مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۲۲۱ تا ۱۰٬۲۴۰ مورد از کل ۵۵۳٬۲۳۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه: یکی از شناخته شده ترین رُمانس های عاشقانه پهلوانیِ ادب فارسی، قصه امیرحمزه صاحبقران است که به ماجرای عشق ورزی حمزه به مهرنگار، دختر انوشیروان، و ماجراجویی های او در این راه می پردازد. از حمزه نامه، تحریرهایی گوناگون به زبان فارسی در دست است که قدیمی ترینِ آن ها احتمالاً مربوط به پیش از دوران صفوی است و یکی از متأخّرترین تحریرهای آن نیز به سال 1239 هجری قمری بازمی گردد که توسط مشهدی باقر بازاری به رشته تحریر درآمده است. نکته مهم و قابلِ ذکر درباره تحریرهای گوناگون و متنوعِ حمزه نامه ها، تأثیرپذیری گسترده شان از متون حماسیِ پهلوانی است؛ به گونه ای که به باور نگارنده، از میانِ قصه های عامیانه بلند فارسی، حمزه نامه به عنوان یکی از شاخص ترین آثار از حیثِ الگوبرداری از حماسه های پهلوانی به شمار می آید. این مقاله که به روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از متون منظوم و منثور پهلوانی صورت می گیرد، سعی بر آن دارد تا تأثیرپذیری دو تحریرِ قدیم و جدید حمزه نامه از متون پهلوانی را از منظر ساختار زبانی (با تأکید بر گزاره های قالبی)، الگوبرداری های داستانی، بن مایه های داستانی، عناصر ویژه متون پهلوانی، و به کارگیری نام های شاهنامه ای، مورد بررسی قرار دهد. نتیجه ای که این پژوهش به دست می دهد این است که فاصله زمانی بین دو تحریر قدیم و جدید حمزه نامه، هیچ تأثیری در کاهشِ به کارگیری عناصر متون پهلوانی در این قصه نداشته است و شائبه این که این اثرپذیری، صرفاً مربوط به تحریری خاص یا دوره ای خاص می شده است را می زداید. روش: روش تحقیق در این مقاله، تحلیلی- توصیفی و بر اساس مطالعات کتابخانهای است. یافته ها: حمزه نامه یکی از قصه های بلند عامیانه فارسی است که به گستردگی، زیرِ تأثیرِ ادب پهلوانی شامل متون منظوم پهلوانی و طومارهای نقالی بوده است. با توجه به این که از این قصه تحریرهای متعددی در دست است، نگارنده، کهن ترین و نیز یکی از متأخرترین تحریرهای این اثر را برگزیده تا با بررسی این دو تحریر، که فاصله زمانی نسبتاً زیادی از یکدیگر دارند، این شائبه که این اثرپذیریِ حمزه نامه از متون پهلوانی، مربوط به دوره یا تحریری خاص می شده است را بزداید. البته این مسأله را نیز نمی توان نادیده گرفت که تحریر کهنِ حمزه نامه، بیشتر زیرِ تأثیرِ شاهنامه و متون اصیل پهلوانی بوده است و عناصر معدودی از داستان ها، بن مایه ها و ساختارهای روایت های نقالی در آن نمود پیدا کرده است؛ درحالی که بالعکس، تحریر جدید حمزه نامه، بیشتر، از روایت ها، عناصر و شیوه نگارشِ طومارهای نقالی بهره جسته است.
بررسی مقایسه ای و تحلیل عناصر داستان در غزل_ روایت های عطّار و مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب فارسی سال ۷۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵۱
117 - 145
حوزههای تخصصی:
شعر فارسی، به ویژه در قالب غزل که همواره برای بیان مضامین عاشقانه و اجتماعی به کار می رفت، بعد از قرن ششم و رواج ادبیات عرفانی در بیشتر موارد، مضامین رایج عرفانی را نیز دربر گرفت. شعر فارسی از آغاز تا دوران اوج خود، تحولات زیادی را پشت سر گذاشته است. یکی از تحولات مهم آن، بهره گیری از عنصر روایت است که این نوع از غزل را «غزل-روایت» می نامیم. عطار نیشابوری و مولانا جلال الدین که از برجسته ترین چهره های این جریان ادبی هستند، در غزل های روایت محور خود، به شرح و تفسیر معانی عمیق عرفانی با کمک خلق تصاویر نمادین پرداخته اند. به همین منظور، پژوهش حاضر که با روش توصیفی تحلیلی به انجام رسیده، بر آن است تا به بررسی تطبیقی و تحلیل عناصر داستان در غزل- روایت های این دو شاعر بزرگ بپردازد. در همین راستا، 22 غزل-روایت از عطار و 23 غزل-روایت از مولانا به صورت جامع مورد واکاوی قرار گرفته است. مبنای انتخاب این غزل-روایت ها، روایی بودن کل غزل از آغاز تا پایان بوده، تا ضمن بررسی شباهت ها، تفاوت های به کارگیری عناصر داستانی در غزل های منتخب نشان داده شوند. همچنین عناصر داستانی همچون شخصیت پردازی، پیرنگ، کشمکش، نمادها، زمان و مکان، زاویه دید و پایان بندی در آن ها، و نیز نحوه به کارگیری این عناصر، در روایت پردازی ها بررسی شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که عطار، به عنوان پیشرو در روایت پردازی غزل، بستری مناسب برای گسترش و عمق بخشیِ غزل های مولانا فراهم کرده است. مولانا نیز با بهره گیری خلاقانه از این عناصر، موفق به بازآفرینی مضامین عرفانی شده است.
ارزیابی تطبیقی چارچوب های مدیریت تداوم کسب وکار (مورد مطالعه: پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک))(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تداوم کسب وکار به معنای توانایی سازمان برای ادامه ارائه محصولات و خدمات حیاتی حتی در شرایط اختلال یا بحران است. این امر اهمیت ویژه ای در سازمان هایی دارد که وابسته به فناوری اطلاعات هستند و در هنگام مواجهه با بحران باید به سرعت به شرایط عادی بازگردند. پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک) به عنوان سازمانی که بیشتر خدمات خود را در بستر فناوری اطلاعات ارائه می دهد، نیازمند طراحی و پیاده سازی چارچوب مدیریت تداوم کسب وکار (BCM) است تا در مواجهه با وقفه ها و بحران ها از انعطاف پذیری و کارآمدی لازم برخوردار باشد. این پژوهش با هدف ارزیابی و مقایسه چارچوب های معتبر مدیریت تداوم کسب وکار، به دنبال انتخاب بهترین چارچوب برای ایرانداک است.روش: این پژوهش در سه گلم اصلی انجام شده است. در گام نخست، پیشینه پژوهش و چارچوب های معتبر مدیریت تداوم کسب وکار مورد بررسی قرار گرفت تا شاخص ها و معیارهای مهم شناسایی شود. در گام دوم، چارچوب ارزیابی تطبیقی با تمرکز بر 36 معیار پایه و تطبیقی طراحی شد. در گام سوم، سه چارچوب اصلی مدیریت تداوم کسب وکار یعنی ایزو 22301: 2019، کوبیت 2019: مدیریت تداوم و ITIL-ITSCM با استفاده از روش های آنتروپی شانون (برای محاسبه وزن معیارها) و تاپسیس گروهی (برای رتبه بندی چارچوب ها) ارزیابی و مقایسه شدند. این سه چارچوب بر اساس معیارهای مرتبط با نیازهای خاص ایرانداک مورد بررسی قرار گرفتند تا مشخص شود کدام یک از آنها بهترین تطابق را با وضعیت این سازمان دارد.یافته ها: مبتنی بر دو گام نخست، چارچوب ارزیابی تطبیقی شامل چارچوب ارزیابی تطبیقی شامل 36 معیار پایه و تطبیقی (شامل تعیین نیازهای تداوم، راهبرد تداوم کسب وکار، تدوین سیاست های تداوم، تعیین اهداف و اولویت ها، تعیین مرزها و مسئولیت ها، تعهد مدیران، مشارکت فرهنگی مدیریت تداوم، تحلیل ریسک، تحلیل اثر کسب وکار، ارزیابی احتمال وقوع بحران، طرح بازیابی فاجعه/ بحران، توسعه طرح های اضطراری، راه اندازی فرآیندهای تداوم، تدوین دستورالعمل های عملیاتی، تست طرح تداوم کسب وکار، تجربه ی پیشین در مواجهه با حوادث، اطلاعات مورد نیاز برای طرح تداوم، استفاده از فناوری در تداوم، مدیریت امور مالی، تعامل با ارگان های مرتبط، مدیریت تأمین کنندگان، مدیریت منابع انسانی، تبلیغ، آگاهی رسانی و آموزش، تخصیص منابع، تدوین گزارش های دوره ای، بازبینی تداوم کسب وکار، مدیریت حقوقی، انطباق اندازه سازمان هدف، انطباق سطح کاربری، انطباق سطح مهارت مورد نیاز، سطح پشتیبانی از زبان فارسی و زبان های رایج، میزان سازگاری با استانداردها و مستندات پایه، پوشش تعاریف و اصطلاحات، سرعت، سهولت استفاده، و فرآیند روشن و شفاف مراحل) بدست آمد. نتایج گام سوم نیز نشان داد که از میان سه چارچوب مورد بررسی، استاندارد ایزو 22301: 2019 به عنوان منطبق ترین چارچوب با نیازهای خاص ایرانداک شناسایی شد. این چارچوب به ویژه در مدیریت وقفه ها و بازگرداندن خدمات به حالت عادی به طور سریع و کارآمد موثر است. همچنین، ایزو 22301 با استانداردهای بین المللی و مستندات جامع تطابق داشته و پوشش مناسبی برای نیازهای زبانی و فرهنگی سازمان ارائه می دهد.نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که انتخاب چارچوب مناسب مدیریت تداوم کسب وکار، برای اطمینان از حفظ عملیات حیاتی و حفاظت از منافع سازمانی در زمان بحران ها امری حیاتی است. همچنین مدیران باید اهمیت مدیریت تداوم کسب وکار را در حصول اطمینان از تداوم عملیات حیاتی و حفاظت از منافع سازمانی در طول بحران ها تشخیص دهند. نتایج بیانگر آنست که انتخاب یک چارچوب مدیریت تداوم کسب وکار مناسب، مانند ایزو 22301: 2019، باید بر اساس ارزیابی کامل الزامات، اندازه و قابلیت های خاص سازمان باشد. انتخاب استاندارد ایزو 22301: 2019 به عنوان چارچوب پیشنهادی برای ایرانداک، به دلیل انطباق بالای آن با نیازهای این سازمان، می تواند به بهبود توانایی ایرانداک در مدیریت وقفه ها و بحران ها کمک کند. همچنین، اهمیت داشتن یک چارچوب مدیریت تداوم کسب وکار در کاهش هزینه ها، حفظ اعتبار سازمان و افزایش سرعت بازیابی پس از بحران به وضوح در نتایج این پژوهش نمایان است. نتایج پژوهش کاربردی بودن روش ارزیابی تطبیقی و رویکرد تصمیم گیری چندمعیاره برای رتبه بندی چارچوب ها را تأیید می کند. در انتها نیز با توجه به محدودیت های پژوهش، پیشنهادهایی در خصوص 1- انجام مطالعات مشابه در سایر سازمان ها یا صنایع برای تایید یافته ها و ارزیابی کاربرد رویکرد پیشنهادی در زمینه های مختلف؛ 2- بررسی ادغام مدیریت تداوم کسب وکار با سایر سیستم های مدیریتی؛ 3- بررسی تأثیر فرهنگ سازمانی، رهبری و مشارکت کارکنان بر اجرای موفقیت آمیز و پذیرش چارچوب های تداوم کسب وکار؛ و 4- پژوهش به منظور طراحی چارچوب های ارزیابی جامع تر و کمی برای چارچوب های مدیریت تداوم کسب وکار با در نظر گرفتن معیارهای مکمل دیگر ارائه شده است.
درس هایی از تجربه اصلاحات ساختاری نظام بودجه ریزی ترکیه: موانع استقرار بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد براساس مدل سازی ساختاری تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مجلس و راهبرد سال ۳۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲۳
67 - 105
حوزههای تخصصی:
یکی از راهبردهای اساسی سیاستگذاران ارشد و مجلس شورای اسلامی بهمنظور افزایش کارایی، اثربخشی منابع عمومی و رفع ناترازیها، اصلاح ساختاری نظام بودجهریزی کشورمان از ابعاد فنی و حقوقی است. در این مسیر، دستیابی به نتایج مطلوب و بهینه و اجتناب از آزمون و خطا، به مطالعه تجربیات سایر کشورهای مشابه مثل ترکیه و درسآموزی سیاستی از مدیریت تحول نظام بودجهریزی نیازمند است. ترکیه با نظام بودجهریزی پویا طی یک قرن گذشته تحولات و اصلاحات مستمری را تجربه کرده است. این کشور از سال 2003 بهعنوان نقطه عطف، با تصویب قانون مدیریت و نظارت مالیه عمومی، با اتخاذ سیستم بودجهریزی مبتنیبر عملکرد بهعنوان سیستم بودجهریزی رسمی، فصل نوینی از اصلاحات ساختاری شامل ابعاد فنی، حقوقی و اجرایی را آغاز کرده است. هدف اصلی این پژوهش ترکیبی، ابتدا مطالعه حکمرانی و سیر تحولات نظام بودجهریزی بهصورت اسنادی و سپس شناسایی و سطحبندی موانع استقرار بودجهریزی مبتنیبر عملکرد در مدیریت بودجه دولت مرکزی براساس روش مدلسازی ساختاری تفسیری و ارائه درسهایی برای قانونگذاران و سیاستگذاران کشورمان است. مطالعه سیر تحولات سیستم بودجهریزی دولت مرکزی ترکیه گویای پویایی سیستم و اصلاح مستمر آن با تغییر شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است. همچنین مرور حکمرانی مدیریت مالیه این کشور حاکی از آن است که علاوه بر قانون اساسی، قانون مدیریت و نظارت مالیه عمومی نقش مؤثری در شفافیت، پاسخگویی، افزایش کارایی و اثربخشی مدیریت مالیه عمومی این کشور دارد. در بخش کمی پژوهش نیز، یافتههای مدلسازی نهایی نشان میدهد مؤلفه «ابهام و کمبود دانش فنی سیاستگذار» عمدهترین مانع استقرار بودجهریزی مبتنیبر عملکرد در ترکیه بوده است. همچنین در بین یازده مؤلفه شناسایی شده، متغیر «کمبود کارشناسان و متخصصان» بهعنوان وابستهترین مانع، سطحبندی شده است.
اقتصاد سیاسی تخصیص بودجه بر اساس جایگاه پارلمانی نمایندگان مجلس شورای اسلامی ایران؛ برا ساس رویکرد تحلیل فرایند سلسله مراتبی (AHP)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مجلس و راهبرد سال ۳۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲۳
175 - 210
حوزههای تخصصی:
بودجه سالیانه کشور، بهعنوان مهمترین مؤلفه برنامهریزی کلان اقتصادی و در ذیل برنامههای توسعه پنجساله شناخته میشود که باید در راستای تحقق اهداف اسناد بالادستی، تهیه، تصویب و اجرا شود. بااینحال، بهدلیل طبیعت رقابتپذیر بودجه و تضاد منافع میان کنشگران نظام بودجهریزی، این هماهنگی و تطابق وجود ندارد. رویکرد این مقاله، تمرکز بر انگیزهها و نقش نمایندگان مجلس شورای اسلامی در تشدید این انحراف در جریان فرایند تصویب بودجه سالیانه کشور است. ازاینرو، ضمن پرداختن به ادبیات اقتصاد سیاسی، جایگاههای پارلمانی و انگیزههای کنش نمایندگان، پنج جایگاه مؤثر بر فرایند تصویب بودجه را شناسایی و با استفاده از روش تحلیل فرایند سلسلهمراتبی (AHP) به تعیین ضریب تأثیر این جایگاهها پرداخته شده است. سپس با تصریح مدل رگرسیونی براساس متغیرهای مربوط به جایگاهها و ویژگیهای نمایندگان و نیز ظرفیت اقتصادی استان مزبور برای دورههای نهم و دهم مجلس شورای اسلامی (139۸-139۱) مشخص شد که بهاستثنای مؤلفه ارشدیت، جایگاههای پارلمانی، گرایشهای حزبی و تعداد کرسیهای نمایندگی استان تأثیر مثبت و معناداری بر افزایش بودجه عمرانی استان از محل درآمدهای ملی داشته است. بنابراین، در فضای سازماندهی پارلمانی کشور، نظریه منافع کمیته و نظریه حزبیگرایی قابلیت انطباق دارد.
مطالعه تأثیر شاخص های سرمایه اجتماعی بر تعلقات هویتی قومی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مجلس و راهبرد سال ۳۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲۳
317 - 348
حوزههای تخصصی:
سرمایه اجتماعی، ابزار مفهومی مهم قرن جدید برای مدیریت، پایداری حکمرانی، خلق نظم سیاسی و امنیت ملی در نظامهای سیاسی ازجمله چند قومی-فرهنگی بوده و بهمعنای چسبندگی جمعی، حمایت اجتماعی، اطمینان و اعتماد جمعی نسبت به یکدیگر است. سرمایه اجتماعی در این جوامع به ظهور هویت درونگروهی و برونگروهی منجر میشود. ایران؛ جامعهای با ساختار فرهنگی و تنوع قومی است؛ بهطوریکه هویت و شناسنامه فرهنگی ایران به تعلق و هویت قومی در جهان معاصر گره خورده است. هدف اصلی پژوهش، مطالعه تأثیر شاخصهای سرمایه اجتماعی بر تعلقات هویت قومی به روش مرور تجربی و فراتحلیل در بازه زمانی 1384 الی 1403 است. با جستجو در منابع علمی ایرانی؛ از جامعه آماری 39 اسناد علمی، به روش تعمدی-غیراحتمالی 22 سند برای تحلیل و ارزیابی نهایی انتخاب شد. نرمافزار مورد استفاده cma2 و آزمون آماری d کوهن وf فیشر است. نتایج کلی پژوهش نشانگر تأثیر معناداری شاخص سرمایه اجتماعی بر تعلق به هویت قومی در استانهای کشور بوده و مقدار این اثر 44 درصد است. درنهایت سرمایه اجتماعی درونگروهی (همبستگی اجتماعی؛ تعلق اجتماعی قومی و حمایت اجتماعی) به افزایش تعلق به هویت قومی و نهایت سرمایه اجتماعی برونگروهی (مشارکت اجتماعی؛ اعتماد اجتماعی تعمیمیافته و تعلق دینی) به کاهش تعلق به هویت قومی منجر شده است. با توجه به ساختار قومی و تنوع فرهنگی جامعه ایرانی؛ همچنان سرمایه اجتماعی؛ نقش سازنده و اساسی در تقویت هویت و تعلق قومی داشته و با افزایش آن؛ تعامل و انسجام میانقومی شدت بیشتری مییابد.
بررسی شاخص های سرمایه دیجیتال از بعد جنسیتی در بین دانشجویان دانشگاه های تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۴۱)
135 - 156
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی شاخصهای سرمایۀ دیجیتال از بعد جنسیتی در بین دانشجویان دانشگاههای تبریز انجام شد. فرض اصلی پژوهش این است که بین زنان و مردان در دسترسی به سرمایۀ دیجیتال تفاوت وجود دارد. پژوهش به روش پیمایشی، توصیفی و همبستگی انجام شد. جامعۀ پژوهش شامل دانشجویان دانشگاههای تبریز بود که ۴۷۵ نفر از دانشجویان حاضر به همکاری، به شیوۀ نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامۀ سرمایۀ دیجیتال استفاده شد که توسط آدئو و همکاران (۲۰۲۳) ساخته شده است. برای بررسی روایی ابزار از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد و یافتهها ساختار دو عاملی این پرسشنامه شامل دسترسی دیجیتال و شایستگیهای دیجیتال را تأیید کرد. همچنین پایایی آن به شیوۀ بازآزمایی تعیین شد. مقایسۀ زنان و مردان در شاخصهای سرمایۀ دیجیتال نشان داد که آنها در دسترسی به اینترنت و فناوریهای اتصال به اینترنت تفاوت چندانی ندارند، ولی در شاخصهای دسترسی به آموزشهای رسمی در حوزۀ دیجیتال، مهارتهای بالاتر از سطح مقدماتی، تولید محتوای دیجیتال، حل مسئله در حوزۀ دیجیتال، تعامل، مشارکت و امنیت، نمرات زنان کمتر از مردان است.
ارتباطات شبکه ای شده خانواده ایرانی؛ بازخوانی حریم خصوصی و نظارت میان همسران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۱
174 - 129
حوزههای تخصصی:
نحوۀ ارتباط میان اعضای خانواده، بهتدریج تغییر کرده است. اکوسیستمهای مجازی پیچیده امروزی فضای ارتباطی همسران را تغییر دادهاند. تغییر فضای ارتباطی، کیفیت زندگی روزمره و خصوصیترین وجوه تجربیات اعضای خانواده را تحت تأثیر قرار داده است. در الگوی خانواده دو فضایی بر اساس مختصات فضای مجازی مفاهیمی چون فضای خانه، حضور در خانه، ارتباطات خانوادگی، حریم خصوصی و بسیاری دیگر از مسائل مرتبط دچار بازسازی معنایی شده است. کنترل و ارتباطات تعادل جدیدی در ارتباطات رسانههای اجتماعی یافتهاند: کنترل ازدسترفته و ارتباطات در حال کسب قدرت است. کاربران صرفاً به کنترل تکیه نمیکنند بلکه برای ایجاد هنجارها و اعتماد تلاش میکنند. درواقع حریم خصوصی توسط ارتباطات میانفردی بازتعریف میشود. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که مرزها و قلمروهای ارتباطی چگونه توسط زوجها مذاکره میشود و خانوادۀ امروز چه خوانشهایی از مفهوم حریم خصوصی و نظارت دارد؟ در این پژوهش با سه گروه از پاسخگویان، مصاحبه نیمهساختاریافته انجام شده است: این گروهها شامل همسران، افراد اطلاعرسان و زوج درمانگران است که درمجموع نمونهها شامل 47 نفر است. نتایج نشان میدهد مرزهای حریم خصوصی آنلاین میان همسران بسیار ژلهای شده است، دو مضمون فراگیر «حریم خصوصی سیال» و «نظارت سیال» بیانگر وجود طیف گستردهای از تعاریف در میان زوجهای کاربر فضای مجازی است که هرکدام شامل پنج مضمون سازمان دهنده میباشد. یافتهها نشان میدهد چگونه تعریف و مرزهای حریم خصوصی در پرتو ظهور رسانههای اجتماعی بین زوجهای کاربر، بازبینی و مذاکره مجدد میشود.
مطالعه تغییرات ارزش و هنجارهای خانوادگی بر مبنای استفاده از شبکه های اجتماعی-مجازی: مدل سندلوسکی و باروسو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ارتباطی سال ۳۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
139 - 171
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر، استفاده از شبکه های اجتماعی؛ تبدیل به شایع ترین فعالیت خانواده های ایرانی شده است. به طوری که عمده کنش روزمره و سازمانی، وابسته به استفاده از آنهاست. بااین حال، بعد از نفوذ شبکه های اجتماعی در زندگی، نهاد خانواده، تغییرات خاصی را به لحاظ ارزشی-هنجاری تجربه کرده است، در این پژوهش سعی می شود که تغییرات ارزش ها و هنجارهای خانوادگی بر مبنای استفاده از شبکه های اجتماعی-مجازی مورد مطالعه و بررسی قرارگیرد. روش پژوهش، از نوع استقرایی فراترکیب کیفی، در بازه زمانی 1392 تا 1403 بوده و به روش نمونه گیری غیراحتمالی (تعمدی) از 110 سند علمی (استخراج شده از پایگاه علمی نورمگز، مگ ایران و ایران داک)، بعد از غربالگری و گزینش، 53 سند به عنوان حجم نمونه، انتخاب و وارد مرحله تجزیه وتحلیل با نرم افزار Excel و Maxqda 2022 شده است. یافته ها نشان می دهد که استفاده افراطی از شبکه های اجتماعی با پیامدهای روانی (بحران هویت، افزایش اضطراب افسردگی، پرخاشگری رفتاری، ضعف خودباوری و کاهش سلامت روانی- جسمی)، پیامدهای اقتصادی (رواج تنبلی کاری و مصرف گرایی)، پیامدهای اجتماعی (زوال سرمایه اجتماعی خانوادگی، کاهش رضایت اجتماعی، ظهور روابط فرا زناشویی، کاهش کنترل خانوادگی، شیوع آسیب های اجتماعی) و پیامدهای فرهنگی (رواج بی اخلاقی، سبک زندگی نابهنجار، شکاف و تعارض نسلی، مصرف اعتیادآور رسانه، کاهش تفریح های نشاط آور و ...) برای نهاد خانواده همراه بوده است. نتایج همچنین حاکی از آن است که استفاده افراطی از شبکه های اجتماعی، هنجارها و ارزش های خانواده ایرانی را دچار تغییرات اساسی کرده و منجر به شکل گیری الگوهای سیال، موقتی و نابهنجار از زندگی خانوادگی شده است.
تحلیل اسلام هراسی در بازی های رایانه ای با مطالعه موردی اساسین کرید میراژ و تبیین راهبردهای فرهنگی مقابله در جوامع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۸)
529 - 560
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، بازی های رایانه ای به عنوان رسانه هایی اثرگذار در بازنمایی فرهنگی و شکل دهی به نگرش مخاطبان، جایگاه ویژه ای یافته اند. یکی از ابعاد مهم این بازنمایی ها، تصویرسازی از دین و هویت های مذهبی در بستر روایت های دیجیتال است. مسئله اصلی پژوهش حاضر، بررسی سازوکارهای بازنمایی اسلام هراسانه در بازی اساسین کرید میراژ است؛ اینکه چگونه این بازی با بهره گیری از روایت تاریخی، نمادهای اسلامی و فضاهای فرهنگی، به بازتولید تصویری تحریف شده از اسلام و مسلمانان می پردازد. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل مؤلفه های معنایی، تماتیک و نشانه شناختی در بازی مذکور و ارائه راهکارهایی راهبردی برای مواجهه فرهنگی با چنین بازنمایی هایی در جوامع اسلامی است. پژوهش از نظر رویکرد، کیفی و تفسیری است و با تلفیق روش تحلیل تماتیک با رویکرد نشانه شناسی فرهنگی انجام شده است. داده ها از طریق نمونه گیری هدفمند و نظری از صحنه ها، دیالوگ ها و عناصر روایی و گرافیکی بازی استخراج شده اند. یافته ها نشان می دهد که بازی با دو راهبرد اصلی، یعنی تحریف در بینش مخاطب و تحریک انگیزشی و عاطفی، مفاهیمی همچون جهاد، عدالت، عبادت و شهادت را در بستری خشونت آمیز و فرقه گرایانه بازتعریف می کند. همچنین با ترکیب نمادهای اسلامی با صحنه های تهدید و ترور، احساس ترس و بی اعتمادی نسبت به اسلام را در ناخودآگاه مخاطب تقویت می سازد. در پایان، راهکارهایی چون ارتقاء سواد رسانه ای انتقادی، تولید محتوای بومی و تقویت هم افزایی فرهنگی برای مقابله با گفتمان اسلام هراسی رسانه ای ارائه شده است.
نقش تحولات فرهنگی در شکل گیری نماهای ابنیه معاصر ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
150 - 163
حوزههای تخصصی:
نماهای ابنیه معاصر ایرانی به عنوان نمود کالبدی فرهنگ جوامع حاوی پیام های هویتی ارزشمندی هستند. امروزه با دگرگونی، تحولات و تطور مفاهیم، نماهای ابنیه در حال از دست دادن ویژگی های بنیادین، انحراف و تخطی از ارزش ها هستند؛ درواقع طراحی نمای ابنیه معاصر ایرانی طی دهه های اخیر با مشکلاتی همچون عدم یکپارچگی، تقلید شکلی از الگوهای غربی و نابسامانی بصری مواجه بوده است که به نظر می رسد بتوان ریشه آن ها را در ضعف و مشکلات فرهنگی جامعه جستجو کرد. این مقاله با هدف شناسایی عوامل اصلی تحولات و مشکلات فرهنگی جامعه و تأثیرات آن در معماری و نمود کالبدی آن ها بر نماهای ابنیه معاصر ایرانی انجام شده است؛ این پژوهش با رویکرد کیفی و به صورت میدانی و با استفاده از ابزار مصاحبه انجام پذیرفته است. بدین منظور از روش تحلیل محتوای کیفی برای دستیابی به اهداف بهره برده و به تحلیل و یکپارچه سازی یافته ها پرداخته شده است؛ یافته ها در زمینه تأثیرگذارترین عوامل، بیانگر نفوذ فرهنگ غربی، ضعف جهان بینی و عدم شناخت جامع از ارزش های ایرانی و گسترش نگاه صرفاً اقتصادی به معماری هستند. تأثیر این مشکلات در قالب تقلید صوری صرف از الگوهای غربی، تنوع و کثرتگرایی، عدم توجه به شرایط بومی، دوری از ارزش های اصیل معماری ایرانی- اسلامی و ابتذال هنری و کمیت گرایی نمود یافته است.
تغییر ترجیحات ارزشی جوانان و بازاندیشی در نظام معنایی ازدواج: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
607 - 633
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از مسائل و چالش های پیش رو در ایران پس از انقلاب، مسأله دگرگونی ارزشی، گسست فرهنگی و اختلافات نسلی و به ویژه فرآیند انتقال فرهنگی است. در این دگرگونی، ترجیحات ارزشی جوانان با تغییرات زیادی مواجه شده است. پژوهش حاضر در همین راستا و به واکاوی نظام معنایی جوانان از پدیده ازدواج می پردازد.
روش و داده ها : داده ها به کمک مصاحبه به دست آمد و مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. مشارکت کنندگان در این پژوهش 20 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه هرمزگان در سال 1403 بودند که در مقطع کارشناسی مشغول به تحصیل بودند و به صورت هدفمند انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل تماتیک یا شبکه مضمونی استفاده شد.
یافته ها: در فرایند شش مرحله ای تحلیل داده ها، یک شبکه تحلیل مضمونی استخراج شد. در این شبکه مضمونی 37 مضمون اولیه به هفت مضمون سازمان دهنده «ازدواج رسمی و غیررسمی: دو مسیر و سرنوشت های متضاد»، «ازدواج: از قرارداد اجتماعی تا پیوند وجودی»، «آزادی و تعهد: دو روی یک سکه؟»، «ازدواج و خوشبختی: اسطوره ای سنتی یا واقعیتی مدرن؟»، «عشق: نیروی پیشران یا توهمی گذرا؟»، «شرایط اقتصادی و پیوند ناگسستنی در تصمیم گیری برای ازدواج» و «اعتماد: ستون نامرئی یا سست بنیاد؟» و یک مضمون فراگیر «بازاندیشی و تردید در معنای سنتی ازدواج و برداشت سیال از آن» تقلیل یافتند.
بحث و نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد که مشارکت کنندگان، ازدواج را نه به عنوان یک نهاد ثابت سنتی، بلکه به مثابه پدیده ای سیال و بازاندیشانه می فهمند که در تقاطع عوامل عاطفی (عشق)، اقتصادی (امکانات مادی) و اجتماعی (اعتماد) معناسازی می شود. در جمع بندی می توان گفت که این تغییرات نشان دهنده یک دگرگونی عمیق در نظام معنایی ازدواج است که از یک مفهوم ثابت و قطعی به یک مفهوم منعطف و پویا تبدیل شده است.
پیام اصلی: درک مشارکت کنندگان از ازدواج دیگر محدود به تعاریف سنتی آن نیست؛ بلکه امروزه شاهد یک بازاندیشی عمیق در معنای ازدواج و تردید در ارزش های پیشین آن هستیم. نتایج این پژوهش نشان می دهد که دختران دانشگاه هرمزگان ازدواج را نه به عنوان یک الزام اجتماعی، بلکه به مثابه یک انتخاب فردی و انعطاف پذیر تلقی می کنند.
واکاوی آسیب های روان شناختی_ عاطفی ازدواج ناموفق در زنان و تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر بهبود آنان: کاربرد ذهن آگاهی، پذیرش و آگاهی از طرح واره ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
7-23
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، واکاوی آسیب های روان شناختی عاطفی ازدواج ناموفق و تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر ذهن آگاهی، پذیرش و آگاهی از طرح واره ها بر آنان بود. روش پژوهش آمیخته بود. در مرحله کیفی 16 نفر از زنان باتجربه ازدواج ناموفق با زمینه ازدواج ناخواسته و زودهنگام به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری شامل تمام زنان باتجربه ازدواج ناخواسته و زودهنگام شهر اهواز بود. ابزار پژوهش در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی مقیاس ارزیابی آسیب های روان شناختی عاطفی مصباح بود. داده ها در بخش کیفی به روش تحلیل مضمون و در بخش کمّی به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته های بخش کیفی شامل شناسایی 6 مضمون اصلی (اضطراب، افسردگی، عدم شایستگی، بدبینی و بی اعتمادی، شرم درونی شده و خلأ عاطفی) بود. یافته های بخش کمّی نشان داد مداخله گروهی بر بهبود آسیب های روان شناختی و عاطفی ازدواج در زنان مؤثر است. درمانگران می توانند از درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (کاربرد ذهن آگاهی، پذیرش و آگاهی از طرح واره ها) در راستای بهبود مشکلات ازدواج زنان با تجربه ازدواج ناموفق بهره بگیرند.
اثربخشO34ی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر پریشانی روان شناختی و ترس از بازگشت سرطان در مراقبان بیماران مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره ۲۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
126-111
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر پریشانی روان شناختی و ترس از بازگشت سرطان در مراقبان بیماران مبتلا به سرطان بود. روش پژوهش نیمه تجربی، پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری دوماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل مراقبان بیماران مراجعه کننده به موسسه خیریه امدادگران عاشورا یزد در سال های ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ بود که ۴۴ نفر هدفمند انتخاب و تصادفی در دو گروه ۲۲ نفره آزمایش و کنترل گمارده شدند. پس از ریزش نمونه، ۲۰ نفر در گروه آزمایش و ۱۹ نفر در گروه کنترل باقی ماندند. ابزار پژوهش پرسشنامه های افسردگی، اضطراب و استرس لاویبوند و لاویبوند و ترس از بازگشت سرطان لین و همکاران بود. گروه آزمایش، ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد (هفته ای دو بار) دریافت کردند؛ اما گروه کنترل مداخله ای نداشت. داده ها با تحلیل کوواریانس چند متغیره و آزمون تعقیبی تحلیل شدند. نتایج نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد تأثیر معناداری بر کاهش پریشانی روان شناختی و ترس از بازگشت سرطان مراقبان دارد. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند مداخله ای کارآمد در کاهش پریشانی روان شناختی و ترس از بازگشت سرطان مراقبان باشد.
بررسی بکارگیری مدل های زبانی بزرگ در حسابداری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۷
95-130
حوزههای تخصصی:
ظهور مدل های زبانی بزرگ تحولات قابل توجهی را در حوزه حسابداری به همراه داشته است. این مدل ها توانایی بهینه سازی فرآیندهای حسابداری، استخراج و تحلیل داده های مالی و به روزرسانی روش های سنجش را دارند. بااین حال، چالش هایی مانند محدودیت های شناختی در مقایسه با توانایی های انسانی، پیچیدگی در پیاده سازی، هزینه های اجرایی و شکاف مهارتی، موانعی برای پذیرش گسترده این فناوری ایجاد کرده اند. پژوهش حاضر با ارائه مرور کلی بر مدل های زبانی بزرگ و مقایسه آن ها با توانایی های انسانی، چالش ها و محدودیت های آن ها را در حسابداری بررسی می کند. همچنین، روش های اصلی استفاده از این مدل ها، شامل رابط کاربری، رابط برنامه نویسی کاربردی، و یک روش مبتنی بر ادغام با اتوماسیون فرآیند رباتیک تشریح می گردد. علاوه بر این، مزایا و معایب هر روش ارائه و تأثیر بکارگیری آن ها در اجرای یک وظیفه حسابداری از لحاظ زمان، نیروی کار و بهای پیاده سازی، ارزیابی می شود. در نهایت، تلاش می شود با ارائه نمونه های عملی از پیاده سازی مدل های زبانی بزرگ در حسابداری، به درک بهتر کاربردهای آن کمک کرده و به کاهش فاصله بین نوآوری های فناورانه و استفاده عملی از آن ها در این حوزه اشاره می شود.
پیامدهای اقتصادی-اجتماعی حضور نظامیان روسیه و انگلیس در ولایت قاینات طی جنگ جهانی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با آغاز جنگ جهانی اول نیروهای انگلیسی و روسی، که مأموریت اصلیشان ایجاد یک خط زنجیر نظامی در برابر آلمانها بود، با استفاده از ضعف حکومت مرکزی ایران، شمال و جنوب ولایت قاینات را، به دلیل موقعیت استراتژیک آن، تحت سلطه قراردادند. حضور مستقیم نیروهای بیگانه گرفتاریها و نابسامانیهای گستردهای را در عرصههای مختلف بر مردم منطقه تحمیل نمود. در این راستا، پژوهش حاضر سعی دارد، با استفاده از منابع کتابخانهای و مصاحبهای و با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی، پیامدهای حضور نیروهای روسی و انگلیسی را در دو عرصهی اجتماعی و اقتصادی مورد واکاوی قراردهد. یافتههای پژوهش نشان میدهد رفتار و عملکرد نیروهای متفقین طی جنگ جهانی اول در ولایت قاینات این خطه را در معرض بحرانهای اقتصادی مختلفی، چون قحطی، گسترش فقر، کمبود و گرانی مواد غذایی، اختلال در امور کشاورزی و دامپروری، قرار داد که به تبع آن بحرانهای اجتماعی بسیاری، مانند مهاجرت به مناطق همجوار، ازدواج دختران بومی با بیگانگان، گسترش کشت تریاک و افزایش استعمال آن، افزایش ناامنی در جامعه و تشدید نارضایتیهای اجتماعی و درنهایت گسترش بیماریهای مسری و مرگ و میر ناشی از سوءتغذیه و نبود امکانات بهداشتی، روی داد.
مطالعه زمینه های اعتیاد به جراحی زیباسازی چهره-بدن: تحلیل ثانویه مطالعات 1383 الی 1404(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۰
379 - 423
حوزههای تخصصی:
در جامعه معاصر ایران، جراحی زیبایی از یک مداخله پزشکی به پدیده ای چندبُعدی با ریشه های اجتماعی، فرهنگی، روانی و اقتصادی تبدیل شده است. هدف این پژوهش، تحلیل ثانویه مطالعات انجام شده در بازهٔ ۱۳۸۳ تا ۱۴۰۴ با رویکرد فراتحلیل کمّی است. جامعهٔ آماری تحقیق شامل 55 سند علمی که ۴۵ مطالعه به عنوان حجم نمونه به روش نمونه گیری تعمدی با رعایت ملاک ورود و خروج انتخاب شدند. نرم افزار آن CMA3 و ابزار تحلیل آزمون آماری f فیشر و d کوهن است. یافته های تحقیق نشان داد که عوامل اجتماعی (آنومی اجتماعی، محرومیت نسبی، بی سازمانی خانوادگی، سرمایه اجتماعی)؛ فرهنگی (مصرف رسانه ای، سواد رسانه ای، فرهنگ و هنجار پدرسالاری، سبک زندگی دینی، نوگرایی، سطح تحصیلات)؛ اقتصادی (پایگاه طبقاتی-اجتماعی، سرمایه اقتصادی، هویت شغلی، میزان درآمد) و روانی (احساس حقارت، کسب منزلت-مقبولیت، سرمایه روان شناختی، تنوع طلبی فردی، کلیشه های جنسیتی) در گرایش به جراحی زیبایی طی فاصله زمانی 1383 الی 1404 تأثیر معنی داری داشته است.یافته ها مؤید آن است که گرایش به جراحی زیبایی پدیده ای تک عاملی نیست، بلکه برآیند پیچیده ای از تعامل عوامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و روانی است که همگی در پرتو فرآیند خودآینه سان معنادار می شوند.
مالکیت خانوادگی، مدیریت سود و کووید 19: دیدگاه ثروت اجتماعی- عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد مدیریت مالی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۰)
121-144
حوزههای تخصصی:
در زمان وقوع بحران ها نظیر شیوع کووید 19، ممکن است مدیران به منظور ارائه تصویری مطلوب از وضعیت مالی شرکت، اقدام به مدیریت سود کنند. مرور ادبیات پژوهش حاکی از آن است که شرکت های دارای مالکیت خانوادگی دارای رفتار گزارشگری مالی متفاوت با سایر شرکت ها هستند. در شرکت های با مالکیت خانوادگی، حفظ ثروت اجتماعی-عاطفی و توانایی اعمال نفوذ صاحبان خانواده، بر تصمیمات گزارشگری شرکت تأثیر دارد. هدف پژوهش حاضر مطالعه تاثیر مالکیت خانوادگی بر مدیریت سود با توجه به اثر تعدیلی شیوع کووید 19 است. در این راستا، داده های 128 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره 1395 تا 1401 گردآوری شده است. به منظور تخمین مدل های رگرسیونی پژوهش از روش حداقل مربعات تعمیم یافته استفاده شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که نسبت مالکیت خانوادگی بر مدیریت سود واقعی و تعهدی اثر منفی و معنی داری دارد. بنابراین، در کل دوره پژوهش، با افزایش در مالکیت خانوادگی، مدیریت سود واقعی و تعهدی به طور معنی داری کاهش یافته است. همچنین، یافته ها نشان داد که شیوع کووید 19 در رابطه بین مالکیت خانوادگی و مدیریت سود اثر تعدیلی معنی داری دارد. بنابراین، رفتار شرکت ها از نظر مدیریت سود، در دوره قبل و بعد از شیوع کووید 19 تفاوت معنی داری را نشان می دهد.
حذف مفعول و طبقات فعلی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۸۶)
253 - 277
حوزههای تخصصی:
تناوب های گذرایی ساختارهای نحوی دوگانه ای هستند که در گذرایی افعال تغییر ایجاد کرده و در خلال آن ها فعل بسته به کاربرد خاصی که دارد و بدون تغییر قابل توجهی در معنا، با تعداد موضوع های متفاوت به کار می رود. در این پژوهش به جهت بررسی این فرضیه که افعال شرکت کننده در تناوب های نحوی یکسان، مؤلفه های معنایی یکسانی داشته و در یک طبقه معنایی قرار می گیرند، و به منظور به دست دادن اطلاعات دقیق تری پیرامون رفتار نحوی و ویژگی های معنایی افعالی که قادر به حذف مفعول هستند، 435 مورد از داده های حذف مفعول بافت آزاد که از منابع گوناگونی نظیر کتاب ها، مجلات، فیلم ها، سریال ها و مکالمات روزمره استخراج شده را با توجه به اینکه در کدام تناوب های گذرایی شرکت می کنند در طبقات معنایی مختلفی دسته بندی کرده ایم. یافته های این پژوهش نشان می دهد افعالی که بنا بر شرکت در تناوب های گذرایی مرتبط به حذف مفعول در طبقات معنایی مجزا دسته بندی شده اند، مؤلفه های معنایی یکسان داشته و نوع مفعولی که دریافت می کنند به لحاظ ماهیت، ویژگی های مشترک دارد. از این جهت است که رفتار نحوی افعال، مبنی بر شرکتشان در تناوب های گذرایی خاص را می توان عاملی برای پیش بینی اشتراکات معنایی افعال و گنجاندن آن ها در طبقات معنایی یکسان در نظر گرفت. علاوه بر این، ویژگی های افعال هر طبقه و نوع مفعولی که دریافت می کنند همچنین آشکار می سازد که عام، نامشخص و نکره بودن مفعول و پیش بینی پذیری مفهوم آن برای مخاطب، نمود غیرپایانی و غیرلحظه ای را می توان از مهم ترین شروط لازم جهت حذف مفعول تلقی کرد.
Phenomenology of the girls’ psychological distress caused by the loss of the father: A qualitative study(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: This study aimed to provide a phenomenological analysis of psychological distress caused by the loss of the father in female adolescents in Tabriz, Iran.Methods: This phenomenological study was conducted using a qualitative approach. Seven female adolescents who had lost their fathers in childhood due to illness were selected using purposive sampling. The data were collected through semi-structured interviews until data saturation. The interview texts were analyzed using Colaizzi’s method.Results: The findings of the study showed that psychological distress experienced by the girls by the absence of their fathers could be described with three main categories and eleven subcategories. The identified categories were emotional pressures (deprivation of companionship, deprivation of a supporter, mother’s pressure, recalling memories and worries), social pressures (others’ mistakes, hiding, inhibition, and limited relationships), and economic pressures (self-reliance and financial problems).Conclusion: The dimensions of psychological distress experienced by male and female adolescents due to the absence of their fathers or mothers should be considered in psychological assessments and interventions.







