۱.
سفرنامه ها متونی مهم هستند که در حکم الواح باستانی عمل می کنند و همزمان نوعی پراکتیس گفتمانی نویسندگان در حرفه های مختلف به حساب می آیند. خوانش پسااستعماری بر آن است که فرا رفتن از توصیف و توضیح این متون امری ضروری است. زیرا این متون در سطح ساختاری و فردی، هستی خود را از واقعیت اجتماعی دوران خلق خود گرفته اند و در نتیجه به وجوه گفتمانی عصر خود آلوده اند. بدین ترتیب، مقاله پیشِ رو در چارچوب تحلیل متن، به کمک منظومه ای از مفاهیم نظری و روش شناختی برگرفته از حوزه مطالعات پسااستعماری، دو سفرنامه هنری کرِزیک راولینسون (سفرنامه تبریز و سفرنامه گذر از زهاب به خوزستان) را تحلیل کرده است. بر اساس این تحلیل، راولینسون منظومه ای گفتمانی را شکل می دهد که عناصر اصلی آن حول دال مرکزی جهان غرب مفصل بندی شده است. جهان دیگری، شرق (کُردستان) است که در این متون یا نادیده گرفته شده یا وجوه متعدد حیات اجتماعی آن بیشتر به صورت ابژه های بی جان نمود پیدا کرده است. این دیگری موقعیتی فرودست و ابتدایی و به دور از جهان پیچیده به اصطلاح مدرن غرب دارد. در این دو متن، آنچه بحران بازنمایی نامیده می شود به صورت «منفی نمایی، اگزوتیسم، زیست انگاری و فرادستی اخلاقی» خود را نشان داده است.
۲.
صادقی بیگ کتابدار یکی از پیشروترین هنرمندان دوره صفوی بود که علاوه بر سرپرستی کتابخانه شاه عباس اول، فردی شناخته شده در حوزه شعر و ادب است. مطالعه آثار کلامی او و مقایسه شان با سایر آثار هم عصر وی این ایده را به ذهن می آورد که منش و روش او در چارچوب های زمانه اش نمی گنجیده است. بسیاری از نقدهایی که در آن زمان بر او وارد شده، در زمانه حاضر و در چارچوبی انسان گرایانه ازجمله مهم ترین مصادیق خودآگاهی هستند. این پژوهش با تمرکز بر آثار این هنرمند به دنبال واکاوی نقش خودآگاهی مؤلف بر جریان تحولات نقاشی ایرانی است. پرسش های اصلی ای که این پژوهش را برای رسیدن به هدف یاری می کند بدین قرارند: اختلاف میان اقوال دیگران درباره شخصیت صادقی و آنچه از آثار خود وی برمی آید چیست و از کجا نشاءت می گیرد؟ صادقی بیگ به عنوان یکی از متفاوت ترین و شاخص ترین هنرمندان دوره صفوی چگونه خودآگاهی اش نسبت به کنش هنرمندانه اش را تبیین می کرد؟ این تحقیق با در پیش گرفتن راهبردی کیفی به روش های مختلفی از قبیل تحلیل تطبیقی و تاریخ نگارانه و مورد پژوهی راه رسیدن به هدف و پاسخگویی به مسئله اصلی پژوهش را طی می کند. نتایج نشان می دهد که اختلافی که میان نظرات خود او و دیگران مشهود است، اختلافی از جنس ادراک فرهنگی است و به خاطر متفاوت بودن پارادایم فرهنگی آن دوران (خداگرایانه) از چارچوب اندیشه صادقی (انسان گرایانه) است. صادقی به شیوه های مختلفی چون تعریف از خود، تعریف از هنرش، تحقیر هم صنفان، احساس ضرورت برای نوشتن کتب تذکره، قانون تصویرگری و ... در ساحت کلامی خودآگاهی اش نسبت به خود و هنرش را به نمایش می گذاشت.
۳.
در فرایند نابسامان گسترش شهرنشینی در ایران، پدیده هایی نظیر بیکاری، مشاغل غیررسمی و جوانی جمعیت موجب رواج روزافزون پدیده دست فروشی شده است. هدف پژوهش حاضر مطالعه این پدیده در بستر وضعیت فعلی شهر سنندج است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، رویکرد آن کمی و ماهیت داده ها توصیفی - پیمایشی از نوع همبستگی است. گردآوری داده ها نیز با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته انجام شده است. جامعه هدف تمامی افراد ساکن سنندج هستند که حداقل یکبار از دست فروش خرید کرده اند. در نهایت تعداد ۳۲۳ نمونه مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. برای تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری استفاده شده است و نرم افزارهای smart pls4 و Spss به کار گرفته شد. با کمک این نرم افزارها داده ها را تحلیل و میزان آلفای کرونباخ، میانگین واریانس استخراج شده بررسی شد و جهت بررسی نرمال بودن داده ها از آزمون های موجود در نرم افزار استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که این پدیده نه تنها به برند شهر لطمه ای وارد نکرده؛ بلکه حتی خود موجب ارتقای برند آن شده است. این بدان معنا است که افراد در شهرهای کوچک این پدیده را طور دیگری می نگرند و می پذیرند و آن را به مثابه طریقی برای تامین معیشت و کسب درآمد در نظر می گیرند. لذا این پدیده به رغم پیامدهای مخرب واجد مزایایی نیز برای شهر سنندج است، به شرط آنکه ملاکهایی نظیر فروش محصولات باکیفیت، عرضه کالاهای محلی و انتخاب مکان های مناسب لحاظ شود.
۴.
هدف این پژوهش تحلیل روایت تصاویر بازنمایی شده زنان در نقاشی های دیواری شهر تهران، به شیوه رولان بارت، است. از میان ژانر ها و فرم های مختلف هنری، نقاشی های دیواری شهری، در زمره مهم ترین نمود های بازنمایی چهره، جایگاه و نقش آفرینی زنان در جامعه هستند. رویکرد نظری پژوهش تلفیقی از مفهوم بازنمایی استوارت هال، نظریه فضای جنسیتی و نظریه ایدئولوژی جنسیتی بصری است. َروش مورد استفاده، تحلیل روایت به سبک رولان بارت و میدان مطالعه 52 نقاشی از نقاشی های دیواری تصویرشده بر روی دیوار پارک بانوان در اتوبان حقانی تهران است. نتایج پژوهش نشان می دهد که بازنمایی مفهوم جنسیت در نقاشی های دیواری با موضوعیت زن، روایت گر زنی جنسیت زدایی شده از نظر زیبایی های ظاهری و دارای کارکردی مطابق با گفتمان مسلط سنتی نهادی است. تصویر نقاشی شده زنان بر طبق ارزش های اجتماعی و ایدئولوژیکی خاص، زنانی آرام و بدون در نظر گرفتن عناصر زیبایی شناسی زنانه نشان می دهد که اکثراً محجبه و با نوع خاصی از حجاب و پوشش به تصویر در آمدند. چهره های بازنمایی شده در این تصاویر، فاقد هرگونه نشاط و زیبایی و بیشتر به صورت چهره های عبوس و غمگین تصویر شده است. الگوهای ارائه شده در بازنمایی تصویر زنان در نقاشی های دیواری مورد مطالعه، با الگوهای مرجح زنان جامعه مطابقت ندارد و گویی یک روایت خاص از زنان را به تصویر کشیده است.
۵.
ولادیمیر پراپ معتقد بود در طبقه بندی قصه ها باید آن ها را از طریق استخراج عناصر محوری شان مطالعه کرد، نه این که از بیرون چیزی بر این متون تحمیل نمود. در مطالعه قصه ها همچنین باید از دیگر روش های علوم تجربی، که قابلیت تکرار و کاربردی دقیق دارند، استفاده کرد. پژوهش حاضر با تأکید بر نظریه ساخت گرایی پراپ، به دنبال تحلیل ساختار روایی کلی در گزیده ای از قصه های پریان به زبان فارسی و توضیح کارآمدی یا ناکارآمدیِ نظریه پراپ در تبیین ساختارهای روایی این قصه ها و میزان انطباق آنها با الگوی ریخت شناسی مذکور است. در این پژوهش سه قصه مربوط به پریان بختیاری به زبان فارسی، بر اساس الگوی ساختاری قصه های پریان پراپ بررسی می شوند و خویشکاری های هر قصه مشخص می گردد. یافته های به دست آمده نشانگر آن است که الگوهای حاکم بر این قصه ها در برخی موارد با الگوی قصه های پریان روسی متفاوت است؛ الگوی پراپ برآمده از بررسی قصه های روسی است و با الگوی حاکم بر قصه های ملل دیگر، از جمله قصه های بختیاری در بخش هایی متفاوت است . بسیاری از خویشکاری های موجود در قصه های پریان روسی در قصه های بختیاری، و متقابلاً برخی از خویشکاری های موجود در قصه های پریان بختیاری از جمله توجه به معنویات، خرافات و اساطیر در الگوی پراپ جایگاهی ندارند.
۶.
پرداختن به موضوع تایپوگرافی و کاربرد آن در زندگی روزمره ایرانیان، به خصوص در زمینه تزئین پوشاک و پارچه، به دلیل اهمیت مد در دوران معاصر و تاثیرات فرهنگی آن از این طریق، اهمیت دارد. هدف تحقیق تبیین تحولات تزئینی خط در پارچه های قرون اولیه اسلام و بررسی تاثیرگذاری آن بر خوشنویسی پوشاک معاصر است و تلاش می شود به این پرسش پاسخ داده شود که خط بر منسوجات قرون اولیه اسلامی تا دوره صفوی چه تحولاتی داشته، چه مقاصدی را پیگیری می کرده و دارای چه نوع خطوط و دسته بندی هایی است. هدف پژوهش پیش رو بررسی تحولات خط به عنوان هنری کاربردی در منسوجات دوران اولیه اسلام در ایران و نقش هویتی آن در دوران معاصر است. در این پژوهش تلاش می شود به کاربرد و ارتباط خط با سایر هنرها، ساختار و ابعاد زیباشناسانه آن تأکید شود. این پژوهش ماهیتی توصیفی- تحلیلی دارد و به روش اسنادی انجام گرفته است. جامعه آماری تعداد 9 نمونه از منسوجات قرون اولیه اسلام که در تزئین آن ها از خط استفاده شده می باشد. جامعه هدف، تعداد 9 نمونه از پوشاک معاصر که خط تنها عنصر تزئین در آن ها است. این نمونه ها از نوع هدفمند و از برندهای شناخته شده نیمانی، تن دُرُست و چکامه انتخاب شده اند. یافته ها نشان می دهد که خوشنویسی زبان مشترک فرهنگی در ایران است که همواره ماهیت و اصالت خود را در طول تاریخ حفظ نموده است. با وجود تمام تحولات خط فارسی بر منسوجات از کوفی گرفته تا نستعلیق در دوران معاصر، خوشنویسی تزئینی پوشاک معاصر بر مبنای پیشینه هویتی بر مخاطب تاثیر می گذارد. حس آمیزی و پیشینه غنی کاربرد خط در منسوجات، زمینه ساز استفاده از آن در دوران معاصر است.
۷.
نمایش تعزیه از دیرباز در میان شیعیان، از جایگاه والایی برخوردار بوده است. اقشار مختلف جامعه با رده های سنی گوناگون مخاطبان این هنر آئینی هستند. تماشاگران صرفاً برای دیدن رویدادی تاریخی یا آئینی به تماشای تعزیه نیامده بلکه با حضورشان در این مراسم مشغول عبادت و سوگواری می شوند و در نتیجه ی این مشارکت، تزکیه و پالایش نفس که ارسطو از آن به اسم «کاتارسیس» یاد می کند را تجربه می کنند. همچنین از یک سده ی گذشته تا کنون در علم روانشناسی، مقوله ی روان نمایشگری بسیار مورد توجه قرار گرفته است. بدین صورت که افراد با حضور در جلسه سایکودرام تزکیه نفس را تجربه می کنند. کاتارسیس حاصل از تعزیه و سایکودرام قابلیت این را دارد که در یک راستا، در جهت درمان بیماران روحی و روانی مورد استفاده قرار بگیرند. پژوهش حاضر با هدفی کاربردی درصدد است تعزیه و سایکودرام را مورد واکاوی و بررسی قرار داده و افتراقات و تشابهات آنان را بررسی کند. از این روی مسئله اصلی آن واکاوی راهبردی جهت استفاده از این ویژگی ها در سایکودرام یا تعزیه معاصر است. روش تحقیق کیفی به شیوه تطبیقی بر اساس مطالعات اسنادی و جمع آوری اطلاعات از منابع آرشیوی صوتی و بصری است. نتیجه حاصله نشان از آن دارد سایکودرام قابل انعطاف است و به مدیر یا کارگردان و همچنین شخص اول این اجازه را می دهد که در جهت تغییر و استفاده از فنون و همچنین تکنیک ها انتخاب های خود را داشته باشند و همچنین تعزیه نیز در نوع خود قابل انعطاف است، می توان در جلسات سایکودرام از تعزیه به شیوه های گوناگون استفاده کرد.
۸.
مسئله اصلی پژوهش حاضر واکاوی بسترهای شکل گیری خرده فرهنگ بزهکاری در میان نوجوانان در فضاهای همگانی در سکونتگاه های غیررسمی است. میدان مطالعه منطقه 18 شهر تهران است که چهار نمونه از فضاهای همگانی این منطقه، که قلمرو پرسه زنی و کنشگری نوجوانان هستند، به شیوه نمونه گیری هدفمند برای مطالعه انتخاب شده اند. سوژه های موردمطالعه نیز به شیوه نمونه گیری هدفمند، با بیشینه پراکنش، از میان نوجوانانی که در این فضاها حضوری دایمی دارند انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه عمیق فردی و روش تفسیر داده ها تحلیل تماتیک یا مضمونی است. نتایج نشان می دهد که سوژه های موردمطالعه در این فضاها به طور معمول مرتکب سه طیف از جرایم و بزهکاری می شوند: جرایم علیه اشخاص، جرایم علیه اموال و انجام کنش های وندالیستی. نوجوانان ارتکاب این اَعمال را در متن خرده فرهنگ بزهکاری و به-مثابه بخشی از هویت گروهی و کردارهای روزمره به انجام می رسانند. این خرده فرهنگ خود حاصل زمینه ها و بسترهایی همچون «ازجاکندگی خانواده و فقدان حمایت های عاطفی»، «انگ زنی در سکونتگاه های غیررسمی»، «بافت شهری متراکم و جمعیت های نامتجانس»، و «سیطره فرهنگ مصرفی مبتذل بر فضاهای عمومی» است. سوای زمینه های شکل گیری، این خرده فرهنگ اما واجد پیامدهایی مهم در زندگی نوجوانان است که «بازتولید فرودستی»، «سرخوردگی و واپس روی»، «پذیرش جایگاه رانده شدگان»، «انزجار از فرهنگ کلی جامعه» و «احساس زائد بودن» مهم ترین شان هستند. دست آخر این که نوجوانان به واسطه همین خرده فرهنگ با اتخاذ تدابیری چون «نافرمانی مدنی»، «گسست از خانواده و انتخاب زیست مجردانه» و «ابداع سبک های بدیع در بدن آرایی و بدن نمایی» در برابر قواعد اجتماعی موجود مقاومت می کنند.
۹.
هدف این مقاله، تأملی در سرشت و مؤلفه های فرهنگ عامه استان گلستان از طریق تحلیل نشانه شناختی نقوش هندسی موجود بر سنگ قبرهای منطقه است. سنگ قبرها جلوه ای از باورهای اسطوره ای و سنن بومی و عرفهای تاریخی یک منطقه است که در متن فرهنگ عامه مردم نمود عینی می یابند. این نقوش در مقام آفریده های ذهن خلاق حجار بازتابگر هویت فرهنگی مردم و حاوی و حامل معناها و دلالتهای تثبیت شده فرهنگی و تاریخی است. پژوهش حاضر می کوشد از طریق تحلیل نشانه شناختی این نقوش طریقی برای شناخت کیفی اسطوره ها، باورهای دینی، کلیشه های فرهنگی و عرف عام مردم منطقه گلستان پیدا کند. نتایج بیانگر آن است که پیوندی عمیق بین نقوش هندسی سنگ قبرهای منطقه و فرهنگ و آداب و رسوم تاریخی مردم وجود داشته است. باورها، آداب و رسوم و فرهنگ جامعه از جمله عواملی است که باعث به وجود آمدن و ماندگار شدن این سنگ قبرها و نقوش آنها تا به امروز گردیده است.
۱۰.
هنر برای انسان همواره واجد معناها و کاکردهای مختلف بوده است. ژانرهای متنوع هنری، از موسیقی تا سنگ نگاره ها، همگی تلاش هایی بوده اند از جانب انسان برای غلبه بر تضادهای زندگی از راه اخذ رویکردی زیبایی شناختی به جهان. میدان هنر، در مدرنیته کنونی، وسعت، تنوع و پیچیدگی بی سابقه ای دارد که توانسته است مخاطبان خود را در سطوح متفاوتی سرگرم کند. جوانان در این میان از اصلی ترین گروه های هدف ترویج و مصرف هنر هستند. به همین دلیل 20 نفر از جوانان آستانه ای (18 تا 19 سال) به صورت هدفمند با استفاده از نمونه گیری نظری انتخاب شدند و با آنها مصاحبه های عمیق صورت پذیرفت. با استفاده از روش نظریه زمینه ای با رویکرد سیستماتیک، داده های جمع آوری شده به شیوه کدگذاری باز، محوری و گزینشی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های مطالعه در قالب مقولات اصلی شامل زمینه های علاقه مندی هنری، محدودیت های چندجانبه، آواتارپایی، پروبلماتیک دنباله روی، حسرت های سلبریتی مدار، پذیرش فشارهای عاطفی و ... استخراج گردید. مقوله هسته پژوهش نیز تحت عنوان آواتارپایی: حسرت های فراواقعی، انتخاب شد. بر همان اساس مدل پارادایمی و نظریه پژوهش ارائه شد. نتایج پژوهش نشان داد که به واسطه محدودیت های ساختاری و آوارتارپایی برای موفقیت، حسرت های فراواقعی در جوانان شکل می گیرد. مقوله هسته پژوهش نیز تحت عنوان آواتارپایی: حسرت های فراواقعی، انتخاب شد. بر همان اساس مدل پارادایمی و نظریه پژوهش ارائه شد. نتایج پژوهش نشان داد که به واسطه محدودیت های ساختاری و آوارتارپایی برای موفقیت، حسرت های فراواقعی در جوانان شکل می گیرد.
۱۱.
نماهای ابنیه معاصر ایرانی به عنوان نمود کالبدی فرهنگ جوامع حاوی پیام های هویتی ارزشمندی هستند. امروزه با دگرگونی، تحولات و تطور مفاهیم، نماهای ابنیه در حال از دست دادن ویژگی های بنیادین، انحراف و تخطی از ارزش ها هستند؛ درواقع طراحی نمای ابنیه معاصر ایرانی طی دهه های اخیر با مشکلاتی همچون عدم یکپارچگی، تقلید شکلی از الگوهای غربی و نابسامانی بصری مواجه بوده است که به نظر می رسد بتوان ریشه آن ها را در ضعف و مشکلات فرهنگی جامعه جستجو کرد. این مقاله با هدف شناسایی عوامل اصلی تحولات و مشکلات فرهنگی جامعه و تأثیرات آن در معماری و نمود کالبدی آن ها بر نماهای ابنیه معاصر ایرانی انجام شده است؛ این پژوهش با رویکرد کیفی و به صورت میدانی و با استفاده از ابزار مصاحبه انجام پذیرفته است. بدین منظور از روش تحلیل محتوای کیفی برای دستیابی به اهداف بهره برده و به تحلیل و یکپارچه سازی یافته ها پرداخته شده است؛ یافته ها در زمینه تأثیرگذارترین عوامل، بیانگر نفوذ فرهنگ غربی، ضعف جهان بینی و عدم شناخت جامع از ارزش های ایرانی و گسترش نگاه صرفاً اقتصادی به معماری هستند. تأثیر این مشکلات در قالب تقلید صوری صرف از الگوهای غربی، تنوع و کثرتگرایی، عدم توجه به شرایط بومی، دوری از ارزش های اصیل معماری ایرانی- اسلامی و ابتذال هنری و کمیت گرایی نمود یافته است.
۱۲.
پدیده جهانی شدن به دگردیسی بنیادی در هویت فرهنگی مردم جوامع مختلف منجر شده است. گسترش شهرنشینی و فضاهای شهری به مثابه بخشی از این پدیده، به دلیل جامعیت و دسترسی پذیری همگانی، نقش مؤثری در تحکیم نمادهای هویت فرهنگی دارد. سنندج شهری است با بافتار فرهنگ دیرین که ساکنان آن به احساس تعلق فرهنگی خاصی به آن دارند. هدف این پژوهش، شناخت المان های مختلفی مانند معماری، هنرهای تجسمی، نمادهای فرهنگی در فضاهای شهری سنندج می باشد که با اتکا بر منظومه ای از رویکردهای نظری نظیر کارکردگرایی، تفسیرگرایی تشریح می شود. روش تحقیق در این پژوهش کیفی، توصیفی-تحلیلی است. گردآوری داده های اولیه از طریق مطالعه میدانی، اسنادکتابخانه ای و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با استفاده از روش تحلیل محتوا، تحلیل گردیده و مقولات کدهای معنایی از دل داده ها استخراج شده است. جامعه آماری شامل جامعه محلی، گردشگران و کارکنان و متولیان بخش های مختلف اداری، خدماتی و اقامتی هستند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و اصل اشباع نظری با۳۷نفر بود. در تحلیل داده ها مضامین در پنج مقوله اصلی «بعد اجتماعی، اقتصادی، کارکردهای فضاهای شهری، المان های شهری و بازنمایی» طبقه بندی شده و هفده خرده مقوله نیز از میان مضامین اصلی استخراج گردید. نتایج حاکی از آن است که معماری و فضاهای شهری به عنوان عناصر بنیادین در شکل گیری و تقویت هویت فرهنگی جوامع نقش بسزایی دارند. لذا بر اهمیت توجه به ابعاد فرهنگی در طراحی فضاهای شهری تأکید می گردد. فضاهای شهری وفرهنگی شهرسنندج دارای اهمیت اجتماعی و فرهنگی که در توسعه پایدارشهری نقش کلیدی ایفا می کنند.