مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۱۶۱ تا ۱۰٬۱۸۰ مورد از کل ۵۵۳٬۲۳۲ مورد.
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۶۴
245 - 281
حوزههای تخصصی:
موضوع سلامت و حفظ آن از نیازهای اساسی جوامع انسانی است که با مسئله فرهنگ ارتباط مستقیم دارد. جامعه مورد مطالعه این پژوهش دارای ریسک سرطان بالا نسبت به سطح استاندارد جهانی است. مطالعه نظام باورها در جامعه مورد مطالعه تبیین گر باورهایی است که وفق آن انگاره ها و رفتارها، در افزایش ریسک بیماری مؤثر واقع می شود. فولکلور در سامانه فرهنگی جوامع و در شکل گیری انگاره ها و رفتارها نقش برجسته ای دارد. این تأثیر در جامعه مورد مطالعه یکی از عوامل برساخت انگاره ها ازجمله انگاره تقدیرگراست که منشأ رفتارهایی در جهت افزایش ریسک سرطان است. بنابراین هدف اصلی این مقاله عبارت است از شناخت باورها و کنش های زبانی موجود در فولکلور ترکمن که در پیدایش انگاره تقدیرگرا مؤثر بوده است. در این مقاله پارادایم انسان شناسی تفسیری در رویکرد کلیفورد گیرتز به عنوان چارچوب نظری در نظر گرفته شد و با استفاده از روش های مردم نگاری و تمرکز بر تکنیک مصاحبه نیمه ساخت یافته همراه با مطالعات اسنادی، به گردآوری داده ها پرداخته شد. یافته های این پژوهش حاکی از نقش فولکلور به عنوان یکی از عوامل موجد و تقویت کننده انگاره تقدیرگرایی در جامعه مورد مطالعه است. این انگاره بیش از هر چیز در دو گذار اصلی زندگی ترکمن ها (تولد و ازدواج) ایفای نقش می کند و درنهایت موضع غربالگری، پیشگیری و درمان مؤثر را در جامعه مورد مطالعه کم رنگ می کند.
بررسی ارتباط بین احساس ریسک در گزارش های سالانه و نقد شوندگی سهام با استفاده از سیستم معادلات همزمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه و سرمایه سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۹)
147 - 168
حوزههای تخصصی:
هدف: نقد شوندگی سهام درجه بالایی از کارایی اطلاعاتی را به وجود می آورد که هرقدر قدرت نقد شوندگی بازار بالاتر باشد احتمال انطباق سفارش های متقابل افزایش می یابد. از این رو نقد شوندگی به رشد و توسعه بازار کمک می کند. لذا پژوهش حاضر به بررسی رابطه دوطرفه بین احساس ریسک گزارش های سالانه و نقد شوندگی سهام در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1388 تا 1401 پرداخته است. روش: در این پژوهش با استفاده از روش حذفی سیستماتیک تعداد 131 شرکت به عنوان نمونه انتخاب و احساس ریسک گزارش های سالانه به روش تحلیل محتوا محاسبه شده است. سپس سیستم معادلات همزمان با استفاده از روش رگرسیون دو مرحله ای برآورد شد. یافته ها: یافته های حاصل از پژوهش بیانگر وجود رابطه دوطرفه بین احساس ریسک گزارش های سالانه با ارزش معاملات و گردش سهام شناور و همچنین عدم وجود رابطه دوطرفه بین احساس ریسک گزارش های سالانه و رتبه نقد شوندگی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده است. نتیجه گیری: شرکت هایی با احساس ریسک بالا، باید انتظار ارزش معاملات و گردش سهام شناور کمتری داشته باشند و با افزایش رتبه نقد شوندگی شرکت، سطح احساس ریسک گزارش های سالانه کاهش می یابد. با توجه به تأثیر رتبه نقد شوندگی ب ر احساس ریسک گزارش های سالانه شرکت های سرمایه گذاری، مدیران شرکت های سرمایه گذاری می توانند ای ن متغی ر را به عنوان پارامتری مهم در تصمیم گیری های خود لحاظ کنند.
تأثیر مسئولیت اجتماعی شرکت بر رابطه بین عدم قطعیت سیاست اقتصادی و نوآوری سبز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه و سرمایه سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۹)
257 - 274
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش مسئولیت اجتماعی شرکت در عدم قطعیت سیاست اقتصادی و نوآوری سبز است. روش: برای آزمون فرضیه های پژوهش از اطلاعات مالی 167 شرکت (1336 مشاهده سال- شرکت) پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در فاصله زمانی بین سال های 1395 تا 1402 استفاده شده است. پس از اندازه گیری متغیرهای پژوهش از تجزیه و تحلیل رگرسیون خطی چندمتغیره برای آزمون فرضیه های پژوهش استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاکی از آن است که عدم قطعیت سیاست اقتصادی منجر به کاهش نوآوری سبز می شود. همچنین، افشای مسئولیت اجتماعی شرکت منجر به تقویت رابطه بین عدم قطعیت سیاست اقتصادی و نوآوری سبز می گردد. نتیجه گیری: با پیشرفت ساخت تمدن زیست محیطی و تقویت آگاهی زیست محیطی مردم، صنعت تولید سنتی در کشور با چالش های تحول سبز و ارتقاء مواجه است. بنابراین؛ برای شرکت های تولیدی این امر حائز اهمیت است که در جهت ارتقای فرایند صنعتی شدن و نوآوری سازمانی اقدام به ترویج توسعه و فناوری های سبز سرمایه گذاری نمایند.
اثرات آستانه ای اعتبارات و تسهیلات بانکی بر شاخص قیمت بخش مسکن در استان های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اقتصاد بخش عمومی دوره ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
113 - 146
حوزههای تخصصی:
دارایی ها به عنوان یک سرمایه مهم اقتصادی می باشند. مسکن نیز که در زیر بخش بازار ملک قرار دارد، عنصر حیاتی خانواده ها را تشکیل می دهد؛ زیرا یکی از نیازهای اساسی برای اسکان و تکامل انسان است. با این وجود در طی سال های اخیر روند رو به افزایش شاخص قیمتی مسکن به یک از چالش مهم اقتصادی تبدیل شده است. از آن جایی که بازار مسکن نقش بسیار مهمی در چرخه مالی اقتصاد دارد و با بازارهای اطراف خود در ارتباط است، از این رو در این پژوهش سعی بر این است که به بررسی اثرات آستانه ای و غیرخطی متغیرهای تسهیلات و اعتبارات بانکی و سایر شاخص های اقتصادی بر قیمت مسکن در استان های کشور در ایران پرداخته شود. بدین منظور از داده های استانی در طی دوره 1401-1389 استفاده شده است. در این مطالعه به منظور بررسی اثرات غیرخطی تسهیلات اعطایی بانک ها بر قیمت مسکن از مدل پانل آستانه ای با اثرات ثابت استفاده شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که با در نظر گرفتن متغیرهای تورم کل و جمعیت شهرنشینی به عنوان متغیرهای آستانه ای، تسهیلات اعطایی بانک ها در ژریم های بالا و پایین اثرات مثبت و معناداری بر تورم بخش مسکن در استان های ایران دارد و در مقادیر بالاتر از سطح آستانه این اثرات تقویت می گردد. همچنین سایر نتایج نشان می دهد که پس از تایید اثرات غیرخطی در مدل، عرضه بخش مسکن اثر منفی و افزایش مخارج خانوار و نرخ ارز اثری مثبت و معنادار بر شاخص قیمت مسکن در استان های ایران دارد. از این رو به سیاست گذارن پیشنهاد می گردد که عوامل موثر بر قیمت مسکن در اقتصاد ایران را شناسایی و راه کارهای جدی برای مقابله با آن در نظر بگیرند
راهبردهای کنترل تلاطم در بازار سرمایه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست های راهبردی و کلان سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۹
71 - 112
حوزههای تخصصی:
بازار سرمایه در سال های اخیر نقش جدی تری در اقتصاد کشور پیدا کرده است. در سال های 1398 و 1399 با توجه به تمایل سرمایه گذاران به سرمایه گذاری در این بازار، شاخص بازار رشد چشم گیری را تجربه کرد و از مرداد 1399 شاخص ریزش شدیدی داشت و شاهد کاهش تعداد فعالین بازار، ارزش و حجم معاملات بودیم. تلاطم هایی که در بازار سرمایه اتفاق می افتد باعث نگرانی سرمایه گذاران، فعالان و نهادهای نظارتی می شود. تعیین روش ها، سیاست ها و استراتژی ها برای کنترل تلاطم در بازار سرمایه قبل از وقوع بحران از مسائل مهمی است که باید به آن پرداخته شود. پژوهش حاضر از نظر نوع داده در دسته پژوهش های دو وجهی (آمیخته) قرار می گیرد. این پژوهش به قصد کاربرد نتایج یافته هایش برای حل مسئله کنترل تلاطم های بازار سرمایه جمهوری اسلامی ایران (با مطالعه موردی سقوط بازار سهام ایران در سال 1399) انجام شد. بدین ترتیب روش مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و فراترکیب مطالعات گذشته، تحلیل مضمون است که داده های حاصل از آن در پرسشنامه مدل سازی ساختاری تفسیری به کار گرفته شده است. براساس یافته های پژوهش، عللِ اصلی ریزش بازار سرمایه ایران در سال 99، هفت عاملِ بی ثباتی در شاخص های کلان اقتصادی کشور، اتخاذ سیاست های ناصحیح از طرف دولت، حرکت بازارهای موازی، ضعف های نهاد ناظر بازار سرمایه، ویژگی ها و رفتار ِ سرمایه گذاران، ناکارآمد بودن ریزساختارهای بازار سرمایه در زمان تلاطم و تغییر نگرش بازار در تحلیل ویژگی های بنیادی شرکت ها معرفی شدند.
نقش اثاثیه اروپایی در دگرگونی سازمان فضایی خانه ایرانی؛ تحلیلی بر گذار از سیالیت به جمود در دوره قاجار
منبع:
زیست سیاست و توسعه دوره اول زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
21 - 47
حوزههای تخصصی:
هدف: گذار از سنت به مدرنیته در ایران، به ویژه از دوره قاجار به بعد، تنها به تغییرات فناورانه یا کالبدی محدود نبوده، بلکه به صورت عمیق تری بر شیوه زیست، کنش های روزمره و سازماندهی فضایی زندگی اثر گذاشته است. خانه سنتی ایرانی به عنوان یکی از بنیادی ترین بسترهای زیست اجتماعی، در این فرایند دستخوش تحولی اساسی شد. در حالی که بخش عمده پژوهش های پیشین، این تحولات را از منظر تغییرات کالبدی، تزئینی یا الگوهای فرمی بررسی کرده اند، نقش «اثاثیه اروپایی» به عنوان یک پدیدار مادی مؤثر بر کنش گری فضایی و تجربه زیسته ساکنان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل نقش ورود تدریجی اثاثیه اروپایی در دگرگونی سازمان فضایی خانه سنتی ایرانی و تبیین چگونگی گذار این فضا از وضعیتی سیال، منعطف و چندمنظوره به ساختاری نسبتاً صلب، تفکیک شده و کارکردگرا در دوره قاجار است. پژوهش می کوشد نشان دهد که این تحول صرفاً تغییری در اشیای موجود در خانه نبوده، بلکه بازآرایی روابط میان افراد، پدیدارهای اجتماعی و ساختار فضایی را در پی داشته و در نهایت به محدود شدن دامنه کنش گری فضایی ساکنان انجامیده است. در این راستا، پرسش های پژوهش بر چگونگی تأثیر اثاثیه اروپایی بر الگوهای فضایی خانه، پیامدهای آن بر زندگی روزمره و امکان بهره گیری انتقادی از این تجربه تاریخی در معماری معاصر متمرکز است. روش: روش تحقیق، تحلیل اسنادی و تفسیری است و داده ها از طریق منابع کتابخانه ای و تاریخی گردآوری شده اند. منابع کتابخانه ای شامل متون تخصصی معماری، شهرسازی و مطالعات تاریخی مرتبط با خانه های دوره قاجار است. در کنار این منابع، سفرنامه های اروپاییان دوره قاجار به عنوان منابع دست اول تاریخی نقش محوری در تحقیق ایفا می کنند. انتخاب سفرنامه ها به دلیل نگاه غیربدیهی پندار سیاحان، ثبت جزئیات زندگی روزمره، حساسیت نسبت به تغییرات مادی فضا و امکان بازسازی تجربه زیسته خانه ایرانی صورت گرفته است. چارچوب نظری پژوهش بر نظریه تولید فضا، نظریات مرتبط با پدیدارهای اجتماعی و کنش فضایی و مدل روش شناختی ربع دایره ای تحلیل فضا استوار است. در تحلیل داده ها، از روش تحلیل محتوای کیفی جهت دار استفاده شده و داده ها در چارچوب مفاهیمی چون فضای حس شده، درک شده و زیسته، کنش روزمره، چیدمان عناصر مادی و ساختارهای نهادی تفسیر شده اند. برای افزایش اعتبار پژوهش، از تکنیک مثلث سازی منابع و تطبیق روایت های تاریخی با تحلیل های نظری بهره گرفته شده است. تمرکز تحقیق بر خانه های شهری ایرانی در دوره قاجار به عنوان نقطه عطف مواجهه با مدرنیته بوده و محدودیت هایی چون سوگیری احتمالی سیاحان و کمبود اسناد تصویری از خانه های معمولی مورد توجه قرار گرفته است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که خانه سنتی ایرانی پیش از ورود اثاثیه اروپایی، بر پایه اصولی چون فضاهای چندمنظوره، سیالیت حرکتی، مرزبندی های منعطف و حداقل اثاثیه شکل گرفته بود. این ویژگی ها امکان کنش گری فعال ساکنان، تطبیق فضا با نیازهای متغیر روزانه، فصلی و بلندمدت و نیز تداوم تعاملات اجتماعی را فراهم می کرد. فضاها نه بر اساس کارکرد ثابت، بلکه بر مبنای موقعیت اقلیمی، زمان استفاده و روابط اجتماعی تعریف می شدند و اثاثیه متحرک و اندک، نقش تعیین کننده ای در تثبیت کاربری ها نداشتند. با ورود تدریجی اثاثیه اروپایی در دوره قاجار، ابتدا این عناصر به صورت نمادین و نمایشی در خانه های اعیان ظاهر شدند و الزاماً کارکرد اصلی خود را نداشتند. در این مرحله، ترکیبی موقت و تلفیقی از عناصر سنتی و مدرن شکل گرفت. اما در ادامه و با نهادینه شدن استفاده از میز، صندلی، تختخواب و دیگر اثاثیه ثابت، روابط فضایی خانه دچار دگرگونی شد. یافته ها نشان می دهد که این اشیاء جدید، به تدریج موجب تفکیک کارکردی فضاها، کاهش انعطاف پذیری، محدود شدن مسیرهای حرکتی و تثبیت الگوهای رفتاری خاص شدند. تحلیل ها نشان می دهد که اثاثیه اروپایی نه تنها به افزایش آسایش مادی انجامید، بلکه با ایجاد «ممنوعیت های نامرئی» دامنه کنش فضایی ساکنان را کاهش داد. فضاهایی که پیش تر بر اساس فعالیت های متنوع تعریف می شدند، به فضاهایی با عملکرد مشخص و از پیش تعیین شده تبدیل شدند. در نتیجه، عاملیت افراد در ساماندهی فضا تضعیف و نقش عناصر مادی در تعیین رفتارها تقویت شد. این فرایند، هم زمان با تقویت فردگرایی، به کاهش تعاملات جمعی و تغییر تجربه زیسته خانه انجامید. نتیجه گیری پژوهش حاضر نشان می دهد که دگرگونی سازمان فضایی خانه ایرانی در دوره قاجار، حاصل فرآیندی تدریجی و چندلایه بوده است که در آن، ورود اثاثیه اروپایی نقشی فراتر از یک تغییر ظاهری ایفا کرده است. این اثاثیه به عنوان پدیدارهای اجتماعی غالباً مادی، با بازآرایی روابط فضایی و کنش ها
برساخت اجتماعی مرزنشینی و توسعه نیافتگی در مناطق مرزی سردشت
منبع:
زیست سیاست و توسعه دوره اول زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
86 - 106
حوزههای تخصصی:
هدف: مرزنشینی به عنوان یکی از پدیده های پیچیده فضایی–اجتماعی، همواره در ادبیات توسعه با دوگانه «فرصت–تهدید» تحلیل شده است. در نگاه آرمانی، مرز می تواند بستر تعاملات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و عاملی برای پیوند مناطق پیرامونی با جریان های توسعه باشد؛ با این حال، تجربه زیسته بسیاری از جوامع مرزی در ایران نشان می دهد که مرز نه تنها به فرصت توسعه تبدیل نشده، بلکه خود به سازوکاری فعال در بازتولید فقر، نابرابری و توسعه نیافتگی بدل شده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر شهرستان مرزی سردشت، در پی بازسازی و تفسیر معنای مرزنشینی به عنوان بستر عدم توسعه از منظر خود مرزنشینان است و می کوشد نشان دهد که چگونه سیاست ها، ساختارها و نظام های معنایی مسلط، مرز را از یک ظرفیت بالقوه به تله ای ساختاری برای توسعه تبدیل کرده اند. هدف اصلی این پژوهش، فهم تجربه زیسته مرزنشینان سردشت و واکاوی چگونگی برساخت اجتماعی مرزنشینی در پیوند با فرآیندهای توسعه نیافتگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. به طور مشخص، تحقیق در پی پاسخ به این پرسش محوری است که چگونه موقعیت مرزی، در تعامل با سیاست های مرکزگرا و نگاه امنیتی، به تخریب ساختارهای معیشتی، فرسایش سرمایه انسانی و شکل گیری نظام های معنایی مبتنی بر طرد، نابرابری و «ما–آن ها» منجر شده است. در این راستا، پژوهش تلاش دارد فراتر از تبیین های صرفاً ساختاری یا اقتصادی، به لایه های تفسیری، هویتی و فرهنگی مرزنشینی بپردازد و نقش کنشگران محلی را در معنا بخشی به تجربه مرزی برجسته سازد. روش: این مطالعه در چارچوب پارادایم تفسیری و با تکیه بر رهیافت برساخت گرایی اجتماعی انجام شده و از روش کیفی قوم نگاری بهره گرفته است. انتخاب روش قوم نگاری، به دلیل تأکید آن بر فهم عمیق معانی، تجربه ها و زیست جهان کنشگران اجتماعی، امکان دسترسی به لایه های پنهان و زمینه مند پدیده مرزنشینی را فراهم کرده است. میدان پژوهش، مناطق مرزی شهرستان سردشت بوده و داده ها از طریق مشاهده مشارکتی، مصاحبه های عمیق نیمه ساخت یافته و یادداشت برداری میدانی گردآوری شده اند. جامعه مشارکت کنندگان شامل ۱۸ نفر از مطلعین محلی (از جمله دهیاران، معلمان، کسبه، اعضای شوراها، فعالان مرزی و افراد درگیر در فعالیت های معیشتی مرز) است که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و شبکه ای انتخاب شده اند. مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافته و داده ها با رویکرد تحلیل قوم نگارانه در چهار مرحله ساماندهی، کدگذاری اولیه، توسعه مقوله ها و استخراج مضامین محوری تحلیل شده اند. برای افزایش اعتبار پژوهش، از راهبردهایی چون مشاهده طولانی مدت، مثلث سازی داده ها، کنترل توسط اعضا و مستندسازی دقیق مسیر تحلیل استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که مرزنشینان سردشت وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را در مقایسه با مناطق مرکزی کشور به مثابه وضعیتی نابرابر، محروم و محصول تبعیض ساختاری و سیاست های مرکزگرا تفسیر می کنند. در سطح معیشتی، مرز به جای ایجاد اشتغال پایدار، به گسترش «اقتصاد لحظه ای» و فعالیت های ناپایدار و پرریسک مانند کولبری انجامیده است. این نوع معیشت، نه تنها امنیت اقتصادی را تأمین نمی کند، بلکه با تخریب کرامت انسانی، افزایش آسیب های جسمی و روانی و وابستگی دائمی به شرایط متغیر مرزی همراه است. هم زمان، ظرفیت های بومی منطقه در حوزه هایی چون کشاورزی، باغداری و گردشگری، به دلیل فقدان زیرساخت، سرمایه گذاری و حمایت نهادی، تضعیف یا بلااستفاده مانده اند. در سطح اجتماعی، نتایج حاکی از فرسایش شدید سرمایه انسانی و اجتماعی است. مهاجرت گسترده نیروی کار و نخبگان، کاهش انگیزه تحصیل، تضعیف همبستگی اجتماعی و گسترش فردگرایی، از پیامدهای مستقیم انسداد فرصت های پایدار در منطقه محسوب می شوند. جایگزینی ریش سفیدان و مرجعیت های محلی با افراد نوکیسه و رانتی، به بحران مشروعیت و بی اعتمادی اجتماعی دامن زده و توان جامعه برای کنش جمعی و مطالبه گری را تضعیف کرده است. افزون بر این، تجربه تاریخی جنگ، ناامنی و فشارهای معیشتی، به فرسودگی روانی، پرخاشگری و تنش در روابط اجتماعی و خانوادگی انجامیده است. در بعد شناختی و فرهنگی، مرزنشینان از فقر معرفتی، ضعف نظام آموزشی و سلطه نگاه امنیتی بر سیاست گذاری ها سخن می گویند. این وضعیت، به شکل گیری احساس بی تأثیری، بی تفاوتی و سلب اعتماد نسبت به نهادهای دولتی منجر شده است. هم زمان، مرزنشینان با معنا بخشی دوباره به تجربه های محرومیت و حاشیه بودن، نوعی تمایز نمادین میان «ما»ی مرزنشین و «آن ها»ی مرکزنشین ایجاد می کنند. در این فرآیند، مرز از یک خط جغرافیایی فراتر رفته و به نمادی هویتی، فرهنگی و سیاسی بدل می شود که بازنمایی «دیگری بودن» و طردشدگی را تقویت می کند. نتیجه: در م
تدوین الگوی فرآیند بکارگیری منتورینگ جهت توسعه حرفه ای مدیران باشگاه های ورزشی(مطالعه موردی: استان آذربایجان شرقی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
جهش دوره ۳ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
73 - 86
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از اجرای پژوهش حاضر تدوین الگوی فرایند بکارگیری منتورینگ جهت توسعه حرفه ای مدیران باشگاه های ورزشی استان آذربایجان شرقی بود.
روش پژوهش: تحقیق حاضر بر مبنای هدف از نوع کاربردی و بر مبنای روش از نوع آمیخته می باشد. در بخش کیفی نمونه آماری شامل 16 نفر از متخصصین (اساتید حوزه مدیریت ورزشی و مسئولین باشگاه ها) بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند و معیار اشباع نظری در این روش به تعداد مصاحبه ها پایان داد. جامعه آماری بخش کمی، کارشناسان اداره کل ورزش و جوانان و مدیران باشگاه های ورزشی استان آذربایجان شرقی به تعداد 1200 نفر بود که به روش تصادفی منظم با توجه به جدول کرجسی – مورگان تعداد 300 پرسشنامه سالم و بدون مخدوش به عنوان نمونه بدست آمد. از مصاحبه در بخش کمی و از پرسشنامه محقق ساخته بر مبنای نتایج کدبندی های بخش کیفی به عنوان ابزار تحقیق استفاده گردید. برای استخراج نتایج از آزمون معادلات ساختاری با نرم افزارهای SPSS و آموس نسخه 21 استفاده گردید.
یافته ها: نتایج بدست آمده نشان داد که عوامل علّی متشکل از 3 مولفه، عوامل زمینه ای متشکل از 4 مولفه، عوامل مداخله گرمتشکل از 5 مولفه، راهبردها متشکل از 3 مولفه و پیامدهای فرایند بکارگیری منتورینگ جهت توسعه حرفه ای مدیران باشگاه های ورزشی استان آذربایجان شرقی متشکل از 3 مولفه شناسایی شدند.
نتیجه گیری: الگوی بدست آمده از فرایند بکارگیری منتورینگ جهت توسعه حرفه ای مدیران باشگاه های ورزشی استان آذربایجان شرقی از برازش مطلوبی برخوردار بود.
درهم تنیدگی اقتصادی کشورهای اسلامی با رژیم صهیونیستی: عادی سازی روابط و گذار از آرمان فلسطین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بحران پژوهی جهان اسلام دوره ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۶
83-104
حوزههای تخصصی:
طوفان الاقصی در پائیز 2023 و متعاقب آن جنگ غزه، جدیدترین چهره از بحرانی ریشه دار در جهان اسلام یعنی فلسطین است . آنچه در حوزه روابط بین الملل مورد توجه قرار گرفته این امر است که علیرغم کشتار بیش از ۴۵ هزار مسلمان اقدامی از سوی کشورهای اسلامی جهت قطع روابط سیاسی و اقتصادی با رژیم اسرائیل به انجام نرسیده است. سوال پژوهش حاضر بررسی چرائی این اقدام کشورهای اسلامی است و این فرضیه طرح شده است که سطح وابستگی متقابلی که میان برخی از کشورهای اسلامی و اسرائیل در مبادلات اقتصادی شکل گرفته است مانع از آن شده که این کشورها امکان اقدامی در حوزه اقتصادی علیه اسرائیل داشته باشند. چارچوب نظری اقتصاد سیاسی درهم تنیده و روش تحقیق کمی است و از تکنیک سری زمانی جهت بررسی مبادلات تجاری کشورهای اسلامی با اسرائیل استفاده شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که به جزء جمهوری اسلامی ایران، هر 56 کشور عضو سازمان همکاری اسلامی دارای روابط تجاری با رژیم اسرائیل در بازه زمانی 1995 الی 2021 بوده اند و پس از سال 2006 و جنگ 33 روزه، اسرائیل از طریق پیمان های دو یا چندجانبه گره خوردگی اقتصادی و امنیتی فراوانی را با کشورهای اسلامی ایجاد نموده است؛ به همین دلیل نیز اکثریت کشورهای اسلامی با رسمیت بخشیدن به نظریه دو دولت، به طور رسمی از آرمان فلسطین و سرزمین های تاریخی اسلامی آن عدول نموده اند.
استراتژی بنادر زنجیره ای امارات در شاخ آفریقا و تأمین امنیت رژیم صهیونیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بحران پژوهی جهان اسلام دوره ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۶
126-148
حوزههای تخصصی:
تحول در سیاست خارجی امارات از بازیگری منفعل به بازیگر کنش گر در منطقه غرب آسیا و اهمیت یافتن مباحث اقتصادی و ژئواکونومیکی در سیاست خارجی آن، موجب توجه ویژه این کشور به منطقه شاخ آفریقا (دریای سرخ و خلیج عدن) شده است. از سویی دیگر، امارات پس از توافق ابراهیم در سال 2020 و عادی سازی با رژیم صهیونیستی، روابط فزاینده ای با این رژیم برقرار کرده است که با توجه به مجاورت جغرافیایی رژیم صهیونیستی با دریای سرخ و خلیج عدن و اهمیت راهبردی که این منطقه برای رژیم صهیونیستی دارد، حضور امارات در شاخ افریقا در راستای تأمین امنیت رژیم صهیونیستی ارزیابی می شود. این پژوهش با استفاده از چارچوب مفهومی بنادر زنجیره ای و با روش توصیفی- تحلیلی، به دنبال پاسخ به این سؤال است که استراتژی بنادر زنجیره ای امارات در شاخ آفریقا چگونه می تواند در راستای تامین امنیت رژیم صهیونیستی ارزیابی شود؟. یافته های پژوهش نشان می دهدکه امارات متحده عربی با در اختیار گرفتن بنادر شاخ آفریقا از یک سو و احداث پایگاه های نظامی در خلیج عدن و دریای سرخ و همچنین افزایش حضور نظامی و تکیه بر گروه های شبه نظامی منطقه، بستر مناسبی برای افزایش حضور رژیم صهیونیستی در این منطقه فراهم می کند و عملاً امنیت رژیم صهیونیستی را تأمین می نماید.
نقش دینداری در ایجاد خشونت یا مدارای سیاسی در ایران پساانقلابی (مطالعه موردی در شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۶
223-250
حوزههای تخصصی:
مسئله دین و دین داری در ایران امروز، با توجه به تحولات رخ داده در داخل کشور و جهان خارج، همواره مورد توجه پژوهشگران قرار دارد. به موازات بررسی فرازوفرودهای دین داری در نسل های مختلف مردم، تأثیر میزان و نوع دین داری، از منظر نگرش مردم به دین، بر مؤلفه های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نیز اهمیت دارد و نتایج آن می تواند برای پژوهشگران موضوعی جذاب و برای تصمیم سازان راهگشا باشد. یکی از این متغیرهای وابسته که در همه جوامع و به ویژه جامعه ایران پساانقلابی اهمیت دارد، میزان خشونت سیاسی و تساهل و مدارای سیاسی از سوی آحاد مردم و حاکمیت است. این پژوهش از منظر جامعه شناسانه و سیاست پژوهانه، ابتدا به مطالعه نظری و تجربی موضوع دین داری و نگرش ناشی از آن در بین اقشار مختلف مردم می پردازد؛ در ادامه نوآوری پژوهش حاضر در بررسی رابطه میان نگرش به دین داری و میزان خشونت و مدارای سیاسی در جامعه ایران است. این پژوهش به صورت توصیفی و با بهره گیری از روش کتابخانه ای انجام شده و داده ها از طریق یک پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شده اند. حجم نمونه شامل ۴۰۵ نفر از شهروندان ساکن تهران بوده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که نوع دین داری نقشی معنادار در افزایش یا کاهش سطح خشونت و میزان مدارای سیاسی ایفا می کند. به ویژه افرادی که دین داریشان بر پایه تجربه شخصی و قرائتی نوگرا از دین شکل گرفته است، در مواجهه با مسائل سیاسی، تساهل و رواداری بیشتری از خود نشان می دهند و مخالفت شدیدتری با خشونت و اقتدارگرایی سیاسی در جامعه دارند.
نقش فرهنگی بیت المقدس عثمانی در تحولات غرب آسیا: تأثیر روابط بین ادیانی بر شکل گیری هویت سیاسی شهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
527-552
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به تحلیل چگونگی تأثیرگذاری روابط بین ادیانی بر شکل گیری و تحول هویت سیاسی بیت المقدس در طول حاکمیت چهارصدساله عثمانی (۱۵۱۶-۱۹۱۷م) می پردازد. زمینه و هدف: بیت المقدس، به عنوان شهری با اهمیت راهبردی و دینی برای سه دین ابراهیمی، در دوره عثمانی از یک مرکز باثبات امپراتوری به کانون منازعات بین المللی تبدیل شد. مسئله اصلی تحقیق این است که چگونه مناسبات میان جوامع مسلمان، مسیحی و یهودی، به عنوان متغیر اصلی، در این گذار سیاسی نقش ایفا کرد. هدف این مقاله، تبیین این تحول از طریق واکاوی سازوکارهای حقوقی، اجتماعی و سیاسی حاکم بر این روابط است. روش شناسی: این تحقیق با اتخاذ رویکردی تاریخی-تحلیلی و با تمرکز بر اسناد دست اول، به ویژه سجلات محکمه شرعیه قدس و پرونده های آرشیو عثمانی، به بررسی ماهیت و پیامدهای تعاملات بین جماعی می پردازد. دستاوردهای پژوهش: یافته ها نشان می دهد که هویت سیاسی شهر در دو مرحله متمایز تکامل یافته است. در دوره کلاسیک (قرون ۱۶-۱۸م)، نظام ملّت و مرجعیت قضایی محکمه شرعیه، چارچوبی برای "همزیستی مدیریت شده" فراهم آورده و هژمونی سیاسی-فرهنگی عثمانی را تثبیت می کردند. اما در دوره متأخر (قرن ۱۹م)، تحت تأثیر عواملی چون اصلاحات تنظیمات، مداخله سیاسی قدرت های اروپایی به بهانه حمایت از اقلیت ها، و رقابت نهادهای آموزشی مدرن (میسیونری و دولتی)، روابط بین ادیانی به شدت سیاسی شد. این امر، پویایی های اجتماعی شهر را از تعاملات محلی به عرصه رقابت های هویتی و بین المللی سوق داد. نتیجه گیری: این پژوهش استدلال می کند که هویت سیاسی بیت المقدس یک امر ثابت نبود، بلکه برساختی متغیر بود که در جدال میان نظم داخلی امپراتوری و فشارهای خارجی شکل گرفت. سیاسی شدن روابط بین ادیانی، عامل کلیدی در تبدیل هویت این شهر از یک هویت محلی-امپراتوری به یک هویت منازعه آمیز و بین المللی بود.
سناریوهای جغرافیای مقاومت در برابر جغرافیای سلطه با الهام از رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات ژئوپلیتیکی منطقه غرب آسیا نشان دهنده شکل گیری دو ساختار قدرت متضاد جغرافیای مقاومت و جغرافیای سلطه است که آینده سیاسی، امنیتی و تمدنی منطقه را تحت تأثیر قرار داده اند. این پژوهش با هدف تحلیل آینده جغرافیای مقاومت در برابر جغرافیای سلطه، با رویکرد آینده پژوهی اسلامی و تکنیک سناریونویسی، به بررسی روندهای کلیدی، پیشران های مؤثر و چشم اندازهای محتمل در تحولات ژئوپلیتیکی منطقه پرداخته است. پرسش اصلی تحقیق این است که با تکیه بر رهنمودهای امام خامنه ای، چه سناریوهایی برای آینده جغرافیای مقاومت در برابر جغرافیای سلطه در منطقه غرب آسیا قابل ترسیم است و هر یک چه پیامدهایی برای نظم سیاسی، امنیتی و تمدنی آینده دارند؟ پژوهش حاضر در زمره پژوهش های آینده پژوهی قرار دارد که با بهره گیری از «روش سه مرحله ای مبتنی بر عدم قطعیت های کلیدی» انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که جغرافیای مقاومت در مسیر تثبیت و توسعه قرار دارد. در مقابل، جغرافیای سلطه در تلاش برای مقابله با این نظم جدید است. سناریونویسی نشان داد که چهار مسیر آینده شامل سناریوی مطلوب (پیروزی مقاومت)، سناریوی محتمل (مقاومت تحت فشار)، سناریوی بدبینانه (کاهش انسجام مقاومت) و سناریوی بحران (فروپاشی مقاومت) قابل تصور است. این یافته ها تأکید دارند که تقویت فناوری های نوین، توسعه اقتصاد مقاومتی، مدیریت جنگ نرم و تحکیم وحدت اسلامی، از مهم ترین راهبردهای پیش روی جغرافیای مقاومت برای دستیابی به آینده مطلوب است.
جنگ تجاری آمریکا با چین و پیامدهای آن بر نظم تجاری بین المللی 2025-2017(مقاله علمی وزارت علوم)
جنگ تجاری میان ایالات متحده و چین در فاصله سال های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۵، به یکی از چالش برانگیزترین تحولات در نظم تجاری بین المللی بدل شده است؛ تحولی که با اتخاذ سیاست های حمایت گرایانه از سوی آمریکا شدت یافته و ابعاد اقتصادی، فناورانه و نهادی گسترده ای پیدا کرده است. مقاله حاضر می کوشد با تمرکز بر این ابعاد، به این پرسش پاسخ دهد که اقدامات ایالات متحده در توسل به جنگ تجاری با چین در سال های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۵، چگونه بر نظم تجاری چندجانبه بین المللی تأثیر گذاشته است؟ فرضیه تحقیق که مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی و با روش مطالعه اسنادی انجام شده، این است که ایالات متحده در سال های 2017 تا 2025، به عنوان هژمون در حال ستیز با نظم خویش، از طریق پیگیری رویکرد رقابتی با چین در عرصه تجارت جهانی، سبب تقویت رویه های حمایت گرایانه در قبال رویه های همکاری جویانه در نظم تجارت جهانی شده و بنیادهای نظم لیبرال چندجانبه را تضعیف کرده است. در همین راستا، یافته مقاله نشان می دهد که رقابت تجاری و فناورانه آمریکا با چین نه یک پروژه مقطعی، بلکه روندی ساختاری و پایدار است که حتی با تغییر دولت ها نیز استمرار یافته و موجب قطبی شدن بازار جهانی، تضعیف نهادهای چندجانبه، و بازآرایی زنجیره های تأمین خواهد شد. این تحولات برای سایر کشورها از جمله ایران، هم فرصت زا و هم تهدیدآمیز است؛ فرصت هایی که بهره برداری از آن ها مستلزم سیاست گذاری فعال، تنوع تجاری، و ارتقاء توانمندی فناورانه است.
تحلیل بینامتنی سوره یوسف در غزلیات مولانا با رویکرد نظریه رؤیای گویا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات تطبیقی سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
201-218
حوزههای تخصصی:
تجربه وحی ، یکی از بنیادی ترین مفاهیم در ادبیات دینی و عرفانی است که از منظرهای کلامی، تفسیری و ادبی مورد توجه بوده است. پژوهش حاضر با طرح نظریه رؤیای گویا، در پی بازخوانی تأثیر متون مقدس بر ادبیات است. بر این اساس با رویکرد بینامتنی، بازآفرینی مضامین عرفانی را در غزل های شماره ۱۶ و ۱۸۹ دیوان کبیرمولانا بررسی می کند و پیوند آن ها را با سوره یوسف تحلیل می نماید. ضرورت این مطالعه در تبیین چگونگی تبدیل تجربه وحیانی به کلام شاعرانه در شعر عرفانی پارسی نهاده شده است، که پیوند میان ادبیات پارسی و متن وحیانی را از منظر نظریه رؤیای گویا آشکار می سازد. روش پژوهش کیفی- توصیفی است و از تحلیل های بلاغی (استعاره، تلمیح، تکرار)، نشانه شناختی (تصاویر چاه، پیراهن، نور)، و تحلیل بینامتنی بهره می گیرد. یافته ها نشان می دهند که مولانا با تلمیح به روایت یوسف و یعقوب، مضامین هجران و وصال را با تصاویر خیال محور و ساختارهای موسیقایی بازنمایی کرده و شعر خود را به تفسیری عرفانی و نمایشی هنری از قرآن نزدیک ساخته است. این مطالعه با ارائه چارچوبی نوین، پیوند عمیق ادبیات پارسی و قرآن را مستند می کند و بستر را برای پژوهش های تطبیقی عرفانی فراهم می سازد.
بررسی استدلال های میرداماد در مورد نحوه عینیت موجودات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جاویدان خرد بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۷
213-238
حوزههای تخصصی:
با توجه به اینکه مسئله عینیت موجودات (اصالت و اعتباریت) مشخص کننده مصداق حقیقی و بذات موضوع فلسفه است، می توان آن را از تاثیرگذار ترین مسائل فلسفه اسلامی در نظر گرفت. پرسش این پژوهش بررسی این مسئله در فلسفه میرداماد بوده تا روشن شود دیدگاه او در این باره چیست و چه نقدهایی بر آن وارد شده و او چگونه به دفاع از خود برآمده است. پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، ابتدا ادعای میرداماد را تبیین کرده و پس از آن استدلال های او را بررسی می کند و نشان می دهد وی ضمن تفکیک میان «وجود موصوفی» و «وجود وصفی»، عینیت هر دو را در «واجب» و «ممکن» مردود می داند. میرداماد در نفی عینیت «وجود موصوفی» به سفسطه و واجب بودن همه موجودات تمسک کرده و در نفی «وجود وصفی» به پیامدهایی مانند از بین رفتن «هلیه بسیطه»، مفهومی شدن امر عینی و وقوع تسلسل اشاره دارد. البته رویکرد او در باب «واجب» و «ممکن» یکسان نیست؛ میرداماد بر اساس اتحاد «کلی طبیعی» با مصادیق خود قائل به عینیت ماهیت در «ممکنات» شده، اما در «واجب» حتی عینیت «ماهیت» را هم نفی می کند. در بخش نهایی به برخی از انتقادات مطرح شده توسط عده ای از شاگردان و شارحین میرداماد - مانند ملاصدرا و آقاجانی - پرداخته شده و بر اساس فلسفه وی به آن ها پاسخ داده شده است.
Hegel, America, and the Crisis of the Sittlichkeit(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۳
209-224
حوزههای تخصصی:
This paper examines the contemporary comprehensive crisis of legitimacy in the United States as a collapse of ethical life (Sittlichkeit), the historically constituted unity between individual will and the objective institutions that structure social existence. It begins by tracing Hegel’s critique of Kant’s moral formalism (Moralität), showing that freedom must be grounded not in abstract autonomy but in the rational institutions through which individuals recognize themselves in society. Following Hegel and scholars such as Terry Pinkard, Charles Taylor, Robert Pippin, Michael Lazarus, Karen Ng, and Slavoj Žižek, the paper argues that ethical life is actual when individuals experience their belief, purpose, and actions as continuous with the shared ideals and practices of the community. When this alignment fractures – when institutions are no longer experienced as rational or authoritative – a crisis of ethical life emerges. Drawing from Hegel’s account of Sittlichkeit and a Marxist critique of capitalist political economy, the paper contends that the United States is in the midst of such a crisis. What persists is not an actual ethical life organically grounded and necessary, but a hollowed-out structure experienced as arbitrary and artificial, sustained through mutual misrecognition rather than genuine belief. The result is widespread alienation, distrust, and disunity between people and dominant institutions. The paper concludes by arguing that the only path forward lies in constructing new institutions – dual power formations – grounded in collective freedom, mutual recognition, and human flourishing, which can serve as the basis for a renewed ethical life.
The Sound of Subjectivity: On the Actuality of Hegel’s Music(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۳
59-70
حوزههای تخصصی:
This article offers a philosophical analysis of G. W. F. Hegel’s conception of music as articulated in his lectures on aesthetics, with a focus on music’s unique ontological and speculative status within absolute spirit. It argues that, for Hegel, art functions as a practice of truth by supplementing empirical reality through productive semblance (Schein). Rather than representing reality, art condenses it in a way that renders its constitutive principles intelligible. Music realizes this function in its most radical form. The study demonstrates that Hegel understands music as the paradigmatic romantic art, distinguished by the negation of spatial objectivity and the primacy of intensity, vibration, and interiority. By abolishing stable external form, music transforms sensuous material into oscillation and movement. Central to this transformation is the speculative concept of Ton, which unites sound, tone, and materiality. Ton exists only insofar as it vanishes, giving music the structure of a double negation through which being appears as trembling and persistence in dissolution. Moreover, the article shows that music produces a distinctive temporal order by interrupting homogeneous duration through rhythm and cadence. This interruption renders time structured and countable, enabling the emergence of subjectivity as self-relation rather than substance. Finally, it is argued that music occupies a privileged position within absolute spirit because it makes audible the immanence of subjectivity and the inner movement of thought itself. By rendering disappearance perceptible, music provides a non-representational yet rigorous access to the truth of subjectivity and temporality.
الگوی حکمرانی بانکداری اسلامی مبتنی بر اندیشه های شهید صدر (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هرچند فرآیند تجمیع و تخصیص وجوه در طول تاریخ در جوامع مختلف وجود داشته است، اما در دوره مدرن با اختراع پول های اعتباری و ایجاد مفهوم جدیدی به نام سرمایه در بستر نظام سرمایه داری، ساختار متناسب با آن یعنی بانک نیز برای ایجاد و خلق اعتبار و انجام فرآیند تجمیع و تخصیص سرمایه به وجود آمد. اندیشمندان اسلامی نسبت به این مسئله مستحدثه نظرات مختلف و گاهی متضادی را بیان کرده اند. شهید محمدباقر صدر از اولین نظریه پردازان اسلامی بود که به شکل ساختارمندی به این مسئله ورود پیدا کرد، ایشان با پذیرش ضرورت بانک در جامعه اسلامی به ارائه دو الگوی متفاوت در حوزه بانکداری پرداخته است: 1-الگوی بانکداری غیر ربوی که در یک نظام اجتماعی غیردینی فعالیت می کند و 2-الگوی بانکداری اسلامی که در بستر یک نظام اجتماعی اسلامی و به عنوان بخشی از آن نظام فعالیت می کند. با وجود اهمیت بانکداری اسلامی در منظومه فکری شهید صدر کمتر پژوهشی به آن پرداخته است. در این مقاله، با رویکرد کیفی و با استفاده روش فراترکیب مبتنی بر الگوی هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو به تبیین الگوی حکمرانی بانکداری بر اساس دیدگاه شهید صدر پرداخته شده است. برای این کار ابتدا ساختار حکمرانی به طور کلی طرح و سپس الگوی حکمرانی برای بانکداری اسلامی مبتنی بر اندیشه های شهید صدر احصاء گردید. جامعه پژوهش حاضر کلیه آثار مکتوب شهید صدر مرتبط با حوزه های اقتصادی و بانکداری است که تعداد 92 مقاله و پژوهش را شامل می شود که پس از گزینش محتوایی و موضوعی 39 مقاله از آنها برگزیده و تحلیل گردید. یافته های مطالعه منجر به شناسایی الگوی حکمرانی بانکداری اسلامی در 4 حیطه ی کلی قواعد (شامل 6 مقوله اصلیِ قاعده مالکیت چندگانه، قاعده آزادی اقتصادی در قلمرو محدود، قاعده عدالت اجتماعی، قاعده منطقه الفراغ، قاعده تحریم کنز و قاعده دستمزد)، قوانین (شامل 4 مقوله اصلیِ تضمین ارزش واقعی در قرض، ممنوعیت بانکداری خصوصی و حکمرانی واحد دولتی در بانکداری، ممنوعیت ربا و دریافت مالیات از دارایی ها انباشته و ضبط آن بعد از فرصت قانونی)، نظام انگیزشی و ساختار ارائه خدمات عمومی بانکداری اسلامی بوده است.
ارزیابی اندیشه معاصرت قرآنی در آراء تفسیری امام خمینی و علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۹)
69 - 87
حوزههای تخصصی:
نظریه معاصرت قرآنی تلاشی برای به روز شدن و تازه گشتن فهم ما از قرآن متناسب با نیازسنجی در هر عصر است که البته با خوانش های بسیار متفاوتی توسط اندیشمندان اسلامی همراه بوده و همین امر موجب شده تا دست یابی به یک خوانش صحیح از این نظریه ضروری بنماید. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با تمرکز بر آراء تفسیری علامه طباطبایی و امام خمینی، درصدد مطالعه تطبیقی مبانی نظریه معاصرت قرآنی از نگاه این دو اندیشمند معاصر است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که قرائت خاصی از نظریه معاصرت قرآنی مبتنی بر رویکرد مقاصدی در آراء تفسیری این دو مفسر قابل ردیابی است. نگرش نظام مند به معارف قرآن کریم، مطابقت کتاب تکوین و کتاب تدوین، ضرورتِ گذار از مفهوم به مصداق، تسرّی دادن خطابات قرآنی و بهره بردن از تجلّیات دائمی قرآن، از مهم ترین مبانی نظریه معاصرت از نگاه امام و علامه است. این قرائت با در نظر گرفتن مراتب متعدد برای حقیقت واحد قرآن، در عین آنکه نسبیّت در فهم را منتفی می داند، با اعتبار بخشیدن به فهم های مختلفی که هر کدام متناظر با یکی از مراتب آن حقیقت واحده است، زمینه را برای برقراری گفت وگو میان نیازهای روز و قرآن کریم در جهت پاسخ گویی به این نیازها فراهم می سازد.







