فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۲۱ تا ۷۴۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸۶
327 - 348
حوزههای تخصصی:
«شعر درمانی» در ادبیات فارسی از یک رباعی ابوسعید ابوالخیر (متوفی 440ش.) آغاز می گردد که یک بیمار را شفا داد و قرن های متمادی به دنبال شفابخشی آن بودندو حتی امیرالامراء جلال الدین بایزید از خواجه عبیدالله احرار (متوفی 895ش) درخواست می کند آن رباعی را تفسیر و گزارش دهد. احرار شرح عرفانی حوارئیه را می نگارد و رمز را در شش نماد عرفانی (حورا، نگار، رضوان، خال سیاه، ابدال و مصحف) جستجو می کند. دوازده شرح دیگر براین رباعی در قرون دیگر حکایت از اهمیت آن دارد در این مقاله دلیل شفا بخشی رباعی از دیدگاه احرار بررسی می گردد و شش نماد مربوطه معرفی می شوند با روش تحلیل توصیفی و با استناد به منابه دست اول کتابخانه ای به تحلیل این شرح و نمادهای آن پرداخته و یکی از نمونه های تأثیر شعر در حوزه شفا بخشی را ارائه می دهد. چنین نتیجه ای به دست می آید که شرح این نمادها با دیدگاهی معتدل و شریعت محور انجام شده است دلیل آن تقاضای شخصیت های غیر عارفت برای شرح است و شارح تلاش نموده تا با استناد به آیات و روایات و متناسب درک درخواست کنندگان دلیل این درمانگری را توضیح دهد.
هویت انسان کامل در اندیشه نهایی حکمت متعالیه: ظهور نخستین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله انسان کامل یکی از مباحث مهم حکمی عرفانی است که با آموزه های روایی شیعی نیز پیوندی نزدیک دارد، از اینرو در علوم متفاوتی چون عرفان، حکمت، کلام و... مطرح میشود. با این حال، هر یک از این علوم بر اساس مبانی و روش خاص خود به مسئله انسان کامل توجه کرده اند. بر اساس نگاه رایج به فلسفه ملاصدرا، میتوان گفت او انسان کامل را بشری میداند که حرکت خود را از مهد طبیعت آغاز کرده و در اعلی علیین، به مقام عندیت رسیده است. پژوهش پیش رو که بروش تحلیلی توصیفی نگاشته شده، میکوشد به این پرسش پاسخ دهد که «آیا حقیقت انسان کامل در دیدگاه نهایی بنیانگذار حکمت متعالیه، منحصر به تلقی رایج است؟» بررسیهای صورت گرفته نشان میدهد با نظر به مبانی عرفانی حکمت متعالیه و نیز اشارات کوتاه ملاصدرا، نمیتوان انسان کامل را منحصر به افرادی دانست که سلوک خود را از عالم طبیعت آغاز میکنند، بلکه در نگاه نهایی صدرالمتألهین، انسان کامل حقیقی، مظهر بالاصاله اسم اعظم، یعنی اولین معلول حق تعالی یا بتعبیر بهتر، ظهور نخستین پروردگار است؛ اگرچه این مظهر بعینه دارای ظهور جسمانی و طبیعی خاص نیز هست، همانگونه که بزرگان عرفان به این مسئله باور دارند. بدین ترتیب، اگر انسانهای رشدیافته از بستر طبیعت انسان کامل نامیده میشوند، بسبب رسیدن به مقام انسان کامل حقیقی است.
تحلیل قصدی بودن معنا در بررسی تطبیقی دیدگاه علامه طباطبایی و اریک دونالد هرش (مطالعه موردی: دلالت وضعی معنا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت متن و کشسانی آن بین مؤلف و خواننده، قصدگرایی متن به خواننده و مفسر کمک می کند تا او به فهمی بهتر از قصدگرایی متن در آرای طباطبایی و هرش و تأثیر آن بر عینیت بخشی معنا در متون بشری و متن قرآن دست یابد. این پژوهش با هدف بررسی تحلیل قصدی بودن معنا در بررسی تطبیقی دیدگاه علامه طباطبایی و هرش انجام شده است. در این نوشتار، از روش تحلیل محتوا با رویکرد توصیفی - تحلیلی استفاده شده است تا پس از گردآوری اطلاعات درباره قصدی بودن معنا، به این مفهوم برسیم که طباطبایی متأثر از مفسران اسلامی و اصولی، قائل به قصدگرایی متن است. در کنار ایشان، هرش برخلاف برخی از هرمنوتیست ها که خواننده را محور فهم متن و تفسیر می دانند، قصدگرایی معنا را با این پیش فرض پذیرفته است که حتی واژه ها و لغات نیز تابع قصد و نیت ماتن هستند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که با استناد به معنای سمانتیک، می توان لغت را یکی از منابع تفسیری طباطبایی در تفسیر متن قرآن دانست؛ اما هرش، برخلاف طباطبایی، از آنجا که به معنای عرفی الفاظ در متن توجه ندارد و معنای لغات را برگرفته از نیت صِرف مؤلف می داند، از تبیین و توجیه زبان شناختی واژگان عاجز است؛ در نتیجه، بین معنای زبان شناختیِ متن و معنای مدنظر مؤلف ارتباطی تنگاتنگ وجود دارد که در یک حرکت رفت و برگشتی می تواند مفسر را به معنای اصلی و مدنظر متن قرآن راهنمایی کند و ذیل آن، جامعه تفسیری را از تشتت تفسیری به اجماع تفسیری سوق دهد.
ارزش فرزندان از دیدگاه والدین شهر قم و بررسی آن از منظر اسلامی؛ مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فرهنگی اجتماعی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
59 - 80
حوزههای تخصصی:
شناخت ارزش های مثبت و منفی فرزندان از منظر والدین به دلیل تأثیری که در تصمیم گیری ها و انگیزه های والدین برای فرزندآوری دارد، نقش مهمی در تغییرات سطوح باروری یک جامعه ایفا می کند. پژوهش حاضر، به منظور بررسی ارزش فرزندان از دیدگاه والدین شهر قم انجام شد. روش این پژوهش به لحاظ هدف بنیادی و به لحاظ رویکرد کیفی از نوع تحلیل مضمون به شیوه براون و کلارک (2006) است. جامعه پژوهش شامل زوجین دارای فرزند بود که به غرفه های نمایشگاهی جمعیت در شهر قم در سال 1403 مراجعه داشتند و علاقه مند به حضور در مطالعه حاضر بودند. نمونه متشکل از 30 نفر از والدین 25 52 سال که در پژوهش حضور داشتند. برای گردآوری داده ها از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته و به منظور تحلیل داده ها از کدگذاری نظری اولیه و با استفاده از مقوله بندی این کدها استفاده شد که 250 کد باز، 34 مقوله و 11 زیرمقوله و 2 محور دست یافت. تحلیل داده ها نشان داد که ارزش فرزندان، دارای دو محور اصلی ارزش مثبت و منفی فرزندان و 11 زیرمقوله با عناوین «نشاط و شادکامی»، «احساس خوش معنوی»، «امیدبخشی»، «یاری دهندگی»، «تقویت و توسعه خود»، «پایداری زندگی مشترک»، «پویایی و کارآمدی خانواده»، «هراس از نیازهای فرزندان»، «هزینه اقتصادی»، «مشکلات خانوادگی»، «زحمات جسمی» می باشد و در انتها به بررسی ارزش های منفی فرزندان از منظر اسلامی پرداخته شد.
جنسیت و فاعل اخلاقی در رویکرد انسان گرا(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۶)
5 - 28
حوزههای تخصصی:
روان شناسی انسان گرا با تمرکز بر انتخاب های آگاهانه و خودشکوفایی، چارچوبی برای درک کُنش اخلاقی ارائه می دهد، اما ادعای بی طرفی جنسیتی آن مورد تردید قرار گرفته است. این تحقیق نشان می دهد چگونه فمینیست ها، بی طرفی جنسیتی انسان گرایی را بازتابی از هژمونی مردانه تلقی می کنند و آن را در سرکوب جنسیت غیرمردانه سهیم می دانند. در عین حال بهره گیری برخی فمینیست ها از مفاهیم انسان گرایانه برای پیشبرد اهداف خود، از جمله در خوانش انسان گرایانه از اخلاق مراقبت گیلیگان، نیز با انتقادات جدّی روبه روست. این خوانش، با تأکید بر تجربه زیسته زنان و روابط، با چالش هایی نظیر نسبی گرایی اخلاقی و دشواری در تبیین معیارهای اخلاقی جهان شمول مواجه است. به علاوه کنشگری اخلاقی در رویکردهای انسان گرا از حیث مبانی و روش نیز با انتقاد مخالفان این رویکرد مواجه بوده، مخالفان با استناد به کیفیت شواهد و تمرکز بر افراد «سالم» و «خودشکوفا»، کارایی این رویکرد را برای تعمیم تجویزهای اخلاقی به همه افراد، به ویژه در فرهنگ های جمع گرا، زیر سؤال می برند. با این توصیف، پرسش اصلی تحقیق حاضر این است که رویکرد انسان گرا در حوزه روان شناسی چه تبیینی از جنسیت پذیری اخلاق دارد و این تبیین با چه چالش هایی مواجه است؟ برای پاسخ به این پرسش ها از داده های اسنادی و کتابخانه ای به شیوه توصیفی۔ تحلیلی استفاده شده است.
حدیث «دگرگونی قلب مومن میان انگشتان خداوند» در رهیافت های حل مشکل از منظر محدثان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
میان روایات اعتقادی، احادیثی به چشم می خورند که از یک سو، اخذ معنای ظاهری آنها با باورهای شیعی و عقلی در تعارض است و از دیگر سو، اعتبارشان مانع می شود که آنها را به راحتی کنار گزارد. قرار داشتن قلب مؤمن در میان دو انگشت از انگشتان خداوند متعال، از این دست روایات است که علاوه بر ظاهری تجسیم گونه، با صراحت بر عدد و ترکیب دلالت می کند. از آنجا که خداوند سبحان، از چنین تعابیری منزه است، چگونگی انطباق این اخبار با باورهای توحیدی، مسئله ای است که همت اندیشوران را به خود معطوف داشته است. پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی سعی دارد با تحلیل گونه های نقل، رهیافت های خروج از مشکل در این روایت را به تصویر بکشد. ثمره این تلاش، تبیین رویکردهای حلی در پنج گونه نقل و نیز نمایان سازی رخداد خطا در قلم عالمان، از انتساب حدیث گرفته تا زیادت، نقصان و غیره است. بر خلاف تصور رایج، اصل این روایت در امامیه، از مفردات صدوق است و کثرت نقل آن صرفاً به منقولات اهل سنت بازمی گردد وآنچه متفق فریقین است دلالت اجمالی معناست که از دعای غریق برداشت می شود. قوت إسناد که مکشوف از ترسیم شبکه اسانید روایات و بررسی درایه ای طرق نقل است، مانع از پذیرش نقد سندی و رویکرد انکاری است. همچنین به رغم تصور رایج موافقان حدیث که تأویل به «تسلط و قدرت خداوند بر قلوب» را معنای اصلی حدیث می دانند، تحلیل بیش از هفت وجه معنایی مختلف در رویکرد تأویلی، معنایی فراتر از «تسلط و قدرت» را در ذهن تداعی می کند.
بررسی میزان تأکید بر شیوه های اندیشه ورزی در پرسش های خود ارزیابی کتاب فارسی پایه نهم، بر اساس سیاست های کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی سال ۳۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۷
241 - 267
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق، سنجش میزان توجه مؤلفین کتب درسی به ارتقاء انواع اندیشه ورزی دانش آموزان و تأکید بر شیوه های آن، متناسب با سن آن ها مبتنی برجزء دو، سه و هفت بند چهارم سیاست های کلی ابلاغی مقام معظم رهبری در زمینه ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور می باشد. در این پژوهش درس های اصلی کتاب فارسی پایه نهم و بخش خود ارزیابی آنها طبق مؤلفه های تفکر خلاق، تفکراستدلالی، حل مسأله، اصلاح تفکر نادرست، تفکر انتقادی و فراشناخت موردبررسی قرار گرفته است. روش پژوهش از نظر هدف تحقیق؛ کاربردی، از نظر رویکرد؛کیفی، از نظر جمع آوری داده ها؛ اسنادی- کتابخانه ای و شیوه بررسی مطالب توصیفی- تحلیلی است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که کتاب فارسی پایه نهم در حد قابل قبولی توانسته است در گسترش و آموزش فرهنگ تفکر مطابق با سند یاد شده مؤثر واقع شود. متن درس ها با مفاد سند در زمینه کاربرد روش های یاددهی، یادگیری متنوع و مطلوب، انطباق دارد. بالاترین میزان کاربرد شیوه های تفکر در محتوای دروس، تفکر استدلال تمثیلی با 71/25% و پایین ترین میزان کاربرد آن، تفکر اصلاح باورهای نادرست با 85/2% می باشد. از شیوه تفکر فراشناخت نیز استفاده ای نشده است. در بخش خود ارزیابی نیز از تفکر استدلالی بیشترین استفاده با فراوانی 6/26%، و ازتفکر اصلاح باورهای نادرست با 2/2%، کمترین بهره برده شده است.
A Comparative Study of the Comprehensiveness of the Qur'an from the Perspectives of Ibn ʻArabī and Imam Khomeini(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The comprehensiveness of the Qur'an (Jami'ῑyyat al-Qur'an) is one of the fundamental topics in Qur'anic studies. Muslim scholars from the past to the present have explained this principle by focusing on Qur'anic verses and narrations from both Sunni and Shi'a sources (Farῑqayn). Some, by proposing comparative comprehensiveness, believe that the Qur'an, as the last revealed book, is comprehensive compared to other divine books. Some have chosen maximum comprehensiveness, considering the Qur'an to encompass all sciences and arts. Others, by expressing minimal comprehensiveness, have limited the Qur'an's comprehensiveness to ethical and moral issues. Some, accepting moderate comprehensiveness, have introduced the Qur'an as a guide for humans in material and spiritual matters. This research, using a descriptive-analytical method, has comparatively explored the comprehensiveness of the Qur'an from the perspectives of Ibn ʻArabī and Imam Khomeini. The research findings show that both great Islamic thinkers, while accepting comparative comprehensiveness and rejecting minimal comprehensiveness, have proposed a new view titled "the Qur'an's comprehensiveness according to the understanding of its audience," which explains the secret of the Qur'an's timelessness in every era and place. The point of difference between Ibn ʻArabī and Imam Khomeini's views is that Ibn ʻArabī accepts maximum comprehensiveness, referring to the Qur'an's verses indicating past and future sciences, while in Imam Khomeini's thought, the Qur'an is a book of guidance and human development, and references to generalities and established material sciences in Qur'anic verses are for the purpose of human education and guidance.
بررسی تطبیقی رویکرد جنسیتی قوانین کیفری ایران و کنوانسیون منع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان با تأکید بر دیدگاه حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوه نامه فقه و علوم اسلامی دوره ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۲
77 - 102
حوزههای تخصصی:
قوانین موضوعه کیفری ایران، احکام خاصی در باب حدود و تعزیرات برای مبارزه با صور مختلف جرایم جنسی وضع کرده، ولی مقرره ویژه ای به روسپی گری اختصاص نداده است. این اقدام برای بهبود وضعیت زنان در سطح جهانی بسیار ضروری می باشد و کنوانسیون بین المللی رفع هرگونه تبعیض علیه زنان، در جهت ایجاد برابری کامل میان زنان و مردان و ریشه کن سازی تبعیض علیه آنان ایجاد شده است. هدف پژوهش، ارزیابی تطبیقی رویکرد قوانین کیفری ایران و کنوانسیون نسبت به روسپی گری و چرایی عدم عضویت ایران در این کنوانسیون و دیدگاه آیت الله خامنه ای درخصوص کنوانسیون می باشد. تحقیق حاضر به دنبال پاسخ به این مسأله است که رویکرد جنسیتی قوانین موضوعه کیفری ایران و کنوانسیون منع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان مصوب 1979 نسبت به جرم روسپی گری به چه ترتیب می باشد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که این کنوانسیون محصولی از اندیشه و بازتاب برخی آرمان های فمینیستی غربی می باشد و با توجه به تفاوت در ساختارها، فرهنگ ها، مذاهب، استانداردها و تفاسیر مختلف از جایگاه و تجارب و نیازهای خاص زنان در مناطق مختلف، تاکنون نتوانسته اجماع واقعی کشورها، به ویژه کشورهای اسلامی را به وجود آورد و مقررات کیفری ایران هم سو با کنوانسیون، نفی پدیده روسپی گری در قالب جرایم جنسی بوده است.
خوانشی نو از آیه «ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ ما قَلى»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم قرآن و حدیث سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
105 - 131
حوزههای تخصصی:
مفسران فریقین آیه «ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ ما قَلى» را با مسئله تأخیر در نزول وحی مرتبط دانسته اند. ارتباط این آیه با مسئله «تأخیر در نزول وحی» براساس روایات اسباب نزول مطرح شده است. جعفر مرتضی عاملی در کتاب تفسیر سوره الضّحی با بررسی این روایات، نااستواری و ضعف آن ها را نمایان ساخته است. این پرسش مطرح می شود که اگر این آیه با مسئله تأخیر در نزول وحی مرتبط نباشد، چه عاملی زمینه ساز نزول آن شده است؟ پژوهش حاضر براساس انسجام سوره ضحی و بازخوانی این آیه در بستر این سوره و باتوجه به پیوند این سوره با سوره انشراح وبا بررسی معنای طردشدگی و خشم و طرح وارهٔ شناختیِ مربوط به طردشدگی و خشم در گفتمانِ پرستش در عصر نزول وحی انجام شده است و نشان می دهد که آیهٔ مزبور به دلیل دشواری در «دریافت وحی» نازل نشده است، بلکه نزول آن با مشکلات راه تبلیغ و انجام رسالت پیوند دارد و ناظر به طعنه هایی است که مخالفان، به سبب ایمان نیاودن افراد سرشناس و گرایش قشرِ پایین اجتماعی مطرح می کردند.
ماهیت و آثار درج شرط بی فایده در قراردادها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال ۵۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۴۱
35 - 59
حوزههای تخصصی:
شرط بی فایده ازجمله شروط باطل و غیرمبطل عقد است که در بند 2 ماده 232 قانون مدنی بدان اشاره شده است؛ اما در قانون، ملاک بی فایده دانستن شرط، تعریف، مصادیق، مبانی و ضمانت اجرای درج آن در قرارداد به طور صریح مشخص نشده است. ازآنجایی که میان صاحب نظران علم حقوق در رابطه با ایجاد یا عدم ایجاد حق فسخ در فرض درج شرط بی فایده اختلاف است، بررسی این موضوع بسیار حائز اهمیت است؛ چراکه اگر برای مشروط له حق فسخ وجود داشته باشد وی حق انحلال عقد اصلی را خواهد داشت. در این پژوهش با استفاده از شیوه توصیفی تحلیلی و بهره گیری از نظریات حقوق دانان و فقهای امامیه مشخص می شود که شرط بی فایده، شرطی است که نه باعث سود و نه علت دفع ضرر بالقوه برای مشروط له یا ثالث باشد و منظور از نفع، لزوماً سود مالی نیست؛ بلکه معنوی بودن نفع نیز آن را از شمار شروط بی فایده خارج می کند. در شناسایی این شرط باید از معیار نوعی-شخصی استفاده کرد و ضمانت اجرای درج شرط بی فایده این است که اگر از ابتدا بی فایده باشد، حق فسخ ایجاد نمی شود و اگر از میانه راه اجرای آن بی فایده شود و در ارزش اقتصادی قرارداد اثرگذار باشد، سبب ایجاد حق فسخ است.
روی کرد سیاق محور در تفسیر مواهب الرحمن: تحلیل نوآوری های روش شناختی عبدالاعلی سبزواری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفسران سیاق را به معنای مجموعه قرائنِ درون متنیِ ضمیمه به هریک از آیات قرآن می انگارند و آگاهی از آن را کمابیش برای تفسیر قرآن ضروری می دانند؛ گرچه بعضی از ایشان تفسیر همه آیات با نظر به سیاق را نیز برنمی تابند و در آن تکلفات یا محظوراتی می بینند. در مطالعه کنونی روی کرد سیاق محور سید عبدالأعلی موسوی سبزواری، مفسر معاصر (درگذشته 1414ق/ 1372ش)، در تفسیر مواهب الرحمن بازشناسانده می شود. مؤلفِ این تفسیر ازیک سو همانند بسیاری دیگر از مفسران به سیاق هم چون ابزاری سازنده و پویا برای کشف مراد الهی در فرآیند تفسیر می نگرد که با تکیه بر آن می توان پیوستگی ذهنی و عینی میان واژه ها و مقاصدِ وحی را بازشناخت. ازدیگرسو، برخلاف غالبِ مفسران، وی مفهومی وسیع تر از سیاق اراده کرده، آن را مشتمل بر همه قرائن متنی و برون متنیِ حاکی از معنای آیه شناسانده، شواهد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و تاریخیِ مرتبط با نزولِ هر آیه را هم چون بخشی از سیاق برشمرده، و این گونه، کوشیده است بر محظوراتی که گاه در حمل آیه ای بر سیاق به معنای مُضَیَّقِ آن حاصل می شود غلبه کند. هدف مطالعه کنونی بازشناسی روی کردِ خاصِّ سبزواری به سیاق و راه کارهای او برای تحلیل ساختار معنایی و روابط بینامتنی، رفع تعارضات ظاهری، و تفسیرِ نظام مندِ آیات است. یافته های این مطالعه نشان می دهد که در تفسیر مواهب الرحمن، سیاق ابزاری کارآمد و چندبعدی شناسانده می شود که توجه به آن، نه تنها به فهم دقیق تر معانی و مفاهیم آیات قرآن کمک می کند، مانع تفسیر نادرست نیز می شود.
تقنین شریعت واکاوی یک معمای تاریخی در فراتحلیلِ فقهی-کلامی امامیه و فقه اهل تسنن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و مبانی حقوق اسلامی سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
209 - 232
حوزههای تخصصی:
تقنین شریعت به معنای تبدیل احکام فقهی به قانون (و گاهی فراتر از یک تغییر قالب و شکلِ بیان هنجارهای الزام آور) امری است که گرچه مقوله ای تاریخی به شمار می آید؛ اما بحثی همچنان حل ناشده مانند "تعارض و تزاحم میان فتوا و قانون" و "جایگاه مرجعیت دینی در حکومت اسلامی" است. این رویکرد، همچنان دارای مخالفان و موافقانی در میان صاحبنظران امامیه و اهل تسنن است. این بحث در رویکردهای فقه اهل تسنن، رنگ فقهی به خود داشته و با رویکرد "پیامدگرایی" و ذیل مباحثی مانند «حکم فقهی الزام قاضی به مذهبی معین» مورد توجه قرار گرفته است؛ اما تحلیل این موضوع در میان فقهای شیعه، متاثر از بسترهای سیاسی نظیر عصر مشروطه و یا رویکردی کلامی است. در کنار این یافته، می توان نتیجه دیگر این نوشته توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای را پس از طرح ادله مخالفان و موافقان تقنین شریعت، بر اتقان و قوت ادله موافقان دانست. گرچه روش مطلوب فرآیند "تقنین شریعت" و گستره امکان پذیر از شریعت برای تقنین، همچنان امری است که نیازمند گفتگو است و حل معمای تاریخی امکان یا امتناع تقنین شریعت، مقوله ای متاثر از دو مسئله پیش گفته است و مستظهر شدن حکم امکان به مبانی ذکر شده در این نوشتار مانند مقدمه واجب و حفظ نظام نیز در گرو "شکل" تقنین شریعت خواهد بود.
واکاوی ماهیت نکاح دائم از منظر فقه اسلامی و حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
97 - 121
حوزههای تخصصی:
تحلیل مبنایی و ماهیتی نکاح دائم از منظر فقهی و حقوقی و اخلاقی دارای اهمیت و ثمره های علمی و کاربردی است. تشخیص مقتضای ذات عقد و تاثیر شرط خلاف آن،حق حبس زوجه،تمیکن،انفاق،فوت زوج در اثنای مدت ونقش مهر در نکاح دائم منوط به تشخیص ماهیت این عقد است لیکن قانون مدنی یا سایر قوانین خاص، در مورد ماهیت نکاح دائم مقرره ای ندارند. از واکاوی و تتبع در نظرات فقهی و حقوقی و توجه به بعد اخلاقی و روحانی نکاح دائم، دو رویکرد اساسی در خصوص ماهیت نکاح دائم به دست می آید. رویکرد اول، ماهیت نکاح دائم را معاوضی دانسته و رویکرد دوم، ماهیت آن را غیر معاوضی می داند لیکن فقها و حقوقدانان در ارائه نظر بر اساس این دو رویکرد نیز اختلاف نظر داشته و مبانی و تفسیر متفاوتی را انتخاب نموده اند. در این مقاله با روش تحلیلی توصیفی سعی گردیده است مبانی اخلاقی و فتاوای فقهی و دکترین حقوقی در این زمینه تشریح،تبیین و تحلیل گردیده و در نهایت نظریه مختار یا تحلیل مورد نظر ارائه گردد. یافته این پژوهش آشکار خواهد کرد که نکاح دائم عقدی غیر معاوضی و با احکام و شرایط توقیفی می باشد.
سیره عملی اهل بیت(ع) در رابطه با آیات معاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
291 - 308
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی و تبیین سیره عملی اهل بیت (علیهم السلام) در بیان مصداق آیات معاد می باشد. اهمیت و ضرورت شناخت زندگی و سیره معصومین (علیهم السلام) از مباحث بسیار مهم در دین اسلام می باشد که در روایات، انسانی که بدون شناخت امام زمانه اش از دنیا برود را مرگ جاهلی خطاب می نماید. از این رو شناخت و به کارگیری سیره اهل بیت (علیهم السلام) از اهمیت والایی برخوردار است. این پژوهش از نوع توضیفی تحلیلی بوده و به روش کتابخانه ای و مطالعه آیات قرآن، روایات، کتب، تفاسیر و ... صورت گرفته است. از آنجا که سیره اعتقادی ائمه (علیهم السلام) در سه بخش توحید، نبوت و معاد تبیین شده اند، پژوهش حاضر به بعد معاد پرداخته است. نگاهی اجمالی به آیات قرآن نشان می دهد که در میان مسائل عقیدتی پس از توحید با اهمیت ترین مسئله معاد و اعتقاد به حیات پس از مرگ و حسابرسی بندگان و پاداش و عقاب اعمال می باشد. در بحث معاد، پیامبر با آیات قرآن در برابر منکران معاد استدلال می کردند و جواب منکران را با آیاتی که در همان زمینه نازل می شد، می دادند. راه هایی را که قرآن برای اثبات امکان معاد در شکل استدلال منطقی عرضه کرده، می توان در شش موضوع خلاصه کرد: 1- آفرینش نخستین؛ 2- قدرت مطلقه خداوند؛ 3- مرگ و حیات مکرر در جهان گیاهان؛ 4- تطورات جنین؛ 5- بازگشت انرژی ها؛ 6-نمونه های عینی معاد.
معناشناسی فلسفه علم در فلسفه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
5 - 32
حوزههای تخصصی:
فلسفه اسلامی هر چه از هستی شناسی دورگشته و به معرفت شناسی روی می آورد به تدریج از افلاطون و فلوطین دوری گزیده و به واقع گرایی و عقل گرایی ارسطویی گرایش یافته است. فلسفه علم ارسطوئی و، به تبع آن، فلسفه علم اسلامی سه اصل را پذیرفته اند: (۱) وجود علم مابعدالطبیعه، (۲) وجود ذوات و خواص ذاتی، (۳) ضرورت تحلیل های واقع گرایانه از ذوات و خواص ذاتی، و بطورکلى از اشیاء و امور. اما فلسفه علم های مابعدنیوتن به تدریج (۱) علم مابعدالطبیعه را انکار کرده اند، (۲) وجود ذوات و خواص ذاتی را انکارکرده اند، (۳) تحلیل های واقع گرایانه را رها کرده و به تحلیل های منطقی و زبانی بسنده کرده اند. ذات گرایی جدید با بیشتر اصول اساسی ذات گرایی ارسطویی در توافق است، اما بر ضعف هایی مشتمل است که می توان با بازسازی آن ها به سوی فلسفه علم ای که می توان فلسفه علم اسلامی نامید گام نهاد: در هستی شناسی با پیش کشیدن خدای خالق و حکمت و غایتمندی، در معرفت شناسی با پیش کشیدن هماهنگی انسان با جهان و توانایی او بر شناسایی کاملاً درست اشیاء و امور، و در روش شناسی با پیش کشیدن امکان تبیین درست از اشیاء و امور. تفاوت این دیدگاه ها، در تفاوت مابعدالطبیعه آن ها است. و من مابعدالطبیعه ارتقاء یافته فلسفه اسلامی را واقع بینانه تر و معقول تر از مابعدالطبیعه مابعدنیوتنی، که می توان آن را مابعدالطبیعه هیومی نامید، و معرفت شناسی و روش شناسی فلسفه علم معاصر اسلامی را واقع بینانه تر و معقول تر از معرفت شناسی و روش شناسی فلسفه ها و فلسفه علم های معاصر، و حتی واقع بینانه تر و معقول تر از معرفت شناسی و روش شناسی ذات گرایی جدید می بینم.
تحلیل رویکرد فاضل صالح السامرائی در آرایش واژگانی آیات قرآن (مورد پژوهی جلد چهارم کتاب علی طریق التفسیر البیانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فاضل صالح السامرائی یکی از پژوهشگرانی است که در آثار متعدد قرآنی خود در صدد بررسی فعل و انفعالات زبانی موجود در ساخت آیات قرآن بوده است. در دیدگاه وی کارکرد بلاغی و نقش زیباشناسانه با کارکرد نحوی کلام درهم آمیخته و هر تغییر ناچیزی، برای انتقال مقدار خاصی از معنا بوده است. از جمله آثاری که در آن به طور خاص به کیفیت نظم آیات دقت داشته، تفسیر چهار جلدی" علی طریق التفسیر البیانی" است. در پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی، تلاش گردید ضمن بیان رویکرد سامرائی در تحلیل ادبی آیات قرآن در کتاب "علی طریق التفسیر البیانی"، به کارکرد معنایی آرایش واژگان در سوره «انبیاء» پرداخته شود. جستار حاضر نشان می دهد تحلیل های زبانی و ادبی سامرائی در این مجموعه تفسیری مبتنی بر میراث بلاغی گذشتگان بوده و پیوسته به آثار آنها استناد کرده است؛ اما در این میان تحلیل های نو نیز ارائه می دهد که بیشتر این نوآوری ها در هنگام مقایسه آیات با یکدیگر خود را نشان می دهد. او در تحلیل معنایی به سیاق آیات و روابط همنیشنی عنایتی ویژه دارد و در کنار تحلیل مرتبه الفاظ در آیات سوره انبیاء و کشف دلالت های آن، به مقایسه نظم واژگانی برخی از آیات این سوره با آیات مشابه دیگر پرداخته و مبنای همه تمایزات را سیاق و مقام این سوره می داند.
ادراک انگاره های معلمان و والدین از چالش های آموزش قرآن پایه اول ابتدایی شهر یزد(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مطالعه انگاره های معلمان و والدین از چالش های آموزش قرآن پایه اول ابتدایی در سال تحصیلی 1401 1402، و رویکرد آن کیفی و به روش (پدیدار شناسی) بود. گروه هدف شامل والدین و معلمان شهر یزد بود که با روش نمونه گیری هدفمند ملاک محور، هفده معلم و چهار نفر از والدین دانش آموزان در پژوهش مشارکت داشتند. نمونه گیری تا مرحله اشباع نظری داده ها ادامه یافت. ابزار پژوهش مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود. داده ها به روش هفت مرحله ای کلایزی تجزیه و تحلیل شدند. در روند کدگذاری اولیه، تعداد 212 کد زنده به دست آمد که در فرایند فروکاهی به 103 کد تبدیل شدند و درنهایت چالش های احصاشده در قالب چهار مضمون اصلی و نوزده مضمون فرعی طبقه بندی شدند. چالش های مربوط به طراحی و تدوین کتاب قرآن با هشت مضمون فرعی، نواقص در اجرای برنامه درسی قرآن با پنج مضمون فرعی، چالش های حاصل از ماهیت ماده درسی قرآن با سه مضمون فرعی، و چالش های اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی با سه مضمون فرعی احصا شدند. درنتیجه رفع چالش های مربوط به گسترش فرهنگ قرآنی در جامعه، نیازمند مشارکت سایر نهادهای فرهنگی و هم افزایی دیگر دستگاه های حکومتی است.
نقد و بررسی دیدگاه اندرو جی نیومن درخصوص زمان تدوین الکافی با تأکید بر عقل گریزی در روایات کتاب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه قرآن و حدیث دوره ۱۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۶
317 - 345
حوزههای تخصصی:
جامع کلینی به عنوان اولین اثر جامع روایی رسیده به دست شیعه همواره مطمح نظر محدثان، علمای اسلامی و حتی دانشمندان غربی بوده است. اندروجی نیومن از جمله مستشرقان معاصر است که در کتاب خود با عنوان «دوره ی شکل گیری تشیع دوازده امامی» و با بررسی سه کتاب حدیثیِ بصائر الدرجات، محاسن برقی و الکافی، بر این باور است که کتاب الکافی در بستر تاریخی و کلامی شهر بغداد و در تقابل با عقل گرایی حاکم بر آن، تدوین شده است. نیومن تلاش می کند تا گرایش کلینی به نص گرایی و پرهیز از عقل گرایی را برجسته سازد. این نوشتار به شیوه ی توصیفی تحلیلی در پی نقد مدعیات نیومن است و اثبات می کند برخلاف دیدگاه وی، کتاب الکافی، دارای رویکردی عقل گرایانه است و بر پایه شواهد متعدد، در مدت بیست سال اقامت کلینی در شهر قم وقبل از عزیمت وی به بغداد تدوین شده است. [1]. Andrew J. Newman
Electromagnetic Radiation of Extra Virgin Olive Oil: A Scientific Reflection on the Qur’anic Verse of Light (Q. 24:35)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Olive oil is one of the most widely consumed and popular vegetable oils, with numerous applications including in the food industry. Among the factors influencing its quality, environmental conditions, particularly light exposure, play a significant role. Light radiation can trigger specific processes within olive oil that lead to chemical changes and a decline in quality. In religious literature, especially within the Qur’an, olive oil holds a prominent status; notably, it is the only edible oil explicitly mentioned in the Qur’an. In verse 35 of Surah Al-Nūr, God draws a metaphor between His divine essence and light, establishing a symbolic connection between olive oil and illumination. The verse describes a light whose source is a blessed olive tree and further states that its oil is so luminous that it nearly gives light even without being touched by fire. The scientific investigation of this phenomenon forms the core objective of this study.
This research presents a Qur’anic interpretation informed by key lexical analysis, exegetical perspectives and recent scientific findings, focusing on a unique property of olive oil. Studies indicate that extra virgin olive oil is among the rare types of oils extracted not from seeds but directly from the olive fruit, resulting in a high concentration of chlorophyll. The chlorophyll content enables the oil to emit light under ambient illumination, particularly in the infrared and visible regions of the electromagnetic spectrum (with chlorophyll fluorescence occurring in the red region). Since the visible range of the electromagnetic spectrum spans wavelengths from red to violet (low to high energy), the light emitted by olive oil, depending on the intensity of surrounding light, approaches the threshold of human visual perception. In essence, olive oil can nearly emit light without contact with fire, a phenomenon remarkably echoed in verse 35 of Surah Al-Nūr.