قبض و بسط مفهوم «خود» و «غیر» در سه جریان تصوف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی دوره ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۷
32 - 63
حوزههای تخصصی:
در نگاه کلی، سه جریان عمده در تاریخ تصوف و عرفان قابل تشخیص است. رسمی ترین و سنتی ترین شکل تصوف که در منابع با عنوان «تصوف عابدانه» شناخته شده، دیرینه ترین شکل تصوف است. در پژوهش حاضر بنا به عللی که مطرح شده، پیشنهاد می شود که از این جریان با عنوان «تصوف مترسّمانه» یا «تصوف آدابی» یاد شود. وجه شاخص این جریان، زهد و ابداع آداب و رسوم مستحدث برای تمایز خود از باقی مسلمانان بود. دایره «خود» در این جریان، دایره ای کم حجم است و محتوای آن را عمدتاً محرومیت های آنان تشکیل می دهد؛ اما دایره «غیر» برای آنها چنان وسعتی دارد که حتی می تواند شامل صوفیانی باشد که با آنها اشتراک نظر ندارند. «تصوف عالمانه» آن گاه پدید آمد که تصوف توانست قلمرو ذهن عالمان جامعه را به تصرف خود درآورد. این «تصوف» امری کاملاً ذهنی بود که در مدارس و مکاتب علمی مورد بحث و تبلیغ قرار می گرفت. دایره «خود» این جریان دایره گسترده ای بود که می توانست هرآن چیز را شامل شود که آنان را در هدایت فکری و معرفتی به سوی شناخت خدا راهبری کند؛ از این رو دایره «غیر» برای آنها هر آن سد و مانعی بود که یا راه معرفت را سد و تضییق می کرد یا آن را به انحراف می کشاند. آن گاه که تصوف ذهن شاعران بالقوه و بالفعل را به تصرف خود در آورد جریانی پدید آمد که پیش از این از آن با عنوان «تصوف یا عرفان عاشقانه» یاد می کردند؛ نویسنده با توجه به غلبه اجتناب ناپذیر سائقه های شاعرانه در ذهن اینان، عنوان «تصوف یا عرفان شاعرانه» را برای آن پیشنهاد می کند. این جریان چنان دایره «خود» را گسترد که مجال چندانی برای ظهور «غیر» نماند. دایره «خودِ» پیروان این جریان به اعتبار ذهن شاعرانه آنها، با نا متعیّن شدگی «منِ» آنها، انباشته از امور نامتعیّن شده است. برای اینان «خدا» از آنجا محبوب است که تحت هیچ حکم تعیّن بخشی نمی آید. عشق، کفر، شراب و حتی ابلیس از آنجا در دایره «خود» اینان تمکّن یافته که اموری نامتعیّن هستند. عقل، نفس، دنیا و حتی «من» از آنجا در دایره غیر نشسته اند که دست کم برای ذهن آنان اموری متعیّن هستند.