۱.
تجربه عشق، تجربه ای است که برای هر فردی ساخته می شود و در این برساخت مجموعه ای از عوامل فردی و اجتماعی دخیل هستند که درواقع جهان اجتماعی فرد را شکل می دهند. بستر خانواده از مهمترین زمینه هایی است که کیفیت این تجربه را برای افراد رقم می زند. ساختارهای فرزندپروری در خانواده می تواند بر تجربه عاشقانه فرد اثرگذار باشد. ساختار فرزندپروری که فرد را در سطوح نیازهای احترام، تأیید و پذیرش نگاه می دارد، او را مهیای تجربه عشق مبتنی بر مصرف کنند گی می کند. در مقابل شیوه فرزندپروری که کودک را از سطح نیازهای سوم و چهارم هرم مزلو گذرانیده و به فرد اجازه می دهد که تبدیل به انسانی خواستار تحقق خود گردد، آمادگی تجربه عشقی زایشگر را در او به وجود می آورد. هدف تحقیق حاضر، پاسخ به این پرسش است که: کیفیت روابط فرد در خانواده والدی، چگونه در کیفیت روابط عاشقانه وی نمود پیدا می کند؟ برای پاسخ به این سؤال با راهبرد روایت پژوهی به سراغ 5 زن و 6 مرد رفته و داستان رابطه عاشقانه آنها را بازسازی نمودیم و همچنین داده هایی درباره کیفیت روابط آنها با خانواده والدیشان کسب نمودیم. به طور کلی دو سبک زیست ایمن و ناایمن از پاسخ های مشارکت کنندگان استخراج گردید. توضیح اینکه آن دسته از مشارکت کنندگانی که در فضای خانواده، محیطی امن و والدینی متوجه را تجربه کرده اند، تجربه عشق را با ادراک بسندگی از خود آغاز نموده و تجربه ای تکامل بخش و رضایتمندانه از عشق داشته اند. در مقابل مشارکت کنندگانی که در کودکی و نوجوانی فضای خانوادگی سرد، غیرصمیمی، ناایمن و طردکننده را تجربه نموده اند و با والدینی غیرمتوجه تعامل داشته اند، ادراکی نابسنده از خود داشتند، احساس ناامنی می کردند و در نتیجه در تدافع علیه این ادراک از خود، دست به ساماندهی رابطه عاشقانه خود زده اند تا ضعف خود را پوشش دهند. نتایج نشان می دهد مشارکت کنندگان در دو الگوی متفاوت، رابطه عاشقانه خود را تجربه نموده اند. افرادی که از تجربه عاشقانه خود رضایت داشته و آن را موجب رشد و تعالی خود دانسته اند، در خانواده والدی خود سبک فرزندپروری ایمن را تجربه نموده و در حالت بسندگی وارد رابطه شده اند و برعکس مشارکت کنندگانی که تجربه عاشقانه خود را موجب خسران خود دانسته اند، سبک فرزندپروری ناایمن را تجربه کرده بودند و کل تجربه عاشقانه آنها درواقع واکنشی در مقابل حالت نابسندگیشان در شروع رابطه بوده است.
۲.
کالایی شدن فرایندی است که در طی آن اشیاء، رویدادها، مکان ها و روایت های واقعی، به کالاها یا خدماتی دارای ارزش مبادله تبدیل می شوند. کالایی شدن امر مقدس به ویژه در قلمرو گسترده زیارت، اصالت و تقدس زیارت را در معرض چالش قرار داده است. با وجود روند فزاینده زیارتگاه ها و گسترش عمل مناسکی زیارت و شتاب کالائی شدن آن در ایران، مطالعه این فرایند، تا حدی زیادی مغفول مانده است. هدف نوشتار حاضر، واکاوی نظام مند تعاریف، مؤلفه ها و نشانه های کالایی شدن امر مقدس، در تحقیقات علمی پیشین حوزه زیارت است. یافته های به دست آمده نشان می دهد: نخست اینکه مطالعات کالائی شدن زیارت دارای گستردگی جغرافیایی، تنوع روش شناختی و جلوه های چندگانه پژوهشی است. دیگر آنکه نشانه های کالایی شدن در شش بُعد اصلی و به هم پیوسته قابل دسته بندی بوده که عبارتند از: «پولی شدن، نمایشی شدن، عمومی شدن، بوروکراتیزه شدن، دیجیتالی شدن و سیاسی شدن»؛ سوم، کالایی شدن امر مقدس، پدیده ای چندوجهی است که هم دارای ابعاد اقتصادی آشکار و هم لایه های غیراقتصادی پیچیده است و این دگردیسی عمدتاً در قالب تحول فضاهای مذهبی، اشیاء، نمادها و مناسک بازنمایی می شود؛ و آخر اینکه، عمده تحقیقات موجود کمتر به فرآیند کالایی شدن «تجربه زیارت» در میان خود زائران و نیز چگونگی تعامل و هم نوایی این فرآیند خُرد با تغییرات کلان سیاسی- اقتصادی و میانه نهادی پرداخته اند. این مقاله با ارائه طبقه بندی شش بُعدی و شناسایی نقاط کور پژوهشی، چارچوب اولیه ای را برای مطالعه عمیق تر و بومی تر مسئله کالایی شدن زیارت در ایران، پیشنهاد نموده است.
۳.
کاهش نگرش مثبت به ازدواج در میان نسل جدید، یکی از نگرانی های صاحب نظران و سیاست گذاران حوزه فرهنگ و خانواده است. این مسئله می تواند حاصل مسائل و مشکلات گوناگونی باشد. هدف از تحقیق حاضر، بررسی رابطه میان متغیر ترس از طلاق (و برخی متغیرهای دیگر) با متغیر نگرش به ازدواج است. پژوهش حاضر یک پیمایش مقطعی بوده و دارای ماهیت توصیفی - همبستگی است. از بین مناطق بیست و دوگانه شهر تهران، از هر یک از سه منطقه اصلی (توسعه یافته، توسعه یافتگی متوسط و توسعه نیافته)، به شیوه تصادفی ساده یک منطقه انتخاب شده است. جامعه آماری تحقیق شامل دختران مجرد 34-20 ساله ساکن شهر تهران در مناطق سه، هشت و پانزده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 382 نفر برآورد گردید. شیوه نمونه گیری ترکیبی از روش های طبقه بندی چندمرحله ای و تصادفی ساده بوده است. نتایج تحلیل چندمتغیره بیانگر آن است که با کنترل همه متغیرها، متغیرهای ترس از طلاق، تجربه دوستی و استفاده از شبکه های اجتماعی به صورت منفی و متغیرهای دینداری و سن به صورت مثبت بر نگرش دختران به ازدواج تأثیرگذار هستند. از سوی دیگر نتایج تحلیل مسیر بیانگر نقش میانجی و واسطه ای ترس از طلاق در ارتباط با تأثیرگذاری متغیرهای استفاده از شبکه های اجتماعی، دینداری و تجربه دوستی بر نگرش دختران به ازدواج است.با توجه به این که مشخص شد که ترس از طلاق با نگرش به ازدواج رابطه معنی دار دارد و ترس از طلاق نیز، خود با متغیرهای استفاده از شبکه های اجتماعی، دینداری و تجربه دوستی رابطه دارد، ضرورت آموزش های لازم جهت مدیریت مصرف رسانه و سواد رسانه ای و نیز تقویت دینداری از دوران کودکی تا دوره های آموزشی و اصلاح الگوی ارتباطی با جنس مخالف در دانشگاه ها، توصیه می شود.
۴.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی شاخص های شهر دوستدار کودک با تأکید بر فضاهای آموزشی در دبیرستان های متوسطه دوم شهر اسلام آباد غرب با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) است. پژوهش حاضر با جامعه آماری حدود 4588 نفر از دانش آموزان دختر و پسر از 27 دبیرستان متوسطه دوم شهر اسلام آباد غرب نمونه ای ۳00 نفری را با استفاده از فرمول کوکران انتخاب و بررسی کرده است. ابزار پژوهش، پرسشنامه ای محقق ساخته با روایی محتوایی (صوری) و سازه ای تأیید شده و پایایی ترکیبی قابل قبول بود. داده ها با روش های تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری توسط نرم افزارهای SPSS و Smart PLS تحلیل شدند. مدل سازی معادلات ساختاری نشان می دهد که بین شاخص های شهر دوستدار کودک، رابطه ای قوی و معنادار وجود دارد، به طوری که داده ها به خوبی با مدل مفهومی پژوهش منطبق هستند و مدل از برازندگی لازم برخوردار است. این امر، اعتبار و پایایی نتایج را تأیید می کند. در این میان، شاخص «محیط آموزشی» با امتیاز 159/17، قوی ترین رابطه را با شاخص شهر دوستدار کودک در دبیرستان های متوسطه دوم اسلام آباد غرب دارد. پس از آن، شاخص های «محیط کالبدی» با امتیاز 515/15، «محیط اجتماعی» با امتیاز 837/12 و «محیط روان شناختی» با امتیاز 952/8 قرار دارند که نشان دهنده تأثیر این شاخص ها بر مدارس دوستدار کودک در دبیرستان های متوسطه دوم اسلام آباد غرب است. به طور کلی نتایج نشان داد که محیط آموزشی دارای بیشترین تأثیر بوده و محیط روان شناختی کمترین تأثیر را داشته است.
۵.
خانواده به عنوان نخستین و مهم ترین نهاد جامعه پذیری عامل و مانع کج روی اجتماعی است. هدف اصلی تحقیق شناسایی عوامل خانوادگی مؤثر بر گرایش به کج روی اجتماعی با مرور سیستماتیک داده های ثانویه بازه زمانی 1380 تا 1404 است. روش پژوهش، فراتحلیل کمّی است که با استخراج 59 مطالعه معتبر فارسی زبان از پایگاه های علمی جهاد دانشگاهی، نورمگز، مگیران و بانک اطلاعات نشریات کشور و با به کارگیری نرم افزار آن CMA2و آزمون فیشر و کوهن، داده ها را تحلیل نموده است. یافته های پژوهش نشان داد که چندین عامل اجتماعی (اعتماد خانوادگی، پذیرش و حمایت اجتماعی، خانواده ازهم گسیخته، انسجام خانوادگی و کنترل اجتماعی)؛ روانی (عزت نفس، بحران هویت، انزوای اجتماعی و بحران عاطفی خانواده)؛ فرهنگی (تعلق مذهبی، سرمایه فرهنگی، سبک تربیتی آشفته و شکاف نسلی)؛ اقتصادی (سرمایه اقتصادی خانواده، محرومیت نسبی-مالی و مشارکت اقتصادی خانواده) و عامل زمینه ای (بعد خانوار، سن، طبقه اجتماعی و تحصیلات) در گرایش به کج روی اجتماعی مؤثر بوده اند. براساس یافته ها؛ طراحی و اجرای کمپین های ملی آگاه سازی برای ترویج سبک فرزندپروری قاطع و همراه با محبت و آموزش مهارت های ارتباطی و حل تعارض در زوج ها و والدین؛ تقویت سرمایه اجتماعی در سطح محلات از طریق ایجاد و حمایت از نهادهای محلی، تشکل های غیردولتی و برنامه های محله محور؛ ایجاد سامانه یکپارچه غربالگری و مداخله بهنگام در مدارس و پایگاه های سلامت اجتماعی محلات برای شناسایی زودهنگام نوجوانان در معرض خطر (با تمرکز بر شاخص هایی مانند خانواده ازهم گسیخته، بحران عاطفی و محرومیت نسبی) و ارجاع آنان به خدمات مشاوره ای، روان درمانی و حمایت های اجتماعی از سازوکارهای پیشگیرانه کج روی در جامعه ایرانی است. درنهایت این پژوهش نشان می دهد که مقابله با کج روی اجتماعی مستلزم عبور از نگاه تک ساحتی و اتخاذ یک الگوی جامع، چندبعدی و یکپارچه است که هم زمان بر تقویت عوامل محافظتی (انسجام نهاد خانواده، کنترل اجتماعی، سرمایه جمعی، حفظ سنت و هنجارهای فرهنگی، ارتقای عزت نفس، هویت یابی و تحصیلات) و تضعیف عوامل خطر (بیکاری پایدار، محرومیت نسبی، سبک تربیتی آشفته، کاهش بیگانگی اجتماعی-فاصله ارزشی-نسلی) در درون نهاد خانواده متمرکز باشد.
۶.
پژوهش حاضر به بررسی ارتباط بین تکثرگرایی با عرفی شدن دبیران آموزش و پرورش می پردازد. جامعه آماری کلیه دبیران مشغول به تدریس در مقطع متوسطه (اول و دوم) شهر اصفهان در سال تحصیلی 1402 است. روش پژوهش، پیمایشی است و نمونه ها با روش نمونه گیری سهمیه ای انتخاب شده اند؛ ابزار گردآوری داده ها نیز، پرسشنامه و از نظر زمانی مقطعی است. یافته های مدل معادله ساختاری نرم افزار Amos نشان می دهد که برآوردهای مربوط به شاخص های برازش کلیت مدل و پارامترهای اصلی در تمام فرضیه های مستقیم اثر تکثرگرایی بر عرفی شدن دبیران معنادار است. همچنین متغیرهای میانجی (تروما، کیفیت زندگی و خرده فرهنگ بین المللی) در رابطه بین تکثرگرایی و عرفی شدن، بیانگر این است که مدل تدوین شده توسط داده های پژوهش حمایت می شوند که به لحاظ آماری معنادار بوده و رابطه مستقیم و قوی است. بنابراین با توجه به مقدار ضریب تأثیر غیرمستقیم متغیر تکثرگرایی، می توان گفت این میانجی ها مستقیم و از نوع جزئی است. در مجموع، یافته های پژوهش هر چند حاکی از تأیید نظریات برگر و هابرماس و دین دار بودن و البته حرکت پرشتاب دبیران به سوی عرفی شدن است؛ بعضاً نشان دهنده حفظ ته نشست های پارتویی در بحث دین و پایبندی به آن دارد؛ ولی شکل جدیدی از دین ورزی یا همان «واسازی» یا «بی شکلی دین ورزی» را نشان می دهد.
۷.
امید اجتماعی از جمله مؤلفه های کلیدی در پایداری انسجام اجتماعی و مشارکت مدنی به شمار می رود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر امید اجتماعی در شهر ایلام و ارائه مدلی مفهومی برای تبیین آن انجام شد. روش تحقیق توصیفی همبستگی بود و داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته مبتنی بر پنج مؤلفه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، زیست محیطی و خانوادگی از ۲۵۹ نفر از شهروندان ایلامی که به صورت در دسترس انتخاب شدند، گردآوری شد. تحلیل داده ها با بهره گیری از مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار PLS انجام گرفت. نتایج نشان داد که مدل مفهومی پژوهش از برازش آماری مناسبی برخوردار است ((RMSEA=0.04، GFI=0.93) و همه متغیرهای مستقل تأثیر مثبت و معناداری بر امید اجتماعی دارند، هرچند شدت این تأثیرها متفاوت است. تحلیل مسیر نشان داد عوامل اجتماعی با بیشترین ضریب اثر (γ=0.28) مهم ترین تبیین کننده امید اجتماعی هستند و پس از آن به ترتیب عوامل اقتصادی (γ=0.22)، خانوادگی (γ=0.21)، زیست محیطی (γ=0.19) و سیاسی (γ=0.15) قرار دارند که همگی در سطح ۰.۰۰۱ معنادار بودند. یافته ها بیانگر آن است که امید اجتماعی در جامعه مورد مطالعه بیش از آنکه مبتنی بر اعتماد سیاسی یا نهادهای رسمی باشد، از شبکه های اجتماعی، روابط خانوادگی و تجربه های زیسته اقتصادی تغذیه می شود. این نتایج نشان می دهد که امید اجتماعی پدیده ای چندبعدی و برآمده از تعامل عوامل خرد، میانه و کلان است و تضعیف نهادهای رسمی می تواند به انتقال منابع امید به حوزه های غیرنهادی منجر شود؛ ازاین رو بازسازی امید اجتماعی مستلزم سیاست گذاری های چندلایه در حوزه های اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و نهادی و تقویت سرمایه اجتماعی، عدالت توزیعی و اعتماد عمومی است.
۸.
گذشت بیش از دو قرن از طرح مباحث بوروکراسی در جهان مدرن نشان می دهد که این مفهوم را علاوه بر دولتمردان، محققان و صاحب نظران حوزه های مختلف علم نیز نمایندگی می کنند. در ایران نیز از دو دهه گذشته به این طرف، بوروکراسی جایگاه مشخصی در میان پژوهش ها به خود اختصاص داده است. بر همین مبنا پژوهش حاضر با هدف واکاوی و ارزیابی مطالعات فارسی بوروکراسی و با بهره گیری از روش مرور نظام مند، به تحلیل ۳۰ مقاله داخلی مرتبط با این موضوع در حدود دو دهه اخیر (1400-1385) پرداخته است. نتایج نشان دهنده چندوجهی بودن این مفهوم و تنوع روش شناختی در مطالعه آن است که بیانگر پیچیدگی های ساختاری و عملکردی نظام اداری کشور است. چهار بعد کلیدی شامل ساختاری و فرایندی، فرهنگی و اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و تحلیلی و تاریخی شناسایی شده اند که هرکدام جنبه ای متفاوت از بوروکراسی را تبیین می کنند. همچنین دیگر نتایج پژوهش نشان داد که بوروکراسی در ایران نه تنها یک ساختار نهادی ثابت نیست، بلکه تحت تأثیر تعاملات مدیریتی، رفتارهای فردی کارکنان و تحولات سیاسی و اجتماعی قرار دارد. نقش عوامل نهادی، سازمانی، اقتصادی و فناورانه نیز در تحول نظام اداری برجسته است. افزون بر این، بررسی مقالات نشان می دهد که بخش قابل توجهی از پژوهش ها به نقد ناکارآمدی های موجود پرداخته و بر ضرورت اصلاحات نهادی و ارتقای شفافیت اداری تأکید دارند. در نهایت، پژوهش حاضر ضرورت گذر از رویکردهای سنتی و بهره گیری از مطالعات تجربی و میدانی را برای اصلاح ساختارهای بوروکراتیک و افزایش کارآمدی نظام اداری مطرح می کند تا بر مبنای آن سیاست گذاران بتوانند با شناخت دقیق تر ابعاد بوروکراسی، مدل های اجرایی منعطف تر و کارآمدتری طراحی کنند و از طریق تلفیق دانش نظری با شواهد تجربی، مسیرهای نوینی برای ارتقای کیفیت حکمرانی، پاسخگویی اداری و افزایش اعتماد عمومی فراهم آورند.