مطالب مرتبط با کلیدواژه

تبیین روایی


۱.

سیر تحول تبیین های مورخان مسلمان از قرن چهارم تا هشتم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تبیین مورخان مسلمان تاریخ نگاری تاریخ نگری تحول تبیین ها تبیین روایی تبیین عقلی

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه باستان شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه تاریخ نگاری
تعداد بازدید : ۱۹۹۵ تعداد دانلود : ۱۰۶۱
«تبیین» به عنوان مسئله ای مهم از مسائل فلسفه تاریخ، علم تاریخ و نیز تاریخ نگاری با همه انواع، مدل ها و الگوهایی که دارد، عهده دار بیان رابطه منطقی میان رویدادها، تغییرات و تحولات تاریخی از یک سو و چرایی و چگونگی آنها از سوی دیگر است. توجه به روش ها و الگو های تاریخ نگاری مورخان مسلمان می تواند مبادی افکار و ایده های مربوط به تبیین ها در ارتباط با رخداد های تاریخ اسلام را بنمایاند. چنان که توجه به انواع تبیین می تواند سیر تحول تبیین ها در تاریخ نگاری اسلامی را که درسایه رشد و دگرگونی علمی، عقلی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، توسعه چشمگیری داشته، نشان دهد. در این نوشته با روش تحلیلی تلاش شده است انواع تبیین ها در آثار مورخان برجسته همچون: طبری، مسعودی، مقدسی، مسکویه، ابن کثیر و ابن خلدون از قرن چهارم تا هشتم، مورد توجه قرار گیرد. نتیجه آنکه می توان از تحول تبیین ها از روایی صرف به سوی تبیین عقلی و پی جویی علل و عوامل رخدادها و چرایی ها و چگونگی ها سخن گفت.
۲.

جامعه شناسی تاریخی و زمینه های بهره مندی رشته روابط بین الملل از چرخش تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: تأثیرات کارگزار/ ساختار تبیین روایی جامعه شناسی تاریخی چرخش تاریخی روابط بین الملل رویدادهای داخلی/ خارجی مناسبات الگومند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۲ تعداد دانلود : ۵۰۶
جامعه شناسی تاریخی در روابط بین الملل محمل مناسبی جهت تمرکز بر مقوله تاریخ است. از این نظر دیدگاه مذکور ضعف های چشم انداز خردگرا را در این زمینه پرمی کند. از سوی دیگر، پیشرفتی در رویکرد چشم انداز تأمل گرا نسبت به تاریخ محسوب می شود. در واقع، در ادامه چرخش اجتماعی، می توان از چرخش تاریخی در دانش روابط بین الملل صحبت به میان آورد. بدین اعتبار دیدگاه جامعه شناسی تاریخی در قالب بازاندیشی چرخش تاریخی، دلالت های مفیدی عرضه می کند. نویسنده در این جهت و با نگاهی تحلیلی به تاریخ، که بازتاب دهنده وجوه معرفت شناختی و روش شناختی است، چهار زمینه مناسبات الگومند، رویدادهای داخلی/ خارجی، تأثیرات کارگزار/ ساختار، و تبیین روایی را طرح ریزی می کند و از این رهگذر چگونگی بهره مندی رشته روابط بین الملل را از چرخش تاریخی به تصویر می کشد.
۳.

روایتگری به مثابه روش شناسی در جامعه شناسی تاریخی روابط بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: روابط بین الملل جامعه شناسی تاریخی روش شناسی تبیین روایی

تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۲۰۸
جامعه شناسی تاریخی در روابط بین الملل به عنوان یک دیدگاه کلان در قلمرو روش شناختی خصلتی کثرت گرایانه دارد. این مقاله با طرح روایت گری بر مبنای تبیین روایی (تبیین مبتنی بر روایت) به مثابه یک تکنیک روش شناختی در صدد است بخشی از ملاحظات روش شناختی دیدگاه جامعه شناسی تاریخی را پوشش دهد. تبیین روایی مورد نظر بر خلاف روش شناسی اثبات گرایانه متضمن توجه به قوانین عام نبوده، بلکه در صدد است علاوه بر سامان بخشیدن به رویدادهای تاریخی، به سرشت اجتماعی که پژوهشگر نیز در بافت آن به فعالیت می پردازد توجه می کند. بر این اساس، رخدادها عناصر برسازنده رویدادها، و رویدادها مؤلفه های تشکیل دهنده روایت ها هستند؛ بدین معنا این رویدادها هستند که متشکّل از مجموعه ای از رخدادها به روایت ها شکل می دهند. لازم به ذکر است که بر مبنای مؤیدات جامعه شناسی تاریخی الزاماً رویدادها و روایت های مورد نظر در یک مسیر واحد پیش نمی روند. در واقع از این منظر تاریخ متشکل از رویدادها و روایت های مختلف بوده و این پژوهشگر تاریخ است که ترتیب در کنار قرار گرفتن آنها را مشخص می کند. از این منظر جامعه شناسی تاریخی در روابط بین الملل به عنوان دیدگاهی کلان و ثمربخش بدون افتادن در دامان نظریه پردازی صرف، هم نقش تاریخ و هم الزامات جامعه شناختی را در پیشبرد مطالعات روابط بین الملل در نظر می گیرد.
۴.

تحلیل روایت شناختیِ داستان مریم(س) در قرآن بر اساس نظریه ژُپ لینِت وِلت و آراء سیدمحمدحسین طباطبایی در تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روایت شناسی قرآن تحلیل ساختار روایت راوی دانای کل گونه شناسی روایت تبیین روایی تفسیر ساختارگرا تعامل روایت و تفسیر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۷
مطالعه حاضر، با هدف تحلیل ساختارِ رِواییِ داستان مریم(س) در قرآن کریم و تبیین اهمیت و ضرورتِ بررسی روایت‌شناختی آن، به روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی و بر اساس نظریهٔ ژُپ لینِت‌وِلت و آراءِ سیدمحمدحسین طباطبایی در المیزان صورت گرفته است. هدف از این مطالعه آن است که نوع، ساختار و طرح روایت داستان مریم(س) در قرآن بازنموده، و هم‌چنین، نشان داده شود که چه‌گونه یک‌چنین تحلیل روایت‌شناسانه‌ای می‌تواند به تقویت فرضیاتِ مفسّران، دست‌کم در مطالعه موردیِ تفسیر المیزان، بینجامد. نتایج مطالعه نشان می‌دهد در روایت داستان مریم(س)، انواع شیوه‌های رِوایی از سوی روایت‌گر روی‌دادها ــ‌که از موضعِ دانای کل آن روی‌دادها را روایت می‌کند‌ــ به شکلی ناهمگون و با روی‌کردی تلفیقی ــ‌یعنی موضع یک روایت‌گر که هم‌زمان هم متن‌نگار و هم کنش‌گر است‌ــ به‌ کار رفته است؛ به‌گونه‌ای که گاه تمرکز بر راوی و گاه بر کنش‌گران داستان قرار می‌گیرد. راوی، هرچند از شخصیت‌های داستان نیست، با قرار گرفتن در بیرونِ روایت گاه با تمرکز بر خود و گاه با توصیفِ اَعمال و نقش‌های شخصیت‌ها وجهِ هدایت‌گرانه خود را آشکار می‌کند. طرحِ داستان‌ها کامل است و بیش‌تر اوقات نیرویی تخریب‌کننده وضعیّتِ آغازین را به‌هم می‌زند که پس از کِش‌مَکِش، نیرویی سامان‌بخش‘ اوضاع را به حالتِ نخست بازمی‌گرداند. هرچند حکایت زندگیِ مریم(س) در چند سوره از قرآن آمده است گردآوردنِ اجزاءِ آن یک ساختارِ رِواییِ منسجم و خَطی، با روابط علّی و معلولیِ روشن، پدید می‌آوَرَد. بازخوانیِ این روایت بر پایه نظریه ژُپ لینِت‌وِلت، دیدگاه‌های تفسیر المیزان را نیز استحکام می‌بخشد و توان بالای این نظریه را در تحلیل متون دینی نشان می‌دهد.