رهیافتی انتقادی بر قاعده «تلازم حمل خارجیِ محمول بر خارجیت آن» از منظر حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیا انطباق خارجی مستلزم خارجیتِ محمول است؟ به عنوان نمونه، در گزاره «علی انسان است» بی شک «انسان» در متن واقع حقیقتاً و بالذات بر «علی» منطبق است؛ آیا این انطباق خارجی و در متن واقع، کاشف از آن است که انسان خود نیز در متن واقع موجود است؟ روشن تر بگوییم: اگر انطباق محمول بر موضوع در متن واقع تحقّق یابد، آیا محمول نیز در متن واقع، دارای وجود فی نفسه خواهد بود؟ مطابق این پرسش ما با این گزاره شرطی مواجهیم: «اگر انطباق محمول بر موضوع در متن واقع تحقّق یابد محمول نیز در متن واقع دارای وجود فی نفسه خواهد بود». روشن است که با پذیرش ملازمه میان مقدم (انطباق خارجی) و تالی (خارجیتِ محمول) می توان در تمامی موارد با وضع مقدمْ وضع تالی؛ و با رفع تالیْ رفع مقدم را نتیجه گرفت. دقت نظر در گفتار حکما نشان می دهد که عده ای؛ همچون ابن سینا و خواجه نصیر طوسی، تلازم مذکور را مسلّم انگاشته اند. آنان بر اساس این گمان، صدق حقیقی و بالذات کلی طبیعی (ماهیت) بر افرادش را دلیلی بر وجود کلی طبیعی در خارج دانسته اند. این جستار، با اثبات عدم ملازمه میان انطباق خارجی و خارجیت محمول انگاره مذکور را ابطال می کند؛ آنگاه نشان می دهد که از دیدگاه صدرالمتألهین نیز ملازمه مذکور مقبول نیست.