احمد منصوری

احمد منصوری

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۳ مورد.
۱.

نقش میانجی تنظیم شناختی هیجان، سوگیری های شناختی و طرح واره های منفی در رابطه بین تجارب آسیب زای کودکی و تجارب شبه سایکوتیک

تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۲۶
زمینه و هدف: تجارب شبه سایکوتیک شکل های غیر بالینی و خفیف اختلال های روان پریشی در نظر گرفته می شوند و با پیامدهای منفی نظیر درماندگی، اختلال های روانی و نارسایی های عملکردی همراه اند. همچنین می توانند منجر به بروز روان پریشی بالینی گردند. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی تنظیم شناختی هیجان، سوگیری های شناختی و طرح واره های منفی در رابطه بین تجارب آسیب زای دوره کودکی و تجارب شبه سایکوتیک انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری آن را کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرجند در سال تحصیلی ۹۹-۱۳۹۸ (۵۷۰۰= N) تشکیل داد. حجم نمونه ۴۰۰ نفر بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه آسیب دوران کودکی، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان، مقیاس ارزیابی سوگیری های شناختی داووس، مقیاس کوتاه طرح واره های اصلی و نسخه ۱۶ ماده ای پرسشنامه پیش مرضی استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و LISREL و به کمک روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد تجارب آسیب زای دوره کودکی بر تنظیم شناختی هیجان، سوگیری های شناختی و طرح واره های منفی اثر دارد (۰۵/۰> p). تنظیم شناختی هیجان، سوگیری های شناختی و طرح واره های منفی بر تجارب شبه سایکوتیک اثر دارند (۰۵/۰> p). به علاوه تنظیم شناختی هیجان، سوگیری های شناختی و طرح واره های منفی میانجی رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و تجارب شبه سایکوتیک هستند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر از این فرض حمایت می کند که تنظیم شناختی هیجان، سوگیری های شناختی و طرح واره های منفی میانجی رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و تجارب شبه سایکوتیک هستند.
۲.

اثربخشی درمان پذیرش و تعهد بر خود شفقت ورزی و خودانتقادی افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد افیونی

تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۶
هدف : اختلال مصرف مواد یکی از اختلال های مزمن و ناتوان کننده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان پذیرش و تعهد بر خودشفقت ورزی و خودانتقادی در افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد افیونی انجام شد. روش : پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. 30 نفر از افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد افیونی مراجعه کننده به مرکز ترک اعتیاد گرانمهر و گام نو شهر مشهد به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار داده شدند. شرکت کنندگان گروه آزمایش به مدت 8 جلسه تحت درمان پذیرش و تعهد قرار گرفتند، اما شرکت کنندگان گروه کنترل هیچ درمانی را دریافت نکردند. شرکت کنندگان به مقیاس خودشفقت ورزی و خودانتقادی پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین افراد گروه آزمایش و کنترل در متغیرهای خودشفقت ورزی و خودانتقادی تفاوت معناداری وجود داشت. به عبارت دیگر، درمان پذیرش و تعهد در افزایش خودشفقت ورزی و کاهش خودانتقادی در افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد افیونی مؤثر بود. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه پیشنهاد می کند که درمانگران و سایر متخصصان بهداشت روان می توانند از درمان پذیرش و تعهد برای بهبود خودشفقت ورزی و خودانتقادی در افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد افیونی استفاده کنند.
۳.

نقش میانجی تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین بدرفتاری های دوره کودکی و کژکاری جنسی زنان

تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۱۹
زمینه و هدف: کژکاری جنسی یکی از اختلال های شایع در بین زنان است و معمولاً با ناراحتی چشمگیر بالینی در توانایی پاسخ دهی جنسی فرد یا تجربه لذت جنسی همراه است. ازاین رو هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین بدرفتاری های دوره کودکی و کژکاری جنسی زنان بود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری آن شامل کلیه دانشجویان زن متأهل دانشگاه های شهرستان شاهرود بود. چهارصد دانشجوی زن متأهل شهر شاهرود به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. شرکت کنندگان به شاخص عملکرد جنسی زنان، پرسشنامه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و مقیاس خود گزارشی کودک آزاری پاسخ دادند. داده های پژوهش حاضر با استفاده از نرم افزارهای SPSS وLISREL و به کمک روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بین راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجان، بدرفتاری های دوره کودکی و کژکاری جنسی زنان رابطه وجود دارد (۰۵/۰>p). بعلاوه، راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجان میانجی رابطه بین بدرفتاری های دوره کودکی و کژکاری جنسی زنان هستند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر از این فرض حمایت می کند که راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجان میانجی رابطه بین بدرفتاری های دوره کودکی و کژکاری جنسی زنان هستند.
۴.

نقش میانجی سرعت پردازش در رابطه بین حافظه فعال و آگاهی واج شناختی با خواندن دانش آموزان مبتلا به اختلال خواندن

تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۹۰
زمینه و هدف: سرعت پردازش نقش مهمی در اختلال یادگیری خاص دارد؛ بنابراین، هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی سرعت پردازش در رابطه بین حافظه فعال و آگاهی واج شناختی با خواندن دانش آموزان مبتلا به اختلال خواندن بود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان مبتلابه اختلال یادگیری خاص از نوع خواندن انتهای پایه اول تا پایه پنجم دبستان نواحی هفت گانه مشهد و مراجعه کننده به مراکز ویژه مشکلات یادگیری آموزش وپرورش شهر مشهد در سال تحصیلی ۹۹-۱۳۹۸ بود. نمونه مورد بررسی شامل ۱۵۰ نفر از دانش آموزان مبتلابه اختلال یادگیری خاص از نوع خواندن بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از آزمون خواندن و نارساخوانی (نما)، آزمون آگاهی واج شناختی و مقیاس هوشی وکسلر کودکان ۴ استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و PROCESS و همچنین روش تحلیل رگرسیون تحلیل شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که بین حافظه فعال، آگاهی واج شناختی، سرعت پردازش و خواندن دانش آموزان مبتلا به اختلال خواندن رابطه وجود دارد. سرعت پردازش میانجی رابطه بین حافظه فعال و خواندن دانش آموزان مبتلا به اختلال خواندن بود. همچنین سرعت پردازش میانجی رابطه بین آگاهی واج شناختی و خواندن بود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که سرعت پردازش میانجی رابطه بین حافظه فعال با خواندن و همچنین رابطه بین آگاهی واج شناختی با خواندن دانش آموزان مبتلا به اختلال خواندن است. توجه به این فرایندها و مداخلات مرتبط با آن ها می تواند به بهبود اختلال خواندن دانش آموزان کمک کند.
۵.

اثربخشی گروه درمانی عقلانی هیجانی رفتاری بر کنش های اجرایی و باورهای غیرمنطقی مادران کودکان مبتلابه نارسایی توجه- بیش فعالی

تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۴۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی گروه درمانی عقلانی هیجانی رفتاری بر کنش های اجرایی و باورهای غیرمنطقی مادران کودکان مبتلابه نقص توجه-بیش فعالی انجام شد. در یک پژوهش نیمه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل و مداخله نما، تعداد 30 مادر کودک مبتلابه نارسایی توجه- بیش فعالی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر بجنورد به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به تصادف در سه گروه آزمایش، کنترل و مداخله نما قرار گرفتند. مادران گروه آزمایش در معرض مداخله 8 جلسه ای گروه درمانی عقلانی هیجانی رفتاری قرار گرفتند اما گروه کنترل و مداخله نما در معرض چنین مداخله ای قرار نگرفتند. باوجوداین، گروه مداخله نما به مدت 8 جلسه نرم افزار ورد-ویندوز را آموزش دیدند. شرکت کنندگان پرسشنامه باورهای غیرمنطقی جونز (1969) و آزمون برج لندن (1982) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که گروه درمانی عقلانی هیجانی رفتاری باعث کاهش باورهای غیرمنطقی و بهبود کنش های اجرایی گروه آزمایش نسبت به گروه های کنترل و مداخله نما می شود. در مجموع، گروه درمانی عقلانی هیجانی رفتاری نقش مهمی در کاهش باورهای غیرمنطقی و بهبود کنش های اجرایی مادران کودکان مبتلابه نارسایی توجه-بیش فعالی دارد.
۶.

مدل یابی رابطه بین فرایندهای نگرانی با نشانه های افسردگی و بی خوابی مراقبان افراد مبتلا به سرطان

تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۲۱
زمینه و هدف: بیماری افراد مبتلا به سرطان یکی از عوامل عمده پریشانی مراقبان آن ها است. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف مدل یابی رابطه بین فرایندهای نگرانی با نشانه های افسردگی و بی خوابی مراقبان افراد مبتلا به سرطان انجام گردید. مواد و روش ها: این پژوهش یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مراقبان افراد مبتلا به سرطان شهر مشهد بود. از بین مراقبان افراد مبتلا به سرطان مراجعه کننده به بیمارستان ۲۰۰ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل شاخص شدت بی خوابی، مقیاس تحمل ناپذیری بلاتکلیفی و پرسشنامه های افسردگی بک، اجتناب شناختی، فراشناخت و همچنین پذیرش و عمل بود. برای تحلیل داده ها از روش های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین فرایندهای نگرانی ازجمله تحمل ناپذیری بلاتکلیفی، اجتناب تجربه ای و نگرانی درباره نگرانی (فرانگرانی) با نشانه های افسردگی و بی خوابی مراقبان بیماران مبتلا به سرطان رابطه وجود دارد، اما رابطه ای بین اجتناب شناختی با افسردگی و بی خوابی مراقبان وجود ندارد. تحمل ناپذیری بلاتکلیفی، اجتناب تجربه ای و فرانگرانی پیش بینی کننده افسردگی بودند، در مقابل تحمل ناپذیری بلاتکلیفی پیش بینی کننده بی خوابی بود. مدل اصلاح شده مربوط به پیش بینی نشانه های افسردگی و بی خوابی مراقبان افراد مبتلا به سرطان بر اساس فرایندهای نگرانی از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش از نقش فرایندهای نگرانی در پیش بینی نشانه های افسردگی و بی خوابی مراقبان افراد مبتلا به سرطان حمایت می کند.
۷.

نقش مادی گرایی، رفتارهای احتکاری و نارسیسم در اعتیاد به خرید دانشجویان دختر

تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۸۲
پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش مادی گرایی، رفتارهای احتکاری و نارسیسم در اعتیاد به خرید دانشجویان دختر انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرجند در سال تحصیلی 96-1395 بود. نمونه پژوهش شامل 300 دانشجوی دختر بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. آن ها به مقیاس اعتیاد به خرید برگن، پرسشنامه ارزش های مادی گرایانه، پرسشنامه رفتار احتکاری و مقیاس شخصیت تاریک پاسخ دادند. داده های پژوهش با روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که مادی گرایی، رفتارهای احتکاری و نارسیسم با اعتیاد به خرید رابطه دارند. رفتارهای احتکاری و مادی گرایی پیش بینی کننده اعتیاد به خرید در دانشجویان دختر بودند، اما نارسیسیم پیش بینی کننده اعتیاد به خرید نبود. بر اساس نتایج این پژوهش می توان گفت که رفتارهای احتکاری و مادی گرایی نقش مهمی در اعتیاد به خرید دانشجویان دختر دارند؛ بنابراین توجه به نقش این متغیرها در پیش بینی اعتیاد به خرید توسط پژوهشگران، متخصصان علوم رفتاری و درمانگران ضروری به نظر می رسد.
۸.

نقش میانجی خود انتقادی و تحمل پریشانی در رابطه بین سبک های دلبستگی و رفتارهای خودزنی غیر انتحاری نوجوانان

تعداد بازدید : ۲۵۹ تعداد دانلود : ۲۹۲
زمینه و هدف: تاکنون مدل های چند متغیره روان شناختی و اجتماعی متعددی برای پیش بینی رفتارهای خودزنی نوجوانان موردبررسی قرار گرفته است. این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی و رفتارهای خودزنی غیر انتحاری با توجه به نقش میانجی خود انتقادی و تحمل پریشانی انجام شد. مواد و روش ها: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره متوسطه شهر کاشمر در سال ۹۸-۱۳۹۷ بود. در ابتدا نمونه ای به حجم ۷۰۰ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد، اما تحلیل نهایی بر روی ۲۹۲ دانش آموزی انجام شد که حداقل تجربه یک بار رفتارهای خودزنی انتحاری را گزارش کردند. ابزارهای پژوهش شامل سیاهه خود آسیب رسانی آگاهانه و تعمدی، مقیاس دل بستگی دوران کودکی نسبت به هر والد، مقیاس تحمل پریشانی و مقیاس خود انتقادی/حمله به خود/ خود اطمینان بخشی بود. داده ها به کمک نرم افزارهای SPSS و LISREL و با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که مدل مربوط به رابطه بین سبک های دلبستگی و رفتارهای خودزنی غیر انتحاری نوجوانان با توجه به نقش میانجی تحمل پریشانی و خود انتقادی از برازش مناسبی برخوردار است. همچنین یافته های پژوهش نشان داد که ۳۴ درصد واریانس مشاهده شده رفتارهای خودزنی از طریق ترکیب متغیرهای دلبستگی به والدین، تحمل پریشانی و خود انتقادی قابل تبیین است. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان دهنده نقش میانجی خود انتقادی و تحمل پریشانی در رابطه بین سبک های دلبستگی و رفتارهای خودزنی غیر انتحاری است؛ بنابراین در نظر گرفتن نقش این متغیرها توسط متخصصان، درمانگران و برنامه ریزان به هنگام کار با نوجوانان دانش آموز و به طور خاص در مراکز مشاوره ای و درمانی، ضروری به نظر می رسد.
۹.

نقش میانجی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و مقابله های معنوی در رابطه بین سابقه آسیب و نشانه های شخصیت مرزی

تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۲۱۱
زمینه و هدف: اگرچه رابطه بین سابقه آسیب (History of trauma) و نشانه های شخصیت مرزی (Symptoms of borderline personality) به خوبی تأیید شده است، اما توجه اندکی به نقش عوامل میانجی این رابطه شده است. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (Cognitive emotion regulation strategies) و مقابله های معنوی (Spiritual coping) در رابطه بین سابقه آسیب و نشانه های شخصیت مرزی بود. مواد و روش ها: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. تعداد 200 زن سرپرست خانوار تحت پوشش بهزیستی شهر نیشابور به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و مقیاس شخصیت مرزی (Borderline Traits Scale یا BTS)، پرسشنامه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (Cognitive Emotion Regulation Questionnaire یا CERQ)، پرسشنامه سابقه آسیب (Trauma History Questionnaire یا THQ) و پرسشنامه مقابله معنوی (Spiritual Coping Questionnaire یا SCQ) را تکمیل کردند. داده های پژوهش به کمک نرم افزارهای SPSS و LISREL و با استفاده از روش همبستگی پیرسون و روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که مدل ارائه شده در مورد نقش میانجی تنظیم شناختی هیجان و مقابله های معنوی در رابطه بین سابقه آسیب و نشانه های شخصیت مرزی از برازش قابل قبولی برخوردار است. بعلاوه، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان ناسازگار و مقابله های معنوی منفی میانجی رابطه بین سابقه آسیب و نشانه های شخصیت مرزی هستند. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه بر اهمیت راهبردهای تنظیم شناختی هیجان ناسازگار و مقابله های معنوی منفی در ایجاد نشانه های شخصیت مرزی پس از آسیب تأکید دارد.
۱۰.

نقش میانجی تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین سیستم های مغزی رفتاری و رشد پس از سانحه مردان خیانت دیده

تعداد بازدید : ۳۴۵ تعداد دانلود : ۲۴۸
زمینه و هدف: رویدادهای آسیب زا پیامدهای منفی مختلفی را به دنبال دارند، اما در پاره ای از موارد تغییرات روان شناختی مثبتی به دنبال این حوادث اتفاق می افتد. باوجوداین، دانش کمی در مورد چگونگی این تغییرات مثبت وجود دارد. ازاین رو، پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش میانجی تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین سیستم های مغزی رفتاری و رشد پس از سانحه مردان خیانت دیده انجام گردید. مواد و روش ها: پژوهش ازلحاظ روش گردآوری داده ها توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه موردپژوهش شامل کلیه مردان خیانت دیده شهر نیشابور در سال 1396 بود. نمونه موردبررسی شامل 100 نفر از مردان خیانت دیده مراجعه کننده به بهزیستی شهر نیشابور بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. مقیاس سیستم بازداری/ فعال ساز رفتاری (Behavioral Inhibition System/Behavioral Activation System)، مقیاس پرسشنامه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان ( Cognitive Emotion Regulation Questionnaire ) و پرسشنامه رشد پس از سانحه ( Posttraumatic Growth Inventory ) توسط شرکت کنندگان تکمیل گردید. داده های پژوهش با استفاده از روش همبستگی Pearson و تحلیل رگرسیون تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که سیستم فعال ساز رفتاری پیش بین راهبردهای تنظیم شناختی هیجان سازگار است که به سهم خود پیش بین رشد پس از سانحه بود (05/0>p). همچنین، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان سازگار میانجی رابطه بین سیستم فعال ساز رفتاری و رشد پس از سانحه هستند (05/0>p). نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر بر اهمیت سیستم های مغزی رفتاری و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان سازگار در رشد پس از سانحه مردان خیانت دیده تأکید دارد. بعلاوه، سیستم فعال ساز رفتاری رشد پس از سانحه بیشتری را به واسطه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان سازگار به دنبال دارد.
۱۱.

اثربخشی درمان شناختی رفتاری گروهی اختلال های جنسی و مشکلات زناشویی بر پویایی های رابطه جنسی و جاذبه جنسی زنان

تعداد بازدید : ۳۱۷ تعداد دانلود : ۲۰۳
هدف: بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری گروهی اختلال های جنسی و مشکلات زناشویی بر پویایی های رابطه جنسی و جاذبه جنسی زنان مراجعه کننده به دادگاه خانواده بود. روش: در یک پژوهش نیمه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل، تعداد 30 نفر از زنان مراجعه کننده به دادگاه خانواده شهر مشهد به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمون و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمون در 8 جلسه 45 دقیقه ای درمان شناختی رفتاری گروهی اختلال های جنسی و مشکلات زناشویی را دریافت کردند، در حالی که گروه کنترل در معرض چنین مداخله ای قرار نگرفتند. شرکت کنندگان پرسشنامه خودافشایی رابطه و آگاهی جنسی را تکمیل کردند. داده های پژوهش به کمک نرم افزار آماری اس پی اس اس و با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس تحلیل شدند. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که درمان شناختی رفتاری گروهی اختلال های جنسی و مشکلات زناشویی سبب بهبود جاذبه جنسی و پویایی جنسی زنان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل می شود. بر اساس نتایج این پژوهش می توان نتیجه گرفت که درمان شناختی رفتاری گروهی اختلال های جنسی و مشکلات زناشویی بر پویایی های رابطه جنسی و جاذبه جنسی زنان مراجعه کننده به دادگاه خانواده موثر است. همچنین، درمانگران می توانند از این روش درمانی جهت بهبود پویایی های رابطه جنسی و جاذبه جنسی زنان استفاده کنند.
۱۲.

رابطه بین نشانه های اختلال اضطراب فراگیر و عوامل فراتشخیصی با اختلال عملکرد جنسی زنان

تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۷۸
پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه بین نشانه های اختلال اضطراب فراگیر و عوامل فراتشخیصی با اختلال عملکرد جنسی زنان انجام گردید. بدین منظور در یک پژوهش توصیفی-همبستگی 231 نفر از زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر مشهد در سال 1395 به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گردآوری داده ها با استفاده از مقیاس کوتاه اختلال اضطراب فراگیر (اسپیتزر و همکاران، 2006)، پرسشنامه تحمل ناپذیری بلاتکلیفی (فریستون و همکاران، 1994)، اجتناب شناختی (سکستون و دوگاس، 2004)، فراشناخت (ولز و کارترایت- هاتون، 2004)، راهبردهای تنظیم شناختی (گارنفسکی و همکاران، 2001)، پرسشنامه پذیرش و عمل (بوند و همکاران، 2007) و شاخص عملکرد جنسی زنان (روزن و همکاران، 2000) صورت پذیرفت. داده های پژوهش با استفاده از روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین نشانه های اختلال اضطراب فراگیر و اختلال عملکرد جنسی زنان رابطه معنی داری وجود دارد. هم چنین، بین عوامل فراتشخیصی و اختلال عملکرد جنسی زنان رابطه معنی داری وجود دارد. هم چنین، نشانه های اختلال اضطراب فراگیر و عوامل فراتشخیصی مرتبط (تحمل ناپذیری بلاتکلیفی و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان ناسازگار) پیش بینی کننده نشانه های اختلال عملکرد جنسی در زنان بودند.
۱۳.

نقش تعدیل کننده و واسطه ای مقابله های معنوی و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین عوامل فراتشخیصی و نشانه های اختلال اضطراب فراگیر: طراحی و آزمون یک مدل مفهومی

تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۲۹۱
زمینه و هدف : اختلال اضطراب فراگیر (Generalized Anxiety Disorder یا GAD)، یکی از اختلالات اساسی در آسیب شناسی روانی است. پژوهش حاضر با هدف طراحی و آزمون یک مدل مفهومی برای بررسی نقش تعدیل کننده و واسطه ای مقابله های معنوی و راهبردهای شناختی تنظیم هیجان در رابطه بین عوامل فراتشخیصی و نشانه های GAD انجام گردید. مواد و روش ها: در این مطالعه توصیفی- همبستگی، 700 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه های دولتی وابسته به وزارت علوم شهر تهران در سال تحصیلی 95-1394 به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تصادفی انتخاب شدند. مقیاس کوتاه اختلال اضطراب فراگیر (Generalized Anxiety Disorder 7-Item یا 7-GAD)، پرسش نامه های نگرانی پنسیلوانیا (Penn State Worry Questionnaire یا PSWQ)، اجتناب شناختی (Cognitive Avoidance Questionnaire یا CAQ)، تحمل ناپذیری بلاتکلیفی (Intolerance of Uncertainty Scale یا IUS)، فراشناخت (Metacognition Questionnaire یا MCQ)، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (Cognitive Emotion Regulation Questionnaire یا CERQ)، پذیرش و عمل (Acceptance and Action Questionnaire-II یا AAQ-II) و مقابله معنوی (Spiritual Coping Questionnaire یا SCQ) در مورد شرکت کنندگان اجرا گردید. داده های به دست آمده با استفاده از روش تحلیل مسیر و معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS، LISREL، Process مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: ارتباط معنی داری بین عوامل فراتشخیصی (اجتناب شناختی، باورهای منفی درباره نگرانی، تحمل ناپذیری بلاتکلیفی و اجتناب تجربه ای) و نشانه های GAD وجود داشت (050/0 > P). همچنین، ارتباط معنی داری بین عوامل فراتشخیصی با راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و مقابله های معنوی مشاهده شد (050/0 > P). راهبردهای تنظیم شناختی هیجان واسطه رابطه بین عوامل فراتشخیصی و نشانه های GAD و مقابله های معنوی نیز تعدیل کننده رابطه بین عوامل فراتشخیصی و نشانه های GAD می باشند (05/0 > P). نتیجه گیری: نتایج پژوهش بر اهمیت عوامل فراتشخیصی، تنظیم شناختی هیجان و مقابله های معنوی در نشانه های GAD تأکید دارد.
۱۴.

درمان های یکپارچه شده دینی- معنوی و اختلال اضطراب فراگیر

کلید واژه ها: دینداری معنویت گرایی اختلالات اضطرابی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱۲ تعداد دانلود : ۱۰۷۷
اختلال اضطراب فراگیر، اختلال فراگیری است که از طریق اضطراب بیش از حد و نگرانی کنترل ناپذیر مشخص می شود و مکانیسم ها و عوامل خطرساز متعددی در ایجاد و تداوم آن دخیل می باشد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف مرور رابطه بین دینداری و معنویت گرایی با اختلال اضطراب فراگیر و همچنین، درمان های یکپارچه شده دینی و معنوی این اختلال انجام گرفت. بررسی پیشینه پژوهش نشان داد که بین دینداری و مقابله های دینی با اختلال اضطراب فراگیر رابطه معنی داری وجود داشت. همچنین، دینداری و معنویت گرایی به گونه موفقیت آمیزی با درمان های اختلال اضطراب فراگیر یکپارچه شده است. علاوه بر این، درمان های یکپارچه شده دینی و معنوی تأثیر معنی داری بر نشانه های این اختلال دارد. نتایج پژوهش حاضر بیانگر اهمیت ترکیب عوامل دینی و معنوی در سایر رویکردهای درمانی اختلال اضطراب فراگیر است.
۱۵.

نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان در رابطه بین سیستم های مغزی رفتاری و شدت بی خوابی

تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۱۸۵
زمینه و هدف : بی خوابی، یکی از شایع ترین اختلالات روان شناختی می باشد که سلامت و بهزیستی روانی افراد را به خطر می اندازد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان در رابطه بین سیستم های مغزی رفتاری و شدت بی خوابی انجام گردید. مواد و روش ها: در این مطالعه توصیفی- همبستگی، 210 نفر از دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. مقیاس سیستم فعال ساز رفتاری/ سیستم بازداری رفتاری (Behavioural Inhibition System/Behavioural Activation System یا BIS/BAS scales)، پرسش نامه دشواری در تنظیم هیجان (Difficulties in Emotion Regulation Scale یا DERS) و پرسش نامه شدت بی خوابی (Insomnia Severity Index یا ISI) در مورد شرکت کنندگان تکمیل گردید. داده های به دست آمده با استفاده از ضریب همبستگی Pearson و تحلیل مسیر در نرم افزارهای SPSS و LISREL مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: سیستم بازداری پیش بین دشواری در تنظیم هیجان بود که به سهم خود پیش بین شدت بی خوابی نیز می باشد. همچنین، مدل مربوط به نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان در رابطه بین سیستم های مغزی رفتاری و شدت بی خوابی، برازش قابل قبولی را با داده ها نشان داد. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده از پژوهش، بر اهمیت سیستم های مغزی رفتاری و تنظیم هیجان در بی خوابی تأکید می نماید. همچنین، این سیستم بازداری رفتاری بی خوابی شدیدتری را به واسطه دشواری در تنظیم هیجان به دنبال دارد.
۱۸.

مقایسه نگرانی، وسواس فکری و نشخوار فکری در افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، اختلال وسواس- اجبار، اختلال افسردگی عمده و افراد بهنجار

کلید واژه ها: اختلال افسردگی عمده اختلال اضطراب فراگیر نگرانی وسواس فکری نشخوار فکری اختلال وسواس- اجبار

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۵۴ تعداد دانلود : ۲۳۴۱
پژوهش حاضر با هدف مقایسه نگرانی، وسواس فکری و نشخوار فکری در افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، اختلال وسواس- اجبار، اختلال افسردگی عمده و افراد بهنجار انجام شد. بدین منظور، در یک پژوهش پس رویدادی (علی- مقایسه ای)، تعداد 28 فرد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، 28 فرد مبتلا به اختلال وسواس- اجبار، 28 فرد مبتلا به اختلال افسردگی عمده و 28 فرد بهنجار به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گروه ها از نظر متغیرهای جمعیت شناختی با یکدیگر همتا شدند. پرسشنامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا، وسواس- اجبار یل براون، پرسشنامه بازنگری شده وسواس اجبار و مقیاس پاسخ نشخواری در میان افراد شرکت کننده اجرا شد. داده های پژوهش به کمک نرم افزار آماری SPSS16 و با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک متغیره (ANOVA) تجزیه و تحلیل شد. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که: الف- تفاوت معناداری بین گروه مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر با گروه مبتلا به اختلال افسردگی عمده و بهنجار در شاخص کلی نگرانی آسیب شناختی وجود دارد. در حالی که، تفاوتی بین این گروه و گروه مبتلا به اختلال وسواس- اجبار وجود ندارد؛ ب- تفاوت معناداری بین گروه مبتلا به اختلال وسواس- اجبار با گروه مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، گروه مبتلا به اختلال افسردگی عمده و افراد بهنجار در وسواس فکری وجود دارد، و ج- تفاوت معناداری بین گروه مبتلا به اختلال افسردگی عمده با گروه مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و بهنجار در نشخوار فکری وجود دارد. در حالی که، تفاوتی بین این گروه و گروه مبتلا به اختلال وسواس- اجبار وجود ندارد. در مجموع، نتایج پژوهش نشان داد که عود افکار منفی ویژگی مهم اختلال اضطراب فراگیر، اختلال وسواس- اجبار و اختلال افسردگی عمده است. به عبارت دیگر، نگرانی، وسواس و نشخوار فکری سازه های شناختی به هم پیوسته ای هستند که بر علائم افسردگی و اضطراب تأثیر می گذارند و سبب تشدید و تداوم اختلال اضطراب فراگیر، اختلال وسواس- اجبار و اختلال افسردگی عمده می شوند.
۱۹.

مقایسه ابعاد اسکیزوتایپی با توجه به الگوهای دلبستگی در دانشجویان دانشگاه تبریز

کلید واژه ها: دانشجو دلبستگی ویژگی های اسکیزوتایپی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶۸ تعداد دانلود : ۶۳۷
زمینه و هدف: سبک دلبستگی ناایمن، یکی از عوامل مؤثر در بسیاری از آسیب های روانی است. این پژوهش با هدف مقایسه ویژگی های مثبت، منفی و آشفته اسکیزوتایپی در دانشجویان دلبسته ایمن، اجتنابی و اضطرابی دانشگاه تبریز انجام گردید. مواد و روش ها: در یک مطالعه مقطعی تعداد 300 دانشجوی (150 مرد و 150 زن) دانشگاه تبریز به روش نمونه گیری خوشه ای- تصادفی انتخاب شدند. پرسش نامه شخصیت اسکیزوتایپال (SPQ یا Schizotypal personality disorder) و مقیاس دلبستگی بزرگ سالان (AAI یا Adults attachment inventory) در مورد دانشجویان اجرا گردید. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیره (MANOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: میانگین سنی شرکت کنندگان 28/1 ± 21 سال بود. یافته ها نشان داد که میان دلبسته های ایمن با دلبسته های ناایمن اجتنابی و اضطرابی در ویژگی های مثبت، منفی و آشفته اسکیزوتایپی و همچنین نمره کل SPQ تفاوت معنیدار وجود دارد (05/0 > P). در مقابل، تفاوتی میان دلبسته های ناایمن اجتنابی و اضطرابی در ویژگی های مثبت، منفی و آشفته اسکیزوتایپی و نیز نمره کل SPQ وجود ندارد (05/0 < P). نتیجه گیری: افراد دلبسته ناایمن اجتنابی و اضطرابی ویژگیهای مثبت، منفی و آشفته شدیدتری نسبت به افراد دلبسته ایمن تجربه میکنند. با این وجود، تفاوتی میان دلبسته های ناایمن اجتنابی و اضطرابی به لحاظ شدت ویژگیهای مثبت، منفی و آشفته اسکیزوتایپی وجود ندارد. در مجموع، افراد دلبسته ناایمن جهت تجربه ویژگی های اسکیزوتایپی و ابتلا به اختلال شخصیت اسکیزوتایپال آسیب پذیرتر هستند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان