مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۶۱ تا ۲٬۲۸۰ مورد از کل ۵۴۶٬۷۸۲ مورد.
منبع:
متن شناسی ادب فارسی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۷)
55 - 78
حوزههای تخصصی:
یکی از زمینههای پیوند امپراتوری عثمانی با زبان و ادبیات فارسی، سرایش فتحنامههایی است به زبان فارسی که در قلمرو زبان ترکی پدید آمده است. نسخة فتوحات جمیله[1] از فتحالله عارف ازجمله این فتحنامههاست در شرح غزوات سلطان سلیمان اول که تاکنون به چاپ نرسیده و حاوی اطلاعات ارزشمندی است درباره فتوحات محمدپاشا و احمدپاشا وزرای سلطان سلیمان در مجارستان. این اثر بهدلیل برخورداری از برخی ویژگیهای رسمالخطی، بلاغی و ادبی درخور توجه است؛ لذا این پژوهش بر مبنای روش توصیفی ـ تحلیلی و منابع کتابخانهای به معرفی ویژگیهای ظاهری، رسمالخطی و ارزشهای ادبی و زبانی این اثر پرداخته است. نتیجه حاصل از این بررسی نشان میدهد که ازنظر ویژگیهای رسمالخطی میتوان نشانههایی از زیباسازی و تزئین خط را بهوسیلة ادغام حرف «نون» با حروف پیشین کلمه، قرار دادن سه نقطه در زیر حروف «سین»، «ی»، «ب» و بر فراز حروفی چون «ف»، «ت» و «ز» مشاهده کرد. املای متفاوت برخی از کلمات نسبت به رسمالخط امروزی نیز شایان توجه است. همچنین، این اثر، ویژگیهای ژانر حماسی در زیرگونه حماسة تاریخیـمذهبی را دارد؛ بنابراین اشاره به شخصیتهای بزرگ اسلامی و باورهای اسلامی و نیز تأثیرپذیری از شیوة بیان و صحنهپردازیهای حماسی شاهنامه فردوسی در آن آشکار است. ویژگیهای سبک خراسانی استفاده از واژگان محاورهای و ساخت ترکیبهای بدیع و زیبا از ویژگیهای بسیار برجسته زبانی آن محسوب میشود. در سطح ادبی و زیباییشناسی در کنار کاربرد تشبیهات نو، کاربرد آرایههایی چون اغراق، مجاز، استعاره و کنایه نمود بیشتری دارد که متأثر از لحن و فضای حماسی است.
نقش گذرنماها در ساختار روایی نفثة المصدور با تأکید بر جایگاه مؤلف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸
47 - 69
حوزههای تخصصی:
تاریخ گرایی نوین تاریخ را به عنوان روایتی داستانی و محصولی "ذهنی" می داند که واقعیّتی را بازگو می کند و در این روند، ذهن نویسنده نقش دارد. این رویکرد به ویژه با نظریات رومان یاکوبسن ، زبان شناس و نظریه پرداز برجسته فرمالیسم، هم راستا است. یاکوبسن یکی از پیشگامان مکتب فرمالیسم روسی بود و باور داشت که هنر و ادبیات به ویژه در سطح زبان و ساختار باید تحلیل شوند، نه صرفاً در معنای ظاهری و محتوای آن. او به ویژه بر تأثیر زبان به عنوان ابزار مورّخ تأکید می کند و معتقد است که مورّخ، با وجود تلاش برای آشکار نکردن خود در متن تاریخی، از این ابزار استفاده می کند و از طریق عناصری که در متن وارد می کند، حضور خود را نشان می دهد. این عناصر را یاکوبسن "گذرنما" می نامد و به عنوان نشانه هایی از دخالت نویسنده در روایت تاریخ تلقی می کند. نگارندگان این مقاله قصد دارند تا با تحلیل گذرنماها در متن نفثهالمصدور، حضور و دخالت نویسنده را در این متن تاریخی برجسته کنند.شایان ذکر است پیشتر این نظریه در متن جهانگشای جوینی نیز توسط مهدی قاسم زاده کنکاش شده است، به این منظور، ابتدا با استفاده از دو نوع منبع و به شیوه ی کتابخانه ای، گذرنماها و شیوه های بررسی آن ها را از دیدگاه نظریات نقد ادبی تمییز داده و سپس شواهدی از کتاب نفثهالمصدور برای هر نوع و زیرنوع آن ها جمع آوری و تحلیل کرده است. نتایج تحقیق نشان می دهند که نویسنده در متن خود از گذرنماهای بسیاری بهره برده و در برخی موارد نیز از شاخصه های خاص گذرنما استفاده نکرده است.
کدگذاری نمادهای گیاهی در کتاب هفتاد سنگ قبر؛ الگویی برای کشف رخدادهای سیاسی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اجتماعیات در ادب فارسی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
49 - 66
حوزههای تخصصی:
کتاب هفتاد سنگ قبر مهم ترین اثر یدالله رؤیایی و یکی از ده اثر مهم شعر آوانگارد فارسی در سه دهه اخیر است. در این کتاب، شاعر با ایجاد شبکه روابط بینامتنی چندگانه و تو در تو و ارجاعات پنهانی، برای مجموعه ای از شاعران، ادیبان، سیاسیون و شخصیت های دیگر سنگ قبر ترسیم کرده است. در این میان، نام برخی سنگ قبرها برای مخاطب شناخته شده است (مانند سنگ بایزید، سنگ حسنک و..)، نام مرده برخی سنگ قبرها در هاله ای از ابهام قرار دارد و معلوم نیست سنگ قبر برای چه کسی نوشته شده است (مانند سنگ فاطمه، سنگ طلایه و...) و نام برخی سنگ ها نیز انتزاعی است (مانند سنگ سئوال، سنگ فراری و...) اینکه مخاطب بداند سنگ قبر برای چه کسی نوشته شده است در فهم شعر تأثیر بسیار زیادی دارد و فهم شبکه واژگانی شعر و روابط بینامتنی تا حد زیادی وابسته به این است. از سوی دیگر، این کتاب، در ربطی مستقیم با تاریخ شفاهی معاصر ایران، زندگی برخی از شخصیت های معاصر و رخدادهای سیاسی و اجتماعی دهه های اخیر را در شکل حجم - سروده و سنگ قبر روایت کرده است که از این نظر نیز بسیار حائز اهمیت است. در این مقاله برای نخستین بار، روشی برای کشف نام های پنهان و مبهم فهرست کتاب هفتاد سنگ قبر ارائه شده است و الگوی نمادپردازی گیاهی به عنوان الگویی تکراری و قابل استفاده برای تحلیل اشعار این کتاب و مهم تر از آن کشف شخصیت های ناشناخته کتاب و رخدادهای سیاسی و اجتماعی مطرح شده است. شبکه ای تو در تو از اسامی گیاهان، درختان و گل ها که در ربط و رابطه با شخصیت های کتاب و مسائل مهم تاریخ معاصر است.
تحلیل گفتمان روانشناختی شخصیت منیژه در داستان بیژن و منیژه شاهنامه فردوسی
منبع:
تحلیل گفتمان ادبی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
117 - 138
حوزههای تخصصی:
داستان بیژن و منیژه، در شاهنامه فردوسی، شخصیت منیژه را به عنوان زنی پیچیده و پیشرو در ادبیات حماسی فارسی، معرّفی می کند که با نقض هنجارهای جنسیتی و اجتماعی، مرزهای هویت زنانه را بازتعریف می نماید. این پژوهش با رویکردی روانشناختی-تحلیلی و با تکیه بر نظریه های اگزیستانسیالیستی (سارتر) و تاب آوری هیجانی (سلیگمن)، به بررسی فرایند تحوّل هویت منیژه در مواجهه با سه محور «عشق»، «قدرت» و «طرد اجتماعی» می پردازد. منیژه با انتخاب آگاهانه عشق به بیژن، که در تضاد با آموزه های قبیله ای و خانوادگی است، گسستی ریشه ای از هویت تحمیلی خویش ایجاد می کند. این کنش انقلابی، نه تنها طرد شدید او از سوی جامعه توران را به دنبال دارد، بلکه بستری برای بازسازی هویت فردی اش فراهم می سازد. او در مواجهه با رنج های ناشی از انزوا و تحقیر، با تبدیل درد به نیرویی پیش برنده، به تاب آوری روانی دست یافته و از طریق ایفای نقش فعّال در نجات بیژن، زبان جدیدی از عشق را می آفریند که فراتر از کلیشه های زنانه است. تحلیل رابطه عاطفی منیژه و بیژن نشان می دهد که او تنها یک نجات دهنده منفعل نیست، بلکه با تقویت خودکارآمدی و تغییر پارادایم ذهنی بیژن، به بازسازی روانی او کمک می کند. مقاومت منیژه در برابر ساختارهای مردسالارانه، نمادی از عاملیت زنانه از او می سازد که حتّی در تاریک ترین شرایط، با تکیه بر اراده و ارزش های درونی، مرزهای جغرافیایی و ذهنی جامعه اساطیری را می پیماید.
آیا عنایت الهی در مابعدالطبیعه ابن سینا یک مفهوم کلامی است؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متافیزیک سال ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۰
133 - 144
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به دو پرسش پاسخ خواهم گفت: اینکه مفهوم عنایت الهی در مابعدالطبیعه ابن سینا چه نیست و اینکه آن را در نسبت با چه مسأله ای باید فهمید. به پرسش نخست چنین پاسخ خواهم داد که عنایت الهی به نزد ابن سینا نمی تواند به همان معنایی باشد که در خداباوری سنّتی منظور است که مبتنی بر فرض سه صفت عالم، قادر و خیر به نحو مطلق برای خدا، نحوه ای از اهتمام ورزی را برای مخلوقاتش به او نسبت می دهد. در حقیقت، ابن سینا هم اهتمام ورزی نسبت به ماسواه را برای مبدأ اوّل نفی می کند و هم سه صفت مزبور را به معنای متعارف آن برای مبدأ اوّل نمی پذیرد. پاسخ پرسش دوم این خواهد بود که عنایت الهی هم در سیاق تاریخی این مفهوم در فلسفه مشاء و هم در سیاق عبارات ابن سینا در الهیّات الشفاء پاسخی است به مسأله تبیین نظم عالَم. نشان خواهم داد که با تغییر صورت بندی از مفهوم عنایت الهی دیگر مابعدالطبیعه ابن سینا با چالش هایی همچون مسأله شرّ، که خداباوری سنّتی با آن روبه رو است، روبه رو نخواهد بود.
بازتعریف مفهوم فلسفی بدن از منظر مرلوپونتی در ترابشریت: معطوف به ورزش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جهان مدرن، پیشرفت های بی سابقه تکنولوژیک به تحولی بنیادین در تعریف بدن و شیوه های زیست انسان انجامیده است. در این میان، ترابشریت به مثابه یکی از بزرگ ترین چالش های فلسفی و عملی عصر حاضر، با بهره گیری از فناوری های پیشرفته، سعی در عبور از مرزهای محدودیت های فیزیکی و روانی انسان دارد. این پژوهش، با اتکا بر پدیدارشناسی مرلوپونتی، به کاوش و بازتعریف مفهوم بدن در عصر ترابشریت و ورزش می پردازد. نتایج حاکی از آن است که فناوری های ترابشری، همچون پروتزهای مصنوعی و مهندسی ژنتیک، به صورتی بنیادین بر ادراک و تجربه بدنی ورزشکاران اثر گذاشته و افق های نوینی را برای تفسیر بدن به عنوان موجودی پویا و در حال تکامل می گشاید. در عصر ترابشریت، مفهوم سنتی بدن دیگر قادر به تبیین گستره تجربه و ادراک انسان ها نیست. بر اساس پدیدارشناسی مرلوپونتی، پیشنهاد می شود به جای "بدن"، از مفهوم "سیستم تجربی پویا" برای درک تحول پذیری و چندوجهی بودن بدن در دنیای تکنولوژیک استفاده شود. این بازتعریف، ماهیت پویا و در حال تحول بدن را در ارتباط با محیط های مختلف از جمله فیزیکی، دیجیتال و ذهنی به تصویر می کشد و به تحلیل تجربه محور زیست و هویت در عصر ترابشریت می پردازد.
مدرسه فلسفی سبزوار: از شکوفایی تا افول؛ واکاوی علل و پیامدها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
89 - 116
حوزههای تخصصی:
مدرسه فلسفی سبزوار، که در نیمه قرن سیزدهم هجری به همت حاج ملاهادی سبزواری تأسیس شد، یکی از تأثیرگذارترین مراکز فلسفی ایران در دوران قاجار بود. این حوزه که تا سه نسل به حیات خود ادامه داد، به دلیل ویژگی های منحصر به فردش و تأثیر شگرف آن بر اندیشه فلسفی ایران، همواره مورد توجه پژوهشگران تاریخ فلسفه اسلامی بوده است. این پژوهش به بررسی علل شکوفایی و افول این مدرسه می پردازد و تلاش می کند به این پرسش پاسخ دهد که چه عواملی سبب رونق چشمگیر آن در دوران حیات بنیان گذارش شد و چرا پس از درگذشت وی رو به افول نهاد. یافته های پژوهش نشان می دهد که موقعیت علمی و فکری ممتاز حکیم سبزواری، تمرکز بر حکمت متعالیه، روش آموزشی متمرکز بر سلوک عملی، و جذب گسترده شاگردان از سراسر ایران و جهان اسلام، از مهم ترین عوامل شکوفایی این مدرسه بودند. در مقابل، وابستگی شدید آن به شخصیت مؤسس، ظهور مراکز فلسفی رقیب در تهران و مشهد، موقعیت سیاسی جغرافیایی سبزوار، فقدان نوآوری و عدم توجه به فلسفه های جدید، از جمله عوامل اصلی افول آن به شمار می روند. این پژوهش با رویکرد تحلیلی-تاریخی، نشان می دهد که مدرسه فلسفی سبزوار، علی رغم افول تدریجی، تأثیرات عمیقی بر تداوم و توسعه حکمت متعالیه در ایران بر جای گذاشته است.
اثربخشی مداخله قانون پذیری بر خودکنترلی جنسی و بهزیستی روان شناختی زنان مجرم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قانون پذیری، سازه ای است که می تواند منشأ فرهنگی، اجتماعی و روان شناختی داشته باشد و پیامدهای مختلفی نیز برای افراد دارد که بسیاری از این پیامدها مرتبط با سلامت روانی افراد است؛ بنابراین، شناخت تأثیر قانون پذیری بر متغیرهای مرتبط با سلامت روانی مانند بهزیستی روان شناختی و خودکنترلی جنسی از اهمیت خاصی برخوردار است. به همین دلیل، در این پژوهش یک مداخله قانون پذیری طراحی شده است. هدف این پژوهش تعیین اثربخشی مداخله قانون پذیری بر خودکنترلی جنسی و بهزیستی روان شناختی در زنان زندانی است. طرح پژوهشی استفاده شده در این پژوهش یک طرح تک آزمودنی است. به منظور اجرای پژوهش، سه نفر از زندانیانی که بر اساس نامه دادگستری و معاونت کیفری شهرستان قم به کلینیک های مربوطه ارجاع داده شده بودند انتخاب شدند. سپس هر سه نفر تحت 6 جلسه مداخله قانون پذیری قرار گرفتند و در قالب یک پژوهش با طرح ABA، پرسش نامه بهزیستی روان شناختی ریف (1989) و پرسش نامه خودکنترلی جنسی اسماعیلی (1394) را به عنوان آزمون های خط پایه، حین اجرا و پیگیری (2 بار بافاصله 1 ماه) تکمیل کردند. داده ها به روش توصیفی و بر اساس تحلیلی بصری (سطح، روند، تغییرپذیری) تحلیل شد. نتایج نشان داد که مداخله قانون پذیری بر بهزیستی روان شناختی و خودکنترلی جنسی زنان زندانی اثر مثبت دارد. بنابراین به نظر می رسد که با اجرای مداخلات مربوط به قانون پذیری به ارتقای بهزیستی روان شناختی و خودکنترلی جنسی زنان زندانی کمک کرد. به همین دلیل، پیشنهاد می شود که این مداخله در برنامه های آموزشی و فرهنگی مرتبط با زندان ها گنجانده شود.
نقش آزادسازی تجاری در تغییر الگوی اشتغال زنان روستایی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
313 - 334
حوزههای تخصصی:
آزادسازی تجاری از عوامل کلیدی تأثیرگذار بر ساختار بازار کار است که می تواند الگوی اشتغال زنان روستایی را متحول کند. درک تأثیرات آن بر مشارکت اقتصادی این گروه، به دلیل نقش مهم آنان در تولید و معیشت روستایی، اهمیت ویژه ای دارد. هدف این پژوهش، بررسی اثر آزادسازی تجاری بر نرخ مشارکت اقتصادی زنان روستایی در ایران است. این مطالعه تحلیلی-کاربردی است و با بهره گیری از داده های سری زمانی 1400-1377 انجام شده است. داده های مورد استفاده از منابع آماری معتبر گردآوری و با استفاده از مدل ARDL تجزیه و تحلیل شدند. مطابق نتایج، در بلندمدت آزادسازی تجاری تأثیر مثبت و معنی داری بر نرخ مشارکت اقتصادی زنان روستایی دارد؛ به گونه ای که توسعه تجارت می تواند با گسترش بازارهای صادراتی، افزایش سرمایه گذاری و ایجاد فرصت های شغلی جدید، زمینه اشتغال پایدار برای زنان روستایی را فراهم کند. همچنین یافته ها نشان داد رشد بخش کشاورزی تأثیر مثبت و معنی داری بر اشتغال زنان دارد؛ درحالی که افزایش جمعیت روستایی دارای اثر منفی بر مشارکت اقتصادی است. علاوه براین، در کوتاه مدت، تأثیر آزادسازی تجاری بر نرخ مشارکت زنان روستایی معنی دار نبود که نشان دهنده لزوم تطبیق ساختارهای اقتصادی و اجتماعی برای بهره گیری از فرصت های تجاری است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که آزادسازی تجاری می تواند با گسترش بازارهای صادراتی، جذب سرمایه گذاری و ایجاد فرصت های شغلی جدید، بستر اشتغال پایدار زنان روستایی را فراهم آورد. براین اساس، سیاست گذاران باید بر توسعه مهارت های شغلی، بهبود زیرساخت های ارتباطی و مالی، و ارائه تسهیلات حمایتی برای تسهیل حضور زنان روستایی در بازارهای بین المللی تمرکز کنند.
Cybersecurity in the Age of Quantum Computing New Challenges and Solutions(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
1505 - 1539
حوزههای تخصصی:
Background: Mobile networks today specifically 5G require appreciable secure networks because of the emerging risks due to the growth in the deployment of network structures. Discovered weaknesses of cryptographic conventional methods to quantum computing breakthroughs make it necessary to develop quantum-resistant solutions. Objective: The article analysing Quantum Key Distribution (QKD) protocols in improving cryptographic performance in 5G networking environment, with emphasis on incorporating QKD into 5G network designs. Methods: The study performed both a systematic literature review and an evaluation of current QKD deployments, as well as a qualitative assessment of data derived from 20 key informant interviews on QKD in telecommunications and 15 technical reports. Latency and key generation rate experiments were both conducted with relay mechanisms including both trusted and untrusted optical fiber and wireless relay links, in addition to integration issues were explored using simulations over fiber and wireless emulated networks. Results: The outcomes emphasise that QKD brings radically enhanced key security in conjunction with low delay and high rate within integrated 5G architectures. Hybrid relay-based QKD augmented key generation rates by 23 % in comparison with previous techniques. There are also concerns associated with the implementation of internationally agreed on standards which include issues pertaining to non-compliance of the standards used in different countries and high costs involved when trying to implement these standards. Conclusion: QKD implementation also increases cryptographic protection of the 5G networks and makes infrastructures quantum-immune to threats originating from the quantum-age. To make it more widespread, additional standardization and a reduction in cost are required.
گفتار مؤدبانه در فیلم فصل آخر و زیرنویس عربی آن در چارچوب نظریه ادب براون و لِوینسون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه ادب را، ادب زبان شناختی نامیده اند که در حوزه علوم کاربردشناسی و تحلیل گفت وگو قرار دارد؛ این نظریه را براون و لِوینسون در سال ۱۹۷۸ مطرح و در سال ۱۹۸۷، بازنگری و اصلاح کردند. در این پژوهش، تلاش می شود با تکیه بر نظریه ادب براون و لِوینسون، شماری از زوایای پنهان ترجمه گفتار مؤدبانه در فیلم فصل آخر (1387) و زیرنویس عربی آن بررسی شود تا بفهمیم که کاربرد هر یک از واژه ها و عبارت ها در زبان فارسی بر کدام یک از راهبردهای ادب این دو نظریه پرداز سازگار است؛ این راهبردها عبارت است از: بیان مستقیم، غیرمستقیم، ادب مثبت و منفی. سبب گزینش این فیلم، وجود حجم بالای گفتارهای مؤدبانه غیرمستقیم، تعارف های فرهنگی و خطاب های احترام آمیز در دیالوگ های آن است. از همین رو، با روش توصیفی- تحلیلی، واژه ها و عبارت های مربوط به موضوع ادب را در این فیلم گزینش کرده ایم، آنگاه زیرنویس عربی آن را استخراج، جدول بندی و پس از آن بر پایه نظریه نامبرده، تحلیل کرده ایم. نتایج، حاکی از آن است که گوینده در بخش های گوناگون فیلم می کوشد به صورت غیرمستقیم، مفهوم سخن خود را به مخاطب انتقال دهد و به گونه ای ضمنی و کنایی او را نسبت به درون مایه سخنش آگاه کند. همچنین مترجم تلاش کرده است ابزارهای غیرمستقیم را جهت ادب مند کردن ساختار زبانی دیالوگ های شخصیت های فیلم به کار ببرد؛ به طوری که و در برخی از بخش های زیرنویس، گوینده نمی تواند درخواست خود را ارائه دهد و هیچ یک از کُنش های تهدیدکننده وجهه را به کار نمی برد.
خوانش دو قطب استعاره و مجاز در نقاشی های قهوه خانه ای، نگاره های مکتب اصفهان و نقاشی سقاخانه ای با رویکرد نشانه شناسی رومن یاکوبسن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۳
185 - 201
حوزههای تخصصی:
نقاشی قهوه خانه ای، نوعی هنر عامیانه است که با گذر از نگارگری مکتب اصفهان و تحت تأثیر شرایط فرهنگی- اجتماعی، در عصر قاجار بروز و ظهور یافته است. در این میان، نقاشان قهوه خانه ای، از استعاره و تمثیل به عنوان ابزاری برای شکل دهی به تصاویر متفاوت از واقعیت استفاده کردند که در عین شباهت به نگاره های مجرد مکتب اصفهان، به گزینش اشکال طبیعت گرایانه در محور جانشینی همت گماشته اند. هدف از این مقاله، تشریح بُعد استعاره و مجاز در نقاشی قهوه خانه ای از منظر رویکرد نشانه شناسی یاکوبسن است. در این مقاله، نقاشی های قهوه خانه ای عصر قاجار با هدف پشت سر گذاشتن پارادایم های غالب نگارگری سنتی به شیوه تحلیل ساختاری متن موردبررسی قرار می گیرند. در پژوهش حاضر، این سؤال پاسخ داده شده که استعاره و مجاز چه تأثیری در شکل گیری و شکوفایی نقاشی های قهوه خانه ای و سقاخانه ای در دوران معاصر داشته است. روش تحقیق پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی صورت گرفته و گردآوری اطلاعات موردنیاز برای تحلیل به شیوه کتابخانه ای و با توجه به نوع روابط جانشینی و هم نشینی در ساختار و ترکیب عناصر بصری نقاشی قهوه خانه ای در قیاس با نگاره های مکتب اصفهان و نقاشی سقاخانه ای تحقق یافته است. نتایج این مطالعه نشان داد نقاشی قهوه خانه ای در مقایسه با نگاره های مکتب اصفهان و نقاشی سقاخانه ای به صورت استعاره و مجاز شکل گرفته که به گفته یاکوبسن، مبتنی بر دو محور جانشینی و هم نشینی است و نقش محوری در خلق تصاویر مدرن و نقاشی قهوه خانه ای داشته است.
بازخوانی مضمونی کتیبه دَرهای چوبی بقاع متبرکه کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۴
167 - 189
حوزههای تخصصی:
شهرستان کاشان ازجمله شهرهای مذهبی ایران است که از اوایل دوران اسلامی با محبت اهل بیت پیوند خورده است. در این شهر بقاع متبرکه متعددی وجود دارد که با تزئینات وابسته به معماری، همچون گچ بری، نقاشی دیواری، مقرنس کاری، دَر و پنجره های چوبی، کاشی کاری و آینه کاری آراسته شده اند. در این میان، دوره معاصر بیشترین تعداد نمونه ها را به خود اختصاص داده و پس ازآن، دوره های صفوی، قاجار، پهلوی و تیموری، به ترتیب فراوانی، دارای نمونه های شاخص و متعددی هستند. در میان آرایه های مرتبط با معماری، کتیبه ها از اهمیت ویژه ای برخوردارند؛ زیرا اطلاعاتی پیرامون فرهنگ و باورهای مردم فراهم می آورند و زمینه شناخت بیشتر را مهیا می سازند. مقاله حاضر باهدف خوانش مضمون و محتوای کتیبه های دَرهای چوبی بقاع متبرکه کاشان شکل گرفته است. کاربری این درها به صورت دَر ورودی، دَرهای داخلی یا دَر ضریح بوده و کتیبه های آن ها با بهره گیری از هنرهای چوبی نظیر منبت، معرق و نقاشی روی چوب اجراشده اند. ازاین رو، این سؤال مطرح می شود که محتوای کتیبه های دَرهای چوبی بقاع متبرکه کاشان چیست و چه مضامین و اطلاعاتی را در بردارند؟ روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی و از نوع بنیادی است. اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای، به ویژه بررسی های میدانی گردآوری شده اند. درمجموع، سی ونه دَر چوبی کتیبه دار شناسایی شده اند و روش نمونه گیری موارد در دسترس بوده است. از این میان، 5 درصد مربوط به دوره تیموری، 21 درصد صفوی، 15 درصد قاجار، 10 درصد پهلوی و 49 درصد متعلق به دوره جمهوری اسلامی (معاصر) هستند. نتایج نشان می دهد که کتیبه ها بر بخش های مختلف دَرها به قلم های رقاع، نسخ، ثلث، شبه ثلث، نستعلیق و کوفی بنایی به اجرا درآمده اند. محتوای کتیبه ها در هفت گروهِ قرآنی، تاریخی، مدح و ثنا، روایات، شهادتین و اسماء الهی و نام واقفان یا سازندگان، شناسایی و بررسی شده اند. نام سازندگان و واقفان دَرهای موردمطالعه از دوره تیموری تا پهلوی، اغلب به صورت غیرمستقیم و با لقب ذکرشده، اما در دوره معاصر، این نام ها به طور مستقیم و بدون لقب آمده اند.
بررسی ویژگی های بازنمایی و تطبیق فضای داخلی خانه ها در نگاره های ایرانی در سده های 7 ه. ق تا 11 ه. ق (13 م تا 17 م)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۴
203 - 217
حوزههای تخصصی:
هنر نگارگری در سبک آذری یکی از درخشان ترین جلوه های هنر ایرانی است. ازاین رو، نگاره های قابل توجهی، به ویژه از مکتب هرات و تبریز، هم عصر با سبک آذری در معماری به جامانده که در آن ها فضاهای مسکونی به تصویر کشیده شده اند. با توجه به کمبود شواهد تاریخی باقی مانده از معماری مسکونی این دوره و گستردگی جغرافیایی و پراکندگی بناها در قلمرو وسیع ایرانِ فرهنگی، دستیابی به ویژگی های معماری بناهای مسکونی این دوران بسیار دشوار است. ازاین رو، پژوهش های موجود درباره ویژگی های معماری خانه های مسکونی در سبک آذری محدود بوده اند؛ اما با بررسی نگاره هایی که بناهای معماری را نمایش داده اند، می توان به الگوهای به کاررفته در معماری داخلی این سبک پی برد. این پژوهش به تحلیل نحوه نمایش فضاهای داخلی در نگاره های مکتب هرات و تبریز می پردازد . هدف این مقاله بررسی ساختار بازنمایی فضاهای معماری مسکونی از طریق نگارگری دوران ایلخانی تا صفوی (مکاتب هرات اول و دوم و تبریز اول و دوم و مکتب جلایری (بغداد و شیراز)) است. سؤال های اصلی پژوهش عبارت اند از: 1. ساختار فضاهای داخلی به نمایش درآمده در نگاره های مکاتب هرات و تبریز اول و دوم چه ویژگی هایی دارد؟ 2. چگونه می توان با بررسی این نگاره ها، به اصول معماری داخلی فضاهای مسکونی آن دوران پی برد؟ به منظور دستیابی به این هدف، نگاره هایی که فضاهای داخلی مسکونی را نمایش می دادند، جمع آوری و بررسی شدند. روش تحقیق این پژوهش توصیفی تحلیلی است و داده ها از طریق مطالعه تطبیقی اسناد تاریخی به روش کتابخانه ای گردآوری شده اند و سپس واکاوی آثار نگارگری انجام گرفته است. این پژوهش با استناد به نگاره ها، در پی کشف ویژگی های ساختاری فضای داخلی معماری مسکونی در هنر نگارگری آن دوران است. نتایج پژوهش بیان گر ویژگی های ساختاری فضاهای مسکونی، محورهای سامان دهی فضا، نقش آرایه ها و کتیبه ها در ساختار فضایی، رابطه سلسله مراتب اجتماعی با ساختار فضایی و تأثیرپذیری آثار نگارگری از سبک های رایج معماری خانه ها و دیگر فضاهای مسکونی در دوره موردمطالعه است.
سنجش اثرات زیرساخت سبز شهری با رویکرد طراحی حساس به اقلیم (مطالعه موردی: محله گل محمدی اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
55 - 77
حوزههای تخصصی:
بیان بیان مسئله: آسیب پذیری انسان و محیط شهری در برابر تغییر در الگوهای اقلیمی باید با برنامه ریزی و طراحی مناسب فضاهای شهری کاهش یابد. در این زمینه، زیرساخت های سبز وسیله مهمی برای کاهش گرمای شهری و افزایش سلامت، رفاه و آسایش حرارتی در مناطق شهری است. هدف: هدف از این پژوهش سنجش اثرات زیرساخت سبز شهری با رویکرد طراحی حساس به اقلیم در محله گل محمدی اصفهان به عنوان نمونه مورد مطالعاتی است. در این راستا ضمن بازخوانی مفاهیم مرتبط با طراحی شهری حساس به اقلیم و نقش زیرساخت سبز شهری در آن، شرایط اقلیمی محدوده مورد مطالعه مورد بررسی قرار می گیرد تا بتوان اثرات زیرساخت سبز شهری را در شاخص های مرتبط مورد ارزیابی قرار داد. روش: در این پژوهش نقش شبیه سازی و تحلیل داده ها و سنجش با به کارگیری نرم افزار ENVI-met انجام و جهت جمع بندی و نتیجه گیری تحقیق از استدلال منطقی بهره گرفته شده است. همچنین روند تحلیلی از طریق سناریونویسی و شبیه سازی آنها در نرم افزار شبیه ساز اقلیم انجام شده است تا بتوان به سناریوهای مختلف از زیرساخت سبز را مورد ارزیابی قرار داد. یافته ها : براساس داده های خروجی سناریو افزایش پوشش گیاهی با بیشترین تغییر در وضعیت خرد اقلیم محله و سپس سناریو نمای سبز و بام سبز با اختلافی جزیی در بهبود شرایط اقلیمی موثر بوده اند. نتیجه گیری: رویکرد زیرساخت سبز در راستای طراحی شهری حساس به اقلیم با بهبود پوشش گیاهی شهرها و سوق دادن آن ها به سمت اکوسیستم های طبیعی در تلاش برای رفع این مشکل است. این رویکرد در تلاش است شهرها را به عنوان جزیی از طبیعت و نه در مقابل طبیعت برنامه ریزی نماید.
ارتباط یابی نقش رهبری تحول آفرین در سازمان یادگیرنده ی کارکنان آموزش و پرورش استان البرز با رویکرد شبکه عصبی مصنوعی (ANN)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
223 - 235
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: سازمان ها برای بهبود یادگیری بیشتر خود در محیط های پیوسته در حال تغییر به رهبری تحول آفرین نیاز دارند. پژوهش حاضر با هدف ارتباط یابی نقش رهبری تحول آفرین در سازمان یادگیرنده ی کارکنان آموزش و پرورش استان البرز با رویکرد شبکه عصبی مصنوعی (ANN) انجام گرفت. روش شناسی پژوهش: جامعه آماری این مطالعه شامل کارکنان آموزش و پرورش استان البرز با جمعیت 460 نفر در سال 1403 بود. روش نمونه گیری از نوع تصادفی ساده بود. حجم نمونه با توجه به مدل کرجسی- مورگان 132 نفر در نظر گرفته شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه رهبری تحول آفرین باس و آوولیو (2000) و پرسشنامه محقق ساخته سازمان یادگیرنده میر آقاپور اقدم (1388) و استفاده شد. روایی ابزارها با نظر استادان علوم تربیتی و روانشناسی تأیید شد. داده ها با شبکه عصبی مصنوعی پرسپترون چند لایه (MLP) در نرم افزار Spss.25 تحلیل شد. نتایج نشان داد ارتباط یابی رهبری تحول آفرین بر سازمان یادگیرنده دارای یک لایه ورودی با 6 گره و یک لایه پنهان با 6 گره است و شبکه عصبی مصنوعی به خوبی قادر است پرش ها و روند سازمان یادگیرنده را از روی رهبری تحول آفرین پیش بینی کند. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که ویژگی های آرمانی (100/0) بیشترین تأثیر و حمایت توسعه گرا (ملاحظات فردی) (2/17) کمترین تأثیر ضریب اهمیت را در بر آورد سازمان یادگیرنده در بر می گیرد. بحث و نتیجه گیری: آموزش و مربیگری بر رهبران در سازمان آموزش و پرورش می تواند باعث تقویت کیفیت رهبری تحول آفرین و همچنین بهبود آن گردد. بدین ترتیب امید است بتوان سطح یادگیری سازمان را نسبت به چشم انداز و مأموریت سازمان افزایش داد و نیروی کار منسجم و با انگیزه تر را پرورش داد.
بررسی رابطه بین ادراک تعارض والدینی و سازگاری هیجانی: با میانجی گری مهارت های اجتماعی و شایستگی رابطه در میان نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نوجوانی یک دوره رشد منحصر به فرد است که با تغییرات و چالش های قابل توجهی همراه است. به این ترتیب، حفظ سازگاری هیجانی برای نوجوانان بسیار مهم است، بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین ادراک تعارض والدینی و سازگاری هیجانی با میانجی گری مهارت های اجتماعی و شایستگی رابطه بود.
روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود که با استفاده از معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان نوجوان متوسطه اول و دوم شهرستان شهرکرد بودند که 380 نفر از آنان به روش خوشه ای تصادفی و براساس ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند و به پرسشنامه های ادراک نوجوان از تعارض والدینی گریچ و همکاران ( 1992)؛ مقیاس مهارت های اجتماعی ماتسون و همکاران (1983)؛ مقیاس شایستگی اجتماعی اسمارت و سانسون (2003) و مقیاس سازگاری هیجانی رابیو و همکاران (2007) پاسخ دادند. تحلیل آماری داده ها با استفاده از نرم افزار SmartPLS, SPSS26 انجام گرفت.
یافته ها: نتایج نشان داد که اثر مستقیم ادارک تعارض والدینی بر شایستگی رابطه (212/0-=β)، مهارت های اجتماعی(397/0-=β) و سازگاری هیجانی (237/0-=β)؛ همچنین رابطه شایستگی بر سازگاری هیجانی (09/0=β) و مهارت های اجتماعی بر سازگاری هیجانی (486/0=β) که در سطح (00/0 P <) معنادار است. اثر غیر مستقیم ادارک تعارض والدینی بر سازگاری هیجانی (213/0-=β) که در سطح (00/0 P <) معنادار است. ضریب تعیین مسیر نیز 482/0 بود
نتیجه گیری: با توجه به اهمیت سازگاری هیجانی در دوران نوجوانی توجه به نقش متغیرهایی همچون تعارض والدینی، مهارت های اجتماعی و شایستگی رابطه در این دوران حائز اهمیت است.
پیش بینی تنوع طلبی جنسی بر اساس سبک های دلبستگی با میانجیگری تکانش گری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تنوع طلبی جنسی یک اختلال است که معمولاً زمانی رخ می دهد که عشق در روابط کم رنگ شود و ارضای جنسی مطلوبی در آن رابطه اتفاق نیافتد. هدف از انجام پژوهش حاضر، پیش بینی تنوع طلبی جنسی بر اساس سبک های دلبستگی با نقش میانجی تکانشگری در بین زوجین دانشجو دانشگاه های آزاد اسلامی استان تهران بود.
روش: روش پژوهش، توصیفی- همبستگی بر اساس معادلات ساختاری بود. کلیه زوجین دانشجوی دانشگاه های آزاد اسلامی استان تهران در سال تحصیلی 1402-1403که افراد پاسخ دهنده 181 نفر زن و 119 نفر مرد بودند. حجم نمونه، 287 نفر تعیین شد. اما در نهایت 300 نفر پرسشنامه ها را تکمیل کردند. این افراد به روش نمونه گیری غیر تصادفی و هدفمند انتخاب شدند. اطلاعات از طریق پرسشنامه های سبک های دلبستگی بارتولومیو و هوروتیز (1991)، نگرش به خیانت (روابط فرازناشویی) واتلی (2008) وتکانشگری بارت و همکاران (1995) جمع آوری شد. داده ها از طریق روش توصیفی و استنباطی با استفاده از آزمون تی- استیودنت تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: بر اساس یافته ها، سبک های دلبستگی با نقش میانجی تکانشگری، تنوع طلبی جنسی زوجین را پیش بینی کردند. این یافته نشان می دهد که شاخص های سبک های دلبستگی و تکانشگری به صورت معناداری قادر به پیش بینی تنوع طلبی جنسی بودند (05/0p <).
نتیجه گیری: بر اساس یافته ها سبک های دلبستگی با میانجی گری تکانشگری، بر تنوع طلبی جنسی زوجین تأثیر می گذارند. به طور کلی می توان ذکر نمود که ویژگی های شخصیتی و روان شناختی، مانند تکانشگری و سبک های دلبستگی، می توانند بر جنبه های مختلف روابط زناشویی، از جمله تنوع طلبی جنسی تأثیر بگذارند.
مقایسۀ سبک شناسان حملۀ حیدری با داستان رستم و اشکبوس بر اساس کتب درسی فارسی دهم و فارسی یازدهم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، به بررسی و مقایسه تفاوت ها و شباهت های حماسه های مصنوع و طبیعی در پیشینه تحقیقات ادبی می پردازد. در درس چهاردهم کتاب فارسی سال یازدهم، حماسه مصنوع حمله حیدری از باذل مشهدی به دلیل بسامد چشمگیر شباهت و تقلید شاعر از حماسه شاهنامه به ویژه تقلید از بخش جنگ های تن به تن در مقایسه با درس دوازدهم فارسی دهم، رستم و اشکبوس، برای دانش آموزان قابل توجّه است. نویسندگان این سطور بر این باورند که این میزان دقّت و توجّه دانش آموزان در این دو متن، پژوهش ریزبینانه ای را می طلبد. روش پژوهش در این مقاله از نوع توصیفی- تحلیلی است و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای انجام شده است. پژوهندگان در این مقاله به شیوه سبک شناسی در سه قلمرو زبانی، ادبی و فکری به مقایسه ابیات این دو درس حماسی می پردازند. یافته های این تحقیق نشان می دهد که باذل مشهدی در حماسه مصنوع خود تحت تأثیر ذهن و زبان فردوسی در شاهنامه است. بدیهی است به دلیل متفاوت بودن اوضاع زمانه و میزان هنر شاعری و حماسه سرایی باذل در مقایسه با فردوسی، تفاوت های زیادی در قلمروهای سه گانه سبکی مشاهده می شود. پی بردن به سبک شخصی دو شاعر و برآوردهایی از ذهنیت متفاوت آن ها و نیز تفاوت در هنر شاعری و تصویرسازی و همچنین میزان قوّت و قدرت زبان ایشان از نتایج دیگر این پژوهش است.
مسئله مند شدن مشارکت سیاسی (مطالعه موردی: انتخابات دوازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی استان کهگیلویه و بویراحمد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال ۳۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۰)
125 - 148
هدف این پژوهش، واکاوی فهم مسئله مندی از مشارکت سیاسی در انتخابات دوازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی در استان کهگیلویه و بویراحمد بود. روش پژوهش حاضر کیفی است. گستره نمونه پژوهش شامل کنشگران و فعالان سیاسی استان مذکور بود. درمجموع بیست نفر مصاحبه شدند. یافته های تحقیق نشان دهنده آن است که تحزب و حزب گرایی به اشکال مختلف تضعیف شده و بر بنیاد قومیت، طایفه و بنکوگرایی مناسبات جدید دستیابی قدرت در دل ساختار انتخاباتی متولد می شود. در این بستر یا زمینه، منافع فردی به اشکال مختلف در منافع ایلی و جمعی گره می خورد و بازتولید می شود. در انتخابات اسفند 1402 باوجود سیر نزولی مشارکت انتخاباتی در سطح کشور، استان کهگیلویه و بویراحمد شرایط متفاوتی را سپری کرد؛ این وضعیت ازحیث مختلف می تواند پرسش برانگیز باشد و ذهن هر پژوهشگر حوزه سیاسی و اجتماعی را به کنجکاوی بکشاند. راهبرد و استراتژی کنشگران ترکیبی از کنش های سنتی، فایده گرایانه، رفتار مبتنی بر نگرش ایلی، اعتقادات و متأثر از اندک فضای رقابتی دموکراتیک است. هیچ کدام از این کارویژه ها به تنهایی اثرگذار نیستند و همگی در کنار هم به وجودآورنده مشارکت انتخاباتی بودند.









