تحقیقات علوم رفتاری

تحقیقات علوم رفتاری

تحقیقات علوم رفتاری دوره نوزدهم زمستان 1401 شماره 4 (پیاپی 70) (مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

مقالات

۱.

مطالعه کیفیت خواب براساس شیوع بیماری کووید 19 در کاربران شبکه های اجتماعی در ایران (یک مطالعه توصیفی)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۳
زمینه و هدف: کووید-19 برای بهداشت عمومی یک نگرانی بین المللی است. ظهور بیماری نوپدید و همه گیر شدن آن، علاوه بر تهدید بر سلامت جسمی، سلامت روانی را نیز درگیر کرده است. هدف پژوهش حاضر مطالعه کیفیت خواب براساس شیوع بیماری کووید 19 در کاربران شبکه های اجتماعی در ایران بود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع توصیفی و پیمایشی بود. جامعه آماری کلیه کاربران تلگرام و واتساپ بودند. تعداد 443 نفر به صورت روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه پاسخ دادند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه آنلاین کیفیت خواب پیتزبورگ (PSQI) استفاده گردید. یافته ها: یافته های به دست آمده نشان داد که میانگین و انحراف استاندارد کیفیت خواب در بین پاسخگویان برابر با (44/ 8± 02/11) بود که در حدود 3/53 درصد دارای کیفیت خواب نامناسب و 7/46 درصد کیفیت خواب مناسب داشتند. تأخیر در خواب (4/77 درصد)، کارایی خواب (6/85)، اختلالات خواب دارای (7/67) بالاترین میزان کیفیت نامناسب بودن را داشتند، درحالی که کیفیت ذهنی خواب (1/32) و مصرف دارو (1/13) کیفیت مناسب داشتند. همچنین تأخیر در خواب و اختلال در خواب در بین زنان بالاتر از مردان بود. کیفیت ذهنی خواب، کارایی خواب و اختلال عملکرد روزانه در بین افراد متأهل به گونه ای معنادار بالاتر از افراد مجرد است. نتیجه گیری: ویروس کووید-19 بر مؤلفه های کیفیت خواب تأثیر می گذارد به گونه ای که افرادی که تجربه کرونا را داشته اند به استثنای کارایی خواب، در سایر مؤلفه های کیفیت خواب عملکرد پایین تری داشتند. کیفیت خواب در بین افراد فاقد به طور معناداری بالاتر از افراد دارای بیماری مزمن است. کیفیت خواب در بین افراد دارای والدین با بیماری مزمن معناداری پایین تر از افراد بدون والدین با بیماری مزمن می باشد.
۲.

مقایسه تأثیر مداخلات از راه دور مشاوره ای و مربیگری بر مبنای امید بر رشد پس از سانحه، رضایت از زندگی و شادکامی مبتلایان به ویروس کووید-19 در شرایط قرنطینه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۷۰
زمینه و هدف: پژوهش حاضر به منظور مقایسه تأثیر مداخلات از راه دور مشاوره ای و مربیگری بر مبنای امید بر رشد پس از سانحه، رضایت از زندگی و شادکامی مبتلایان به ویروس کووید-19 در شرایط قرنطینه در استان اصفهان (18 سال به بالا) انجام شد. مواد و روش ها: این پژوهش به صورت نیمه آزمایشی بوده و در آن از روش نمونه گیری در دسترس با گمارش تصادفی استفاده شده است. بدین منظور 43 نفر از افراد مبتلا به بیماری کووید-19 در سه گروه مداخله مربیگری بر مبنای امید (14 نفر)، مشاوره بر مبنای امید (14 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) گمارش تصادفی شده و پس از تکمیل پرسشنامه های مربوط به شادکامی، رضایت از زندگی و رشد پس از سانحه در مرحله ی پیش آزمون، مداخله مربیگری بر مبنای امید طی 8 جلسه به مدت 60 دقیقه و مداخله مشاوره بر مبنای امید نیز طی 8 جلسه به مدت 60 دقیقه در دو گروه آزمایش اعمال شد. پس از پایان مداخله پس آزمون تکمیل گردید و نتایج با استفاده از آزمون مانکوا و آزمون های تعقیبی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که هر دو مداخله از راه دور مشاوره و مربیگری بر مبنای امید در مقایسه با گروه کنترل بر رشد پس از سانحه، رضایت از زندگی و شادکامی مبتلایان به کووید -19 به طور معناداری تأثیرگذار است. بااین حال تفاوت معناداری بین متغیرهای پژوهش در دو گروه مشاوره و مربیگری وجود نداشت و هر دو مداخله به یک میزان اثربخش بوده است (05/0>P). نتیجه گیری: با توجه به اهمیت مداخله های از راه دور امید محور در شرایط بحرانی، چنین مداخلاتی جهت افزایش رشد پس از سانحه، رضایت از زندگی و شادکامی بیمارانی که امکان مراجعه حضوری ندارند توصیه می شود.
۳.

اثربخشی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر افکار غیرمنطقی و ارتقا مثبت اندیشی در افراد تمایل به کاهش وزن(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۷۵
زمینه و هدف: چاقی و اضافه وزنی به عنوان مشکلی مهم در سراسر جهان در حال بروز است. از همین رو پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس بر افکار غیرمنطقی و ارتقا مثبت اندیشی در افراد تمایل به کاهش وزن انجام شد. مواد و روش ها: روش تحقیق حاضر نیمه تجربی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و جامعه موردمطالعه در این تحقیق شامل تمامی بانوان دارای اضافه وزن مراجعه کننده به کلینیک های تغذیه شهر اردبیل بود که با استفاده از نمونه گیری در دسترس، تمام آزمودنی هایی که با توجه به پرسشنامه باورهای غیرمنطقی اهواز و مقیاس مثبت اندیشی اینگرام و ویسنیکی (1998) دارای مشکلات مربوط به باورهای غیرمنطقی و مثبت اندیشی بودند، نمونه ای به حجم 30 نفر انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش طی 8 جلسه یک ساعته (هر هفته یک جلسه) تحت آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس قرار گرفتند. در پایان آموزش، پس آزمون بر روی دو گروه اجرا شد، داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری (MANCONA) مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس بر کاهش باورهای غیرمنطقی (72/142F= و 01/0 P<) و افزایش مثبت اندیشی (95/9F= و 01/0 P<)، اثربخش بود. نتیجه گیری: بنابراین شاید بتوان نتیجه گرفت مجریان حوزه درمان و آموزش می توانند با استفاده از آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس به کاهش مشکلات، باورهای غیرمنطقی و مثبت اندیشی افراد اضافه وزن کمک شایانی کنند.
۴.

اثربخشی درمان گروهی سایکودراما بر کاهش علائم اختلال اضطراب جدایی کودکان 9- 5 ساله شهر زاهدان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۶۸
زمینه و هدف: اختلال اضطراب جدایی یکی از اولین و شایع ترین اختلالات روانی در کودکان هست؛ بنابراین انجام مداخلات درمانی جهت کاهش این اختلال دارای اهمیت است. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان گروهی سایکودراما بر کاهش علائم اختلال اضطراب جدایی کودکان 9-5 بود. مواد و روش ها: طرح پژوهش حاضر شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون، همراه پیگیری با گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری در این پژوهش، کلیه کودکان 9-5 ساله مبتلابه اختلال اضطراب جدایی شهر زاهدان در سال تحصیلی 99-98 بود. برای انتخاب نمونه با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای دومرحله ای و به صورت در دسترس 30 کودک انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش،7 جلسه ۹۰ دقیقه ای، درمان گروهی سایکودراما را دریافت کرده و بر روی گروه کنترل هیچ مداخله ای اجرا نگردید. در پایان جلسات آموزشی-درمانی پس آزمون اجرا و پس از یک ماه هر دو گروه مجدداً مورد ارزیابی قرار گرفتند. ابزار مورداستفاده در این پژوهش، پرسشنامه اضطراب کودکان اسپنس نسخه والدین (SCAS-P) و پرسشنامه علائم مرضی نسخه والدین (CSI-4) بود. داده های پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS 22 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: تحلیل یافته ها نشان داد که علائم اضطراب جدایی در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، کاهش معناداری را نشان داد (01/0 P≤). نتیجه گیری: از درمان گروهی سایکودراما جهت کاهش علائم اضطراب جدایی کودکان 9-5 ساله شهر زاهدان می توان استفاده نمود و این رویکرد درمانی برای این جمعیت قابلیت کاربرد دارد.
۵.

مقایسه ریسک پذیری، هیجان خواهی و تکانشگری نوجوانان دختر و پسر براساس میزان تأثیرپذیری از همسالان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۷۶
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه ریسک پذیری، هیجان خواهی و تکانشگری نوجوانان دختر و پسر براساس میزان تأثیرپذیری از همسالان انجام گرفت. مواد و روش ها: روش پژوهش حاضر با توجه به هدف پژوهشی از نوع بنیادی بوده و با توجه به روش جمع آوری داده ها از نوع توصیفی و تحقیقات علی– مقایسه ای بود. به منظور دستیابی به اهداف پژوهش از میان کلیه نوجوانان 14-18 ساله شهر تبریز، نمونه ای به حجم 327 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه مقاومت در برابر نفوذ همسالان (1)، مقیاس خطرپذیری نوجوانان ایرانی (2)، مقیاس هیجان خواهی آرنت (3) و پرسشنامه تکانشگری بارات ویرایش یازدهم (4) استفاده شد. همچنین داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس عاملی چند متغیره نشان داد که میزان ریسک پذیری نوجوانان براساس تأثیرپذیری از همسالان نسبت به گروه مقاوم در برابر تأثیر همسالان بیشتر است. هم چنین میزان ریسک پذیری پسرها نسبت به دخترها براساس میزان تأثیرپذیری از همسالان بیشتر است. اما در مورد هیجان خواهی و تکانشگری نوجوانان دختر و پسر براساس میزان تأثیرپذیری از همسالان تفاوتی مشاهده نشد. نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که همسالان تأثیر بالایی بر روی ریسک پذیری، هیجان خواهی و تکانشگری نوجوانان دارند، لذا پیشنهاد می شود که با برگزاری کلاس های آموزشی برای نوجوانان و خانواده های ایشان در مورد اهمیت دوستی های دوران نوجوانی و تأثیر دوستی در این دوران بر رفتارهای پرخطر اقدامات پیشگیرانه در این زمینه صورت گیرد.
۶.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر سلامت روان و هم جوشی شناختی دختران دارای شکست عاطفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۷۶
زمینه و هدف: عشق می تواند یکی از هیجان انگیزترین رخدادهای زندگی هر فردی باشد و شکست عاطفی می تواند یکی از رنج آورترین تجاربی باشد که ممکن است فرد به دنبال رابطه عاشقانه با آن روبرو شود. هدف از این مطالعه بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر سلامت روان و همجوشی شناختی دختران دارای شکست عاطفی بود. مواد و روش ها: روش تحقیق از نوع نیمه تجربی می باشد. جامعه آماری پژوهش موردنظر شامل کلیه دانشجویان دختر مشغول به تحصیل سال 99-98 دانشگاه اصفهان بود. تعداد اعضای نمونه شامل سی نفر از دانشجویان دختر مراجعه کننده به مرکز مشاوره دانشگاه اصفهان بودند. نمونه گیری به صورت در دسترس انجام شد. سپس از داوطلبان پرسشنامه نشانگان ضربه عشق گرفته شد و صورت تصادفی به دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش تحت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفت. داده ها در این پژوهش، توسط پرسشنامه سلامت روان و پرسشنامه همجوشی شناختی در سه مرحله (پیش آزمون، پس آزمون و پی گیری) گردآوری شد. اطلاعات با استفاده از آزمون های متناسب آماری (انحراف معیار، میانگین، آزمون موچلی، واریانس، آزمون تعقیبی بنفرونی) و نرم افزار SPSS-21 انجام شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، هم جوشی شناختی و سلامت روان گروه آزمایش را در سطح معناداری به ترتیب، کاهش و افزایش دهد. نتیجه گیری: به طورکلی می توان گفت که در مداخلات درمانی شکست عاطفی، از درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به عنوان کاهش دهنده علائم همجوشی شناختی و افزایش دهنده سلامت روان استفاده کرد.
۷.

اثربخشی طرح واره درمانی تحلیلی در کاهش علائم افسردگی و تعدیل نیازهای هیجانی اولیه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۸۳
زمینه و هدف: افسردگی به عنوان جدی ترین بیماری قرن که عوامل زمینه ساز نقش مهمی در شکل گیری و تداوم آن دارد، نیازمند طرح درمان هایی است که اثرات ماندگار داشته باشند. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی طرح واره درمانی تحلیلی (AST) در کاهش علائم افسردگی و تعدیل نیازهای هیجانی اولیه انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه گواه با پیگیری سه ماهه انجام شد. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان منتخب تهران در سال 1399 بود. حجم نمونه شامل 24 نفر شد که با روش هدفمند از میان افراد داوطلب درمان انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (12 نفر) و کنترل (12 نفر) قرار گرفتند. مداخله درمانی AST برای افراد گروه آزمایش در طی سی جلسه به صورت هفتگی یک جلسه 60 دقیقه ای انجام شد. افراد گروه گواه در این زمان از درمان بهره مند نشدند. پرسشنامه های مورداستفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه افسردگی بک (بک، 1961) و پرسشنامه ی نیازهای هیجانی اولیه (قادری و همکاران، 1400) بود. داده های حاصل از این پژوهش به شیوه ی تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و با استفاده از نرم افزار SPSS 25.0 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد درمان AST بر کاهش علائم افسردگی و تعدیل نیازهای هیجانی تأثیر معنادار دارد (001/0>p). نتیجه گیری: بنابر نتایج به دست آمده می توان نتیجه گرفت؛ درمان AST با توسعه ی تکنیک هایی که تعدیل نیازهای هیجانی را هدف قرار می هد می تواند به عنوان یک مداخله ی مؤثر جهت کاهش علائم افسردگی و تعدیل نیازهای هیجانی اولیه مورداستفاده قرار گیرد.
۸.

مقایسه اثربخشی آموزش اختصاصی سازی حافظه سرگذشتی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر پریشانی هیجانی بیماران دیابتی مبتلا به افسردگی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۰۳
زمینه و هدف: از مشکلات شایع در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 دارای علائم افسردگی پریشانی هیجانی است که سبب به وجود آمدن پیامدهای منفی متعددی برای این افراد می شود، بنابراین پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش اختصاصی سازی حافظه سرگذشتی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر پریشانی هیجانی بیماران دیابتی مبتلا به افسردگی انجام پذیرفت. مواد و روش ها: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و دوره پیگیری سه ماه بود. جامعه آماری پژوهش شامل افراد مبتلا به دیابت نوع دو دارای افسردگی مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر اصفهان در شش ماهه اول سال 1400 بود. نمونه نهایی پژوهش شامل 50 نفر از افراد مبتلا به دیابت نوع دو دارای افسردگی بود که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جای دهی شدند. سپس گروه های آزمایش آموزش اختصاصی سازی حافظه سرگذشتی (8 جلسه 90 دقیقه ای) و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (7 جلسه 90 دقیقه ای) به شکل جداگانه را طی دو ماه دریافت نمودند. گروه گواه مداخلات را دریافت نکرده و در انتظار دریافت این مداخلات بودند. ابزارهای مورداستفاده شامل پرسشنامه پریشانی هیجانی بود. تجزیه وتحلیل داده ها توسط نرم افزار (SPSS-23) و با تحلیل واریانس آمیخته و آزمون تعقیبی بونفرنی صورت گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش اختصاصی سازی حافظه سرگذشتی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر پریشانی هیجانی بیماران دیابتی مبتلا به افسردگی تأثیر معناداری دارد (001/0>p). همچنین نتایج آزمون تعقیبی بیانگر آن بود که بین میزان اثربخشی دو درمان بر پریشانی هیجانی تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0≤p). نتیجه گیری: یافته های پژوهش حکایت از آن داشت که درمانگران می توان از پروتکل اختصاصی سازی حافظه سرگذشتی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد برای کاهش پریشانی هیجانی بیماران دیابتی مبتلا به افسردگی استفاده کنند.
۹.

بررسی و مقایسه اثربخشی مداخلات شناختی-رفتاری و پذیرش و تعهد بر اضطراب اجتماعی: به شیوه فراتحلیل(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۷۹
زمینه و هدف: افراد دارای اضطراب اجتماعی به دلیل اضطراب ناشی از حضور در موقعیت های اجتماعی در بسیاری از زمینه های شخصی و اجتماعی خود ازجمله روابط بین فردی با مشکل مواجه می شوند؛ ازاین جهت متخصصان با انجام مداخلات روان شناختی سعی در کاهش آثار آن در زندگی آن ها دارند. در این پژوهش، با روش فراتحلیل، به بررسی و مقایسه اثربخشی مداخلات شناختی-رفتاری و پذیرش و تعهد بر اضطراب اجتماعی پرداخته شد. مواد و روش ها: بدین منظور از بین پژوهش های متعدد مربوط به این موضوع، 68 پژوهش (31 پژوهش مرتبط با درمان پذیرش و تعهد و 37 پژوهش مرتبط با درمان شناختی رفتاری) که در بین سال های 1388 تا 1400 در پایگاه های اطلاعاتی معتبر فارسی (ایران داک، مگ ایران، علوم انسانی، مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و نشریات ادواری، مقالات کشورهای اسلامی (ISC و سیویلیکا) و همچنین پایگاه های معتبر انگلیسی (PubMed، ResearchGate) که مقالات با جامعه ایرانی در آن نمایه شده بود و ازلحاظ روش شناختی (گروه درمانی، دارای متغیر مستقل و وابسته مرتبط و گروه کنترل) موردقبول بودند انتخاب و فراتحلیل روی آن ها انجام شد. در این پژوهش، 68 اندازه اثر گزارش شده است و ابزار استفاده شده چک لیست فراتحلیل بود. داده های به دست آمده توسط نرم افزارCMA-3 مورد تحلیل قرار گرفت یافته ها: یافته ها نشان داد که میزان اندازه اثر ترکیبی به دست آمده برای مداخلات پذیرش و تعهد 603/0 و برای مداخلات شناختی-رفتاری 635/0 بود که حکایت از تأثیر این مداخلات در کاهش اضطراب اجتماعی دارد (001/>P). نتیجه گیری: اندازه اثر ترکیبی به دست آمده برای مداخلات روان شناختی پذیرش و تعهد و شناختی- رفتاری برحسب جدول تفسیری همبستگی از مقادیر بالایی برخوردار است که می توان گفت هر دو مداخله روان شناختی به طور مطلوبی توانسته اند بر کاهش اضطراب اجتماعی مؤثر واقع شوند. برحسب این مقادیر اندازه اثر ترکیبی می توان اذعان داشت که تأثیر درمان شناختی-رفتاری در کاهش اضطراب اجتماعی کمی بیشتر از درمان پذیرش و تعهد بوده است.
۱۰.

مدل ساختاری سندرم پیش از قاعدگی بر اساس رضایت زناشویی و ویژگی های شخصیتی با میانجیگری طرحواره های ناسازگار اولیه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۷۰
پژوهش حاضر با هدف، تبیین مدل ساختاری سندرم پیش از قاعدگی بر اساس رضایت زناشویی و ویژگی های شخصیتی با میانجیگری طرحواره های ناسازگار اولیه انجام شد. روش پژوهش مقطعی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان متاهل دانشگاه های آزاد شهر تهران در سال 1399-1400 تشکیل دادند، که از میان آن ها، تعداد 400 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. در این پژوهش از ابزارهای سندرم پیش از قاعدگی (سیه باز و همکاران، 1390)، رضایت زناشویی (انریچ، 1998)، ویژگی های شخصیتی نئو (کاستا و مک کری، 1992)، و طرحواره های ناسازگار اولیه (یانگ، 1988) استفاده شد که همگی از اعتبار و پایایی قابل قبولی برخوردار بودند. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS-V23 و Amos-V8.8 استفاده گردید. همچنین به منظور پاسخگویی به فرضیه های پژوهش از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که مدل از برازش مناسبی برخوردار است. همچنین نتایج نشان داد که رضایت زناشویی اثر مستقیم منفی معنادار بر سندرم پیش از قاعدگی داشته است. اشتیاق به تجارب تازه، توافق پذیری و مسئولیت پذیری اثر مستقیم منفی معنادار بر سندرم پیش از قاعدگی داشته است. همچنین روان نژندی اثر مستقیم منفی معنادار بر سندرم پیش از قاعدگی داشته است. رضایت زناشویی اثر مستقیم منفی بر طرحواره های ناسازگار اولیه داشته است. اشتیاق به تجارب تازه، توافق پذیری و مسئولیت پذیری اثر مستقیم منفی معنادار بر طرحواره های ناسازگار اولیه داشته است. همچنین روان نژندی اثر مستقیم منفی معنادار بر سندرم پیش از قاعدگی داشته است. طرحواره های ناسازگار اولیه اثر مستقیم بر سندرم پیش از قاعدگی داشته است. بدین معنا که با افزایش طرحواره های ناسازگار اولیه، سطح سندرم پیش از قاعدگی افزایش می یابد. لذا توجه به متغیرهای مذکور در پیشگیری و طراحی درمان های مناسب تر به پژوهشگران و درمانگران یاری می رساند.
۱۱.

پیش بینی کیفیت زندگی بر اساس هوش هیجانی با میانجیگری اعتمادبه نفس در زنان متأهل(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۷۹
زمینه و هدف: کیفیت زندگی ابعاد متفاوت سلامت و آسایش جسمی، روانی و اجتماعی زندگی افراد را در برداشته و متأثر از عوامل مختلفی می باشد. به همین دلیل این پژوهش، باهدف پیش بینی هوش هیجانی بر اساس کیفیت زندگی متأهلین با میانجیگری اعتمادبه نفس در زنان متأهل انجام شد. مواد و روش ها: روش پژوهش توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان متأهل ساکن در شهر سمنان بود که به مراکز مشاوره مراجعه نموده بودند. روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس معیارهای ورود و خروج بود که 384 نفر بر اساس جدول مورگان انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه های استاندارد هوش هیجانی پترایدز و فارنهام، کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی و پرسشنامه استاندارد اعتمادبه نفس کوپر اسمیت می باشد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آنوا و رگرسیون صورت گرفت. همچنین از نرم افزار SPSS نسخه 26 در سطح معنی داری 05/0 استفاده گردید. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد از میان ابعاد متغیر اعتمادبه نفس، مقیاس تحصیلی و شغلی با 2/41 درصد در رتبه نخست، مقیاس اجتماعی با 4/34 درصد در رتبه دوم، مقیاس خانوادگی 1/23 درصد در رتبه سوم و مقیاس عمومی با 15/19 درصد در رتبه چهارم و مقیاس دروغ با منفی 9/18 درصد، اثرگذاری بر کیفیت زندگی زنان متأهل قرارگرفته اند؛ بنابراین نقش ابعاد اعتمادبه نفس معنادار است (05/0>p). نتایج بررسی میزان تأثیر هوش هیجانی بر اعتمادبه نفس در زنان متأهل در مدل پژوهش 9/21 درصد به دست آمد. همچنین میزان بتای رابطه کیفیت زندگی متأهلین و هوش هیجانی در مدل نخست 469/0 و در مدل دوم 539/0 به دست آمد و متغیر تعدیل گر اعتمادبه نفس، نقش افزایشی دارد و میزان آن 274/0 به دست آمده است و نقش تعدیل گری اعتمادبه نفس ازنظر آماری معنی دار بود (05/0>p). نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل می توان به مراجع آگاهی داد که چگونه اعتمادبه نفس پایین می تواند به مشکلات روانی آن ها بیافزاید و چگونه باهوش هیجانی می توانند بر مسائل روانی آن ها غلبه کنند تا کیفیت زندگی شان در دوره متأهلی افزایش یابد.
۱۲.

اثربخشی سیستم رواندرمانی تحلیل شناختی رفتاری بر واکنش پذیری شناختی و کاهش نشانگان بیماران افسرده مداوم(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۷۰
زمینه و هدف: افسردگی یکی از شایع ترین اختلالات روانی بوده که همه گروه های جامعه در هر رده سنی را شامل می گردد و شیوع آن نسبت به سن و جنس در جوامع مختلف متفاوت می باشد. لذا هدف از پژوهش حاضر اثربخشی سیستم رواندرمانی تحلیل شناختی رفتاری بر واکنش پذیری شناختی و کاهش نشانگان بیماران افسرده مداوم بود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه ماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه بیماران افسرده مراجعه کننده به مراکز درمان روان پزشکی و روان شناختی شهرستان ارومیه در زمستان و بهار 1400-1401 بود که از این جامعه تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه به صورت تصادفی گمارده شدند. همه افراد در هر سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری مقیاس افسردگی بک (1961) و شاخص حساسیت به افسردگی لیندن (2003) را تکمیل کردند. درنهایت داده ها به روش های تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر با کمک نرم افزار SPSS24 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد تفاوت معنی داری در هر دو متغیر واکنش پذیری شناختی و نشانگان افسردگی بین گروه های آزمایش و کنترل وجود داشت (01/0>P). به این معنی که سیستم رواندرمانی تحلیل شناختی رفتاری بر واکنش پذیری شناختی و کاهش نشانگان بیماران افسرده مداوم اثربخش بود (05/0>P). نتیجه گیری: یافته های پژوهش بیانگر این است که سیستم رواندرمانی تحلیل شناختی رفتاری بر واکنش پذیری شناختی و کاهش نشانگان بیماران افسرده مداوم مؤثر است و ازاین رو می تواند در مداخلات بالینی برای درمان افسردگی مداوم بکار گرفته شود.
۱۳.

اثربخشی درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش علائم روان تنی و اضطراب امتحان دانش آموزان کنکوری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۹۴
زمینه و هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش علائم روان تنی و اضطراب امتحان دانش آموزان کنکوری بود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع پژوهش های آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری دانش آموزان دختر سال دوازدهم مقطع متوسطه بخش بن رود استان اصفهان در سال تحصیلی (99-1400) بودند که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و بین دانش آموزانی که نمرات اضطراب بالایی داشتند (1 انحراف معیار بالاتر از میانگین) تعداد 12 نفر به صورت تصادفی در گروه آزمایش و تعداد 12 نفر به صورت تصادفی در گروه گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه تحت مداخله برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفت. گروه شاهد هیچ گونه مداخله ای را دریافت نکردند. جهت گردآوری داده ها از پرسش نامه های اضطراب امتحان TAI (ابوالقاسمی و همکاران، 1385) و شکایات روان تنی (تاکاتا و ساکاتا، 2004) استفاده شده است. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش های آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. شرکت کنندگان اجازه داشتند هرزمان که مایل بودند از پژوهش خارج شوند. فرم رضایت نامه آگاهانه توسط افراد قبل از شروع مطالعه تکمیل شده است. یافته ها: نتایج تحلیل آنکوا نشان داد که مداخله آزمایشی توانسته است به طور معناداری سبب کاهش اضطراب امتحان (001/0>P) و کاهش علائم روان تنی (001/0>P) در دانش آموزان گروه آزمایش شود. نتیجه گیری: باتوجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت که برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی توانسته تأثیر مثبتی در کاهش اضطراب امتحان و کاهش علائم روان تنی در دانش آموزان کنکوری داشته باشد.
۱۴.

مقایسه اثربخشی مقایسه اثربخشی درمان رابطه جنسی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان جنسی شناختی- رفتاری بر علائم اختلال در زنان مبتلا به اختلال ارگاسم: یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده دوسوکور(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۷۹
زمینه و هدف: این مطالعه به بررسی اثربخشی مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی در درمان زنان مبتلا به اختلال ارگاسم و مقایسه آن با درمان شناختی-رفتاری می پردازد. اگرچه این رویکرد به طور گسترده در روان درمانی کاربرد دارد اما اخیراً در درمان اختلال عملکرد جنسی زنان معرفی شده است. روش ها: از طریق یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده 50 زن متأهل که تشخیص اختلال ارگاسم را دریافت کرده بودند، وارد مطالعه شدند. پس از معرفی مطالعه و رضایت آگاهانه، از طریق تخصیص تصادفی 25 زن در گروه مداخله (مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی) و۲۵ زن در گروه کنترل (درمان شناختی-رفتاری) قرار گرفتند. به مراجعان توضیح داده شد که ارزیابی مداخلات آن ها از طریق پروتکل تحقیقاتی انجام می شود و در نهایت آن ها در مورد مداخله خود کور شدند. همچنین تمامی داده ها براساس کدهای کور در اختیار محقق و مشاور آماری قرار گرفت. یافته ها: با اطمینان 95% می توان نتیجه گرفت که در مقایسه با نتایج ثبت شده قبل از مداخله، مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی باعث بهبود علائم زنان مبتلا به اختلال ارگاسم در طول دوره مطالعه شد که تأثیر متقابل معنی دار بین درمان و زمان را تأیید کرد. تجزیه و تحلیل واریانس چند متغییره بین نمرات پرسشنامه ارزیابی ارگاسم شرکت کنندگان، تغییرات معنی دار را در طول زمان برای هریک از دو گروه تأیید کرد. همچنین نتیجه گیری شد که تأثیر مداخلات در طول زمان در گروه مداخله به طور معنی داری بیشتر بود. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که درمانگران باید کمک به مراجعان را در جهت ایجاد مهارت های ذهن آگاهی در طول تجربیات جنسی مورد توجه قرار دهند. ذهن آگاهی جنسی مهارتی را فراهم می کند که افراد می توانند بدون دخالت شریک زندگی خود آن را پرورش دهند و ممکن است به افراد کمک کند تا تلاش بیشتری برای ارتقاء سلامت جنسی و بهبود کیفیت رابطه جنسی داشته باشند.
۱۵.

ترس از کووید-19 و تمایل به زدن واکسن: نقش میانجی رضایت و اثربخشی ادراک شده واکسن(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۷۴
زمینه و هدف: شناسایی عواملی که باعث کاهش تردید اولیه نسبت به تزریق واکسن و افزایش پذیرش واکسن در بین عموم می شود، می تواند به تلاش های مداوم برای واکسیناسیون علیه کووید-۱۹ کمک کند. این پژوهش با هدف بررسی رابطه ترس از کووید-19 و تمایل به زدن واکسن با نقش میانجی رضایت (بی تفاوتی) و اثربخشی ادراک شده واکسن انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه آماری آن را کلیه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهر مشهد (11420N=) در سال 1402-1401 تشکیل داد. تعداد اعضای نمونه در این پژوهش 300 نفر در نظر گرفته شد که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها مقیاس ترس از کووید-19، مقیاس تمایل به زدن واکسن کووید-19، خرده مقیاس رضایت مدل 5C و مقیاس ارزیابی اثربخشی ادراک شده واکسن کووید-19 بکار رفت. داده ها به کمک تحلیل معادلات ساختاری و استفاده از نرم افزار SPSS-22 و Lisrel 8.8 تحلیل شد. یافته ها: دامنه سنی آزمودنی ها بین 18 تا 30 سال با میانگین سن 75/21 و انحراف معیار سنی 93/1 بود. یافته های پژوهش نشان داد که بیشترین مقدار همبستگی بین ترس از کووید-19 و اثربخشی ادراک شده واکسن وجود دارد. این همبستگی مثبت و معنی دار بود. به علاوه کمترین مقدار همبستگی بین ترس از کووید-19 و تمایل به زدن واکسن شد. این همبستگی نیز مثبت و معنی دار بود. همچنین یافته های پژوهش نشان داد که رضایت و اثربخشی ادراک شده واکسن در رابطه بین ترس از کووید-19 و تمایل به زدن واکسن نقش میانجی دارد. نتیجه گیری: این یافته ها اهمیت درک نقش عوامل پیش بین درباره کووید-19 و مکانیزم های میانجی روان شناختی پیشایند مبتنی بر مدل باور سلامت و مدل 5C در مورد تمایل به زدن واکسن را برجسته می کند.. بر این اساس رضایت (بی تفاوتی) و اثربخشی ادراک شده واکسن به عنوان عوامل روان شناختی میانجی ظاهر شدند که پذیرش واکسن را تحت تاثیر قرار می دهد.
۱۶.

اثربخشی آموزش حل مسئله خانواده محور بر رضایت زناشویی زوجین(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۱۳
زمینه و هدف: ارتقای سطح رضایت زناشویی موجب استحکام خانواده و دوام زندگی مشترک می شود. راهبردهای شناختی-رفتاری همچون حل مسئله از کارآمدی مناسبی برای کاهش تعارضات و بهبود رضایت زناشویی برخوردارند؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش حل مسئله خانواده محور بر رضایت زناشویی زوجین انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر با توجه به هدف، کاربردی و شیوه اجرا شبه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل متأهلین مراجعه کننده به مرکز خدمات روان شناسی و مشاوره دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه در سال 1398 بود. ابتدا بر اساس معیارهای ورود و خروج تعداد 30 زوج به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و سپس به صورت انتساب تصادفی به دو گروه آزمایش (15 زوج) و کنترل (15 زوج) تقسیم شدند. پس ازآن گروه آزمایش به مدت 10 جلسه 90 دقیقه ای، آموزش حل مسئله خانواده محور را دریافت نمودند. گروه کنترل در این مدت هیچ مداخله ای دریافت نکردند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه رضامندی زوجیت افروز (1389) استفاده شد. بعد از پس آزمون داده های جمع آوری شده با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و روش تحلیل کوواریانس و نرم افزار SPSS نسخه 22 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج با استفاده از تحلیل کوواریانس نشان داد، به کارگیری آموزش حل مسئله خانواده محور تأثیر معناداری بر افزایش رضایت زناشویی زوجین دارد (05/0>p). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر می توان گفت برنامه آموزش حل مسئله خانواده محور به عنوان یک برنامه مداخله ای اثربخش و با اهمیت می تواند در راستای افزایش رضایت زناشویی زوجین مورداستفاده قرار گیرد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۷