سجاد بهمنی

سجاد بهمنی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۹ مورد از کل ۱۹ مورد.
۱.

بررسی عوامل موثر بر گرایش به خشونت در زندان مرکزی ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ابعاد احساس امنیت اضطراب وجودی گرایش به خشونت زندان مرکزی ایلام

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۸
زمینه و هدف: از آنجایی که شناسایی عوامل موثر بر گرایش به خشونت از مولفه های اصلی تعیین کننده کاهش گرایش به خشونت در زندان و جامعه است،این مقاله با هدف بررسی روند شکل گیری گرایش به خشونت و عوامل موثر بر آن را بر اساس بسط مفاهیم بنیادی گیدنز در خصوص احساس ناامنی،پیش بینی پذیری،اعتماد و اضطراب وجودی،تبیین کرده است.روش: این تحقیق به روش کمی و از طریق پیمایش انجام شده است و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران مشخص و 204 نفر از زندانیان که بین رده سنی 21 تا 58 سال هستند. به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند که ابزار جمع آوری داده ها،پرسشنامه محقق ساخته در قالب طیف لیکرت برای داده های ترتیبی است و برای تعیین پایایی گویه ها از ضریب آلفای کرونباخ و برای سنجش اعتبار پرسشنامه از روش تحلیل عاملی تاییدی و اعتبار صوری استفاده شده است.یافته ها:  میانگین رتبه ای احساس امنیت ، احساس امنیت اقتصادی ، احساس امنیت فرهنگی ، احساس امنیت اجتماعی و اضطراب وجودی به ترتیب برابر با 02/2، 92/1، 06/2، 03/2 ،87/1 است. همچنین تحلیل رگرسیونی هرکدام با متغیر وابسته به ترتیب41/0 و 13/0 و 39/0 و 20/0- و 43/0 است.با سطح معناداری 5 درصد تنها تاثیر چهار فرضیه ی احساس امنیت،احساس امنیت فرهنگی، احساس امنیت اجتماعی و اضطراب وجودی بر گرایش به خشونت تایید شد و آزمون معادلات ساختاری نشان می دهد که مسیر های علّی احساس امنیت(فرهنگی و اجتماعی) 69 درصد از واریانس گرایش به خشونت زندانیان را تبیین کرده است.نتیجه گیری:نتایج آزمون فرضیه ها تاثیر جدی متغیرهای اشاره شده به جزء احساس امنیت اقتصادی بر گرایش به خشونت را تایید می کنند و نتایج معادلات ساختاری نشان می دهد که احساس ناامنی فرهنگی زندانیان موجب افزایش اضطراب وجودی و تقویت گرایش به خشونت در آنان شده است. همچنین احساس ناامنی فرهنگی با تاثیرگذاری بر احساس امنیت اجتماعی و اضطراب وجودی در گرایش به خشونت زندانیان علیه خود و دیگران موثر بوده است. اما افزایش احساس ناامنی اقتصادی مستقل از احساس امنیت فرهنگی و اجتماعی، تاثیر مستقیم بر گرایش خشونت زندانیان علیه دیگران داشته است.
۲.

کاوشی در تجربه زیسته کودکان زباله گرد در اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کودکان کار خیابانی روش کیفی زباله گردی شهر اهواز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۵
در سال های اخیر بر شمار کودکان کار خیابانی در اهواز افزوده شده است و در میان این کودکان، زباله گردها ازنظر تعداد بر دیگران پیشی گرفته اند. کودکان زباله گرد در ساعات مختلف شبانه روز و با دردست داشتن یک گونی، چرخ دستی و یا با استفاده از موتورهای سه چرخ و دیگر وسایل مشابه، به جستجو در سطل های زباله و یا کیسه ها و بسته های زباله قرارداده شده در کوچه ها می پردازند و نتیجه تلاش خود را در انتهای فعالیت، به انبارهای ضایعاتی عرضه می کنند. این پژوهش در پی کشف تجربه زیسته این زباله گردها طی فرایند یادشده و ارائه فهم موشکافانه تری از وضعیت آنان در شهر اهواز بوده که با توجه به موضوع و ماهیت تحقیق، از روش پدیدارشناسی تفسیری استفاده شده است. مشارکت کنندگان در پژوهش، ۳۶ نفر کودک زباله گرد بودند که از استراتژی های متنوعی همانند مشارکت طولانی در بستر، توصیف غنی، تأیید مشارکت کنندگان و بررسی همکاران برای اعتباربخشی به داده های حاصل از مصاحبه و مشاهده استفاده شد. مقولات اصلی استخراج شده شامل گرادیان اجتماعی، ضعف ظرفیت فرهنگی خانوادگی، فقر سلامت کودکان کار، ضعف برخورداری از حمایت های نهادهای متولی، امید به تغییر و امکان تحرک اجتماعی افقی، تلقی زباله گردی به مثابه شغل شرافتمندانه و احساس غرور و در معرض رفتارهای پُرخطر بودن کودکان کار بود. این نتایج دلالت بر آن داشت که زباله گردی متأثر از موضوعات گوناگونی است و نباید تنها اقتصادی درک شود. علاوه برآن، بخش قابل توجهی از کودکان کار خیابانی ساکن محلات حاشیه نشین بوده اند و عضوی از خانواده یا خویشاوندان همراه بسیاری از آن ها حضور داشته است.
۳.

کاوشی پیرامون وضعیت دورکاری در استان خوزستان: یک مطالعه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دورکاری خوزستان دستگاه اجرایی شرایط اجتماعی و جغرافیایی کارایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۱
زمینه و هدف: افزایش رفاه و کارایی مستلزم انعطاف پذیری و تاب آوری دستگاه های خدمت رسان جامعه در قبال شرایط ناپایدار محیطی و اجتماعی است. شرایط اقلیمی و وضعیت آب و هوایی استان خوزستان ارائه خدمات رسانی دستگاه های اجرایی را هر از گاهی با چالش هایی مواجه می کند. دورکاری می تواند به عنوان راهکاری برای مواجهه با این گونه شرایط و در مقیاس بزرگ تر شوک های نظیر همه گیری کرونا باشد. هدف اصلی این پژوهش ارائه یک الگوی بومی متناسب با شرایط ویژه خوزستان جهت دورکاری کارکنان دستگاه های اجرایی است.   روش و داده ها: پژوهش کنونی با رویکرد نظریه داده بنیاد انجام شده است. مشارکت کنندگان پژوهش، خبرگان حوزه مدیریت منابع انسانی و دورکاری استان خوزستان در 16 دستگاه اجرایی و همچنین اساتید رشته های جامعه شناسی، مدیریت و اقتصاد دانشگاه شهید چمران اهواز در سال 1401بودند.   یافته ها: مدل پارادایمی احصا شده طیف وسیعی از زمینه ها، کنش تعامل ها و پیامدهای مرتبط با دورکاری در استان خوزستان را نشان می دهد. شرایط علی، زمینه ای و مداخله گر این مدل شامل شرایط اقلیمی، افزایش بهینه سازی خدمات دستگاه اجرایی، برنامه ریزی استراتژیک، زیرساخت فناوری جهت نظارت سیستماتیک و تعیین گرهای فرهنگی (فرهنگ کار، فرهنگ سازمانی و...) است. استراتژی ها و پیامدهای این مدل نیز شامل سرمایه اجتماعی، تعادل بین کار و زندگی، عدم تعطیلی دستگاه و افزایش رضایت ارباب رجوع است.   بحث و نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که برای اجرای دورکاری در دستگاه های اجرایی استان خوزستان، ضرورت دارد زیرساخت های سازمانی و فناوری تقویت شود، پروتکل های امنیت اطلاعات استانداردسازی گردد و آموزش های جامع برای کارکنان و مدیران فراهم شود. بهبود هماهنگی بین دستگاه ها نیز می تواند به اجرای موفق تر دورکاری کمک نماید و در عین حال کارایی و تاب آوری را افزایش دهد.    پیام اصلی: یکی از راهکارهای جدی جهت بهبود کارایی خدمت رسانی و تقویت کارایی در مقابله با شرایط ناپایدار محیطی و اجتماعی، دورکاری است. بنابراین، دورکاری در دستگاه های اجرایی به عنوان یک فرصت در شرایط آب و هوایی شکننده خوزستان می تواند مورد توجه قرار بگیرد. در این راستا، برگزاری دوره های آموزشی و فراهم کردن زیرساخت ها و هماهنگی های لازم، ضرورت دارد. 
۴.

فهم موانع و چالش های مشارکت خیرین در ایجاد زیرساخت های آموزشی و فرهنگی در محلات حاشیه نشین شهر اهواز

نویسنده:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۴۷
بر اساس گزارش های منتشرشده شهرداری اهواز، این کلان شهر بیش از 13 محله حاشیه نشین دارد که حدود 350 هزار نفر جمعیت دارند. با وجود بهبود نسبی شرایط این محلات در دهه های گذشته، هنوز بسیاری از ساکنان این مناطق شغل مناسب ندارند و برای تأمین برخی از نیازهای اولیه خود با مشکل مواجه شده اند و کمک های افراد یا سازمان های خیریه نتوانسته است به خوبی این مشکل را برطرف کند. هدف پژوهش حاضر بررسی موانع فعالیت خیریه ها و سازمان های مردم نهاد در این محلات و ارائه راهکاری برای تحول در کمک های خیریه است. با در نظر داشتن این اصل که استفاده از ادبیات نظری در رویکرد کیفی در مرحله بعد از ظهور مقوله ها مورد توجه قرار می گیرد، برای جمع آوری داده ها و ارائه راهکار از روش نظریه داده بنیاد رویکرد گلیزر استفاده شد. در این راستا، با استفاده از روش نمونه گیری نظری، ذینفعان انتخاب شدند و با آن ها مصاحبه شد و جلساتی متعدد به منظور گردآوری داده ها با 16 نفر از این مشارکت کنندگان برگزار شد. ضعف سرمایه اجتماعی درون منطقه ای، بی ثباتی شغلی نهادینه شده، احساس فقر چندبعدی، کار خیر غیرسیستماتیک و ترکیبی بودن چالش های محلات حاشیه نشین مهم ترین مقوله های ظهوریافته هستند. نتایج نشان می دهد اندازه، حجم و توزیع کمک های خیریه برای برون رفت محلات حاشیه نشین شهر اهواز بحران ناکافی هستند و حمایت همه جانبه در این زمینه لازم است.
۵.

تحلیل داده بنیاد پیشران های مؤثر بر فقر شهری در مناطق نیمه برخوردار استان خوزستان (شهرستان شادگان و رامهرمز)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فقرچندبعدی ساختمان ذهنی سنتی تزاید در اعتقادات روستازدگی چالش اعتبار حمایت ناکافی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۰
آگاهی از وضعیت فقر در یک جامعه اولین قدم در مسیر برنامه ریزی برای مبارزه با فقر و محرومیت و بررسی نتایج برنامه ها و سیاست های پیشین و احیاناً تجدیدنظر در آنها خواهد بود. این پژوهش با هدف ارائه مدلی برای تبیین فقر در مناطق شهری نیمه برخوردار استان خوزستان می باشد. روش مورد استفاده در این پژوهش، نظریه داده بنیاد است. مشارکت کنندگان پژوهش حاضر 24 نفر از ذینفعان مرتبط با فقر هستند که یا ساکن مناطق مورد پژوهش هستند و یا تجارب کار و فعالیت اداری و تعامل با این مناطق را دارند. جهت جمع آوری داده ها از تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته و برای انتخاب موردها از نمونه گیری هدفمند استفاده شده است. بعد از کدگذاری، ده مقوله اصلی از داده ها پدیدار شد که هر یک از مقوله ها به صورت کامل با استناد به متن مصاحبه ها مورد تحلیل قرار گرفته اند. پاردایم ظهوریافته شامل سه بعد شرایط، کنش تعامل ها و پیامدها است که بر مبنای نتایج پژوهش در بعد شرایط شامل (عدم ظرفیت سازی اجتماعیه از تکنولوژی ابتدایی) و در بعد کنش تعامل (تخصیص تسهیلات دولتی به کسدینی، کوتاهی و ع اقوام، مهاجرت، دلزدگی از مسئولین) است که حول یک مقوله ی هسته به نام (توسعه نامتوازن و بدقواره میان منطقه ای- روستازدگی در مبداء) شکل گرفته اند.
۶.

مردم نگاری چندمیدانه اثرگذاری گسترش کرونا بر مناسک عزا (میدان مطالعه: ساکنین زاگرس جنوبی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تغییر سبک عزاداری پاندمی کووید- 19 زاگرس جنوبی ایلات و عشایر بهمئی و بختیاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۲۲۵
گسترش ویروس کووید-19، زندگی بشر در کره ی خاکی را به میزان متفاوتی متأثر کرده است. برخی از اثرات این ویروس در حوزه ی فرهنگ روزمره و عمومی قابل رؤیت است. یکی از عرصه های متأثر از این پاندمی، سبک عزاداری است. تغییرات فرهنگی در سبک عزاداری به سبب ماهیت تدریجی خود چندان به چشم نمی آیند مگر اینکه نگاهی فرایندی به آن ها داشته باشیم. در زاگرس میانی و جنوبی که محل اسکان دو ایل بختیاری و بهمئی است؛ تغییرات سبک زندگی به ویژه در برگزاری مراسم سوگواری و سایر کنش های جمعی طی ماه های اخیر به وضوح به چشم می آیند. در میان افراد ایلات مذکور و در شهرستان های ایذه، باغملک و رامهرمز متأثر از گسترش ویروس، یک عقب نشینی احتیاط آمیز و در راستای حفظ بقا در برگزاری مناسک و آیین های جمعی به چشم می آید. هدف این مقاله مطالعه ی مردم نگارانه ی تغییرات رخ داده در این منطقه از منظر ذکر شده است. داده های مطالعه از کار میدانی در ماه های اخیر در مناطق روستایی و شهری ایذه، رامهرمز و باغملک گرد آوری شده است. مشاهدات روزانه، گوش دادن به روایت های مرتبط و حضور یا مشاهده ی مشارکتی در زندگی روزانه و موقعیت های مرتبط با تشییع و سوگ، کمک کرده اند تا یادداشت های میدانی تولید شوند. بر این اساس تم ها و کدهای تحلیلی شکل گرفتند. نتایج نشان داد که گسترش ویروس، با عقب نشینی از برخی آیین های سوگ، این مراسم را از نظر طول دوره ی برگزاری و جمعیت حاضر در مراسم کوتاه تر کرده و بر پیوندهای خویشاوندی به سبب قطع زنجیره ی همدلی أثر منفی گذاشته است.
۷.

واکاوی فرایند فقر در مناطق شهری استان خوزستان (مورد: شهر اهواز و آبادان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: محرومیت از قابلیت ها فرهنگ ضعیف کار عدم شایسته سالاری احساس تبعیض و نابرابری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۵۳
در عصر حاضر فقر یکی از مهم ترین مسائل جوامع بشری است. شیوع فقر در جامعه، فرایند توسعه را در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با چالش مواجه می سازد. فقر در مناطق شهری مثل سایر پدیده ها متأثر از عوامل مختلفی است که در این پژوهش با استفاده از روش کیفی و استراتژی تئوری داده بنیاد، فرایند فقر در مناطق شهری استان خوزستان (اهواز و آبادان) بررسی شده است. مشارکت کنندگان پژوهش حاضر 46 نفر از مطلعین کلیدی اعم از خبرگان دانشگاهی، کارشناسان ارشد دستگاه های اجرایی (کارشناسان استانداری، کارشناسان دفتر تسهیل گری اهواز، کارشناسان اجتماعی فرمانداری اهواز و آبادان)، افراد و خانواده های ساکن در مناطق شهری اهواز و آبادان بوده است. در تحقیق حاضر برای گردآوری داده ها از تکنیک مصاحبه و برای انتخاب موردها از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شده است. مصاحبه با رسیدن به مرحله اشباع نظری ادامه یافته است. یافته های تحقیق نشان داد که مقولاتی چون فرهنگ ضعیف کار و روالمند شدن فقر، بیکاری و رکود اقتصادی، حمایت و پشتیبانی ضعیف از حاشیه نشینان، سرمایه ی روان شناختی ضعیف، عدم توانمندسازی حاشیه نشینان، عدم شایسته سالاری، توزیع نامتقارن منابع و احساس تبعیض و نابرابری، ناکارآمدی در مدیریت شهری، فساد اقتصادی و اداری، فرهنگ مطالبه گری ضعیف مردم و ضعف اتخاذ مشی علمی در سیاست گذاری ها از شرایط علی تأثیرگذار بر فقر بوده است. طبق نتایج پژوهش، فوران احساس محرومیت از قابلیت ها به عنوان مقوله محوری از متن مصاحبه ها مکشوف گردید. بر اساس یافته های تحقیق می توان گفت که توجه به استراتژی هایی چون 1. تروج فرهنگ کار در جامعه، 2. سرمایه گذاری در مناطق حاد و حمایت از سرمایه گذار 3. توجه به آموزش های مهارت زا در مناطق فقرنشین و... می تواند نقش مهمی در مقابله با فقر داشته باشد.
۸.

مطالعه مردم نگارانه تغییرات سبک زندگی در فرایند توسعه شهری ایذه (بررسی موردی: خوراک و پوشاک)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سبک زندگی مصرف گرایی فردگرایی ایستار بازار محلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۳۶
سبک زندگی مجموعه منسجمی از رفتارهاست که در قالب مصرف متجلی می شود. هدف پژوهش حاضر، مطالعه مردم نگارانه تغییرات سبک زندگی (پوشش و غذا) در فرایند توسعه شهری ایذه می باشد. در این پژوهش، 23 نفر از مطلعین کلیدی که بصورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند، وارد مطالعه شدند. با استفاده از روش های گردآوری داده ها در مطالعه مردم نگاری (مشاهده و مصاحبه عمیق) به جمع آوری داده ها پرداخته شد. داده های بدست آمده از طریق تحلیل داده بنیاد مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و مفاهیم، خرده مقوله ها و مقوله های اصلی استخراج گردیدند. یافته های پژوهش نشان می دهند تخته قاپو عشایر، اجرای مفاد انقلاب سفید از جمله اصلاحات ارضی، اعزام سپاه دانش به مناطق روستایی و ملی کردن جنگل ها و مراتع موجب تشدید مهاجرت های روستایی و افزایش جمعیت شهر ایذه گردید. مهاجرت به شهر و تغییر زیست بوم طبیعی به زیست بوم انسان ساخت، تغییر سبک زندگی ساکنین را به همراه داشته است. تغییر زیست بوم به تدریج تمهیدات تهیه غذا و نوع پوشش را تغییر داد و شهرنشینی به عنوان زیست بومی انسان ساخت الگوهای رفتاری «فردگرایی» و «مصرف گرایی» را جایگزین الگوهای رفتاری «جمع گرایی» و «مولد بودن» کرده است. همچنین این یافته ها نشان می دهند دگرگونی در فرهنگ و ایستارها، رواج یافتن پوشاک مدرن، ورود آموزش مدرن، گسترش بازار محلی و گسترش مجاری ارتباطی از زمینه ها و بسترهای تغییر سبک زندگی در جامعه مورد مطالعه بوده است.
۹.

واکاوی تعیین گرهای اجتماعی و فرهنگی نگهداری و استفاده از سلاح گرم در استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سلاح گرم عوامل اجتماعی و فرهنگی بازتولید ناموزون سنت های قومی سامان دهی روش نظریه داده بنیاد خوزستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۵۹
مقدمه: اطلاع از تعیین گرهای اجتماعی و فرهنگی در استفاده از سلاح گرم در استان خوزستان، ازاین رو اهمیت دارد که شواهد اولیه نشان می دهد این موضوع، یکی از دغدغه های روزمره مسئولان استان و شهروندان است. روش: این مطالعه از نوع پژوهش های کیفی است که با استفاده از روش نظریه داده بنیاد انجام شده است. شیوه گردآوری داده ها، مصاحبه بوده و با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و معیار اشباع نظری، با 42 نفر از خبرگان و مطلعان کلیدی استان خوزستان انجام شده است. یافته ها: تحلیل داده ها به احصای مدل پژوهش منجر شد که در بعد شرایط علی، شامل کم و کیف نظارت رسمی، نافرمانی مدنی، کارکرد نمادین سلاح، احساس محرومیت و تبعیض، مصرف نمایشی سلاح، برجسته سازی قدرت قبیله، ضعف برنامه ریزی استراتژیک، شرایط آنومیک، تعصب طایفه ای، بازاندیشی هویتی، هویت مدار شدن مصرف سلاح و در بعد شرایط زمینه ای، (تعیین گرهای اقتصادی) شامل فقر و بیکاری، فشار اقتصادی ادراک شده، پایگاه اقتصادی- اجتماعی استفاده کنندگان، دسترسی آسان و ارزان به سلاح، درآمدزایی، در بعد شرایط مداخله گر (تعیین گرهای فرهنگی) شامل فوران جو و فرهنگ عشایری در مرکز استان، سکون فرهنگی پیرسالاری، سلاح نماد مردانگی و تکریم سران، سرمایه فرهنگی پایین استفاده کنندگان، دیرینگی آیین و رسوم قومی، کم و کیف جامعه پذیری خانوادگی، کم کاری سازمان های فرهنگی، فقدان اوقات فراغت، گروه های مرجع قومی، باور به تکریم سنت های محلی و باارزش بودن مصرف سلاح است. همچنین در بعد استراتژی ها شامل ضرورت وضع قوانین، سامان دهی سلاح های دارای مجوز، پایش مستمر مجوز سلاح، پایش با محوریت مطالبه گری شهروندی، تدوین راهبرد فرهنگی جایگزین سلاح، کارآمدسازی قانون در مواجهه با حل منازعات محلی، استفاده مستمر از ظرفیت معتمدان محلی، اولویت دهی تیراندازی در مصوبات شورای تأمین و ... است. از نظر مشارکت کنندگان، مهم ترین پیامدها نیز شامل تشدید احساس ناامنی در استان، ارزیابی منفی شهروندان از عملکرد نظام حکمرانی محلی، کاهش حس تعلق به مکان و ... است که حول مقوله هسته «بازتولید ناموزون سنت های قومی» سامان دهی شده است.
۱۰.

واکاوی تجارب معلم ها و دانش آموزان استان لرستان پیرامون آموزش مجازی در بستر شبکه شاد (مطالعه کیفی با روش نظریه داده بنیاد)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۹۰
از زمان گسترش ویروس کرونا در سطح جهان به تبع سایر بخش های مختلف، نظام آموزش و پرورش و امر تحصیل نیز با چالش و مشکلات بسیاری مواجه شده، به طوری که امروزه آموزش برخط جایگزین آموزش حضوری در سایر مدارس و مؤسسات آموزشی و علمی شده است. در استان لرستان نیز همچون سایر مناطق شهری و روستایی ایران، امر آموزش در بستر شبکه شاد در حال تداوم است. در جهت مداقه در تجارب ذینفعان تعلیم و تربیت مجازی، این پژوهش به دنبال فهم تجارب معلم ها و دانش آموزان درباره آموزش مجازی در شبکه شاد است.روش مورد استفاده در این پژوهش، نظریه داده بنیاد است. داده های این پژوهش از طریق مصاحبه عمیق و شیوه نمونه گیری هدفمند  نظری با 22 نفر از ذینفعان مرتبط با این پدیده گردآوری و جهت تحلیل داده ها از پنج شیوه کدگذاری باز و تشخیص مفاهیم، توسعه مفاهیم در جهت ابعاد و ویژگی ها، تحلیل داده ها برای زمینه، وارد کردن فرایند به تحلیل و یکپارچه سازی مقولات استفاده شد. بعد از کدگذاری، دوازده مقوله اصلی از داده ها پدیدار شد که هریک از مقوله ها به صورت کامل با استناد به متن مصاحبه ها مورد تحلیل قرار گرفته اند. پاردایم ظهوریافته شامل سه بُعد شرایط، کنش تعامل ها و پیامدهاست که در بُعد شرایط شامل تعطیلی مدارس به دلیل گسترش ویروس، اجباری شدن آموزش برخط، غفلت از روش تدریس برخط در برنامه درسی تربیت معلم، چالش فرهنگیان برای ضبط صدا و تصویر در خانه، شکاف دانش والدین و محتوای کتب دانش آموزان و در بُعد کنش تعامل شامل چالش خانواده در تأمین تجهیزات مجازی، چالش تأمین هزینه بسته های اینترنت، گریز مستمر دانش آموزان از شبکه شاد به سایر شبکه های اجتماعی و در بُعد پیامدها شامل یادگیری پایین، تغییر کیفیت تعامل دانش آموز و معلم در کلاس برخط شکل گرفته اند.
۱۱.

واکاوی معانی ذهنی مشارکت کنندگان در پیاده روی اربعین در مرزهای چذابه و شلمچه استان خوزستان (براساس روش نظریه داده بنیاد)(مقاله پژوهشی حوزه)

تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۵۷
این مطالعه کیفی، با هدف فهم نظام معنایی مشارکت کنندگان پیاده روی اربعین در استان خوزستان انجام شده است. روش مورد استفاده در این پژوهش، «نظریه داده بنیاد» به عنوان یکی از روش های اصلی پژوهش کیفی است. داده های این پژوهش از طریق مصاحبه عمیق و شیوه نمونه گیری هدفمند−نظری با سی نفر از ذینفعان مرتبط با این رویداد گردآوری و جهت تحلیل داده ها از پنج شیوه کدگذاری باز و تشخیص مفاهیم، توسعه مفاهیم در راستای ابعاد و ویژگی ها، تحلیل داده ها برای زمینه، وارد نمودن فرایند به تحلیل و یکپارچه سازی مقولات استفاده گردید. پس از کدگذاری، پانزده مقوله اصلی از داده ها پدیدار شد که هریک از مقوله ها به صورت کامل با استناد به متن مصاحبه ها مورد تحلیل قرار گرفته اند. پارادایم ظهوریافته شامل سه بُعد شرایط، کنش−تعامل ها و پیامدهاست که پس از کدگذاری، در قالب پانزده مقوله ع مده کدگذاری و در مرحله کدگذاری گزینشی به استخراج مقوله هسته «پیاده روی اربعین در بستر تعلیق قشربندی و عقلانیت ابزاری» منجر شد که مقوله مرکزی این پژوهش به شمار می آید.
۱۲.

واکاوی آیین همیاری (هَیاری) در ترانه ها و سروده های بهمن علاءالدین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: همیاری موسیقی محلی بهمن علاءالدین بختیاری انسجام اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۴ تعداد دانلود : ۱۷۹
زمینه و هدف: کاسته شدن از تعداد جمعیت عشایر و تغییر سبک زندگی از عشایری و کوچ نشینی به یکجانشینی در دهه های گذشته میزان همیاری ایلی را فرو کاسته و دستخوش تغییر نموده است. موسیقی، پدیده ای مرتبط با فرهنگ و نحوه زیستن اجتماع است و در ایل بختیاری، بازتاب دهنده احساسات، باورها، افکار و نگرش افراد به زندگی است. متناسب با تنوع ابعاد زیست، تنوع موسیقی و مضامین آن نیز در این ایل به چشم می آید. لذا پژوهش با هدف کنکاش همیاری در ترانه ها و سروده های بهمن علاءالدین صورت گرفته است. روش و داده ها: سروده ها و ترانه هایی که به مفهوم همیاری پرداخته بودند با روش تحلیل محتوای کیفی بازکاوی شدند و مصداق های همیاری که در زندگی ایلی جاری بودند از ترانه ها استخراج شد. یافته ها: با آنکه در سراسر زندگی عشایری همیاری وجود داشته است تنها در سه بُعد همیاری در ترانه ها و سروده ها بازنمایی شده است که عبارتند از همیاری در هنگام برداشت کشتزارها، همیاری در هنگام جابجایی ایل از سردسیر به گرمسیر و همیاری در هنگامی که ایل در معرض خطر از جمله نزاع با سایر قبایل قرار گرفته باشد. نتیجه گیری: موسیقی مرتبط با سوگ، موسیقی هنگام سوگ و موسیقی دربردارنده مضامین کوچ نمونه هایی از تنوع موسقیایی در ایل بختیاری است. پیام اصلی: سرشت زندگی عشایری بدون همیاری و همکاری امکان پذیر نبود، عبور از گردنه های سخت گذر، پاسداری از کیان ایل و نگهداری رمه ها و چارپایان، از دغدغه های همیشگی عشایر برای رسیدن به چراگاه های بِکر در سردسیر (ییلاق) و گرمسیر (قشلاق) بوده است.
۱۳.

ارائه مدل پارادایمی فقر و تبیین جامعه شناختی آن در مناطق محروم استان خوزستان (مورد مطالعه: شهرهای حمیدیه و اندیکا)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فقر شهری روش نظریه داده بنیاد شهرهای اندیکا و حمیدیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۳ تعداد دانلود : ۱۹۶
این مطالعه کیفی، با هدف ارائه مدل پارادایمی فقر و تبیین جامعه شناختی آن در شهرهای محروم اندیکا و حمیدیه در استان خوزستان به انجام رسیده است. روش مورد استفاده در این پژوهش، نظریه داده بنیاد است.  در این پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شده و تعداد مشارکت کنندگان 40 نفر بوده است. بعد از کدگذاری، نوزده مقوله اصلی پدیدار شد. پاردایم ظهوریافته، در بعد شرایط شامل(چالش تأمین اعتبار از طریق جذب اعتبارات بخش دولتی و خصوصی، ضعف فرهنگ کار و مهارت آموزی در میان جوانان(ساختمان ذهنی دولت گرا)، بی توجهی به شایسته سالاری در مدیریت شهرستان، عدم حمایت ویژه از مناطق محروم استان، عدم خودباوری جوانان در نتیجه محرومیت( پذیرش روانی فرهنگ فقر)، توزیع ناعادلانه فرصت ها در نتیجه وجود فساد اداری، نارضایتی از میزان حمایت دولت و مشکل نقدینگی در راه اندازی بنگاه های کوچک، خانگی و زودبازده، ضعف سرمایه اجتماعی جوانان در مناطق شهری) و در بعد کنش – تعامل (کلید اشتغال؛ مهارت آموزی همراه با نگاه کارآفرینی، ایجاد و تقویت شهرک های صنعتی، تخصیص اعتبارات ملی و ویژه، شایسته سالاری و انتخاب مدیران متخصص، جهادی و اثربخش، ظرفیت های اجتماع محور، پشتوانه رفع فقر) و در بعد پیامدها (نزاع ها و تنش های طایفه ای و قومی به عنوان عامل تشدید چرخه فقر، بی قدرتی و بیگانگی اجتماعی، کاهش کیفیت سبد کالای مصرفی خانوارها  و تورم غذایی( فرسایش شاخص قدرت خرید مردم)، احساس یأس اجتماعی، فرسایش اعتماد اجتماعی، آسیب های اجتماعی) است که حول یک مقوله هسته به نام «فقر شهری در پیوند با محرومیت از فرصت ها در روستا و حاشیه ها» شکل گرفته اند.   واژه های کلیدی فقر شهری، روش نظریه داده بنیاد، شهرهای اندیکا و حمیدیه  
۱۴.

ارائه مدل پارادایمی مهاجرت به محلات حاشیه نشین کوی علوی و حصیرآباد اهواز (مطالعه کیفی با روش نظریه داده بنیاد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مهاجرت روش نظریه داد هبنیاد حاشیه نشینی کوی علوی حصیرآباد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۴ تعداد دانلود : ۲۱۷
این مطالعه کیفی با هدف کاوش میان ذهنیت مهاجران واردشده به دو محله حاشیه نشین اهواز و ارائه یک مدل پارادایمی از کنش های آنان و شرایط و پیامدهای مرتبط به انجام رسیده است. روش مورداستفاده در این پژوهش نظریه داد هبنیاد بوده است. داد ههای این پژوهش از طریق مصاحبه عمیق و شیوه نمونه گیری هدفمند  نظری در شهر اهواز گردآوری و جهت تحلیل داد هها از پنج شیوه کدگذاری باز، توسعه مفاهیم، وارد کردن زمینه، وارد کردن فرایند و یکپارچه سازی مقولات استفاده شد. داده های گردآور یشده در قالب شش مقوله عمده و یک مقوله هسته کدگذاری و تحلیل شدند. مدل پارادایمی ارائ هشده شامل سه بعد شرایط، کنش  تعامل ها و پیامدهاست که در بخش شرایط شامل رسانه شهرگرا، آرمان گرایی و ایدئالیسم، دگرگونی ایستارها و نگرش ها؛ در بخش کنش- تعامل شامل مهاجرت در جهت راح تطلبی مصر فگرایانه/ شغلی؛ و در بخش پیامد شامل تقویت اقتصاد غیررسمی است که حول یک مقوله هسته به نام مهاجرت به مثابه کنشی افق گشایانه شکل گرفته اند.
۱۵.

زوال فرهنگ گاگریو: تحلیل انسان شناختی دگردیسی عزاداری و سوگ در میان ایلات بختیاری و بهمئی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سوگواری گاگریو سروه بهمئی بختیاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۶ تعداد دانلود : ۸۲۴
تغییرات فرهنگی به سبب ماهیت تدریجی خود در طی تغییر از سبک زندگی سنتی به سبک زندگی مدرن یک فرایند فراگیر اجتماعی شده باشد. در میان افراد و ساکنان مناطق زاگرس جنوبی و در شهرستان های ایذه، باغملک و رامهرمز متاثر از گسترش ابعاد هویت مدرن و تغییر سبک زندگی، بخش زیادی از مناسک مرتبط با شیوه زیست سنتی کمرنگ و یا محو شده اند و به جای آن ها عناصر نوین مرتبط با عصر جدید برقرار شده است. یکی از مهم ترین عرصه هایی که به عنوان نماد تغییرات ذکر شده قابل رویت و رصد است «آیین سوگواری و عزاداری یا گاگریو» است. در پژوهش حاضر که به روش اتنوگرافی انجام شده سعی شده است مهم ترین تغییرات رخ داده در این زمینه مورد واکاوی قرار گیرد. فنون گردآوری داده ها در این پژوهش مشاهده مشارکتی و مصاحبه است. یافته ها نشان می دهند: سوگ در قالب گاگریو و سرو در میان مردمان این دو ایل کارکرد پیشین را ندارد و از خلال گذار نسلی اهمیت آن کاهش یافته است. سوگ دیگر مانند گذشته از طریق مراسمی باشکوه و خواندن نام طوایف، متوفی و جایگاه بازماندگان در کارکرد دوگانه خود یعنی برساخت تمایزات/ ایجاد همبستگی ایفای نقش نمی کند. و نمی تواند از طریق الزام درونی و مکانیسم جبران همبستگی اجتماعی را افزایش دهد. بدین ترتیب سوگ در قالب گاگریو و سرو رسانه ای است که نمی تواند همچون گذشته بار بازتولید حیات اجتماعی را به دوش کشد.
۱۶.

دو تجربه درهم تنیده؛ روایت پرستاران بخش عفونی و بیماران بهبودیافته از کرونا در بیمارستان رازی اهواز؛ مطالعه ای با روش نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کووید-19 پرستاران بخش ایزوله بیماران بهبودیافته روش نظریه داده بنیاد بیمارستان رازی اهواز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۱۷۹
کرونا طی چند ماه قاره ها را درنوردید و اینک به ویروسی جهانی بدل شده است. پس از شناسایی اولین مبتلا به این ویروس در اسفند 1398 در استان خوزستان، این استان پیک های مختلفی از این بیماری ویروسی را تجربه کرده است و از آن روز تاکنون به جدی ترین عامل تهدید زندگی شهروندان و اصلی ترین عامل مراجعه بیماران به بیمارستان های استان بدل شده است. این مطالعه کیفی با هدف فهم تجارب درهم تنیده پرستاران بخش عفونی و ایزوله بیمارستان های مرکز کرونا و بیماران بهبودیافته در استان خوزستان انجام شده است. روش استفاده شده در این پژوهش، نظریه داده بنیاد نسخه 2015 کوربین و اشتراوس به منزله یکی از روش های اصلی پژوهش کیفی است. داده های این پژوهش ازطریق مصاحبه عمیق و شیوه نمونه گیری هدفمند - نظری با بیست وچهار نفر از ذینفعان مرتبط با این پدیده گردآوری و برای تحلیل داده ها از پنج مرحله کدگذاری باز و تشخیص مفاهیم، توسعه مفاهیم در جهت ابعاد و ویژگی ها، تحلیل داده ها برای زمینه، واردکردن فرایند به تحلیل و یکپارچه سازی مقولات استفاده شد. بعد از کدگذاری، دوازده مقوله اصلی از داده ها پدیدار شد که هر یک از مقوله ها به صورت کامل با استناد به متن مصاحبه ها تحلیل شده اند. پاردایم ظهوریافته شامل سه بعد شرایط، کنش – تعامل ها و پیامدهاست که در بعد شرایط شامل ماهیت ناشناخته ویروس، درهم تنیدگی رنج بیماری و فشردگی شیفت ها، تمنای درک عمومی دقیق، تکرار پی درپی لحظات سرنوشت ساز، اضطراب و تردید در رویارویی با خانواده و در بعد کنش – تعامل شامل احساس به انتها رسیدن توان، بر هم خوردن تعادل مناسبات و روابط اجتماعی، بازاندیشی پی درپی شغلی و شخصیتی، اضطراب و تردید در رویارویی با خانواده و در بعد پیامدها شامل تلاقی پرفشار نقش ها، اذعان به حجم زیاد وظایف، نه امنیت جانی و نه امنیت شغل است که پیرامون یک مقوله هسته به نام دو تجربه درهم تنیده تلخ و دشوار متأثر از کرونا شکل گرفته اند. نتایج پژوهش نشان می دهند به دلیل ماهیت ویروس و همچنین ماهیت شغل پرستاری، تجربه درهم تنیده ای از رویارویی با این ویروس در بیمارستان های استان در جریان است که براساس آن، بیماران و پرستاران لحظات سرنوشت سازی را در فرایند مبارزه با این ویروس از سر گذرانده اند.
۱۷.

درک تجربه سیلاب استان خوزستان بر مبنای روایت های ذی نفعان: نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بحران سیلاب روش کیفی مدیریت آشفته روش نظریه داده بنیاد مدیریت سیل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۲ تعداد دانلود : ۲۶۹
این مطالعه به روش کیفی، با هدف فهم ابعاد و زوایای بحران سیلاب اواخر سال 1397 و ابتدای سال 1398 در استان خوزستان به انجام رسیده است. روش مورد استفاده در این پژوهش، نظریه داده بنیاد است. دادههای این پژوهش از طریق مصاحبه عمیق و نمونه گیری هدفمند-نظری با پانزده نفر از ذی نفعان مرتبط با سیلاب، گردآوری شده و برای تحلیل دادهها از پنج مرحله کدگذاری باز و تشخیص مفاهیم، توسعه مفاهیم در جهت ابعاد و ویژگیها، تحلیل دادهها برای زمینه و واردکردن فرایند به تحلیل و یکپارچه سازی مقولات استفاده شد. بعد از کدگذاری، چهارده مقوله اصلی از دادهها پدیدار شد. مدل ظهوریافته شامل سه بعد شرایط، کنش-تعاملها و پیامدهاست. بعد «شرایط» شامل کم اهمیتی لایروبی کانالها و رودخانه ها، تعدی تدریجی به حریم و بستر رودخانه ها، تمرکز برنامه ریزی ها بر خشکسالی، چرخش غافلگیرکننده شرایط آبوهوایی و کمبود ماشین آلات و تجهیزات، بعد «کنش-تعامل»، شامل کمکرسانی گسترده ولی آشفته، جلسات پی در پی مدیریت بحران، فراخوان همه ظرفیتهای سازمانی، تدوین استراتژی آسیب نرسیدن به انسانها، در اولویت قرار گرفتن حفاظت از شهرها، بعد «پیامدهای انسانی»، شامل افزایش تعامل مسئولان و معتمدان محلی، ارتقای سطح مطالبات سیل زدگان، افزایش اعتماد و همبستگی اجتماعی و بعد «پیامد محیطی» شامل شکنندگی اقلیمی بیشتر مناطق سیلزده است که حول یک مقوله هسته به نام حضور گسترده و مؤثر، ولی آشفته سازمانها و مردم در صحنه سیلاب، شکل گرفته اند.
۱۸.

مطالعه ی داده بنیاد پیدایش حاشیه ها بر پیکر کلانشهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تجربه حاشیه نشینی روش نظریه داده بنیاد محلات حاشیه نشین اهواز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۵ تعداد دانلود : ۳۲۸
این مطالعه کیفی، با هدف فهم فرایند شکل گیری تجربه حاشیه نشینی در محلات حاشیه نشین شهر اهواز به انجام رسیده است. جمعیت شهری اهواز بر مبنای سرشماری1395 بالغ بر 1184788 نفر است که از این تعداد نزدیک به 400 هزار نفر در سیزده محله حاشیه نشین زندگی می کنند. روش مورد استفاده در این پژوهش، نظریه داده بنیاد به عنوان یکی از روش های اصلی پژوهش کیفی است. داده های این پژوهش از طریق مصاحبه عمیق و شیوه نمونه گیری هدفمند - نظری با چهل و دو نفر از ذینفعان مرتبط با حاشیه نشینی گردآوری و جهت تحلیل داده ها از پنج شیوه کدگذاری باز و تشخیص مفاهیم، توسعه مفاهیم در جهت ابعاد و ویژگی ها، تحلیل داده ها برای زمینه، وارد نمودن فرایند به تحلیل و یکپارچه سازی مقولات استفاده گردید. بعد از کدگذاری، نه مقوله اصلی از داده ها پدیدار شد که هر یک از مقوله ها به صورت کامل با استناد به متن مصاحبه ها مورد تحلیل قرار گرفته اند. پاردایم ظهوریافته شامل سه بعد شرایط، کنش- تعامل ها و پیامدها است که بر مبنای نتایج پژوهش در بعد شرایط شامل (رخدادهای پربسامد اقلیمی، تجربه مستقیم جنگ، رونق نفتی، ابرمداخلات اصلاحات ارضی و سرکوب عشایر، فرصت های محدود تحرک روستایی) و در بعد کنش–تعامل (شهرخواهی آرمان گرایانه، مهاجرت به مثابه گریز از بن بن بست)، و در بعد پیامدها (اسکان شهری نامطلوب، اشتغال در اقتصاد غیررسمی) است که حول یک مقوله هسته به نام (مهاجرت امیدوارانه، تقلای زندگی بهتر) شکل گرفته اند
۱۹.

مرور نظام مند مطالعات انجام شده در زمینه حاشیه نشینی (1375 تا 1396)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: ابعاد اجتماعی و فرهنگی حاشیه نشینی حاشیه نشینی مرور نظام مند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۵۴
مقدمه:با رشد شتابان جمعیت شهری کشورهای درحال توسعه، حاشیه نشینی به عنوان یکی از معضلات و مسائل اجتماعی دامن گیر مدیریت شهری این کشورها شده است. در ایران نیز، حاشیه نشینی به عنوان یک چالش فراگیر در بسیاری از شهرها و کلان شهرها خودنمایی کرده است. روش: روش مورد استفاده در این پژوهش مرور نظام مند است و این فرصت را مهیا می سازد که با مداقه در اهداف، سوالات، روش شناسی، چارچوب نظری و سایر ویژگی های مطالعات منتخب یک بررسی توصیفی و تحلیلی از آن ها انجام گردد. در چارچوب این روش و در گام نخست، واژه «حاشیه نشینی» و سایر واژگان نزدیک به آن از نظر معنایی مانند «آلونک نشینی» «اسکان غیررسمی» و «سکونت گاه های غیرقانونی» در کتابخانه ها، مراکز و بانک های علمی فارسی مورد جستجو قرار گرفتند و پس از اتمام جستجو مرتبط ترین مطالعات با اهداف تحقیق انتخاب شدند. معیارهای ورود مطالعات شامل انجام پژوهش در کشور ایران، انتشار مطالعه به زبان فارسی و تمام متن بودن آنها، بود. معیارهای خروج از مطالعه نیز محدود به دسترسی نداشتن به متن کامل مطالعه (مقاله)، عدم تمرکز بر کلیدواژگان مورد بررسی محقق و عدم برخورداری از چارچوب نظری واضح و مشخص بود. یافته ها: تلاش های صورت گرفته در زمینه مطالعه حاشیه نشینی را می توان در چند موضوع زیر دسته بندی کرد: 1) پژوهش هایی که سعی در تبیین عوامل موثر بر شکل گیری حاشیه نشینی داشته اند و بر عوامل جاذبه و دافعه شهری و روستایی و همچنین تکانه های تحول آفرین موثر بر این موارد تمرکز کرده اند. 2) پژوهش هایی که متمرکز بر شرایط گذران زندگی حاشیه نشینان بودند و التفاتی به شناسایی و کشف عوامل موثر در پیدایش این وضعیت نداشتند. در این پژوهش ها وضعیت محلات حاشیه نشین از یک سو از نظر سلامت و بهداشت و از سوی دیگر با تمرکز بر شاخص های اجتماعی و اقتصادی کیفیت زندگی مورد توجه و بررسی قرار گرفته است. 3) دسته سوم از مطالعات انجام شده با محوریت سیاست های ساماندهی و مدیریت محلات حاشیه نشین از منظر فضایی-کالبدی و رفاه و تامین اجتماعی قابل رصد است. 4) طیف دیگری از پژوهش های انجام شده در زمینه حاشیه نشینی بر پیامدها مترکز بودند. در بیشتر این پژوهش ها پیشفرض این بود که مناطق حاشیه نشین بستر مناسبی برای جرم هستند و بروز انواع آسیب های اجتماعی در آن ها محتمل است. شمار اندکی از این مطالعات نیز به افزایش تعداد جمعیت و برهم خوردن تعادل محلات حاشیه نشین پرداخته اند. بحث: مرور نظام مند پژوهش های انجام شده در دو دهه گذشته در حوزه حاشیه نشینی و از سوی محققان رشته های مختلف از جمله جامعه شناسی، جغرافیا و مدیریت نشان می دهد کنکاش پیرامون این شکل اسکان نتوانسته است شرایط موثر بر شکل گیری آن، استراتژی های افراد ساکن در این محلات و پیامدهای زیست در این محلات را به وضوح روشن سازد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان