هاجر ترکان

هاجر ترکان

مدرک تحصیلی: استادیار گروه روانشناسی بالینی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان(خوراسگان)، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۴ مورد از کل ۱۴ مورد.
۱.

اثربخشی مشاوره زناشویی به روش گاتمن بر رضایت زناشویی و سازگاری زناشویی زنان متأهل متمایل به طلاق

تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۴۱
زمینه: میل به طلاق در بین زنان متأهل می تواند ناشی از تعارضات زناشویی و در نتیجه کاهش رضایت و سازگاری زناشویی باشد که می تواند به کمک روش های آموزشی از جمله روش گاتمن کاهش یابد. هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر مشاوره زناشویی به روش گاتمن بر رضایت زناشویی و سازگاری زناشویی زنان متأهل مایل به طلاق بود. روش: روش پژوهش شبه تجربی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه پژوهش شامل کلیه زنان مراجعه کننده به سه مرکز مشاوره در شهر اصفهان در سال 1398 بودند. نمونه پژوهش شامل 30 زن متأهل مایل به طلاق بودند که از بین داوطلبین شرکت در پژوهش، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه رضایت زناشویی (راگ و فانک، 2007) و سازگاری زناشویی (اسپاینر، 1976) به دست آورده شد. زنان گروه آزمایش، به مدت 10 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش قرار گرفتند. هر دو گروه در دو مرحله پیش آزمون، پس آزمون به پرسشنامه های پژوهش پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس) انجام شد. یافته ها: یافته ها حاکی از آن بود که مشاوره زناشویی به روش گاتمن می تواند موجب افزایش رضایت زناشویی و سازگاری زناشویی و مؤلفه های آن رضایت، همبستگی، توافق و ابراز محبت در زنان مایل به طلاق گردد (0/001> p ). نتیجه گیری: در مجموع نتایج مطالعه حاضر نشان داد مشاوره زناشویی به روش گاتمن به کمک آموزش هفت اصل موفقیت زوجی و فنون دستیابی به آن، روشی مؤثر و کارآمد در افزایش رضایت زناشویی و سازگاری زناشویی است و می تواند توسط درمانگران در مداخلات خانواده استفاده گردد و در نتیجه به بهبود روابط زناشویی کمک نماید.
۲.

پیش بینی رابطه چندگانه کانون توجه، پردازش پس رویدادی و سوگیری تعبیر(مربوط به خود) با اضطراب اجتماعی دانشجویان شهر اصفهان

تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف پژوهش تعیین روابط چندگانه کانون توجه، پردازش پس رویدادی و سوگیری تعبیر (مربوط به خود) با اضطراب اجتماعی در دانشجویان شهر اصفهان است. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی– همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر راکلیه دانشجویان شهر اصفهان در سال تحصیلی 1397-1396 تشکیل می دهند و در مجموع نمون ه ای مشتمل بر 237 نفر دانشجو (96 مرد و 141 زن) با روش نمونه گیری خوشه ای ساده تصادفی از بین دانشگاه های شهر اصفهان انتخاب شدند و سپس به پرسشنامه اضطراب اجتماعی کانور و همکاران (2002)، پرسشنامه کانون توجه وودی، چامبلس و گلاس (1997)، پرسشنامه پردازش پس از رویداد (2000)، فرم تجدیدنظر شده پرسشنامه تعبیر باتلر و همکاران (1983)، پاسخ دادند. در مطالعه حاضر برای تحلیل توصیفی داده ها از آمار توصیفی و برای بررسی آزمون فرضیه ها از همبستگی درونی و رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که سوگیری تعبیر و پردازش پس رویدادی با 4/13 درصد واریانس قادر به پیش بینی اضطراب اجتماعی است. سوگیری تعبیر  (01/0 p <، 24/0=β) و پردازش پس رویدادی (05/0 p <، 14/0=β)  توانایی پیش بینی اضطراب اجتماعی را داشتند. نتیجه گیری: از آنجایی که پردازش پس رویدادی و سوگیری تعبیر می تواند با اضطراب اجتماعی رابطه داشته باشد؛ بنابراین می توان برای پیش بینی و درمان اضطراب اجتماعی دانشجویان متغیرهای مذکور را نیز هدف قرارداد و راه های مقابله با اضطراب اجتماعی را به دانشجویان آموزش داد. تعیین روابط چندگانه کانون توجه، پردازش پس رویدادی و سوگیری تعبیر (مربوط به خود) با اضطراب اجتماعی در دانشجویان شهر اصفهان استروش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر راکلیه دانشجویان شهر اصفهان در سال تحصیلی 1397-1396 تشکیل می دهند و در مجموع نمونه ای مشتمل بر 237 نفر دانشجو (96 مرد و 141 زن) با روش نمونه گیری خوشه ای ساده تصادفی از بین دانشگاه های شهر اصفهان انتخاب شدند و سپس به پرسشنامه اضطراب اجتماعی کانور و همکاران (2002)، پرسشنامه کانون توجه وودی، چامبلس و گلاس (1997)، پرسشنامه پردازش پس از رویداد (2000)، فرم تجدیدنظر شده پرسشنامه تعبیر باتلر و همکاران (1983)، پاسخ دادند. در مطالعه حاضر برای تحلیل توصیفی داده ها از آمار توصیفی و برای بررسی آزمون فرضیه ها از همبستگی درونی و رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که سوگیری تعبیر و پردازش پس رویدادی با 4/13 درصد واریانس قادر به پیش بینی اضطراب اجتماعی است. سوگیری تعبیر پردازش پس رویدادی توانایی پیش بینی اضطراب اجتماعی را داشتند. نتیجه گیری: از آنجایی که پردازش پس رویدادی و سوگیری تعبیر می تواند با اضطراب اجتماعی رابطه داشته باشد؛ بنابراین می توان برای پیش بینی و درمان اضطراب اجتماعی دانشجویان متغیرهای مذکور را نیز هدف قرارداد و راه های مقابله با اضطراب اجتماعی را به دانشجویان آموزش داد.
۳.

مقایسه اثربخشی مشاوره مبتنی بر بسته آموزشی تعهدافزایی و زوج درمانی هیجان مدار بر دلزدگی زناشویی و بخشودگی زنان با مبتلا به خیانت مجازی

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۲۳
زمینه و هدف: خیانت زناشویی به هرگونه رابطه عاطفی یا جنسی یا مجازی فراتر از چهارچوب رابطه متعهدانه بین دو همسر اطلاق می شود که یکی از مهم ترین عوامل تهدیدکننده عملکرد، ثبات و تداوم زندگی زناشویی است؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی مشاوره مبتنی بر تعهدافزایی و مشاوره مبتنی بر زوج درمانی هیجان مدار بر دلزدگی زناشویی و بخشودگی زنان مبتلا به خیانت مجازی بود. مواد و روش ها: روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون دو گروه آزمایش و یک گروه گواه به همراه آزمون پیگیری بود. از جامعه زنان متأهل مبتلا به خیانت مجازی شهر اصفهان، تعداد ۴۵ نفر به روش در دسترس انتخاب و با استفاده از روش تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) جایگزین شدند. گروه های آزمایش مشاوره مبتنی بر زوج درمانی هیجان مدار و مشاوره مبتنی بر تعهدافزایی را در ۹ جلسه ۹۰ دقیقه ای دریافت کردند و گروه کنترل هیچ مشاوره ای دریافت نکرد. ابزار مورد استفاده در پژوهش پرسشنامه دلزدگی زناشویی (پاینز، ۱۹۹۶) و پرسشنامه بخشودگی فردی (احتشام زاده، ۱۳۸۸). بود. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی تحلیل شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که هر دو روش تعهدافزایی و زوج درمانی هیجان مدار بر کاهش دلزدگی زناشویی و بخشودگی زنان مبتلا به خیانت مجازی مؤثر بوده است و بسته مشاوره ای تعهدافزایی اثر معنادارتری داشته است (۰۵/۰>p). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده به نظر می رسد که استفاده از هر دو روش تعهدافزایی و زوج درمانی هیجان مدار به منظور بهبود دلزدگی زناشویی و بخشودگی زنان مبتلا به خیانت مجازی مؤثر بوده است و پیشنهاد می گردد به عنوان رویکردهای درمانی و مشاوره ای توسط روانشناسان و مشاوران خانواده استفاده گردد.
۴.

نقش نظم جویی هیجان، خودکارآمدی درد و ادراک بیماری در پیش بینی خلق منفی زنان مبتلا به سرطان پستان

تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۲۵
زمینه و هدف: سرطان پستان شایع ترین سرطان در میان زنان سراسر جهان میباشد که از همان ابتدای تشخیص میتواند سبب ترس، ناامیدی و آسیب روانی گردد و همه ابعاد زندگی فرد شامل ابعاد جسمی، روانی، اجتماعی را به چالش بکشاند. هدف از انجام مطالعه حاضر، تعیین نقش نظم جویی هیجان، خودکارآمدی درد و ادراک بیماری در پیش بینی خلق منفی زنان مبتلا به سرطان پستان بود. مواد و روش ها: طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر اصفهان در بهار ۱۳۹۷ بود. بر این اساس ۱۶۰ زن مبتلا به سرطان پستان تحت درمان به روش نمونه گیری در دسترس و بر اساس ملاک های ورود که شامل˛ ابتلاءء به بیماری سرطان پستان با نظر پزشک متخصص یا وجود پرونده پزشکی مربوطه در مراکز درمانی، دامنه سنی ۶۵-۲۵ سال، داشتن حداقل سواد در حد خواندن و نوشتن، داشتن آگاهی نسبت به بیماری خود، رضایت و حضور داوطلبانه برای شرکت در پژوهش. هم چنین ملاک های خروج شامل شرایط حاد جسمانی ناشی از بیماری و یا دوره درمانی (شیمی درمانی، پرتو درمانی) و ناتوانی در پاسخ گویی به سؤالات بود انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسش نامه های نظم جویی هیجان گراس (۲۰۰۳)˛ پرسش نامه خودکارآمدی درد نیکولاس (۱۹۹۵)˛ ادراک بیماری برادبنت و همکاران (۲۰۰۶) و مقیاس خلق منفی لاویبند و لاویبند (۱۹۹۵) بود. یافته ها: نتایج نشان داد که ادراک بیماری (۰۰۱/۰= p۴۶/۰=β)، خودکارآمدی درد (۰۲۱/۰=, p۱۵/۰=β) به طور منفی و معنادار و راهبرد فرونشانی (۰۰۱/۰=, p۲۱/۰=β) به طور مثبت و معناداری میتواند تغییرات مربوط به خلق منفی زنان مبتلا به سرطان پستان را پیش بینی نماید. نتیجه گیری: بر طبق نتایج نوع راهبرد نظم جویی هیجان، میزان خودکارآمدی درد و سطح ادراک بیماری بر اختلالات خلقی زنان مبتلا به سرطان پستان تأثیر معناداری دارد. از اینرو میتوان با شناخت و درک عمیق تر از ویژگی های روان شناختی و باورهای مربوط به بیماری در زنان مبتلا به سرطان پستان، گام هایی را برای افزایش سلامت روانی و بهزیستی آنان با شرایط جدید برداشت.
۵.

اثربخشی بسته بومی آموزش کارکردهای اجرایی ویژه معلمان بر نشانه های اختلال کم توجهی و فزون کنشی کودکان

تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۲۶۵
زمینه: پیرامون نشانه­های اختلال کم‌توجهی و فزون‌کنشی پزوهش­هایی انجام شده است، اما پژوهشی که به بررسی اثربخشی بسته‌ بومی آموزش کارکردهای اجرایی ویژه معلمان بر نشانه‌های اختلال کم‌توجهی و فزون‌کنشی کودکان پرداخته باشد مغفول مانده است. هدف: این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی بسته‌ بومی آموزش کارکردهای اجرایی ویژه معلمان بر نشانه‌های اختلال کم‌توجهی و فزون‌کنشی کودکان دبستانی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه‌آزمایش با طرح پیش‌آزمون - پس‌آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کودکان دبستانی مبتلا به اختلال کم‌توجهی و فزون‌کنشی شهر اصفهان در پاییز و زمستان 1397 بود. در این پژوهش تعداد 30 کودک دبستانی مبتلا به اختلال کم‌توجهی و فزون‌کنشی با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه­های آزمایش و گواه گمارده شدند (در هر گروه 15 کودک). معلمان گروه آزمایش به مدت 8 جلسه تحت آموزش کارکردهای اجرایی (محقق ساخته) قرار گرفتند. در این پژوهش پرسشنامه‌ اختلال کم‌توجهی و فزون‌کنشی کانرز فرم والدین (بروک و کلینتون، 2007) استفاده شد. داده‌های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس واریانس مختلط تجزیه و تحلیل شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که بسته‌ بومی آموزش کارکردهای اجرایی ویژه معلمان به شکل معناداری منجر به کاهش نشانه‌های اختلال کم‌توجهی و فزون‌کنشی کودکان دبستانی شده است (0/001 p< ). نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های پژوهش حاضر می‌توان چنین نتیجه گرفت که بسته‌ بومی آموزش کارکردهای اجرایی ویژه معلمان با تمرکز بر فرآیندهای شناختی و فراشناختی کودکان می‌تواند به عنوان یک درمان کارآمد جهت کاهش نشانه‌های اختلال کم‌توجهی و فزون‌کنشی کودکان دبستانی مورد استفاده گیرد.
۶.

مطالعه کیفی عوامل مؤثر بر پایبندی به درمان در افراد وابسته به مواد تحت درمان نگهدارنده با متادون در شهر اصفهان

تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۰۶
هدف: هدف از پژوهش حاضر ، مطالعه کیفی عوامل مؤثر بر پایبندی به درمان در افراد وابسته به مواد تحت درمان نگهدارنده با متادون درشهر اصفهان بود . روش : این پژوهش از نوع کیفی و تحلیل مضمون بود. جامعه آماری شامل کلیه افراد وابسته به مواد مراکز ترک اعتیاد با متادون شهر اصفهان درسال 1397 بود. از میان این جامعه، 10 نفر به شکل هدفمند و به روش همگون انتخاب شدند . ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که حاوی سوالات مرتبط با عوامل موثر بر پایبندی به درمان در افراد وابسته به مواد تحت درمان بود . داده های گردآوری شده به کمک روش تحلیل مضمون کلارک و براوون (2000) تحلیل شدند . یافته ها : نتایج نشان داد که عوامل موثر بر پایبندی به درمان شامل شش مقوله اصلی بودند: 1) پایبندی به کمک عوامل خانوادگی ، 2) پایبندی به کمک عوامل رفتاری ، 3)پایبندی به کمک عوامل معنوی ، 4) پایبندی به کمک عوامل اجتماعی ، 5) پایبندی به کمک اصلاح زندگی شخصی ، و 6) پایبندی به کمک عوامل درمانی . نتیجه گیری : در کل، نتایج نشان می دهد پایبندی به درمان با متادون در کنار شش عامل مهم مذکور رخ می دهد و درمانگران اعتیاد برای درمان با متادون باید به تقویت شش حیطه توجه کنند.
۷.

مطالعه کیفی عوامل محافظت کننده و مخاطره آمیز در اعتیاد در زنان و مردان شهر اصفهان

تعداد بازدید : ۲۳۶ تعداد دانلود : ۱۶۹
هدف: هدف پژوهش مطالعه کیفی عوامل محافظت کننده و مخاطره آمیز در اعتیاد زنان و مردان شهر اصفهان بود. روش: پژوهش به روش تحلیل مضمون (براون و کلارک، 2006) انجام شد. جامعه پژوهش مردان و زنان سالم و معتاد بودند. نمونه گیری به شکل هدفمند از بین مراجعان به مراکز ترک اعتیاد، افراد تحت درمان نگهدارنده با متادون، مرکز اجتماع درمان مدار، کمپ و انجمن معتادان گمنام بود. افراد سالم نیز براساس همتاسازی با ویژگی های افراد معتاد انتخاب شدند. تعداد شرکت کنندگان بر اساس معیار اشباع داده ها بود. به منظور گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد که حاوی سوالات مرتبط با عوامل محافظت کننده و مخاطره آمیز دربرابر اعتیاد بود. داده های کیفی به کمک روش براون و کلارک تحلیل شد. یافته ها: نتایج تحلیل مضمون نشان داد که عوامل محافظت کننده و مخاطره آمیز اعتیاد درسه مقوله اصلی عوامل درون خانوادگی، عوامل درون روانی و عوامل برون خانوادگی دسته بندی شدند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج می توان گفت برای پیشگیری از اعتیاد باید عوامل مذکور در بسته های پیشگیری مورد توجه قرار گیرد.
۸.

اثربخشی تعدیل سوگیری شناختی تفسیری از طریق تقویت تصویرسازی مثبت بر خود مراقبتی، کیفیت زندگی، سوگیری تفسیری، و خلق افسرده در بیماران مبتلابه دیابت نوع 2

تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۱۳۹
مقدمه: این پژوهش به منظور بررسی اثربخشی تعدیل سوگیری شناختی تفسیری(CBM-I) ازطریق تصویرسازی مثبت بر فعالیت های خودمراقبتی، کیفیت زندگی، سوگیری تفسیری و خلق افسرده در بیماران دیابت نوع 2 اصفهان انجام شد. روش: در پژوهش حاضر که به روش نیمه تجربی بود، 30 فرد دیابتی به صورت نمونه گیری در دسترس، از 7 مرکز بهداشت در اصفهان، به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل، وارد شدند. ابزار سنجش استفاده شده شامل مقیاس های خودمراقبتی توبرت و همکاران، کیفیت زندگی بوروفس و همکاران، افسردگی بک و جملات درهم ریخته ونزلف بود. افراد گروه آزمایش تحت 7 جلسه درمانی تعدیل سوگیری شناختی تفسیری از طریق تصویر سازی مثبت قرار گرفتند و هر دو گروه آزمایش و کنترل در سه مرحله ی پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری ارزیابی شدند. نتایج جمع آوری شده با استفاده از شیوه کوواریانس داده های مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد تعدیل سوگیری شناختی تفسیری از طریق تصویرسازی مثبت بطور معنادار موجب بهبود میانگین خودمراقبتی، کیفیت زندگی، سوگیری تفسیری و خلق در بیماران دیابت گروه آزمایش نسبت به کنترل شده است. نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد به کارگیری تعدیل سوگیری شناختی تفسیری از طریق تصویرسازی مثبت در بهبود فعالیت های خود مراقبتی، کیفیت زندگی و سوگیری تفسیری و خلق نقش شایانی دارد. این یافته ها این روش را مداخله موثری برای بهبود شاخص های روانشناختی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 معرفی می کند.
۹.

روابط ساده و چندگانه نظم جویی هیجان، خودکارآمدی درد و ادراک بیماری با بهزیستی روانشناختی در زنان مبتلا به سرطان پستان

تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۶۴
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط ساده و چندگانه نظم جویی هیجان، خودکارآمدی درد و ادراک بیماری با بهزیستی روانشناختی در زنان مبتلا به سرطان پستان انجام گردید. روش: طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر اصفهان در بهار 1397 بود. متعاقباً 160 زن مبتلا به سرطان پستان تحت درمان به روش نمونه گیری در دسترس و بر اساس ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه های نظم جویی هیجان گراس و جان، پرسشنامه خودکارآمدی درد نیکولاس (PSEQ)، پرسشنامه ادراک بیماری بردبنت و همکاران (IPQ) و مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف (RPWS) بود. به منظور تحلیل داده ها از روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون خطی به روش گام به گام  به کمک نرم افزار SPSS-24 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین راهبرد ارزیابی مجدد (20/0)، درک پیامد (16/0)، کنترل شخصی (17/0)، کنترل درمان (16/0) و نمره کل ادراک بیماری (17/0) با بهزیستی روانشناختی زنان مبتلا به سرطان همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که از بین متغیر های پژوهش، متغیرهای 1-راهبرد ارزیابی مجدد و 2- درک پیامد بیماری به طور مثبت و معناداری می تواند تغییرات مربوط به بهزیستی روانشناختی زنان مبتلا به سرطان پستان را پیش بینی نماید . این دو متغیر بر روی هم قادر به تبیین 8 درصد از واریانس بهزیستی روانشناختی است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت که تغییرات در راهبرد ارزیابی مجدد و درک پیامد بیماری با تغییرات در بهزیستی روانشناختی زنان مبتلا به سرطان پستان همراه است. از این رو می توان با شناخت و درک عمیق تر از ویژگی های روان شناختی و باورهای مربوط به بیماری در زنان مبتلا به سرطان پستان، گام هایی را برای افزایش بهزیستی روانشناختی آنان با شرایط جدید برداشت.
۱۰.

پیش بینی افسردگی نوجوانی بر اساس استرسﻫای نوجوانی، تابﺁوری، سبکﻫای دلبستگی و روابط خانوادگی در دو گروه تک ﻓرزند و چند فرزند

تعداد بازدید : ۲۷۹ تعداد دانلود : ۳۰۵
زمینه و هدف : امروزه نوجوانان تک فرزند بخشی از جامعه را تشکیل می دهند و این سؤال در ذهن ایجاد می شود که آیا پیش بینی افسردگی در دو گروه تک فرزند و چند فرزند بر اساس متغیرهای پیش بین استرس، تاب آوری، سبک های دلبستگی و روابط خانوادگی، با هم تفاوت دارد؟ مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان تک فرزند و چند فرزند دبیرستانی بود. نمونه آماری مطالعه را 150 دانش آموز دختر و پسر شهر اصفهان از هر دو گروه تشکیل داد. داده ها به وسیله مقیاس افسردگی نوجوانی Kutcher (Kutcher Adolescent Depression Scale یا KADS)، پرسشﻧامه استرس نوجوانی (Adolescent Stress Questionnaire یا ASQ)، مقیاس تاب آوری Connor-Davidson (Connor-Davidson Resilience Scale یا CD-RISC)، پرسشﻧامه سبک دلبستگی Collins و Read و پرسشﻧامه روابط خانوادگی Olson و Barons جمع آوری گردید و سپس با استفاده از ضریب همبستگی Pearson و رگرسیون گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: در هر دو گروه، سبک دلبستگی اجتنابی، اضطرابی و استرس رابطه مثبت و معنی داری را با افسردگی نشان داد (050/0 > P). ارتباط منفی و معنی داری بین تاب آوری و افسردگی در گروه تک فرزند وجود داشت (050/0 > P)، اما این رابطه در گروه چند فرزند معنی دار نبود. در هیچ کدام از گروه ها رابطه معنی داری بین سبک دلبستگی ایمن و افسردگی مشاهده نگردید و در نهایت، پیش بینی افسردگی بر اساس متغیرهای پیش بین در گروه چند فرزند و تک فرزند با هم متفاوت بود؛ به طوری که تاب آوری و ارتباطات خانوادگی در بین تک فرزندان، عدم ابتلا به افسردگی را پیش بینی کرد؛ در حالی که در گروه چند فرزند، سبک دلبستگی اجتنابی ابتلا به افسردگی را پیش بینی نمود. نتیجه گیری: با توجه به متغیرهای پیش بین پژوهش حاضر، تک ﻓرزندی و چند فرزندی در پیش بینی افسردگی تفاوت ایجاد می کند.
۱۴.

بررسی اثربخشی گروه درمانی به شیوه تحلیل تبادلی بر رضایت زناشویی

کلید واژه ها: رضایت زناشویی گروه درمانی تحلیل تبادلی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی ارزیابی، سنجش وآمار آزمونهای مشاوره خانواده
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی مشاوره مشاوره خانواده
تعداد بازدید : ۲۰۰۸ تعداد دانلود : ۱۴۲۷
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی گروه درمانی به شیوه تحلیل تبادلی بر رضایت زناشویی زوج ها بود. جامعه آماری این پژوهش متشکل از کلیه زوج های مراجعه کننده به کلینیک ها و مراکز خدمات روان شناختی و مشاوره سطح شهر اصفهان جهت دریافت کمک های تخصصی در زمینه مسائل زناشویی بود. با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای، ابتدا 4 مرکز خدمات روان شناختی انتخاب گردید، سپس تعداد 16 زوج به طور تصادفی از میان مراجعه کنندگان به این مراکز انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه گمارده شدند. در نهایت پس از ریزش اولیه، هر یک از گروه ها متشکل از 6 زوج بود. گروه آزمایشی تحت 8 جلسه 2 ساعته درمان به شیوه تحلیل تبادلی قرار گرفت؛ گروه گواه هیچ گونه درمانی دریافت نکرد. ابزار اندازه گیری در این پژوهش دو پرسشنامه «شاخص رضایت زناشویی» و «مقیاس سازگاری دونفری» بود. بر اساس نتایج بدست آمده، رضایت زناشویی مردان، زنان و به طور کلی زوج های گروه آزمایشی به طور معنی داری نسبت به گروه گواه در مرحله پس آزمون و پی گیری افزایش نشان داد (05/0P<).

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان