فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۷٬۹۲۰ مورد.
منبع:
مکتب احیاء سال ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷
44-53
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی «ناسازگاری های توسعه با مکانیت بستر» در روستای طار انجام شده است. در بسیاری از روستاهای ایران، طرح های توسعه به ویژه طرح های هادی، با هدف بهبود وضعیت فیزیکی و زیرساخت ها، اجرا می شوند، اما این تغییرات اغلب با ویژگی های بومی، فرهنگی و اجتماعی جوامع روستایی ناهماهنگ هستند. این پژوهش به منظور تحلیل تأثیرات این تغییرات کالبدی بر هویت مکانی و حس تعلق به مکان ساکنان روستای طار انجام شده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و از ترکیب دو روش مطالعات میدانی و کتابخانه ای بهره گرفته شده است. در سفر پژوهشی به روستای طار، ویژگی های کالبدی، معابر، فضاهای عمومی و نحوه تعامل ساکنان با این فضاها بررسی و مستندسازی شد. همچنین، گفت وگوهای غیررسمی با ساکنان انجام شد تا تجربیات آن ها از تأثیرات توسعه های اخیر بر روابط اجتماعی و احساس تعلق به مکان جمع آوری شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که توسعه های کالبدی صورت گرفته با ویژگی های فرهنگی و اجتماعی بومی روستا هماهنگ نبوده و این موضوع منجر به کاهش حس تعلق به مکان و ایجاد فاصله میان ساکنان و محیط کالبدی شان شده است. در نهایت، این تحقیق پیشنهاد می کند که توسعه های کالبدی در روستاها باید به طور ویژه با توجه به نیازهای اجتماعی، فرهنگی و هویتی ساکنان طراحی و اجرا شوند تا از پیامدهای منفی ناشی از ناسازگاری ها جلوگیری شود.
مفهوم شناسی تمرکززدایی ملی و منطقه ای: شناسایی مدل های مفهومی و شاخص های اندازه گیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
27 - 54
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: براساس سیاست های توسعه منطقه ای، تمرکززدایی از مناطق متمرکز کشور به عنوان یک هدف گذاری کلان مورد توجه برنامه ریزان شهری و منطقه ای قرار گرفته است. در کشور های در حال توسعه مانند ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تمرکززدایی سیاسی- اداری، مالی- اقتصادی و کالبدی به عنوان سیاست های راهبردی توسعه استان های کشور مدنظر قرار گرفت و گام های اساسی در جهت تمرکززدایی در ایران برداشته شد اما همچنان به عنوان مسئله ای حل نشده در مباحث برنامه ریزی منطقه ای قرار گرفته است. هدف: هدف از این پژوهش مفهوم شناسی تمرکززدایی ملی و منطقه ای، شناسایی مدل های مفهومی و شاخص های اندازه گیری است. روش: تحقیق حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی است و با توجه به مؤلفه های مورد بررسی، رویکرد حاکم بر آن قیاسی است. در این پژوهش به منظور شناسایی عوامل مؤثر بر تمرکززدایی و تدوین چارچوب نظری از روش کتابخانه ای- اسنادی استفاده شده است. یافته ها : مهم ترین عوامل مؤثر بر تمرکززدایی همچون جمعیت، توسعه اقتصادی، درآمد، هزینه، اندازه جغرافیایی، ساختار حکومت، ارائه خدمات، نیروی انسانی متخصص و میزان دسترسی به دانش و اطلاعات است و 50 شاخص جهت ارزیابی تمرکززدایی انتخاب گردیده است. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که عدم مؤفقیت در تمرکززدایی را می توان به ساختار حکومتی واحد، عدم واگذاری اختیارات به سطوح منطقه ای و محلی، عدم توجه به تمامی مناطق کشور، عدم توجه به ظرفیت ها و پتانسیل های موجود در سایر مناطق کشور و عدم برنامه ریزی منظم و اصولی دانست. بدین ترتیب، جهت یک نتیجه مثبت و موفقیت آمیز مستلزم تجزیه و تحلیل وضعیت، اولویت بندی موضوعات، ظرفیت سنجی، مشخص کردن اصلاحات، نقش ها و مسئولیت ها و تعیین ذینفعان است.
راهکارهای مصون سازی مخازن مایع در برابر تهدیدات انفجاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۱
41 - 62
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، تهدیدات انفجاری به عنوان یکی از چالش های مهم در حفاظت از مخازن مایع زنجیره تأمین انرژی، موردبررسی قرار گرفته است. مخازن مایع به دلیل آسیب پذیری بالا در برابر تهدیدات انفجاری، در صورت عدم حفاظت مؤثر، می توانند منشأ اثرات زنجیره ای و خسارات گسترده در زنجیره تأمین انرژی باشند. این پژوهش با رویکردی آمیخته از روش های کمی و کیفی، به ارائه نقشه راهی برای مصون سازی مخازن مایع در برابر این تهدیدات می پردازد. نتایج نشان می دهد که توجه به اصول تاب آوری نظیر جذب، آمادگی، سازگاری و بازیابی و همچنین الگوهای تاب آوری زنجیره تأمین از جمله آموزش و توانمندسازی کارکنان، افزایش ظرفیت ذخیره سازی و مراکز توزیع، سرمایه گذاری در زیرساخت های مقاوم، پراکنده سازی زنجیره تأمین و توزیع مراکز، بهره گیری از روش های متنوع حمل ونقل و تدوین برنامه های پاسخ اضطراری و دستورالعمل ها، نقشی مؤثر در کاهش آسیب ها و ارتقای عملکرد زنجیره تأمین انرژی دارد و چهارچوب علمی جامعی برای مصون سازی مخازن ارائه می کند. راهکارهای پیشنهادی در این پژوهش در سه قسمت طبقه بندی شده اند: مقاوم سازی مکان استقرار مخازن، مقاوم سازی سازه مخازن و راهبردهای مقابله و بازیابی از حوادث انفجاری. به عنوان نمونه، پراکنده سازی مخازن، مکان یابی، استفاده از سخت کننده های دیواره، دیوارهای محافظ و تدوین دستورالعمل های مدیریت بحران از جمله راهکارهای کلیدی پیشنهادی این تحقیق محسوب می شوند. در این مطالعه، روش های مدل سازی ریاضی نظیر لاگرانژی دلخواه-اویلری (ALE)، اویلری و هیدرودینامیک ذرات نرم (SPH) به عنوان ابزارهایی برای شبیه سازی انفجار و به کارگیری نقشه راه پیشنهادشده اند. نقشه راه پیشنهادی به مهندسان این امکان را می دهد تا با حرکت در مسیر آن مصون سازی مخازن مایع را به ارمغان آورند.
شناسایی و اولویت بندی معیارها و شاخص های موثردرفرایند تحقق پذیری پروژه های بازآفرینی شهری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
13 - 28
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله : تاکنون مدیران و دولتمردان در چارچوب رویکرد بازآفرینی شهری تلاش های بسیاری کرده اند، اما این تلاش ها نتوانسته اند مشکلات بافت های ناکارآمد را حل کنند. علت اصلی این ناکامی، نبود چارچوب و مدل مناسب برای ارزیابی تحقق پذیری این پروژه ها، به ویژه در فرآیند تهیه طرح ها بوده است. تاکنون، ارزیابی ها عمدتاً به تحقق پذیری محصول برنامه ها پرداخته اند و نه فرآیند تهیه آن ها.
اهداف : این پژوهش به دنبال شناسایی و اولویت بندی معیارها و شاخص های مؤثر در فرآیند تهیه طرح های بازآفرینی شهری است.
روش ها : ابتدا، با استفاده از مطالعات اسنادی، چارچوب نظری تدوین شد. سپس با استفاده از روش تحلیلی تطبیقی و مرور دیدگاه های مشابه، معیارها و شاخص های اولیه مشخص شدند. برای بومی سازی و تطبیق با زمینه ایران، مصاحبه هایی با صاحب نظران انجام شد و نهایتاً اهمیت معیارها و شاخص ها از طریق پرسشنامه ای توسط بازیگران اصلی پروژه های بازآفرینی شهری در ایران تعیین و اولویت بندی شد.
یافته ها : پژوهش نشان داد که از میان ۱۴ معیار شناسایی شده، معیارهای صلاحیت کارفرما، مدیریت پروژه، قدرت اقتصادی و مالی، مشارکت عمومی و تعامل دستگاه ها بیشترین اهمیت را دارند. در مقابل، معیار تعامل قانونی و پشتیبانی علمی کمترین اهمیت را دارند.
نتیجه گیری : معیارهای مرتبط با ساختار قدرت (تمرکز) بیشترین اهمیت و معیارهای مرتبط با ساختار ارتباطی (عدم تمرکز) کمترین اهمیت را داشته اند.
ارائه یک چارچوب نظری برای تبیین ارجاعات کانسپت های معماری بر پایه تفسیرهای نمایه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
49 - 73
حوزههای تخصصی:
اهداف: علیرغم ظرفیت های موجود در ایده ارجاع بر پایه مفهوم نمایه پیرس برای برقراری ارتباط بین کانسپت معماری با سه مولفه فرم، محتوا و بافتار برای تبیین ارجاعات کانسپت های معماری، تا کنون مطالعه جامعی در این زمینه صورت نگرفته است. بر این پایه، هدف این پژوهش ارائه یک چارچوب نظری مدون بر مبنای ایده ارجاع می باشد که شاخص های آن قابلیت تبیین ارجاعات کانسپت های معماری را دارا باشد.
روش ها: با استفاده از روش استدلال منطقی، در قالب پژوهشی کیفی و اسنادی، مدل های موجود در خصوص روش های شکل گیری کانسپت های معماری مورد بررسی و تطبیق قرار گرفته اند. در این راستا گردآوری داده ها از طریق بررسی قاعده مند ادبیات موجود و تحلیل داده ها بر پایه رویه کیفی تحلیلی- تفسیری بوده است که شامل دو مرحله استخراج گزاره های توصیفی و تطبیق متون می باشد.
یافته ها: خروجی پژوهش، چارچوب نظری مدونی شامل42 شاخص تبیینی است که در ذیل سه مولفه اصلی فرم، محتوا و بافتار و شش زیرمولفه تحلیلی ترکیب بندی فرمی، فرآیند تکاملی ترادیسش فرمی، جنبه های معنایی، برنامه فضایی، ظرفیت های طبیعی بستر و ظرفیت های بستر مصنوع دسته بندی شده اند.
نتیجه گیری: چنانچه کانسپت معماری را به مثابه مدلول و عوامل تعیین کننده کانسپت را به مثابه دال هایی در نظر بگیریم، آنگاه عوامل موثر در شکل گیری کانسپت را می توان به مثابه ارجاعاتی دانست که بر پایه تفسیرهای نمایه ای قابل تبیین می باشند. بر مبنای این سیستم تبیینی مجموعه عواملی که در پردازش کانسپت های معماری نقش دارند در یک تقسیم بندی کلی در قالب ارجاعات فرمی، ارجاعات محتوایی و ارجاعات بافتاری قابل تبیین می باشند.
کلمات کلیدی: کانسپت معماری، ایده ارجاع، ارجاعات کانسپت معماری، روش های طراحی، فرم، محتوا، بافتار
مرور نظام مند سامانه های سایه انداز در اقلیم های گوناگون چارچوبی چندمعیاره برای بهینه سازی انرژی و آسایش کاربران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۱۴۷
35 - 50
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: در بسیاری از اقلیم های گرم، مرطوب و حتی معتدل، سازوکار کنترل تابش خورشیدی به معضلی پیچیده تبدیل شده است؛ زیرا سامانه های سایه انداز موجود اغلب صرفاً بر کاهش مصرف انرژی تمرکز دارند و دیگر ابعاد مانند آسایش بصری، انسجام معماری و رفتار کاربران نادیده گرفته می شوند. در نتیجه، اجرای راهکارهای سایه اندازی فاقد نگاه چندمعیاره، گاه به خروجی هایی ناکارآمد و عدم مقبولیت در محیط های واقعی منجر می شود.هدف پژوهش: این مقاله با هدف پر کردن خلأ مذکور، به مرور نظام مند ۷۰ مطالعه منتخب می پردازد تا ضمن تبیین طبقه بندی جامع سامانه های سایه انداز برپایه اقلیم، فناوری، نوع بنا و ملاحظات کاربرمحور، چارچوبی یکپارچه برای انتخاب و طراحی بهینه این سامانه ها در شرایط متنوع اقلیمی ارائه دهد.روش پژوهش: رویکرد پژوهش برپایه دستورالعمل های مرور نظام مند و تحلیل محتوای کیفی بنا شده است. در مرحله گردآوری، مقالات معتبر بین سال های ۲۰۰۴ تا ۲۰۲۴ از پایگاه های علمی گزینش و از نظر نوع سایه انداز، روش شناسی، شاخص های عملکردی و بافت اقلیمی بررسی شدند. سپس برمبنای تحلیل تطبیقی، یک چارچوب چندمعیاره تدوین شد که شبیه سازی های انرژی، بهینه سازی پارامتریک، ارزیابی کاربرمحور و کالیبراسیون میدانی را ادغام می کند.نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که راهکارهای موفق سایه اندازی، عموماً آنهایی هستند که میان کاهش بار حرارتی، تأمین روشنایی مطلوب، رضایت کاربران و ملاحظات زیست محیطی تعادل ایجاد می کنند. چارچوب پیشنهادی، با درنظرگرفتن چرخه های بازخوردی طراحی، اجرا و ارزیابی، پاسخی پویا به تغییرات اقلیمی و نیازهای کاربران ارائه می دهد و می تواند در ارتقای معماری پایدار و انسان محور مؤثر واقع شود.
تحلیل میزان اثربخشی تجربیات تفریحی بر پرورش مهارت های اجتماعی و ارتقای هوش هیجانی کودکان (مطالعه موردی: خانه کودک باغ کتاب تهران)
حوزههای تخصصی:
در دنیای امروز که رشد اجتماعی و هیجانی کودکان به عنوان یکی از دغدغه های اساسی تربیتی مطرح است، نقش محیط های فیزیکی و فضاهای تفریحی در شکل گیری این مهارت ها بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، شناخت دقیق چگونگی تأثیر طراحی فضاهای کودک محور بر توانمندی های هیجانی و اجتماعی کودکان، همچنان نیازمند بررسی های علمی و میدانی است. هدف این پژوهش، بررسی میزان اثربخشی تجربیات تفریحی در فضاهای کودک محور بر پرورش مهارت های اجتماعی و ارتقای هوش هیجانی کودکان است. در همین راستا، خانه کودک باغ کتاب تهران به عنوان مطالعه موردی انتخاب شد. این تحقیق با روش ترکیبی کمی- کیفی انجام گرفت. جامعه آماری شامل کودکان 4 تا 12سال و مربیان مرتبط با آن ها بود که داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته و مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری شد. برای تحلیل داده های کمی از آزمون های آماری شامل همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس یک طرفه و تحلیل عامل تأییدی (CFA) استفاده شد و مدل نهایی در نرم افزار AMOS شبیه سازی گردید. یافته های پژوهش حاکی از آن است که مؤلفه هایی چون بازی های خلاقانه، تعاملات گروهی، تحریک حواس و حرکت، و فعالیت های اجتماعی ساختاریافته تأثیر مثبتی بر ابعاد مختلف هوش هیجانی از جمله خودآگاهی هیجانی، همدلی، مدیریت احساسات و همچنین مهارت های اجتماعی همچون همکاری، ارتباط و حل مسئله اجتماعی دارند. نتایج پژوهش نشان می دهد همچنین بر اهمیت طراحی هوشمندانه فضاهای تفریحی در ارتقاء قابلیت های فردی و اجتماعی نسل آینده تأکید می کند. بر اساس نتایج، پیشنهاد می شود طراحان شهری و معماران با رویکردی خلاقانه و مبتنی بر نیازهای رشدی کودکان، بسترهای مناسبی برای تجربه، تعامل و یادگیری هیجانی- اجتماعی در فضاهای تفریحی فراهم آورند.
شناسایی و تحلیل ابزارهای ارزیابی پس از بهره برداری در فضای داخلی مراکز بهداشتی و مراقبتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۸
114 - 135
حوزههای تخصصی:
محیط مطلوب در فضاهای بهداشتی و مراقبتی، تأثیر مثبتی بر انواع پیامدهای مرتبط با سلامتی مانند مدت اقامت، مصرف مسکن و استرس دارد. در این راستا پایش ابزارهای ارزیابی محیط داخلی ساخته شده داخلی بر نحوه ارزیابی و بهبود کیفیت این فضاها تاثیرگزار خواهد بود. این مطالعه قصد دارد با تحلیل مطالعات مروری که به بررسی این ابزارها پرداخته اند، مشخص نماید که مطالعات جامع در این حوزه در چه زمینه هایی صورت گرفته است. همچنین حوزه تمرکز و معیارهای دسته بندی ابزارها در این مطالعات بر چه اساسی بوده و درنهایت چه نقصان ها یا پتانسیل هایی در این مطالعات قابل مشاهده است. در این مطالعه با نگاهی جامع نگر از روش چترگونه ادبیات مروری موضوع (بررسی مقالات مروری )، به منظور تحلیل و بررسی متون بهره گرفته شد. این مرور به روش سیستماتیک چترگونه در پایگاه های استنادی Web Of Science، PubMed و Scopus و همچنین کتابخانه کاکرین صورت گرفت. مقالات منتخب با فرا- تحلیل مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که ابزارهای ارزیابی محیط داخلی، بیشتر بر ارزیابی بیمارستان به صورت فضای داخلی یکپارچه تمرکز دارند و کمتر به نیازهای خاص بخش های مختلف توجه می کنند. همچنین نیاز به پژوهش های بیشتر درزمینه توسعه و اعتبارسنجی ابزارهای تخصصی تر و گسترش دامنه موضوعات مطالعات قابل مشاهده است.
تأثیرات فضاهای بسته و نیمه باز انتقالی خانه های مسکونی بر آسایش حرارتی انسان در اقلیم گرم وخشک ایران (کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ فروردین ۱۴۰۴ شماره ۱۴۲
57 - 70
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: در مناطق گرم وخشک مانند کرمان، طراحی معماری بومی با بهره گیری از استراتژی های غیرفعال اهمیت ویژه ای دارد؛ زیرا می تواند شرایط حرارتی مطلوب و آسایش بلندمدت ساکنان را در مقابل نوسانات دمایی فزاینده تضمین کند. ازاین رو، بررسی تأثیر فضاهای داخلی و نیمه باز در ساختمان های بومی کرمان از منظر محیط حرارتی و رفتارهای سازگاری حرارتی، اهمیت بالایی دارد. هدف پژوهش: تعیین و بررسی تأثیر جامع فضاهای داخلی و نیمه باز ساختمان های بومی کرمان بر محیط حرارتی، رفتارهای سازگاری حرارتی و پاسخ های حرارتی ساکنان در اقلیم گرم وخشک. روش پژوهش: در این تحقیق، با استفاده از روش های آماری پیشرفته، داده های یک مطالعه میدانی یک ساله جمع آوری و تحلیل شد. ارزیابی های انجام شده شامل اندازه گیری های محیطی در فضاهای داخلی و نیمه باز به همراه تعیین شاخص های آسایش حرارتی بر مبنای استانداردهای موجود است. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان می دهد، محیط های حرارتی فضاهای داخلی و نیمه باز به طور معناداری متفاوت هستند و در زمان های مختلف روز، شرایط متفاوتی از آسایش حرارتی را ارائه می کنند. همچنین، رفتارهای سازگاری حرارتی ساکنان به پیکربندی فضایی ساختمان ها وابسته است. ازجمله یافته های قابل توجه، اختلاف در شاخص های دمای خنثی، دمای قابل قبول (۸۰ درصد) و دمای ترجیحی است که به ترتیب در فصول انتقالی و تابستان به اندازه های 1/1 و 9/0 درجه سانتی گراد (دمای خنثی)، 2/2 و 7/2 درجه سانتی گراد (دمای قابل قبول) و 6/1 درجه سانتی گراد (دمای ترجیحی) مشاهده شده است. یافته ها تأیید می کنند، تنوع محیط های حرارتی موجود در ساختمان های بومی کرمان به طور معناداری بر رفتارهای سازگاری حرارتی و سطح آسایش ساکنان تأثیرگذار است. طراحی هوشمند فضاهای داخلی و نیمه باز با ایجاد شرایط حرارتی متفاوت، موجب تحریک سازگاری حرارتی و بهبود آسایش ساکنان می شود که این امر نقش حیاتی معماری بومی در سازگاری با اقلیم گرم وخشک را برجسته می سازد.
شناخت معیارهای مؤثر رضایتمندی ساکنین در فضای داخلی مسکن آپارتمانی بر اساس کیفیت فضامندی؛ مطالعه موردی: مسکن آپارتمانی متداول شهر بروجرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹۰
3 - 16
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر، شناخت مؤلفه های تأثیرگذار بر رضایتمندی ساکنین بر اساس کیفیت فضامندی در فضای داخلی مسکن آپارتمانی است. کاهش ابعاد فضا در آپارتمان ها، فضاهای داخلی مسکونی برخوردار از فراخی را مطلوب ساکنین می نماید. از شاخص های فضایی که سبب بزرگی فضای داخلی شده و موجب ایجاد رضایتمندی ساکنین از فضای داخلی مسکن آپارتمانی می شود، بهره گیری از کیفیت فضامندی است. روش پژوهش: پژوهش بر اساس رویکرد ترکیبی و بهره گیری از دو فاز کمّی و کیفی انجام گرفته است. فاز کمّی پژوهش با نظرخواهی از متخصصین به منظور تدقیق مؤلفه های کیفیت فضامندی بر اساس روش دلفی در دو دور انجام شده است. جامعه آماری فاز کمّی پژوهش 20 نفر از اعضای هیئت علمی و متخصصین معماری است که بر اساس نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده اند. تجزیه وتحلیل داده های مربوط به فاز کمّی در نرم افزار Spss 26 و بر اساس تحلیل عامل اکتشافی انجام شد. فاز کیفی پژوهش بر اساس رویکرد پدیدار نگاری است که با مصاحبه نیمه ساختاریافته بر اساس نمونه گیری هدفمند از 15 نفر از ساکنین بر اساس تجربه زیسته آنان در مسکن آپارتمانی متداول شهر بروجرد صورت گرفت. تحلیل داده های فاز کیفی بر اساس تحلیل تماتیک انجام شد. بستر پژوهش آپارتمان های متداول مسکونی شهر بروجرد انتخاب شده است. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که از میان 25 مؤلفه کالبدی فضایی کیفیت فضامندی مشخص شده از ادبیات پژوهش، هفت مؤلفه کالبدی فضایی بر اساس دیدگاه متخصصین که عبارت اند از: روشنایی فضا، چشم انداز به فضای باز، گشایش فضایی، انعطاف پذیری، سازمان دهی بازشوها، پیوستگی فضایی و تناسبات کف و سقف بر رضایتمندی ساکنین از فضای داخلی مسکن آپارتمانی تأثیرگذار هستند؛ همچنین علاوه بر هفت مؤلفه بیان شده بر اساس دیدگاه متخصصین، سه مؤلفه کالبدی فضایی ابعاد فضایی، سازمان فضایی و جزئیات فضایی بر اساس دیدگاه ساکنین مسکن آپارتمانی متداول شهر بروجرد موجب رضایتمندی از فضای داخلی مسکن آپارتمانی می شود. نتیجه گیری: نتایج پژوهش بیانگر آن است که بهره گیری از مؤلفه های روشنایی فضا، چشم انداز به فضای باز، گشایش فضایی، انعطاف پذیری، سازمان دهی بازشوها، پیوستگی فضایی، تناسبات کف و سقف، ابعاد فضایی، سازمان فضایی و جزئیات فضایی و شاخص ها و معیارهای وابسته به هریک از این مؤلفه ها سبب ایجاد رضایتمندی ساکنین از فضای داخلی مسکن آپارتمانی می شود.
ارزیابی شاخص های محیطی مؤثر بر برون داد هیجانی افراد در مواجهه با تجاوز به حریم شخصی در فضاهای عمومی (نمونه مطالعاتی: متروی تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مکتب احیاء سال ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷
8-19
حوزههای تخصصی:
افزایش جمعیت شهری و ازدحام در فضاهای عمومی به چالش های مهم زندگی شهرنشینی تبدیل شده است. تجاوز به حریم خصوصی واکنش های متنوعی را در افراد برمی انگیزد که تحت تأثیر فرهنگ های مختلف قرار دارند. معماری در ایجاد تعادل بین تعاملات اجتماعی و حفظ حریم خصوصی نقش حیاتی دارد. با طراحی مناسب فضاهای شهری می توان به آسایش و امنیت افراد کمک کرد و تعاملات اجتماعی را تقویت کرد. هدف پژوهش حاضر تحلیل هیجانات افراد هنگام مواجهه با تجاوز به حریم شخصی و دسته بندی این هیجانات بر اساس میزان خطر انجام شده است. روش تحقیق حاضر مبتنی بر رویکرد کیفی و مردم نگاری بوده که امکان بررسی دقیق رفتارها و واکنش های انسانی را فراهم می کند. داده ها از طریق مشاهده مستقیم در محیط متروی شهر تهران طی هفت روز متوالی در تابستان 1403 جمع آوری شده اند. برای تحلیل یافته ها از سیاهه وارسی استفاده شده است تا نتایج به صورت دقیق و منظم ارائه گردد. یافته ها نشان داد که بیشترین واکنش ها به شکسته شدن فضای شخصی شامل تذکر یا درگیری لفظی با فراوانی 19.35% و تکیه دادن به دیوار یا کابین مترو با فراوانی 12.9% بوده است. این یافته ها نشان دهنده تأثیر عوامل کالبدی محیط، به ویژه نقص در طراحی استانداردهای مترو، در ایجاد هیجانات مرتبط با تجاوز به حریم خصوصی هستند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که عوامل کالبدی محیط نقش اساسی در ایجاد هیجانات ناشی از تجاوز به حریم خصوصی دارند و بنابراین، طراحی مناسب محیط های عمومی می تواند به کاهش این تنش ها کمک کند.
فراتحلیل و مرور نظام مند تأثیر کیفیت مسکن و ویژگی های خانوار بر انتخاب و ترجیحات فضای مسکونی (در شهرهای مطالعه شده در ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ مهر ۱۴۰۴ شماره ۱۴۸
5 - 28
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: تصمیم گیری طراحان و معماران در اولویت دهی به شاخص های کیفی مسکن مورد نظر کاربران، یکی از مسائل حائز اهمیت در طراحی مسکونی به شمار می رود. به همین منظور، نقش کیفیت مسکن و شاخص های وابسته به آن در انتخاب و ترجیحات مسکن در مطالعات مختلف بررسی شده است. با این حال، این تحقیقات به دلیل گستردگی و تنوع روش ها، کم توجهی به شاخص های طراحی معماری، تعاریف متفاوت از عوامل مؤثر بر کیفیت مسکن و همچنین تناقضات در نتایج و خلأهای پژوهشی، نتوانسته اند به خوبی به چالش های طراحان و معماران پاسخ دهند. هدف پژوهش: هدف این پژوهش شناسایی، مقایسه و بررسی نتایج پژوهش های مرتبط با تأثیر شاخص های مؤثر بر کیفیت معماری مسکونی از دیدگاه کاربران در انتخاب یا ترجیح مسکن است. این تحقیق به شناسایی خلأها و تناقضات موجود در مطالعات قبلی پرداخته و در نهایت، نتایج به دست آمده را برای استفاده در طراحی مسکن در شهرهای مورد بررسی و کمک به پژوهش های آینده، ارائه می دهد. روش پژوهش: در این پژوهش، با استفاده از روش فراتحلیل و مرور نظام مند کیفی و کمّی، کلیه پژوهش های مرتبط با نقش «کیفیت مسکن» و «ویژگی های خانوار» در «انتخاب مسکن» و یا «ترجیحات مسکن» از میان مقالات علمی پژوهشی کشور ایران در سال های 1388 تا 1402 بررسی و محدود به شاخص های مربوط به فضای داخلی واحدهای مسکونی و ساختمان ، غربالگری شد. نتیجه گیری: نتایج متوجه این خلأ است که از نظر پراکندگی جغرافیایی پژوهش های این حوزه درشهرهای بزرگ بودند و تناقض ها در مورد چگونگی تأثیر شاخص های مختلف کیفی مسکن و مشخصه های خانوار در انتخاب یا ترجیح آن به تفکیک شهر نمایان شد. شا خص های اندازه و متراژ واحد و تعداد اتاق خواب در حوزه واحد مسکونی و ملاحظات ایمنی و امنیتی و نما بیشترین تکرار و شاخص هایی مانند روابط عملکردی فضاها، انعطاف پذیری معماری، جهت گیری ساختمان، خانه هوشمند، مشارکت در طراحی و ... کمترین میزان توجه در مطالعات را به خود اختصاص دادند و تعداد متوسط شاخص در پژوهش های انتخاب مسکن کمتر از مطالعات ترجیحات مسکن گزارش شد.
بررسی تأثیر تقدیرگرایی بر آثار معماری از نگاه سفرنامه های غیر ایرانی در دوران آق قویونلوها و صفویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۷
50 - 66
حوزههای تخصصی:
جهانگردانی که پس از رنسانس و مقارن با حکومت آق قویونلوها و صفویان، به ایران آمده اند، جهان را پرسشگرانه نگریسته و نکاتی مانند باور به تقدیرگرایی درمیان ایرانیان را در سفرنامه ها ثبت کرده اند . وجود چنین باوری بر ابنیه و شهرها تأثیر گذاشته و واقعیت هایی را آشکار می کند که به دلیل قرارگرفتن زیر سایه ابرروایتِ شکوه و عظمت معماری ایران، مورد توجه قرار نگرفته است. هدف این پژوهش بررسی چگونگی تأثیر تقدیرگرایی بر آثار معماری آق قویونلوها و صفویان از نگاهِ بیرونیِ جهانگردان غیرایرانی است. این پژوهش، اسنادی و با رویکردی تفسیری-تاریخی است که با نمونه گیری هدفمند، از میانِ سفرنامه هایِ ترجمه شده به فارسی به بررسی گزاره های پربسامد درباره تقدیرگرایی پرداخته و یافته های آن برآمده از «روش ترکیبی» است. نتایج تحقیق نشان می دهد که قرن ها زیستن در میانه بلایای طبیعی و انسان ساز، بر فرهنگ ایرانی، از مقیاس فرد تا اجتماع و از حکومت تا الهیات مهر تقدیر زده و باعث تضعیف عاملیت انسانی، زندگی در لحظه، ترجیح خود به جامعه، عدم پایبندی به مسئولیت اجتماعی، استبداد، خودکامگی، فانی انگاشتن جهان و خرافات شده که نتایج آن بر آثار معماری به صورت عدم تلاش برای بازسازی ابنیه، ساخت ابنیه جدید، وابستگی ابنیه به حمایت بانیان، عدم رسیدگی به ابنیه عمومی، ترجیح اموال منقول به ساختمان ها، ساخت و تخریب محلات و شهرها، عدم مرمت ابنیه و تخریب ابنیه بدشگون تجلی یافته است.
تحلیل تجارب مداخلاتِ حفاظت در میراث نظامی برمبنای معیارهای ایکوفورت و ایکوموس؛ بررسی موردی: ۲۶ تجربه بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۷
88 - 128
حوزههای تخصصی:
ورود میراث نظامی به ادبیات حفاظت از میراث معماری و شهری، مرهون بنیان گذاری کمیته ایکوفورت است که به دنبال آن، ضرورت توجه به گونه های متنوع میراث نظامی، شناخت ارزش های ملموس و ناملموس آن ها و تدوین رویکردهای حفاظتی متناسب، مطرح شد. پژوهش کیفی حاضر، با هدف «ارزیابی تجارب مداخلاتِ حفاظت در میراث نظامی بر مبنای معیارهای احصاء شده»، با نگاهی کل نگر و با اتکاء به پارادایم تفسیری، پس از استخراج معیارهای حفاظت از میراث نظامی از طریق تحلیل محتوای دو سند بالادستی مرتبط، به فراتحلیل پژوهش های صورت گرفته روی ۲۶ تجربه منتخب بین المللی در این زمینه می پردازد و ضمن دسته بندی و تعریف رویکردهای کلی در مداخلاتِ حفاظت در میراث نظامی در این نمونه ها، رویکردهای خاص، که در یک یا چند نمونه مدنظر بوده اند را نیز، معرفی می کند. نهایتاً کیفیت انطباق معیارهای احصاء شده با نحوه برخورد با میراث نظامی در تجاربِ مورد مطالعه، بررسی می شوند. یافته های پژوهش نشان می دهند که علاوه بر رویکردهای کلی، که با مقیاس ساختارهای نظامی در این تجارب، متناسب بوده و هر یک متمرکز بر گروه خاصی از معیارها هستند، رویکردهای منحصربفردی نیز در این نمونه ها، قابل تشخیص اند. نیل به نگرشی جامع که ضمن توجه به کلیه اصول حفاظتی، به ویژگی های منحصر بفرد هر اثر میراث نظامی نیز احترام بگذارد، مستلزم احصاء ارزش های ملموس و ناملموسِ آن، با رویکردی کل نگر و درون رشته ای بوده و نخستین گام روش مند در مداخله های حفاظتی است.
سنجش اثرات زیرساخت سبز شهری با رویکرد طراحی حساس به اقلیم (مطالعه موردی: محله گل محمدی اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
55 - 77
حوزههای تخصصی:
بیان بیان مسئله: آسیب پذیری انسان و محیط شهری در برابر تغییر در الگوهای اقلیمی باید با برنامه ریزی و طراحی مناسب فضاهای شهری کاهش یابد. در این زمینه، زیرساخت های سبز وسیله مهمی برای کاهش گرمای شهری و افزایش سلامت، رفاه و آسایش حرارتی در مناطق شهری است. هدف: هدف از این پژوهش سنجش اثرات زیرساخت سبز شهری با رویکرد طراحی حساس به اقلیم در محله گل محمدی اصفهان به عنوان نمونه مورد مطالعاتی است. در این راستا ضمن بازخوانی مفاهیم مرتبط با طراحی شهری حساس به اقلیم و نقش زیرساخت سبز شهری در آن، شرایط اقلیمی محدوده مورد مطالعه مورد بررسی قرار می گیرد تا بتوان اثرات زیرساخت سبز شهری را در شاخص های مرتبط مورد ارزیابی قرار داد. روش: در این پژوهش نقش شبیه سازی و تحلیل داده ها و سنجش با به کارگیری نرم افزار ENVI-met انجام و جهت جمع بندی و نتیجه گیری تحقیق از استدلال منطقی بهره گرفته شده است. همچنین روند تحلیلی از طریق سناریونویسی و شبیه سازی آنها در نرم افزار شبیه ساز اقلیم انجام شده است تا بتوان به سناریوهای مختلف از زیرساخت سبز را مورد ارزیابی قرار داد. یافته ها : براساس داده های خروجی سناریو افزایش پوشش گیاهی با بیشترین تغییر در وضعیت خرد اقلیم محله و سپس سناریو نمای سبز و بام سبز با اختلافی جزیی در بهبود شرایط اقلیمی موثر بوده اند. نتیجه گیری: رویکرد زیرساخت سبز در راستای طراحی شهری حساس به اقلیم با بهبود پوشش گیاهی شهرها و سوق دادن آن ها به سمت اکوسیستم های طبیعی در تلاش برای رفع این مشکل است. این رویکرد در تلاش است شهرها را به عنوان جزیی از طبیعت و نه در مقابل طبیعت برنامه ریزی نماید.
تحلیل شیوه های برداشت از تاریخ در معماری ایران در دوره های پهلوی اول و دوم
حوزههای تخصصی:
معماری ایران در دوران پهلوی شاهد تغییرات گسترده ای است، تلفیق عناصر تاریخی و سبک های مدرن غربی تلاشی برای تعریف هویت نوین در معماری است. این دوران، بستری برای بازنمایی تاریخ و فرهنگ ایران در قالب معماری معاصر فراهم کرد به طوری که هم زمان تحت تأثیر سیاست های ملی گرا و مدرنیزاسیون قرار داشت. مسئله اساسی این پژوهش، بررسی شیوه های مختلف برداشت از تاریخ در معماری این دوره و تأثیر آن بر شکل گیری هویت معماری معاصر ایران است. تحقیق حاضر با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش اسنادی-تاریخی، به تحلیل کالبدی بناها و مطالعه زمینه های اجتماعی و سیاسی پرداخته است. منابع کتابخانه ای، تحلیل اسناد تصویری و بازدیدهای میدانی از بناهای شاخص، داده های اصلی تحقیق را فراهم کرده است. یافته ها نشان می دهد که شیوه های برداشت از تاریخ در معماری پهلوی شامل استفاده مستقیم از نمادهای باستانی، ترکیب عناصر سنتی و مدرن و تلفیق سبک های مختلف غربی با معماری ایرانی بوده است. این برداشت ها، گرچه در برخی موارد با نقدهایی مواجه شدند، اما توانستند نقش مؤثری در شکل دهی به هویت معماری معاصر ایفا کنند. بسیاری از بناهای خلق شده در این دوره بازتابی از تلاش برای توازن میان سنت و مدرنیسم است.
تحلیل چند بُعدی تأثیر ابعاد زیباشناختی و پایداری محیطی در طراحی نمای مراکز تجاری بر ادراک و ترجیحات کاربران (مورد پژوهی: کلان شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ خرداد ۱۴۰۴ شماره ۱۴۴
33 - 48
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: تاکنون، بسیاری از پژوهش های مرتبط با نمای مراکز تجاری یا بر ابعاد زیبایی شناختی تمرکز داشته یا معیارهای عملکردی (به ویژه پایداری محیطی) را مدنظر قرار داده اند. ازاین رو، خلأ پژوهشی در ایران پیرامون رویکردی ترکیبی احساس می شد که همزمان جنبه های فنی (نظیر ضریب انتقال حرارت، پوشش سبز، کنترل تابش) و بُعد ادراکی-فرهنگی (ازجمله انتظارات کاربران شهری و سازگاری با هویت محلی) را تحلیل کند.هدف پژوهش: این پژوهش با هدف پرکردن این شکاف، می کوشد تا با رویکردی کمّی-کیفی، چگونگی تأثیر عوامل بصری و محیطی طراحی نمای ساختمان های تجاری بر ترجیحات و ادراکات مخاطبان در کلان شهر تهران را بررسی کند.روش پژوهش: در گام نخست، با شبیه سازی انرژی و تحلیل داده های کالبدی (شاخص های حرارتی و نور روز)، توان عملکردی چهار نمونه مرکز تجاری ارزیابی شد. سپس، از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته و پرسشنامه، رویکرد کیفی درک و ترجیحات کاربران در ابعاد زیبایی شناختی و فرهنگی جمع آوری شد.نتیجه گیری: نتایج نشان داد نماهایی که ضمن کاهش مصرف انرژی، دارای جلوه های بصری و نشانه های فرهنگی آشکار هستند، در شکل گیری حس مثبت و تمایل کاربران به استفاده از آن فضا موفق تر عمل می کنند. این مطالعه، برخلاف اغلب پژوهش های پیشین که صرفاً بر یکی از ابعاد (زیبایی شناختی یا عملکردی) تأکید داشتند، الگوی تلفیقی کمّی-کیفی ارائه و شکل گیری پیوند میان عوامل محیطی و دریافت های روانی کاربران را به صورت نظام مند نشان می دهد. می توان از این چارچوب در راستای طراحی نماهایی بهره برد که همزمان، منافع زیست محیطی و رضایت ادراکی جامعه هدف را تأمین می کنند.
Comparative Study of Geometric and Numerical Cognitions of Structures in the Architectural Design Process(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۱ - Serial Number ۵۵, Winter ۲۰۲۵
79 - 92
حوزههای تخصصی:
Structural design extends beyond merely creating forms to withstand forces; it incorporates various technical and non-technical elements within architectural design. The true value of structural knowledge emerges during the design process when these elements are thoroughly understood. Achieving this understanding necessitates the provision of diverse types of structural knowledge capable of informing design and analysis. Additionally, by exploring various structural design methodologies, two principal types of cognition — "geometric" and "numerical" — can significantly help designers navigate the complex requirements of structural design. This research aims to investigate the different forms of structured knowledge relevant to architectural design, ultimately addressing the central question of how geometric and numerical comprehension of structures contributes to the architectural design process. The research employs a descriptive-analytical method with a comparative study approach. It begins by defining and detailing the characteristics of geometric and numerical cognition within the design framework, subsequently elucidating their interrelationship in architectural design. Findings suggest that geometric and numerical cognitions of structures, articulated through distinct languages, correspond to various roles in designing mechanical and spatial aspects, as well as different levels of structural comprehension at various design stages. Geometric cognition, due to its linguistic proximity to the design step, has the capability to examine and apply structural knowledge from the initial stages of form design to its actual construction phase. On the other hand, numerical cognition primarily focuses on the detailed examination of the mechanical and load-bearing aspects of the structure in its analytical step.
تحلیل ریسک زلزله در بافت فرسوده شهر بهبهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۱
1 - 15
حوزههای تخصصی:
تحلیل ریسک زلزله در بافت فرسوده شهری یک فرآیند مهم است که برای شناسایی و ارزیابی تأثیرات زلزله بر سازه ها، زیرساخت ها، و جامعه در مناطقی که احتمال وقوع زلزله بالاست، انجام می شود.شهر بهبهان به علت وجود چهار گسل های فعال در پیرامون آن پتانسیل بالای در زلزله خیزی دارد. هدف مقاله حاضر بررسی میزان خطر پذیری زلزله با توجه به مولفه های شرایط محلی خاک اطلاعات ساختمان ها در بافت فرسوده شهر بهبهان می باشد. در این پژوهش از اصول روش های تحلیل ریسک زلزله مبتنی بر GIS با تمرکز بر مدل کارمانیا (KHM) و روش تحلیل احتمال خطر زلزله (PSHA) استفاده شده است. بر این اساس، کلیه پارامترهای مؤثر از جمله خصوصیات زمین شناسی، پریود غالب خاک و سرعت موج برشی، شیب ژئوئید، نوع رسوب و ضخامت آبرفت به پرونده های شکل تبدیل،طبقه بندی و در نهایت در پایگاه داده ی یکپارچه شامل توزیع و وضعیت ساختمان ها ترکیب و نقشه ریسک زلزله تهیه می گردد. نتایج نشان می دهد که در زلزله طرح حدود 45 درصد ساختمان ها به خرابی کامل و سایر ساختمان های موجود نیز به رده خرابی بسیار زیاد (تا 80 درصد) می رسند. در زلزله شدید همه ساختمان های موجود در این بخش بصورت کامل تخریب خواهند شد. با توجه به جمعیت ساکن در این بخش (12551 نفر) تلفات در زلزله طرح حدود 3765 و در زلزله شدید 9413 پیش بینی می شود. به این ترتیب برنامه ریزی قبل از زلزله برای بازسازی، مقاومسازی و بهسازی این منطقه، امداد حین زلزله و مدیریت پس از زلزله ضروری به نظر می رسد.
تأثیر رضایت از مؤلفه های کالبدی- فضایی محله در پایداری اجتماعی و ادراک زیست پذیری (نمونه موردی: بافت مسکونی محلات قدیم اطراف بازار اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
29 - 47
حوزههای تخصصی:
زیست پذیری و توجه به کیفیت های عملکردی آن از بخش های مهم و ضروری شهرنشینی در قرن معاصر است که در برابر بسیاری از مشکلات پیچیده زندگی شهری در جهان امروزی مطرح شده است. کیفیت زیست پذیری در محلات شهری و تبیین نقش واحدهای زیستی در ارتقاء پایداری اجتماعی، تاثیرپذیری فراوانی از کیفیتهای عملکردی و نقش متقابل آن دارد. اگرچه، مفهوم زیست پذیری در ابعاد مختلف فضایی و موضوعی مورد بحث قرار گرفته است، بررسی نقش آن بعنوان متغیری تاثیرپذیر از کیفیت های فضایی و متغیر میانجی پایداری اجتماعی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر بصورت توصیفی-تحلیلی و پیمایشی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخت در جامعه بافت مسکونی اطراف بازار شهر اردبیل و با هدف توسعه کیفیت زیستی و حیات اجتماعی محله مزبور انجام یافته است. حجم نمونه 384 نفر براساس فرمول کوکران بدست آمد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با نرم افزار SPSS و Amos به روش معادلات ساختاری ( SEM) انجام شد. نتایج نشان داد که با مقایسه اثر کل هر شاخص روی زیست پذیری، عامل دسترسی بیشترین تاثیر را دارد. بعلاوه، ثابت شد که اثر غیرمستقیم پایداری اجتماعی بین ایمنی و نظم وحدت کالبدی زیست پذیری بیشتر است. این بدین معنی است که رضایتمندی بیشتر در پایداری اجتماعی بیشتر می تواند تاثیر ایمنی و آسایش اقلیمی بر روی زیست پذیری را افزایش دهد. راهکارهای پژوهش در توسعه امنیت و ایمنی بافت های شهری، کنترل نفوذپذیری شبکه ارتباطی و ارتقای کیفیت های محیطی از طریق توسعه فضاهای دلپذیر ارایه شده است.