مطالب مرتبط با کلید واژه " تصلب چندگانه "


۱.

تأثیر 8 هفته تمرین مقاومتی بر قدرت عضلانی و تعادل مردان مبتلا به تصلب چندگانه (MS)

نویسنده:

کلید واژه ها: تعادل قدرت عضلانی تمرین مقاومتی تصلب چندگانه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰۳ تعداد دانلود : ۶۱۹
هدف از این پژوهش، تعیین تأثیر هشت هفته تمرین مقاومتی بر قدرت عضلانی و تعادل مردان مبتلا به تصلب چندگانه (MS) بود. از 40 بیمار مرد مراجعهکننده به انجمنMS ایران، 18نفر با میانگین سنی 8 /7±05 /34سال، معیار ناتوانی 54 /1±94 /2امتیاز، وزن 58 /11±83 /67 کیلوگرم و شاخص تودة بدنی 81 /3±40 /22کیلوگرم برمترمربع براساس نتایج آزمون-های ورزشی و میزان آمادگی برای قرار گرفتن در پروتکل ورزشی انتخاب و با استفاده از روش تصادفی (قرعهکشی) به دو گروه تجربی (8=n) و کنترل (10=n) تقسیم شدند. گروه تجربی علاوه بر مصرف داروهای تجویزشده، در هشت هفته تمرین مقاومتی شامل هفته ای سه جلسه (60 الی80 دقیقه با 70-50 درصد 1RM) شرکت کردند و گروه کنترل فقط داروهای تجویزشده را مصرف کردند. داده های حاصل با استفاده از نرم افزار SPSS-13 و روش آماری T مستقل بر تفاوت نمره ها در سطح 05 /0≥ α تجزیه وتحلیل شد. نتایج آزمون T مستقل نشان داد 8 هفته تمرین مقاومتی موجب افزایش معنیداری در قدرت پرس پا (001 /0= p) ، قدرت عضلات بازکنندة زانو (001 /0=p) ، قدرت پرس سینه (001 /0=p) ، قدرت عضلات پشتی بزرگ (001 /0=p) و تعادل شده است (023 /0=p) . نتایج این پژوهش نشان می دهد تمرینات مقاومتی می تواند اقدام مناسبی برای بهبود استقامت و تعادل باشد و بیماران MS قادر به تطبیق با تمرینات مقاومتی مربوط به افزایش استقامت عضلانی و تعادل، هستند. درمجموع می توان گفت مردان مبتلا به بیماری تصلب چندگانه می توانند برای بهبود قدرت عضلانی و تعادل خود از تمرینات مقاومتی استفاده کنند.
۲.

تأثیر درمان آرام سازی پیش رونده عضلانی بر سطح کیفیت زندگی زنان دچار بیماری تصلب چندگانه

تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۹
هدف پژوهش تعیین میزان تأثیر درمان آرام سازی پیش رونده عضلانی به عنوان یک درمان علامتی برای بالا بردن سطح کیفیت زندگی بیماران دچار تصلب چندگانه (ام. اس) بود. روش: این پژوهش یک مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 2 ماهه بود. 30 نفر از بیماران انجمن ام. اس شیراز از میان کلیه اعضا که دارای ملاک ورود به درمان و در دسترس بودند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. هر دو گروه قبل و بعد از مداخله به پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1995) پاسخ دادند. برای پیگیری اثرات درمان 2 ماه بعد بار دیگر این سنجش به عمل آمد. درمان آرام سازی پیش رونده در 12 جلسه 60 دقیقه ای، هفته ای دو بار در مورد گروه آزمایش به کار گرفته شد و در گروه مداخله ای صورت نگرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون لوین و تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که این درمان کیفیت زندگی بیماران ام. اس را افزایش داده و 37 درصد از تغییرات دیده شده مربوط به درمان آرام سازی پیش رونده عضلانی بوده است. نتیجه درمان در پیگیری 2 ماهه نیز سطح بالاتری از کیفیت زندگی را نشان داد. نتیجه گیری: می توان درمان آرام سازی عضلانی را به عنوان روشی موثر برای بالا بردن کیفیت زندگی بیماران ام. اس و به عنوان یک درمان علامتی به کار برد.
۳.

مقایسه کارکردهای قطعه پیشانی در افراد دچار تصلب چندگانه عودکننده- بهبودیابنده و افراد سالم

تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۱۱۶
هدف این مطالعه مقایسه بازداری، قضاوت اجتماعی، استدلال انتزاعی و مهارت اجتماعی غیرکلامی در افراد دچار تصلب چندگانه عودکننده- بهبودیابنده و افراد سالم بود. روش: روش مطالعه علی- مقایسه ای از نوع مورد شاهدی و نمونه پژوهش شامل 30 فرد دچار تصلب چندگانه (ام.اس) عودکننده- بهبودیابنده ( 19 زن و 11 مرد) بود که با روش نمونه گیری تصادفی از میان 635 نفر از اعضای انجمن تصلب چندگانه گیلان انتخاب و سپس با 30 نفر فرد سالم به عنوان گروه شاهد همتاسازی شد. دو گروه بیمار و شاهد با استفاده از خرده مقیاس شباهتها، درک و فهم و تنظیم تصاویر آزمون وکسلر ( 1981 ) و درجاماندگی آزمون بندرگشتالت ( 1938 ) مورد سنجش قرار گرفت. یافته ها: آزمونهای تحلیل واریانس و تی مستقل نشان داد که بیماران دچار تصلب چندگانه عودکننده- بهبودیابنده بهطور معناداری عملکرد ضعیفتری در مولفه شباهتها و تنظیم تصاویر آزمون وکسلر و خطای درجاماندگی بیشتری در آزمون بندرگشتالت دارند. نتیجه گیری: بیماران دچار تصلب چندگانه با وجود حفظ قضاوت اجتماعی، تخریب شناختی معناداری نسبت به افراد سالم در تفکر انتزاعی، مهارت اجتماعی غیرکلامی و بازداری رفتاری نشان میدهند. از اینرو لازم است با استفاده از درمان شناختی رفتاری با تاکید بر بازسازی شناختی، اصلاح تحریفات شناختی و آموزش فنون رفتاری گامهایی جهت ارتقاء سلامت روان این بیماران برداشته شود.