فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۶۱ تا ۱٬۹۸۰ مورد از کل ۵۷٬۳۰۸ مورد.
منبع:
مطالعات مدیریت توسعه سبز سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
135 - 152
حوزههای تخصصی:
توسعه گردشگری پایدار به عنوان یکی از مهم ترین استراتژی های توسعه پایدار روستایی، در گرو توسعه بازاریابی گردشگری است. بازاریابی گردشگری روستایی مقوله ای است که علی رغم اهمیت زیاد آن در فرایند توسعه گردشگری، کمتر مورد توجه محققان قرار گرفته است. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی وضعیت بازاریابی گردشگری روستایی و شناسایی عوامل موثر بر آن با رویکرد توسعه پایدار است که به صورت مطالعه موردی، در روستای پالنگان انجام گرفته است. در این پژوهش کمی و کاربردی که با ترکیبی از روش های توصیفی تحلیلی و اکتشافی انجام گرفته است، ابزار اصلی گردآوری داده ها پرسشنامه است. جامعه آماری شامل تمامی گردشگران روستای پالنگان است و با توجه به محدودیت های متعدد (زمانی، مالی و عدم همکاری برخی از گردشگران)، 150 نفر به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد در میان 11 مؤلفه کلیدی بازاریابی گردشگری روستایی، میانیگن مؤلفه های جاذبه ها، زیرساخت، موقعیت زیست محیطی، فرهنگ، هزینه سفر و نیروی انسانی ماهر به ترتیب با مقادیر 54/3، 35/3، 8/3، 588/3، 381/3 و 981/3، بیشتر از حد متوسط بوده و میانگین مؤلفه های قابلیت دسترسی به امکانات، قوانین و مقررات و سرمایه گذاری به ترتیب با مقادیر 938/2، 945/2 و 937/2، در سطح متوسط و میانگین دو مؤلفه ترفیع و آموزش به ترتیب با مقادیر 491/2 و 304/2، پایین تر از حد متوسط بوده است. نتایج تحلیل عاملی نشان داد مهم ترین عوامل موثر بر بازاریابی گردشگری روستایی به ترتیب اهمیت عبارت اند از: تبلیغات و بازاریابی کارآمد (677/20 درصد)، جذابیت مقصد و ارتقای کیفیت زیرساخت ها (807/16 درصد)، حمایت و مشوق های مالی (33/10 درصد)، مشارکت فعال جامعه محلی (014/9 درصد) و توسعه کارآفرینی در گردشگری (859/8 درصد).
ارائه الگوی اکوتوریسم و توسعه گردشگری پایدار با تأکید بر ارزآوری و توسعه اقتصادی جزیره قشم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی اکوتوریسم و توسعه گردشگری پایدار با تأکید بر ارزآوری و توسعه اقتصادی جزیره قشم می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 19 نفر از خبرگان شامل مدیران، کارشناسان و متخصصین حوزه گردشگری، هتلداران، آژانس های مسافرتی، تورگردی و بوم گردی ها به روش نمونه گیری گلوله برفی و در بخش کمی شامل 244 نفر از کارکنان سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری منطقه آزاد قشم می باشند. گرد آوری داده ها در بخش کیفی با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته از اعضای جامعه آماری و گرد آوری داده ها در بخش کمی طی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیه وتحلیل داده های بخش کیفی با استفاده از فرآیند کدگذاری در نرم افزار MAXQDA 2018 و در بخش کمی از نرم افزار SPSS 16 و AMOS استفاده شد و همچنین به روش تحلیل عاملی، به تجزیه و تحلیل داده ها پرداخته شد. نتایج در بخش کیفی نشان داد که 207 کد مصاحبه، 68 خرده مقوله و 14 مقوله استخراج شد. عوامل علی شامل عوامل فرهنگی و اجتماعی، پتانسیل جزیره قشم برای گردشگری و عوامل اقتصادی و سیاسی، ویژگی های زمینه ای شامل موقعیت جغرافیایی، ظرفیت و امکانات بالقوه قشم و ژئوسایت ها، شرایط مداخله گر شامل عدم وجود استراتژی و برنامه ریزی درست و مشکلات زیرساختی و همچنین راهبردها و تعاملات شامل هدف گذاری و تعیین استراتژی جهت رسیدن به هدف، آموزش و فرهنگ سازی و فراهم نمودن زیرساخت های مناسب برای گردشگری است. نتایج تحلیل کمی، مبین معناداری مدل های اندازه گیری و معادلات ساختاری در سطح اطمینان 95 درصد می باشد.
تأثیر اهرم مالی مالی بر ناهنجاری اقلام تعهدی با تأکید بر مدیریت سود مبتنی بر هدف دست یابی به آستانه های سود(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تأثیر سیاست تأمین مالی بر ناهنجاری اقلام تعهدی با تأکید بر مدیریت سود مبتنی بر هدف دست یابی به آستانه های سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. داده های مورد نیاز پژوهش، از گزارش های مالی افشاشده توسط شرکت های مورد مطالعه، در بازه زمانی 1393 تا 1398 جمع آوری شدند. روش آماری استفاده شده برای آزمون فرضیه ها رگرسیون چندگانه است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان می دهد که بین سیاست تأمین مالی و ناهنجاری اقلام تعهدی ارتباط معنی داری وجود دارد. همچنین اجتناب از کاهش از زیان نقشی تعدیل کننده بر ارتباط بین سیاست تأمین مالی و ناهنجاری اقلام تعهدی دارد. هدف این پژوهش بررسی تأثیر سیاست تأمین مالی بر ناهنجاری اقلام تعهدی با تأکید بر مدیریت سود مبتنی بر هدف دست یابی به آستانه های سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. داده های مورد نیاز پژوهش، از گزارش های مالی افشاشده توسط شرکت های مورد مطالعه، در بازه زمانی 1393 تا 1398 جمع آوری شدند. روش آماری استفاده شده برای آزمون فرضیه ها رگرسیون چندگانه است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان می دهد که بین سیاست تأمین مالی و ناهنجاری اقلام تعهدی ارتباط معنی داری وجود دارد. همچنین اجتناب از کاهش از زیان نقشی تعدیل کننده بر ارتباط بین سیاست تأمین مالی و ناهنجاری اقلام تعهدی دارد.
عوامل راهبردی مؤثر بر چابک سازی ساختار سازمانی یگان های عمده رزم زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران متناسب با تهدیدات آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی ارتش سال ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۹
159 - 183
حوزههای تخصصی:
این مقاله به روش موردی زمینه ای انجام شده است و هدف آن تعیین عوامل راهبردی مؤثر بر چابک سازی ساختار سازمانی یگان های عمده رزم زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران متناسب با تهدیدات آینده می باشد و سؤال اصلی آن به چیستی عوامل مؤثر بر چابک سازی ساختار سازمانی این یگان ها اشاره دارد؛ مقاله از نوع کاربردی و به روش تحلیل عامل (اکتشافی) انجام شده است. روش جمع آوری اطلاعات به روش ترکیبی) میدانی، کتابخانه ای (بوده؛ جامعه آماری آن 98 نفر است. به منظور کفایت حجم نمونه از شاخص KMO و آزمون بارتلت استفاده شده استدر ابتدا نتایج آزمون تحلیل عاملی تحقیق نشان می دهد؛ ابعاد سازمان به دو گروه ساختاری و محتوایی تقسیم می گردد و عوامل تعیین کننده ساختار سازمانی در ابعاد ساختاری شامل؛ اجزاء اداری، استقلال، تمرکز، پیچیدگی، تفویض اختیار، تفکیک، رسمیت، حرفه گرایی، حیطه کنترل، تخصص گرایی، استاندارد کردن و حیطه عمودی می باشند و عوامل تعیین کننده ساختار سازمانی که در ابعاد محتوایی شامل؛ اهداف استراتژیک سازمان، اندازه و استعداد سازمان، محیط عمومی، فرهنگ سازمانی، فناوری، قدرت و کنترل، ارزیابی اثربخشی سازمان و استفاده از سازمان مجازی است؛ در مرحله بعد نتایج ترسیم جدول جمع آوری واریانس خروجی تحقیق؛ 8 عامل به ترتیب اهداف استراتژیک سازمان، اندازه و استعداد سازمان، فرهنگ سازمانی، استفاده از سازمان مجازی، حیطه عمودی، تفویض اختیار، حیطه کنترل و رسمیت را به عنوان عوامل راهبردی مؤثر بر چابک سازی ساختار سازمانی یگان های عمده رزم زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران متناسب با تهدیدات آینده تعیین می گردند
تأثیر ویژگی های تاریک شخصیت بر قضاوت حرفه ای حسابرسان: با تأکید بر نقش میانجی ارزش های اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۹۶
۶۲-۳۶
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، تأثیر ویژگی های تاریک شخصیت بر قضاوت حرفه ای حسابرسان با تأکید بر نقش میانجی ارزش های اخلاقی بود. تحقیق حاضر از نظر هدف یکی از تحقیقات کاربردی بوده و از نظر جمع آوری داده ها توصیفی و از نوع پیمایشی است. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد صفات تاریک شخصیت جونز و پالهس(2014) ، پرسشنامه استاندارد قضاوت حرفه ای کاپلان و ریکرز (۱۹۹۵)، پرسشنامه استاندارداخلاق حرفه ای(فردی) پاینو و همکاران (2017) و همچنین پرسشنامه استاندارداخلاق شرکتی هانت و وود و چونکو (2015) استفاده شد. جامعه آماری تحقیق حاضر کلیه حسابداران رسمی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران و سازمان حسابرسی ، در سال 1402 بودند. با استفاده از فرمول کوکران، نمونه آماری تحقیق 384 نفر بود و برای نمونه گیری از روش غیر احتمالی نمونه در دسترس استفاده شد و با توجه به عدم دریافت یا تکمیل تمامی پرسشنامه ها، ابتدا پرسشنامه ها به صورت آنلاین از طریق ایمیل و پیام رسان های واتس آپ و تلگرام در اختیار پاسخ دهندگان کلیدی (شامل اعضای جامعه با سابقه فعالیت 10 سال قرار گرفت) و این افراد، نفرات بعدی پاسخ دهندگان را معرفی نمودند( به شیوه گلوله برفی) که در نهایت ، تعداد 256 پرسشنامه کامل و قابل استفاده دریافت شد. با استفاده از معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS3 فرضیه های تحقیق مورد آزمایش قرار گرفت و نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد ویژگی های تاریک شخصیت حسابرسان بر قضاوت حرفه ای آنها تأثیر منفی و معنادار دارد. در بررسی نقش میانجی ارزشهای اخلاقی بر تاثیر ویژگی های تاریک شخصیت حسابرسان بر قضاوت حرفه ای آنان نتایج نشان داد 35 درصد از اثر کل ویژگی های تاریک شخصیت حسابرسان بر قضاوت حرفه ای آنها از طریق غیرمستقیم توسط متغیر میانجی اخلاق شرکتی تبیین می شود. 27 درصد از اثر کل ویژگی های تاریک شخصیت حسابرسان بر قضاوت حرفه ای آنها از طریق غیرمستقیم توسط متغیر میانجی اخلاق فردی تبیین می شود. همجنین نتایج نشان داد اخلاق شرکتی بر اخلاق فردی حسابرسان تأثیر مثبت و معناداری دارد.
مدل سازی عوامل مؤثر بر کارآفرینی سازمانی و تأثیر آن بر دوسوتوانی شرکت های تعاونی خراسان جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعاون و کشاورزی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۰
22 - 40
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر کارآفرینی سازمانی و تأثیر آن بر دوسوتوانی شرکت های تعاونی استان خراسان جنوبی است. روش تحقیق در این مطالعه از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت کمی و از نظر روش، توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان شرکت های تعاونی استان خراسان جنوبی به تعداد 1102 نفر است که بر اساس فرمول کوکران و تعداد شاخص ها، حجم نمونه ۲۹۱ نفر تعیین شد. جهت مدلسازی معادلات ساختاری، از نرم افزار Amos استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که عوامل ساختاری کارآفرینی بر بعد اکتشافی و بعد استخراجی دوسوتوانی به ترتیب با ضرایب مسیر 341/0 و 503/0، عوامل زمینه ای کارآفرینی بر بعد اکتشافی و بعد استخراجی دوسوتوانی به ترتیب با ضرایب مسیر 120/0 و 216/0، عوامل رفتاری کارآفرینی بر بعد اکتشافی و استخراجی دوسوتوانی به ترتیب با ضرایب مسیر 347/0 و 385/0 و در نهایت عوامل کارآفرینی سازمانی با ضریب مسیر 759/0 با دوسوتوانی رابطه دارد. نتایج پژوهش نشان داد اولویت های اول هر دسته از عوامل کارآفرینی شامل ساختاری، زمینه ای و رفتاری به ترتیب عبارتند از واگذاری و انتخاب اعضای شایسته برای کارهای مختلف شرکت، ارتباط با مشتریان و نیاز به کسب موفقیت.
شناسایی تجربه دیجیتال مشتری و تاثیر آن بر رضایت خرید و بازگشت مجدد در سبک زندگی اسلامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های بازاریابی اسلامی دوره ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴
90-106
حوزههای تخصصی:
کسب و کارها دریافته اند موفقیت آن ها تا حد زیادی بستگی به ارائه تجربه های خرید مثبت به مشتریان دارد. بنابراین تجربه دیجیتال مشتری تبدیل به یک موضوع مهم در تحقیقات بازاریابی شده است. در این پژوهش تجربه دیجیتال مطلوب مشتریان هنگام خرید اینترنتی در فضای پر رقابت و تأثیر تجربه دیجیتال مشتری بر رضایت خرید و خرید مجدد به عنوان دغدغه اصلی پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش با رویکرد کیفی- کمی و با روش اکتشافی انجام گرفته است. در بخش کیفی پژوهش با کاربرد روش پدیدارشناسی، شاخص ها و مؤلفه های شناسایی شده است. سپس در بخش کمی جهت اعتبارسنجی و بررسی فرضیه ها از تحلیل عاملی تأییدی و معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار ایموس استفاده شده است. بر اساس نتایج بدست آمده در بخش کیفی و کمی خرید آنلاین از سه مؤلفه اصلی شامل تجربه دیجیتال مشتری، رضایت از خرید اینترنتی و بازگشت مجدد دسته بندی شدند. تجربه دیجیتال مشتری شامل 7 مقوله اصلی و 19 مقوله فرعی و رضایت از خرید اینترنتی شامل 2 مولفه و بازگشت مجدد شامل 2 مولفه شناسایی شده است که اگر مؤلفه های تجربه دیجیتال مشتری به صورت بهینه انجام پذیرد، منجر به رضایت از خرید اینترنتی و بازگشت مجدد در مشتریان می شود.نتایج پژوهش حاکی از تأثیر عوامل ذکر شده بر رضایت مشتریان و خرید اینترنتی و بازگشت مجدد هنگام خرید اینترنتی است که با توجه به شرایط پررقابت کسب و کارها، مدیران و صاحبان کسب و کار ها برای ایجاد رضایت و بازگشت مجدد مشتریان باید به این عوامل توجه ویژه ای داشته باشند.
عصر مفرغِ جدیدِ زاگرس مرکزی و میان پرده ظروف خابور(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
199 - 216
حوزههای تخصصی:
ناحیه زاگرس مرکزی، پس از سپری کردن یک دوره پیشرفت تدریجی، در عصر مفرغ میانه به انسجام و پیوستگی فرهنگی قابل توجهی رسید، زندگی یکجانشینی گسترش محسوسی یافت، جمعیت آن به اوج خود رسید و در مناطق مختلف این ناحیه محوطه های مرکزی مانند گودین، گیریران و باباجان توسعه یافتند. با شروع عصر مفرغ جدید، تغییرات و ناپایداری های فرهنگی محسوسی سراسر زاگرس مرکزی را در بر گرفت و انسجام و پیوستگی فرهنگی پیشین دگرگون شد. با اینحال، تاکنون دامنه تغییرات مذکور تبیین نشده است و چارچوب آن روشن نشده و ماهیت آن مورد تحقیق قرار نگرفته است. هدف اصلی این پژوهش تبیین اوضاع فرهنگی عصر مفرغ جدید زاگرس مرکزی و تشریح مهم ترین تغییرات فرهنگی است که در این دوره در این ناحیه رخ داد. در این راستا، تلاش می شود تا ماهیت تغییر و تحولات فرهنگی مذکور به بوته تحقیق گذاشته شود. در این پژوهش با بهره گیری از نتایج فعالیت های میدانی جدید و همچنین مطالعات کتابخانه ای نتایج مطالعات میدانی قدیم و به شیوه توصیفی تحلیلی، اوضاع فرهنگی زاگرس مرکزی در دوره مورد نظر، مورد مطالعه، تجزیه وتحلیل و ارزیابی قرار می گیرد. یافته های باستان شناسی حاکی از این است که در عصر مفرغ جدید بسیاری از محوطه های شناخته شده قبلی در زاگرس مرکزی، متروکه شدند، زندگی یکجانشینی دچار افت کاملاً محسوسی شد. قبرستان های پراکنده در سراسر این ناحیه گسترش یافت. بعلاوه در این زمان، شاهد رواج مجموعه سفال های جدیدی هستیم که در عین این که تفاوت های مهمی با سنت سفال منقوش پیشین دارد، دارای قرابت های سبک شناسی نزدیکی با ظروف خابور متأخر است. به نظر می رسد که تغییر و تحولات مذکور متأثر از ظهور پادشاهی میتانی است. احتمالاً هم زمان با اوج گیری حکومت میتانی و توسعه زندگی دامداری در سرزمین های استپی آن امپراطوری، قسمتی از گروه های دامدار آن سرزمین، دامنه چراگاه گردی خود را تا مناطق زاگرس مرکزی گسترش دادند. البته می توان گفت که دامنه نفوذ گروه های دامدار مذکور خیلی گسترده نبود و احتمالاً دوام نیاورد. با اینحال، نفوذ آن ها، تأثیرات گسترده ای در زاگرس مرکزی از خود برجای گذاشت.
ارتباط بین ویژگی های کمیته حسابرسی و حق الزحمه های غیرعادی حسابرسی با تاکید بر هزینه های نمایندگی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
حسابداری و شفافیت مالی سال ۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
1 - 34
حوزههای تخصصی:
هدف: ساختارهای کمیته حسابرسی در نظارت بر فرایند گزارشگری مالی به ویژه بعد از رسوایی های مالی در شرکتهای بزرگ از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به علاوه ، کمیته حسابرسی مسئولیت نظارت بر کار حسابرسان، تعیین حجم و حدود رسیدگی ها و نیز نظارت بر تعیین حق الزحمه های حسابرسان را بر عهده دارد. هدف پژوهش حاضر، مطالعه ارتباط بین ویژگی های کمیته حسابرسی و حق الزحمه های غیرعادی حسابرسی با تاکید بر هزینه های نمایندگی است. روش شناسی: روش پژوهش حاضر، توصیفی و همبستگی بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی سال های 1392 تا 1401 می باشد. به این منظور، سه فرضیه اصلی و شش فرضیه فرعی تعریف شده و داده های مربوط به 128 شرکت عضو بورس استخراج و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان می دهد که اندازه کمیته حسابرسی، تخصص مالی و استقلال اعضای کمیته حسابرسی با حق الزحمه غیرعادی حسابرسی ارتباط منفی دارند. همچنین، نتایج گویای وجود ارتباط مثبت بین هزینه های نمایندگی و حق الزحمه غیرعادی حسابرسی است. به علاوه، با افزایش هزینه های نمایندگی، شدت ارتباط منفی بین اندازه کمیته حسابرسی، استقلال و تخصص مالی اعضای کمیته حسابرسی با حق الزحمه غیرعادی نیز افزایش می یابد. دانش افزایی: اثربخشی کمیته حسابرسی از بعد تعداد اعضا، تخصص مالی و استقلال اعضا موجب تعیین صحیح و منصفانه حق الزحمه های حسابرسی می شود و از پیامدهای نامطلوب پرداخت حق الزحمه های پایین تر و بالاتر از حد مورد انتظار متناسب با حجم کار حسابرسی می کاهد و اهمیت این موضوع در شرایط وجود تضادهای نمایندگی در شرکت ها، به مراتب زیاد می باشد.
تأثیر تحول دیجیتال شرکتی بر کارایی حسابرسی با در نظر گرفتن نقش شایستگی شرکت های حسابرسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
حسابداری و شفافیت مالی سال ۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
87 - 106
حوزههای تخصصی:
هدف: اقتصاد دیجیتال به یک نقطه رشد قابل توجه در دنیای تجارت تبدیل گردیده است. در این زمینه، تحول دیجیتال که پایه و اساس توسعه اقتصاد دیجیتال می باشد، به یک انتخاب اجتناب ناپذیر برای بقا و توسعه پایدار شرکت ها تبدیل شده است. تحول دیجیتال محیط ریسک و اطلاعات سازمانی را تغییر خواهد داد و همچنین چالش هایی را برای حرفه حسابرسی به همراه خواهد داشت. روش شناسی: این پژوهش تعداد 141 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را از سال 1395 تا 1402 به عنوان نمونه جهت مطالعه تأثیر تحول دیجیتال شرکت بر کارایی حسابرسی با در نظر گرفتن نقش شایستگی شرکت های حسابرسی در نظر می گیرد. روش تحقیق پژوهش حاضر کاربردی و طرح پژوهش آن از نوع نیمه تجربی و با استفاده از رویکرد پس رویدادی (از طریق اطلاعات گذشته) بوده است. جهت آزمون فرضیه های پژوهش از رگرسیون خطی چند متغیره مبتنی بر داده های تابلویی با استفاده از نرم افزار EViews بهره گرفته شده است. یافته ها: نتایج این مطالعه نشان داد که هر چه درجه تحول دیجیتال سازمانی بالاتر باشد، تأخیر حسابرسی جدی تر و بازده حسابرسی پایین تر است. همچنین زمانی که شرکت ها توسط شرکت های حسابرسی غیر رتبه الف، حسابرسی می شوند، تأثیر تحول دیجیتال شرکتی بر کاهش کارایی حسابرسی آشکارتر است. دانش افزایی: این مطالعه زمینه تحقیقاتی تحول دیجیتال و حسابرسی سازمانی را گسترش می دهد و شواهد تجربی برای بهبود کارایی حسابرسی را ارائه می کند.
ارائه ی مدل هیبریدی مبتنی بر الگوریتم ژنتیک، بهینه سازی بیزین و یادگیری ماشینی جهت پیش بینی وضعیت اعتباری مشتریان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های حسابداری و راهبری شرکتی دوره ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۹
89 - 105
حوزههای تخصصی:
این مقاله به ارائه ی یک مدل هیبریدی جدید برای اعتبارسنجی مشتریان بانکی می پردازد که ترکیبی از الگوریتم ژنتیک، بهینه سازی بیزین و مدل یادگیری ماشینی XGBoost است. هدف اصلی این مدل، بهبود دقت و کارایی در ارزیابی ریسک اعتباری مشتریان و کاهش هزینه های مرتبط با بروز اشتباه در پیش بینی هاست. در این تحقیق، داده های واقعی مربوط به مشتریان بانکی مورد استفاده قرار گرفته و پس از پیش پردازش داده ها شامل نرمال سازی و مدیریت داده های گم شده، از الگوریتم ژنتیک برای انتخاب ویژگی های بهینه مورد استفاده قرار گرفته است. سپس، بهینه سازی بیزین به عنوان یک ابزار پیشرفته جهت تنظیم دقیق ابرپارامترهای XGBoost به کار گرفته شده است. نتایج حاصل شده از پژوهش، بیان گر عملکرد برتر مدل پیشنهادی در مقایسه با روش های متداول اعتبارسنجی است. مدل هیبریدی پیشنهادی توانسته است با دقت 76 /82 درصد و نرخ بازشناسی مطلوب برای مشتریان معتبر و غیرمعتبر، به ویژه در طبقه بندی مشتریان با ریسک بالا، برتری خود را نشان دهد. تحلیل های آماری و مقایسه عملکرد مدل با سایر روش های موجود، تأثیر مثبت انتخاب ویژگی و تنظیم بهینه ابرپارامترها را تأیید می کند. این مدل می تواند به عنوان یک ابزار عملیاتی برای بانک ها و مؤسسات مالی جهت کاهش ریسک اعتباری و بهبود مدیریت مشتریان مورد استفاده قرار گیرد.
سناریوها و راهبردهای دیپلماسی دانش دانشگاهی برای توسعه بین المللی شدن دانشگاه کردستان از دیدگاه دانشجویان بین المللی تحصیلات تکمیلی
منبع:
مدیریت دانشگاهی سال ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
78 - 34
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی سناریوها و راهبردهای دیپلماسی دانش دانشگاهی برای توسعه بین المللی شدن دانشگاه کردستان انجام شد. داده های مطالعه از طریق مصاحبه های نیمه ساختارمند با ۲۵ دانشجوی بین المللی (۱۸ کارشناسی ارشد و ۷ دکتری) گردآوری شد. تحلیل داده ها در دو گام انجام شد. در گام نخست، با استفاده از روش تحلیل لایه ای علتی (CLA) چهار لایه بررسی گردید: لایه لیتانی (مشکلات مالی ناشی از شهریه های مقرون به صرفه به عنوان یک مزیت اقتصادی، محدودیت های زیرساختی دانشگاه و موانع زبانی که تعاملات آموزشی و اجتماعی دانشجویان را مختل می کند). لایه علت های نظام مند( ظهور بازارهای غیررسمی خدمات ترجمه و نگارش پایان نامه به همراه فساد اداری و ضعف نظارت، که بیانگر چالش های ساختاری و دیوانسالارانه است). لایه جهان بینی ( تأثیر ارزش های فرهنگی و مذهبی به ویژه اشتراکات فرهنگی در جذب دانشجویان و اعتبار دانشگاه در نظام های رتبه بندی بین المللی، که موجب ایجاد حس تعلق و امنیت فرهنگی است). لایه استعاره( برداشت دانشجویان از دانشگاه به عنوان «هتل» و خود به عنوان «گردشگر» که نشان از نگرش معامله گرایانه و موقتی نسبت به تجربه دانشگاهی دارد). در گام دوم، تحلیل سوات انجام شد که نقاط قوت مانند شهریه مقرون به صرفه، رتبه بندی معتبر و تشابهات فرهنگی را شناسایی نمود؛ در حالی که نقاط ضعف شامل موانع زبانی و پشتیبانی ناکافی، فرصت ها (همکاری های منطقه ای و پیشرفت دیجیتال) و تهدیدها (تنش های سیاسی و بازارهای سایه) برجسته شدند. بر اساس این تحلیل، راهبردهایی از نوع تهاجمی (ترکیب قوت ها و فرصت ها)، بازنگری (ترکیب ضعف ها و فرصت ها)، تدافعی (ترکیب ضعف ها و تهدیدها) و پایندگی (ترکیب قوت ها و تهدیدها) پیشنهاد گردید.
تبیین ابعاد بینش و رفتار حسابداران درعصر دیجیتال(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی هوش و بینش دیجیتالی و دیدگاه های تطبیقی حسابداران جوان در عصر دیجیتال از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف این پژوهش تبیین ابعاد بینش و رفتار حسابداران درعصر دیجیتال است. پژوهش حاضر به لحاظ رویکرد از نوع کیفی و به صورت تحلیل مضمون و به لحاظ هدف از نوع توسعه ای و جامعه آماری شامل حسابداران شاغل در صنایع عراق است. جمع آوری داده های پژوهش حاضر از طریق مصاحبه با خبرگان حرفه در سال 2024 انجام شده است . روش نمونه گیری مورد استفاده در این مطالعه نمونه گیری مبتنی بر هدف است و به شیوه گلوله برفی است. مصاحبه تا زمان اشباع نظری به تعداد 11 نفر ادامه یافت . در این مرحله از تحقیق، ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با خبرگان بود. در این پژوهش از وجود حداقل دو نفر برای انجام مصاحبه به صورت جداگانه اما موازی با یکدیگر و مقایسه یافته های دو ویا چند پژوهشگر جهت بررسی پایایی استفاده شد و بدین منظور کلیه مراحل مصاحبه و کد گذاری به صورت موازی توسط دو نفر انجام گردید که نتایج یکسان حاصل شد.. پس ازکدگذاری اولیه مصاحبه ها، کدهای اولیه شناسائی گردید که پس از حذف مفاهیم تکراری و هم مفهوم، با نظر پژوهشگر و 3 نفر متخصص حرفه، مضامین به 15 مضمون پایه و 4 مضمون سازمان دهنده و 1 مضمون فراگیر دسته بندی گردید.
تحلیل فضایی نابرابری های آموزشی در استان های ایران و شناسایی عوامل مؤثّر بر نابرابر ی آموزشی کشور در شرایط همه گیری کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
152 - 170
حوزههای تخصصی:
مقدمه نابرابری در حوزه های مختلف از بزرگ ترین و حادترین مشکلاتی است که امروزه جهان با آن دست به گریبان است. در یک قلمروی ملی، گوناگونی های مکانی مسئله ساز و معنا دار در سطح رفاه اقتصادی، استاندارد زندگی و کیفیت زندگی بین مناطق تشکیل دهنده آن وجود دارد که نابرابری آموزشی از اصلی ترین موانع توسعه در بسیاری از کشورها است. این مسئله به ویژه در مناطق محروم که دسترسی به منابع آموزشی محدود است، موجب تشدید شکاف های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی می شود. از آنجا که آموزش به عنوان ابزاری برای کاهش نابرابری ها در نظر گرفته می شود، اهمیت بهبود دسترسی و کیفیت آن در مناطق مختلف، به ویژه در شرایط بحرانی، امری ضروری است. با وجود پژوهش های متعدد در این حوزه، شکاف هایی در بررسی دقیق عواملی که به نابرابری های آموزشی دامن می زنند، وجود دارد. به ویژه در دوران همه گیری کووید-19، نابرابری های جدیدی در دسترسی به آموزش به وجود آمده که به طور کافی مورد تحلیل قرار نگرفته است. هدف این پژوهش، تحلیل فضایی استان های کشور از نظر برخورداری از شاخص های آموزشی و شناسایی عوامل مؤثر بر نابرابری های آموزشی در شرایط کووید-19 است. این مطالعه به دنبال ارائه الگویی برای تحلیل وضعیت آموزشی استان ها و شناسایی راهکارهایی برای کاهش نابرابری های موجود است. ساختار مقاله شامل بررسی مبانی نظری و پیشینه پژوهش، روش شناسی تحقیق، نتایج به دست آمده از تحلیل داده ها و در نهایت پیشنهادهایی برای بهبود وضعیت آموزشی و کاهش نابرابری های منطقه ای خواهد بود. مواد و روش ها پژوهش حاضر از نوع تحقیقات توسعه ای کاربردی و مبتنی بر روش های کمّی انجام شده است. ابتدا با مرور مطالعات داخلی و خارجی، شاخص های مؤثر بر نابرابری آموزشی قبل و بعد از شیوع کووید-19 شناسایی و الگوی مفهومی تحقیق تدوین شد. سپس در سه گام اصلی، تحلیل های متناظر با هدف پژوهش صورت گرفت: در گام اول، از روش های ترکیبی تاپسیس و آنتروپی شانون برای رتبه بندی 31 استان کشور، بر اساس شاخص های نابرابری آموزشی استفاده شد. در گام دوم، از تحلیل خوشه ای سلسله مراتبی به روش نزدیک ترین همسایگی در نرم افزار SPSS، استان های کشور سطح بندی شده و در ادامه، نقشه توزیع فضایی نابرابری های آموزشی در نرم افزار ArcGIS ترسیم شد. در گام سوم، برای شناسایی مهم ترین عوامل مؤثر بر نابرابری های آموزشی در دوره کووید-19، از تحلیل مسیر با روش رگرسیون استفاده شد. داده های مورد نیاز از منابع مختلف از جمله مرکز آمار ایران و اداره برنامه ریزی و فناوری اطلاعات در سال 1400 گردآوری و تحلیل شدند. یافته ها بررسی چگونگی وضعیت برخورداری استان های کشور از شاخص های آموزشی، نشان دهنده وجود نابرابری های جدی در توزیع امکانات آموزشی و شاخص های مرتبط با آن در استان های مختلف ایران است. رتبه بندی استان ها بر اساس شاخص های آموزشی، تأثیر چشم گیری بر توزیع منابع و فرصت های آموزشی در کشور دارد. استان بوشهر به عنوان برخوردارترین استان در این رتبه بندی قرار گرفته است، در حالی که استان هایی مانند تهران و البرز که از زیرساخت های پیشرفته تری برخوردارند، با مشکلات جدی در تراکم جمعیت و توزیع منابع روبه رو هستند. نتایج تحلیل خوشه ای که استان ها را به 9 خوشه مختلف تقسیم کرده است، نشان می دهد توزیع نابرابری های آموزشی در کشور از الگوی خاصی پیروی می کند. این الگو به این معناست که هرچه از مرکز کشور دورتر می شویم، میزان نابرابری ها افزایش می یابد. استان های مرزی و شمالی کشور، مانند سیستان و بلوچستان، بیشتر در خوشه های «ضعیف» قرار دارند، در حالی که استان هایی با تراکم جمعیت کمتر و زیرساخت های مناسب تر مانند بوشهر و کهگیلویه و بویراحمد در خوشه های «عالی» قرار می گیرند. بررسی ها نشان دهنده آن است که عوامل جمعیتی و سکونتی، تأثیر زیادی بر نابرابری های آموزشی دارند، به طوری که با افزایش جمعیت و تراکم بیشتر در برخی استان ها، نابرابری ها تشدید می شود. علاوه بر این، با وجود اینکه دو شاخص فناوری اطلاعات و ارتباطات و عدالت آموزشی ارتباط مستقیم با نابرابری های آموزشی ندارند، امّا اثرات غیرمستقیم و معنادار این متغیرها بر نابرابری های آموزشی به وضوح در مدل تحلیل مسیر دیده می شود. به این ترتیب، ضرورت بازنگری و بازمهندسی شاخص های آموزشی کشور، برای دستیابی به برابری فرصت های آموزشی و تحقق عدالت فضایی دوچندان می شود. نتیجه گیری این تحقیق با هدف تحلیل نابرابری های آموزشی در سطح ملّی و شناسایی عوامل مؤثر بر آن در دوران پاندمی کووید-19 انجام شد. یافته ها نشان می دهند توزیع شاخص های آموزشی در ایران با نابرابری های بسیاری مواجه بوده و این نابرابری ها در دوره پاندمی به ویژه در زمینه های جمعیتی، اقتصادی و کیفیت آموزشی افزایش یافته است. استان های مرزی و شمالی کشور مانند سیستان و بلوچستان و مازندران به عنوان مناطق کم برخوردارتر شناخته شدند، در حالی که استان هایی با تراکم جمعیتی کمتر مانند بوشهر و کهگیلویه و بویراحمد به دلیل توسعه منابع آموزشی نسبتاً مناسب در رتبه های بالاتری قرار گرفتند. این تحقیق نشان داد نابرابری های آموزشی تابع الگوی مرکز پیرامون بوده و هرچه از مرکز به حاشیه نزدیک تر می شویم، میزان نابرابری ها افزایش می یابد. نتایج تحلیل مسیر نشان داد در وهله اول عوامل جمعیتی و سپس عوامل اقتصادی و کیفیت آموزشی بیشترین تأثیر را در شکل گیری این نابرابری ها دارند. همچنین، استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات، به ویژه در دوران پساکووید، برای بهبود دسترسی به آموزش های از راه دور و کاهش نابرابری ها ضروری است. این تحقیق بر لزوم سیاست گذاری های آموزشی مبتنی بر توزیع عادلانه منابع آموزشی و توجه به نیازهای خاص هر استان تأکید دارد تا شکاف های آموزشی میان استان ها کاهش یابد و عدالت آموزشی به طور جامع تری برقرار شود. به طور کلی، نتایج این پژوهش نشان می دهد استان های بزرگ و پرجمعیت نیازمند بازنگری جدی در مدیریت منابع آموزشی هستند تا مشکلاتی همچون تراکم جمعیت و توزیع نامناسب منابع برطرف شود. این مطالعه بر لزوم توجه ویژه به استان های کم برخوردار، به ویژه در مناطق مرزی و حاشیه ای، تأکید می کند و پیشنهاد می دهد که اصلاحات سیاستی و توزیع عادلانه منابع آموزشی باید در اولویت قرار گیرد. همچنین، پیشنهاد می شود که برنامه های آموزشی با توجه به ویژگی ها و نیازهای خاص هر استان توسعه یابند تا به توسعه پایدار و بهبود کیفیت آموزش در تمامی مناطق کشور منجر شوند.
بررسی تأثیر محیط های شهری پیرامون مراکز توانبخشی و مؤلفه های شفابخش بر کیفیت زندگی و نشاط بیماران ام اس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
200 - 215
حوزههای تخصصی:
مقدمه بیماری ام اس نوعی بیماری چندوجهی و پیچیده با طیف گسترده ای از علائم است که بر توانایی بیمار در انجام فعالیت های روزانه تأثیر منفی می گذارد. ام اس به عنوان یک بیماری روانی و جسمی، با شرایط محیطی مرتبط است و عوامل محیطی در ایجاد و پیشگیری از این بیماری مؤثر هستند. به بیانی، عوامل مختلفی در بروز این بیماری نقش دارند از جمله ژنتیک، شرایط آب و هوایی، تغذیه و در نهایت شرایط اجتماعی (استرس، حوادث زندگی و ...). عوارض ناشی از ام اس، بیمار را دچار مشکلات جسمی و حرکتی می کند و بیشتر بین جوانان 20 تا 40 ساله دیده می شود. چالش های پیش روی بیماران ام اس شامل جنبه های جسمی و روانی است و ﻣﻤکﻦ اﺳﺖ ایﻦ ﻣﺸکﻼت ﺑﺎﻋﺚ ایجاد این احساس در بیماران شود که دیگر کنترلی بر زندگی خود ندارند که این امر باعث افسردگی، افزایش اضطراب و استرس و در نتیجه، کاهش سرزندگی بیماران و اطرافیان آنان می شود. با توجه به افزایش بیماران ام اس و نیازهای خاص این بیماران از یک سو و تعداد محدود مراکز توانبخشی تخصصی با رویکرد ایجاد محیطی حمایتی برای بهبود سلامت روان بیماران از سوی دیگر، پر واضح است که تغییر نگرش در طراحی مراکز درمانی و توانبخشی اهمیت بسزایی دارد، به طوری که بتوان به محیط یک مرکز درمانی به عنوان یک محیط شفابخش نگریست. لذا تحقیق حاضر به بررسی تأثیر طراحی محیط های شهری و ویژگی های پیرامونی مراکز توانبخشی می پردازد و به دنبال پاسخ به این سؤال است که آیا وجود فضاهای سبز و باغ های شفابخش می تواند بر بهبود وضعیت روانی و جسمی بیماران ام اس مؤثر باشد و علائم بیماری ام اس را کاهش دهد. همچنین، فرض بر این است که طراحی مناسب محیط شهری و وجود فضاهای سبز در اطراف مراکز درمانی و توانبخشی به بهبود کیفیت زندگی بیماران کمک کرده و با کاهش استرس و اضطراب، وضعیت روانی آنان را بهبود می بخشد. هدف اصلی این پژوهش دست یافتن به اصول و الزامات معماری متناسب با عوامل مؤثر بر مؤلفه سرزندگی (کنترل و تسلط بر محیط) در محیط شفابخش به عنوان عواملی مؤثر در بهبود کیفیت زندگی و افزایش امید به زندگی بیماران ام اس و اطرافیان آن ها است. مواد و روش ها روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی بوده و از روش های تحقیق آمیخته (ترکیبی) همچون روش تحقیق کمی و کیفی مبتنی بر تحلیل داده های اولیه و نمونه های موردی بهره گیری کرده است. این تحقیق از داده های اولیه و نمونه های موردی بهره برده و به صورت پیمایشی و توصیفی تحلیلی انجام شده است. ابتدا از طریق بررسی های کتابخانه ای و اسنادی و جست وجو در اینترنت و سپس، بررسی نمونه هایی که با موضوع سنخیت و نزدیکی دارند اعم از خارجی و داخلی در جدول swot (نکات مثبت و منفی، قوت ها و ضعف ها) مورد تحلیل کیفی قرار گرفته و نتایج آن ها استخراج شده و در پرسشنامه لحاظ شده است. پرسشنامه بر اساس مبانی نظری، اهداف تحقیق و اصول تدوین پرسشنامه طرح شده و سپس جامعه آماری و نمونه آماری مشخص شده و بر اساس اهداف تحقیق، داده ها خلاصه و دسته بندی و سپس در نرم افزار SPSS26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. جامعه آماری این تحقیق، بیماران ام اس، خانواده آن ها و مسئولان درمانی بیماران ام اس در تهران هستند. یافته ها یافته ها نشان داد هشت عامل، از جمله چشم انداز وسیع یا بسته، دسترسی پذیری، فعالیت های باغبانی، طراحی باغ، نیمکت های ثابت یا متحرک، انتخاب مکان برای تنها بودن یا با دیگران بودن و سادگی محیط به عنوان عوامل مؤثر در سرزندگی محیط شفابخش شناخته شدند. طراحی باغ به عنوان مهم ترین عامل شناسایی شد. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد بیشتر متغیرهای مستقل به طور مثبت با کیفیت زندگی بیماران ام اس همبستگی دارند و در عین حال بر وضعیت روانی بیماران تأثیر منفی دارند. به ویژه، متغیرهایی مانند «چشم انداز وسیع یا بسته داشتن»، «قابل دسترس بودن»، «انجام فعالیت های باغبانی» و «طراحی باغ باید امکان انتخاب به افراد بدهد» ارتباط معناداری با بهبود کیفیت زندگی بیماران و کاهش اضطراب، افسردگی و استرس دارند. در نتایج آزمون تحلیل واریانس (ANOVA) نیز مشخص شد که چشم انداز وسیع یا بسته داشتن و قابل دسترس بودن بیشترین تأثیر را بر بهبود کیفیت زندگی بیماران و کاهش اضطراب، افسردگی و استرس داشتند. در نتایج رگرسیون چندگانه که برای بررسی تأثیر مستقیم متغیرهای مستقل بر کیفیت زندگی بیماران ام اس، انجام شد، مشخص شد که تمامی متغیرهای مستقل (چشم انداز، قابل دسترس بودن، طراحی باغ و ...) تأثیر معناداری بر کیفیت زندگی بیماران دارند. چشم انداز وسیع یا بسته داشتن با ضریب بتا 0/51 بیشترین تأثیر و نشستن در آفتاب یا سایه کمترین تأثیر را بر کیفیت زندگی نشان داد. با توجه به اینکه میانگین بیشتر متغیرها در تحقیق نزدیک به 3 است، می توان نتیجه گرفت که وضعیت طراحی محیط های درمانی و توانبخشی پیرامون مراکز درمانی به طور کلی در سطح متوسط قرار دارد. این نتیجه به ویژه در مورد فاکتورهایی مانند «چشم انداز وسیع» و «قابل دسترس بودن» که بالاترین امتیاز را دارند، مشهود است. این مؤلفه ها نشان دهنده اهمیت طراحی محیط های مناسب در بهبود کیفیت زندگی بیماران ام اس هستند. نتیجه گیری ارتباط محتوایی مدل های مفهومی و مبانی نظری با تمرکز بر تأثیر طراحی محیطی بر کیفیت زندگی بیماران ام اس در این پژوهش نشان دهنده آن است که مدل مفهومی دارای دو دسته متغیر اصلی است که هر دسته از متغیرها به نحوی با وضعیت جسمی و روانی بیماران ام اس در ارتباط هستند. از یک سو، متغیرهای مستقل به ویژگی های طراحی محیطی اشاره دارند که به طور مستقیم بر وضعیت بیماران تأثیر می گذارند. این ویژگی ها شامل عواملی مانند دسترسی به فضاهای مختلف (آفتابی و سایه دار)، مسیرهای حرکتی مناسب برای افراد با محدودیت حرکتی، مبلمان مناسب و فضاهایی برای فعالیت های اجتماعی و باغبانی هستند. از سوی دیگر، متغیر وابسته، کیفیت زندگی بیماران ام اس است که تحت تأثیر ابعاد جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی قرار دارد. در نهایت، نتایج تحقیق نشان می دهد با طراحی مناسب فضای فیزیکی و معماری مراکز توانبخشی، می توان به بهبود کیفیت زندگی این بیماران کمک کرد و به کاهش مشکلاتی همچون اضطراب، افسردگی و استرس منجر شد. همچنین، با افزایش سرزندگی و کنترل بر محیط، بهبود بیماران را تسریع کرد.
بررسی رابطه هزینه های نمایندگی و انعطاف پذیری مالی با نقش تعدیلی تنوع جنسیتی هیئت مدیره
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۹ (جلد ۳)
170 - 183
حوزههای تخصصی:
انعطاف پذیری مالی به معنای توانایی شرکت در دسترسی و تجدید ساختار منابع مالی با حداقل هزینه می باشد. شرکت های انعطاف پذیر در مواقع بروز شوک های منفی و بحران های مالی به خوبی قادرند که از زیر فشارهای مالی جان سالم بدر برده، و در مواقع بروز فرصت های سودآور به سهولت وجوه مورد نیاز خود را جهت سرمایه گذاری بهدست آورند. در نهایت هدف این پژوهش بررسی رابطه هزینه های نمایندگی و انعطاف پذیری مالی با نقش تعدیلی تنوع جنسیتی هیئت مدیره است. جامعه آماری پژوهش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و نمونه مورد مطالعه، شامل 160 شرکت پذیرفته شده طی سال های 1398 تا 1402 است. روش پژوهش توصیفی و از نظر ارتباط بین متغیرها همبستگی است و از نظر هدف کاربردی است. برای پردازش و آزمون فرضیه از روش رگرسیونی و داده های تابلویی و همچنین مدل اثرات ثابت استفاده شده است. نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل فرضیه نشان داد که تنوع جنسیتی هیئت مدیره بر رابطه بین هزینه های نمایندگی و انعطاف پذیری مالی تأثیر منفی و معناداری دارد.
ارائه مدل شبکه دانش فنی منابع انسانی درصنعت دارو برای بین المللی شدن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
منابع انسانی تحول آفرین سال ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۹
84 - 98
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اهمیت روزافزون تجاری سازی، تبدیل شدن به دهکده جهانی و لزوم برقراری ارتباط با دنیا، باعث شده به مقوله دانش فنی منابع انسانی نگاه ویژه ای شود. از این رو، هدف این پژوهش ارائه مدل شبکه دانش فنی منابع انسانی در صنعت دارو برای بین المللی شدن می باشد.
روش بررسی: این پژوهش از نظر هدف بنیادی-کاربردی و بصورت کیفی و کمی انجام شد. در بخش کیفی، جامعه آماری شامل خبرگان آشنا به موضوع بودند. جامعه آماری بخش کمی را مدیران و کارشناسان صنعت داروسازی استان تهران تشکیل دادند و روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و روش گردآوری داده ها پرسشنامه بود. برای تحلیل داده ها، از نرم افزار مدل ساختاری استفاده شد.
یافته ها: مدل نهایی شامل ابعاد محیط درونی سازمان، محیط بیرونی سازمان، توسعه و تحقیق، تولید دانش فنی، تجاری سازی، نیازهای جامعه و بازار،آخرین وضعیت پیشرفت تکنولوژی و تولید و بازار در تجاری سازی، برنامه ریزی استراتژیک، توسعه شبکه، تهدیدها، فرصت ها و محدودیت ها در بازارهای خارجی و فرایند بین المللی شدن می باشد.
نتیجه گیری: الگوی ارائه شده پاسخی برای مشکل واقعی شرکت های دارویی بوده و توجه به گام های مدل، می تواند آگاهی و بینش لازم برای تخصیص بهینه منابع برای سیاستگذاران را فراهم سازد.
رهبری پایدار و خودکارآمدی خلاق کارکنان به عنوان پیش آیندی از رفتار نوآورانه کارکنان: رهیافتی به مهارت آموزی (مورد مطالعه: کارگزاران جهادکشاورزی استان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مهارت آموزی دوره ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۷)
157 - 176
حوزههای تخصصی:
امروزه برنامه ریزی روستایی به عنوان یکی از مهم ترین فعالیت های کارگزاران و برنامه ریزان توسعه مطرح است. بر همین اساس سازمان جهاد کشاورزی در جهت تحقق اهداف توسعه روستایی، بایستی بتواند با تدوین برنامه ها و فعالیت های خود در جهت ارتقاء سطح آگاهی ها و مهارت های حرفه ای روستاییان گام بر دارد. هدف پژوهش، بررسی نقش رهبری پایدار و خودکارآمدی خلاق کارکنان به عنوان پیش آیندی از رفتار نوآورانه کارکنان میباشد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی - پیمایشی است. جامعه آماری کارگزاران (600) جهاد کشاورزی استان کرمانشاه بوده که با فرمول کوکران 234 به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه بود که از روایی و پایایی خوبی نیز برحوردار بودند. نتایج فرضیات حاکی از آن بود که رهبری پایدار بر رفتار نوآورانه کارکنان تأثیر قوی، مستقیم و غیر مستقیم و معنی دار دارد، رهبری پایدار بر خودکارآمدی خلاق کارکنان تأثیر قوی، مستقیم و معنی دار دارد و همچنین خودکارآمدی خلاق کارکنان بر رفتار نوآورانه کارکنان تأثیر ضعیف، مستقیم و معنی دار دارد در نهایت نقش میانجی نیز به تایید رسید. با وجود مدل طراحی شده می توان انتظار داشت که سازمان مذکور بتواند با افزایش سطح رهبری پایدار خود، رفتار نوآورانه کارگزاران جهاد کشاورزی در جهت توسعه روستایی بهبود بخشد و اگر بخواهد تاثیرگذاری بیشتری نیز داشته باشد بایستی بتواند به نقش میانجی خودکارآمدی خلاق نیز توجه کند.
تحلیل فضایی شاخص های برند گردشگری مقصد در سکونت گاه های روستایی(مطالعه موردی: شهرستان زبرخان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : صنعت گردشگری از بزرگ ترین صنایع در جهان و مهم ترین منبع درآمد و ایجاد فرصت های شغلی است. در همین راستا جوامع با اقدام به برند سازی در عرصه گردشگری باعث ایجاد تمایز و توسعه گردشگری روستایی می شوند. هدف مطالعه حاضر تحلیل فضایی شاخص های برند گردشگری مقصد در سکونت گاه های روستایی است. روش شناسی : روش تحقیق جمع آوری اطلاعات این پژوهش توصیفی- تحلیلی و به صورت اسنادی و میدانی (پرسش نامه) است. جامعه آماری پژوهش خانوارهای روستایی است که با توجه به فرمول کوکران 165 خانوار از کل 4726 خانوار روستایی ساکن در 10 روستای شهرستان زبرخان بررسی شده اند. یافته ها : بر پایه نتایج در مورد شاخص های ایجاد برند گردشگری روستایی، بررسی وضعیت شاخص ها در سطح روستاهای مورد مطالعه با استفاده از آزمون تی تک نمونه ای نشان داد روستای دیزبادعلیا در شاخص های تصویر برند، کیفیت ادراک شده و آگاهی از برند به ترتیب با میانگین 3/53، 3/83 و 4/29 رتبه اول و روستای اردوغش با میانگین 4/66 در شاخص حس تعلق به مکان، رتبه اول را به خود اختصاص دادند و همچنین براساس نتایج آزمون T شاخص حس تعلق به مکان و کیفیت ادراک شده به ترتیب با میانگین های 4/36 و 3/47 به عنوان مهم ترین شاخص های برند گردشگری در روستاهای مورد مطالعه بوده اند. نتیجه گیری و پیشنهادات : با استفاده از روش تصمیم گیری چند معیاره ماباک مشخص شد شاخص های مؤثر بر ایجاد برند گردشگری در روستاهای دیزبادعلیا، اردوغش، باغشن و حاجی آباد به ترتیب با وزن های نهایی 33/23-، 33/46-، 33/46 و 33/56- بالاتر از حد ایده آل مثبت و در روستاهای حصار زبرخان، عصمت آباد و گرینه به ترتیب با وزن های 34/14-، 33/86- و 33/74- پایین تر از حد ایده آل است. نوآوری و اصالت : تحقیق حاضر در زمره معدود تحقیقاتی است که در حوزه برند گردشگری در منطقه مورد مطالعه انجام پذیرفته است.
تبیین نقش محتوای دیجیتال در شکل گیری نیات رفتاری گردشگران بالقوه با میانجی گری تصویرسازی ذهنی و غرقگی در مقصدهای ژئوتوریستی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش محتوای دیجیتال در شکل گیری نیات رفتاری گردشگران بالقوه با میانجی گری تصویرسازی ذهنی و غرقگی در مقصدهای ژئوتوریستی انجام شد.
روش شناسی : گردآوری داده ها با استفاده از پرسش نامه استاندارد انجام گرفت. روایی پرسش نامه به صورت روایی واگرا و همگرا و پایایی نیز از طریق ضریب بارهای عاملی، پایایی ترکیبی و آلفای کرونباخ بررسی شد. تحلیل داده ها با استفاده از تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نمونه گیری به روش هدفمند و برابر با 223 نفر انجام شد.
یافته ها : بازاریابی محتوایی دیجیتال تأثیر مثبت و مستقیمی بر نیات رفتاری گردشگران بالقوه دارد. همچنین تصویرسازی ذهنی و غرقگی به عنوان متغیرهای میانجی، نقش مهمی در ارتباط بین بازاریابی محتوایی دیجیتال و نیات رفتاری گردشگران بالقوه ایفا می کنند. در این میان، تصویرسازی ذهنی به صورت غیرمستقیم و از طریق تقویت تجربه غرقگی نیز بر نیات رفتاری گردشگران بالقوه مؤثر است.
نتیجه گیری و پیشنهادات : تولید محتوای دیجیتال تخصصی و هدفمند برای جاذبه های زمین شناختی در مقصدهای ژئوتوریستی می تواند به عاملی تعیین کننده در فرآیند تصمیم گیری و انتخاب مقصد تبدیل شود؛ لذا به کارگیری استراتژی های خلاقانه در تولید محتوای دیجیتال و تقویت تصویرسازی ذهنی و غرقگی، می تواند به طور مؤثری بر نیات رفتاری گردشگران بالقوه تأثیر گذاشته و آن ها را به بازدید از مقصدهای ژئوتوریستی ترغیب نمایند.
نوآوری و اصالت : این پژوهش با بررسی تأثیر بازاریابی محتوایی دیجیتال بر نیات رفتاری گردشگران بالقوه و نقش میانجی گری تصویرسازی ذهنی و غرقگی در مقصدهای ژئوتوریستی، شکاف پژوهشی موجود را پر کرده و بینش های جدیدی برای توسعه این حوزه ارائه می دهد.