تحقیقات علوم رفتاری

تحقیقات علوم رفتاری

تحقیقات علوم رفتاری دوره هجددهم پاییز 1399 شماره 3 (پیاپی 61)

مقالات

۱.

اثربخشی آموزش مبتنی بر واقعیت درمانی بر فرسودگی زناشویی زوجین دارای تعارض زناشویی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱۲
زمینه و هدف: فرسودگی در زوجین یک روند تدریجی و به ندرت ناگهانی است که طی آن صمیمیت و عشق به تدریج رنگ باخته و به همراه آن خستگی عمومی عارض می گردد. از طرفی اغلب مداخله ها و رویکردهای زوج درمانی درصدد کاهش تعارضات زناشویی و افزایش سلامت روان زوجین می باشند؛ بنابراین، هدف از پژوهش حاضر اثربخشی آموزش مبتنی بر واقعیت درمانی بر فرسودگی زناشویی زوجین دارای تعارض زناشویی بود. مواد و روش ها: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری ۴۵ روزه بود. در این پژوهش جامعه آماری کلیه زوجین دارای تعارضات زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر کرج در سال ۱۳۹۹-۱۳۹۸ بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد ۱۴ زوج که نمره بالاتر از ۱۱۱ در پرسشنامه تعارضات زناشویی کسب کردند در یک گروه آزمایش (۷ زوج) و یک گروه کنترل (۷ زوج) قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت آموزش مبتنی بر واقعیت درمانی (۱۲ جلسه ۹۰ دقیقه ای) قرار گرفت؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند و در لیست انتظار باقی ماندند. از پرسشنامه تعارضات زناشویی (MCQ) براتی و ثنایی (۱۳۷۲) و فرسودگی زناشویی (MBQ) پاینز (۲۰۰۳) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تجزیه وتحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه ۲۴ در دو بخش توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی) انجام پذیرفت. یافته ها: نتایج بیانگر این بود که آموزش مبتنی بر واقعیت درمانی، فرسودگی زناشویی را در زوجین به طور معناداری کاهش داده و نتایج در دوره پیگیری نیز از ثبات لازم برخوردار بوده است (۰۵/۰>p). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که آموزش مبتنی بر واقعیت درمانی می تواند به عنوان یک گزینه مداخله ای در کاهش مشکلات زناشویی مورداستفاده قرار گیرد.
۲.

تعیین اثر هیپنوتراپی بر عاطفه مثبت و منفی و خودکارآمدی زنان دارای سابقه شکست عاطفی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱۱
زمینه و هدف: عشق یکی از حیرت انگیزترین هیجان هایی است که انسان می تواند تجربه کند و شکست عاطفی یکی از دردآورترین مشکلاتی است که ممکن است در طول یک رابطه عاشقانه برای هر فردی پیش آید. پژوهش حاضر، با هدف تعیین اثربخشی هیپنوتراپی بر عاطفه مثبت و منفی و خودکارآمدی زنان دارای سابقه شکست عاطفی انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه ی آماری، تمامی زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان آمل با سابقه شکست عاطفی در سال ۱۳۹۶ بود. تعداد ۳۰ آزمودنی با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و گواه گمارده شدند. به منظور اجرای پژوهش، از پرسش نامه های آسیب عاطفی راس (۱۹۹۹)، مقیاس عاطفه مثبت و منفی پاناس (۱۹۸۸) و پرسشنامه خودکارآمدی (شوآرتزر و جروسلم، ۱۹۹۵) استفاده شد. آزمودنی های گروه آزمایش به مدت ۸ جلسه ۲ ساعته به صورت هفتگی تحت مداخله هیپنوتراپی قرار گرفتند ولی گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. تجزیه وتحلیل یافته های تحقیق با استفاده از آزمون آنالیز واریانس با اندازه گیری مکرر و تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS انجام شد. یافته ها: نتایج آزمون آنالیز واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد ۸ جلسه آموزش هیپنوتراپی موجب افزایش معنادار در عاطفه مثبت (۰۰۱/۰p<) و خودکارآمدی (۰۰۱/۰p<) و کاهش معنادار عاطفه منفی (۰۰۱/۰p<) در گروه آزمایش به نسبت گروه گواه گردید که حاکی از تأثیر معنادار هیپنوتراپی بر بهبود افراد با سابقه شکست عاطفی بود. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش می توان از هیپنوتراپی برای بهبود کیفیت زندگی و افزایش امید به آینده در افراد با سابقه شکست عاطفی استفاده کرد.
۳.

اثربخشی درمان پذیرش و تعهد غنی شده با شفقت بر افزایش تاب آوری و خودکارآمدی بیماران ضایعه نخاعی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱۱
زمینه و هدف: آسیب طناب نخاعی به معنای آسیب به بخشی از طناب یا عصب های نخاعی در انتهای کانال نخاعی است که اغلب سبب تغییرات دائمی در توان، حس و سایر عملکردهای بدن در زیر منطقه ی آسیب می شود و وقتی فردی دچار آسیب طناب نخاعی می شود، ممکن است احساس کند که کلیه ی ابعاد زندگی او تحت تأثیر قرار گرفته است و تأثیرات آن را در حیطه های ذهنی، هیجانی و اجتماعی احساس کند. هدف اصلی این پژوهش بررسی اثربخشی رویکرد درمان پذیرش و تعهد غنی شده با شفقت بر افزایش تاب آوری و خودکارآمدی در بیماران آسیب نخاعی استان اصفهان بود. مواد و روش ها: طرح پژوهش حاضر از نوع مطالعه ی نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل و با گزینش تصادفی بود. جامعه ی آماری پژوهش حاضر، کلیه ی بیماران انجمن آسیب نخاعی شهر اصفهان بودند که از این میان ۳۰ بیمار با روش نمونه گیری هدفمند با ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند و به طور تصادفی و برابر به گروه آزمایش یا کنترل تخصیص یافتند. آزمودنی ها به مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (۲۰۰۳) و آزمون خودکارآمدی عمومی شرر، مدوکس، مرکاندانت، پرنتیس-دان، جیکوبز و راجرز (۱۹۸۲) به عنوان پیش آزمون و سپس پس آزمون پاسخ دادند. سپس، گروه آزمایش ۸ جلسه ی ۹۰ دقیقه ای آموزش رویکرد درمان پذیرش و تعهد غنی شده با شفقت بر اساس راهنمای اسماعیلی و همکاران (۱۳۹۷) را دریافت کردند درحالی که گروه کنترل هیچ آموزشی را دریافت نکرد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس و با استفاده از نسخه ی ۲۵ بسته ی آماری برای علوم اجتماعی تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: نتایج بیانگر این بود که رویکرد درمان پذیرش و تعهد غنی شده با شفقت بر افزایش تاب آوری و خودکارآمدی در بیماران آسیب نخاعی به طور معناداری مؤثر بوده است (۰۱/۰>p). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که رویکرد درمان پذیرش و تعهد غنی شده با شفقت می تواند به عنوان یک گزینه مداخله ای مؤثر برای کمک به بیماران دچار آسیب نخاعی جهت افزایش تاب آوری و باورهای خودکارآمدی آنان مورد استفاده قرار گیرد.
۴.

نقش میانجی تنظیم شناختی هیجان، سوگیری های شناختی و طرح واره های منفی در رابطه بین تجارب آسیب زای کودکی و تجارب شبه سایکوتیک

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱۳
زمینه و هدف: تجارب شبه سایکوتیک شکل های غیر بالینی و خفیف اختلال های روان پریشی در نظر گرفته می شوند و با پیامدهای منفی نظیر درماندگی، اختلال های روانی و نارسایی های عملکردی همراه اند. همچنین می توانند منجر به بروز روان پریشی بالینی گردند. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی تنظیم شناختی هیجان، سوگیری های شناختی و طرح واره های منفی در رابطه بین تجارب آسیب زای دوره کودکی و تجارب شبه سایکوتیک انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری آن را کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرجند در سال تحصیلی ۹۹-۱۳۹۸ (۵۷۰۰= N) تشکیل داد. حجم نمونه ۴۰۰ نفر بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه آسیب دوران کودکی، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان، مقیاس ارزیابی سوگیری های شناختی داووس، مقیاس کوتاه طرح واره های اصلی و نسخه ۱۶ ماده ای پرسشنامه پیش مرضی استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و LISREL و به کمک روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد تجارب آسیب زای دوره کودکی بر تنظیم شناختی هیجان، سوگیری های شناختی و طرح واره های منفی اثر دارد (۰۵/۰> p). تنظیم شناختی هیجان، سوگیری های شناختی و طرح واره های منفی بر تجارب شبه سایکوتیک اثر دارند (۰۵/۰> p). به علاوه تنظیم شناختی هیجان، سوگیری های شناختی و طرح واره های منفی میانجی رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و تجارب شبه سایکوتیک هستند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر از این فرض حمایت می کند که تنظیم شناختی هیجان، سوگیری های شناختی و طرح واره های منفی میانجی رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و تجارب شبه سایکوتیک هستند.
۵.

کشف عوامل تعدیل کننده اختلال نافرمانی مقابله ای کودکان: یک مطالعه ی کیفی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۵
زمینه و هدف: در سال های اخیر و هم زمان با افزایش شیوع اختلالات روانی، نگرانی در مورد سلامت روان کودکان و تأثیر آن بر رشد و عملکرد آن ها، به طور چشمگیری افزایش یافته است. سهم قابل توجهی از این نگرانی به اختلالات رفتاری کودکان اختصاص دارد. نافرمانی مقابله ای سومین اختلال رفتاری شایع در دوران کودکی به حساب می آید. ازآنجاکه مدیریت پیامدهای مخرب ناشی از این اختلال، هم جنبه درمانی داشته و هم نوعی پیشگیری محسوب می شود، متخصصان بر اهمیت ارزیابی، شناسایی و درمان به موقع این اختلال روان شناختی تأکید دارند. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی و شناسایی عوامل تعدیل کننده اختلال نافرمانی مقابله ای در کودکان بود. مواد و روش ها: به منظور جمع آوری و تحلیل داده ها در این پژوهش از رویکرد کیفی و روش زمینه ای استفاده شد. جامعه موردمطالعه شامل تمامی والدین کودکان ۶ تا ۱۲ ساله در مقطع پیش دبستانی و ابتدایی و مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای در شهر اصفهان در سال ۱۳۹۸ بود. به این منظور والدین ۱۲ کودک دارای معیارهای ورود به پژوهش به صورت نمونه گیری هدفمند و با کمک دو پرسشنامه علائم مرضی کودکان، فرم والد (گادو و اسپرافکین، ۱۹۹۴) و سلامت عمومی (گلدبرگ، ۱۹۷۲) انتخاب شدند. تحلیل داده ها به روش استراوس و کوربین انجام شد. یافته ها: در تجزیه وتحلیل در مرحله کدگذاری باز ۷۳ کد اولیه و در کدگذاری محوری بر اساس شباهت موضوعی ۵ زیرمقوله و درنهایت در مرحله کدگذاری انتخابی دو مقوله عوامل والدینی و غیر والدینی به دست آمد. نتیجه گیری: مجموعه عوامل والدینی و غیر والدینی نقش مهمی در تعدیل و مدیریت رفتارهای مقابله ای کودکان به عهده دارد.
۶.

تأثیر روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت بر اضطراب در بیماران روماتوئیدی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱۲
زمینه و هدف: آرتریت روماتوئید شایع ترین بیماری التهابی روماتیسمی است . در اکثر جوامع شیوع تقریبی 3 درصد دارد . اضطراب یکی از شایع ترین تجارب ناخوشایند روان شناختی است که در بیماران روماتوئیدی گزارش شده است . پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی روان درمانی کوتاه مدت فشرده (ISTDP) بر کاهش اضطراب بیماران روماتوئیدی انجام شد . مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع پژوهش های نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون ، پس آزمون و همراه با گروه کنترل بود . جامعه آماری پژوهش شامل بیماران آرتریت روماتوئیدی بود که در طول مدت پژوهش به کلینیک های روماتولوژی شهر کرمان مراجعه کرده بودند متخصصان روماتولوژی بر اساس ملاک های انجمن روماتولوژی امریکا و ملاک های ورود و خروج ، 40 نفر از بیماران زن و مرد به صورت هدفمند انتخاب شدند . سپس اعضا گروه نمونه به صورت تصادفی به دو گروه 20 نفری آزمایش و گواه تقسیم شدند . برای گروه آزمایشی 15 جلسه یک و نیم ساعته روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت انجام شد که به صورت هفته ای یک بار و به صورت فردی برگزار شد . پس از 15 جلسه مداخله ، گروه آزمایشی و گواه مجدداً پرسشنامه های مقیاس اضطراب و افسردگی بیمارستان را پر کردند . اطلاعات پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس و به وسیله ی نرم افزار SPSS 19 مورد تحلیل قرار گرفتند . یافته ها: یافته های تحقیق پس از بررسی نمرات پیش آزمون بین دو گروه آزمایش و گواه بیانگر این مطلب بود که روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده بر کاهش نمره اضطراب در بیماران روماتوئیدی مؤثر است (05/0>p) . نتیجه گیری: به نظر می رسد به کارگیری مفاهیم و فنون روان پویشی در درک اختلالات اضطرابی ، بسیار مهم هستند . روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده با تأثیر بر مسیر تخلیه اضطراب و کنترل دقیق و پایش لحظه به لحظه اضطراب ، احساس و دفاع ها کمک شایانی به کاهش اضطراب و کاهش نشانه های بالینی در بیماران روماتوئیدی می کند .
۷.

نقش نظم جویی هیجان، خودکارآمدی درد و ادراک بیماری در پیش بینی خلق منفی زنان مبتلا به سرطان پستان

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۸
زمینه و هدف: سرطان پستان شایع ترین سرطان در میان زنان سراسر جهان میباشد که از همان ابتدای تشخیص میتواند سبب ترس، ناامیدی و آسیب روانی گردد و همه ابعاد زندگی فرد شامل ابعاد جسمی، روانی، اجتماعی را به چالش بکشاند. هدف از انجام مطالعه حاضر، تعیین نقش نظم جویی هیجان، خودکارآمدی درد و ادراک بیماری در پیش بینی خلق منفی زنان مبتلا به سرطان پستان بود. مواد و روش ها: طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر اصفهان در بهار ۱۳۹۷ بود. بر این اساس ۱۶۰ زن مبتلا به سرطان پستان تحت درمان به روش نمونه گیری در دسترس و بر اساس ملاک های ورود که شامل˛ ابتلاءء به بیماری سرطان پستان با نظر پزشک متخصص یا وجود پرونده پزشکی مربوطه در مراکز درمانی، دامنه سنی ۶۵-۲۵ سال، داشتن حداقل سواد در حد خواندن و نوشتن، داشتن آگاهی نسبت به بیماری خود، رضایت و حضور داوطلبانه برای شرکت در پژوهش. هم چنین ملاک های خروج شامل شرایط حاد جسمانی ناشی از بیماری و یا دوره درمانی (شیمی درمانی، پرتو درمانی) و ناتوانی در پاسخ گویی به سؤالات بود انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسش نامه های نظم جویی هیجان گراس (۲۰۰۳)˛ پرسش نامه خودکارآمدی درد نیکولاس (۱۹۹۵)˛ ادراک بیماری برادبنت و همکاران (۲۰۰۶) و مقیاس خلق منفی لاویبند و لاویبند (۱۹۹۵) بود. یافته ها: نتایج نشان داد که ادراک بیماری (۰۰۱/۰= p۴۶/۰=β)، خودکارآمدی درد (۰۲۱/۰=, p۱۵/۰=β) به طور منفی و معنادار و راهبرد فرونشانی (۰۰۱/۰=, p۲۱/۰=β) به طور مثبت و معناداری میتواند تغییرات مربوط به خلق منفی زنان مبتلا به سرطان پستان را پیش بینی نماید. نتیجه گیری: بر طبق نتایج نوع راهبرد نظم جویی هیجان، میزان خودکارآمدی درد و سطح ادراک بیماری بر اختلالات خلقی زنان مبتلا به سرطان پستان تأثیر معناداری دارد. از اینرو میتوان با شناخت و درک عمیق تر از ویژگی های روان شناختی و باورهای مربوط به بیماری در زنان مبتلا به سرطان پستان، گام هایی را برای افزایش سلامت روانی و بهزیستی آنان با شرایط جدید برداشت.
۸.

ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس خودافشایی هیجانی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۶
زمینه و هدف: به دلیل نقش بسیار مهمی که هیجان ها در زندگی انسان ها دارند، ابراز و افشای آن ها می تواند سودمندی های زیادی را برای افراد به ارمغان آورد. پژوهش حاضر با هدف مناسب سازی و تعیین ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس خودافشایی هیجانی (ESDS) انجام گرفته است. به منظور تسهیل اجرای مداخلات مرتبط با افشای هیجان، لازم است ابزارهای پژوهشی برای بررسی کارآمدی این مداخلات تهیه و در دسترس متخصصان قرار گیرد. ضمن اینکه این ابزارها، امکان انجام بررسی رابطه خودافشایی هیجانی را با دیگر سازه های مهم روان شناختی در جمعیت های مختلف فراهم می سازد. مواد و روش ها: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی و روش نمونه گیری در دسترس بود. نمونه اولیه شامل ۹۹۸ نفر و نمونه نهایی با لحاظ کردن پرسشنامه های معتبر شامل ۹۷۶ نفر از دانشجویان دانشگاه های دولتی و آزاد استان تهران و البرز که در سال تحصیلی ۱۳۹۹- ۱۳۹۸ مشغول به تحصیل بودند که علاوه بر مقیاس خودافشایی هیجانی به پرسشنامه راهبردهای تنظیم هیجان (ERQ) و مقیاس چندوجهی حمایت اجتماعی ادراک شده (MSPSS) پاسخ دادند. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که ESDS در فرهنگ ایرانی ساختار پنج عاملی دارد. همسانی درونی مقیاس بالا و میزان آلفای کرونباخ برابر با ۹۵/۰ است. همبستگی معنادار بین نمرات این مقیاس با نمرات MSPSS بیانگر روایی همگرای مطلوب و با نمرات ERQ نشان دهنده روایی واگرای مطلوب است. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان گفت ESDS به عنوان ابزاری کارآمد می تواند در ارزیابی میزان ابراز و افشای هم زمان چندین هیجان مثبت و منفی توسط پژوهش گران و متخصصانِ بالینی مورد استفاده قرار گیرد. این ابزار در زمینه خودافشایی هیجانی کمک زیادی به متخصصان حرفه خواهد کرد.
۹.

پیش بینی مشکلات تغذیه ای کودکان مبتلا به اختلال اتیسم بر اساس تاب آوری و سبک تعاملی مادران

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۴
زمینه و هدف: مشکلات غذا خوردن در کودکان دارای اختلالات طیف اتیسم بیشتر از همتایان سالم آنها است و می تواند روی سلامتی، برقراری ارتباط و سایر ناتوانایی های آن ها تاثیر منفی بگذارد. تاب آوری و سبک تعاملی مادر نقشی حیاتی در سلامت، رفتارها و کیفیت زندگی این کودکان دارد. هدف از انجام این مطالعه پیش بینی مشکلات خوردن کودکان طیف اتیسم بر اساس تاب آوری و سبک تعاملی مادران آن ها است. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی و همبستگی است. جامعه آماری این مطالعه کودکان دارای اختلالات طیف اتیسم ۴ تا ۷ ساله بودند که به مراکز خصوصی توانبخشی شهر تهران مراجعه کردند. حجم نمونه ۹۰ نفر، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. جمع آوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامه ی رفتار خوردن کودکان، پرسشنامه تاب آوری و مقیاس رابطه والد-کودک صورت گرفت. داده های این پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS و با استفاده از روش همبستگی پیرسون تحلیل شد. یافته ها: بر اساس یافته ها، افزایش تاب آوری مادران باعث کاهش مشکلات خوردن در کودکان دارای اختلالات طیف اتیسم شد (۰۱/۰>p). همچنین افزایش کیفیت رابطه والد-کودک باعث کاهش مشکلات خوردن در این کودکان می شود (۰۵/۰>p). همچنین افزایش تاب آوری این مادران بصورت مستقیم بر افزایش کیفیت تعامل والد-کودک تاثیر می گذارد (۰۱/۰>p). میزان تاب آوری مادران می تواند پیش بینی کننده مشکلات خوردن در کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم باشد. نتیجه گیری: تاب آوری و سبک ارتباطی مادران در بروز مشکلات تغذیه ای کودکان دارای اختلالات طیف اتیسم نقش کلیدی دارد. به نظر میرسد بتوان با تقویت رابطه والد-کودک و تاب آوری مادران، مشکلات تغذیه ای این کودکان را کاهش داد.
۱۰.

اثربخشی آموزش خودمراقبتی معنوی بر خودشفقت ورزی و شجاعت اخلاقی پرستاران

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۹
زمینه و هدف: پرستاران تحت تأثیر عوامل فشارزای متعددی هستند که عوامل معنوی می تواند بر کیفیت زندگی کاری آن ها تأثیر بگذارد. هدف از انجام این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش خودمراقبتی معنوی بر خودشفقت ورزی و شجاعت اخلاقی پرستاران بود. مواد و روش ها: تحقیق حاضر به لحاظ هدف کاربردی و ازنظر روش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه پرستاران شاغل در بیمارستان پاستور نو تهران در پاییز ۱۳۹۸ تشکیل می دادند. از بین پرستاران شاغل در بیمارستان پاستور نو، ۳۰ نفر که معیارهای ورود به پژوهش را دارا بودند، به روش در دسترس انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) جایگزین شدند. ابتدا افراد هر دو گروه آزمایش و کنترل، پرسشنامه های خودشفقت ورزی نف و شجاعت اخلاقی سکرکا را به عنوان پیش آزمون تکمیل کردند. سپس گروه آزمایش، تحت آموزش خودمراقبتی معنوی قرار گرفتند ولی گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای را دریافت نکردند. بعد از پایان دوره، مجدداً افراد هر دو گروه آزمایش و کنترل، همان پرسشنامه ها را به عنوان پس آزمون تکمیل کردند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۳ و توسط آزمون آماری تحلیل کوواریانس تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که میزان خودشفقت ورزی و شجاعت اخلاقی گروه آزمایش، در مقایسه با گروه کنترل، به طور معناداری افزایش یافته است (۰۵/۰>p). نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده می توان گفت آموزش خودمراقبتی معنوی با کنترل افکار و هیجانات منفی و تقویت احساس تعهد به شغل، ارزش های دینی و نوع دوستی باعث می شود که خودشفقت ورزی و شجاعت اخلاقی در پرستاران را افزایش یابد این امر علاوه بر پرستاران برای سلامت بیماران نیز مفید است.
۱۱.

مقایسه ی اثربخشی رویکردهای مشاوره ای زوج درمانی شناختی- رفتاری و زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نیازهای عاطفی- جنسی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱۰
زمینه و هدف: نیازهای عاطفی-جنسی به عنوان نیروی انگیزشی مهم تلقی می شوند که در پایداری و افزایش کیفیت زندگی زناشویی نقش مهم دارند. از همین رو پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی رویکردهای مشاوره ای CBCT و ACT بر ارتقای نیازهای عاطفی-جنسی زوجین غیربالینی شهر بندرعباس انجام گرفت. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع پژوهش های نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل ۱۴۶ نفر از زوجین غیربالینی شهر بندرعباس بودند که در دوره ی آموزشی مهارت های زندگی و فضای مجازی شرکت داشتند. روش نمونه گیری از نوع نمونه گیری در دسترس بود. ۴۸ نفر (۲۴ زوج) در گروه های مداخله ای CBCT و ACT و گروه کنترل به صورت تصادفی گمارش شدند. از پرسشنامه نیازهای عاطفی-جنسی زوجین ایرانی (۱۳۹۹) برای جمع آوری داده های پژوهش استفاده شد. شیوه انجام مداخله به صورت ۱۲ جلسه ۹۰ دقیقه ای زوجی بود. از مقیاس نیازهای عاطفی-جنسی زوجین ایرانی (۱۳۹۹) برای جمع آوری اطلاعات در پژوهش استفاده شد. اطلاعات پژوهش با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس با سنجش مکرر و به وسیله ی نرم افزار SPSS ۱۹ مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته ها نشان دادند که هر دو نوع مداخله CBCT و ACT در ارتقای نیازهای زناشویی زوجین مؤثر هستند. مقایسه اثربخشی این دو رویکرد نشان داد که رویکرد زوج درمانی ACT در سه بعد نیازهای پرهیز از رفتارهای دلسرد کننده، احساسی-جنسی و جسمانی-جنسی اثربخشی بالاتری برخودار بود. نتیجه گیری: به نظر می رسد بهره گیری از رویکردهای مشاوره ای CBCT و ACT در ارتقای نیازهای عاطفی-جنسی زوجین مفید است. این امر می تواند در سایر ابعاد زندگی زناشویی زوجین نظیر رضایت زناشویی و کیفیت زناشویی آنان نیز مؤثر باشد.
۱۲.

تأثیر تئاتر درمانی بر تنظیم شناختی و کیفیت زندگی افراد مبتلابه اسکیزوفرنی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۴
زمینه و هدف: تئاتر درمانی یکی از روش های درمانی موثر در آموزش مهارت های ارتباطی می باشد. به دلیل نقص در مهارت های کلامی و غیر کلامی، در نتیجه متأثر سازی کیفیت از زندگی افراد مبتلابه اسکیزوفرنیا این مطالعه باهدف تأثیر تئاتر درمانی بر تنظیم شناختی و کیفیت زندگی این افراد انجام شد. مواد و روش ها: این مطالعه به صورت کار آزمایی بالینی و پیش آزمون - پس آزمون در دو گروه کنترل و آزمایش انجام شد. نمونه به صورت تصادفی ساده از بین بیماران مراجعه کننده به مرکز کاردرمانی اعصاب و روان آتیه سمنان انتخاب شدند و در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. تئاتر درمانی در یک برنامه ی 8 جلسه ای طی دو هفته به مدت 60 دقیقه به صورت گروهی اجرا شد. پرسشنامه های تنظیم شناختی هیجان گرانفسکی و کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی قبل و بعد از مداخله در هر دو گروه انجام شد و نتایج پس از بررسی نرمالیتی طبق آزمون کولموگروف- اسمیرنوف با استفاده از آزمون تی زوجی بررسی شدند. یافته ها: در این مطالعه 20 فرد مبتلابه اسکیزوفرنی که شامل 6 نفر خانم و 14 نفر مرد شرکت کردند. هر یک از افراد به صورت تصادفی ساده در دو گروه درمان و کنترل به تعداد 10 نفر (گروه درمان شامل 5 خانم و 5 آقا، گروه کنترل 1 خانم و 9 آقا) قرار گرفتند. میانگین سنی شرکت کنندگان در گروه درمان 36/8±80/41 و گروه کنترل 78/7±20/45 به دست آمد. بررسی داده ها نشان داد تفاوت در هیچ یک از این خرده مقیاس های پرسشنامه های کیفیت زندگی و تنظیم شناختی معنادار نبود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه می توان عنوان کرد تئاتر درمانی در این گروه از بیماران تأثیر چندانی بر کیفیت زندگی و تنظیم شناختی ندارد اما می توان ازاین روش به صورت مکمل در جهت تغییر رفتار، کاهش علائم افسردگی با استفاده از روش های مختلف مانند خود ارائه، انحراف از نقش و پیش بینی آینده که به آن ها برای صحبت و بازی با دیگران انگیزه می دهد، منجر شود، استفاده کرد.
۱۳.

تعیین شش حالت بدنی بیانگر حالات هیجانی پایه

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۵
زمینه و هدف: بر اساس نظریه شناخت بدنمند، حالات ذهنی و هیجانی می توانند ازطریق وضعیت بدنی شناسایی شوند. تظاهرات بدنی هیجان، منبعی از اطلاعات هیجان های بیانی و دریافتی است و ما در زندگی روزمره از آن استفاده می نماییم. این نشانه های اجتماعی، نقش مهمی در تعاملات اجتماعی ایفا می کنند و افراد با توانایی بیشتر در این زمینه، در تعاملات فرا زبانی بسیار موفق هستند. هدف این مطالعه تعیین شش حالت بدنی بیانگر شش حالت هیجانی پایه است. مواد و روش ها: این پژوهش در دو مطالعه مستقل انجام شد. در مطالعه اول، یک مجموعه داده از حالات بدنی آماده شد. بدین منظور، 50 بازیگر تئاتر، با پوشیدن ماسک صورت به منظور پوشاندن هیجان های چهره ای، شش حالت هیجان پایه (شادی، غم، خشم، ترس، تعجب و تنفر) را با تغییر در وضعیت بدنی خود نشان دادند و پس از القای حالت های هیجانی بر اساس سناریوهای مشخص، از هر یک از آنها عکس گرفته شد. در مطالعه دوم، در یک طرح مقطعی، تصاویر توسط 321 شرکت کننده بر اساس ارتباط و وابستگی حالت بدن با حالات هیجانی رتبه بندی شد. نتایج رتبه بندی برای انتخاب تصاویر نهایی مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که وضعیت بدنی می تواند حالات هیجانی را انتقال دهد. زنان عملکرد بهتری نسبت به مردان در بازشناسی حالات هیجانی داشتند و بازشناسی حالات هیجانی از روی بدن ارتباطی با سن و حالت نداشت. همچنین نشان داد که گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، بین فراوانی پاسخ های درست و پاسخ های غلط در بین شش موقعیت بدن تفاوت معناداری وجود داشت. به این مفهوم که تعداد پاسخ های درست در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به طور معناداری بیشتر بود. همچنین تعداد پاسخ های غلط در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به طور معناداری کم تر بود. نتیجه گیری: حالات هیجانی از روی حالات بدنی بدون در نظر گرفتن حالات هیجانی چهره، قابل شناسایی اند و بازیگران تئاتر می بایست حالات بدنی شان را برای انتقال حالات هیجانی به مخاطبان فراگرفته و از آن ها استفاده نمایند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۶