حمید پورشریفی

حمید پورشریفی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۶۱ مورد.
۱.

نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراک شده و منبع کنترل در رابطه بین سطح تحصیلات و سازگاری روان شناختی مادران کودکان مبتلا به سرطان

تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۳
زمینه و هدف: سرطان کودکان، وضعیت زیست-روان شناختی ویژه ای است که ادراک حمایت اجتماعی و منبع کنترل مادران با تحصیلات متفاوت را به چالش گرفته و سازگاری روان شناختی آن ها را متأثر می سازد. ازاین رو هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش مستقیم و غیرمستقیمِ تحصیلات، با وساطتِ منبع کنترل و حمایت اجتماعی ادراک شده، بر سازگاری روان شناختی مادران کودکان مبتلا به سرطان است . مواد و روش ها: این پژوهش، از نوع توصیفی - همبستگی است. جامعه آماری پژوهش را کلیه مادران کودکان مبتلا به سرطان تشکیل داده که به کلینیک های متخصصان اطفال شهر مشهد مراجعه کردند. حجم نمونه ۲۲۰ نفر، با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. جمع آوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامه های سازگاری روانی – اجتماعی، مقیاس منبع کنترل راتر، حمایت اجتماعی ادراک شده چندبعدی، ویژگی های جمعیت شناختی صورت گرفت. داده های پژوهش به کمک نرم افزارهای SPSS و AMOS و با استفاده از روش همبستگی پیرسون و روش تحلیل مسیر بررسی شدند. یافته ها: بر اساس یافته ها، افزایش تحصیلات باعث کاهش ناسازگاری شد (۰۱/۰> P )، همچنین افزایش تحصیلات به صورت مستقیم و غیرمستقیم از طریق افزایش حمایت اجتماعی ادراک شده باعث کاهش ناسازگاری شد. همچنین افزایش تحصیلات به صورت مستقیم به افزایش منبع کنترل درونی و کاهش کنترل بیرونی تأثیر گذاشت اما به شکل غیر مستقیم تأثیری بر سازگاری روان شناختی مادران نداشت. نتیجه گیری: مطابق با یافته ها می توان نتیجه گرفت که افزایش تحصیلات با وساطت حمایت اجتماعی ادراک شده باعث افزایش سازگاری روان شناختی مادران می شود. همچنین با بالا رفتنِ سطحِ تحصیلات می توان شاهدِ فزونیِ کنترل درونی و تقلیلِ کنترل بیرونی بود.
۲.

ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس خودافشایی هیجانی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱
زمینه و هدف: به دلیل نقش بسیار مهمی که هیجان ها در زندگی انسان ها دارند، ابراز و افشای آن ها می تواند سودمندی های زیادی را برای افراد به ارمغان آورد. پژوهش حاضر با هدف مناسب سازی و تعیین ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس خودافشایی هیجانی (ESDS) انجام گرفته است. به منظور تسهیل اجرای مداخلات مرتبط با افشای هیجان، لازم است ابزارهای پژوهشی برای بررسی کارآمدی این مداخلات تهیه و در دسترس متخصصان قرار گیرد. ضمن اینکه این ابزارها، امکان انجام بررسی رابطه خودافشایی هیجانی را با دیگر سازه های مهم روان شناختی در جمعیت های مختلف فراهم می سازد. مواد و روش ها: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی و روش نمونه گیری در دسترس بود. نمونه اولیه شامل ۹۹۸ نفر و نمونه نهایی با لحاظ کردن پرسشنامه های معتبر شامل ۹۷۶ نفر از دانشجویان دانشگاه های دولتی و آزاد استان تهران و البرز که در سال تحصیلی ۱۳۹۹- ۱۳۹۸ مشغول به تحصیل بودند که علاوه بر مقیاس خودافشایی هیجانی به پرسشنامه راهبردهای تنظیم هیجان (ERQ) و مقیاس چندوجهی حمایت اجتماعی ادراک شده (MSPSS) پاسخ دادند. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که ESDS در فرهنگ ایرانی ساختار پنج عاملی دارد. همسانی درونی مقیاس بالا و میزان آلفای کرونباخ برابر با ۹۵/۰ است. همبستگی معنادار بین نمرات این مقیاس با نمرات MSPSS بیانگر روایی همگرای مطلوب و با نمرات ERQ نشان دهنده روایی واگرای مطلوب است. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان گفت ESDS به عنوان ابزاری کارآمد می تواند در ارزیابی میزان ابراز و افشای هم زمان چندین هیجان مثبت و منفی توسط پژوهش گران و متخصصانِ بالینی مورد استفاده قرار گیرد. این ابزار در زمینه خودافشایی هیجانی کمک زیادی به متخصصان حرفه خواهد کرد.
۳.

نقش تعدیل کننده راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین شدت تجربه آسیب جنسی و علائم جسمی

تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۰
زمینه و هدف: با توجه به تأثیر رویداد تروماتیک جنسی بر عملکرد جسمانی و روان شناختی و اهمیت این موضوع در دانش آموزان، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه شدت تجربه آسیب زای جنسی بر علائم جسمی با نقش تعدیل کننده راهبردهای شناختی تنظیم هیجان در دانش آموزان دختر آسیب دیده انجام گرفت. مواد و روش ها: روش پژوهش حاضر توصیفی – همبستگی بوده و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان ۱۴ تا ۱۷ سال استان تهران در سال تحصیلی ۹۷-۹۸ بود. در این پژوهش دو منطقه به صورت در دسترس انتخاب شدند (منطقه آموزش وپرورش رودهن و منطقه چهار) که با غربالگری موارد تجربه آسیب زای جنسی (آزار و اذیت جنسی و سوءاستفاده جنسی)، ۲۷۳ نفر به عنوان نمونه اصلی در تحلیل شرکت کردند. داده ها توسط چک لیست تجارب آسیب زای زندگی نیجن هوییس، وندر هارت و کروگر (۲۰۰۲)، راهبردهای شناختی تنظیم هیجان گارنفسکی و همکاران (۲۰۰۱)، پرسشنامه سلامت جسمانی گرک (۲۰۱۵)، جمع آوری شد و با استفاده از روش همبستگی، آزمون بوت استرپ و اثرات شرطی مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد از بین راهبردهای شناختی تنظیم هیجان، راهبردهای فاجعه سازی و نشخوارگری به صورت مثبت و راهبرد پذیرش به شکل منفی توانستند اثرات آسیب جنسی بر علائم جسمی را به شکل معنی داری تعدیل کنند. نتیجه گیری: با توجه به نقش تعدیل کننده راهبردهای شناختی تنظیم هیجان، در رابطه بین شدت تجربه آسیب جنسی و علائم جسمی، پیشنهاد می گردد با تدوین برنامه هایی جهت بررسی تاریخچه تروما و به ویژه ترومای جنسی نوجوانان با علائم جسمی و آموزش راهبردهای سازگارانه تنظیم هیجان در راستای ارتقای سلامت جسمانی و کاهش علائم جسمی، مداخلات مؤثری انجام شود.
۴.

نقش تجارب آسیب زای جنسی، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و افشاسازی در تبیین علایم جسمی دختران نوجوان آسیب دیده

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱
مقدمه: هدف این پژوهش بررسی نقش تجارب آسیب زای جنسی، راهبردهای شناختی تنظیم هیجان و افشاسازی در تبیین علائم جسمی دختران نوجوان آسیب دیده بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری کلیه دانش آموزان 14 تا 17 سال استان تهران در سال تحصیلی 98-97 بود. با غربالگری دانش آموزان دارای تجربه آسیب جنسیو حذف پرسشنامه های ناقص، 273 دانش آموز در تحلیل شرکت کردند. برای جمع آوری داده ها از چک لیستتجاربآسیب زایزندگی نیجن هویس، وندرهارت و کروگر (2002)، پرسشنامه راهبردهای شناختی تنظیم هیجان گارنفسکیو همکاران (2001)، پرسشنامه سلامتجسمانی گرک (2015)، مقیاس خودافشاسازیپریشانیکانوهسلینگ(2003) استفاده شد و با استفاده از رگرسیون چندگانه تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد راهبردهای شناختی تنظیم هیجان ناسازگارانهبا (441/0= β  و 01/0>p)، افشاسازی (213/0- = β و 01/0>p)، راهبردهای شناختی تنظیم هیجان سازگارانه (172/0- = β  و 01/0>p)، تجارب آسیب زا (117/0= β  و 05/0>p) توانایی پیش بینی علائم جسمی را دارند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد می توان با بررسی تاریخچه تجارب آسیب زای جنسی، مدیریت راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و تسهیل افشاسازی در جهت کنترل علائم جسمی بهره برد.
۵.

ساخت و اعتباریابی مقیاس رفتارهای ابرازی و ابزاری روابط زوجین

تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۸۹
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر ساخت و اعتباریابی ابزاری برای ارزیابی رفتارهای ابرازی (Expressive behaviors) و ابزاری (Instrumental behaviors) در روابط زوجین بود. مواد و روش ها: جامعه موردمطالعه کلیه متأهلین حاضر در گروهای تلگرامی، جمعیت شهروندان تهرانی و فضاهای ورزشی منطقه سعادت آباد تهران بود. معیارهای ورود زوجین شامل گذشت سه ماه از زمان تأهل آن ها و سواد خواندن و نوشتن بود. نمونه گیری به روش در دسترس انجام شد. برای ساخت این آزمون از نظریه Epstein و Baucom و همچنین مصاحبه کیفی با چهار زوج استفاده گردید. یافته ها: اجرای تحلیل عاملی با چرخش واریماکس (Varimax rotation) با بار عاملی حداقل 3/0 طی پنج مرحله درنهایت 22 گویه در پنج عامل باقی ماند. عامل اول با پنج گویه تحت عنوان رفتارهای ابرازی و ابزاری معطوف به خود (818/0=α)، عامل دوم با پنج گویه تحت عنوان رفتارهای ابرازی معطوف به رابطه (824/0=α)، عامل سوم با پنج گویه تحت عنوان رفتارهای ابرازی و ابزاری معطوف به همسر (715/0=α)، عامل چهارم با سه گویه رفتارهای ابزاری معطوف به رابطه (827/0=α) و عامل پنجم با چهار گویه رفتارهای ابرازی و ابزاری به محیط (756/0=α) نامیده شد. ضریب آلفای کرونباخ کل مقیاس 861/0 به دست آمد. نتیجه گیری: مطابق با نظریه Epstein و Baucom رفتارهای ابرازی و ابزاری در چهار حیطه معطوف به خود، رابطه، همسر و محیط درمجموع شامل 8 عامل است. در مصاحبه کیفی با چهار زوج مشخص شد که افراد قادر به تفکیک رفتارهای ابرازی و ابزاری به طور کامل از هم نیستند. در تحلیل عاملی اکتشافی نیز این نتیجه به دست آمد که در سه حیطه خود، همسر و محیط رفتارهای ابرازی و ابزاری از هم تفکیک نشده و فقط در حیطه رابطه از هم تفکیک شدند.
۶.

تمایزگذاری افراد چاق مبتلا و غیرمبتلا به اختلال پرخوری بر اساس تکانشگری و اجتناب تجربه ای: یک مطالعه همبستگی

تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۳
اهداف این پژوهش با هدف تمایزگذاری افراد چاق مبتلا و غیرمبتلا به اختلال پرخوری بر اساس تکانشگری و اجتناب تجربه ای انجام گرفت. مواد و روش ها این پژوهش از نظر هدف بنیادی و از نظر جمع آوری داده ها از نوع توصیفی همبستگی بود. در این مطالعه 68 نفر از زنانی که اضافه وزن داشتند از خانه های سلامت و باشگاهای ورزشی به روش نمونه گیری دردسترس و با استفاده از فرمول فیدل و تاباخنیک (N≥50+8M) انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس های پرخوری گورمالی، تکانشگری بارت و پذیرش و عمل و برای تجزیه تحلیل داده ها از روش آماری تحلیل ممیزی استفاده شد. یافته ها نتایج نشان داد از بین پنج مؤلفه بررسی شده در دو گروه بدون اختلال پرخوری و با اختلال پرخوری مؤلفه تکانشگر بی برنامگی در سطح 01/0 و اجتناب هیجانی و کنترل در سطح 05/0 معنادار هستند. با توجه به مقدار لامبدای ویلکز کوچک و مقدار زیاد مجذور کای و سطح معنی داری می توان نتیجه گرفت تابع ممیزی به دست آمده قدرت تشخیص خوبی برای تبیین متغیرهای وابسته (در دو گروه) دارد. در دو گروه افراد چاق مبتلا و غیرمبتلا به اختلال پرخوری مؤلفه تکانشگری بی برنامگی، اجتناب هیجانی و کنترل معنادار هستند. این بدان معناست که بین افراد چاق که اختلال پرخوری دارند با آن هایی که فاقد اختلال پرخوری اند تفاوت معناداری در این مؤلفه ها مشاهده شده است. نتیجه گیری بر اساس متغیر های تکانشگری و اجتناب تجربه ای می توان دو گروه افراد چاق مبتلا و غیرمبتلا به اختلال پرخوری را از هم تفکیک کرد.
۷.

نقش میانجی گر پیروی از درمان در رابطه بین خودکارآمدی سبک زندگی مربوط به وزن، پریشانی روان شناختی با کاهش وزن افراد چاق جراحی شده به روش اسلیو گاستروکتومی

تعداد بازدید : ۸۴
زمینه و هدف: یکی از اصلی ترین دغدغه های روان شناسی سلامت پیروی بیماران از توصیه های درمانی است. خودکارآمدی سبک زندگی مربوط به وزن و پریشانی روان شناختی ازجمله عواملی هستند که در تبیین میزان پیروی از درمان در جراحی های چاقی نقش های مهمی ایفا می کنند. هدف پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی گر پیروی از درمان در رابطه بین خودکارآمدی سبک زندگی مربوط به وزن، پریشانی روان شناختی با کاهش وزن افراد چاق جراحی شده به روش اسلیو گاستروکتومی (sleeve gastrectomy) بود. مواد و روش ها: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری این پژوهش شامل تمام افراد چاقی بود که در کلینیک پژوهشکده غدد و متابولیسم مورد عمل جراحی لاپاراسکوپی اسلیو گاسترکتومی (sleeve gastrectomy Laparoscopy) قرارگرفته بودند و از میان آن ها 200 نفر به روش نمونه برداری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل شاخص توده بدنی؛ پرسشنامه سبک زندگی مبتنی بر خودکارآمدی؛ فرم کوتاه مقیاس افسردگی، اضطراب، استرس و مقیاس پیروی کلی بود. داده های پژوهش حاضر با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد اثر مستقیم خودکارآمدی بر کاهش وزن (01/0>p، 169/0= β) و اثر غیرمستقیم از طریق پیروی از درمان (01/0>p، 077/0= β) معنادار بود. اثر مستقیم پریشانی روان شناختی بر کاهش وزن (05/0>p، 186/0-= β) و اثر غیرمستقیم پریشانی روان شناختی از طریق پیروی از درمان (05/0>p، 069/0-= β) معنادار بود. نتیجه گیری: چنین به نظر می رسد که خودکارآمدی با تحت تأثیر قرار دادن فرد و ارتقای تاب آوری وی پریشانی روان شناختی او را کاهش داده و منجر به افزایش پیروی از درمان و کاهش وزن فرد می شود
۹.

اثربخشی گروه درمانی شناختی رفتاری بر کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به سوءهاضمه عملکردی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۷
هدف: پژوهش حاضر، با هدف تعیین اثربخشی گروه درمانی شناختی رفتاری بر کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به سوءهاضمه عملکردی شهر اراک در سال 1397 صورت گرفت. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری کلیه زنان مبتلا به بیماری سوءهاضمه عملکردی شهر اراک بودند که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (12 نفر) و کنترل (12 نفر) جایگزین شدند که در نهایت 11 نفر در هر گروه جای گرفت. گروه آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقه ای مداخله شناختی رفتاری گروهی را دریافت کردند و گروه کنترل در لیست انتظار ماندند. ابزار اندازه گیری مورد استفاده در پژوهش، پرسشنامه کیفیت زندگی نیپن (1998) بود. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه در دو بخش توصیفی و استنباطی (کوواریانس) در سطح معناداری 05/0 انجام پذیرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که مداخله درمانی در گروه آزمایش باعث افزایش میزان کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به سوءهاضمه عملکردی شد. همچنین با مقایسه​ میانگین​های گروه​های آزمایش و کنترل می​توان نتیجه گرفت که مداخله درمانی در گروه آزمایش باعث افزایش میزان مولفه های کیفیت زندگی شامل تنش و نگرانی، تداخل با فعالیت های روزانه، اختلال در خوردن و آشامیدن، آگاهی نسبت به بیماری و احساس کنترل برآن و تداخل با کار و تحصیل در بیماران مبتلا به سوءهاضمه عملکردی شد (001/0>P). نتیجه گیری: مداخله گروه درمانی شناختی رفتاری روشی موثر به منظور افزایش کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به سوءهاضمه عملکردی است.
۱۰.

الگوی ساختاری رابطه بین الگوهای ارتباط والد-فرزند و طرحواره های ناسازگار اولیه با میانجیگری سبک های دلبستگی

تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۲۹
هدف: هدف پژوهش تعیین نقش میانجیگر سبک های دلبستگی در رابطه بین الگوهای ارتباط والد- فرزند با طرحواره های ناسازگار اولیه بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری دانشجویان دانشگاه های آزاد اسلامی تمام واحدهای علوم و تحقیقات تهران در سال تحصیلی 97-1396 به تعداد 196100 نفر بود. به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای دانشکده های ادبیات و علوم انسانی، علوم پایه و فنی مهندسی انتخاب و حجم نمونه به پیشنهاد میشل 1993 و با در نظر گرفتن نسبت 10 تا 20 آزمودنی به ازای هر متغیر و احتمال ریزش 420 نفر تعیین شد. داده ها با استفاده از مقیاس الگوی ارتباط والد- فرزند باقری (1392)، نسخه کوتاه پرسشنامه طرحواره یانگ 1998 و پرسشنامه دلبستگی بزرگسالان هازن و شیور (1987) جمع آوری و بعد از حذف 58 پرسشنامه مخدوش و داده پرت، داده ها با روش الگویابی معادله های ساختاری تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که الگوی ساختاری پژوهش برازش مناسبی دارد و تنها سبک دلبستگی دوسوگرا می تواند در سطح 99 درصد اطمینان رابطه بین الگوی ارتباطی آزادی مدار را با طرحواره های حوزه بریدگی و طرد (229/0 =β)، خودگردانی و عملکرد مختل (241/0 =β)، محدودیت های مختل (150/0 =β)، دیگرجهت مندی (208/0 =β) و حوزه گوش به زنگی بیش از حد و بازداری (159/0 =β) و نیز رابطه بین الگوی ارتباطی امنیت مدار را با طرحواره های حوزه بریدگی و طرد (375/0 =β)، خودگردانی و عملکرد مختل (396/0 =β)، محدودیت های مختل (246/0 =β)، دیگرجهت مندی (340/0 =β) و حوزه گوش به زنگی بیش از حد و بازداری (260/0 =β) میانجیگری کند. نتیجه گیری: بر اساس این نتایج می توان با آموزش الگوهای درست ارتباط والد-فرزند به والدین، مانع شکل گیری طرحواره های ناسازگار اولیه و آسیب های ناشی از آن شد.
۱۱.

نقش رگه های سرشت و منش شخصیت، نیازهای بنیادین روان شناختی و طرحواره های ناسازگار اولیه در پیش بینی آسیب پذیری به اعتیاد

تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۹۲
زمینه و هدف : امروزه استفاده از شبکه های اجتماعی به یک رفتار مدرن طبیعی تبدیل شده، اما شکل های آسیب زای استفاده از آن هم در دو دهه اخیر مورد توجه زیادی قرار گرفته است. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی نقش رگه های سرشت و منش شخصیت، نیازهای بنیادین روان شناختی و طرحواره های ناسازگار اولیه در پیش بینی آسیب پذیری به اعتیاد در قالب روابط ساختاری بود. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی- مقطعی بود و جامعه آماری آن را کلیه دانشجویان دختر و پسر مقطع کارشناسی دانشگاه فرهنگیان استان آذربایجان شرقی که در نیم سال اول سال تحصیلی 96-1395 مشغول به تحصیل بودند، تشکیل داد. با توجه به این که جامعه آماری شامل جنسیت و رشته های مختلف تحصیلی بود، روش نمونه گیری طبقه ای با انتساب بهینه در نظر گرفته شد که 280 نفر از دانشجویان را شامل شد. داده ها با استفاده از پرسش نامه سرشت و منش Cloninger (Temperament and Character Inventory یا TCI)، پرسش نامه نیازهای بنیادین روان شناختی، پرسش نامه طرحواره Young (Young Schema Questionnaire یا 75-YSQ) و پرسش نامه آسیب پذیری به اعتیاد جمع آوری گردید و با استفاده از روش های آمار توصیفی و استنباطی در نرم افزار SPSS و LISREL مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: بر اساس یافته های مدل ساختاری، رگه های سرشت و منش شخصیت، نیازهای بنیادین روان شناختی و طرحواره های ناسازگار اولیه در قالب روابط ساختاری قادر بودند آسیب پذیری به اعتیاد را در مسیرهای مختلف پیش بینی و تبیین نمایند. نتیجه گیری: به منظور بهبود وضعیت روان شناختی دانشجویان، توجه به این متغیرها طی کارآزمایی های بالینی با هدف طراحی مدل های مداخله مناسب یا اصلاح مداخله های موجود، سودمند خواهد بود.
۱۲.

نقش اتحادِ درمانی و سبک های دلبستگی در ریزش از درمان مبتلایان به سوءمصرف مواد

تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۷۸
هدف: این پژوهش به منظور بررسی نقش اتحادِ درمانی و سبک های دلبستگی در پیش بینی ریزش از درمان انجام شد. روش: روش توصیفی از نوع همبستگی بود. تعداد 234 نفر از مردان مبتلا به سوء مصرف مواد که جهت ترک و دریافت درمان به کلینیک ها و مراکز درمانی شهر تهران مراجعه کرده بودند به صورت هدفمند انتخاب شده و در صورت داشتن ملاک های ورود، مورد مصاحبه قرار گرفته و سپس ابزارهای پژوهش، شامل پرسش نامه های فرم کوتاه اتحاد درمانی و دلبستگی بزرگسال را تکمیل کردند. یافته ها: تحلیل رگرسیون لوجستیک نشان داد که اتحاد درمانی و سبک های دلبستگی قادرند بین افرادی که از درمان ریزش داشته اند و افرادی که به درمان ادامه داده اند تمیز قایل شود. نتیجه گیری: این یافته ها همسو با مطالعات پیشین حاکی از نقش متغیرهای مربوط به روابط بین فردی در ریزش بیماران مبتلا به سوء مصرف مواد در ریزش از درمان است.
۱۴.

بررسی روابط ساختاری افسردگی بر مبنای اجتناب تجربه ای و سرکوبگری عاطفی: نقش میانجی شفقت بر خود

تعداد بازدید : ۲۸۰ تعداد دانلود : ۱۰۹
اهداف هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای شفقت به خود در رابطه بین اجتناب تجربه ای و سرکوبگری عاطفی با افسردگی بود. مواد و روش ها بدین منظور در تحقیقی توصیفی همبستگی و گذشته نگر 241 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و از نظر میزان شفقت به خود، اجتناب تجربه ای، سرکوبگری عاطفی و افسردگی ارزیابی شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از: پرسش نامه افسردگی بک (BDI)، پرسش نامه شفقت به خود نف (SCS)، پرسش نامه سرکوبگری عاطفی وینبرگر(WAI) و پرسش نامه پذیرش و عمل بوند (AAQII). تحلیل داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر با کمک نرم افزار spss-23 و نرم افزار AMOS انجام شد. یافته ها یافته ها نشان داد شفقت با افسردگی بیشترین ضریب مسیر را دارد (99/0-=β). این رابطه منفی و در سطح P<0/01 معنی دار است.همچنین مسیر سرکوبگری عاطفی بر شفقت بر خود به صورت مثبت P<0/05 معنی دار است (33/0=β). اجتناب تجربه ای (31/0=β) اثر مثبت و معنی داری ( P<0/05 ) با شفقت به خود دارد. اجتناب تجربه ای و سرکوبگری عاطفی از طریق شفقت به خود بر افسردگی اثر غیرمستقیم دارد. نتیجه گیری بر اساس یافته های تحقیق می توان نتیجه گرفت سرکوبگری عاطفی، اجتناب تجربه ای و شفقت به خود تعیین کننده های مهم افسردگی هستند و مدل مفروض برازش مطلوبی در تبیین افسردگی دارد.
۱۵.

مقایسه مشکلات تصویر بدنی و اضطراب اجتماعی - جسمانی در نوجوانان چاق و دارای وزن طبیعی: بررسی نقش تعدیل کنندگی فشار اجتماعی – فرهنگی برای کاهش وزن و تغییر بدنی

کلید واژه ها: تصویر بدنی چاقی اضطراب اجتماعی - جسمانی فشار اجتماعی - فرهنگی برای کاهش وزن و تغییر بدنی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۶ تعداد دانلود : ۳۰۶
مقدمه: این پژوهش با هدف مقایسه ی مشکلات تصویر بدنی و اضطراب اجتماعی-جسمانی در نوجوانان چاق و دارای وزن طبیعی، با بررسی نقش تعدیل کنندگی فشار اجتماعی-فرهنگی برای کاهش وزن و تغییر بدنی انجام شد. روش: در این مطالعه ی توصیفی-مقطعی، 70 نوجوان دختر چاق و 72 نوجوان دختر دارای وزن طبیعی به شیوه ی نمونه گیری خوشه-ای یک مرحله ای از میان دانش آموزان مدارس متوسطه ی شهرستان تبریز انتخاب شدند. گروه ها ازنظر تحصیلات، جنسیت و سن همتاسازی شدند. یافته ها: نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس دو عاملی چندمتغیره نشان داد که بین نوجوانان چاق و دارای وزن طبیعی از نظر تصویر بدنی و اضطراب اجتماعی-جسمانی تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد، فشار اجتماعی-فرهنگی بالا برای کاهش وزن و تغییر بدنی در افزایش اضطراب اجتماعی-جسمانی نقش معناداری دارد. اما نقش تعدیل کنندگی در میزان مشکلات تصویر بدنی و اضطراب اجتماعی-جسمانی ندارد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که چاقی و فشار اجتماعی-فرهنگی بالا برای کاهش وزن و تغییر بدنی، عوامل مهمی در افزایش مشکلات تصویر بدنی و اضطراب اجتماعی-جسمانی هستند. اما فشار اجتماعی-فرهنگی نقش چاقی را در افزایش یا کاهش مشکلات تصویر بدنی و اضطراب اجتماعی-جسمانی تعدیل نمی کند.
۱۷.

تاثیرات بازی های رایانه ای با تهییج کنندگی بالا (ندای وظیفه) و پایین (پرندگان خشمگین) بر سطح انگیختگی زیستی کودکان پسر

کلید واژه ها: بازی های رایانه ای انگیختگی رسانش پوستی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۷ تعداد دانلود : ۱۲۷
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر بازی های رایانه ای با تهییج کنندگی بالا و پایین بر سطح انگیختگی فیزیولوژیکی کودکانِ پسر 8تا12 سال با استفاده از شاخص میزان رسانشِ پوستی و آزمون خودارزیابی تصاویر آدمک و به روش شبه تجربی انجام شد. جامعه آماری همه دانش آموزان پسر 8 تا 12 سال ناحیه چهار آموزش و پرورش شهر تبریز در سال تحصیلی 1391-1390 بودند. نمونه شامل 15 کودک پسر بود که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. سطح انگیختگی شرکت کنندگان با استفاده از شاخص فیزیولوژیکِ میزان رسانش پوستی طی شش مرحله؛ خط پایه اول، اجرای بازی رایانه ای با تهییج کنندگی پایین، خط پایه دوم، خط پایه سوم، اجرای بازی با تهییج کنندگی بالا و خط پایه چهارم مورد سنجش قرار گرفت و سپس داده ها با استفاده از آزمون اندازه گیری های مکرر تجزیه و تحلیل شد. نتایج به دست آمده از آزمون های پژوهش، افزایش معناداری را در میزان رسانش پوستی شرکت کنندگان، طی مراحل مداخله اول و دوم، نسبت به مراحل خط پایه نشان داد. نتایج نشان می دهند بازی رایانه ایِ با تهییج کنندگی بالا، تأثیر بیشتری در بالا بردن سطح انگیختگی شرکت کنندگان نسبت به بازیِ با تهییج کنندگی پایین دارد.
۱۸.

برازش روابط علی ساختاری بزهکاری با اسناد خطا و اجبار والدینی با واسطه گری همدلی شناختی و عاطفی

کلید واژه ها: بزهکاری همدلی شناختی همدلی عاطفی اجبار والدینی اسناد خطا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۲ تعداد دانلود : ۴۰۶
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی برازش روابط علی ساختاری اجبار والدینی و اسناد خطا با بزهکاری با واسطه گری همدلی شناختی و عاطفی در بین مددجویان مراکز اصلاح و تربیت است. روش: بدین منظور در یک طرح پژوهشی توصیفی همبستگی گذشته نگر، از بین مددجویان کانون اصلاح و تربیت تهران تعداد ۲۵۸ مددجو با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس به عنوان آزمودنی انتخاب شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه خود گزارشی فرزندپروری آلاباما نسخه فرزند (APQ)، مقیاس بهره همدلی بارون کوهن (EQ)، پرسشنامه اسناد خطا گودجانسون (GBAI) و مقیاس جرم و خشونت (CVS) گردآوری شد. اطلاعات گردآوری شده توسط روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) با استفاده از نرم افزار AMOS-Graphic  تحلیل گردید. یافته ها: نتایج حاصل نشان داد که برازش مدل مفهومی پیشنهادی بعد از اصلاح، مورد تأیید قرار گرفت. بررسی مسیرهای مستقیم ارتباط متغیرهای مورد بررسی نیز نشان داد که مسیر مستقیم متغیر اجبار والدینی به صورت مثبت و متغیر اسناد خطا و همدلی عاطفی به صورت منفی با بزهکاری معنی دار می باشد. با این حال ارتباط معنی داری بین همدلی شناختی و بزهکاری به دست نیامد. به منظور بررسی معنی داری مسیرهای غیر مستقیم از روش بوت استراپ استفاده شد و نتایج نشان داد که همدلی عاطفی رابطه اجبار والدینی با بزهکاری را به صورت جرئی میانجی گری می کند، ولی بین اسناد خطا با بزهکاری میانجی گری معنی داری به عمل نمی آورد. همچنین نتایج نشان داد که همدلی شناختی بین اجبار والدینی و بزهکاری میانجی معنی دار است ولی به طور معنی دار بین اسناد علی با بزهکاری میانجی گری نمی کند. نتیجه گیری: یافته های حاصل از پژوهش حاضر می تواند مورد استفاده روانشناسان جنایی، جرم شناسان و سایر متخصصان مرتبط قرار گرفته و در جهت پیشگیری از جرم نقش داشته باشد.
۱۹.

هنجاریابی پرسشنامه اسناد خطای گودجانسون تجدید نظر شده در بین جمعیت خلافکاری تهران

کلید واژه ها: آسیب شناسی ارزیابی آموزشی یادگیری الکترونیکی آزمون الکترونیکی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۹ تعداد دانلود : ۱۵۲
زمینه: انسان همواره سعی در تبیین رفتارهای خود دارد، لذا همانند همه رفتارهای دیگر خود، سعی در تبیین رفتارهای بزهکارانه و جنایت کارانه خود دارند. هدف: بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف هنجاریابی نسخه تجدید نظر شده ی پرسشنامه اسناد خطای گودجانسون (GBAI-R) انجام شده است. روش: بدین منظور با استفاده از یک طرح توصیفی-مقطعی، از بین مددجویان ندامتگاه اوین و کانون اصلاح و تربیت تهران، تعداد 464 آزمودنی با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. یافته ها: روایی محتوایی با استفاده از دو شاخص ضریب نسبی روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI) محاسبه شد که بر این اساس دو آیتم 8 و 26 از پرسشنامه کنار گذاشته شد. برای ارزیابی برازش مدل از شاخص های کای اسکوئر نسبی، شاخص نیکویی برازش، شاخص نیکویی برازش انطباقی، جذر میانگین مربعات خطای برآورد، شاخص برازش هنجار شده مقتصد، شاخص برازش افزایش، شاخص برازندگی توکر- لویس و شاخص برازش تطبیقی استفاده شد. نتایج تحلیل عامل تأییدی نشان داد که الگوی سه عاملی برازش قابل قبولی با داده ها دارد و بار عاملی تمامی آیتم ها به استثنای آیتم 23 در حد متوسط و قوی بود. ضرایب آلفای کرونباخ نیز نشان داد که مقیاس GBAI-R از پایایی بالایی برخوردار است. نتیجه گیری: در مجموع نتایج پژوهش حاضر نشان داد که این پرسشنامه یک ابزار روا و پایا برای بررسی اسناد خطا در متخلفان می باشد.
۲۰.

اثربخشی شناخت درمانی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تنظیم شناختی هیجان بیماران مبتلا به دیابت نوع دو

تعداد بازدید : ۲۹۰ تعداد دانلود : ۱۳۷
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی شناخت درمانی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تنظیم شناختی هیجان بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 انجام پذیرفت. این پژوهش، درگروه پژوهش های نیمه تجربی قرار می گیرد. روش: طرح تحقیق پژوهش به صورت دو گروهی (گروه آزمایش و کنترل) و شامل سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه ی بیماران زن و مرد 50-30 ساله ی شهر تبریز در سال 1394 بود که توسط پزشک متخصص، تشخیص دیابت نوع 2 دریافت کرده بودند. به روش نمونه گیری در دسترس نمونه به تعداد 24 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفت. افراد گروه آزمایش مداخله ی درمانی را در 8 جلسه (60 تا 90 دقیقه ای) به صورت گروهی دریافت کردند و گروه کنترل، مداخله ای دریافت نکرد. هر دو گروه قبل از شروع مداخلات، پایان جلسات و در پیگیری یک ماهه، پرسش نامه تنظیم شناختی هیجان را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که تفاوت معنی داری بین دو گروه در استفاده از راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در مرحله پس آزمون و پیگیری وجود دارد. نتیجه گیری: در مدیریت دیابت هرچند مصرف داروها و تغییر سبک زندگی ارکان اصلی درمان قلمداد می شوند ولی تاثیر عوامل روان شناختی بر زندگی افراد مبتلا به بیماری های مختلف ثابت شده است. بنابراین، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی باعث افزایش استفاده از راهبردهای سازگار تنظیم شناختی هیجان به عنوان مسائل روانی – اجتماعی مطرح در این بیماری شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان