درآمدی بر ارتباطات میان فرهنگی انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ زمستان ۱۴۰۴شماره ۷۲
9 - 37
حوزههای تخصصی:
ارتباطات میان فرهنگی انتقادی، به عنوان یک رویکرد مطالعاتی نوپدید، با تمرکز بر واکاوی روابط قدرت، ساختارهای نابرابر و زمینه های آشکار و نهان مؤثر بر تعامل فرهنگی، چارچوبی تحلیلی برای درک عمیق تر روابط و رویارویی های میان فرهنگی ارائه می دهد. این رویکرد، برخلاف دیدگاه های سنتی و مرسوم که بر تفاوت های رویین و مهارت های فردی تأکید دارند، فرهنگ را عرصه ای پویا و منازعه آمیز قلمداد می کند که در آن معانی، هویت ها و روابط فرهنگی به طور پیوسته بازتعریف می شوند. پژوهش حاضر با هدف ارائه درآمدی نظری و افق گشا، به معرفی جایگاه رویکرد انتقادی در مطالعات ارتباطات میان فرهنگی پرداخته و بنیادهای نظری و تاریخی آن را در سنت های مکتب فرانکفورت، مطالعات فرهنگی و مطالعات پسااستعماری پی جویی می کند. این پژوهش که از منابع اسنادی و روش توصیفی-تحلیلی بهره می برد، عناصر مفهومی کلیدی نظیر متون فرهنگی، ستم زدایی، روابط قدرت، زمینه مندی، نیروهای تاریخی، رهایی بخشی و حافظه جمعی را تبیین نموده و به اهمیت روش پژوهش اخلاقی می پردازد. یافته ها نشان می دهند فهم تعامل میان فرهنگی بدون توجه به نیروهای پیدا و پنهان قدرت، پیامدهای تبعیض و استعمار و زمینه های شکل گیری ساختارهای نابرابر امکان پذیر نیست. همچنین مداخله در زمینه های کلان برای تقویت صدای گروه های فرهنگی حاشیه ای و ایجاد فضایی گفتگومحور ضروری است. درنهایت، با نگاهی به مسیرهای پیش روی ارتباطات میان فرهنگی انتقادی می توان دریافت که توجه به تحولات زیست محیطی، نابرابری های نظام سلامت، ساختارهای فضای مجازی و لزوم احیای دانش های بومی، آینده این حوزه را ترسیم می کند. به طور کلی، رویکرد انتقادی به ارتباطات میان فرهنگی با آشکارسازی سازوکارهای سلطه و بداهت زدایی از ساختارهای نابرابر، نه تنها ابزاری تحلیلی بلکه کنشی رهایی بخش برای حرکت به سوی جامعه ای عادلانه تر است.