فاطمه شهابی زاده

فاطمه شهابی زاده

مدرک تحصیلی: دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرجندگروه روانشناسی، واحد بیرجند، دانشگاه آزاد اسلامی، بیرجند، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۳۵ مورد.
۱.

اثر بخشی آموزش تقویت حواس پنج گانه بر توانمندی شناختی و مهارت های اجتماعی دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی

تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۲۰
زمینه و هدف: کم توانی یادگیری خاص اختلالی است که با توانایی دانش آموز در گوش دادن، فکر کردن، صحبت کردن، نوشتن، هیجی کردن، یا انجام محسابات ریاضی تداخل ایجاد می کند. دانش آموزان با کم توانی یادگیری خاص ممکن است در خواندن، نوشتن، یا ریاضی مشکل داشته باشند. هدف از انجام این پژوهش بررسی اثر بخشی آموزش تقویت حواس پنج گانه بر توانمندی شناختی و مهارت های اجتماعی دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی بود. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با دو گروه گواه و آزمایش و مرحله پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزانی بود که در سال تحصیلی 99-1398 به مرکز مشکلات یادگیری شهرستان فردوس مراجعه کردند. از این جامعه تعداد 30 دانش آموز به صورت نمونه گیری هدفمند، انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند. سپس آزمون هوش وکسلر کودکان (2003) اجرا و از پرسشنامه مهارت های اجتماعی ماتسون (1983) و سیاهه درجه بندی رفتاری کنش های اجرایی (جیویا وهمکاران،2000) به عنوان ابزارهای جمع آوری داده ها در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. گروه آزمایش به مدت 10 جلسه 70 دقیقه ای تحت آموزش تقویت حواس پنج گانه قرار گرفت و گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. در پایان هر دو گروه مجدداً به ابزار پژوهش پاسخ دادند (پس آزمون) و در پایان دوره پیگیری پس از دو ماه انجام شد. داده ها به روش تحلیل کوواریانس یک راهه در محیط نرم افزار spss نسخه 23 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که اثر گروه بر ترکیب متغیرهای توانمندی شناختی (0/847=اندازه اثر، 0/001>p، 149/942=F) و مهارت های اجتماعی (0/824=اندازه اثر، 0/001>p، 126/809=F) در دانش آموزان با اختلال یادگیری معنادار است. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش، آموزش تقویت حواس پنج گانه می تواند به عنوان یک مداخله موثر بر توانمندی شناختی و مهارت های اجتماعی دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی مورد استفاده قرار گیرد.
۲.

اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر عدم تحمل بلاتکلیفی بر نگرانی و اضطراب زنان مبتلا به اضطراب کرونا (گزارش موردی)

تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۵
زمینه و هدف: شیوع و دنیاگیری کووید-19 علاوه بر تعداد زیاد ابتلا و مرگ و میر فراوان، منجر به مشکلات روانشناختی از جمله اضطراب کرونا شده که زنان بیش از مردان در معرض این اضطراب قرار دارند. هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر عدم تحمل بلاتکلیفی بر نگرانی و اضطراب زنان مبتلا به اضطراب کرونا بود. مواد و روش ها: این پژوهش از نوع گزارش موردی با خط پایه چندگانه و پیگیری دوماهه بود. سه بیمار زن به روش نمونه گیری در دسترس و بر اساس ملاک های تعیین شده برای ورود به پژوهش از جامعه آماری مورد نظر انتخاب شدند و به مدت 15 جلسه بر اساس پروتکل درمان شناختی رفتاری مبتنی بر عدم تحمل بلاتکلیفی تحت درمان قرار گرفتند. شرکت کنندگان سه بار در مرحله خط پایه و در جلسات 3، 6، 9، 12 و 15 و همچنین در جلسات پیگیری ماهیانه به مدت دوماه با تکمیل مقیاس اضطراب بیماری کرونا، پرسشنامه نگرانی پنسیلوانیا و پرسشنامه ابعاد نگرانی مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها به روش ترسیم دیداری، درصد بهبودی و شاخص تغییر پایا تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج بیانگر این بود که درمان شناختی رفتاری مبتنی بر مدل عدم تحمل بلاتکلیفی بر نگرانی و اضطراب کرونای زنان از نظر بالینی و به لحاظ آماری موثر بوده است (05/0>p). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که درمان شناختی رفتاری مبتنی بر عدم تحمل بلاتکلیفی می تواند یک مداخله موثر برای کاهش نگرانی و اضطراب زنان مبتلا به اضطراب کرونا باشد.
۳.

اثربخشی مداخله های پذیرش و تعهد و شناختی رفتاری بر طرحواره های هیجانی و کیفیت زندگی بیماران با سندرم روده تحریک پذیر دارای اختلال اضطراب فراگیر

تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۳۴
زمینه: سندرم روده تحریک پذیر، یک اختلال عملکردی دستگاه گوارش است که عوامل روانشناختی از جمله اضطراب و هیجانات منفی، در تحریک و تشدید آن نقش بسزایی دارند و بر کیفیت زندگی این بیماران تأثیر می گذارد. اما آیا مداخله های پذیرش و تعهد و شناختی رفتاری می تواند بر بهبود طرحواره های هیجانی و کیفیت زندگی بیماران با سندرم روده تحریک پذیر دارای اختلال اضطراب فراگیر کمک کند؟ هدف: هدف پژوهش بررسی اثربخشی مداخله های پذیرش و تعهد و شناختی رفتاری بر طرحواره های هیجانی و کیفیت زندگی بیماران دارای اختلال اضطراب فراگیر با سندرم روده تحریک پذیر بود. روش: این مطالعه شبه تجربی با طرح پیش آزمون / پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری، بیماران دارای اختلال اضطراب فراگیر مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر شهر تهران بود. 60 نفر بیمار به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (20 نفره) قرار گرفتند. گروه های آزمایش 12 جلسه 90 دقیقه ای مداخلات شناختی رفتاری (داگاس و رابی چاوود، 2007) و پذیرش و تعهد (آیفرت و فورثایث، 1396) را دریافت کردند و گروه گواه در این مدت هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. آزمودنی ها با استفاده از پرسشنامه های کیفیت زندگی بیماران سندرم روده تحریک پذیر پاتریک و دروسمان (1998) و پرسشنامه طرحواره های هیجانی جیانگ و همکاران (2019) در مراحل پیش آزمون و پس آزمون ارزیابی و داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس مختلط تحلیل شد. یافته ها: هر دو مداخله اثر معناداری بر بهبود کیفیت زندگی بیماران سندرم روده تحریک پذیر و طرحواره های هیجانی داشت (0/01 (P< و این اثر در طول دوره پیگیری پایدار بود (0/01 (P< . همچنین، بین دو درمان از نظر میزان اثربخشی تفاوت معنی داری مشاهده نشد و هر دو درمان به یک میزان اثربخش است. نتیجه گیری: هر یک از مداخله های شناختی رفتاری و پذیرش و تعهد به عنوان یک مداخله مؤثر، می تواند در مراکز درمانی و بهداشتی در جهت بهبود کیفیت زندگی و اصلاح طرحواره های هیجانی بیماران دارای اختلال اضطراب فراگیر با سندرم روده تحریک پذیر به کار برده شود.
۴.

نقش میانجی سبک های شناختی مرتبط با نظام فعال سازی رفتاری در رابطه بین تجارب آسیب زای دوره کودکی با نشانگان اختلال دوقطبی در بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی

تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۲۸
زمینه و هدف: با توجه به شیوع و نرخ عود دوباره اختلال دوقطبی، درک عوامل پیش بین و عوامل آسیب پذیری این بیماری از اهمیت بالایی برخوردار است، ازاین رو پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی سبک های شناختی مرتبط با نظام فعال سازی رفتاری در رابطه بین تجارب آسیب زای دوره کودکی با نشانگان اختلال دوقطبی در بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری را کلیه بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی بستری شده در بیمارستان شهید یحیی نژاد بابل تشکیل داد. حجم نمونه ۳۷۹ نفر بود که به روش نمونه گیری در دسترس و در یک بازه زمانی ۱۸ ماهه انتخاب شدند. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسشنامه تجارب آسیب زای کودکی، پرسشنامه افسردگی بک، مقیاس خود گزارشی مانیا و سبک های شناختی مرتبط با نظام فعال سازی رفتاری (خرده مقیاس کمال گرایی/ ارزیابی عملکرد مقیاس نگرش های ناکارآمد، خرده مقیاس خود نکوهشگری مقیاس تجربیات افسردگی و خرده مقیاس خودمختاری مقیاس خودمختاری- اجتماع مداری) استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از نرم افزارهای SPSS وLISREL و به کمک روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد تجارب آسیب زای دوره کودکی بر سبک های شناختی مرتبط با نظام فعال سازی رفتاری و نشانگان (افسردگی و مانیا) اختلال دوقطبی اثر دارد (۰۵/۰>p). سبک های شناختی مرتبط با نظام فعال سازی رفتاری بر نشانگان (افسردگی و مانیا) اثر دارند (۰۵/۰>p). نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر از این فرض حمایت می کند که سبک های شناختی مرتبط با نظام فعال سازی رفتاری، میانجی رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و نشانگان (افسردگی و مانیا) اختلال دوقطبی هستند.
۵.

نقش میانجی تنظیم شناختی هیجان، سوگیری های شناختی و طرح واره های منفی در رابطه بین تجارب آسیب زای کودکی و تجارب شبه سایکوتیک

تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۲۳۰
زمینه و هدف: تجارب شبه سایکوتیک شکل های غیر بالینی و خفیف اختلال های روان پریشی در نظر گرفته می شوند و با پیامدهای منفی نظیر درماندگی، اختلال های روانی و نارسایی های عملکردی همراه اند. همچنین می توانند منجر به بروز روان پریشی بالینی گردند. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی تنظیم شناختی هیجان، سوگیری های شناختی و طرح واره های منفی در رابطه بین تجارب آسیب زای دوره کودکی و تجارب شبه سایکوتیک انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری آن را کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرجند در سال تحصیلی ۹۹-۱۳۹۸ (۵۷۰۰= N) تشکیل داد. حجم نمونه ۴۰۰ نفر بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه آسیب دوران کودکی، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان، مقیاس ارزیابی سوگیری های شناختی داووس، مقیاس کوتاه طرح واره های اصلی و نسخه ۱۶ ماده ای پرسشنامه پیش مرضی استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و LISREL و به کمک روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد تجارب آسیب زای دوره کودکی بر تنظیم شناختی هیجان، سوگیری های شناختی و طرح واره های منفی اثر دارد (۰۵/۰> p). تنظیم شناختی هیجان، سوگیری های شناختی و طرح واره های منفی بر تجارب شبه سایکوتیک اثر دارند (۰۵/۰> p). به علاوه تنظیم شناختی هیجان، سوگیری های شناختی و طرح واره های منفی میانجی رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و تجارب شبه سایکوتیک هستند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر از این فرض حمایت می کند که تنظیم شناختی هیجان، سوگیری های شناختی و طرح واره های منفی میانجی رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و تجارب شبه سایکوتیک هستند.
۶.

نقش کارکرد خانواده در پیش بینی باورهای نه گانه شخصیتی

تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۶۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تجارب کودک آزاری و کارکرد خانواده در پیش بینی باورهای شخصیتی دانشجویان صورت گرفت. پژوهش حاضر به توجه به اهداف توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان کارشناسی ارشد رشته های علوم انسانی دانشگاه آزاد بیرجند (440 نفر) در سال تحصیلی 98-1397 بودند، که تعداد 205 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد علوم انسانی که شرایط ورود به پژوهش را داشتند به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در پژوهش حاضر شرکت داده شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه عملکرد خانواده اپشتاین و همکاران (1983) و پرسشنامه باورهای شخصیتی باتلر و همکاران (2007) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با کمک تحلیل رگرسیون انجام شد. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که عملکرد خانواده در پیش بینی همه ی مؤلفه های عملکرد خانواده (حل مشکل، ارتباط، نقش ها، همراهی عاطفی، آمیزش عاطفی، کنترل رفتار) نقش دارد.
۷.

اثربخشی کنترل شناختی زبان مبتنی بر آموزه های اسلامی بر کنترل عواطف زنان با تعارضات زناشویی

تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۲۰
وجود تعارض زناشویی به کاهش میزان بهداشت روانی و به کم شدن میزان رضایت از زندگی زوجین می انجامد و این تعارضات ناشی از به کارگیری متفاوت نحوه کلمات و گفتگوهای میان زنان و مردان است. لذا این مطالعه با هدف اثربخشی آموزش کنترل شناختی زبان بر کنترل عاطفه زنان با تعارضات زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره انجام شد. این مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری شامل تمام زنان با تعارضات زناشویی مراجعه کننده به مرکز مداخله در بحرانهای خانوادگی، فردی و اجتماعی بهزیستی شهر بیرجند در سه ماهه سوم سال 1394، است. با روش نمونه گیری در دسترس 32 نفر انتخاب شدند و کاملا تصادفی در دو گروه 16 نفر قرار گرفتند. ابزار پژوهش کنترل عواطف توسط ویلیامز و چمبلس (1997) بود. اعضای گروه های آزمایش در نه جلسه 60 دقیقه ای آموزشهای کنترل شناختی زبان را مبتنی بر آموزه های اسلامی دریافت کردند. داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس در سطح معنی داری 05/0 تجزیه و تحلیل شد. یافته های تحلیل کواریانس چندمتغیره حاکی از اثربخشی آموزش کنترل شناختی زبان مبتنی بر آموزه های اسلامی بر کاهش میزان خشم، اضطراب و افسردگی و افزایش عاطفه مثبت است. براساس نتایج این مطالعه، آموزش کنترل شناختی زبان در جهت فعال سازی گفتار سودمند و بازداری از گناهان زبان مبتنی بر آموزه های اسلامی می تواند بر کنترل عواطف مؤثر باشد.
۸.

مقایسه اجتناب شناختی دانشجویان افسرده غیربالینی با توجه به وضعیت دلبستگی آنها به خدا

تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۳۶
این پژوهش، از نوع علّی مقایسه ای است که با هدف مقایسه اجتناب شناختی دانشجویان افسرده غیربالینی، با توجه به وضعیت دلبستگی آنها به خدا انجام شد. جامعه آماری،کلیه دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرجند بود که نمونه اولیه شامل 360 نفر براساس جدول کرجسی مورگان، به روش نمونه گیری چندمرحله ای تصادفی انتخاب و سپس، (108 نفر) افراد افسرده غیربالینی شناسایی و در مرحله بعد، 70 نفر افسرده، با توجه به میانگین سبک های دلبستگی به خدا، در سبک های مختلف دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا قرار گرفتند. ابزارهای مورداستفاده عبارت بودند از: پرسش نامه افسردگی بک، اجتناب شناختی سکستون و دوگاس و پرسش نامه سبک دلبستگی به خدا روات و کرک پاتریک. نتایج نشان داد افراد افسرده دارای سبک ایمن به خدا، نسبت به افراد دارای سبک های اجتنابی و دوسوگرا، در تمامی مؤلفه های اجتناب شناختی به طور معناداری نمرات پایین تری به دست آورند. بنابراین، با داشتن سبک دلبستگی ایمن به خدا می توان، زمینه کاهش راهبردهای اجتناب شناختی را فراهم ساخت که حاکی از اهمیت نقش دلبستگی به خدا در ارتباط با رابطه مفهومی اجتناب شناختی و افسردگی می باشد.
۹.

اثربخشی درمان شناختی رفتاری متمرکز بر اندیشناکی و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر علائم خلقی/ اضطرابی و اندیشناکی نوجوانان افسرده اقدام کننده به خودکشی

تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۲۴
هدف: افسردگی در بین نوجوانان در حال افزایش است و می تواند به صورت چشمگیری عملکردها را مختل کند؛ لذا، هدف از این پژوهش بررسی اثر بخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر اندیشناکی در مقابل درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر علائم خلقی/ اضطرابی و اندیشناکی نوجوانان افسرده اقدام کننده به خودکشی است. روش: سی نوجوان دختر نوجوان افسرده که با مشکل اقدام به خودکشی به واحد اورژانس از اول آبان تا 15 اسفند 1398 مراجعه کرده بودند به روش هدفمند و پس از داشتن ملاک های شمول وارد پژوهش شدند و پرسشنامه ها تکمیل شدند. شرکت کنندگان پس از انتخاب به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گروه کنترل (10 نفری) تقسیم شدند. یک گروه درمان شناختی رفتاری مبتنی بر اندیشناکی و گروه دیگر درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی در ده جلسه انفرادی دریافت کردند. ابزارهای پژوهش مقیاس افسردگی بک-2، مقیاس پاسخ نشخواری، مقیاس تشخیصی علائم خلقی و اضطرابی  و پرسشنامه اضطراب بک  بودند. جهت تحلیل داده ها از تحلیل واریانس تک و چند متغیره با اندازه گیری مکرر و نسخه 25 نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته ها: هر دو مداخله اثر معنی دار ی بر کاهش نشانه های خلقی/ اضطراب و اندیشناکی داشته است و در طول دوره پیگیری دو ماهه نیز پایدار بوده است.
۱۰.

اثر بخشی درمان شناختی رفتاری مدیریت خشم مبتنی بر ذهن آگاهی بر انعطاف پذیری شناختی: نقش تعدیلی ادراک دلبستگی دوران کودکی

تعداد بازدید : ۲۸۵ تعداد دانلود : ۱۸۴
هدف : هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی شناخت رفتار درمانی مدیریت خشم مبتنی بر ذهن آگاهی بر انعطاف پذیری شناختی دانش آموزان با نقش تعدیلی ادراک دلبستگی دوران کودکی است. روش: روش این پژوهش نیمه تجربی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر دوره اول متوسطه شهر درمیان سال تحصیلی 95-96 است. در مرحله اول به صورت تصادفی یک مدرسه انتخاب شد و سپس پرسشنامه دلبستگی بین 150 دانش آموز توزیع شد و در نهایت 40 دانش آموز دارای سبک ایمن (20نفر از 32 دانش آموز) و ناایمن (20نفر از 29 دانش آموز) به هر دو والد به طور تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایشی (10 ایمن و 10 ناایمن) و کنترل ( 10 ایمن و 10 ناایمن) قرار گرفتند. برای گرد آوری داده ها از دو ابزار انعطاف پذیری شناختی((CFI و ادراک دلبستگی دوران کودکی ((CPA استفاده شد. در مطالعه حاضر تحلیل کواریانس دو راهه چند متغیره (MANCOVA) مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس نشان داد اثر اصلی گروه و دلبستگی و اثر تعاملی گروه و دلبستگی معنادار است(05/0>p). اثر تعاملی نشان داد در هر دو گروه ایمن و ناایمن (به ویژه در گروه ناایمن) میزان هر سه خرده مقیاس انعطاف پذیری در گروه آزمایش نسبت به کنترل افزایش یافت که حاکی از اثر بخشی درمان شناختی رفتاری مدیریت خشم بر افزایش انعطاف پذیری است.
۱۱.

«فرایندهای شناختی» و «شاخص قند خون زنان دیابت نوع دو» در اثربخشی «آموزش آسیب های دنیاگرایی مبتنی بر مفاهیم نهج البلاغه»

تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۶۴
هدف پژوهش حاضر عبارت بود از بررسی «فرایندهای شناختی» و «شاخص قند خون زنان دیابت نوع دو» با توجه به «اثربخشی آموزش آسیب های دنیاگرایی مبتنی بر مفاهیم نهج البلاغه». این پژوهش به صورت نیمه آزمایشی در سال 1396 در شهرستان بردسکن انجام شد و جامعه آماریِ آن شامل بیماران دیابت نوع دو مراجعه کننده به کلینیک دیابت و مرکز خدمات جامع سلامت روستایی ظاهر آباد بود. 30 نفر از بیماران به شیوه در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. پرسشنامه نگرانی، عدم تحمل بلاتکلیفی و آزمایش HbA1C و FBS ثبت شد. تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد «نگرانی»، «عدم تحمل بلاتکلیفی» و «قند خون» گروه آزمایش به طور معنا داری کاهش یافته است که گویای اثربخشی «آموزش آسیب های دنیاگرایی مبتنی بر مفاهیم نهج البلاغه» در بیماران دیابتی است. براساس نتایج، آموزش یادشده می تواند همگام و همراه با دارودرمانی در کنترل قند خون مؤثر باشد.
۱۲.

نقش میانجی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین سبک های دلبستگی با رفتارهای پرخطر جنسی: طراحی و آزمون یک مدل مفهومی

تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۳۷۵
زمینه و هدف: سطوح بالای رفتارهای جنسی پرخطر نگرانی های زیادی را درباره سلامت عمومی در پی داشته است. همچنین باعث شده است که پژوهشگران توجه زیادی به روند گذار به رفتارهای جنسی مخاطره آمیز داشته باشند. این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (Cognitive emotion regulation) در رابطه بین سبک های دلبستگی (Attachment styles) با رفتارهای پرخطر جنسی (High-risky sexual behaviors) انجام شد. مواد و روش ها: در یک پژوهش توصیفی- همبستگی با رویکرد مدل یابی معادلات ساختاری از بین کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد شیراز در سال تحصیلی 98-1397 نمونه ای به حجم 747 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه رفتار جنسی پرخطر (Risky Sexual Behaviors Questionnaire)، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (Cognitive Emotion Regulation Questionnaire) و سبک های دلبستگی (Attachment Style Questionnaire) بود. داده های پژوهش به کمک نرم افزارهای آماری SPSS و LISREL و همچنین با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که رابطه بین سبک های دلبستگی با رفتارهای پرخطر جنسی از طریق راهبردهای تنظیم شناختی هیجان میانجی می شود. شاخص های برازش GFI، CFI، NFI، IFI، NNFI، AGFI، RFI و RMSEA به ترتیب برابر 95/0، 98/0، 97/0، 98/0، 98/0، 93/0 و 061/0 بود. شاخص های به دست آمده بیانگر برازش مناسب مدل پیشنهادی با داده ها است. همچنین یافته های پژوهش نشان داد که 50 درصد واریانس رفتارهای پرخطر جنسی از طریق ترکیب متغیرهای سبک های دلبستگی، راهبردهای مثبت و منفی تنظیم شناختی هیجان قابل تبیین است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان دهنده نقش میانجی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین سبک های دلبستگی با رفتارهای پرخطر جنسی بود؛ بنابراین در نظر گرفتن نقش این متغیرهای پیش بین توسط متخصصان، درمانگران و برنامه ریزان به هنگام کار با دانشجویان و به طور خاص در مراکز مشاوره ای و درمانی ضروری به نظر می رسد.
۱۳.

بررسی ارتباط بین اجتناب تجربی و صفات طیف اوتیسم با رفتارهای احتکاری: نقش میانجی شناختارهای احتکاری

تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۲۳۵
مقدمه: اختلال احتکار یک وضعیت روان شناختی پیچیده و به درستی درک نشده است که میلیون ها نفر را در دنیا تحت تأثیر قرار می دهد. هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین اجتناب تجربی و صفات طیف اوتیسم با رفتارهای احتکاری با نقش میانجی شناختارهای احتکاری انجام شد. روش : پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه آماری آن را کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد شهر بیرجند در سال تحصیلی ۹۶-۱۳۹۵ تشکیل داد. نمونه این پژوهش ۳۶۹ نفر بود که به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند و به پرسشنامه رفتار احتکاری تجدیدنظر شده، پرسشنامه شناختارهای احتکاری، پرسشنامه اجتناب تجربی و چک لیست طیف اوتیسم پاسخ دادند. یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد که اجتناب تجربی به طور مثبت و معنی دار با جنبه های احتکار رابطه دارد، درحالی که صفات طیف اوتیسم با جنبه های شناختی و رفتاری احتکار رابطه ای نداشت. یافته های مربوط به بررسی نقش میانجی نشان داد که در مدل پیشنهادی فقط متغیر اجتناب تجربی نقش میانجی دارد. نتیجه گیری : یافته های این پژوهش از مدل های شناختی – رفتاری احتکار حمایت کرد و پیشنهاد داد که اجتناب تجربی و شناختارهای احتکاری نقش مهمی را در رشد و حفظ مشکلات مربوط به احتکار بازی می کند.
۱۴.

اثربخشی آموزش بهداشت کلام مبتنی بر آموزه های اسلامی بر دلبستگی به همسر

تعداد بازدید : ۱۷۶ تعداد دانلود : ۲۸۳
این مطالعه، با هدف بررسی اثربخشی آموزش بهداشت کلام، مبتنی بر آموزه های اسلامی بر دلبستگی به همسر به صورت نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون، با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه زنان با تعارضات زناشویی مراجعه کننده به مرکز مداخله در بحران های خانوادگی، فردی و اجتماعی بهزیستی شهر بیرجند در سه ماهه سوم سال 1394می باشد. از این میان، 32 نفر از زنان هدف به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 16 نفره قرار گرفتند و به ابزار دلبستگی به همسر ب ارتولومیو و ه ورویتز پاسخ دادند. اعضای گروه های آزمایش در 9 جلسه 60 دقیقه ای، آموزش های بهداشت کلام مبتنی بر آموزه های اسلامی دریافت کردند. یافته های حاصل از تحلیل کواریانس چندمتغیره حاکی از اثربخشی آموزش بهداشت کلام، مبتنی بر آموزه های اسلامی بر کاهش میزان دلبستگی اجتناب و اضطراب نسبت به همسر است. ازاین رو، آموزش بهداشت کلام در جهت فعال سازی گفتار سودمند و بازداری از گناهان زبان، مبتنی بر آموزه های اسلامی می تواند بر دلبستگی به همسر مؤثر باشد.
۱۵.

نقش میانجی خود انتقادی و تحمل پریشانی در رابطه بین سبک های دلبستگی و رفتارهای خودزنی غیر انتحاری نوجوانان

تعداد بازدید : ۳۲۲ تعداد دانلود : ۴۴۵
زمینه و هدف: تاکنون مدل های چند متغیره روان شناختی و اجتماعی متعددی برای پیش بینی رفتارهای خودزنی نوجوانان موردبررسی قرار گرفته است. این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی و رفتارهای خودزنی غیر انتحاری با توجه به نقش میانجی خود انتقادی و تحمل پریشانی انجام شد. مواد و روش ها: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره متوسطه شهر کاشمر در سال ۹۸-۱۳۹۷ بود. در ابتدا نمونه ای به حجم ۷۰۰ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد، اما تحلیل نهایی بر روی ۲۹۲ دانش آموزی انجام شد که حداقل تجربه یک بار رفتارهای خودزنی انتحاری را گزارش کردند. ابزارهای پژوهش شامل سیاهه خود آسیب رسانی آگاهانه و تعمدی، مقیاس دل بستگی دوران کودکی نسبت به هر والد، مقیاس تحمل پریشانی و مقیاس خود انتقادی/حمله به خود/ خود اطمینان بخشی بود. داده ها به کمک نرم افزارهای SPSS و LISREL و با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که مدل مربوط به رابطه بین سبک های دلبستگی و رفتارهای خودزنی غیر انتحاری نوجوانان با توجه به نقش میانجی تحمل پریشانی و خود انتقادی از برازش مناسبی برخوردار است. همچنین یافته های پژوهش نشان داد که ۳۴ درصد واریانس مشاهده شده رفتارهای خودزنی از طریق ترکیب متغیرهای دلبستگی به والدین، تحمل پریشانی و خود انتقادی قابل تبیین است. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان دهنده نقش میانجی خود انتقادی و تحمل پریشانی در رابطه بین سبک های دلبستگی و رفتارهای خودزنی غیر انتحاری است؛ بنابراین در نظر گرفتن نقش این متغیرها توسط متخصصان، درمانگران و برنامه ریزان به هنگام کار با نوجوانان دانش آموز و به طور خاص در مراکز مشاوره ای و درمانی، ضروری به نظر می رسد.
۱۶.

تأثیر میزان استفاده از شبکه های تلویزيونی بر شکل گیری الگوهای ارتباطی زوجین با بررسی نقش متغیرهای میانجی

تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۱۸۳
با توجه به اهمیت نقش تلویزیون بر پر کردن میزان اوقات فراغت و تاثیرگذاری بر روابط افراد به ویژه زوجین، پژوهش حاضر به بررسی تدوین مدل الگوهای ارتباطی زوجینشاغل شهر بیرجند در جهت تاثیر مصرف کمی شبکه های تلویزیون با توجه به متغیرهای میانجی ؛که دراینجا راهبردهای کنترل فکردر نظر گرفته شده ؛ پرداخته است. روش پژوهش از نوع همبستگی و نمونه آماری این پژوهش 350 نفر از متأهلین کارمند شهر بیرجند در سال 1393 می باشد که به روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارها شامل پرسشنامه محقق ساخته مصرف کمی رسانه دیداری (تلویزیون)، پرسشنامه الگوهای ارتباطی زوجین کریستنسن و سالاوی، 1984، و پرسشنامه راهبردهای کنترل فکر ولز و دیویس، 1994، می باشد که در اختیار افراد نمونه قرار گرفت و از روش مدل یابی معادلات ساختاری بهره گرفته شد. مدل برازش یافته نشان داد مدت زمان تماشای برنامه های شبکه تخصصی (آموزش، قرآن، بازار، ورزش، سلامت) از طریق افزایش راهبرد های انطباقی کنترل فکرافزایش دهنده الگوی ارتباطی سازنده زوجین است و مدت زمان تماشای برنامه های شبکه سرگرمی(نمایش و تماشا) از طریق افزایش راهبرد های غیر انطباقیکاهش دهنده الگوی ارتباطی سازنده زوجین است. نتایج در این راستا بحث شد.
۱۷.

ارتباط بین انسان انگاری و دلبستگی به اشیاء با رفتارهای احتکاری: نقش میانجی شناختارهای احتکاری

تعداد بازدید : ۵۱۱ تعداد دانلود : ۲۲۸
پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش انسان انگاری و دل بستگی به اشیاء در پیش بینی رفتارهای احتکاری با نقش میانجی شناختارهای احتکاری انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مقطع دبیرستان شهر بیرجند در سال تحصیلی 96-1395 بودند. تعداد 288 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه رفتار احتکاری تجدیدنظر شده، پرسشنامه شناختارهای احتکاری، پرسشنامه دل بستگی دوجانبه و پرسشنامه انسان انگاری بود. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که دل بستگی به اشیاء به طور مثبت و معنی دار با جنبه های احتکار رابطه دارد، درحالی که انسان انگاری با جنبه های شناختی و رفتاری احتکار رابطه ای نداشت. یافته های مربوط به بررسی نقش میانجی نشان داد که در مدل پیشنهادی فقط متغیر دل بستگی به اشیاء دراین ارتباط نقش میانجی دارد. این یافته ها از مدل های شناختی – رفتاری حمایت می کند و پیشنهاد می دهد که شناختارهای مربوط به متعلقات نقش مهمی را در رشد و حفظ مشکلات مربوط به احتکار بازی می کند.
۱۸.

مدل دلزدگی زناشویی در ارتباط با الگوی ابعادی ارتباط با خدا، کنترل فکر و زبان

کلید واژه ها: دلزدگی زناشویی کنترل فکر کنترل زبان الگوی ابعادیِ ارتباط با خدا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۱ تعداد دانلود : ۸۹۶
این مطالعه با هدف بررسی مدل دلزدگی زناشویی در ارتباط با الگوی ابعادی ارتباط با خدا، کنترل فکر و زبان انجام شد. 350 نفر از دانشجویان متأهل مشغول به تحصیل در دانشگاه های آزاد و دولتی (93-1392) به روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب و همبستگیِ بین آنها بررسی شد. ابزار پژوهش شامل دلزدگی زناشویی پاینز (1996)، الگوی سه بعدی رابطه انسان با خدا، مظاهری و پسندیده (1390)، توانایی کنترل فکر آلگرابل و مارتینز (2005) و کنترل زبان محقق ساخته بود که روایی و پایایی پرسشنامه ها با استفاده از تحلیل عاملی و ضریب آلفای کرونباخ بررسی و از آزمون های مدل یابی معادلات ساختاری بهره گرفته شد. یکی از یافته ها این بود که الگوی ابعادی ارتباط با خدا، تنها به طور غیرمستقیم، از راه کاهش هر یک از «کنترل زبان» و «کنترل فکر»، پیش بینی کننده افزایش «دلزدگی زناشویی» است و نیز نشان داد که مسیرِ مثلثِ «ایمانِ خدامحورانه» تنها از راه «افزایش کنترل زبان» و «کنترل فکر» می تواند در جهت پیش بینی کاهش دلزدگی زناشویی مؤثر واقع شود.
۱۹.

بررسی مقایسه ای خشم و اضطراب در زنان عادی و قربانی همسرآزاری مراجعه کننده به مرکز پزشکی قانونی خراسان جنوبی

کلید واژه ها: ویژگی های شخصیتی عملکرد تحصیلی یادگیری خودتنظیمی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۳ تعداد دانلود : ۲۱۳
مقدمه: در دهه های اخیر از خشونت علیه زنان به عنوان جدی ترین مشکل اجتماعی ورای مرزهای فرهنگی، اجتماعی و منطقه ای یاد شده است. لذا پژوهش حاضر با هدف مقایسه خشم و اضطراب در زنان عادی و قربانی همسرآزاری مراجعه کننده به مرکز پزشکی قانونی خراسان جنوبی انجام شد. روش کار: روش پژوهش، توصیفی علی-مقایسه ای بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دو گروه آزار دیده و عادی بود. گروه آزاردیده کلیه زنان مراجعه کننده به پزشکی قانونی خراسان جنوبی بودند که طبق نظر پزشکان قانونی و پس از معاینات فیزیکی و جسمی به عنوان آزاردیده مشخص شدند که در بازه زمانی 2ماهه 60 نفر جمع آوری شدند. گروه عادی از بین زنان عادی مراجعه کننده به پزشکی قانونی که به لحاظ ویژگی های جمعیت شناختی، شبیه نمونه ی آزاردیده بودند، انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه کنترل عواطف (سوالات بعد اضطراب و خشم) استفاده شد. برای بررسی داده ها تحلیل واریانس چندمتغیری به کار رفت. یافته ها: بین میزان خشم و اضطراب زنان عادی وآزاردیده تفاوت آماری معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد میانگین نمره های زنان آزاردیده در مقایسه با زنان عادی در مؤلفه های خشم و اضطراب بیشتر است. نتیجه گیری: خشونت خانوادگی باعث ایجاد مشکلات روان شناختی بسیاری در فرد می گردد لذا توجه به این معضل اجتماعی نیازمند تلاشهای فراوان و توجه مسئولین می باشد و این بررسی می تواند دستاورد مهمی برای دست اندرکاران بهداشت روان کشور در راستای تدوین برنامه های پیشگیری اولیه و ثانویه از همسرآزاری و نیز راهگشای سیاستگزاران در تدوین قوانین به منظور کاهش خشونت خانگی باشد.
۲۰.

جایگاه دلبستگی به همسال و اضطراب دوره نهفتگی در تدوین مدل پرخاشگری با توجه به ریشه های تحولی آن در کارکرد خانواده

کلید واژه ها: اضطراب پرخاشگری ریشه های تحولی طرحواره ها دلبستگی دوره نهفتگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۰ تعداد دانلود : ۳۱۱
مطالعه حاضر با هدف بررسی اهمیت و جایگاه دلبستگی همسال و اضطراب دوره نهفتگی در تدوین مدل پرخاشگری با توجه به نقش ریشه های تحولی در کارکرد خانواده انجام شد. مطالعه حاضر از نوع همبستگی بود که به روش نمونه گیری چندمرحله ای بر روی 330 نفر از دانش آموزان دختر و پسر پایه چهارم و پنجم ابتدایی شهر بیرجند در سال 1393 انجام شد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه فرزندپروری یانگ، سبک دلبستگی دوره نهفتگی، اضطراب کتل و پرخاشگری بود. نتایج مدلیابی معادلات ساختاری نشان داد مسیر ریشه های تحولی خودگردانی مختل و گوش به زنگ بودن (خانواده گرفتار شده سخت) به طور مستقیم و غیر مستقیم از طریق دلبستگی دوسوگرا به همسال سهم مثبتی در جهت پیش بینی اضطراب داشت و از آن طریق پیش بین کننده پرخاشگری نشان داده شد. مسیر ریشه های تحولی محرویت عاطفی و عملکرد مختل (خانواده رهاشده آشفته) نیز تنها به طور غیر مستقیم از طریق افزایش دلبستگی اجتنابی سهم مثبتی در جهت پیش بینی اضطراب و به طور غیر مستقیم از طریق افزایش اضطراب سهم مثبتی در جهت پیش بینی پرخاشگری نشان داد. افزون بر این در مدل برازش یافته، سهم خانواده های با ریشه های تحولی گرفتار شده سخت نسبت به خانواده های رها شده آشفته در جهت پیش بینی پرخاشگری قوی تر بدست آمد، لذا با توجه به نقش ریشه های تحولی، دلبستگی دوره نهفتگی و اضطراب، می توان با کنترل عوامل زمینه ساز از افزایش پرخاشگری و پیامدهای نامناسب آن در سنین پایین جلوگیری کرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان