متن شناسی ادب فارسی
متن شناسی ادب فارسی سال 17 پاییز 1404 شماره 3 (پیاپی 67) (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
نقلِ اقوال پیشینیان در متون ادب فارسی، سنتی دیرینه است که نویسندگان متون تعلیمی، عرفانی و اخلاقی اغلب از آن بهره برده اند. در بسیاری از این متون سخنانی به ثبت رسیده است که صورت تغییریافته یا مشابه آن را می توان در آثار دیگر نیز مشاهده کرد؛ ازاین رو ردیابی و تعیین اصل چنین سخنان، منبع یا منابعی که نویسندگان آثار از آنها بهره گرفته اند، آن هم در متون ادبی فارسی، کاری بایسته و ضروری است؛ ازاین جمله اند کتاب مقالات شمس تبریزی که اگرچه نویسنده آن شمس تبریزی نیست، گفتارهای آن را از وی دانسته شده است. این کتاب حاوی سخنانی با عنوان «کلمات قصار» است و به تصریح مصحح کتاب، تعدادی از این سخنان، در آثاری چون کیمیای سعادت و بحر الفوائد نیز آمده است؛ اما بررسی ها نشان می دهد که تمام این اقوال، پیش تر در یکی از کتب صوفیه، یعنی گزیده در اخلاق و تصوف نوشته ابونصر طاهر بن محمد الخانقاهی تحریر یافته و موجود بوده است. به نظر می رسد سخنان منتسب به شمس، آگاهانه به نام او سند خورده است. در این مقاله، ضمن اثبات این نکته، چهل و یک قولی که با اندکی تفاوت در گزیده و در مقالات شمس درج شده است، ازنظر کیفیت حضور و میزان دخل وتصرفات، بررسی و ارزیابی خواهد شد.
واکاوی ریشه های اساطیری و تحلیل افسانه شگفت مردم دریانشین و بازتاب آن در متون ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از باورهای شگفت که در اساطیر، عجایب نامه ها و برخی از متون نظم و نثر ادب فارسی بازتاب یافته و زمینه مناسبی برای خلق مضامین و تصاویر غریب ایجاد کرده است، اعتقاد به انسان دریانشین یعنی موجودی مرکب است که نیمه بالای جسمش انسان و نیمه پایین آن ماهی است. مسئله اصلی این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی و با استناد به منابع کهن انجام شده است، بررسی، نقد و تحلیل افسانه مردم دریانشین در متون ادب فارسی، جستجو در ریشه ها و زمینه های آن در اساطیر و افسانه ها و نیز نشان دادن نمونه های مشابه در اسطوره های دیگر ملت هاست. انسان دریانشین که در مواقعی با پری دریایی همسان است، مطابق تصورات قدیم، در کاخ های افسانه ای و محیطی سرشار از جواهرات گران بها در زیرِ آب زندگی می کند. زندگی انسان دریانشین، نظامی اجتماعی دارد و گاه ازطریق ازدواج صاحب فرزند می شود. اغلب شاد و اهل آواز و طرب است و بااینکه قادر به تکلم نیست، برخی اوقات با انسان مراوده دارد و حتی با او ازدواج می کند. گاهی در نقش نجات بخش و راهنمای کشتی شکستگان ظاهر می شود. انسان دریانشین حاصل تلاش ذهن بشر است برای خلق دنیایی موازی در زیر آب که اجزای آن با جهان محسوس متناظرند و بازگوکننده برخی جوانب گوناگون و ناسازگار جهان و نسبت آن با زندگی و انسان به شمار می آید.
مسوده ناقص تذکره ای نویافته از قرن دهم هجری (مقایسهل تطبیقی آن با لطایف نامه فخری هروی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باوجود شناسایی بیش از 500 تذکره شاعران که هرکدام بخشی از موجودیت تاریخ ادبیات فارسی را تشکیل داده اند؛ اما باز هم تذکره های ناشناخته دیگری در گوشه وکنار کتابخانه ها به شکل نسخه خطی مغفول مانده که یکی از آنها در ضمن مجموعه شماره 15492 کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی محفوظ است. از این تذکره نویافته فقط 15 صفحه باقی مانده و محتوای آن شامل معرفی 48 شاعر از میر سربرهنه تا لطفی ثانی است و باوجود اینکه مشخصات مؤلف و تاریخ تألیف آن معلوم نیست؛ اما طبق محدوده زمانی شاعران آن، به احتمال قوی در نیمه دوم قرن دهم هجری نوشته شده است. این تذکره از لطایف نامه فخری هروی به شدت تأثیر پذیرفته، به همین دلیل متن آن با لطایف نامه مقایسه و معلوم شد که مؤلف تذکره یا برخی از مطالب لطایف نامه اعم از جملات منثور و ابیات شعری را در تذکره خود حذف کرده یا ساختار لغوی و نحوی لطایف نامه را تغییر داده یا اینکه متن نثر او نسبت به لطایف نامه افتادگی های مخلّ معنایی دارد؛ اما در عوض، مؤلف گاه چند سرگذشت کامل و گاه یک یا چندین جمله و چند بیت را به تذکره خود افزوده که همگی تازگی دارد؛ البته برخی از ضبط های اعلام تاریخی و جغرافیایی و نمونه های شعری این تذکره، مشکوک و اشتباه است یا بیت یک شاعر به شاعری همنام منسوب شده، اما با استفاده از لطایف نامه می توان آنها را اصلاح کرد.
معرفی نسخه خطی فتوحات جمیله (حماسه ای تاریخی مذهبی در قلمرو عثمانی) و ویژگی های سبکی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از زمینههای پیوند امپراتوری عثمانی با زبان و ادبیات فارسی، سرایش فتحنامههایی است به زبان فارسی که در قلمرو زبان ترکی پدید آمده است. نسخة فتوحات جمیله[1] از فتحالله عارف ازجمله این فتحنامههاست در شرح غزوات سلطان سلیمان اول که تاکنون به چاپ نرسیده و حاوی اطلاعات ارزشمندی است درباره فتوحات محمدپاشا و احمدپاشا وزرای سلطان سلیمان در مجارستان. این اثر بهدلیل برخورداری از برخی ویژگیهای رسمالخطی، بلاغی و ادبی درخور توجه است؛ لذا این پژوهش بر مبنای روش توصیفی ـ تحلیلی و منابع کتابخانهای به معرفی ویژگیهای ظاهری، رسمالخطی و ارزشهای ادبی و زبانی این اثر پرداخته است. نتیجه حاصل از این بررسی نشان میدهد که ازنظر ویژگیهای رسمالخطی میتوان نشانههایی از زیباسازی و تزئین خط را بهوسیلة ادغام حرف «نون» با حروف پیشین کلمه، قرار دادن سه نقطه در زیر حروف «سین»، «ی»، «ب» و بر فراز حروفی چون «ف»، «ت» و «ز» مشاهده کرد. املای متفاوت برخی از کلمات نسبت به رسمالخط امروزی نیز شایان توجه است. همچنین، این اثر، ویژگیهای ژانر حماسی در زیرگونه حماسة تاریخیـمذهبی را دارد؛ بنابراین اشاره به شخصیتهای بزرگ اسلامی و باورهای اسلامی و نیز تأثیرپذیری از شیوة بیان و صحنهپردازیهای حماسی شاهنامه فردوسی در آن آشکار است. ویژگیهای سبک خراسانی استفاده از واژگان محاورهای و ساخت ترکیبهای بدیع و زیبا از ویژگیهای بسیار برجسته زبانی آن محسوب میشود. در سطح ادبی و زیباییشناسی در کنار کاربرد تشبیهات نو، کاربرد آرایههایی چون اغراق، مجاز، استعاره و کنایه نمود بیشتری دارد که متأثر از لحن و فضای حماسی است.
ارزیابی عملکرد مترجم در برگردان اسناد و ایجاز در ترجمه عربی رباعیات خیام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رباعیات خیام علاوه بر اینکه درون مایه هایی ژرف دارد و نیز مفاهیم بنیادین فلسفی و هستی شناسانه ای را مطرح می کند، از زبانی بسیار شاعرانه، رسا و دلالتمند دارد. این زبان به شکلی پرداخته شده و نظم یافته، است که تداعی گر مفاهیم و درون مایه های اصلی رباعی هاست؛ ازاین رو در مقاله پیشِ رو، نخست به دو مبحث زبانی اسناد و ایجاز کارکردهای زبانی و معنایی آنها در رباعیات خیام پرداخته شده و با در نظر گرفتن این دو اصل، ترجمه احمد زکی ابوشادی از رباعیات خیام نقد و بررسی شده است. در این پژوهش سعی شده است نقش زبان شعر (خاصه در سطح اسناد و ایجاز) در شکل دهی معنا تبیین شود و به اهمیت آن در ترجمه اشاره شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که ابوشادی در بخش هایی از ترجمه اش نظام اسنادی رباعیات را به درستی به عربی برنگردانده است و این موضوع سبب شده است که ریزه کاری های بلاغی رباعیات و همچنین، مفاهیم و معناهای آن به درستی به متن عربی منتقل نشود، ازجمله کاستی های ترجمه ابوشادی تغییر جایگاه مسند و مسندالیه، بر هم خوردن روابط معنایی واژگان در نظام خطی زبان، بر هم زدن توازی نحوی، تقدیم ها و تأخیرها در متن مقصد است که این مسئله باعث شده، نظام گسترش پیام در متن مقصد به درستی ترجمه نشود. همچنین، دقت نکردن مترجم در ایجازهای حذف، موجب شده است که متن ترجمه، زیبایی و فصاحت نداشته باشد و نظام گسترش پیام خیام که مبتنی بر توالی جمله های کوتاه و موجز است رعایت نشود.
دو روایت از دو تدوین خدای نامه در منابع حمزه اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتاب خدای نامه ( خودای نامگ ) یکی از منابع تاریخی ایران باستان به شمار می رود که در اوایل دوره اسلامی بارها از پهلوی به عربی ترجمه شده است. تاریخ نگاران دوره اسلامی از ترجمه های عربی این کتاب برای نگارش تاریخ پادشاهان ایران استفاده کرده اند. از خدای نامه مطالب متفاوتی در متن های تاریخی دیده می شود که دو دیدگاه متفاوت را درباره این کتاب به وجود آورده است: دیدگاه نخست، خدای نامه را اثری مفصّل با تحریرهای گوناگون (شاهی، دینی و پهلوانی) می داند؛ درحالی که دیدگاه دوم، آن را کتابی مختصر و محدود به فهرست شاهان و روایت های کوتاه تاریخی به شمار می آورد که نسخه های خطی بسیاری داشته است. با در نظر گرفتن این دو دیدگاه، در این پژوهش به روش تحلیل اسناد، سال شمار شاهان ساسانی در متن های تاریخی چهار قرن نخست اسلامی مقایسه شده و با تمرکز بر روایت حمزه اصفهانی در کتاب تاریخ سنی ملوک الأرض و الأنبیاء کوشش شده است تا به پرسش های زیر پاسخ داده شود: آیا سال شمار شاهان ساسانی در کتاب های دوره اسلامی برگرفته از خدای نامه پهلوی بوده است؟ تفاوت سال شمار شاهان ساسانی ناشی از تحریرهای مختلف خدای نامه بوده یا ناشی از تفاوت در نسخه های خطی این کتاب بوده است؟ مقایسه سال شمارهای شاهان ساسانی در متن های تاریخی نشان می دهد که این سال شمارها به چهار گروه و سه روایت مختلف تقسیم می شود. روایت نخست، به خدای نامه ای مربوط می شود که در زمان خسرو انوشیروان تدوین شده و تا دوره اسلامی با افزودن بخش های تازه ای نسخه برداری شده است. روایت دوم به تحریر دیگری از خدای نامه مربوط می شود که احتمالاً نزدیک به دوره اسلامی یا در قرن اول اسلامی تدوین شده است. منابع حمزه اصفهانی ترکیبی از این دو روایت را نشان می دهد، هرچند تأثیر تدوین دوم خدای نامه در آن بیشتر بوده است.