تحقیقات علوم رفتاری

تحقیقات علوم رفتاری

تحقیقات علوم رفتاری دوره هجددهم زمستان 1399 شماره 4 (پیاپی 62)

مقالات

۱.

اثربخشی آموزش توانایی های حرکتی بر کارکردهای اجرایی کودکان با اختلال نقص توجه/بیش فعالی

تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۸۵
زمینه و هدف: اختلال نقص توجه/بیش فعالی تخریب قابل ملاحظه ای در کنش های اجتماعی، آموزشی، شغلی و توانایی های حرکتی ایجاد می کند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش توانایی های حرکتی بر کارکردهای اجرایی کودکان با اختلال نقص توجه/بیش فعالی بود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه ی ششم ابتدایی شهر کرمان در سال تحصیلی 99-1398 بودند؛ و نمونه پژوهش شامل 30 نفر بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. آزمودنی ها در دو مرحله ی پیش آزمون و پس آزمون به پرسشنامه های اختلال کمبود توجه سوانسون و نولان و پلهام، فرم والدین (1980)، خرده آزمون های حافظه عددی و تشابهات از مقیاس هوشی وکسلر (2002) و آزمون تصاویر پیچیده آندره ری (1942) پاسخ دادند. گروه آزمایش طی 18 جلسه 45 دقیقه ای جلسات آموزش توانایی های حرکتی را به صورت گروهی دریافت کردند، درحالی که گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکردند. داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه ی 25 تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: نتایج مقایسه گروه آزمایش با گروه کنترل نشان داد که کارکردهای اجرایی حافظه ی فعال و برنامه ریزی-سازماندهی گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به طور معناداری افزایش یافت؛ و اثربخشی آموزش توانایی های حرکتی بر کارکردهای اجرایی در مرحله ی پس آزمون تأیید گردید (01/0 > p ). میزان این تأثیر در کارکرد اجرایی حافظه ی فعال 64/0 و برنامه ریزی- سازمان دهی 69/0 بود (01/0> p ). نتیجه گیری: به طورکلی نتایج حاکی از تأثیر آموزش توانایی های حرکتی بر کارکردهای اجرایی در کودکان با اختلال نقص توجه/بیش فعالی بود؛ و می توان از این روش برای درمان این کودکان استفاده کرد.
۲.

فهم و شناسایی عوامل روانی اجتماعی خرده فرهنگ های مرتبط با مصرف مواد مخدر: یک مطالعه گراندد تئوری

تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۹۶
زمینه و هدف: تحقیقات نشان داده است که شرایط و ویژگی های خرده فرهنگ ها می تواند یکی از دلایل ابتلا به اعتیاد و مصرف مواد مخدر باشد و بررسی عوامل روانی اجتماعی هر جامعه ای می تواند روشن کننده ویژگی های آن فرهنگ بوده و سرنخ هایی در ارتباط با مشکلات آن جامعه به ویژه اعتیاد باشد؛ بنابراین این پژوهش درصدد فهم و شناسایی عوامل روانی اجتماعی خرده فرهنگ های مرتبط با مصرف مواد مخدر است مواد و روش ها: مطالعه از نوع کیفی و از روش گراندد تئوری می باشد. شهر اصفهان به عنوان پایلوت تحقیق انتخاب گردید. متغیرها و مقوله ها از 32 مصاحبه که اعتبار آن توسط اساتید و متخصصین موضوع تائید شده، استخراج گردید. از میان 18 مقوله محوری، 5 مقوله اصلی شامل شرایط علی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها شناسایی شدند. یافته ها: سوء مصرف مواد با «وابستگی عملی-احساسی»، «رانده شدگی از جامعه» و «خرده فرهنگ انحرافی» همراه است. افراد در سبک زندگی اعتیاد گونه خود دچار نوعی جدایی از اجتماع هستند. تداوم عضویت در خرده فرهنگ انحرافی به نوعی تنها سرمایه فرد معتاد محسوب می شود و زمینه را برای شکل گیری رفتارهای انحرافی و کجروی بیشتر مهیا می سازد. پیامدها شامل: تداوم اعتیاد، اضمحلال روانی – اجتماعی، شکل گیری ارزش های نوین منفی، خرده فرهنگ حمایت گسسته و اعتماد در برابر بی اعتمادی میان گروهی خواهد بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده به نظر می رسد که حمایت اجتماعی و عاطفی از افراد معتاد وکمک به آنان برای ترک مواد مخدر از جذب شدن آنها به خرده فرهنگهای تهاجمی و بزهکار جلوگیری می نماید. با این وجود در جهت بالا بردن اعتبار بیرونی تحقیق پیشنهاد می گردد در جوامعی دیگر، تحقیقاتی مشابه تحقیق حاضر صورت بگیرد.
۳.

اثربخشی آموزش تنظیم هیجان به همراه رژیم غذایی بر انعطاف پذیری روانی و رفتار خودتنظیمی نوجوانان دارای اضافه وزن

تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۴۷
زمینه و هدف: اضافه وزن و چاقی یکی از معضلات بهداشتی کشورهای درحال توسعه و پیشرفته می باشد و در کل جهان با سرعت هشداردهنده ای به خصوص در کودکان و نوجوانان رو به افزایش است. پژوهش حاضر با هدف تأثیر آموزش تنظیم هیجان به همراه رژیم غذایی بر انعطاف پذیری روانی و رفتار خودتنظیمی نوجوانان دارای اضافه وزن انجام گرفته است. مواد و روش ها: ا ین پژوهش از نوع نیمه تجربی بود که از نوع طرح های کاربردی و نیمه آزمایشی پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل و تجربی انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه نوجوانان دختر مقطع متوسطه اول شهرستان تنکابن در سال تحصیلی ۹۸-۹۹ مشغول به تحصیل بودند که تعداد آن ها ۲۸۶ نفر بود. نمونه پژوهش۳۰ دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و با گمارش تصادفی در گروه آزمایش و کنترل(۱۵ نفر آزمایش، ۱۵ نفر کنترل) قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس خودتنظیمی بروان و همکاران (۱۹۹۱)، پرسشنامه پذیرش و عمل ویرایش۲ (انعطاف پذیری روانی) بوند و همکاران (۲۰۱۱)، و ابزار محاسبه شاخص توده بدن ( BMI ) قبل و بعد از اجرای آموزش استفاده شد. آموزش تنظیم هیجان به صورت گروهی بر روی گروه آزمایش اجرا گردید و در طی این مدت اعضای گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. داده های پژوهش، با تحلیل کوواریانس چندمتغیری، در محیط SPSS۲۴ تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش تنظیم هیجان به همراه رژیم غذایی بر انعطاف پذیری روانی و رفتار خودتنظیمی نوجوانان دارای اضافه وزن با مؤثر بوده است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده آموزش تنظیم هیجان به همراه رژیم غذایی بر افزایش انعطاف پذیری روانی و بهبود رفتار خودتنظیمی نوجوانان دارای اضافه وزن تأثیر دارد.
۴.

مقایسه اثربخشی آموزش مربیگری گشتالتی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر هوش هیجانی و خودکارآمدی

تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۹۱
زمینه و هدف: مقایسه رویکردهای مختلف درمانی در روان شناسی می تواند به درمانگران برای تشخیص صرفه جویی در زمان، هزینه و میزان اثربخشی آن ها کمک کننده باشد؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش مربیگری گشتالتی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر هوش هیجانی و خودکارآمدی کارکنان شرکت مخابرات تهران انجام شد. مواد و روش ها: روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان شرکت پرسو الکترونیک مخابرات تهران در سال 1398 بود که از بین آن ها بر اساس جدول کوهن، 45 نفر با نمونه گیری تصادفی نسبی انتخاب و به صورت تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های هوش هیجانی بار- ان (1980) و خودکارآمدی شرر و مادوکس (1982) بود. گروه های آزمایش تحت آموزش مربیگری گشتالتی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفتند. داده ها با آزمون تحلیل واریانس و اندازه گیری مکرر تحلیل شدند . یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش مربیگری گشتالتی بر افزایش هوش هیجانی کارکنان، در سه مرحله آزمون اثر معنی داری وجود دارد (001/0 ≥ P ) . درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افزایش هوش هیجانی کارکنان بین پیش آمون و پس آزمون اثر معنی داری داشته (001/0 ≥ P ) . ولی بین پس آزمون با پیگیری اثر معنی داری وجود ندارد (001/0 ≤ P ). همچنین آموزش مربیگری گشتالتی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افزایش خودکارآمدی کارکنان، در مرحله پیش آزمون و پس آزمون اثر معنی داری وجود دارد (001/0 ≥ P ) . ولی آموزش مربیگری گشتالتی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افزایش خودکارآمدی کارکنان، در مرحله پس آزمون و پیگیری اثر معنی داری وجود ندارد (001/0 ≤ P ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های حاصل می توان نتیجه گرفت، آموزش مربیگری گشتالتی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند راهکار مناسبی برای افزایش هوش هیجانی و خودکارآمدی کارکنان باشد.
۵.

مقایسه اثربخشی درمان خودشفقت ورزی و آموزش سرمایه روان شناختی بر تحمل پریشانی و خودتنظیمی هیجانی

تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۹۱
زمینه و هدف: فلج مغزی به اختلال غیر پیش رونده در حرکت و وضعیت اطلاق می شود که به دنبال ضایعه عصبی در سال های اولیه روی می دهد و سبب بروز ناتوانایی های حرکتی و نورولوژیک می گردد. اختلال در انجام فعالیت های روزمره زندگی، هزینه های درمانی سنگین و وابستگی شدید به اطرافیان بر کارکرد خانواده و به ویژه مادران اثر می گذارد؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان خودشفقت ورزی و آموزش سرمایه روان شناختی بر تحمل پریشانی و خودتنظیمی هیجانی مادران کودکان فلج مغزی انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع پژوهش های نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش شامل مادران دارای کودکان مبتلا به فلج مغزی در مراکز توان بخشی تحت نظر بهزیستی شهرکرد در سال ۱۳۹۸ بود (۲۷۰ نفر) که از این تعداد، نمونه ای به حجم ۴۵ نفر به صورت دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه ۱۵ نفره (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) گمارده شدند. افراد دو گروه آزمایش در دوره های خودشفقت ورزی و سرمایه ی روان شناختی در ۱۰ جلسه ۹۰ دقیقه ای شرکت کردند؛ اما برای گروه کنترل، مداخله ای صورت نگرفت. شرکت کنندگان در سه مرحله به پرسشنامه های تحمل پریشانی هیجانی سیمونز و گاهر (۲۰۰۵) و پرسشنامه خودتنظیمی هیجانی (۲۰۱۰) پاسخ دادند. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و تی مستقل تحلیل شد. یافته ها: نتایج بیانگر این بود که آموزش خودشفقت ورزی و آموزش سرمایه ی روان شناختی به طور یکسان و مؤثری سبب افزایش تحمل پریشانی مادران کودکان مبتلا به فلج مغزی شده است (۰۵/۰> p ) و از بین دو شیوه مداخله ای، تنها آموزش سرمایه روان شناختی توانسته منجر به بهبود خودتنظیمی هیجانی مادران شود (۰۰۱/۰> p ). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر می توان گفت که دو شیوه مداخله آموزش خودشفقت ورزی و آموزش سرمایه ی روان شناختی می تواند به عنوان گزینه های مداخله ای مؤثر به منظور بهبود تحمل پریشانی و خودتنظیمی مادران کودکان مبتلا به فلج مغزی مورداستفاده قرار گیرد.
۶.

تأثیر درمان مبتنی بر شفقت بر خودمهارگری و انعطاف پذیری تصویر ذهنی از بدن بیماران مبتلا به چاقی داوطلب جراحی اسلیو و بای پس معده

تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۹۲
زمینه و هدف: چاقی یک مشکل پیچیده است که می تواند توسط تعداد زیادی از عوامل زیستی، روان شناختی و اجتماعی به وجود آید. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر خودمهارگری و انعطاف پذیری تصویر ذهنی از بدن در بیماران مبتلا به چاقی داوطلب جراحی اسلیو و بای پس معده بود . مواد و روش ها: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری مطالعه حاضر نیز شامل تمامی بیماران مبتلا به چاقی داوطلب جراحی اسلیو و بای پس معده مراجعه کننده به مرکز درمان چاقی تهران در سال ۱۳۹۸ و در بازه زمانی دی ماه تا بهمن ماه بودند. نمونه پژوهش حاضر شامل ۳۰ بیمار (۱۵ نفر گروه آزمایش و ۱۵ نفر گروه کنترل) که به شیوه دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی بین دو گروه جایگزین شدند. گروه آزمایش هشت جلسه ۹۰ دقیقه ای به صورت دو روز در هفته مداخله درمان مبتنی بر شفقت را دریافت کردند و گروه کنترل نیز در لیست انتظار قرار داشتند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه خودمهارگری تانجی و همکاران (۲۰۰۴) و پرسشنامه انعطاف پذیری تصویر ذهنی از بدن ساندز و همکاران (۲۰۱۳) بودند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۴ و آزمون آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد گروه آزمایش پس از مداخله، خودمهارگری و انعطاف پذیری تصویر ذهنی از بدن بهتری نسبت به گروه کنترل نشان دادند. نتیجه گیری: ازاین رو، به نظر می رسد درمان مبتنی بر شفقت به طور معناداری باعث افزایش خودمهارگری و انعطاف پذیری تصویر ذهنی از بدن بیماران چاق می شود. ملاحظات نظری و عملی یافته های به دست آمده در این مقاله موردبحث قرار گرفته است.
۷.

اثربخشی درمان راه حل محور بومی براساس روایات مادران دارای فرزند کم توان ذهنی بر تاب آوری آنان

تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۸۶
زمینه و هدف: تولد یک کودک ناتوان تأثیر شگرفی در روحیه والدین و بخصوص مادران می گذارد. به دنیا آمدن فرزند ناتوان موجی از ناامیدی را در والدین ایجاد می کند که تاب آوری در مقابل این مشکل به تنهایی سخت است. از این رو، هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان راه حل محور بومی بر تاب آوری زنان دارای فرزند ناتوان بود . مواد و روش ها: روش تحقیق حاضر نیمه آزمایشی و طرح تحقیق پیش آزمون، پس آزمون، و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه مادران دارای فرزند کم توان ذهنی مراجعه کننده به واحد توانبخشی بهزیستی شهر اراک در سه ماه اول سال ۱۳۹۸ تشکیل می دادند. نمونه تحقیق شامل ۴۰ مادر دارای کودک ناتوان بودند که به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند (۲۰ گروه کنترل و ۲۰ نفر آزمایش). برای جمع آوری اطلاعات از مقیاس تاب آوری کانر دیویدسون استفاده شد. پس از اجرای پیش آزمون، مداخله (راه حل محوری) به گروه آزمایش ارائه گردید. گروه کنترل نیز در لیست انتظار قرار داشتند. پس از پایان برنامه مداخله ای، از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد پس از سه ماه نیز آزمون پیگیری به عمل آمد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس مختلط استفاده شد . یافته ها: نتایج نشان داد که مداخله راه حل محور بر تاب آوری مادران دارای فرزند کم توان ذهنی شهر اراک اثربخش بوده است (۰۵/۰> p ) . نتیجه گیری: با توج به یافته های به دست آمده، به نظر می رسد درمان راه حل محور بومی مبتنی بر روایات مادران کودکان ناتوان ذهنی در افزایش تاب آوری آنان اثربخش بوده است. ملاحظات نظری و عملی بیشتر در این پژوهش مورد بحث قرار گرفته است .
۸.

اثربخشی درمان پذیرش و تعهد بر ناگویی خلقی و مشکلات بین فردی مردان دارای اختلال مصرف مواد

تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۹۲
زمینه و هدف: ناگویی خلقی شیوع بالایی را در چندین اختلال روانی ازجمله اختلالات افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه و اختلال مصرف مواد نشان می دهد. با توجه به شیوع ناگویی خلقی و مشکلات بین فردی در میان افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد، پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان پذیرش و تعهد بر ناگویی خلقی و مشکلات بین فردی مردان مبتلا اختلال به مصرف مواد انجام شد. مواد و روش ها: روش تحقیق حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری دوماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری مردان مبتلا به مصرف مواد بودند که در سال ۱۳۹۸ به کلینیک های خصوصی ترک اعتیاد شهر تهران جهت درمان مراجعه کرده بودند. دو مرکز به صورت در دسترس انتخاب شد و از این میان ۴۲ نفر که رضایت آگاهانه داشتند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گروه کنترل جایگزین شدند. داده ها به وسیله مقیاس ناگویی خلقی تورنتو بگبی و دیگران (۱۹۹۴) و مشکلات بین فردی بارخام، هاردی و استارتوپ (۱۹۹۶) در سه مرحله ارزیابی جمع آوری گردید. یافته های پژوهش درنهایت با استفاده از آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۲ مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد درمان پذیرش و تعهد بر ناگویی خلقی و مشکلات بین فردی اثربخش بوده است (۰۵/۰> p ). همچنین نتایج مرحله پیگیری نشان داد که اثربخشی درمان پذیرش و تعهد بر ناگویی خلقی و مشکلات بین فردی مردان مبتلا به اختلال مصرف مواد پایدار بوده است . نتیجه گیری: با توجه به این نتایج، روانشناسان و متخصصینی که در حوزه درمان اعتیاد و اختلالات مصرف مواد فعالیت می کنند، می توانند از درمان پذیرش و تعهد برای کاهش ناگویی خلقی و مشکلات بین فردی در افراد دارای اختلال مصرف مواد استفاده نمایند.
۹.

اثربخشی مداخله مبتنی بر ذهن آگاهی بر بازداری رفتاری، خودکنترلی و رفتارهای پرخطر در نوجوانان دارای اختلال کم توجهی/بیش فعالی

تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۳۵
زمینه و هدف: اختلال کم توجهی/بیش فعالی یک اختلال عصبی/ رشدی است که توسط تعدادی از علائم، رفتارهای تکانشی و ناتوانی در تمرکز نشان داده می شود. ضروری است با به کارگیری درمان های روان شناختی مناسب نسبت به کاهش این علائم اقدام نمود. بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی ذهن آگاهی بر بازداری رفتاری، خودکنترلی و رفتارهای پرخطر در نوجوانان دارای اختلال کم توجهی/بیش فعالی انجام گرفت. مواد و روش ها: ر وش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل همراه با پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل نوجوانان پسر ۱۳ تا ۱۸ سال دارای اختلال کم توجهی/ بیش فعالی مراجعه کننده به مرکز اورژانس اجتماعی شیراز در سال ۱۳۹۸ بودند. در این پژوهش تعداد ۳۰ نوجوان دارای اختلال کم توجهی/بیش فعالی نفر از طریق ارزیابی روان پزشکی و مقیاس رفتاری کودک آخنباخ با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. (۱۵ نفر گروه آزمایش و ۱۵ نفر گروه کنترل). گروه آزمایش مداخله مبتنی بر ذهن آگاهی را طی دو ماه و نیم در (۱۰ جلسه ۹۰ دقیقه ای) دریافت نمودند؛ اما گروه کنترل مداخله ای دریافت نکردند و در لیست انتظار باقی ماندند. پرسشنامه های مورداستفاده در این پژوهش شامل آزمون برو/نرو، پرسشنامه خودکنترلی تانجنی و پرسشنامه خطرپذیری نوجوانان ایرانی بود. تجزیه وتحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ در دو بخش توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر) انجام پذیرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر ذهن آگاهی بر بازداری رفتاری، افزایش خودکنترلی و کاهش رفتارهای پرخطر در نوجوانان دارای اختلال کم توجهی/بیش فعالی تأثیر معنادار دارد . (۰۱/۰> p ). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که درمان مبتنی بر ذهن آگاهی موجب بهبود بازداری رفتاری، افزایش خودکنترلی و کاهش رفتارهای پرخطر در نوجوانان مبتلابه اختلال کم توجهی/بیش فعالی شده است؛ بنابراین در نظر گرفتن این روش درمانی در کنار سایر روش ها، در جهت کاهش علائم افراد مبتلا به اختلال کم توجهی/بیش فعالی پیشنهاد می شود.
۱۰.

تدوین مدل بومی عوامل مؤثر بر شادکامی کارکنان مجتمع فولاد مبارکه اصفهان

تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۴۶
زمینه و هدف: نظر به متفاوت بودن شاخص شادی و عوامل مؤثر بر آن در محیط های جغرافیایی و سازمانی مختلف، در این پژوهش به تدوین مدل بومی عوامل مؤثر بر شادکامی کارکنان مجتمع فولاد مبارکه اصفهان پرداخته شده است. مواد و روش ها: این پژوهش از نوع توصیفی است که ازلحاظ روش شناسی آمیخته (مشتمل بر روش های کیفی و کمی) و بخش کیفی آن به روش نظریه داده بنیاد و بخش کمی آن به روش همبستگی انجام شده است. جامعه مورد مطالعه این طرح، شامل کلیه کارکنان فولاد مبارکه اصفهان به تعداد ۱۴۵۲۹ نفر در سال ۱۳۹۸ می باشد. با انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۷۵ نفر از کارکنان که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و تکمیل پرسشنامه محقق ساخته توسط ۴۰۷ نفر از کارکنان که به روش هدفمند انتخاب شدند، و تجزیه وتحلیل داده ها، پنج عامل مؤثر بر شادکامی کارکنان شامل بنیان های شادی ( روابط خانوادگی، نوع ارتباطات در محیط کاری، عدالت و حمایت اجتماعی، پاداش مادی و معنوی) ، شادی سازها (تفکر مثبت، خوش خلق بودن، هدفمندی، امنیت شغلی)، شادی شکن ها (استرس، بیماری، نبود عدالت و جوسازمانی نامناسب)، مکانیسم های شادی (هوش هیجانی، صمیمت، مهارت های اجتماعی، تأمین نیازهای اولیه) و پیامدهای شادی (آرامش، رضایت شغلی و خانوادگی، سلامتی) شناسایی و مدل بومی عوامل مؤثر بر شادکامی کارکنان تدوین گردید. داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS۲۱ و نرم افزار الگو پردازی معادلات ساختاری SMART-PLS۳ در سطح توصیفی و استنباطی تحلیل شد و برای انجام برازش مدل از نرم افزار PLS۳ استفاده شد . یافته ها: نتایج نشان داد که پنج عامل بنیان های شادی، شادی سازها، شادی شکن ها، مکانیسم های شادی و پیامدهای شادی از روابط مستقیم و غیرمستقیم با یکدیگر برخوردار هستند و مدل بومی عوامل مؤثر بر شادکامی کارکنان مجتمع فولاد مبارکه از برازش مطلوبی برخوردار است ( ۰۱/۰ p < ). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که پنج عامل بنیان های شادی، شادی سازها، شادی شکن ها، مکانیسم های شادی و پیامدهای شادی دارای تأثیرات متقابل بر یکدیگر و از عوامل مؤثر بر شادکامی کارکنان مجتمع فولاد مبارکه می باشند.
۱۱.

مقایسه اثربخشی آموزش همدلی با آموزش مبتنی بر دیدگاه گیری اجتماعی بر هوش هیجانی نوجوانان دارای قلدری سایبری

تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۴۴
زمینه و هدف: تحقیقات نشان داده است که قلدری در فضای سایبری پیامدهای منفی بر کارکردهای تحصیلی نوجوانان داشته و بین هوش هیجانی و قلدر بودن رابطه معکوس وجود دارد؛ بنابراین هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش همدلی با آموزش مبتنی بر دیدگاه گیری اجتماعی بر هوش هیجانی نوجوانان دارای قلدری سایبری بود . مواد و روش ها: دختر دوره اول متوسطه شهر بوشهر در سال تحصیلی ۱۳۹۹-۱۳۹۸ بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد ۴۵ نفر از آنان در دو گروه آزمایش (هر گروه ۱۵ دانش آموز) و یک گروه کنترل (۱۵ نفر) قرار گرفتند. گروه های آزمایش تحت آموزش همدلی (۱۰ جلسه ۹۰ دقیقه ای) و آموزش مبتنی بر دیدگاه گیری اجتماعی (۱۰ جلسه ۹۰ دقیقه ای) قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. از پرسشنامه قلدری سایبری آنتیادو، کوکینوس و مارکوس (۲۰۱۶) و مقیاس تجدنظر شده هوش هیجانی شاته و همکاران (۱۹۹۸) به منظور گردآوری داده ها استفاده شد. تحلیل داده های به دست آمده از اجرای پرسشنامه ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه ۲۴ در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی) انجام پذیرفت. یافته ها: نتایج نشان داد هر دو درمان مذکور در مرحله پس آزمون و پیگیری نسبت به گروه کنترل اثربخشی معناداری بر هوش هیجانی نوجوانان دارای قلدری سایبری اعمال کردند (۰۵/۰> P ). همچنین، آموزش مبتنی بر دیدگاه گیری اجتماعی نسبت به آموزش همدلی در بهبود هوش هیجانی مؤثرتر بود (۰۵/۰> P ). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که آموزش مبتنی بر دیدگاه گیری اجتماعی و آموزش همدلی می توانند به عنوان یک شیوه درمانی برای بهبود هوش هیجانی نوجوانان دارای قلدری سایبری در محیط های آموزشی و درمانی به کار برده شوند.
۱۲.

نقش میانجی سرعت پردازش در رابطه بین حافظه فعال و آگاهی واج شناختی با خواندن دانش آموزان مبتلا به اختلال خواندن

تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۲۴۰
زمینه و هدف: سرعت پردازش نقش مهمی در اختلال یادگیری خاص دارد؛ بنابراین، هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی سرعت پردازش در رابطه بین حافظه فعال و آگاهی واج شناختی با خواندن دانش آموزان مبتلا به اختلال خواندن بود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان مبتلابه اختلال یادگیری خاص از نوع خواندن انتهای پایه اول تا پایه پنجم دبستان نواحی هفت گانه مشهد و مراجعه کننده به مراکز ویژه مشکلات یادگیری آموزش وپرورش شهر مشهد در سال تحصیلی ۹۹-۱۳۹۸ بود. نمونه مورد بررسی شامل ۱۵۰ نفر از دانش آموزان مبتلابه اختلال یادگیری خاص از نوع خواندن بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از آزمون خواندن و نارساخوانی (نما)، آزمون آگاهی واج شناختی و مقیاس هوشی وکسلر کودکان ۴ استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و PROCESS و همچنین روش تحلیل رگرسیون تحلیل شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که بین حافظه فعال، آگاهی واج شناختی، سرعت پردازش و خواندن دانش آموزان مبتلا به اختلال خواندن رابطه وجود دارد. سرعت پردازش میانجی رابطه بین حافظه فعال و خواندن دانش آموزان مبتلا به اختلال خواندن بود. همچنین سرعت پردازش میانجی رابطه بین آگاهی واج شناختی و خواندن بود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که سرعت پردازش میانجی رابطه بین حافظه فعال با خواندن و همچنین رابطه بین آگاهی واج شناختی با خواندن دانش آموزان مبتلا به اختلال خواندن است. توجه به این فرایندها و مداخلات مرتبط با آن ها می تواند به بهبود اختلال خواندن دانش آموزان کمک کند.
۱۳.

اثربخشی والدگری مبتنی بر مهارت های سازماندهی بر علائم کودکان با اختلال نارسایی توجه و بیش فعالی

تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۷۵
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی والدگری مبتنی بر مهارت های سازماندهی بر علائم کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی بود. مواد وروش ها: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل و پیگیری بود . جامعه آماری شامل کلیه کودکان 10-8 سال با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی است که در سال 1398-1397در مدارس عادی شهر اصفهان مشغول به تحصیل بودند. در این پژوهش 30 کودک پسر(15 نفر گروه کنترل و 15 نفر گروه آزمایش) بودند که بر اساس نظر روانپزشک کودکان و چهارمین ویرایش مقیاس سوانسون - نولان و پلهام ( SNAP-IV )، اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی تشخیص داده شدند. درگروه آزمایش، والدین کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی 11 جلسه آموزش والدگری مبتنی بر مهارت های سازماندهی دریافت کردند. در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری، چهارمین ویرایش مقیاس سوانسون-نولان و پلهام SNAP-IV) ) بر روی آن ها اجرا گردید. داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس چندمتغیره ( MANCOVA ) و با استفاده از نرم افزار 23 SPSS- مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که والدگری مبتنی بر مهارت های سازماندهی بر نارسایی توجه و نیز نارسایی توجه و بیش فعالی کل در مرحله پس آزمون تأثیر معناداری داشته است واین تأثیر در مرحله پیگیری نیز باقی مانده است (05/0 P≤ ). اما والدگری مبتنی بر مهارت های سازماندهی بر روی علائم بیش فعالی/تکانشگری تاثیر معناداری نداشته است (05/0 P≥ ). نتیجه گیری: این مطالعه نتایج امیدوار کننده ای را برای والدگری مبتنی بر مهارت های سازماندهی به عنوان یک مداخله برای بهبود علائم نارسایی توجه در کودکان با اختلال نارسایی توجه وبیش فعالی ارائه می دهد و نشان می دهد که علائم نارسایی توجه با والدگری مبتنی بر مهارت های سازماندهی می توانند قابل انعطاف هستند .
۱۴.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر علائم و عملکرد کودکان مبتلا به وسواس فکری- عملی

تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۳۵۵
زمینه و هدف: اختلال وسواس فکری-عملی بر همه ابعاد زندگی کودکان مبتلا اثر می گذارد و این تأثیرات در سیستم بهداشتی و بالینی کمتر مورد توجه قرار گرفته است، لذا هدف پژوهش حاضر تعیین بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر علائم و عملکرد کودکان مبتلا به این اختلال بود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع شبه تجربی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با پیگیری سه ماهه و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کودکان مبتلا به اختلال وسواس ۸ تا ۱۲ ساله در سطح شهر اصفهان در سال ۱۳۹۸، به همراه مادرانشان بود که از این میان ۲۰ زوج کودک و مادر پس از تشخیص روان پزشک یا روانشناس معتبر، به اختلال وسواس فکری-عملی و کسب حداقل نمره ی ۱۴ در مقیاس وسواس جبری ییل براون کودکان بر اساس نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارش شدند. گروه آزمایش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را به مدت ۱۰ جلسه فردی دریافت نمود، ولی گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزار مورداستفاده شامل مقیاس وسواس فکری عملی ییل براون کودکان، مقیاس ارزیابی عملکرد کلی کودکان و نسخه والدین مقیاس تأثیر وسواس فکری - عملی کودک بود. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر استفاده شد یافته ها: نتایج مقایسه گروه آزمایش با گروه گواه نشان داد که علائم اختلال وسواس فکری-عملی، در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه به طور معناداری کاهش پیدا کرده و بهبود عملکرد کلی کودکان در مرحله پس آزمون و پیگیری تأیید می گردد (۰۱/۰> p ) . به نحوی که به ترتیب ۷۱ و ۶۳ درصد از تغییرات عملکرد کلی و نمره ی کل شدت علائم متأثر از درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد است؛ اما تأثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر عملکرد خانوادگی و اجتماعی معنادار نبود (۰۱/۰> p ). نتیجه گیری: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد برای کاهش علائم و بهبود عملکرد کلی در کودکان مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی اثربخش است.
۱۵.

اثربخشی درمان خودشفقت ورزی بر پریشانی روان شناختی و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به پسوریازیس

تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۸۵
زمینه و هدف: بیماری های پوستی همانند پسوریازیس، با ناتوانی های روان شناختی و اجتماعی قابل ملاحظه ای همراه هستند. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان خود شفقت ورزی بر پریشانی روان شناختی و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به پسوریازیس انجام گرفت. مواد و روش ها: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با گروه کنترل و پیگیری یک ماهه است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه ی بیماران پوستی پسوریازیس بود که بین ماه های دی تا اسفند ۱۳۹۸ به مراکز درمانی پوستی در شهر تهران مراجعه نمودند. از این جامعه، ۴۰ نفر به شیوه ی نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (۲۰ نفر) و کنترل (۲۰ نفر) گمارده شدند. اعضای گروه آزمایش از هفت جلسه درمان خودشفقت ورزی برخوردار گردیدند، بااین حال گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. پرسشنامه های پریشانی روان شناختی کسلر (۲۰۰۲) و کیفیت زندگی بریف (۱۹۹۶)، قبل و بعد از مداخلات آموزشی، به عنوان پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بر روی کلیه افراد اجرا گردید. یافته های حاصل از پژوهش با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و نرم افزار SPSS-۲۰ مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت . یافته ها: نتایج بیانگر این بود که درمان خودشفقت ورزی بر کاهش پریشانی روان شناختی و افزایش کیفیت زندگی در بیماران پوستی پسوریازیس به طور معناداری مؤثر بوده است (۰۰۱/۰> p ). نتیجه گیری: به نظر می رسد درمان خودشفقت ورزی، از طریق افزایش مهربانی نسبت به خود و دیگران و مدیریت احساسات، می تواند منجر به بهبود پریشانی روان شناختی و کیفیت زندگی بیماران شود.
۱۶.

ذهنی سازی و ماهیت چند بعدی آن

تعداد بازدید : ۳۶۶
زمینه و هدف: مفهوم ذهنی سازی به عنوان یک ظرفیت کاملاً انسانی به درک و فهم فرایندهای روان شناختی حالات ذهنی خود و دیگران اشاره دارد که در چهار بعد، زیربنای تعاملات روزمره فرد را تشکیل می دهد. امروزه این فرایند روان شناختی اساسی در همه اختلالات روانی عمده موردتوجه قرار گرفته است. در این مطالعه مروری، جمع بندی از مفهوم و ماهیت چندبعدی ذهنی سازی موردبررسی قرار گرفته است . مواد و روش ها: این مطالعه مروری در آذرماه ۱۳۹۹ با استفاده از واژه های Mentalization ، Automatic mentalizing ، Controlled mentalizing ، Cognitive mentalizing ، Affective mentalizing و کتاب ها و مقالات نمایه گذاری شده با این واژگان در پایگاه های اطلاعاتی Pubmed ، (SID)Scientific Information Database ، Google Scholar ، Scopus انجام شد. مقالات مربوط به ذهنی سازی و چهار بعد مربوط به آن استفاده شدند . یافته ها: پژوهشگران حوزه علوم اعصاب چهار مؤلفه یا ابعاد مختلف ظرفیت ذهنی سازی را شناسایی کرده اند که عبارت اند از: ۱-ذهنی سازی خودکار در مقابل ذهنی سازی کنترل شده ۲-ذهنی سازی خود در مقابل ذهنی سازی دیگران ۳-ذهنی سازی درونی در مقابل ذهنی سازی بیرونی ۴-ذهنی سازی شناختی در مقابل ذهنی سازی عاطفی که نشان دهنده فرایندهای مختلف شناختی اجتماعی است و انواع مختلف بیماری های روانی را می توان به عنوان عدم تعادل در این ابعاد تبیین کرد . نتیجه گیری: کاربست ذهنی سازی در حوزه تشخیص و درمان مبتنی بر آن از درمان چندین اختلال سلامت روانی مختلف مانند روان پریشی، افسردگی، اختلالات خوردن و همچنین اختلالات شخصیت خبر می دهد. این الگو برای کاربرد در طیف وسیعی از زمینه ها و شرایط همچون فرزند پروری، زوج درمانی و خانواده درمانی، هنر درمانی و خدماتی که برای کمک به برخی از افراد بسیار آسیب پذیر و زمینه های اجتماعی مانند مدارس و حتی زندان ها گسترش یافته است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۰