تحقیقات علوم رفتاری

تحقیقات علوم رفتاری

تحقیقات علوم رفتاری دوره هفددهم تابستان 1398 شماره 2 (پیاپی 56)

مقالات

۱.

مقایسه اثربخشی نوروفیدبک، ریتالین و ترکیب آن ها در پیشرفت تحصیلی و علائم اختلال نقص توجه- بیش فعالی کودکان

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۲
زمینه و هدف: از مشکلاتی که گریبان گیر تعداد زیادی از دانش آموزان است و باعث بروز آسیب های مختلف تحصیلی- اجتماعی و رفتاری در آنان می شود، اختلال نقص توجه- بیش فعالی است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی نوروفیدبک، ریتالین و ترکیب آن ها در پیشرفت تحصیلی و علائم اختلال نقص توجه- بیش فعالی کودکان ADHD در شهر مشهد انجام شد. مواد و روش ها: این پژوهش به روش نیمه آزمایشی و از طرح های پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه مبتلایان به اختلال نقص توجه- بیش فعالی شهر مشهد در سال 1395 بودند که به مراکز خدمات روان شناختی و مشاوره ای شهر مشهد مراجعه کرده بودند. از میان افراد حاضر در جامعه آماری تعداد 45 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و در سه گروه درمان ترکیبی نوروفیدبک با ریتالین (15 نفر)، درمان نوروفیدبک (15 نفر) و درمان ریتالین (15 نفر) قرار گرفتند. هر سه گروه ابتدا در مرحله پیش آزمون به وسیله آزمون Conners (فرم والدین) و کارنامه تحصیلی مورد ارزیابی قرار گرفتند. سپس گروه اول درمان نوروفیدبک به همراه ریتالین را به مدت 15 هفته دریافت کردند. گروه دوم نوروفیدبک را به مدت 45 جلسه درمانی 45 دقیقه ای دریافت کردند و گروه سوم با ریتالین به تنهایی به مدت 15 هفته درمان شدند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس توسط نرم افزار آماری SPSS-20 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که روش درمان ترکیبی نوروفیدبک به همراه ریتالین مؤثرتر از هر یک از این روش ها به صورت محض است. میزان اثربخشی نوروفیدبک محض به نسبت ریتالین محض بیشتر و پایداری آن نیز قابل توجه بود (05/0p<). نتیجه گیری: روش درمان ترکیبی نوروفیدبک به همراه ریتالین، نسبت به هر یک از روش ها به صورت مستقل، می تواند جهت بهبود مشکلات رفتاری و تحصیلی کودکان دارای اختلال نقص توجه-بیش فعالی مؤثرتر باشد.
۲.

اثربخشی زوج درمانی ایماگوتراپی بر ثبات زندگی زناشویی زوجین جانباز

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۲
زمینه و هدف: یکی از مهم ترین و عمیق ترین نوع ارتباط، ارتباط زناشویی است. روابط زناشویی سالم و ماندگار موجب سلامت جسمی و روانی زوجین و خانواده می شود. این پژوهش باهدف بررسی اثربخشی زوج درمانی ایماگوتراپی بر ثبات زندگی زناشویی زوجین جانباز صورت گرفت. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی بر اساس طرح پیش آزمون – پس آزمون و همراه با گروه کنترل و پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی زوجین جانباز شهر شیراز تشکیل داد. نمونه ها شامل 20 زوج بود که به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. در گروه آزمایش 10 جلسه مداخله 90 دقیقه ای صورت گرفت. شرکت کنندگان در پژوهش در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری به پرسشنامه بی ثباتی زناشویی (Marital Instability Index) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: زوج درمانی ایماگوتراپی بر بهبود ثبات زندگی زناشویی زوجین در مرحله پس آزمون تأثیر معنی داری داشته است و این تأثیر در مرحله پیگیری نیز باقی مانده است (001/0>p). هم چنین نتایج نشان داد، در هر دو مرحله پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش میانگین نمرات ثبات زندگی زناشویی مردان پایین تر از زنان است که نشان می دهد ایماگوتراپی به طور معنی داری بر بهبود ثبات زناشویی مردان و باقی ماندن تأثیر درمان در آن ها مؤثرتر از زنان عمل نموده است (001/0>p). نتیجه گیری: زوج درمانی ایماگوتراپی به واسطه درک فرایندهای ناخودآگاه و ترکیب بصیرت و عمل به افزایش ثبات زندگی زناشویی زوجین جانباز منجر می شود.
۳.

اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر تئوری انتخاب بر سازگاری زناشویی و رضایت جنسی زوجین

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۳
زمینه و هدف: سال های اول ازدواج، لذت بخش ترین و در عین حال سخت ترین و پرمخاطره ترین دوران زندگی مشترک زوجین می باشد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر تئوری انتخاب بر سازگاری زناشویی و رضایت جنسی زوجین انجام گرفت. مواد و روش ها: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه ی زوجین در سال اول زندگی مشترکشان می باشد که از مشکلات زناشویی و نارضایتی جنسی رنج می بردند و در سال 1395 به کلینیک مشاوره و مددکاری بصیرت در شهر اصفهان مراجعه نمودند. از این جامعه، 20 زوج (20 زن و 20 مرد)، به شیوه ی نمونه گیری داوطلبانه انتخاب و پس از همتاسازی به طور تصادفی در دو گروه آزمایش(20 نفر) و کنترل(20 نفر) گمارده شدند. اعضای گروه آزمایش از هشت جلسه آموزش گروهی مبتنی بر تئوری انتخاب برخوردار گردیدند، با این حال گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. پرسشنامه های سازگاری زناشویی اسپانیر(1976) و رضایت جنسی لارسون(1998)، قبل و بعد از مداخلات آموزشی، به عنوان پیش آزمون و پس آزمون بر روی کلیه افراد اجرا گردید. یافته های حاصل از پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره و نرم افزار (SPSS-18) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که پس از تعدیل اثر همپراش پیش آزمون، تفاوت معنی داری بین میانگین نمرات سازگاری زناشویی(01/0>p و 32/12=F) و رضایت جنسی(01/0>p و 66/8=F) در دو گروه کنترل و آزمایش وجود دارد. با وجود این، بین میانگین نمرات سازگاری زناشویی و رضایت جنسی شرکت کنندگان زن و مرد، تفاوت معنی داری وجود نداشت(05/0<p). نتیجه گیری: به نظر می رسد آموزش گروهی مبتنی بر تئوری انتخاب، از طریق آگاه سازی زوجین از نیازهای اساسی ، روانشناسی کنترل بیرونی و به کارگیری هفت عادت مهرورزی به جای عادت های تخریب گر، می تواند منجر به بهبود سازگاری زناشویی و رضایت جنسی زوجین شود.
۴.

اثربخشی درمان چشم انداز زمان بر افسردگی و سلامت اجتماعی زنان دارای نشانگان سوگ

تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۲
زمینه و هدف: مرگ ومیر و داغ دیدگی سبب می شود سلامتی افراد در حوزه های مختلف تحت تأثیر قرار گیرد. بسیاری از افراد داغ دیده ی در معرض خطر نشانگان افسردگی و افزایش احتمال مرگ ومیر قرار دارند. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی درمان چشم انداز زمان بر افسردگی و سلامت اجتماعی زنان سوگوار بود. مواد و روش ها: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح تحقیق پیش آزمون، پس آزمون، پیگیری با گروه کنترل نابرابر بود. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه زنان ساکن در شهر بابل است که حداقل 12 ماه از سوگشان گذشته باشد و هنوز علائم سوگ و افسردگی را داشتند. از جامعه آماری تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی افسردگی بک و پرسشنامه سلامت اجتماعی استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد که بین دو گروه درمان چشم انداز زمان و گروه کنترل نمرات افسردگی تفاوت معناداری وجود دارد و زنانی که مداخله درمان چشم انداز زمان را دریافت کرده بودند، نسبت به زنانی که هیچ مداخله ای دریافت نکرده بودند، افسردگی کمتری داشتند. همچنین بین دو گروه درمان چشم انداز زمان و گروه کنترل نمرات سلامت اجتماعی تفاوت معناداری وجود دارد و زنانی که مداخله درمان چشم انداز زمان را دریافت کرده بودند، نسبت به زنانی که هیچ مداخله ای دریافت نکرده بودند، سلامت اجتماعی بیشتری داشتند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش می توان گفت رویکرد درمان چشم انداز زمان در کاهش میزان افسردگی سلامت اجتماعی زنان سوگوار اثربخش است ازاین رو، می توان این درمان را برای افسردگی و سلامت اجتماعی زنان بکار برد.
۵.

مقایسه رضایت، همبستگی، توافق، ابراز محبت و سازگاری همسران در ازدواج اول و دوم به بالا

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۹
زمینه و هدف: عدم بردباری و شتاب همسران جهت طلاق و ازدواج های مجدد بنیاد خانواده ها را سست نموده است. از این رو هدف پژوهش حاضر مقایسه رضایت، همبستگی، توافق، ابراز محبت و سازگاری همسران در ازدواج اول و دوم به بالا بود. مواد و روش ها: جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه خانواده های ازدواج اول و دوم به بالای استان مازندران بود. نمونه این پژوهش شامل 1127 نفر (251 زوج با ازدواج دوم به بالا و 313 زوج با ازدواج اول) بود که با استفاده از فرمول تعیین حجم نمونه کوکران مشخص و با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. شرکت کنندگان مقیاس سازگاری زناشویی (Dyadic Adjustment Scale یا DAS) را تکمیل نمودند. برای تحلیل داده های پژوهش از شاخص های توصیفی مربوط به سازگاری همسران به تفکیک دو خانواده های ازدواج اول و دوم به بالا استفاده شد. همچنین برای مقایسه میانگین سازگاری همسران خانواده های ازدواج اول دوم به بالا از آزمون یومان ویتنی استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که میانگین متغیرهای همبستگی، توافق، ابراز محبت و رضایت زوجین و به طور کلی سازگاری زوجی در گروه خانواده های ازدواج اول بیشتر از خانواده های ازدواج دارای ازدواج مجدد است (05/0>p). بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که زوجین نباید برای فرار از مشکلات عجله نموده و به امید ازدواج مجدد به سرعت وارد فرایند طلاق و ازدواج مجدد گردند. این موارد در مشاوره های قبل از ازدواج و خانواده بویژه در افراد دارای سابقه ازدواج مورد توجه قرار گیرد. همچنین همسران از عجله و شتاب در امر طلاق برای ازدواج مجدد بازداشته شوند.
۶.

مقایسه اثربخشی گروه درمانی شناختی - رفتاری و گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر خودکارآمدی مبتلایان به سرطان پستان

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۶
زمینه و هدف: سرطان پستان به عنوان یکی از مهم ترین سرطان ها، چالش های زیادی را در بین زنان مبتلا به آن ایجاد کرده است. از این رو، هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری (Cognitive-Behavioral Group Therapy) و گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد (Acceptance and commitment Group therapy) بر خودکارآمدی بیماران سرطان پستان بود. مواد و روش ها: در یک پژوهش نیمه تجربی به صورت پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل، تعداد 60 نفر که شرایط ورود به مطالعه را داشتند، به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس آزمودنی ها بر مبنای مؤلفه های جمعیت شناختی، همتاسازی و در 3 گروه 20 نفری جایگزین. برای گروه مبتنی بر پذیرش و تعهد 8 جلسه آموزشی برگزار شد و برای گروه مبتنی بر درمان شناختی –رفتاری نیز 10 جلسه آموزشی برگزار شد و گروه کنترل هم مداخله ای دریافت نکردند. در پایان جلسات آموزشی پرسشنامه خودکارآمدی (The self-efficacy scale) (پس آزمون) در هر 3 گروه اجرا شد، همچنین 2 ماه پس از درمان مجدداً در مرحله پیگیری همه اعضا 3 گروه پرسشنامه را تکمیل نمودند. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون اندازه گیری مکرر (Repeated Measurement Test) و تحلیل کوواریانس چندمتغیری (Multivariate Covariance Analysis) استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو روش گروه درمانی شناختی- رفتاری و گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد منجر به بهبود خودکارآمدی بیماران مبتلابه سرطان پستان در گروه های آزمایش شده بود (001/0>p). همچنین نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین دو روش در بهبود خودکارآمدی بیماران مبتلابه سرطان پستان وجود نداشت (05/0>p). نتیجه گیری: گروه درمانی شناختی – رفتاری و گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد در بهبود خودکارآمدی بیماران مبتلابه سرطان پستان مؤثر هستند.
۷.

اثربخشی طرح واره درمانی هیجانی بر کاهش طرح واره های هیجانی منفی، ناگویی هیجانی و علایم بیماران دارای نشانه های بدنی

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۵
زمینه و هدف: نشانه های بدنی سهم قابل توجهی از مراجعه کنندگان به مراکز درمانی را به خود اختصاص می دهد. از آنجاکه مشاهدات بالینی این نشانه ها را با هیجان ها در ارتباط دانسته اند، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی بر کاهش طرحواره های هیجانی منفی، ناگویی هیجانی و علایم بیماران دارای نشانه های بدنی انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع پژوهش های نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش حاضر کلیه بیماران زن با نشانه های بدنی استان اصفهان بود و نمونه شامل۳۰ نفر مراجع ازمراکز مشاوه استان اصفهان و خمینی شهر با نشانه های بدنی بودند که به شیوه نمونه گیری قضاوتی با تشخیص روان پزشک و روان شناس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و گروه کنترل (۱۵ نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت مداخله ۱۲ جلسه ای رویکرد طرحواره درمانی هیجانی قرار گرفتند. مقیاس طرحواره های هیجانی لیهی (Leahy Emotional Schemas Scale یا LESS)، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (Toronto Alexithymia Scale یا TAS-20) و پرسشنامه نشانه های بدنی سنجش ملاک B (Somatic Symptom Disorder-B Criteria Scale یا SSD-12) در مورد شرکت کنندگان اجرا گردید. داده های به دست آمده با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره در نرم افزار SPSS نسخه ۲۴ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: پس از اجرای طرحواره درمانی هیجانی، تفاوت معناداری در طرحواره های هیجانی منفی (008/0=p) ، ناگویی هیجانی (001/0>p) و نشانه های بدنی (001/0>p) در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل مشاهده گردید و میانگین نمرات گروه آزمایش در این متغیرها به طور معناداری کمتر از گروه کنترل بود. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد مدل طرحواره درمانی هیجانی بر اساس وجود رابطه طرحواره های هیجانی منفی و ناگویی هیجانی با نشانه های بدنی، با اصلاح فرآیندهای زیربنایی هیجان و بهبود راهبردهای ناسازگارانه افراد در مقابل هیجانات باعث کاهش طرحواره های هیجانی منفی و ناگویی هیجانی و نشانه های بدنی می شود.
۸.

اثربخشی طرحواره درمانی گروهی بر کاهش نشانگان اضطراب مرگ در بیماران قلبی-عروقی

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۲
زمینه و هدف: اضطراب می تواند در یک بازه ده ساله به بیماری های قلبی منجر شود و بیماری های قلبی به نوبه خود به اضطراب؛ اضطراب مرگ. هدف پژوهش حاضر؛ تعیین تأثیر طرح واره درمانی گروهی بر کاهش اضطراب مرگ در بیماران قلبی- عروقی صورت بود. مواد و روش ها: جامعه آماری دربردارنده کلیه بیماران مبتلابه بیماری های قلبی-عروقی مراجعه کننده به مرکز قلب تهران بود. روش نمونه گیری از نوع در دسترس و طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با گروه آزمایش و کنترل همراه با پیش آزمون و پس آزمون بود. ابتدا از بین مراجعین، داده های حاصل از مقیاس اضطراب مرگ تمپلر (Templer’s Death Anxiety Scale) از ۱۱۳ نفر اخذ و پس از بررسی اولیه، تعداد 30 نفر (18 زن و 12 مرد) از افراد که بالاترین نمرات را در آزمون کسب کرده بودند در پژوهش دخالت داده شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گماشته شدند. پیش ازاین در نظر گرفته شد تا شرکت کنندگان به وضعیت های عصبی مختل کننده هوشیاری اعم از ضربه مغزی و دمانس دچار نبوده باشند. سپس اعضای گروه آزمایش به مدت ۱۲ جلسه ۹0 دقیقه ای تحت درمان طرح واره درمانی گروهی قرار گرفتند و پس ازآن دوباره ازلحاظ میزان اضطراب مرگ مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS 23 استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که پس از اجرای مداخله طرح واره درمانی گروهی از میزان اضطراب مرگ اعضای گروه آزمایش به طور معنا داری (05/0 p< و 147/4F= ) کاسته شده است؛ بنابراین فرضیه پژوهش مبنی بر اثربخشی طرح واره درمانی گروهی بر کاهش میزان اضطراب مرگ تائید می شود. نتیجه گیری: این یافته ممکن است به خلأ پژوهشی موجود در مورد اضطراب مرگ در بیماران قلبی-عروقی و همچنین کاربردهای بالینی در مواجهه با این پدیده کمک کنند.
۹.

اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر تعارض زناشویی و پردازش بین فردی زنان متأهل دارای طلاق عاطفی

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۲
زمینه و هدف: طلاق عاطفی اولین مرحله در فرایند طلاق بوده که بیانگر زناشویی روبه زوال است. طلاق عاطفی توأم با پیامدهای مختلفی می باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر تعارض و پردازش بین فردی زنان متأهل دارای طلاق عاطفی شهر تهران بود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری (دوماهه) با گروه گواه می باشد. جامعه آماری شامل کلیه زنان مراجعه کننده به دو مرکز مشاوره در تهران در سال 1397 بودند. از جامعه آماری تعداد 40 نفر از زنان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های فرم تجدیدنظر شده پرسشنامه تعارض های زناشویی (Marital Conflict Scale-Revised)، پرسشنامه پردازش بین فردی (Interpersonal Processing Scale) و پرسشنامه طلاق عاطفی گاتمن (Gottman’s Emotional Divorce Questionnaire) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-22 و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه وتحلیل گردید. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه در پس آزمون و پیگیری، کاهش تعارض (001/0 p<، 71/16 F=) را تجربه نمودند. همچنین نتایج نشان داد که گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه در پس آزمون و پیگیری، افزایش پردازش بین فردی (001/0 p<، 67/49 F=) را تجربه نمودند. نتیجه گیری: بر طبق نتایج می توان استنباط کرد که آموزش رفتاردرمانی دیالکتیکی با افزایش شناخت و آگاهی، و تنظیم هیجانی سبب افزایش روابط کارآمد و کاهش هیجان های منفی منجر به تعارض می گردد.
۱۰.

مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار و غنی سازی روابط گاتمن بر الگوهای ارتباطی زنان

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۶
زمینه و هدف: یکی از مهم ترین ویژگی های روابط زناشویی، چرخه ها یا الگوهای ارتباطی است که میان همسران شکل گرفته و بیشتر در پرتو تکرار استوار می شوند. پژوهش حاضر باهدف مقایسه تأثیر مداخله آموزشی مبتنی بر رویکرد هیجان مدار و رویکرد غنی سازی روابط گاتمن بر الگوهای ارتباطی زنان صورت گرفت. مواد و روش ها: پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه زنانی که به دلیل مشکلات ارتباطی با همسر در سال 1396 به مرکز مشاوره فراز شهرستان خمین مراجعه کرده بودند، تشکیل دادند. تعداد 36 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب، به روش تصادفی در دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه گمارده شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه الگوهای ارتباطی (Communication Patterns Questionnaire) بود. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس و بونفرونی استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد میان آزمودنی های گروه های آزمایش و گواه در مرحله پس آزمون و پیگیری تفاوت معنی داری در الگوهای ارتباطی وجود دارد، به گونه ای که رویکرد هیجان مدار و غنی سازی روابط توانسته بودند به طور معنی داری در کاهش الگوهای ارتباطی اجتنابی، توقع/کناره گیری و افزایش الگوی ارتباطی سازنده متقابل در هر دو مرحله پس آزمون و پیگیری مؤثر باشند. همچنین نتایج آزمون بونفرونی نشان داد تفاوت بین گروه رویکرد هیجان مدار با گروه غنی سازی روابط گاتمن در الگوهای ارتباطی زنان معنی دار بود؛ به این معنی که رویکرد غنی سازی بیشتر از رویکرد هیجان مدار بر الگوهای ارتباطی مؤثر است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، می توان از هر دو رویکرد به ویژه رویکرد غنی سازی روابط گاتمن جهت بهبود الگو های ارتباطی زوجین و درنهایت افزایش کیفیت زندگی زناشویی استفاده نمود.
۱۱.

بررسی و مقایسه رفتارهای جنسی نوجوانان کم توان هوشی از دید والدین و معلمان

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۱
زمینه و هدف: بروز رفتارهای جنسی توسط نوجوانان کم توان هوشی می تواند مشکلات عدیده ای را برای خانواده و معلمان ایجاد کند. بنابراین، هدف از انجام پژوهش حاضر، شناسایی رفتارهای جنسی نوجوانان کم توان هوشی از دید والدین و معلمان بود. مواد و روش ها: این پژوهش از نوع شیوه علی مقایسه ای بود و جامعه موردمطالعه تمام معلمان و والدین دانش آموزان نوجوان کم توان هوشی شهر تهران بود، تعداد 50 نفر از والدین و تعداد 50 نفر معلمان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به وسیله پرسشنامه محقق ساخته مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از آزمون t مستقل در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: تفاوت معناداری بین گزارش های والدین و معلمان وجود داشت (001/0 >P). والدین گزارش کرده اند که 30 درصد فرزندشان اندام شخصی اش را در مکان عمومی لمس می کند. و 32 درصد این رفتار به سمت شخص دیگری بوده. معلمان نیز گزارش کرده اند که دانش آموزان اندام شخصی خود را در مکان عمومی 38 درصد زیاد لمس می کند و 44 درصد زیاد اندام دیگران را لمس می کند. نتیجه گیری: وقوع رفتارهای جنسی در نوجوانان کم توان هوشی، با توجه به کمبود منابع اطلاعاتی، محدودیت های شناختی و ارزش های فرهنگی و اجتماعی خانواده تنوع زیادی داشت و از دیدگاه والدین و معلمان رفتارهای نامناسب را نشان می دهند. همچنین انکار والدین در گزارش این رفتارها دیده شد.
۱۲.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی- رفتاری و درمان مبتنی بر معنویت بر شدت علائم روده ای و کیفیت زندگی بیماران مبتلابه سندرم روده تحریک پذیر

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۹
زمینه و هدف: سندرم روده تحریک پذیر (Irritable bowel syndrome -IBS) نوعی اختلال عملکردی گوارشی است که با درد مزمن شکم و تغییرات اجابت مزاج مشخص می شود که به نوعی با عوامل روان شناختی مرتبط است. هدف این مطالعه در فاز اول (کیفی) تهیه و تدوین یک طرح درمانگری اختصاصی مبتنی بر درمان شناختی رفتاری برای IBS و نیز تهیه و تدوین یک بسته درمانی مبتنی بر معنویت و فرهنگ و در فاز دوم تعیین و مقایسه اثربخشی این دو بسته درمان برشدت علائم بیماری، کیفیت زندگی مرتبط با سلامت بیماران IBS بود. مقاله حاضر نتایج فاز دوم (کارآزمایی بالینی) است. مواد و روش ها: بر اساس ملاک های تشخیصی ROME-III 23 بیمار (زن) مبتلابه IBS وارد مطالعه شدند و به صورت تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. یک گروه طی 12 جلسه تحت روان درمانی شناختی- رفتاری مختص IBS و گروه دیگر روان درمانی شناختی مبتنی بر معنویت قرار گرفتند. مقیاس سیستم غربالگری شدت علائم (IBS-SSS) و پرسشنامه کیفیت زندگی بیماران سندرم روده تحریک پذیر (IBS-QOL) در پیش از مداخله، هفته 4، 12 و 24 تکمیل شد. داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس چند متغیری با اندازه گیری مکرر و با استفاده از نرم افزار SPSS-20 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که هم درمان شناختی- رفتاری و هم درمان مبتنی بر معنویت بر کاهش شدت علائم روده ای و بهبود کیفیت زندگی بیماران تأثیر معناداری داشته و پایداری این اثر تا مرحله پیگیری نیز ادامه داشته است. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد درمان شناختی- رفتاری مختص IBS و نیز بسته درمان مبتنی بر معنویت و فرهنگ که در مرحله کیفی این پژوهش طراحی شد هردو مؤثر هستند؛ لذا استفاده از هر یک از این درمان ها با توجه به شرایط و پذیرش بیمار به عنوان درمان همراه توصیه می شود.
۱۳.

تأثیر مدل بازسازی پس از طلاق فیشر بر اضطراب و افسردگی زنان مطلقه

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۳
زمینه و هدف: برنامه بازسازی پس از طلاق فیشر یکی از برنامه های کاربردی برای افزایش سازگاری و کاهش هیجان های منفی همانند افسردگی و اضطراب است. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر مدل بازسازی پس از طلاق فیشر بر اضطراب و افسردگی زنان مطلقه شهر نیشابور بود. مواد و روش ها: تحقیق حاضر از نوع پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه آزمایش و گواه است. جامعه تحقیق حاضر زنان مطلقه شهر نیشابور بودند. نمونه شامل 24 نفر از زنان مطلقه شهر نیشابور بود که به صورت در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش (12 نفر) و کنترل (12 نفر) به شیوه تصادفی جایگزین شدند. گروه آزمایش مدل بازسازی پس از طلاق فیشر را در طی 8 جلسه دریافت کردند و گروه کنترل در لیست انتظار قرار داشتند. داده ها با استفاده از پرسشنامه افسردگی بک و اضطراب بک موردمطالعه قرار گرفتند. یافته ها: تحلیل یافته های به دست آمده تجزیه وتحلیل آنکوا نشان می دهد که میانگین نمرات افسردگی و نشانه های اضطراب برحسب گروه (کنترل و آزمایش) پس از تعدیل پیش آزمون، تفاوت معناداری دارد (01/0p<) و گروه آزمایش پس از دریافت آموزش مدل بازسازی پس از طلاق، افسردگی و نشانه های اضطراب پایین تری را نشان می دهند. نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده می توان گفت، مدل بازسازی فیشر با انجام فعالیت هایی همانند طغیان و سوگواری، هیجان های منفی همانند افسردگی و اضطراب را در زنان مطلقه کاهش می دهد و آنان را برای ادامه زندگی آماده می سازد.
۱۴.

کشف عوامل مؤثر بر طلاق در ازدواج های زودهنگام: یک مطالعه کیفی نظام مند

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۰
زمینه و هدف: طلاق به عنوان یک آسیب اجتماعی در سال های اخیر در ایران و دنیا افزایش یافته است. محققان علل مختلفی را برای آن ذکر نموده اند ازجمله: اختلافات شدید اعتقادی، تربیت های متفاوت، خصوصیات شخصیتی ناسازگار و... که به تعارض و درنهایت طلاق ختم می شود. هدف از این پژوهش کشف عوامل مؤثر بر طلاق در ازدواج های زودهنگام بود. مواد و روش ها: مطالعه حاضر مبتنی بر رویکرد کیفی و از نوع گراند تئوری است. بدین منظور 20 نمونه به روش مبتنی بر هدف انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از مصاحبه های عمیق و باز استفاده شد. متن مصاحبه ها ضبط گردید و پس از مکتوب سازی با روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی که Strauss و Corbin در کتاب خود معرفی کرده است، تجزیه وتحلیل شد. به منظور افزایش اعتبار داده ها از قضاوت ارزیابان نیز استفاده شد. یافته ها: از مجموع یافته های این مطالعه، چهار مفهوم اصلی که بیان گر ساختار تعارض بودند، استخراج شد. این مفاهیم شامل: اجتماعی، خانوادگی، اقتصادی و شخصیتی بودند. نتایج تحقیق که با کمک کد گذاری باز، محوری و انتخابی مشخص شد، نشان داد که عوامل و زمینه هایی چون سن نامناسب، ازدواج از روی اجبار، عدم درک نقش زن و مرد، تفاوت شخصیتی و فرهنگی، مهارت های ارتباطی و اجتماعی ناکارآمد، مسائل اقتصادی، دخالت اطرافیان، نبود شبکه حمایتی، انتظارات غیرواقعی از همسر، برآورده نشدن نیازها، سردرگمی هویت، هیجانات منفی و عدم ابراز هیجانات، الگوی ارتباط منفی والدین، آشفتگی خانوادگی، تفاوت فاحش بین زوجین (تحصیلی، ظاهری، خانوادگی، شخصیتی)، دلبستگی نا ایمن و عدم انعطاف روان شناختی، تعارض و طلاق را تسریع می کند. ذنتیجه گیری: به نظر می رسد که بهره مندی زوجین از مشاوره قبل از طلاق و آگاهی و شناخت از خود و جنس مخالف و تصمیم گیری مسئولانه و بالغانه می تواند نقش مهمی در موفقیت ازدواج داشته باشد.
۱۵.

نقش میانجی گر پیروی از درمان در رابطه بین خودکارآمدی سبک زندگی مربوط به وزن، پریشانی روان شناختی با کاهش وزن افراد چاق جراحی شده به روش اسلیو گاستروکتومی

تعداد بازدید : ۹
زمینه و هدف: یکی از اصلی ترین دغدغه های روان شناسی سلامت پیروی بیماران از توصیه های درمانی است. خودکارآمدی سبک زندگی مربوط به وزن و پریشانی روان شناختی ازجمله عواملی هستند که در تبیین میزان پیروی از درمان در جراحی های چاقی نقش های مهمی ایفا می کنند. هدف پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی گر پیروی از درمان در رابطه بین خودکارآمدی سبک زندگی مربوط به وزن، پریشانی روان شناختی با کاهش وزن افراد چاق جراحی شده به روش اسلیو گاستروکتومی (sleeve gastrectomy) بود. مواد و روش ها: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری این پژوهش شامل تمام افراد چاقی بود که در کلینیک پژوهشکده غدد و متابولیسم مورد عمل جراحی لاپاراسکوپی اسلیو گاسترکتومی (sleeve gastrectomy Laparoscopy) قرارگرفته بودند و از میان آن ها 200 نفر به روش نمونه برداری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل شاخص توده بدنی؛ پرسشنامه سبک زندگی مبتنی بر خودکارآمدی؛ فرم کوتاه مقیاس افسردگی، اضطراب، استرس و مقیاس پیروی کلی بود. داده های پژوهش حاضر با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد اثر مستقیم خودکارآمدی بر کاهش وزن (01/0>p، 169/0= β) و اثر غیرمستقیم از طریق پیروی از درمان (01/0>p، 077/0= β) معنادار بود. اثر مستقیم پریشانی روان شناختی بر کاهش وزن (05/0>p، 186/0-= β) و اثر غیرمستقیم پریشانی روان شناختی از طریق پیروی از درمان (05/0>p، 069/0-= β) معنادار بود. نتیجه گیری: چنین به نظر می رسد که خودکارآمدی با تحت تأثیر قرار دادن فرد و ارتقای تاب آوری وی پریشانی روان شناختی او را کاهش داده و منجر به افزایش پیروی از درمان و کاهش وزن فرد می شود
۱۶.

زمینه یابی فرایند پیمان شکنی زناشویی در مراجعین به مرکز روان پزشکی اجتماعی بیمارستان نور

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۰
زمینه و هدف: خیانت زناشویی ازجمله عواملی است که سلامت خانواده را با چالش مواجه کرده و مهم ترین عامل تهدیدکننده عملکرد، ثبات و تداوم روابط زناشویی است. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی زمینه یابی فرایند پیمان شکنی توسط مردان بود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی- زمینه یابی نظری بوده است. جامعه ی موردمطالعه این پژوهش عبارت بودند از: کلیه ی زنان که در فرایند پیمان شکنی قرارگرفته بودند و به درمانگاه روان پزشکی اجتماعی بیمارستان نور مراجعه کرده بودند. نمونه این تحقیق شامل 8 نفر زن آسیب دیده از پیمان شکنی همسر بودند که به طور هدفمند انتخاب شدند. روش اصلی جمع آوری داده ها در این پژوهش مصاحبه نیمه سازمان یافته یا غیر سازمان یافته بود. یافته ها: نتایج حاصل از مصاحبه ها در 4 مقوله عوامل زمینه ساز پیمان شکنی، عوامل نگهدارنده و بازدارنده، واکنش ها و پیامدها خلاصه شد. عوامل زمینه ساز شامل عوامل فردی، بین فردی و اقتصادی، عوامل نگهدارنده نیز شامل عوامل فردی و بین فردی، عوامل بازدارنده شامل عاطفه مادری، مسئولیت پذیری یک جانبه و حس ترحم زن، دوست داشتن فرزندان از طرف مرد و مقید بودن مرد به واجبات دینی هم چنین واکنش ها شامل آشکار شدن موضوع خیانت توسط زن، تغافل زن، تلاش برای کشف حقیقت، گوش به زنگی، سوگ، انکار و پیامدها شامل تلاش برای انتقام، سکوت کردن و تلاش برای بازسازی رابطه بود نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش در نظر گرفتن عوامل زمینه ساز پیمان شکنی و ویژگی های فردی زوج در پایداری و یا عدم ثبات یک رابطه ی زوجی نقش مهمی ایفا می کند. در نظر گرفتن این عوامل توسط مشاورین و زوج درمانگران می تواند در افزایش ثبات زوجی مؤثر باشد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۱