تحقیقات علوم رفتاری

تحقیقات علوم رفتاری

تحقیقات علوم رفتاری دوره هفددهم بهار 1398 شماره 1 (پیاپی 55)

مقالات

۱.

نقش میانجی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و مقابله های معنوی در رابطه بین سابقه آسیب و نشانه های شخصیت مرزی

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۲
زمینه و هدف: اگرچه رابطه بین سابقه آسیب (History of trauma) و نشانه های شخصیت مرزی (Symptoms of borderline personality) به خوبی تأیید شده است، اما توجه اندکی به نقش عوامل میانجی این رابطه شده است. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (Cognitive emotion regulation strategies) و مقابله های معنوی (Spiritual coping) در رابطه بین سابقه آسیب و نشانه های شخصیت مرزی بود. مواد و روش ها: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. تعداد 200 زن سرپرست خانوار تحت پوشش بهزیستی شهر نیشابور به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و مقیاس شخصیت مرزی (Borderline Traits Scale یا BTS)، پرسشنامه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (Cognitive Emotion Regulation Questionnaire یا CERQ)، پرسشنامه سابقه آسیب (Trauma History Questionnaire یا THQ) و پرسشنامه مقابله معنوی (Spiritual Coping Questionnaire یا SCQ) را تکمیل کردند. داده های پژوهش به کمک نرم افزارهای SPSS و LISREL و با استفاده از روش همبستگی پیرسون و روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که مدل ارائه شده در مورد نقش میانجی تنظیم شناختی هیجان و مقابله های معنوی در رابطه بین سابقه آسیب و نشانه های شخصیت مرزی از برازش قابل قبولی برخوردار است. بعلاوه، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان ناسازگار و مقابله های معنوی منفی میانجی رابطه بین سابقه آسیب و نشانه های شخصیت مرزی هستند. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه بر اهمیت راهبردهای تنظیم شناختی هیجان ناسازگار و مقابله های معنوی منفی در ایجاد نشانه های شخصیت مرزی پس از آسیب تأکید دارد.
۲.

نقش سرگردانی ذهنی و سفر ذهنی در زمان در پیش بینی ترس از شادی دانشجویان

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۶
زمینه و هدف: ترس از هیجان های منفی نقش مهمی در تنظیم هیجان ناسازگار دارد و زمانی که چنین هیجان هایی تجربه می شوند افراد ممکن است درگیر اجتناب از هیجان شوند. بر این اساس مطالعه حاضر باهدف بررسی نقش سرگردانی ذهنی (Mind wandering) و سفر ذهنی در زمان (Mental time travel) در پیش بینی ترس از شادی (Fear of happiness) انجام شد. مواد و روش ها: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری آن شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی شهر بیرجند در سال تحصیلی 97-1396 بود. تعداد اعضای نمونه 500 نفر در نظر گرفته شد. برای انتخاب نمونه روش نمونه گیری خوشه ای بکار رفت. جمع آوری داده ها با استفاده از مقیاس ترس از شادی (Fear of Happiness Scale یا FHS)، پرسشنامه سرگردانی ذهنی (Mind-Wandering Questionnaire یا MWQ) و مقیاس سفر ذهنی در زمان (Mental Time Travel Scale یا MTTS) انجام شد. برای بررسی فرضیه های پژوهش از تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین سرگردانی ذهنی و ترس از شادی همبستگی مثبت و معنی دار وجود دارد. همچنین، بین سفر ذهنی در زمان (گذشته و آینده) و ترس از شادی رابطه منفی و معنی دار وجود دارد (01/0p<). ترس از شادی از طریق سرگردانی ذهنی، سفر ذهنی در زمان گذشته و سفر ذهنی در آینده پیش بینی می شود. به علاوه، سه مدل روی هم 19 درصد واریانس ترس از شادی را تبیین می کنند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان دهنده نقش سرگردانی ذهنی و سفر ذهنی در زمان (گذشته و آینده) در پیش بینی ترس از شادی است؛ بنابراین در نظر گرفتن نقش این متغیرهای پیش بین توسط متخصصان، درمانگران و برنامه ریزان به هنگام کار با دانشجویان و به طور خاص در مراکز مشاوره ای و درمانی ضروری به نظر می رسد.
۳.

ارزیابی ساختار عاملی و تعیین ویژگی های روانسنجی پرسشنامه راهبردهای نظم بخشی هیجان هایدلبرگ (HFERST)

تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۲۰
زمینه و هدف: طراحی مقیاسی دقیق برای سنجش راهبردهای تنظیم هیجان که علاوه بر یکپارچه کردن راهبردهای مهم مختلف به یک پرسشنامه چندبعدی، ابزارهای موجود را نیز تکمیل کند موضوعی ارزشمند و قابل توجه است. هدف پژوهش حاضر ارزیابی ویژگی های روان سنجی فرم هایدلبرگ راهبردهای نظم بخشی هیجان (HFERST) بود. مواد و روش ها: طرح پژوهش حاضر از نوع آزمون سازی و همبستگی بود. کلیه دانشجویان دانشگاه بیرجند در مقطع کارشناسی در نیمسال اول سال تحصیلی 97-1396، جامعه آماری تحقیق را تشکیل می دادند؛ که از این میان 301 دانشجو با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. داده ها با استفاده از فرم هایدلبرگ راهبردهای نظم بخشی هیجان (HFERST) و پرسشنامه سبک های تنظیم هیجان شناختی (CERQ) جمع آوری شدند.برای تعیین همسانی درونی HFERST از روش آلفای کرونباخ و ضریب دونیمه کردن و برای تعیین روایی آن از روایی محتوایی، تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی و روایی همگرا استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که مقیاس از ساختار شش عاملی مناسبی برخوردار است که در مجموع 53/55 درصد واریانس را تبیین می کردند. تحلیل عاملی تأییدی نیز این ساختار را تأیید کرد. همسانی درونی خرده مقیاس ها نیز با آلفای کرونباخ در دامنه مطلوب به دست آمد. نتایج روایی همگرا حاکی از این بود که همبستگی مثبت و معناداری میان ابعاد HFERST مشتمل بر ارزیابی مجدد، پذیرش و فرونشانی تجربه هیجانی با ابعاد تمرکز مجدد مثبت، ارزیابی مثبت و پذیرش CERQ وجود داشت. نتیجه گیری: نتایج تحلیل های آماری نشان داد که نسخه فارسی فرم هایدلبرگ راهبردهای نظم بخشی هیجان از ویژگی های روان سنجی قابل قبولی برخوردار است و می توان از آن به عنوان ابزاری معتبر در جمعیت ایرانی استفاده نمود
۴.

شیوع خودکشی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۲
زمینه و هدف: پدیده خودکشی (Suicide) یک ناهنجاری اجتماعی است که در ایران و به خصوص بین دانشجویان شیوع دارد. این پدیده دارای ابعاد متعددی است که درنتیجه عوامل روان شناختی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی رخ می دهد. استفاده کارآمد از توان دانشجویان و تلاش برای حفظ پویایی محیط دانشگاه لزوم توجه به مشکلات دانشجویان و رسیدگی به تنش های آنان را ضروری می نماید. ازاین رو هدف پژوهش حاضر بررسی شیوع خودکشی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان بود. مواد و روش ها: این مطالعه به صورت توصیفی-مقطعی انجام گردید. نمونه این مطالعه 400 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. پرسشنامه استانداردشده سنجش افکار خودکشی بک (Beck Scale for Suicidal Ideations یا BSSI) در اختیار دانشجویان قرار گرفت. داده های پژوهش با استفاده از آزمون های آماری توصیفی و استنباطی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد شیوع افکار پرخطر خودکشی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان 6 درصد است. شیوع افکار خودکشی در مردان (2/10 درصد) به طور معناداری بیشتر از زنان (6/3 درصد) بود (002/0p=). شیوع افکار خودکشی در دانشجویان غیر خوابگاهی (19 درصد) به طور معناداری بیشتر از دانشجویان خوابگاهی (9/4 درصد) بود (017/0p=). بین شیوع افکار خودکشی بر اساس مقاطع تحصیلی تفاوت معناداری مشاهده نشد (566/0p=). نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد افکار خودکشی در بین دانشجویان از شیوع قابل توجهی برخوردار است. با توجه به این که افکار خودکشی می توانند زمینه ساز اقدام به خودکشی باشند می توان با ارائه خدمات بهداشت روان و غربال گری منظم گام مؤثری در پیشگیری از این معضل در بین دانشجویان برداشت.
۵.

مقایسه اثربخشی مشاوره انگیزشی نظام مند و درمان پذیرش و تعهد بر سبک های حل تعارض زنان ناسازگار زناشویی

تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۷
زمینه و هدف: مشاوره انگیزشی نظام مند (Systematic Motivational Counseling یا SMC) و درمان پذیرش و تعهد (Acceptance and Commitment Therapy یا ACT) با تأکید بر اصلاح ساختار انگیزشی و پذیرش مشکلات زندگی می توانند باعث بهبود سبک های حل تعارض زنان ناسازگار شوند. این پژوهش باهدف مقایسه اثربخشی SMC و ACT بر سبک های حل تعارض زنان ناسازگار زناشویی انجام شد. مواد و روش ها: روش این پژوهش نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون و گروه گواه و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان ناسازگاری بود که در سال 1396 به مراکز مشاوره شهر اراک مراجعه کرده بودند. از بین این افراد 36 نفر انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه گمارده شدند. داده ها در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با پرسشنامه سبک های حل تعارض رحیم (Rahim Organizational Conflict Inventory یا ROCI-II) جمع آوری شد. اعضای گروه های آزمایش پس از اجرای پیش آزمون به طور جداگانه در 10 جلسه SMC و 12 جلسه ACT شرکت کردند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که تأثیر SMC و ACT بر سبک های حل تعارض معنی دار و باثبات است (05/0p<). بین اثربخشی SMC و ACT بر سبک های اجتنابی و مصالحه تفاوت وجود داشت (05/0p<). نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که SMC و ACT می توانند در بهبود سبک های حل تعارض زنان ناسازگار زناشویی مؤثر باشند.
۶.

مقایسه اثربخشی آموزش ذهن آگاهی و درمان هیجان مدار بر صمیمیت، تعهد و شادکامی زناشویی زنان با دلزدگی زناشویی

تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۷
زمینه و هدف: بسیاری از زنان زندگی زناشویی خود را با روابط صمیمی آغاز می کنند، اما با گذر زنان این روابط صمیمی کم کم دچار مشکل می شود و این درست زمانی است که دلزدگی زناشویی (Couple burnout) آغاز شده است. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش ذهن آگاهی (Mindfulness Education) و درمان هیجان مدار (Emotional Focused Therapy یا EFT) بر صمیمیت (Intimacy)، تعهد (Commitment) و شادکامی زناشویی (Couple happiness) زنان با دلزدگی زناشویی بود. مواد و روش ها: روش این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان با دلزدگی زناشویی مراجعه کننده به انجمن خیریه بقیه الله الاعظم شهر خمینی شهر در سال 1397 بود. از این جامعه 36 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به شیوه جایگزینی تصادفی در سه گروه ذهن آگاهی (12 نفر)، هیجان مدار (12 نفر) و گواه (12 نفر) قرار گرفتند. هر دو گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای آموزش دریافت کردند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه صمیمیت زناشویی (Couple Intimacy Questionnaire یا CIQ)، پرسشنامه تعهد زناشویی (Couple Commitment Questionnaire یا CCQ)، مقیاس شادکامی زناشویی (Marital Happiness Scale یا MHS) و مقیاس دلزدگی زناشویی (Couple Burnout Measure یا CBM) بود. داده ها با کمک نرم افزار SPSS و با روش تحلیل کوواریانس چند متغیره و یک راهه تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها تفاوت معناداری را بین دو گروه آزمایش و گواه در صمیمیت (94/37=F، 001/0=p)، تعهد (77/30=F، 001/0=p) و شادکامی زناشویی (29/58=F، 001/0=p) در مرحله پس آزمون نشان دادند. باوجوداین، بین میزان اثربخشی دو رویکرد ذهن آگاهی و EFT بر صمیمیت، تعهد و شادکامی زناشویی تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<p). نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش می توان گفت ذهن آگاهی و EFT می توانند میزان صمیمیت، تعهد و شادکامی زناشویی را افزایش دهند؛ ازاین رو توصیه می شود مشاوران و درمانگران از این دو رویکرد به عنوان روش درمانی مؤثر برای افزایش صمیمیت، تعهد و شادکامی زناشویی استفاده کنند.
۷.

اثربخشی کاهش ترس از درد زایمان به شیوه واقعیت درمانی بر انتخاب روش زایمان واژینال در زنان باردار

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۱
زمینه و هدف: زایمان واژینال (Vaginal Delivery) می تواند به عنوان یکی از پراسترس ترین تجارب زندگی یک مادر به حساب آید. ازاین رو تعداد قابل توجهی از مادران باردار برای رهایی از این شرایط زایمان سزارین را به عنوان روش ختم بارداری بر می گزینند. ازآنجاکه ترس از درد زایمان (fear of labor pain) یکی از مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر انتخاب روش سزارین در زنان باردار است، هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی کاهش ترس از درد زایمان به شیوه واقعیت درمانی (Reality therapy) بر انتخاب روش زایمان واژینال در زنان باردار نخست زا بود. مواد و روش ها: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه است. نمونه مورد بررسی شامل 39 زن باردار ساکن شهرستان نوشهر بود که سن حاملگی 4 هفته و بالاتر داشتند، روش سزارین انتخابی را جهت زایمان برگزیده و برای مراقبت مامایی در دی ماه لغایت اسفندماه سال 1396 به مراکز بهداشت شهری و روستایی مراجعه کرده بودند. افراد نمونه به روش غیر تصادفی هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20) و گواه (19) گمارده شدند. واقعیت درمانی در 8 جلسه 90 دقیقه ای و دو بار در هفته برای گروه آزمایش اجرا شد. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه نگرش به زایمان (Childbirth Attitudes Questionnaire یا CAQ) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها: بعد از اجرای واقعیت درمانی، ترس از درد زایمان در افراد گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه تفاوت معنی داری نشان داد (01/0>p). تفاوت معناداری در نمره ترس از درد زایمان زنانی که پس از واقعیت درمانی تصمیم به انجام زایمان واژینال گرفتند نسبت به افرادی که همچنان انجام زایمان به روش سزارین را برای ختم حاملگی در نظر داشتند، مشاهده نشد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد واقعیت درمانی در کاهش ترس از درد زنان باردار نخست زا مؤثر است ولی کاهش ترس از درد بر انتخاب روش زایمان واژینال اثری نداشت. واقعیت درمانی را می توان برای کاهش ترس از درد زایمان به کار برد.
۸.

نقش هیجان های پیشرفت در بهزیستی جسمانی با میانجیگری خودارزیابی مثبت و احساس های بدنی

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۴
زمینه و هدف: بهزیستی جسمانی (Physical well-being) از ملاک های اصلی کیفیت زندگی است و هیجان ها (Emotions) از عوامل مهمی هستند که زمینه بهزیستی جسمانی را فراهم می کنند. ازاین رو، در مطالعه حاضر رابطه هیجان های پیشرفت با بهزیستی جسمانی دانش آموزان و شناخت فرایندهای ارتباطی بین آن ها مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روش ها: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دوره اول متوسطه شهر تهران بود. شرکت کنندگان با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی (1146 نفر) انتخاب شدند. پرسشنامه هیجان های پیشرفت (Achievement Emotions Questionnaire یا AEQ)، مقیاس بهزیستی جسمانی (Physical well-being scale)، مقیاس خودارزیابی مثبت (Self-evaluation scale) و مقیاس احساس های بدنی (Bodily sensation scale) برای گردآوری داده ها استفاده شد. داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار، چولگی و کشیدگی) و آمار استنباطی (همبستگی پیرسون و روش مدل یابی معادلات ساختاری) در نرم افزارهای SPSS و LISREL تحلیل شد. یافته ها: مدل بهزیستی جسمانی در نمونه پژوهش برازنده بود (073/0=RMSEA، 78/2=χ2/df). مسیر هیجان های پیشرفت و بهزیستی جسمانی مثبت و معنادار بود. اثر خودارزیابی مثبت بر بهزیستی جسمانی و اثر احساس های بدنی بر بهزیستی جسمانی نیز مثبت و معنادار بود. همچنین، خودارزیابی مثبت و احساس های بدنی در رابطه بین هیجان های پیشرفت با بهزیستی جسمانی نقش میانجی داشتند. نتیجه گیری: هیجان های پیشرفت نقش مهمی در تعیین بهزیستی جسمانی دانش آموزان دارا هستند. مسیرهای شناختی (خودارزیابی مثبت) و عاطفی (احساس های بدنی) حمایت گر این رابطه هستند. شناخت و توجه به این متغیرها عاملی کلیدی در بهزیستی جسمانی دانش آموزان است.
۹.

آسیب شناسی ارتباط با جنس متفاوت در شبکه های اجتماعی مجازی: یک مطالعه پدیدارشناسی با نوجوانان

تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۲
زمینه و هدف: گسترده شدن اینترنت و ایجاد شبکه های اجتماعی در بستر آن منجر به شکل گیری گروه های مختلف مجازی شده است. ارتباط با جنس متفاوت (Relationship with different sex) یکی از پدیده هایی است که از طریق فضای مجازی بسیار رایج شده به گونه ای که به دوران نوجوانی نیز تسری یافته است. هدف پژوهش حاضر آسیب شناسی ارتباط نوجوانان با جنس متفاوت در شبکه های اجتماعی مجازی (Virtual social networks) بود تا درک عمیق تری از آن حاصل شود. مواد و روش ها: روش پژوهش حاضر کیفی و از نوع پدیدارشناسی توصیفی بود. جمع آوری اطلاعات با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و به روش کولایزی (Colaizzi's method) صورت گرفت. نمونه پژوهش شامل 11 دانش آموز پسر 14 تا 16 ساله یکی از مدارس متوسطه منطقه 18 تهران بود که به روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس ملاک های شرکت در پژوهش انتخاب شدند. یافته ها: تحلیل مصاحبه ها منجر به شناسایی سه مفهوم اصلی تجربه ارتباط با جنس متفاوت، فساد جنسی، پیامدهای آسیب زا و 11 مقوله انگیزه ارتباط، الگوگیری ارتباط با جنس متفاوت، تنوع روابط، رقابت برای تصاحب کردن، تقویت رابطه، ارتباط جنسی، ترویج فساد جنسی، آسیب های جنسی، اجتماعی، فردی و 73 خرده مقوله شد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد شبکه های اجتماعی مجازی سبب تسهیل هر چه بیشتر ارتباط نوجوانان با جنس متفاوت و تقویت این روابط شده و زمینه را برای ارتباط آن ها در دنیای واقعی و پیامدهای آسیب زای آن فراهم می کند.
۱۰.

تأثیر مشاوره زوجی بر تعارض و صمیمیت زناشویی زوجین دارای ویژگی های شخصیتی متفاوت

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۰
زمینه و هدف: روابط زناشویی یکی از مهم ترین حیطه های زندگی افراد است که عوامل گوناگونی در چگونگی آن نقش دارند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مشاوره زوجی (Marital counseling) بر تعارضات (Marital conflicts) و صمیمیت زناشویی (Marital intimacy) زوجین دارای ویژگی های شخصیتی متفاوت (Different personality characteristics) مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان یزد انجام شد. مواد و روش ها: روش پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. به منظور انجام پژوهش از کلیه زوجین دارای ویژگی های شخصیتی متفاوت مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر یزد به صورت در دسترس 32 نفر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه تحت مشاوره زوجی مبتنی بر حل مسائل تفاوت های شخصیتی قرار گرفتند. به منظور انجام پیش آزمون و پس آزمون از دو پرسشنامه تعارضات زناشویی (Marital Conflict Questionnaire یا MCQ) و پرسشنامه صمیمیت زناشویی (Marital Intimacy Questionnaire یا MIQ) استفاده گردید. داده ها به روش آماری تحلیل کوواریانس و با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد مشاوره زوجی بر صمیمیت و تعارضات زناشویی شرکت کننده ها اثربخش بوده است. نتیجه گیری: می توان به منظور کاهش تعارضات زناشویی و افزایش صمیمیت زناشویی زوجین دارای ویژگی های شخصیتی متفاوت از مشاوره زوجی مبتنی بر حل مسائل تفاوت های شخصیتی استفاده نمود و به مشاوران ازدواج و متخصصان آن را پیشنهاد نمود.
۱۱.

ساخت و اعتباریابی مقیاس رفتارهای ابرازی و ابزاری روابط زوجین

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۴
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر ساخت و اعتباریابی ابزاری برای ارزیابی رفتارهای ابرازی (Expressive behaviors) و ابزاری (Instrumental behaviors) در روابط زوجین بود. مواد و روش ها: جامعه موردمطالعه کلیه متأهلین حاضر در گروهای تلگرامی، جمعیت شهروندان تهرانی و فضاهای ورزشی منطقه سعادت آباد تهران بود. معیارهای ورود زوجین شامل گذشت سه ماه از زمان تأهل آن ها و سواد خواندن و نوشتن بود. نمونه گیری به روش در دسترس انجام شد. برای ساخت این آزمون از نظریه Epstein و Baucom و همچنین مصاحبه کیفی با چهار زوج استفاده گردید. یافته ها: اجرای تحلیل عاملی با چرخش واریماکس (Varimax rotation) با بار عاملی حداقل 3/0 طی پنج مرحله درنهایت 22 گویه در پنج عامل باقی ماند. عامل اول با پنج گویه تحت عنوان رفتارهای ابرازی و ابزاری معطوف به خود (818/0=α)، عامل دوم با پنج گویه تحت عنوان رفتارهای ابرازی معطوف به رابطه (824/0=α)، عامل سوم با پنج گویه تحت عنوان رفتارهای ابرازی و ابزاری معطوف به همسر (715/0=α)، عامل چهارم با سه گویه رفتارهای ابزاری معطوف به رابطه (827/0=α) و عامل پنجم با چهار گویه رفتارهای ابرازی و ابزاری به محیط (756/0=α) نامیده شد. ضریب آلفای کرونباخ کل مقیاس 861/0 به دست آمد. نتیجه گیری: مطابق با نظریه Epstein و Baucom رفتارهای ابرازی و ابزاری در چهار حیطه معطوف به خود، رابطه، همسر و محیط درمجموع شامل 8 عامل است. در مصاحبه کیفی با چهار زوج مشخص شد که افراد قادر به تفکیک رفتارهای ابرازی و ابزاری به طور کامل از هم نیستند. در تحلیل عاملی اکتشافی نیز این نتیجه به دست آمد که در سه حیطه خود، همسر و محیط رفتارهای ابرازی و ابزاری از هم تفکیک نشده و فقط در حیطه رابطه از هم تفکیک شدند.
۱۲.

مقایسه احساس اندوه مزمن و احساس گرفتاری مادران با و بدون کودکان مبتلا به ناتوانی هوشی

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۴
زمینه و هدف: حضور کودک مبتلا به ناتوانی هوشی (Intellectual disabilities) در هر خانواده ساختار و سلامت روانی آن به ویژه مادران را تحت تأثیر قرار می دهد. ازاین رو هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی مقایسه ای احساس اندوه مزمن (Chronic sorrow) و احساس گرفتاری (Entrapment) در مادران با و بدون کودکان مبتلا به ناتوانی هوشی شهرستان کاشان در سال تحصیلی 97-1396 بود. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع علی-مقایسه ای بود. جامعه آماری آن متشکل از کلیه مادران کودکان مبتلا به ناتوانی هوشی و غیر مبتلا در مدارس استثنایی و عادی شهرستان کاشان بود. نمونه آماری شامل 66 نفر از مادران (31 نفر مادران کودکان مبتلا به ناتوانی هوشی و 35 نفر مادران کودکان غیر مبتلا) بود. مادران کودکان مبتلا به ناتوانی هوشی به روش نمونه گیری در دسترس و مادران کودکان غیر مبتلا به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. جهت سنجش اطلاعات از پرسشنامه های احساس اندوه مزمن کندال (Kendall Chronic Sorrow Instrument یا KCSI) و احساس گرفتاری (Entrapment Questionnaire) استفاده گردید. داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (تحلیل واریانس چند متغیره) تحلیل شدند. یافته ها: نتایج به دست آمده حاکی از آن بود که بین احساس اندوه مزمن و احساس گرفتاری در مادران با و بدون کودکان مبتلا به ناتوانی هوشی شهرستان کاشان تفاوت معنادار وجود دارد (0001/0=p)؛ به عبارت دیگر مادران کودکان مبتلا به ناتوانی هوشی احساس اندوه مزمن و گرفتاری بیشتری داشته اند. نتیجه گیری: با توجه به تأثیرات منفی دو احساس اندوه مزمن و گرفتاری در سلامت روان افراد ارائه خدمات روان شناختی به مادران کودکان مبتلا به ناتوانی هوشی ضرورت دارد.
۱۳.

شناسایی ابعاد روان شناختی آندروپوز: مقایسه سلامت روان مردان مبتلا به آندروپوز و مردان بهنجار

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۰
زمینه و هدف: کاهش هورمون های جنسی در مردان با مشکلات جسمانی و روان شناختی مختلفی ازجمله افسردگی، کاهش فعالیت جسمانی، اختلال در حافظه و کارکردهای اجرایی همراه است. هدف مطالعه حاضر مقایسه سلامت روان (Mental health) مردان مبتلا به آندروپوز (Andropause) و مردان مسن بهنجار به منظور شناسایی ابعاد روان شناختی آندروپوز بود. مواد و روش ها: طرح پژوهش حاضر از نوع علّی-مقایسه ای بود. جامعه پژوهش شامل کلیه کارکنان مرد گروه سنی 65-45 سال دانشگاه علوم پزشکی شهر تهران بود. از میان جامعه مورد بررسی 150 نفر به صورت در دسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. پس از پر کردن پرسشنامه کمبود آندروژن در مردان مسن (Androgen Deficiency of Aging Men questionnaire یا ADAM) و سلامت عمومی (General Health Questionnaire یا GHQ) به دو گروه تشخیص بالینی آندروپوز و عادی تقسیم شدند. یافته ها: به منظور تشخیص بیوشیمیایی آندروپوز افراد دارای نشانگان کمبود آندروژن به آزمایشگاه مراجعه کردند و پس ازآن سلامت روان بین سه گروه از مردان عادی، مردان دارای تشخیص بالینی و آزمایشگاهی آندروپوز مقایسه گردید. هر سه گروه در ابعاد علائم جسمانی، کارکرد اجتماعی، اضطراب و افسردگی با یکدیگر تفاوت معنادار داشتند. افراد دارای تشخیص آزمایشگاهی آندروپوز مشکلات بیشتری در ابعاد افسردگی و اضطراب گزارش کردند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر افرادی دارای تشخیص آزمایشگاهی آندروپوز مشکلات شدیدتری در زمینه افسردگی و اضطراب داشتند. نتایج پژوهش حاضر نشان دهنده ضرورت استفاده از برنامه های درمانی در خصوص افسردگی و اضطراب این گروه از افراد در کنار درمان های هورمونی و سایر درمان های پزشکی دیگر است.
۱۴.

همه گیرشناسی اختلال های روان پزشکی در جمعیت 6 تا 18 سال استان اصفهان در سال 1396

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۱
زمینه و هدف: اختلال های روان پزشکی (Psychiatric disorders) در حال کسب رتبه های برتر در ایجاد بار ناشی از بیماری ها هستند. بدون شک آگاهی از شیوع آن ها در بین کودکان و نوجوانان می تواند به پیشگیری و کنترل این مشکلات و صرفه جویی در هزینه ها کمک نماید. ازاین رو، هدف از مطالعه حاضر بررسی شیوع اختلال های روان پزشکی در کودکان و نوجوانان استان اصفهان بود. مواد و روش ها: بر اساس ماهیت پژوهش روش تحقیق از نوع بنیادی است. نمونه پژوهش شامل 1010 نفر از کودکان و نوجوانان استان اصفهان در سال 1396 بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تصادفی انتخاب شدند. برای اجرای پژوهش روان شناسان بالینی آموزش دیده به خانه های کودکان و نوجوانان انتخاب شده مراجعه و با استفاده از نسخه فارسی مصاحبه تشخیصی نیمه ساختاریافته اختلال های خلقی و اسکیزوفرنیا برای کودکان و نوجوانان، تشخیص فعلی و طول عمر (Kiddie Schedule for Affective Disorders and Schizophrenia, Present and Lifetime version یا K-SADS-PL) نمودند. علاوه بر این، داده های جمعیت شناختی (جنسیت، سن، تحصیلات، تحصیلات والدین و وضعیت اقتصادی) نیز جمع آوری گردید. پس از جمع آوری اطلاعات، داده ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 22 و با استفاده از شاخص های فراوانی و درصد فراوانی تحلیل شد. یافته ها: بر اساس یافته های این پژوهش میزان شیوع اختلال های روان پزشکی در کودکان و نوجوانان استان اصفهان 8/14 درصد بود. میزان شیوع این اختلال ها در پسران بیشتر از دختران بود. همچنین در طیف سنی 14-10 سال بیش از سایر سنین بوده است. اختلال های روان پزشکی در کودکان و نوجوانان ساکن در شهر نیز بیش از کودکان و نوجوانان ساکن در روستا بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان گفت شیوع اختلال های روان پزشکی در استان اصفهان در مقایسه با سایر پژوهش های انجام گرفته در داخل و خارج از کشور در دامنه متوسط قرار دارد. باوجوداین لزوم سیاست گذاری های سلامت روان در دوران کودکی و نوجوانی برای کاهش بار آسیب در آینده و ارائه راهکارهای برون رفت از این مسئله پیشنهاد می گردد.
۱۵.

اثر حساسیت زدایی از طریق حرکات چشم و باز پردازش بر اضطراب و عملکرد جسمانی در ورزشکاران

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
زمینه و هدف: اثر حساسیت زدایی از طریق حرکات چشم و باز پردازش (EMDR) بر اضطراب در تحقیقات مختلفی موردبررسی قرارگرفته است ولی بر اضطراب ورزشی و عملکرد بسیار اندک است؛ بنابراین هدف از این پژوهش بررسی میزان اثر EMDR بر اضطراب و عملکرد جسمانی در ورزشکاران بود. مواد و روش ها: روش تحقیق نیمه تجربی با طرح تحقیق پیش آزمون، پس آزمون و گروه های گواه و آزمایش بود. جامعه آماری تحقیق را ورزشکاران دو رشته رزمی کاراته و تکواندو تشکیل دادند. نمونه آماری بر اساس معیارهای ورود و خروج 30 نفر و به صورت هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای مورداستفاده در این تحقیق شامل پرسشنامه اضطراب رقابتی CSAI-2 و دستگاه دینامومتر الکترونیکی Digital Pinch/Grip Analyser MIE بود. در تحلیل های استنباطی جهت سنجش نرمال بودن توزیع داده ها از آزمون کلموگروف – اسمیرنف و در بخش آمار استنباطی از آزمون کوواریانس استفاده شد. از سطح معنی داری 05/0 و از نرم افزار SPSS نسخه 24 جهت تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که EMDR بر ورزشکاران گروه تجربی و گروه گواه ازنظر اضطراب شناختی، اضطراب جسمانی، اعتمادبه نفس و عملکرد جسمانی تفاوت معنی داری وجود دارد (001/0≥ P). نتیجه گیری: به نظر می رسد که EMDR بر کاهش اضطراب و افزایش عملکرد ورزشکاران تأثیر دارد؛ بنابراین توصیه می شود که جهت تعمیم بیشتر نتایج، تحقیقات بیشتری صورت بگیرد.
۱۶.

بررسی تطبیقی اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار و زوج درمانی روایتی بر تعارضات زناشویی

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۹
زمینه و هدف: آشفتگی روابط زوجی ازجمله شایع ترین عوامل استرس زای دهه های اخیر است که تأثیر منفی قابل توجهی بر رضایت زوجین و فرزندان آن ها دارد. این پژوهش باهدف مقایسه اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار (Emotional-Focused Couple Therapy یا EFCT) و روایتی (Narrative Couple Therapy یا NCT) بر تعارضات زناشویی (Marital conflicts) انجام شد. مواد و روش ها: طرح پژوهش حاضر از نوع کار آزمایی بالینی بود. نمونه آماری شامل 45 نفر از زوجین ناسازگار مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان اصفهان بود. شرکت کنندگان به طور تصادفی در سه گروه 15 نفری به نام گروه EFCT، NCT و کنترل گمارده شدند. شرکت کنندگان با استفاده از پرسشنامه تعارضات زناشویی (Marital Conflict Questionnaire یا MCQ)، در پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها به روش تحلیل کوواریانس چند متغیری تحلیل شدند. یافته ها: هر دو رویکرد NCT و EFCT در مرحله پس آزمون موجب بهبودی معنادار تعارضات زناشویی نسبت به گروه کنترل در همه سطوح تعارضات زناشویی شدند. نتیجه گیری: به طورکلی بیشترین کاهش تعارضات زناشویی به ترتیب در گروه های EFCT، NCT و کنترل مشاهده شد. درواقع شاید بتوان گفت EFCT در کاهش تعارضات زناشویی نسبت به NCT اثربخشی بیشتری داشته است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۱