فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴۱ تا ۵۶۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
pure life, Volume ۱۲, Issue ۴۱, Winter ۲۰۲۵
73 - 92
حوزههای تخصصی:
SUBJECT & OBJECTIVES: Intellectual virtues refer to virtues that deal with various aspects of human intellect and thought and are divided into faculty-oriented and character-oriented categories. The objective of this article is to explain the key instances of intellectual virtues from Mullā Ṣadrā's perspective. Considering the greater compatibility of Mullā Ṣadrā's views with character-oriented virtues, the article has extracted, categorized, and analyzed instances of this category of intellectual virtues.METHOD & FINDING: This study employs a descriptive and analytical methodology, utilizing a deductive approach. Our analysis reveals that the key instances of character-oriented intellectual virtues in Mullā Ṣadrā's philosophy include a profound eagerness for knowledge, the practice of intellectual contemplation—which encompasses avoiding superficiality, looking for valid reason, conducting adequate research, accuracy and sharpness, and examining the consequences of knowledge—alongside intellectual patience and intellectual independence—which encompasses the avoidance of imitation and prejudice. CONCLUSION: The research findings demonstrate a manifestation of intellectual virtues within the works of Mullā Ṣadrā, one of the preeminent Islamic philosophers. This phenomenon can be attributed to the significance he assigned to authentic human happiness and the role of intellectual virtues in attaining such happiness according to his perspective.
بازخوانی انسجام ساختاری قرآن کریم در پرتو نظریه نظم متقارن از دیدگاه نوین ردا (مطالعه موردی سوره بقره)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بسیاری از اندیشمندان غربی بر این باورند که قرآن محتوای گسسته ای دارد، اما برخی از اندیشمندان این باور را رد کرده و تلاش می کنند تا انسجام ساختاری متن قرآن را ثابت کنند؛ ازاین رو نوین ردا، یکی از قرآن پژوهان معاصر، دو ساختار ترکیبی (خطی و حلقوی) را در سوره بقره مورد بحث قرار می دهد و از این طریق انسجام موجود در آیات سوره بقره را مورد بررسی قرار می دهد بدین نحو که او اجزاء کل سوره را به سه قسمت تقسیم می کند که مورد سوم دارای سه زیر بخش است و نیز هر کدام از سه قسم سوره را از جهت ترکیب خطی و لغوی مورد کنکاش قرار می دهد. و نیز نمونه های مختلف ترکیب حلقوی را طرح و مورد بررسی قرار می دهد. با این حال، این نظریه با نقدهایی مواجه است که شامل نبود تحلیل جامع و دقیق و نادیده گرفتن عوامل ساختاری مانند تفکیک آیات مکی و مدنی می شود. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی رویکرد «ردا»، پرداخته و به این نتیجه میرسد که تحلیل های ارائه شده در این رویکرد بیشتر بر تکرار کلمه "هدایت" در بخش های اول و دوم سوره بقره تمرکز دارند، اما به جنبه های دیگری مانند عدالت و ایمان کمتر پرداخته شده است. نقدها همچنین به ساختار لغوی و ترکیب حلقوی و نیاز به توجه بیشتر به انعطاف پذیری ساختاری و تفسیرهای متفاوت اشاره دارند. با این حال، پتانسیل برای دستیابی به فهم عمیق تری از نظم متقارن در قرآن با بررسی دقیق تر و ارائه تحلیل جامع وجود دارد.
بررسی بین المللی-فلسفی حقوق فطری و مدنی معلولین
منبع:
فقه و حقوق نوین سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
1 - 14
حوزههای تخصصی:
حقوق طبیعی و مدنی افراد دارای معلولیت به عنوان یکی از اقلیت های بزرگ که بالغ بر یک دهم جمعیت جهان را تشکیل می دهند ، شامل یک پارادایم اساسی از حقوق بشر است که منعکس کننده کرامت و برابری ذاتی همه افراد است. حقوق فطری و مدنی معلولین به مجموعه ای از حقوق و مزایایی اشاره دارد که به دلیل شرایط خاص این افراد، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. حقوق فطری، به حقوقی اشاره دارد که به طور طبیعی و ذاتی به هر انسان تعلق دارد و شامل حق زندگی، حق آزادی، و حق برخورداری از کرامت انسانی می شود. از سوی دیگر، حقوق مدنی، به حقوقی اشاره دارد که به وسیله قوانین و مقررات اجتماعی تعیین می شوند و شامل حق آموزش، حق کار، حق دسترسی به خدمات عمومی و حق مشارکت در زندگی اجتماعی است. تحقیق در مورد حقوق فطری و مدنی معلولین نشان می دهد که این گروه از افراد با چالش های خاصی مواجه هستند که نیاز به توجه و حمایت ویژه دارد. بسیاری از کشورها به منظور تضمین حقوق معلولین، قوانین و مقررات خاصی را وضع کرده اند، اما در عمل، هنوز هم موانع زیادی وجود دارد که بر سر راه تحقق کامل این حقوق قرار دارد. این مقاله به بررسی ابعاد مختلف حقوق فطری و مدنی معلولین، و همینطور بررسی قوانین بین المللی موجود در این راستا می پردازد و اهمیت ایجاد یک جامعه فراگیر و برابر را مورد تأکید قرار می دهد.
بررسی فقهی نشر محرمیت رضاعی با شیر حاصل از تلقیح مصنوعی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
گستردگی درمان های ناباروری به روش تلقیح مصنوعی، پاسخ به این پرسش را ضروری می سازد که آیا رضاع با شیر حاصل از این بارداری ها، موجب و سبب نشر محرمیت رضاعی بین شیرخوار با صاحب اسپرم یا صاحب رحم در فرایند تلقیح مصنوعی و توابع (محارم نسبی) وی می شود یا خیر؟ می توان گفت بهترین دلیل صحیحه عبدالله بن سنان است که در آن از تعبیر «أرضَعَت إمرأتُک من لبنِک و لبنِ وَلدِک» برای بیان نشر حرمت رضاعی استفاده شده است. به نظر می رسد اگرچه تعبیر «لبن ولدک» در مورد شیر حاصل از بارداری نامشروع نیز صادق است، اما با توجه به در مقام تحدید بودن تعبیر «امرأتک»، اشتراط مشروعیت شکل گیری جنین برای نشر حرمت رضاعی قابل استفاده است. همچنین در دو مورد رضاع با شیر حاصل از تلقیح اسپرم مرد با تخمک همسر شرعی اش و انتقال رویان پدیدآمده از این تلقیح به رحم اجاره ای زن بیگانه، و مورد تلقیح اسپرم مرد با تخمک زن بیگانه مطلقاً (چه رویان به رحم اجاره ای منتقل شود و چه به رحم همسر شرعی صاحب اسپرم)، مقتضای اطلاق آیه )اُحِلَّ لَکُم مَا وَرَاءَ ذَلِکُم( و جریان استصحاب حلیت ازدواج، نشر نیافتن محرمیت رضاعی بین شیرخوار با صاحب اسپرم و صاحب رحم است؛ اما در صورتی که اسپرم مرد با تخمک همسر خودش تلقیح، و به رحم وی منتقل شود، ولو اینکه آمیزشی صورت نگرفته باشد، نشر حرمت رضاعی به مقتضای صحیحه عبدالله بن سنان ثابت است.
تأثیر سند بین المللی NSSM200 بر تحولات جمعیتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فرهنگی اجتماعی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
101 - 118
حوزههای تخصصی:
جمعیت همواره یکی از راهبردی ترین مؤلفه ها در سرنوشت جوامع بوده است. این مسئله افزون بر تأثیرپذیری از متغیرهای متعدد اقتصادی، امنیتی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، خانوادگی و... در داخل کشورها، به دلیل درهم تنیدگی نظام مسائل و موضوعات در عصر حاضر، از متغیرها و اسناد بین المللی نیز متأثر بوده است. یکی از مهم ترین اسناد بین المللی تأثیرگذار در نیم قرن اخیر در تحولات جمعیتی کشورها، سند مطالعات امنیت ملی امریکا (پیامدهای رشد جمعیت جهان بر امنیت و منافع برون مرزی ایالات متحده) است که با هدف مدیریت جمعیت جهان در راستای منافع این کشور طراحی و در کشورهای گونگون اجرا شده است. در این نوشتار برآنیم تا با روشی تحلیلی توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، نقش آفرینی این سند در روند کاهش جمعیت ج.ا.ایران و تبدیل این کشور به الگوی کاهش جمعیت در سطح جهانی را واکاوی نماییم. یافته های پژوهش بیانگر آن است که کاربست الگوی این سند در ساختارها و بافتارهای ج.ا.ایران، با تأثیرگذاری در سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های علمی، اقتصادی، آموزشی، بهداشتی، فرهنگی و...، یکی از اصلی ترین عوامل در کاهش شدید رشد جمعیت ایران بوده است.
قرائتی عرفانی از زیارت جامعه: کبیره: بررسی انطباق مقامات امام معصوم (علیه السلام) با انسان کامل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دعاپژوهی سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
166 - 184
حوزههای تخصصی:
مفهوم محوری «انسان کامل»، به ویژه آن گونه که در مباحث عرفانی ابن عربی تئوریزه شده، در کنار جایگاه بنیادین «امام معصوم (ع)» در الهیات شیعی، زمینه ای برای بحث های تفسیری فراهم آورده است. برخی دیدگاه ها در سنت شیعی، قائل به ناسازگاری این دو مفهوم بوده و تلقی عرفانی را در تعارض با مقام الهی امام (ع) می دانند. این پژوهش، با طرح فرضیه سازگاری عمیق میان شاخصه های انسان کامل و اوصاف امام (ع) که در متون اصیل شیعی قابل ردیابی است، به تحلیل تطبیقی متن محوری «زیارت جامعه کبیره» می پردازد تا این تعارض ادعایی را واکاوی کند. به همین منظور، با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد تطبیقی، ابتدا مؤلفه های اصلی انسان کامل از منظر مکتب ابن عربی مشخص شده، سپس با تحلیل محتوای زیارت جامعه، تجلی این مؤلفه ها در اوصاف امامان (ع) بررسی گردیده است. یافته های تحقیق، انطباق و هم سویی عمیق و چشمگیری را در ابعاد متعدد نشان می دهد. شاخصه های کلیدی انسان کامل، شامل مظهریت اتمّ اسماء و صفات الهی و جامعیت وجودی (کون جامع)، برخورداری از علم لدنی و احاطه علمی، عصمت و طهارت مطلقه، نقش محوری در نظام تکوین (وساطت در فیض، ولایت تکوینی و حفظ عالم)، ارتباط وجودی ویژه با حق (معیت و سریان) و برتری مقامی مطلق، همگی به روشنی و با تأکید فراوان در عبارات زیارت جامعه کبیره برای ائمه اطهار (ع) یافت می شود. نتیجه گیری پژوهش، ضمن تأیید فرضیه اصلی نشان می دهد: زیارت جامعه کبیره به مثابه سندی معتبر، ضمن رد آن تعارض ادعا شده، امکان ارائه قرائتی را فراهم می آورد که امام معصوم (ع) را مصداق اتمّ انسان کامل در چارچوب تعالیم شیعی معرفی کند. این تحقیق بر ظرفیت بالای متون حدیثی و زیارتی شیعه برای فهم مباحث عرفانی و پیوند میان عرفان نظری و کلام امامیه تأکید دارد.
تحلیل کاربردشناختی دعای ابوحمزه ثمالی با تکیه بر نظریه کنش گفتاری سرل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
323-356
حوزههای تخصصی:
کنش گفتاری یا کارگفت مفهومی، کلیدی در زبان شناسی و فلسفه ی کاربردشناسی زبان است که به بررسی عملکرد و معنای افعال در گفتگو با توجه به موقعیت اجتماعی و روابط بین گوینده و شنونده می پردازد و تلاش می کند کارکردهای زبان را به صورت نظام مند توضیح دهد. این پژوهش با رویکرد زبان شناسی کاربردی و بهره گیری از دس تهبندی ج ان س رل در نظری ه کنشه ای گفت ار ب ه تحلی ل دعای ابوحمزه ثمالی می پردازد تا قواعد معنایی استفاده از زبان برای دستیابی به اعمال گفتاری شناسایی و گفتمان دعای ابوحمزه در رابطه انسان با خدا بازنمایی شود. بدین منظور متن دعا به واحدهای معنایی کوچکتر تقسیم و بر اساس نظریه سرل تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد که در دعای ابوحمزه شامل انواع مختلف کنش های گفتاری (اظهاری، ترغیبی، عاطفی و تعهدی) است که هر یک برای بیان هدفی خاص به کار رفته اند. بیشترین تأکید بر کنش های اظهاری با بسامد (53%) و پس از آن کنش های ترغیبی با بسامد (35%) قرار دارند. کنش های عاطفی با بسامد (11%) نیز حضور قابل توجهی دارند، اما از کنش های تعهدی(1%) بسیار کم استفاده شده است. نتیجه این بسامدگیری نشان می دهد که تمرکز اصلی گوینده بر ارائه باورها، بیان حقایق و انگیزش مخاطبان است. در مجموع، این پژوهش نشان داد که تحلیل کنش گفتاری می تواند ابزاری قدرتمند برای درک ساختار زبانی و کارکردهای مختلف دعا باشد. این روش نه تنها به روشن شدن معانی و مفاهیم نهفته در متن دعا کمک می کند، بلکه به شناخت بهتر ساختار ارتباطی در متون مذهبی می انجامد.
نهادهای آموزشی و علمی قزوین از آغاز دوره اسلامی تا ایلخانان مغول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۴
87 - 109
حوزههای تخصصی:
در میان شهرها و ولایات ایران اسلامی، قزوین به عنوان یکی از پیشینه دارترین مراکز فرهنگی و تمدنی ایران محسوب می شد که در دوره اسلامی قدرت های حکومتگر بر آن جا از حیث سیاسی و مذهبی تنوعات متناوبی داشته و از لحاظ جایگاه میان راهی و موقعیت جغرافیایی نیز دارای اهمیت ویژه ای بوده است؛ چنان که از سده نخست هجری، حضور گسترده مرزداران، عالمان و زاهدان در کنار رونق مکاتب حدیث، فقه و فلسفه به شکل گیری نخستین نهادهای آموزشی در این شهر انجامیده اسست. در واقع دیرینگی، دوام، استمرار و پویایی این نهادها حاصل وضع خاص جغرافیایی، سیاسی و بالمآل فرهنگی آن است. نویسندگان در این پژوهش، با آگاهی از محدودیت در داده های تاریخی، درصددند مؤسسات و نهادهای علمی و فرهنگی قزوین را از آغاز دوره اسلامی تا ایلخانان مغول بررسی کنند و بدین پرسش پاسخ دهند که این نهادها از لحاظ نوع، ماهیت و کارکرد، چه تحوالاتی را پشت سر گذاشته اند. یافته های این پژوهش توصیفی- تحلیلی نشان می دهد قزوین در این دوره طولانی به واسطه وجود موسساتی آموزشی، چون مساجد، مدارس، خانقاه ها، کتابخانه ها و رواج و روایی آموزش علوم عمدتاً دینی از جمله قرآن، حدیث، فقه و مقدمات آن ها، از پایگاه های مهم دانش های ادبی و اسلامی محسوب می شده و از این رو مقصد بسیاری از عالمان و جویندگان علوم بوده است. همچنین نقش برجسته خاندان های منتفذی چون دبیران و رافعان درخور توجه است که در گسترش و رونق دانش و توسعه نهادهای علمی و آموزشی سهم بسزا داشتند.
بازخوانی نقش دراماتیک ابلیس در قصه آفرینش به روایت قرآن کریم از منظر روایت شناسی ارسطو(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۴)
115 - 139
حوزههای تخصصی:
قصه آفرینش انسان در قرآن، سرشار از آموزه های اخلاقی، اعتقادی و فلسفی است و جایگاهی ویژه در تفسیر و تبیین آموزه های دینی دارد که می توان آن را از زوایای گوناگون تحلیل و بررسی کرد. این مقاله با استفاده از رویکرد روایت شناسی ارسطو، قصه آفرینش را تحلیل می کند. براساسِ نظریه روایی ارسطو، قصه آفرینش از تمام عناصر روایی ارسطویی بهره مند است، شخصیت ابلیس به طور کامل و دقیق ترسیم شده است و ابعاد گوناگون شخصیتی او به تصویر درمی آید. ابلیس، نقشی محوری در پیشبرد قصه و انتقال پیام الهی ایفا می کند و با استفاده از فریب و وسوسه، در صدد گمراه کردن انسان ها برمی آید. مضمون این قصه، هشدار نسبت به خطرات وسوسه های شیطانی و تأکید بر ضرورت تقوا و بندگی خداوند متعال است. این مضمون با بهره گیری از عناصر روایی به شکلی هنرمندانه به مخاطب القا می شود. مقاله پیش رو با روش تحلیلی روایت نشان می دهد که چگونه قصه آفرینش از تمام عناصر روایی ارسطویی برای خلق روایتی جذاب و پرمحتوا بهره می برد. این رویکرد به درک عمیق تر این قصه و نقش شخصیت های آن، به ویژه ابلیس، یاری می رساند. یافته های پژوهش نشان می دهد که قصه آفرینش انسان تمام عناصر روایی ارسطویی را به طور کامل و دقیق داراست. نتایج این پژوهش می تواند در تولید محتوای دینی و اخلاقی، آموزش روایت شناسی و نقد و تحلیل آثار ادبی و مذهبی کاربرد داشته باشد. همچنین این پژوهش می تواند به درک عمیق تر از آموزه های دینی و نقش شخصیت های داستان های مذهبی، به ویژه ابلیس، کمک کند.
مسئولیت مدنی دولت در قبال ناامنی اقتصادی؛ تحلیل فقهی حقوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از اصول مهم اقتصادی، عدالت و امنیت می باشد. کاهش ارزش پول ملی، تورم شدید، نوسانات غیر متعارف لحظه ای بازار موجب نا امنی اقتصادی و فشار بر طبقات ضعیف جامعه می گردد. حال در پاسخ به این سوال که مسئولیت مدنی دولت در قبال این نا امنی های اقتصادی چیست؟ با عنایت به ضرورت امنیت اقتصادی در روابط مالی و تجاری، کاهش خطرات سرمایه گذاری و اطمینان از بازگشت سود و تأثیراتی که بر زندگی روزمره مردم دارد، دولت مسئولیت حفاظت از منافع اقتصادی مردم، متصدی خزانه کل، بودجه ها و اعتبارات و سرمایه های ملت و مملکت است و تمامی شاهراه های اقتصادی و تصمیمات کلان، با نگاه دولت اتخاذ می گردد. لذا هر گونه عمل یا رفتار اعم از فعل یا ترک فعل دولت که منتهی به ورود خسارت به اشخاص جامعه اعم از حقیقی یا حقوقی گردد، بر اساس قاعده اتلاف، باید آن را جبران نماید.با عنایت به اینکه معیار ضمان در قاعده اتلاف، إعتداء به مال غیر می باشد و این موضوع نیز با دریافت مثل آن جبران می شود،در فرضی که مال تلف شده مثلی باشد در وهله نخست مثل آن و در فرض موجود نبودن مثل، باید قیمت و بهای یوم الإتلاف به زیان دیده پرداخت گردد. در روایات مرتبط با قاعده اتلاف، عناوینی مانند همزیستی، انتساب، شرایط وارد نگردیده ولذا در هر فرضی که اتلاف بر مال صدق کند اعم از اینکه با فعل یا ترک فعل، به وسیله دولت یا شخص حقیقی، عمدی یا سهوی باشد تفاوتی در ضمان متلف ایجاد نخواهد کرد.
بررسی فقهی و حقوقی مالیت و ملکیت پرده آمنیون(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه و اجتهاد سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
155 - 180
حوزههای تخصصی:
پیشرفت های علم پزشکی این امکان را به بشر امروز داده است تا به دستاوردهای نوینی در عرصه درمان بیماری ها یا بهبود آسیب های وارده، علاوه بر اعضا از اشیای وجودی انسان نیز بهره ببرد؛ اما تبیین مشروعیت خریدوفروش این اشیا به مطالعات فقهی و حقوقی نیازمند است؛ بنابراین پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی، تلاشی است جهت پاسخگویی به این سؤال که مالیت و ملکیت پرده آمنیون از منظر فقه و حقوق چگونه است؟ یافته ها حاکی از آن است که آمنیون بعد از فراوری به عنوان پانسمان بیولوژیک زخم در جراحی های چشم، زخم های دیابتی، سوختگی ها، پیوند پوست و... اثربخشی دارد. همچنین از عصاره آن برای بازسازی قرنیه و ترمیم زخم استفاده می شود و چون برخوردار از خواص ضدباکتریایی، ضدالتهابی و ضدویروسی است در بدن واکنش ایمونولوژیک ایجاد نمی کند و در کاهش درد بیمار و روند بهبود زخم مؤثر است؛ از این رو داشتن منافع محلّله مقصوده فراوان، عدم ردع شارع، نبود مانع ذاتی یا قانونی استفاده از آمنیون و عدم اضرار جداسازی آن از مادر و جنین و مهم تر گرایش بیماران و متخصصان حوزه پزشکی، مالیت و ارزش اقتصادی آمنیون را اثبات می کند. همچنین خریدوفروش آن، مطابق مواد ۲۱۵ و ۳۴۸ ق.م، به صراحت مالیت داشتن مورد معامله را مطرح می کنند، وجاهت قانونی می دهد. علاوه بر این، ملکیت فرع بر مالیت است که بعد از طرح فروض متفاوت آن در تحقیق پیش رو، الحاق مالکیت آمنیون به والدین صحیح می باشد؛ زیرا تشکیل جنین و توابع آن، حاصل لقاح گامت می باشد.
الگوشناسی کارکردشناختی علم تاریخ در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این که گذار ِشناخت تاریخی از گذشته به حال و دستیابی به شناخت غیرتاریخی، از الگو یا الگوهای معینی پیروی می کند، پرسشی در فضای فلسفه علم تاریخ است که فیلسوفان فراتر از امکان به آن نپرداخته اند. عرضه مسئله به قرآن و بررسی عملکرد قرآن در آن باتوجه به آیات تاریخی فراوان و نیز هدف هدایتگریِ انسان ، مسیری برای دریافت پاسخ به این پرسش است. بر این اساس با روش کمی و کیفی اکتشافی و تحلیلی، نخست آیات مورد نظر از کل قرآن، جمع آوری و طبقه بندی شد و فرایند استخراج الگو با اکتشاف امر تکرارشونده و نیز پالایش تمایزها در این آیات انجام گرفت و در نهایت الگویی سه جزئی شامل شناخت تاریخی پایه (ورودی الگو)، فرایند جابجایی (فرایند الگو) و شناخت غیرتاریخی (خروجی)، استخراج گردید. هر یک از اجزای این الگو مورد مطالعه قرار گرفت و تنوع ورودی ها و خروجی های الگو و نیز دوگونه فرایند کاهشی و افزایشی در آنها شناسایی شد.
زکات انگاری الزامات غیرمالی تمدّن ساز در فرهنگ اسلامی مبتنی بر دیدگاه اهل بیت علیهم السلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۹
93 - 112
حوزههای تخصصی:
ساخت تمدن تراز اسلامی در عصر احیاء، جز با درک عمیق و کاربست همه جانبه آموزه های ثقلین امکان پذیر نیست. پرسش مشخص در پژوهش حاضر آن است که مبتنی بر دیدگاه اهل بیت به عنوان راهبران شاخص فراعصری در فرهنگ اسلامی، ابعاد غیرمالی و غیرشرعی هنجار زکات که دارای تأثیر تمدنی هستند، چگونه تعریف می شود؟ بر اساس یافته های پژوهش به روش تحلیلی، در فرهنگ اسلامی التزام همگانی و حداکثری به فرهنگ معیار، منش سازنده و اصلاح گرانه در عرصه اجتماعی، نقش آفرینی فعّال علمی آموزشی و منش خدمت محور در نهاد حاکمیّت، زکات انگاری گردیده است. در نتیجه مشخص گردید اهل بیت با این گفتمان، مترصد آن بودند که جامعه عناصر تمدّن ساز را بسان شریعت فریضه بدانند؛ هرچند این موضوعات به صورت خاص در دایره فروع دین نگنجند و عنوان فریضه شرعی بر آنان بار نگردد. به علاوه اهل بیت با زکات انگاری نقش های تمدّنی کوشیده اند تا ذهنیّت اکتفا به مسئولیت مالی، به عموم برخورداری های انسانی در بروز نقش های مثبت اجتماعی گسترش یابد.
تحلیل الاستراتیجیات الأیدیولوجیه للخطاب فی میمیه أبی فراس الحمدانی الاحتجاجیه علی ضوء نظریه فان دایک الاجتماعیه المعرفیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اضاءات نقدیه سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
9 - 34
حوزههای تخصصی:
تحلیل الخطاب النقدی هو نهج متعدد التخصصات یعترف باللغه کشکل من أشکال التفاعل الاجتماعی ویدرس ممارسه القوه من خلال اللغه. لطالما عکس الأدب النقدی توجهات وأفکار الشعراء الملتزمین وأنصار اضطهاد أهل البیت من خلال عرض مظلومیتهم والبراءه من أعدائهم. إن وجود الأحداث على الساحه الاجتماعیه والسیاسیه قد وفر الأرضیه لتواجد الشعراء فی هذا المجال. إحدی غرر القصائد التی خلدت فی تاریخ الشعر العربی هی میمیه الشاعر المبدع أبی فراس الحمدانی الاحتجاجیه التی أدانت بها الجرائم التی ارتکبها طغاه بنی العباس ضد أئمه العتره المحمدیه (ع). فمن هذا المنطلق، یتم وضع هذه القصیده الاحتجاجیه فی مجال الأدب النقدی، من حیث السیاق الاجتماعی والمحتوى والاستراتیجیات اللغویه؛ حیث تسمح للمحلل والناقد بالکشف عن العلاقه بین السلطه والأیدیولوجیا والخطاب فیها. لذلک، تحاول هذه المقاله تحلیل الأیدیولوجیات والآلیات اللغویه للخطاب فی هذه القصیده باستخدام طریقه تحلیل الخطاب النقدی مع الترکیز على نموذج فان دایک الاجتماعی المعرفی. إذ اتخذ شکل تحلیل الخطاب النقدی لدیه نهجًا مختلفًا عن الآخرین؛ حیث رکز على دور المعرفه فی تحلیل الخطاب النقدی والتواصل والتفاعلات الاجتماعیه. فنجح من خلال ربط المفاهیم الثلاثه للخطاب والمعرفه والمجتمع، أن یقوم بمثلث شکل أساس نظریته المتمیزه لتحلیل الخطاب النقدی. ومن أبرز النتائج التی توصلنا إلیها من خلال هذا المقال هی أن إبراز النقاط السلبیه للآخر فی القصیده أقوى بکثیر من إبراز النقاط الإیجابیه للأنا وهکذا خلقت عملیه الاستقطاب وخلق المسافه بین الذات والآخر.
بررسی تطبیقی آموزه های اخلاقی دمّاپادا با مثنوی معنوی مولانا جلال الدین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
71 - 96
حوزههای تخصصی:
انسان به طور ذاتی اخلاق محور است، اما مواجهه با چالش های اجتماعی و زیست محیطی، او را در معرض تردیدهای اخلاقی قرار می دهد و از این رو، نیاز به ابزارهایی برای بازاندیشی در اصول اخلاقی احساس می شود. در این مسیر، متون مقدس، به ویژه در قالب زبان شعری، ابزارهایی تأثیرگذار برای هدایت انسان به سوی فضایل اخلاقی هستند. این پژوهش، با رویکردی تحلیلی-تطبیقی، به بررسی آموزه های اخلاقی دو اثر برجسته از سنت های مختلف دینی می پردازد: دماپادا از سنت بودایی و مثنوی معنوی از سنت اسلامی. دماپادا، که در "سه زنبیل" بودایی قرار دارد، در قالب اشعار عرفانی و اخلاقی، به اصولی همچون صداقت، پرهیز از رذایل اخلاقی و تهذیب نفس پرداخته است. زبان شعری این اثر با استفاده از نظم و موسیقی درونی کلمات، نه تنها مفاهیم عمیق اخلاقی را به صورت قابل فهم و ملموس به مخاطب منتقل می کند، بلکه انسان را به بازگشت به فضایل اخلاقی و دوری از رذایل فرا می خواند. این ساختار شعری، در کنار آموزه های معنوی آن، به ابزاری برای انتقال مفاهیم جهانی اخلاقی تبدیل می شود. در مقابل، مثنوی معنوی مولانا جلال الدین رومی با بهره گیری از زبان شعری، استعاره ها و تمثیل ها، اصول اخلاقی مشابهی را بیان می کند. مولانا، همانند بودا، بر فضایل اخلاقی همچون صداقت، خودشناسی، تهذیب نفس، و رهایی از تعلقات دنیوی تأکید می کند. این اثر، با ساختار شعری خود، در حقیقت "قرآن فارسی" است که نه تنها به تهذیب نفس و معنویت می پردازد، بلکه به عنوان راهنمایی برای رسیدن به حقیقت و عشق الهی عمل می کند. این مطالعه استدلال می کند که زبان شعری در هر دو اثر، دماپادا و مثنوی معنوی، نه تنها ابزاری برای انتقال آموزه های اخلاقی و معنوی است، بلکه به عنوان یک نیروی فعال در تحول روحی و اخلاقی انسان ها در نظر گرفته می شود. در شرایطی که انسان ها در دنیای مدرن به چالش های اخلاقی مختلفی دچار هستند، این دو اثر به طور شگرفی پیوندی عمیق و جهانی میان فرهنگ ها و دین ها برقرار می کنند.و به انسان های امروز یادآوری می کنند که اصول اخلاقی بنیادین، همچنان جهانی و فراتر از مرزهای دینی و فرهنگی هستند. به ویژه، زبان شعری این دو اثر به عنوان ابزاری کارآمد و قدرتمند برای تحریک ذهن و قلب انسان ها به بازگشت به فضایل اخلاقی و معنویت، می تواند در تحقق یک تحول اخلاقی جهانی نقشی حیاتی ایفا کند.
بررسی نشانه شناختی دیگری در «إسلام بلاضفاف» بر اساس رویکرد امبرتو اکو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله و هدف: پدیده «دیگری» از مفاهیم بنیادی در گفتمانهای فرهنگی و نشانهشناسی است که همواره بهمثابه آینهای برای بازشناسی «خود» عمل کرده است. در جهان معاصر، این مفهوم بیش از پیش در متون ادبی و فرهنگی بازتاب یافته و به ابزاری برای تحلیل سازوکارهای سلطه، قدرت و هویت بدل شده است. در همین راستا، کتاب إسلام بلا ضفا، اثر یوسف إدریس، تصویری چندوجهی از مواجهه جهان اسلام با غرب و قدرتهای استعمارگر ارائه میدهد و در قالبی ادبی– انتقادی به بازنمایی مناسبات سلطه و مقاومت در بستر فرهنگی مصر و جهان عرب میپردازد. نویسنده، با زبانی استعاری و کنایی، سیمای دشمنان تاریخی اسلام یعنی آمریکا و اسرائیل را از خلال نشانههایی چون «غول احمق»، «اختاپوس صهیونیستی»، «ذبح نفتی» و «نقشههای مخرب» بازآفرینی میکند تا، از این طریق، بحران هویت و سلطهپذیری و خودباختگی فرهنگی جوامع اسلامی را برجسته سازد. در این میان، رویکرد امبرتو اکو، بهعنوان یکی از برجستهترین نظریهپردازان نشانهشناسی، ابزاری تحلیلی فراهم میآورد که از سطح دلالتهای ظاهری متون فراتر میرود و به لایههای پنهان معنا دست مییابد. اکو با طرح مفاهیمی چون دانشنامه فرهنگی، خواننده الگو و تأویل اصیل، امکان بازخوانی متون را در پیوند با نظامهای فرهنگی و رمزگانهای اجتماعی میسر میسازد. پژوهش حاضر با تکیه بر همین دیدگاه میکوشد تا نشان دهد چگونه یوسف إدریس، با بهرهگیری از گنجینه فرهنگی– تاریخی جهان عرب، گفتمان «خود» را در تقابل با «دیگری» بازتعریف میکند و چگونه استعارهها و رمزگانهای زبانی او به بازتولید معنا در بستر تاریخی و سیاسی مصر دهه پایانی قرن بیستم میانجامد. هدف اصلی این پژوهش کشف سازوکارهای نشانهای در بازنمایی دیگری در إسلام بلا ضفاف است؛ بهویژه اینکه چگونه عناصر زبانی و فرهنگی در خدمت بازسازی مفاهیم هویت، مقاومت و سلطه قرار میگیرد. این تحقیق، با فاصلهگرفتن از رویکردهای صرفاً تاریخی یا سیاسی، متن را بهمثابه نظامی از نشانهها مینگرد که در آن هر نشانه در شبکهای از رمزگانهای فرهنگی معنا مییابد.
روششناسی: پژوهش حاضر، از نظر ماهیت، توصیفی– تحلیلی و، از حیث روش، نشانهشناسی فرهنگی با تکیه بر الگوی امبرتو اکو است. دادههای اصلی از متن عربی کتاب إسلام بلا ضفاف استخراج شده و تحلیل بر مبنای تطبیق رمزگانهای زبانی، استعاری و فرهنگی در چهارچوب مفاهیم اکو انجام گرفته است. در این تحلیل، ابتدا نظام نشانهای متن در پیوند با بافت تاریخی و فرهنگی مصر و جهان عرب شناسایی شده، سپس سازوکار تولید معنا و فرایند تعامل میان «خواننده الگو» و «نویسنده الگو» بررسی شده است. در فرایند تحلیل، واحدهای نشانهای همچون واژهها، استعارهها و ساختارهای تقابلی (خود/ دیگری، شرق/ غرب، مقاومت/ سلطه) بهعنوان مؤلفههای دلالتی انتخاب و بر مبنای شبکههای دانشنامهای و رمزگانهای مشترک فرهنگی تفسیر شده است. روش کار بر این اصل استوار است که هیچ نشانهای بهصورت منفرد معنا نمییابد، بلکه در بستر تاریخی و در ارتباط با حافظه فرهنگی ملتها معنا میگیرد.
بحث و تحلیل: نتایج تحلیل نشانهشناختی نشان میدهد که، در إسلام بلا ضفاف، مفهوم «دیگری» همزمان دو نقش ایفا میکند: ازسویی، دشمنی تاریخی و خارجی است که در قالب استعارههایی چون «غول احمق» و «اختاپوس» بازنمایی میشود؛ ازسوی دیگر، نمادی از بحران درونی و خودفراموشی فرهنگی است. یوسف إدریس، با آفرینش شبکهای از نشانهها، گفتمان «خودِ عرب و مسلمان» را در مواجه با استعمار نوین به تصویر میکشد و، از رهگذر زبانی نشانهمدار، ساختار سلطه و وابستگی اقتصادی و فکری جوامع عربی را نقد میکند. استعاره «غول احمق» در تحلیل اکو نشانهای دووجهی است؛ از یکسو قدرت نظامی و اقتصادی آمریکا را بازنمایی میکند و ازسوی دیگر با صفت «احمق» ارزش اخلاقی و انسانی آن را تهی میسازد. این ترکیبْ نماد تضاد میان تمدن مادی و فقدان خرد اخلاقی در گفتمان غربی است. در سطحی دیگر، استعاره «اختاپوس» برای توصیف اسرائیل بهکار رفته که با بازوهای متعدد خود بر جهان چنگ انداخته است. این نشانه نهتنها بیانگر قدرت سیاسی رژیم صهیونیستی، بلکه نمادی از شبکههای نفوذ و سلطه جهانی است. مطابق با نظریه رمزگانهای فرهنگی اکو، این استعاره ریشه در حافظه جمعی جهان عرب دارد و معنای آن تنها از طریق آشنایی با تاریخ استعمار و منازعات اعراب و اسرائیل قابل درک است. واژههای «نقشه مخرب» و «طرح هوشمندانه» بهمثابه رمزگانهایی از سیاستهای استعماری و رسانهای غرب در جهان عرب عمل میکند. اکو تأکید دارد که معنا از خلال روابط متقابل نشانهها و رمزگانها پدید میآید؛ بدینسان، در متن إدریس نیز واژگان مذکور، با ارجاع به نظام دانشی مشترک در فرهنگ عربی– اسلامی، دلالتی فراتر از معنای لغوی خود مییابد. این استعارهها مخاطب را از سطح سیاسی به لایههای فرهنگی– روانی سلطه سوق میدهد و بحران اعتمادبهنفس و خودباختگی را بهعنوان پیامد استعمار فکری بازمینمایاند. از مهمترین لایههای معنایی در متن، استعاره «ذبح نفطی» است که به کشتار اقتصادی جهان عرب اشاره دارد. این ترکیبْ پیوندی میان مفهوم مذهبی قربانی و واقعیت اقتصادی استعمار برقرار میکند و، به تعبیر اکو، ازجمله نشانههایی است که بافت فرهنگی و دینی را به سیاست معاصر پیوند میزند. در اینجا، نفت بهمثابه «شریان حیاتی» ملتهای عربی به خون بدل میشود که در پیکر نظام سرمایهداری جهانی جریان مییابد. چنین تصویری نهایت ضعف و استثمار را در قالبی نشانهای بیان میکند. در مجموع، میتوان گفت که إدریس، با آگاهی از رمزگانهای مشترک میان خوانندگان عرب، متنی خلق کرده است که بهصورت چندلایه معنا میدهد و خواننده را از سطح روایت سیاسی به تأملی نشانهشناختی درباره سرنوشت فرهنگی خود فرامیخواند. در پرتو دیدگاه اکو، این خوانش چندسطحی نه نشانهای از ابهام، بلکه ابزار تولید معنا و بازآفرینی فرهنگ است.
دستاوردها: پژوهش حاضر نشان داد که رویکرد نشانهشناختی اکو ابزاری کارآمد برای تحلیل متون انتقادی جهان عرب است. نخست آنکه دیگری در إسلام بلا ضفاف صرفاً دشمن بیرونی نیست، بلکه سازهای فرهنگی است که به بازتعریف «خود» میانجامد. دوم آنکه استعارهها و رمزگانهای فرهنگیِ بهکاررفته در اثر از دل تاریخ استعمار و حافظه جمعی ملتها برخاسته و، در سطحی فراتر از زبان، حامل پیامهای اجتماعی و ایدئولوژیک است. سوم آنکه، با بهکارگیری مفاهیمی چون خواننده الگو و دانشنامه فرهنگی، میتوان نشان داد که إدریس آگاهانه خواننده را به مشارکت در فرایند معناسازی دعوت میکند.
بررسی تأثیر سوبژکتیویزم دکارتی و کانتی بر سکولارسازی علم(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۰۳
73-102
حوزههای تخصصی:
سکولاریزاسیون علم در میان ساحت های مختلف سکولاریزم، از مهم ترین و مغفول ترین آنهاست. مسأله اصلی این مقاله نشان دادن تأثیر سوبژکتیویزم (به ویژه در قرائت دکارتی و کانتی آن) در سکولاریزاسیون علم است. در این تحقیق که با روش توصیفی تحلیلی سامان یافته، روشن می شود سوبژکتیویزم یکی از زیربنایی ترین مبانی شکل دهنده متافیزیک جدید است که بر مبانی و مسائل علم مدرن تأثیر داشته است. سوبژکتیویزم اگرچه با انگیزه مخالفت با شکاکیت از سوی دکارت طرح شد، بشر را در شک گرایی پیچیده تری فروبرده و بسیاری از دانشمندان از دست یابی به واقعیت فی نفسه ناامید ساخت. بر پایه این نگرش، مفاهیم قدسی و اخلاقی، ذهنی شمرده و ارتباط علوم با مبادی متافیزیکی آنها مانند باور به وجود خدا، غایت مندی جهان، ضرورت علّی و ... گسسته می شود. سوبژکتیویزم در ادامه به بنیاد اصلی اومانیسم، عقلانیت خودبنیاد و نفی مرجعیت دین تبدیل شد. هر کدام از این نتایج به نوعی، کنار نهادن مبادی متافیزیکی و وحیانی را برای متفکران غرب جدید موجه ساخته است. این دیدگاه به لحاظ منطقی نقائص معرفت شناختی جدی دارد و از نظر کارکردی نیز پیامدهای ناگواری در علم جدید داشته است.
بررسی تطبیقی امکان استفاده از برهان لمّی در علم فلسفه از دیدگاه علامه طباطبایی و علامه مصباح(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۵
88-69
حوزههای تخصصی:
به صورت کلی می توان گفت بین حکما و فلاسفه در عقلی بودن روش تحقیق علم فلسفه اختلافی نیست، بین استدلال های عقلی غیرمباشر، فلسفه تنها از برهان بهره می برد. برهان به سه قسم تقسیم شده است؛ زیرا جهت انتاج صحیح نتیجه، یا از علت به معلول سیر می شود (برهان لمّی)، یا از معلول به علت (برهان إنّ دلیل) و یا از احد المتلازمین به متلازم دیگر (برهان إنّ مطلق). علامه طباطبایی و علامه مصباح بدون اختلاف می فرمایند، در فلسفه نمی توان از برهان إنّ مطلق استفاده کرد، ولی می توان از برهان إنّ دلیل در این علم بهره برد؛ امّا در امکان استفاده از برهان لمّی در این علم بین آنها اختلاف وجود دارد. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی درصدد پاسخ این پرسش برآمده است که بررسی تطبیقی امکان استفاده از برهان لمّی در علم فلسفه از دیدگاه علامه طباطبایی و علامه مصباح چگونه می باشد؟ در مقام پاسخ باید گفت، علامه طباطبایی قائل به عدم امکان استفاده از برهان لمّی در علم فلسفه بوده و بر آن استدلال اقامه فرموده است. امّا علامه مصباح در مقام ردّ دیدگاه ایشان چهار اشکال ذکر فرموده و ادعای خلاف آن را پذیرفته اند، امّا این تحقیق ضمن پاسخ به عمده اشکال های مزبور، دو اشکال دیگر به کلام علامه طباطبایی وارد کرده و با استدلال، به امکان استفاده از برهان لمّی در علم فلسفه قائل شده است.
سیاست جنایی تقنینی ایران در حفاظت از سلامت غذا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
129 - 142
حوزههای تخصصی:
حق بر سلامت غذا به عنوان یکی از حقوق بنیادین بشری در نظام حقوقی کشورهای مدرن مورد قبول واقع و ابزارهای حمایت از این حق در گونه های سیاست جنایی تقنینی، قضایی، اجرایی و پیشگیرانه منعکس شده است. هدف مقاله حاضر بررسی این سؤال است که سیاست جنایی تقنینی ایران در حفاظت از سلامت غذا چگونه است. مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است و با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی موضوع مورد اشاره پرداخته است. یافته ها نشان داد باوجود آن که قوانین و مقررات در نظام حقوقی ایران در این حوزه منطبق با استانداردهاست، اما از جامعیت لازم برخودار نیست و پیشنهاد می شود قانونی جامع درخصوص حفاظت از سلامت غذا به تصویب رسد. در نظام حقوقی ایران نبود یک قانون جامع و مانع اعم از کیفری و حقوقی خاص سلامت و ایمنی غذا و تضمین آن، ازجمله ضروریاتی است که باید به آن توجه شود. نتیجه این که جرم انگاری و استفاده از سیاست جنایی تقنینی در حوزه حقوق جزا به تبعیت از اصل آخرین حربه باید به صورت موردی و گزینشی استفاده شود.
آثار مالی بودن حقوق ناشی از شهرت و انتقال پس از فوت شخص مشهور در حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
123 - 138
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: حق شهرت یکی از موضوعات مهم است که از منظر حقوقی محل بحث و اختلاف نظر است. بر همین اساس، هدف مقاله حاضر بررسی اثبات مالی بودن حقوقی ناشی از شهرت و ترتب اثر انتقالی بر آن پس از فوت شخص مشهور است.
مواد و روش ها: مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است.
ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.
یافته ها: یافته ها نشان داد در این زمینه در دکترین حقوقی اختلاف نظر وجود دارد. بنا بر نظریه اول حق شهرت یکی از حقوق ناشی از شخصیت بوده و نتیجتاً همانند دیگر حقوق ناشی از شخصیت حقی است غیر مالی و در نتیجه غیر قابل انتقال قهری از طریق ارث خواهد بود؛ بدین نحو که با فوت شخص مشهور این حق نیز زایل می گردد. در مقابل نظریه دیگری ارائه شده است که این حق را حقی صرفاً مالی دانسته و دخالت ورثه نسبت به شهرت مورث را مشروع می داند. نظریه سومی نیز ارائه شده که به نظر می رسد قابل پذیرش تر است.
نتیجه : نتیجه اینکه از سویی غیرمالی بودن حق شهرت و از سوی دیگر قابل انتقال بودن آن به ورثه با توجه به وضعیت خاص حق شهرت در حقوق ایران پذیرفته شده است. در واقع، حق شهرت متوفی در زمان زنده بودن و نیز پس از مرگ، همانند سایر اموال به وراث می رسد.