ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۰۱ تا ۲٬۲۲۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۲۲۰۱.

الگوریتم های یکپارچه در تحلیل تعامل معماری و محیط نمونه موردی:روستاهای پلکانی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۹ تعداد دانلود : ۱۱۵۲
تحلیل و سنجش بافت مسکن روستایی نیاز به شناخت طیف گسترده ای از عوامل موثر را دارد، عوامل محیطی همچون میزان بافت سبز،توپوگرافی، میزان بافت خشک، اقلیم و خرده اقلیم ها و غیره از جمله عوامل تاثیر گذار بر بافت مسکن روستایی می باشند. به منظور شناخت عوامل محیطی و بافت مسکونی یک روستا در دامنه کوهستان ها، نیاز به طی مسافت طولانی و برداشت های دقیق دستی می باشد، که این موضوع دشواری های خاص خود را به همراه می آورد. از طرف دیگر با توجه به روند روبه افزایش توسعه مسکن روستایی در دهه های اخیر و عدم هماهنگی بافت های جدید ازلحاظ تراکم با بافت های پیشین، بی تفاوتی این مسکن ها را نسبت به مسکن پیشین و بستر محیطی روستاها را نشان می دهد. امروزه ابزارهای جدید محاسباتی و عددی سازی در معماری با ورود دانش ریاضیات پیشرفته درعلم معماری باعث پدید آمدن ابعاد جدید در این عرصه شده اند. هدف اصلی پژوهش پیش رو، بررسی میزان تاثیر تراکم بافت سبز و بافت خشک به عنوان عوامل طبیعی، بر میزان تراکم بافت مسکونی روستاهای پلکانی ایران، دراقلیم های متفاوت می باشد. این مهم علاوه شناسایی تراکم بافت روستاها با تاکید بر مقایسه پارامترها ابعاد جدیدی را در بافت روستاهای پلکانی روشن خواهد ساخت. ابزار شبیه سازی تحلیل ها "الگوریتم تراکم سنج" بر اساس نقشه های هوایی می باشد، که توسط نگارندگان پژوهش نوشته شده است. این الگوریتم بر اساس نقشه های هوایی نگاتیو شده، توانایی شناسایی میزان تراکم بافت طبیعی، در بستر شکل گیری روستاها و بافت مسکونی را دارد. این توانایی موجب کاهش نیاز به حضور فیزیکی و بالابردن دقت خروجی ها در تحلیل بافت روستاها خواهد شد، همچنین شناسایی پارامترها، الگوی تراکمی نسل های پیشین را به نسل جدید مسکن های روستایی ارائه خواهد نمود.
۲۲۰۲.

برآورد میزان رطوبت نسبی استان هرمزگان با استفاده از پردازش محصولات سنجنده مودیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۱ تعداد دانلود : ۷۱۷
رطوبت نسبی یکی از پارامترهای مهم اقلیمی و پدیده های جوی محسوب می شود. هدف مطالعه حاضر ارزیابی الگوریتم های ناحیه ای در محاسبه مقدار رطوبت نسبی با استفاده از داده های سنجش ازدور در استان هرمزگان است. در این راستا از محصولات (MOD05 و MOD07) جهت برآورد مقدار آب قابل بارش، دمای هوا و فشار سطح زمین و از محصول (MOD35) جهت تست ابر استفاده شده که با انجام تست ابر حدود 2190 تصویر بدون ابر با درجه اطمینان 95 درصد برای پردازش، شناسایی شدند. برای ارزیابی نتایج از داده های رادیوسوند ایستگاه بندرعباس و ایستگاه های سینوپتیک در سطح استان استفاده شد که نتایج بیانگر دقت بالای الگوریتم ها و مدل تجربی بکار برده شده است؛ به طوری که مقدار R2 و RMSE لایه های ثبت شده از سنجنده و داده های زمینی، قابل قبول بودند و هم خوانی مناسبی با اندازه گیری های ایستگاه های زمینی دارند. نتایج این پژوهش بیانگر این است که اقلیم استان یک در حالت نیمه بیابانی قرار دارد که داری یک فصل طولانی گرم و یک فصل کوتاه خنک است. فشار سطح زمین و مقدار آب قابل بارش TPW در این استان با توپوگرافی منطقه همبستگی بالای دارند. به طوری که بیشترین آب قابل بارش و فشار سطح زمین در مناطق پست جلگه ای ساحلی و کمترین آن ها در ارتفاعات استان ثبت شده است.
۲۲۰۳.

بررسی جایگاه مخروط افکنه ها در ارزیابی فعالیت های تکتونیکی (مطالعه موردی: دامنه های جنوبی رشته کوه خرقان در شمال شرقی استان همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۶ تعداد دانلود : ۲۶۲
گسترش مناطق کوهستانی و بیابانی در سرزمین ایران، سبب شده تا پدیده های شناخته شده ژئومورفولوژیکی نیز، رخنمون نماید. مخروط افکنه از جمله این پدیده هایی هستند که در مناطق مختلف پراکنش یافته اند. شناسایی عوامل به وجود آورنده و آگاهی از تأثیرات آن ها می تواند انسان را در کنترل و محدود نمودن برخی از مخاطرات طبیعی و همچنین آمایش بهینه سرزمین کمک کند. در این پژوهش سعی شد از طریق بررسی شواهد موجود مخروط افکنه ها به ارزیابی وضعیت فعالیت های تکتونیکی در جنوب دامنه های رشته کوه خرقان در شمال شرق استان همدان پرداخته شود؛ بنابراین در ابتدا روند گسترش مخروط افکنه های منطقه (متشکل از دو مخروط افکنه گوزل دره و کرفس و چندین مخروط افکنه کوچک) با استفاده از نقشه ها و نرم افزارهای مختلف ترسیم شد، سپس به ارزیابی شواهد موجود در خصوص فعالیت تکتونیک پرداخته شد. نتایج به دست آمده نشان می دهد که در بعضی از قسمت ها تکتونیک فعال (مثل قسمت شرقی مخروط افکنه گوزل دره) و در بعضی مناطق غیرفعال (الگوی قرارگیری مخروط افکنه های کوچک در محدوده بین مخروط کرفس و گوزل دره) است. شواهد دیگر در بستر و حاشیه مخروط افکنه گوزل نشان از تغییرات زمین ساختی در اثر فعالیت گسل های فعال در قسمت شرقی منطقه است که الگوی حرکت آبراهه های را در بستر رودخانه تغییر داده و منجر به تخریب و کاوش قسمت های کناری رودخانه شده است. همچنین الگوی زهکشی و عمق برش در سطوح مخروط افکنه ها از وجود فعالیت نسبی زمین ساخت در مخروط افکنه ها است. جایگاه های تهیه شده نشان از دوره های آرام و فعال در دوره های مختلف زمین شناسی در منطقه موردمطالعه است. به طوری که ابتدا با یک دوره آرام طولانی مدت شروع و سپس جنبش های زمین ساخت فعالیت کرده و در ادامه با نوسان هایی ادامه پیداکرده است
۲۲۰۴.

ارزیابی تأثیر همه گیری کووید-19 بر تفاوت رفتاری شهروندان در دوره پسا کرونا (مطالعه موردی: شهر قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۶۲
مقدمه: فضای شهری باز تولیدی از فرآیندهای اجتماعی و اقتصادی است، بنابراین شیوع کووید-19 بر رفتار شهروندان تاثیر می گذارد.  هدف: هدف مقاله حاضر، بررسی تأثیر همه گیری بیماری کووید-19 بر رفتار شهروندان در گروه های سنی و جنسیتی مختلف است که در فضاهای شهری پس از اتمام این بیماری حضور می یابند و نظریه مشهور یان گل در دسته بندی فعالیت ها ملاک ارزیابی می باشد. روش شناسی: از نظر هدف کاربردی و از نظر نوع توصیفی-تحلیلی است.  برای این منظور پس از بررسی اسناد و منابع مختلف، با تنظیم یک پرسشنامه، میزان اثرگذاری همه گیری در جامعه هدف مورد ارزیابی قرار می گیرد. پرسشنامه در قالب طیف لیکرت می باشد و تحلیل داده ها با کمک نرم افزار SPSS25 و با استفاده از آزمون T.Student انجام شده است. روش نمونه گیری به روش تصادفی ساده بود. در این پژوهش، روایی سوالات پرسشنامه به روش نسبت روایی محتوایی و پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ مورد ارزیابی قرار گرفت.  قلمرو جغرافیایی: شهر قزوین بنا به شرایط تاریخی و جغرافیایی دارای انواع مختلفی از فضاهای شهری و عمومی است. ابتدا انواع فضاهای شهری و عمومی موجود در این شهر، در هفت دسته طبقه بندی و سپس در نظرسنجی از شهروندان مورد ارزیابی قرار گرفته اند.  یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد، پس از پایان این همه گیری الگوهای رفتاری شهروندان بسته به رده سنی و جنسیتی که دارند، دارای تفاوت هایی خواهد بود. سالمندان کمترین تمایل را برای حضور در فضاهای شهری در دوره پسا کرونا دارند، ازسوی دیگر تمایل شهروندان همچون گذشته به فضاهای شهری در بافت تاریخی شهر نمی باشد. البته بانوان تمایل بیشتری نسبت به مردان برای استفاده از انواع فضاهای شهری دارند.  نتیجه گیری: با وجود الزام شهروندان به انجام بخش زیادی از فعالیت ها از طریق فضای مجازی در زمان قرنطینه، اما با پایان یافتن محدودیت ها، بررسی ها نشان داد فضای مجازی تنها می تواند بستر مناسبی برای انجام فعالیت های ضروری باشد و در مورد سایر فعالیت های انتخابی یا اجتماعی، تمایل غالب جامعه، حتی نسل نوجوان و جوان بر حضور فیزیکی در فضاهای شهری است.
۲۲۰۵.

پهنه بندی کشت کلزا در استان فارس با استفاده از عناصر اقلیمی و زمینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۳۸
ﻳﻜﻰ ﺍﺯ راه های ﺑﺮﺍی ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻭ ﮔﺴﺘﺮﺵ فعالیت‌های ﺯﺭﺍﻋﻰ ﻭ ﺑﺎﻏﻰ ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭ، ﺍﺳـﺘﻔﺎﺩﻩ ﺑﻬﻴﻨـﻪ ﺍﺯ ﺍﺭﺍﺿﻰ می باشد. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻴﺎﻥ ﺗﻮﻟﻴﺪ دانه‌های ﺭﻭﻏﻨﻰ ﻛﻠﺰﺍ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ پتانسیل‌های ﺧﻮﺏ ﻛﺸﻮﺭ درزمینه فعالیت‌های ﺯﺭﺍﻋـﻰ ﺍﺳـﺖ ﻛـﻪ ﺩﺍﺭﺍی ﺍﺭﺯﺵ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩی ﺑﺴﻴﺎﺭی ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ازنظر ﻏﺬﺍﻳﻰ ﺣﺎﺋﺰ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﻰ هست اﻳﻦ ﻣﺤﺼﻮﻝ ﺍﺯ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﮔﻴﺎﻫﺎﻥ ﺗﻨﺎﻭﺑﻰ ﺑﺎ ﮔﻨﺪﻡ می‌باشد ﻭ ﺑﺮﺍی ﭘﺎﻳﺪﺍﺭی ﺗﻮﻟﻴﺪ ﮔﻨﺪﻡ ﺑﺎﻳﺪ حتماً˝ ﻫﺮ ﭼﻬﺎﺭ ﺳﺎﻝ یک‌بار ﻛﻠﺰﺍ ﺩﺭ ﺗﻨﺎﻭﺏ ﺑﺎ ﮔﻨﺪﻡ ﻛﺸﺖ ﺷﻮﺩ. بنابراین ﺑﺎﻳﺪ ٥٢ ﺩﺭﺻﺪ ﺍﺭﺍﺿﻰ ﺯﻳﺮ ﻛﺸﺖ ﮔﻨﺪﻡ ﺩﺭ ﺍﻟﮕﻮی ﻛﺸﺖ ﭘﺎﻳﺪﺍﺭ ﺑﻪ ﻛﻠﺰﺍ ﺍﺧﺘﺼﺎﺹ یابد. طبق آمار 1401 استان فارس پنجمین استان در برداشت از کلزا در واحد سطح و میزان آن می باشد .پژوهش ﺣﺎﺿﺮ باهدف ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺍﻗﻠﻴﻤﻰ و ﺯﻣﻴﻨﻰ ﻣﺆﺛﺮ درکشت ﻛﻠﺰﺍ ﻭ پهنه‌بندی ﻧـﻮﺍﺣﻰ ﻣﺴـﺘﻌﺪ ﻛﺸـﺖ ﺍﻳـﻦ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﻓﺎﺭﺱ، انجام‌شده ﺍﺳـﺖ. ﺟﻬﺖ پهنه‌بندی نقشه‌های ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﭘﺎﺭﺍﻣﺘﺮﻫﺎی ﺍﻗﻠﻴﻤﻰ ﻣﺆﺛﺮ ﺟﻬـﺖ ﺭﺷـﺪ ﻭ ﻧﻤـﻮ ﻛﻠـﺰﺍ ابتدا با ﺭﻭﺵ AHP در expert choice به وزن لایه‌ها پرداخته‌شده سپس با سیستم اطلاعات جغرافیایی نسبت به پهنه‌بندی اقدام شده است.ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ ﻧﻘﺸﻪ تهیه‌شده 33524 کیلومترمربع ﺍﺯ ﻣﺴـﺎﺣﺖ ﺍﺳـﺘﺎﻥ ﺩﺍﺭﺍی ﺍﺳـﺘﻌﺪﺍﺩ ﺯﻳـﺎﺩ،48226 کیلومترمربع ﺁﻥ ﺩﺍﺭﺍی ﺍﺳﺘﻌﺪﺍﺩ ﻣﻨﺎﺳﺐ، 30062 کیلومترمربع ﺍﺯ ﻣﺴﺎﺣﺖ ﺁﻥ بااستعداد ﺿﻌﻴﻒ ﻭ 10783 کیلومترمربع ﺁﻥ ﻓﺎﻗﺪ ﺍﺳﺘﻌﺪﺍﺩ ﺟﻬﺖ ﻛﺸﺖ ﻛﻠﺰﺍ می‌باشد. مناطق با استعداد زیاد شامل بخش ﺯﻳﺎﺩی ﺍﺯ قسمت‌های ﻏﺮﺑﻰ ﺍﺳـﺘﺎﻥ می‌شودکهعبارت‌اند ﺍﺯ ﻓﻴﺮﻭﺯﺁﺑـﺎﺩ،ﺷﻴﺮﺍﺯ، ﺯﺭﻗﺎﻥ ﻭ ﺑﺮﺍﺯﺟﺎﻥ می‌باشد. بااستعداد ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺷﺎﻣﻞ قسمت‌های ﺟﻨﻮﺑﻰ، ﺷﺮﻗﻰ ﻭ ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ به‌صورت ﭘﺮﺍﻛﻨﺪﻩ قسمت‌های از شمال ﻭ ﻏﺮﺏ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ برگرفته است و ﻻﺭﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﻓﺴﺎ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻗﺴﻤﺖ واقع‌شده‌اند.مناطق با استعدا ضعیف استان به‌صورت ﭘﺮﺍﻛﻨﺪﻩ ﺩﺭ قسمت‌های ﺟﻨﻮﺑﻰ، ﺟﻨﻮﺏ ﺷﺮﻗﻰ ﻭ ﺷـﻤﺎﻟﻰ واقع‌شده ﺍﺳـﺖ . مناطق فاقد استعداد ﻛﻤﺘﺮﻳﻦ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﻣﺴﺎﺣﺖ ﺗﺤﺖ ﭘﻮﺷﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺍ می‌باشد. ﻛﻪ ﺩﺭ ﻗﺴﻤﺖ ﺷﻤﺎﻟﻰ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﻗـﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺁﺑﺎﺩﻩ ﻭ ﺍﻗﻠﻴﺪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﻭﺍﻗﻊ شده اند.
۲۲۰۶.

پایش خشکسالی بر اساس شاخص NDVI و تأثیرات آن بر روستاهای شهرستان شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۳۱
خشکسالی های اخیر و تغییرات اقلیمی تأثیرات عمیقی بر منابع طبیعی و کشاورزی شهرستان شیراز در استان فارس گذاشته اند. خشکسالی به عنوان یکی از اصلی ترین چالش های توسعه پایدار روستاهای شهرستان شیراز شناخته می شود. تأثیرات عمیق این پدیده بر کشاورزی، معیشت، مهاجرت، زیست محیطی و بهداشت عمومی، نیاز به مطالعات علمی دقیق و داده محور را دوچندان می کند. بهره گیری از شاخص های سنجش ازدور همچون شاخص پوشش گیاهی نرمال شده  و استفاده از داده های ماهواره ای، امکان پایش تغییرات پوشش گیاهی و ارزیابی شدت خشکسالی در مناطق روستایی را فراهم می کند. این پژوهش باهدف ارزیابی این اثرات با استفاده از شاخص پوشش گیاهی نرمال شده و داده های سنجش ازدور در بازه زمانی 2016 تا 2023 صورت گرفت. داده های به دست آمده از تصاویر ماهواره ای و تحلیل شاخص پوشش گیاهی نرمال شده نشان دهنده کاهش چشمگیر پوشش گیاهی و افزایش شدت خشکسالی در این منطقه است. این تغییرات منجر به کاهش منابع آبی، تخریب پوشش گیاهی و از بین رفتن تعادل اکوسیستم های محلی شده اند. کاهش تولیدات کشاورزی، فرسایش خاک و کاهش بهره وری زمین های زراعی از جمله پیامدهای اصلی این وضعیت بحرانی است. این شرایط موجب افزایش مهاجرت از مناطق روستایی به مناطق شهری و افزایش فشار بر زیرساخت های شهری شده است. از حدود سال 2021 به بعد، به طور کلی شاهد کاهش در مقادیر شاخص هستیم که می تواند بیانگر روند افزایش خشکسالی و کاهش بارندگی در منطقه باشد. این کاهش تدریجی به ویژه در سال 2023 به وضوح مشهود است، که نشان می دهد پوشش گیاهی در منطقه شیراز تحت فشار قرار گرفته است. مقایسه نقشه های مربوط به شاخص شهرستان شیراز در سال های 2016 و 2023 نشان دهنده روند کاهش کیفیت پوشش گیاهی در این بازه زمانی است. این کاهش، به ویژه در مناطق روستایی، تهدیدی جدی برای معیشت روستاییان و پایداری زیست محیطی منطقه به حساب می آید. برای مقابله با این چالش ها، استفاده از اقدامات اصلاحی نظیر بازسازی پوشش گیاهی، مدیریت پایدار منابع آبی، اجرای طرح های آبخیزداری و ترویج کشاورزی هوشمندانه پیشنهاد می شود.
۲۲۰۷.

بررسی و تحلیل پیش بینی رفتار حفاظت از برق خانگی با استفاده از تئوری توسعه یافته رفتار برنامه ریزی شده، مطالعه موردی: خانوارهای روستایی استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۴۵
امروزه با افزایش جمعیت و با توجه به گسترش شبکه برق به روستاها و افزایش تعداد محور مصرف کنندگان، رفتارهای حفاظت از برق و صرفه جویی در مصرف برق دارای اهمیت فراوانی است. هدف از این مطالعه بررسی رفتار خانوارهای روستایی استان خوزستان با استفاده از تئوری توسعه یافته رفتار برنامه ریزی شده نسبت به حفاظت از برق بوده است. جامعه آماری پژوهش را خانوارهای روستایی دو شهرستان باغملک و حمیدیه در استان خوزستان (8450=N) تشکیل داده و با استفاده از فرمول کوکران، نمونه ای به حجم 440 خانوار تعیین و از روش نمونه گیری چندمرحله ای خوشه ای تصادفی، خانوارها انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه ای بود که روایی صوری آن توسط متخصصین شامل دو گروه اعضای هیئت علمی گروه ترویج و آموزش کشاورزی و کارشناسان سازمان آب و برق تأیید گردید. افزون بر این، برای تعیین میزان پایایی بخش های مختلف پرسشنامه، از پیش آزمون و محاسبه ضریب آلفا کرونباخ استفاده شد که بین 71/0 تا 95/0 بود و مورد تأیید قرار گرفت. نتایج تجزیه وتحلیل مدل معادله های ساختاری نشان داد، متغیرهای هویت خود، نگرش، هنجار اخلاقی و هنجار ذهنی متغیرهای مؤثر بر قصد رفتاری خانوارهای روستایی به صورت مثبت و مستقیم و رفتار به صورت مثبت و غیرمستقیم می باشند و این متغیرها در نهایت توانستند به ترتیب 51 و 45 درصد از تغییرات متغیرهای قصد رفتاری و رفتار خانوارهای روستایی را برای حفاظت از برق خانگی پیش بینی کنند
۲۲۰۸.

تحلیل توسعه ژئومورفولوژی کارست با استفاده از مدل های منطق فازی و رگرسیون خطی چندمتغیره (توده های کارستی دیمه و پیرغار در استان چهارمحال و بختیاری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۸۴
در این پژوهش، تحلیل توسعه ژئومورفولوژی کارست توده های کارستی دیمه و پیرغار در استان چهارمحال و بختیاری با استفاده از مدل سازی پهنه های کارستی با دو رویکرد منطق فازی و رگرسیون خطی چندمتغیره مورد ارزیابی قرار گرفته است.نتایج ارزیابی نقشه های پهنه بندی کارست سطحی تهیه شده از مدل منطق فازی با دولین های کارستی نشان داد که از 185 دولین های شناسایی شده در توده کارستی پیرغار تعداد 102 دولین در پهنه با توسعه زیاد کارست و در توده کارستی دیمه نیز از 140 دولین شناسایی شده 83 دولین در پهنه با توسعه زیاد کارست واقع شده است و همچنین نتایج مدل رگرسیون خطی چند متغیره با دولین های کارستی از 185 دولین شناخته شده در محدوده توده کارستی پیرغار نشان داد تعداد 94 دولین را در پهنه با توسعه زیاد کارست سطحی، همچنین از 140 دولین شناخته شده در محدوده توده کارستی دیمه تعداد 71 دولین در پهنه با توسعه زیاد کارست سطحی، شناسایی شده است. با توجه به این که مدل منطق فازی میزان تراکم بیشتری از دولین ها را در طبقات کارست با توسعه زیاد و متوسط تشخیص داده است و با نتایج صحت سنجی ارقام محاسبه شده مربوط به مساحت زیر منحنی های نام منحنی مشخصه عملکرد (ROC) که نشان داد، مدل منطق فازی برای هر دو توده کارستی در مقایسه با مدل رگرسیون خطی چند متغیره درجه کارآیی بالاتری بر اساس سطح زیر منحنی ROC (AUC) داشته است.
۲۲۰۹.

قومیت: همگرایی یا واگرایی، مطالعه موردی: (ایران و جمهوری آذربایجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۰۱
در این مقاله، موضوع قومیت با محور همگرایی یا واگرایی بین ایران و جمهوری آذربایجان، بررسی شده است. قوم گرایی به مثابه مؤلفه ای بازدارن ده و ناسازگار در مناسبات میان ای ران و جمه وری آذربایج ان نقش داشته و باعث گردیده ک ه ای ران و آذربایج ان علیرغم پیشینه مشترک ت اریخی، س رزمینی، فرهنگ ی و مذهبی روابط دوستانه ای نداشته باشند. بنابراین، پرسش اساسی این بوده که قومیت گرایی چه تأثیری بر بر مناسبات ایران و آذربایجان داشته است؟ در پاسخ، فرضیه اساسی این بوده که به نظر می رسد که پیگیری سیاست های قومیت گرایی از سوی آذربایجان منجر به واگرایی ایران و آذربایجان شده است. روش پژوهش کتابخانه ای و با عنایت به مطالب و منابع موجود توصیفی-تحلیلی بوده است. در روش کتابخانه از مطالعه متون، مقاله ها، سایت ها و غیره استفاده شده است. شیوه تحلیل مطالب به صورت کیفی موردی است. گردآوری اطلاعات بنحو فیش برداری است. یافته های پژوهش این بوده که عوامل و بسترهای واگراساز در مناسبات ایران و آذربایجان در راستای قومیت دو کشور مباحثی همچون ژئوپلیتیک اقوام و گرایش های تجزیه-طلبانه، تقابل ناشی از هویت جغرافیایی- تاریخی کنشگران ایرانی و آذری، تقابل رویکردهای ناسیونالیستی ترکی - ایرانی، هویت قومی- ملی متضاد بین کنشگران دو کشور (پانترکیزم و تهدید تمامیت ارضی ایران)، ایجاد آذربایجان بزرگ، پیگیری سیاست های قوم گرایانه توسط جمهوری آذربایجان، سیاست الحاق گرایی مبتنی بر قومیت جمهوری آذربایجان، قوم گرایی افراطی آذری ها، بوده است. بیشتر موانع، اختلافات و مشکلات کنونی به سرشت نظام سیاسی دو کشور و همچنین رقابت آنها در راستای نظام های منطقه ای و بین المللی مربوط است. جمهوری آذربایجان عمق ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران بوده و بنابراین، از ویژگی های همسویی با ایران برخوردار می باشد که این مهم، هم فرصت آفرین و و هم تهدیدآور لحاظ می شود.
۲۲۱۰.

مدل پیش بینی برای نقاط باستانی- مقایسه روش ماکزیمم آنتروپی و وزن های شواهد، مطالعه موردی: استان خراسان شمالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۸۹
حفاظت و شناسایی محوطه های باستانی با توجه به تهدیدات ناشی از شهرسازی، گسترش کشاورزی و توسعه زیرساخت ها اهمیت روزافزونی یافته است. کاوش های میدانی سنتی، اگرچه مؤثر، اما زمان بر و پرهزینه اند. مدل سازی پیش بینی فضایی با استفاده از عوامل محیطی و داده های مکان های شناخته شده، ابزاری کارآمد برای شناسایی مناطق با پتانسیل باستانی بالاست. این مطالعه به مقایسه دو روش مدل سازی پیش بینی، وزن های شواهد (WoE) و ماکزیمم آنتروپی (MaxEnt)، در شناسایی محوطه های باستانی در استان خراسان شمالی، ایران، می پردازد. این منطقه به دلیل کشف اخیر یک کاخ هخامنشی در نزدیکی آشخانه از اهمیت باستانی برخوردار است. در این پژوهش، داده های 980 محوطه باستانی به صورت تصادفی به مجموعه های آموزشی (70%) و اعتبارسنجی (30%) تقسیم شدند. شش متغیر محیطی شامل ارتفاع، شیب، فاصله از رودخانه ها، پوشش گیاهی، آبادی ها و زمین شناسی با رزولوشن 30 متر در محیط GIS پردازش شدند. مدل WoE با رویکرد بیزین و آزمون استقلال شرطی (کای اسکوئر) و مدل MaxEnt بدون نیاز به استقلال متغیرها اجرا شدند. نتایج نشان داد MaxEnt با نرخ موفقیت آموزشی 88.65% و اعتبارسنجی 88.20% نسبت به WoE (83.26% و 83.00%) عملکرد بهتری دارد. نزدیکی به آبادی ها و رودخانه ها مهم ترین عوامل پیش بینی کننده بودند. MaxEnt به دلیل انعطاف پذیری و عدم نیاز به استقلال متغیرها، برای محیط های پیچیده مناسب تر است، درحالی که WoE به دلیل سادگی برای پروژه های کوچک تر کارآمد است. پیشنهاد می شود در تحقیقات آتی از روش های ترکیبی و داده های با وضوح بالا برای بهبود دقت استفاده شود.
۲۲۱۱.

تحولات جمعیتی و چالش های فراروی حکمروایی خوب شهری (نمونه موردی: شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۳۰
رشد سریع جمعیت شهر اهواز، این شهر را با چالش های مهمی در زمینه های مختلف محیطی، محرومیت اجتماعی، ناامنی، بیکاری، کمبود مسکن، ترافیک و غیره روبر ساخته و این مشکلات حکمروایی در این شهر را با چالش هایی مواجه کرده است؛ بنابراین در پژوهش حاضر سعی شده است به اولویت بندی و تحلیل تحولات جمعیتی و چالش های فراروی حکمروایی خوب شهری در شهر اهواز پرداخته شود. روش مورد استفاده در این پژوهش توصیفی–تحلیلی است. در این پژوهش برای گردآوری داده ها از ابزار پرسش نامه «دیمتل»  و برای اولویت بندی معیارها از تکنیک «دنپ» بهره گیری شده است. تمامی مراحل با استفاده از نرم افزار اکسل که شامل 4 معیار و 25 زیرمعیار می باشد انجام شده است. روایی پرسش نامه به تأیید خبرگان رسید. برای سنجش پایایی پرسش نامه از نرخ ناسازگاری استفاده شده است. از آن جایی که نرخ ناسازگاری ماتریس F از 1/0 کمتر می باشد، در نتیجه ماتریس مورد نظر که منبعث از آراء نظرات خبرگان است پایایی دارد و می توان ادامه مسیر را پیمود. در نهایت یافته های پژوهش نشان داد که به ترتیب: چالش های اجتماعی- فرهنگی، چالش های محیط زیستی، چالش های کالبدی-زیرساختی و چالش های اقتصادی رتبه های اول تا چهارم را به خود اختصاص داده اند. همچنین نتایج زیرمعیارها نشان داد به ترتیب زیرمعیارهای رشد مهاجرت، حاشیه نشینی و اسکان غیر رسمی و پیری جمعیت  با امتیاز 064/0 ، شکل گیری کانون های بروز ناهنجاری و جرائم اجتماعی  با امتیاز (059/0) و آلودگی محیطی (هوا، آب وخاک و آلودگی صوتی) با امتیاز 057/0 رتبه اول تا سوم را به خود اختصاص داده اند و این شاخص ها می توانند در راستای تحقق تحولات جمعیتی و شناساسایی چالش های فراروی حکمروایی خوب شهری در شهر اهواز کمک بسزایی کنند.
۲۲۱۲.

طراحی میان افزای بافت ارزشمند تاریخی شهر با به کارگیری «ارزیابی بصری دقیق» (مورد پژوهی: محور اصلی پامنار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۴
مقدمه مباحث پیرامون طراحی شهری و رابطه آن با بافت های تاریخی از دهه ۱۹۶۰ میلادی به یکی از دغدغه های اصلی برنامه ریزان و معماران تبدیل شده است. امروزه، رویکردهای یکپارچه گرا و توسعه پایدار، گفتمان غالب در این حوزه است که در بطن آن، «توسعه میان افزا» به عنوان راهکاری برای احیای بافت های کهن و جلوگیری از تخریب آن ها مطرح می شود. با این حال، ادغام معماری جدید در بافت های تاریخی یک چالش بزرگ است و به توجه دقیق به ویژگی های معماری و زیبایی شناسی برای حفظ سازگاری با میراث شهری نیاز دارد. یکی از مشکلات اساسی در شهرهای معاصر، به ویژه در بافت های تاریخی، آشفتگی بصری ناشی از طراحی های ناهماهنگ است؛ جایی که هر مالک، نمای ساختمان خود را بدون توجه به بناهای مجاور و فقط بر اساس منافع شخصی طراحی می کند. این امر به ایجاد منظر شهری گسسته و مغشوش منجر می شود و ضرورت تدوین ضوابط مشخص برای نماسازی را دوچندان می کند. محله پامنار، به عنوان یکی از محلات قدیمی و ارزشمند تهران قدیم در محدوده عودلاجان، نمونه بارزی از این چالش هاست. این محله با داشتن پیشینه غنی، نیازمند توجه ویژه به نمای بصری محورهای عمومی خود است. در پاسخ به این نیاز، پژوهش حاضر از تکنیک «ارزیابی بصری دقیق» (Accurate Visual Representation - AVR) به عنوان ابزاری کارآمد برای ارزیابی منظر فرهنگی و هدایت توسعه پایدار در بافت های تاریخی بهره می برد. بر این اساس، سؤال اصلی پژوهش این است: چگونه می توان با بهره گیری از تکنیک AVR و شناسایی شاخص های کلیدی کیفیت بصری، به راهبردها و ضوابطی کارآمد برای طراحی بناهای میان افزا در بافت تاریخی پامنار دست یافت که ضمن هماهنگی با منظر تاریخی، به ارتقای هویت و سرزندگی این محله کمک کند؟ اهداف این مطالعه شامل شناسایی شاخص های مهم کیفیت بصری، تعیین جایگاه ابزارهای پایش بصری در فرایند طراحی و در نهایت، تدوین و ارائه ضوابط طراحی برای بناهای میان افزا در این محله است. در حالی که پژوهش های پیشین عمدتاً از روش های توصیفی تحلیلی استفاده کرده اند ، این مطالعه با به کارگیری روش آمیخته و تمرکز بر دیدگاه ساکنان ، به دنبال ارائه راهکارهای عملی و افزودن به غنای دانش موجود در این حوزه است. مواد و روش ها پژوهش حاضر از نظر ماهیت، توصیفی و از منظر هدف، کاربردی است که با روش تجزیه وتحلیل آمیخته به بررسی هویت بصری در طراحی بناهای میان افزای محله پامنار تهران پرداخته است. جمع آوری داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای، مشاهدات میدانی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و ابزار اصلی پژوهش، یعنی پرسشنامه، انجام شد. پرسشنامه بر اساس مقیاس پنج گزینه ای لیکرت طراحی شد و روایی آن توسط سه نفر از خبرگان حوزه شهرسازی و معماری تأیید شد. جامعه آماری پژوهش را شهروندان محله پامنار تشکیل می دهند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران و با سطح اطمینان ۹۵ درصد و خطای ۵ درصد، ۶۸ نفر برآورد شد. برای انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری گلوله برفی استفاده شد. چارچوب نظری پژوهش بر اساس شش مؤلفه کیفیت محیط شهری کرمونا (۲۰۲۱) شامل مؤلفه های کالبدی، ادراکی، اجتماعی، بصری، عملکردی و زمانی بنا شده است. تحلیل داده ها در دو بخش ذهنی (از طریق پرسشنامه) و عینی (با استفاده از مدل AVR) صورت گرفت. تکنیک AVR به عنوان یک ابزار پیشرفته، تصاویر واقعی (عکس) را با مدل های سه بعدی از طرح های پیشنهادی ترکیب می کند تا یک نمایش بصری دقیق و واقع گرایانه از آینده منظر شهری ارائه دهد. این ارزیابی در چهار سطح استاندارد انجام شد: سطح صفر (تعیین مکان و اندازه)، سطح 1 (افزودن میزان دید)، سطح 2 (افزودن فرم معماری) و سطح 3 (افزودن مصالح). برای تضمین دقت، هر ارزیابی AVR همراه با یک «بیانیه روش» ارائه شد که جزئیات فنی و تصمیمات اتخاذ شده را شرح می دهد. در نهایت، به منظور تدوین ضوابط نهایی، یک پنل خبرگان متشکل از ۱۴ نفر تشکیل شد و با استفاده از روش اشباع نظری، راهبردها و ضوابط طراحی استخراج و اعتبارسنجی شد. یافته ها تحلیل داده های جمعیت شناختی نشان داد جامعه نمونه عمدتاً جوان (91/17 درصد بین ۲۰ تا ۴۰ سال) ، تحصیل کرده (82/35 درصد دارای مدرک کارشناسی) و متشکل از دیدگاه های متنوعی از جمله عابران، شاغلان و ساکنان است. نتایج تحلیل توصیفی پرسشنامه ها (جدول ۲) چالش ها و ظرفیت های مهمی را در بافت پامنار آشکار ساخت. مهم ترین یافته، «هماهنگی پایین بین ساختمان های جدید و قدیم» بود که 30/88 درصد از پاسخ دهندگان آن را «خیلی کم» ارزیابی کردند و این موضوع چالش اصلی در طراحی میان افزا را نشان می دهد. رضایت از عناصر بصری کلیدی مانند «خط آسمان» (32/35 درصد متوسط) و «طرح های رنگی فضاهای عمومی» (42/65 درصد متوسط) نیز در سطح متوسطی قرار داشت. در مقابل، یافته ها نشان دهنده یک قوت بزرگ بود: «تأثیر نشانه های تاریخی و معماری منحصربه فرد بر هویت بافت» که 32/35 درصد آن را «خیلی زیاد» دانستند. همچنین، ترجیح بالایی برای استفاده از مصالح سنتی مانند «آجر» (38/24 درصد زیاد) و «مصالح ترکیبی» (39/71 درصد زیاد) مشاهده شد که پتانسیل بالایی برای طراحی های زمینه محور فراهم می کند. وجود «فضاهای جلب کننده توجه و توقف» نیز (32/35 درصد خیلی زیاد) نشان دهنده ظرفیت بالای محله برای تعاملات اجتماعی است. در بخش تحلیل عینی، تکنیک AVR در سه مطالعه موردی در محور پامنار به کار گرفته شد. نتایج کاربرد این فن، اثربخشی آن را در ارائه راه حل های طراحی تأیید کرد: AVR0 و AVR1: مکان های بهینه برای ساخت وساز شناسایی شد که کمترین تأثیر منفی را بر منظر تاریخی داشته و با ریتم بصری خیابان هماهنگ بودند. AVR2: فرم های معماری متناسب با تناسبات سنتی محله طراحی شد که ضمن نوآوری، هماهنگی زمینه ای را تقویت می کردند. AVR3: با پیشنهاد مصالحی مانند آجر و سنگ که با ترجیحات ساکنان نیز همخوانی داشت ، طرح هایی ارائه شد که بالاترین سطح انسجام بصری را داشتند. تحلیل مقایسه ای نشان داد طرح های سطح 3 (AVR3) به میزان ۸۵ درصد با معیارهای زمینه تاریخی (شامل مقیاس، مصالح و ریتم نما) همخوانی داشتند. این یافته، ظرفیت AVR را برای رفع شکاف میان سنت و نوآوری و ایجاد یک زبان بصری مشترک به اثبات رساند. نتیجه گیری این پژوهش با موفقیت یک چارچوب عملیاتی برای طراحی بناهای میان افزا در بافت تاریخی پامنار با استفاده از فن AVR تدوین کرد. یافته ها نشان داد اگرچه در حال حاضر هماهنگی پایینی بین بناهای جدید و قدیم وجود دارد ، اما شناخت قوی هویت تاریخی و ترجیح مصالح سنتی توسط جامعه محلی، یک بستر ارزشمند برای توسعه های آتی فراهم می کند. در پاسخ مستقیم به سؤال پژوهش، تکنیک AVR ابزاری مؤثر و نظام مند برای تدوین راهبردها و ضوابط طراحی میان افزا است. این تکنیک با فراهم سازی امکان تجسم دقیق و اصلاح طرح ها، هماهنگی با منظر تاریخی پامنار را تضمین می کند. به طور مشخص، AVR از طریق تعیین موقعیت بهینه (سطح صفر)، اطمینان از سازگاری با ریتم بصری (سطح ۱)، تعریف فرم های متناسب (سطح ۲) و انتخاب مصالح همخوان (سطح ۳)، به طور مستقیم به رفع چالش هماهنگی پایین کمک می کند. این ابزار همچنین با ارائه پیش نمایش های واقع گرایانه، به بهبود عناصری مانند خط آسمان و طرح های رنگی که رضایت متوسطی از آن ها وجود داشت، یاری می رساند. این مطالعه در مقایسه با پژوهش های پیشین، ضمن تأیید ظرفیت باز استفاده تطبیقی در بافت های تاریخی (مشابه الجیلانی، (۲۰۲۰) و بوچانی و همکاران (2021)) ، با بهره گیری از AVR به عنوان یک ابزار دقیق، رویکردی نوآورانه تر و کاربردی تر از چارچوب های کلی پیشین ارائه می دهد. قوت اصلی پژوهش، معرفی AVR به عنوان ابزاری است که با کاهش وابستگی به تفسیر ذهنی و افزایش دقت ، نه تنها انسجام بصری را تقویت می کند، بلکه فرایند اجماع سازی میان ذی نفعان را نیز تسهیل می کند. در نهایت، بر اساس اجماع پنل خبرگان، مجموعه ای جامع از راهکارها و ضوابط طراحی در شش مؤلفه اجتماعی، کالبدی، ادراکی، بصری، عملکردی و زمانی ارائه شد (جدول ۳) که می تواند به عنوان یک منبع کاربردی برای توسعه پایدار محله های تاریخی مورد استفاده قرار گیرد. برای پژوهش های آتی، بررسی تأثیرات بلندمدت طرح های اجرا شده با AVR و توسعه مدل های مشارکتی با استفاده از این فن پیشنهاد می شود.
۲۲۱۳.

تحلیل عوامل مؤثر در تغییر کاربری اراضی کشاورزی به تفریحی- گردشگری در روستاهای پیراشهری رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۰۵
پژوهش حاضر باهدف شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر در تغییر کاربری اراضی کشاورزی به تفریحی-گردشگری در روستاهای پیراشهری رشت انجام شده است. در این راستا؛ ازنظر هدف کاربردی و دارای ماهیت ژرفانگر و اکتشافی است. جامعه آماری در تحقیق حاضر شامل: متخصصین در حوزه تغییرات کاربری اراضی و روستایی، دانش آموختگان رشته جغرافیا، اعضای شورای اسلامی و دهیار در روستاهای پیراشهری رشت می باشند، که برحسب نمونه گیری هدفمند، تعداد 35 نفر انتخاب شدند. همچنین به منظور تجزیه وتحلیل اطلاعات نیز از روش تئوری زمینه ای و مدل دیتمل استفاده شده است. نتایج تئوری زمینه ای، نشان داد، عوامل: (سیاسی و سازمانی، اقتصادی، اجتماعی، برنامه ریزی، محیطی و کالبدی) به عنوان مجموعه عوامل مؤثر در تغییرات کاربری اراضی کشاورزی به گردشگری در روستاهای پیراشهری دو بخش سنگر و مرکزی شناسایی شدند، که بر اساس تکنیک دیمتل، عوامل (سیاسی و سازمانی، اقتصادی و سیاستگذاری و برنامه ریزی) با مقدار EI مثبت به عنوان عوامل تأثیرگذار تعیین شدند و عوامل (اجتماعی، کالبدی، محیطی) با مقدار EI منفی به عنوان عوامل تأثیرپذیر تعیین شدند.
۲۲۱۴.

بررسی میزان تاب آوری شهر الشتر با استفاده از روش HSWOT(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۰۹
تاب آوری شهری در برابر بحران های اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی اهمیت بالایی دارد زیرا به شهرها کمک می کند تا در مواجهه با شوک ها و تنش ها، دوام آورده و سریع تر به حالت عادی بازگردند. این تاب آوری باعث تقویت توانایی زیرساخت ها، اقتصاد و جوامع شهری در مواجهه با چالش ها می شود. همچنین، با ارتقای انعطاف پذیری و سازگاری شهرها، فرصت هایی برای توسعه پایدار و کاهش آسیب های بلندمدت فراهم می شود. در مطالعه حاضر با هدف کاربردی- توسعه و با روش شناسی توصیفی- تحلیل سعی شده است به ارائه راهکارهایی جهت تاب آوری شهر الشتر با استفاده از روش HSWOT پرداخته شود. برای گرداوری داده های توصیفی از روش اسنادی- کتابخانه ای و برای گرداوری داده های تحلیل به روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه بهره برده شد. جامعه نمونه پژوهش۱۵ نفر از کارشناسان اجرایی و ۱۵ نفر از اساتید دانشگاهی می باشند که با شیوه نمونه گیری تصادفی ساده مورد پرسش و پاسخ قرار گرفتند. برای تحلیل داده های پژوهش از نرم افزار icmacM و orpholM استفاده گردید. نتایج بدست آمده نشان داد که شهر الشتر به دلیل زیرساخت های ضعیف، کمبود سرمایه گذاری، و شرایط نامناسب اقتصادی، با سطح پایینی از تاب آوری در برابر بحران های طبیعی و انسانی مواجه است. از سوی دیگر، اثرات خارجی مانند تحریم های بین المللی و مخاطرات طبیعی نیز به عنوان عوامل با قدرت بالا اما تناسب استراتژیک پایین بر تاب آوری شهر تأثیر گذاشته اند. از مهم ترین یافته های این پژوهش، نقش مهم زیرساخت های حمل و نقل، خدمات بهداشتی، دسترسی به منابع مالی و کیفیت آموزش در تاب آوری شهر است. این متغیرها به عنوان عناصر کلیدی در پایداری و افزایش تاب آوری اقتصادی و اجتماعی شهر شناخته شده اند.
۲۲۱۵.

بررسی عوامل کلیدی مؤثر بر میزان موفقیت الگوهای تأمین مسکن گروه های کم درآمد، نمونه موردی: مسکن مهر شهر مهاباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۶۸
مسکن به مثابه یک نیاز اساسی همواره یکی از چالش های برنامه ریزی دولت ها در چند دهه گذشته بوده است. الگوهای تأمین مسکن برای این گروه نقش کلیدی در رفاه و ثبات زندگی آنها و توسعه کشوردارد. در تجربه چند دهه گذشته الگوهای گوناگونی برای تأمین مسکن کم درآمدها به کار گرفته شده که دستاورد آنها متفاوت بوده است و نکته اساسی این است که پس از صرف منابع مالی چشمگیر و اجرای برنامه ها هنوز مسکن به عنوان نیاز اساسی بسیاری از گروه های تهی دست نقش اصلی را شرایط نامطلوب زندگی آنان دارد. در این راستا هدف از مقاله حاضر، تمرکز بر بررسی عوامل کلیدی مؤثر بر میزان موفقیت الگوهای تأمین مسکن برای گروه های کم درآمد در شهر مهاباد قرار گرفته است. پژوهش حاضر از نظر نتایج از نوع پژوهش های کاربردی بوده و برای تحلیل داده ها از روش تحقیق کمی و از مدل معادلات ساختاری استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش 9945 نفر است که با استفاده از تکنیک کوکران تعداد 376 نفر نمونه به دست آمده است که برای اطمینان بیشتر 420 پرسش نامه در بین ساکنان سه پروژه سیدآباد، مکریان و شهرک کارمندان توزیع، گردیده است. تحلیل داده ها به وسیله نرم افزار SmartPLS صورت گرفته است و نتایج بر اساس مؤلفه ها و ضرایب مسیر تفسیر شده اند. نتایج حاصل از تحلیل معادلات ساختاری نشان داد که عوامل اجتماعی، اقتصادی، محیطی و کالبدی جزء عوامل کلیدی در موفقیت الگوهای تأمینی مسکن گروه های کم درآمد در شهر مهاباد محسوب می شوند. معناداری تأثیر این عوامل بر موفقیت الگوهای تأمینی مسکن باتوجه به کسب مقادیر t-value بیشتر از 1.96 و مقادیر p-value کمتر از 0.05، مورد تأیید قرار گرفت.
۲۲۱۶.

شناسایی عوامل کلیدی موثر در عدم تحقق پذیری شاخص های توسعه انسانی در نواحی پیراشهری چابهار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۵۵
چابهار به عنوان دورازه توسعه شرق کشور دارای فرصت های اقتصادی متعددی است، ولی متاسفانه پایین ترین رتبه را در شاخص توسعه انسانی را داراست. بر این پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل کلیدی موثر در عدم تحقق پذیری شاخص های توسعه انسانی در نواحی پیراشهری چابهار انجام شده است. از این رو، نظر هدف، کاربردی و دارای ماهیت تفسیری و تحلیلی و از لحاظ روش در گروه پژوهش کیفی-کمی قرار دارد. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش تئوری زمینه ای و مدل (F-ARAS)، استفاده شده است. نتایج نشان داد، مقولات (حاشیه شدن چابهار از توسعه، محدودیت در زیرساخت ها و عدم بهره گیری از پتانسیل ها و کشف استعدادها) به عنوان عوامل علی شناسایی شدند، که از بین آنها، حاشیه شدن چابهار از توسعه با مقدار وزن 421/0، بیشترین میزان اهمیت را شامل شد. سپس مقولات (عدم بهره گیری مطلوب از سرمایه اجتماعی، عدم تنوع بخشی اقتصادی و توزیع نامناسب امکانات پزشکی و بهداشتی) به عنوان عوامل زمینه ای شناسایی شدند، که از بین آنها عدم تنوع بخشی اقتصادی با مقدار وزن 419/0، بیشترین میزان اهمیت را شامل شد. در ادامه نیز مقولات مقوله (نبود حکمروایی خوب و رویکرد متمرکز در برنامه های توسعه) به عنوان عوامل مداخله گر شناسایی شدند، که از بین آنها، رویکرد متمرکز در برنامه های توسعه با وزن 425/0، بیشترین میزان اهمیت را شامل شده است. در نهایت، (پیوند صنعت با دانشگاه، توسعه آموزش و توسعه برنامه راهبردی و سرمایه گذاری)، به عنوان راهبردهای موثر در توسعه شاخص های انسانی در نواحی پیراشهری چابهار شناسایی شدند، که از بین آنها توسعه برنامه راهبردی با مقدار وزن 409/0، بیشترین میزان اهمیت را شامل شد.
۲۲۱۷.

بررسی عوامل تأثیر گذار در باز آفرینی بافت تاریخی با رویکرد توسعه گردشگری شهری(مطالعه موردی: بافت تاریخی خرم آباد )(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۲۶
بافت تاریخی شهر ها امروزه با معضلات بسیاری روبه روست و بی توجهی به این محدوده های شهری باعث می شود سایر نقاط شهری تحت تأثیر این معضلات قرار بگیرد. بافت تاریخی شهر خرم آباد با وجود ثروت های فرهنگی فراوان با ناکارآمدی در ابعاد مختلف همراه است و پیامد های زیان باری به وجود می آورد. مهم ترین رویکرد برای باززنده سازی آن، باز آفرینی شهری است. در باز آفرینی شهری توسعه و تجدید ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و کارکردی شهر به عنوان نقشی مهم و تفکیک ناپذیر از جریان توسعه شهری مورد بحث قرار می گیرد. یکی از روش های پیاده سازی بازآفرینی شهری، برنامه ریزی گردشگری بافت های قدیم شهری است. پژوهش حاضر با هدف ارائه عوامل تأثیر گذار در بازآفرینی بافت تاریخی با رویکرد توسعه پایدار گردشگری جمع آوری شده است. پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت تبیینی و از نظر روش کیفی-کمی است. با توجه به ماهیت موضوع و مسأله پژوهش، جامعه ی آماری را 80 نفر از کارشناسان سازمان های مدیریتی و شهرداری خرم آباد و اساتید دانشکده های شهرسازی تشکیل می دهند. روش نمونه گیری مورد استفاده در پژوهش حاضر احتمالی و از نوع طبقه ای بوده است. اطلاعات این تحقیق از طریق روش اسنادی-کتابخانه ای جمع آوری شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسش نامه از نوع سؤالات بسته بوده است.جهت تحلیل داده ها از مدل تاپسیس استفاده شده است. دغدغه پژوهش تحلیل معیار ها و شاخص ها و عوامل تأثیر گذار بر باز آفرینی بافت تاریخی خرم آباد مبتنی بر رویکرد توسعه پایدار گردشگری است. بر اساس نتایج یافته ها می توان گفت شاخص باز آفرینی، با کسب امتیاز 967/0 توانسته است در صدر معیار های مورد بررسی قرار بگیرد. در همین راستا شاخص گردشگری، با کسب امتیاز 914/0 توانست جایگاه دوم را در بین شاخص ها به خود اختصاص دهد. و شاخصی که جایگاه سوم را به خود اختصاص داد بر توسعه پایدار تأکید دارد. و در نهایت اینکه شاخص هایی چون تاریخی، فرهنگی، کالبدی، اجتماعی و غیره به ترتیب در رتبه های پایین تری قرار دارند.
۲۲۱۸.

آینده پژوهی روند ها و رویکرد های پدافند غیر عامل در زیرساخت های کالبدی-عمرانی کلانشهر تهران در برابر تهدیدات سخت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۶
در پژوهش حاضر، با هدف آینده پژوهی روندها و رویکردهای پدافند غیرعامل در زیرساخت های حیاتی شهر تهران در مواجهه با تهدیدات سخت و با تاکید بر رویکردهای آینده پژوهی، از ترکیب روش های توصیفی-تحلیلی و دلفی به منظور گردآوری، پالایش و اجماع سازی نظرات خبرگان استفاده شده است. در گام نخست، هشت زیرساخت کلیدی شامل حمل ونقل، ارتباطات و فناوری اطلاعات، انرژی، تأمین آب، غذا و کشاورزی، بهداشت و سلامت، حاکمیت، و دفاع و امنیت شناسایی گردید. سپس، با استفاده از ماتریس اثرگذاری-اثرپذیری (MICMAC)، شدت تعاملات متقابل میان این زیرساخت ها در چهار سطح (صفر تا سه) کمی سازی شد. تحلیل نتایج نشان داد که شبکه زیرساختی تهران دارای ماهیتی کاملاً سیستمی و غیرخطی است و عملکرد مستقل هیچ زیرساختی قابل تصور نیست. زیرساخت انرژی با بیشترین مجموع اثرگذاری (۱۸) به عنوان پیشران اصلی ثبات کل شبکه شناسایی شد، به گونه ای که اختلال در تولید یا توزیع انرژی به سرعت عملکرد حمل ونقل، آب رسانی، خدمات ارتباطی، واکنش های دفاعی و سازوکارهای حکمرانی را مختل می سازد. زیرساخت حمل ونقل نیز با مجموع اثرگذاری (۱۳)، جایگاه دوم را به خود اختصاص داده و وقفه در آن، توان لجستیکی، امنیت غذایی و دسترسی به خدمات بهداشتی را به شدت کاهش می دهد. بر اساس مقایسه مقادیر اثرگذاری و اثرپذیری، زیرساخت ها به چهار گروه پیشران (انرژی و آب)، واسط (حمل ونقل و ارتباطات)، میانی (حاکمیت) و اثرپذیر (غذا، سلامت و دفاع) تقسیم شدند. این گروه بندی می تواند به عنوان راهنمایی برای اولویت بندی اقدامات مقاوم سازی و تدوین پروتکل های واکنش و بازیابی در آینده مورد استفاده قرار گیرد.
۲۲۱۹.

تبیین بازتاب بحران آب بر مناسبات واحدهای سیاسی- فضایی حوضه آبریز گاوخونی با رویکرد آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۰۰
امنیت، توسعه و رفاه در دستور کار همه نظام های سیاسی است و با منابع آب در دسترس پیوندی مستقیم یافته اند. ازاین رو، تأمین آب کار ویژه حاکمیتی است. طی یک سده گذشته، دسترسی واحدهای سیاسی- فضایی به منابع آب شیرین درگیر تنگناهای بنیادی فراوانی شده است. طبیعی است هر اندازه دسترسی به منابع آب، محدودتر شود به همان اندازه کوشش ها و کشمکش ها معطوف به راه کاریابی برای رفع این نگرانی خواهد بود. در این میان حوضه آبریز گاوخونی متشکل از چهار استان اصفهان، چهارمحال و بختیاری، فارس و یزد درگیر بحران آب است. بحران آب در این حوضه آبریز بر مناسبات واحدهای سیاسی- فضاییِ حوضه تأثیر بسزایی داشته است. پژوهش حاضر که ماهیتی کاربردی دارد به تبیین بازتاب بحران آب بر مناسبات واحدهای سیاسی- فضایی حوضه آبریز گاوخونی پرداخته است. روش شناسی حاکم بر پژوهش توصیفی-تحلیلی است. داده های مورد نیاز پژوهش با روش کتابخانه ای و میدانی گردآوری و با بهره گیری از نرم افزارهای Micmac،Scenario Wizard و Vensim بررسی شده است. نتایج پژوهش نشان داد که از 23 وضعیت احتمالی پیونددار با هشت سناریو با سازگاری قوی، وضعیت هایی که سناریوهای فراروی مناسبات واحدهای سیاسی- فضایی حوضه آبریز گاوخونی را بحرانی بیان می کنند، بیشترین وضعیت های احتمالی ممکن را در برمی گیرند. بنابراین، بازتاب بحران آب بر مناسبات فراروی واحدهای- سیاسی فضایی حوضه آبریز گاوخونی بحرانی نمود یافت و راهکار مدیریت بهینه و یکپارچه منابع آب مناسب ترین راهکار برای جلوگیری از رخداد وضعیت بحرانی بر مناسبات واحدهای سیاسی- فضایی این حوضه شناخته شد.
۲۲۲۰.

رابطه ابعاد هویت فرهنگی جمعی با مشارکت اجتماعی شهروندان (مورد مطالعه: شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۷۷
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین ابعاد هویت فرهنگی جمعی و مشارکت اجتماعی شهروندان تبریزی انجام شد. روش پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی و همبستگی بود و داده ها از طریق پرسشنامه های استاندارد و معتبر جمع آوری شدند. جامعه آماری شامل شهروندان بالای ۱۸ سال شهر تبریز بود و حجم نمونه ۳۸۶ نفر تعیین شد. داده ها با استفاده از روش های آماری شامل همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که هویت فرهنگی جمعی به طور معناداری بر مشارکت اجتماعی تأثیر می گذارد. به طور خاص، هویت دینی و هویت قومی درون مرزی بیشترین تأثیر مثبت را بر مشارکت اجتماعی داشتند، درحالی که هویت جهانی تأثیر منفی بر مشارکت اجتماعی نشان داد. هویت ملی و هویت قومی برون مرزی تأثیر قابل توجهی بر مشارکت اجتماعی نداشتند. ضریب تعیین تعدیل شده مدل رگرسیون نشان داد که ابعاد هویت فرهنگی جمعی حدود ۳۱ درصد از واریانس مشارکت اجتماعی را تبیین می کنند. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که تقویت برخی از ابعاد هویت فرهنگی، به ویژه هویت دینی و هویت قومی درون مرزی، می تواند به افزایش مشارکت اجتماعی شهروندان منجر شود. از سوی دیگر، هویت جهانی ممکن است. به دلیل ایجاد تعارض بین هویت محلی و جهانی، مانعی برای مشارکت فعال شهروندان باشد. این یافته ها اهمیت توجه به هویت فرهنگی جمعی را در برنامه ریزی های اجتماعی و فرهنگی برای افزایش مشارکت اجتماعی و تقویت انسجام اجتماعی در جوامع چندفرهنگی مانند تبریز نشان می دهد. برگزاری کارگاه ها و دوره های آموزشی برای افزایش آگاهی شهروندان درباره اهمیت مشارکت اجتماعی و نقش هویت فرهنگی در شکل گیری رفتارهای اجتماعی می تواند مؤثر باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان