آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۵۱

چکیده

پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی سیاست های نظم بخشی به تعاملات اجتماعی از منظر مدیران آموزشی انجام شد. ضرورت این مطالعه از آن رو است که تعاملات اجتماعی، بنیان فرهنگ سازمانی مدارس را شکل می دهد و سیاست های مؤثر بر آن، بستر تحقق نظم پایدار را فراهم می سازد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی است و از نظر گردآوری داده ها، آمیخته (کیفی کمّی) و بر اساس روش شناسی کیو (Q) اجرا گردید. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران و معاونان مدارس ابتدایی شهرستان پلدشت در سال تحصیلی ۱۴۰۲ ۱۴۰۱ بود که از میان آنان ۲۰ نفر به روش هدفمند انتخاب و بر اساس اشباع نظری انتخاب شدند. به منظور شکل گیری فضای گفتمان اولیه، از ترکیب سه شیوه استفاده شد: مطالعه نظام مند منابع، مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان آموزشی و تحلیل محتوای داده ها. پس از کدگذاری و حذف موارد تکراری، ۳۶ گزاره نهایی استخراج شد و به عنوان نمونه Q در اختیار مشارکت کنندگان قرار گرفت. آنان با مرتب سازی اجباری گزاره ها در طیفی از «موافقت کامل» تا «مخالفت کامل» ذهنیت خود را آشکار ساختند. داده ها با تحلیل عاملی اکتشافی وبا استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ تحلیل شد. یافته ها حاکی از شناسایی پنج الگوی ذهنی متمایز بود که در مجموع ۷۱ درصد واریانس کل را تبیین کردند: باورهای دینی و مذهبی (۴۱٪)، قانون مداری مدیران (۹٪)، آموزش های نظری و عملی نظم (۸٪)، سیاست های تشویقی (۷٪) و روش های تنبیه و مجازات (۶٪). نتایج نشان داد مؤثرترین سیاست، تأکید بر مبانی درونی و اخلاقی به ویژه باورهای دینی است، در حالی که سیاست های مبتنی بر اجبار و تنبیه کم اثرترند. بر اساس این یافته ها، توصیه می شود سیاست گذاران و مدیران آموزشی با تمرکز بر آموزش های نظری عملی، تقویت باورهای دینی و الگوسازی رفتاری، زمینه تحقق نظم اجتماعی پایدار را در مدارس فراهم آورند و از این طریق، کیفیت تعاملات اجتماعی و کارآمدی نظام آموزشی در تربیت نسل مسئولیت پذیر و قانون مدار ارتقا یابد.

تبلیغات