، به دنبال «مضامین تکرارشونده» و «طرح واره ها» خواهیم بود. تحلیل خاستگاه این مضامین پرتکرار، طرح واره ها و شواهد مرتبط در منابع غیر اسلامی، نشان می دهد که از میان تمامی افرادی که بر اساس منابع می توانند گوینده این روایت باشند، معاویه محتمل ترین گزینه محسوب می شود.
۲.
مفسران در تبیین مصداق «سبیل» در آیه «إِنَّ هَٰذِهِ تَذْکِرَهٌ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِ سَبِیلًا» (انسان: 29)، آراء متنوعی را مطرح کرده اند. اظهارنظرهای آنان در این باره به دو دسته اصلی تقسیم می شود. دسته ای بر عام بودن مفهوم «سبیل» تأکید ورزیده اند و دسته ی دیگر به تعیین مصداق مشخص برای این واژه پرداخته اند که مصادیق مدنظر آنها عبارتند از: ۱) اطاعت از خداوند، ۲) قرآن کریم، ۳) محتوای سوره ی انسان، ۴) نماز شب، ۵) ابرار و ۶) ولایت حضرت علی (ع). این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی ، نخست به بررسی این دیدگاه ها پرداخته است و سپس با استناد به قرائنی دیدگاه نهایی را بیان می کند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که واژه «سبیل» دارای دو بُعد معنایی متمایز است: یکی بُعد ابتدایی و پوسته ای و دیگری بُعد اصلی و هسته ای. با استناد به آیات اجر رسالت، روایات و هدف سوره و ارتباط آیات، می توان گفت که «مودت و محبت اهل بیت (ع)» معنای اصلی و هسته ای «سبیل» را تشکیل می دهد. بنابراین، دیدگاه های اول تا پنجم دسته دوم، در سطح معنای ابتدایی و پوسته ای قرار می گیرند، در حالی که دیدگاه ششم که بر ولایت امیر المومنین (ع) تأکید دارد با معنای عمیق تر و پوشیده تر «سبیل» ، مطابقت دارد.
۳.
قرآن به عنوان ابرکنش اعجازی دربردارنده عظیم ترین مفاهیم ارزشی برای تأثیرگذاری بر گفته یابان می باشد. در این میان، توحید و ربوبیت خداوند به منزله ریشه دارترین ابژه ارزشی به شمار می رود. برای القای مفهوم توحید و تکمیل فرآیند اقناع سازی، از گفتمان هایی چند لایه با ابعاد گسترده در قرآن استفاده شده که از مهم ترین راهبردهای گفتمانی آن، روایت گری تبلیغی و داستان محور انبیاء گذشته در مواجهه با اقوام مختلف است. در این جستار برای بازخوانی این معانی سیال از روش تحلیل نشانه معناشناسی که به مطالعه شرایط تولید نشانه ها و بروز آن ها از طریق گفته در کنش می پردازد، استفاده شده تا مسیر تولید و دریافت معانی که طی گفتمان قرآنی ترسیم شده، مشخص و روشن گردد و بدین وسیله درهم تنیدگی عوامل درون زبانی و برون زبانی بررسی شود. از این رو در پژوهش پیش رو آیات 1 تا 20 سوره نوح براساس نظام های گفتمانی نشانه معناشناسی گرمس و فونتنی بررسی می شوند. این سوره علی رغم تعداد محدود آیات، ولی روایت تبلیغی نوح(ع) را طی هزار سال بیان کرده و در این میان از ساختارهای گفتمانی مختلفی بهره مند شده است. در این سوره، کنش گزار اصلی در قالب گفته یابی ظاهر شده که گفته پرداز آن نوح(ع) می باشد. براساس تعاملات گفته پردازی، سبک حضور کنشی القایی و تنشی-کنشی بیشترین نمود را از میان ساختارهای گفتمانی دیگر به ثبت رسانده اند. در حقیقت گفته پرداز ساحت ربوبی از شوش های دو جبهه مخالف پرده برمی دارد تا شورمندی احوالات جریان گفتمانی را به نمایش بگذارد و بر جنبه های عاطفی فضای گفتمانی بیفزاید.
۴.
یکی از مسئله های مهم در حوزه تفسیر، نقش پیش فرض ها در فهم قرآن است. این مسئله به تولید انگاره هایی منجر شده که اشتهار آن ها به طور گسترده ای بر محیط تفسیر سایه افکنده و مجال ظهور را از نظریاتِ رقیب گرفته است. یکی از این انگاره ها، تأسیس عالمِ دومی با عنوان «عالمِ امر» است. این تحقیق درصدد است با روش تحلیل محتوای مضمونی در واکاوی حوزه معنایی «امر» در قرآن کریم، بنیان های قرآنی نظریه عالم امر را مورد نقد قرار بدهد. نتایج نشان می دهد که عالمِ امر یک نظریه فلسفیِ منتقله به حوزه تفسیر است و مؤید روشنی در قرآن ندارد. بازخوانی کاربردهای قرآنی «امر» عمدتاً بر دو محور متمرکز است: نخست، عمومیّت تدبیر و حکمرانیِ پیوسته الهی بر نظام خلقت و دوم، امکان مداخله بی واسطه خداوند در جهان آفرینش. بررسی آیات مؤید آن است که قرآن «امر» را نه به مثابه قلمروی متافیزیکی یا عالم عقل کلّی به عنوان صادر اول، بلکه به عنوان سازوکاری از حکمرانی الهی معرفی می کند که هم در قالب اسباب طبیعی و هم در شکل شکستن این چارچوب تجلی می یابد. تطبیق «امر» بر عالَم مجردات، بیش از آنکه ریشه در نص قرآنی داشته باشد، متأثر از تلاش فلاسفه برای همسوسازی قرآن با مفروضات فلسفیِ تجرّد روح و نظام طولی علل با تأکید بر امتناع مداخله مستقیم خداوند در رخدادهای جهان بوده است.
۵.
برای نیل به همزیستی مسالمت آمیز لازم است که قبل از هر چیز مفهوم مشخصی از همزیستی مسالمت آمیز وجود داشته باشد. بر این اساس هدف پژوهش حاضر دستیابی به یک تعریف مشخص از مفهوم همزیستی مسالمت آمیز از منظر تفسیر المیزان است. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی است که بر اساس آن با مراجعه به تفسیر المیزان تلاش شده است معنای همزیستی مسالمت آمیز استخراج و سپس ابعاد آن بررسی شود. با توجه به نتایج پژوهش تعریف همزیستی مسالمت آمیز از منظر علامه طباطبایی در تفسیر المیزان عبارت است از: «تعاملِ توأم با آرامش و رفتارهای موجد صلح با بهره مندی همه ی طرف ها از صلح و آرامش و احترام به تفاوت ها و ارزش های یکدیگر به منظور دستیابی به رشد و تعالی فردی یا اجتماعی در چهارچوب ارزش های برخاسته از عقل مبتنی بر شرع». این تعریف دارای ویژگی هایی است که عبارت اند از: مقصد همزیستی مسالمت آمیز صلح و آرامش است، هدف از همزیستی رشد و تعالی فرد یا جامعه است، همزیستی یک فرایند تعاملی و متقابل است، همه ی طرف ها از همزیستی مسالمت آمیز بهره مند می شوند و نهایتاً اینکه ملاک اعتبار ارزش ها مطابقت با «عقل مبتنی بر شرع» است. همچنین نتایج پژوهش نشان از نُه بعد از همزیستی مسالمت آمیز دارد که در سه محور جامعه، خانواده و محیط آموزشی قرار دارند که در هرکدام از این محورها سه بعد شناسایی شده است.
۶.
رنج حقیقتی انکار ناپذیر و مهم در زندگی انسان ها است که در طول تاریخ بشریت مورد توجه اندیشمندان قرار گرفته و تحلیل های گوناگونی پیرامون آن ارائه شده است. دستیابی به نظریه مدون اسلامی در خصوص رنج، نیازمند مطالعه عمیق و روشمند قرآن کریم و دیگر متون پایه اسلامی است. هدف مقاله پیش رو شناخت مسئله رنج از دیدگاه قرآن است. در این پژوهش از روش پژوهش ترکیبی (کیفی-کمی) استفاده شده است. پس از مطالعه قرآن و استخراج گزاره های مرتبط با مسئله رنج به روش نمونه گیری نظری، با استفاده از تکنیک کدگذاری باز تعداد 599 مفهوم شناسایی و این مفاهیم به پرسشنامه تبدیل شد. سپس این پرسشنامه با روش پیمایش اکتشاف دلفی طی دو مرحله در اختیار 23 نفر از خبرگان قرآن پژوه و برخی جامعه شناسان و روانشناسان که از طریق روش نمونه گیری شبکه ای (گلوله برفی) انتخاب شدند قرار گرفت. برای تحلیل داده های جمع آوری شده از پرسشنامه متخصصان، به جهت دسته بندی تفکر آن ها، از تحلیل عامل Q که پاسخ دهندگان را دسته-بندی می کند استفاده شد و در نهایت برجسته ترین مفاهیم پیرامون مسئله رنج در قرآن مشخص شد. نتایج این پژوهش بیان گر آن است که آخرت گرایی، رنج و ناخوشایندی، ایمان حقیقی، اخلاق اجتماعی و تاب آوری بیش از همه مفاهیم مورد توجه قرآن است. درماندگی و به زیستی نیز به عنوان دو مسیر برای مواجهه با رنج معرفی شده است. این پژوهش با ارائه یک مدل جامع از دیدگاه قرآن درباره مسئله رنج، می تواند برای پژوهشگران، دین شناسان و مشاوران در حوزه روانشناسی دینی مفید باشد.
۷.
در منابع روایی اهل سنّت خبری از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که مشتمل بر لعن بر زنان زائر قبرهاست. همه تحریرهای این خبر از پیامبر(ص) است و دو دسته کلّی دارد؛ دسته اول تنها مشتمل بر لعن زوّارات/زائرات قبور است که از ابوهریره و حسّان بن ثابت نقل شده ، و دسته دوم علاوه بر آن، لعن کسانی که بر قبر مسجد و چراغ برپا می کنند را نیز در بر می گیرد و به ابن عباس می رسد. تاریخ گذاری این اخبار با استفاده از روش تحلیل اسناد-متن نشان می دهد که نمی توان نسبت به تاریخ شکل گیری اخبار دسته اول نظر دقیقی ارائه داد و مضمون لعن زنان زائر قبور با اخبار دسته دوم، در حدود سال 131ق در عراق و بیشتر بصره رایج شده است که با برخی داده های فرهنگی منقول از بزرگان عراق مبنی بر کراهت از زیارت قبور تأیید می شود. در عین حال، داده های متعدد از سیره پیامبر (ص) و برخی زنان و مردان صحابه در منابع اهل سنت، نشان می دهد آنان به زیارت قبور مبادرت داشته اند. به همین دلیل است که نسخ اخبار ناهی در بین عالمان اهل سنت از همان دوره متقدم گزینه مطرحی بوده است. در نتیجه، رواج زیارت قبور در بین برخی بزرگان و خواص را نمی توان به معنای رواج عمومی آن دانست. بلکه در این زمینه، تا اوایل سده دوم همچنان ابهاماتی اساسی در ذهن برخی مسلمانان، به خصوص اهل بصره، وجود داشته است.
۸.
لفظ «نعمت» یکی از مفاهیم پرکاربرد در قرآن کریم است که مصادیق آن در بسیاری از آیات با توجه به ساختار و بافت آیه قابل شناسایی و درک است لکن تاکنون مجموعه آیات حاوی «نعمت» با توجه به تمامی کاربردهای معنایی آن جهت ارائه تعریفی جامع مورد بررسی قرار نگرفته است. این در حالی است که آیین ها و فرهنگ های مختلف نیز در طول تاریخ به اشکال گوناگون مصادیق مختلف نعمت را در زندگی خود (رسوم و سنت های مختلف و در حیطه های گوناگون) در قالب استفاده از نمادهای متنوع مورد توجه قرار داده اند . این امر در نمادهای آیینی- فرهنگی مذکور در فرهنگنامه های تخصصی نماد(شوالیه و کوپر) ظهور یافته است. بر این اساس، به نظر می رسد بتوان با در نظر گرفتن موارد اشتراک میان کاربردهای معنایی نعمت در قرآن و نمادهای آیینی-فرهنگی مختلف، تعریفی جامع(بین الادیانی و میان فرهنگی) از مفهوم نعمت ارائه داد. از این رو پژوهش حاضر با رویکردی میان رشته ای و استفاده از روش های معناشناسی ساختگرا و نمادشناسی آیینی- فرهنگی به چیستی لفظ نعمت پاسخ داده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که کلمه «نعمت» در قرآن مصادیق متنوعی مانند آب، دریا، کشتی، جنگل، پیامبر، بهشت و نظائرآن را شامل می شود که دارای کاربردهای معنایی متعددی مانند آسایش و راحتی، امنیت، جاودانگی، حیات بخشی، رحمت، هدایت، امامت، طهارت، ایمان بوده که در شش خوشه حیات و بقاء، ثروت، معنویت، نبوت، قدسیت و برگزیدگی قابل طبقه بندی است.