فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۸۱ تا ۲٬۰۰۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر حسابرسی داخلی الکترونیکی با تأکید بر حاکمیت فناوری اطلاعات و تأثیر آن بر کاهش ریسک های حسابرسی (مورد مطالعه: شهرداری های استان البرز) می باشد. روش این پژوهش از نوع کمی بوده و داده ها با استفاده از رویکرد میدانی، از طریق پرسشنامه جمع آوری شده است. همچنین پایایی آن طبق آزمون آلفا کرونباخ مورد سنجش قرار گرفته و معتبر شناخته شد. پرسشنامه ها در 17 شهرداری استان البرز در سال ۱۴۰۳ توزیع شده و 106 پرسشنامه معتبر دریافت شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کارکنان با عناوین شغلی مختلف مانند مدیران و کارشناسان امور مالی و حسابداری، حسابرسان داخلی و مدیران و کارشناسان فناوری اطلاعات می باشد. آزمون فرضیه های پژوهش با استفاده از تحلیل رگرسیون چندمتغیره و نرم افزار ۲۶ SPSS انجام شده است. یافته ها نشان داد که حسابرسی داخلی الکترونیک مبتنی بر حاکمیت فناوری اطلاعات تأثیر معناداری بر کاهش ریسک های حسابرسی دارد. همچنین، متغیرهای ارزیابی انطباق، تضمین کنترل و ارزیابی ریسک به عنوان عوامل مؤثر در این کاهش ریسک ها شناسایی شده اند.
بررسی تأثیر رکود اقتصادی بر رابطه بین مدیریت سود واقعی و مدیریت سود تعهدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابداری سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۱
129 - 150
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش بررسی تأثیر رکود اقتصادی بر رفتارهای مدیریت در استفاده از مدیریت سود واقعی و مدیریت سود تعهدی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش همبستگی و پس رویدادی است. برای نیل به هدف پژوهش از اطلاعات مالی 128 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1390 تا 1401 (12 سال- 1536 سال شرکت) و برای آزمون فرضیه های پژوهش از روش رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان دادند بین رکود اقتصادی و مدیریت سود واقعی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و مدیران در دوره های رکود اقتصادی همزمان با استفاده از مدیریت سود واقعی، از مدیریت سود تعهدی نیز استفاده می کنند؛ اما استفاده از مدیریت سود واقعی در دوران رکود شدت بیشتری نسبت به دوران غیررکودی دارد. همچنین نتایج به دست آمده با استفاده از تحلیل های حساسیت، نشان از پایداری نتایج به دست آمده اولیه در هر دو فرضیه پژوهش است. نتیجه گیری: بر اساس یافته های آماری می توان نتیجه گرفت انجام مدیریت سود در دوره های رکود اقتصادی شدت بیشتری پیدا می کند و همچنین مدیران برای رسیدن به سود هدف خود در دوران رکود اقتصادی از هردو مدیریت سود واقعی و تعهدی استفاده می کنند. لذا بررسی عمیق تر اطلاعات مالی شرکت ها توسط استفاده کنندگان در دوره های رکود اقتصادی اهمیت بیشتری پیدا می کند.
شناسایی و مدل سازی ریاضی قابلیت های سازمانی با رویکرد فازی و بهینه سازی ژنتیک در مدل تعالی سازمانی- مورد مطالعه: شرکت ارتباطات سیار ایران (همراه اول (MCI))(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت صنعتی سال ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
261 - 310
حوزههای تخصصی:
در دنیای رقابتی امروز، سازمان ها برای حفظ جایگاه خود باید از رقبا متمایز شوند که این تمایز از طریق مزیت رقابتی، ناشی از قابلیت ها یا استراتژی های نوآورانه، به دست می آید. قابلیت های سازمانی نقش مهمی در موفقیت کسب وکار دارند. همچنین، استفاده از مدل های تعالی سازمانی مانند EFQM نیز به شناسایی فرصت ها و بهبود عملکرد کمک کرده و در سازمان ها به ارزیابی انسجام داخلی شان می پردازد. با توجه به اینکه وضعیت توانمندی های سازمانی در شرکت همراه اول (شرکت ارتباطات سیار ایران) بر اساس نسخه جدید مدل EFQM مورد بررسی قرار نگرفته است، این تحقیق به دنبال شناسایی قابلیت های سازمانی مدل جدید و طراحی یک مدل ریاضی بهینه سازی بر اساس آن است. روش تحقیق این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر جمع آوری داده ها توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری شامل متخصصان دانشگاهی، فعالان حوزه تعالی سازمانی و کارشناسان شرکت همراه اول (MCI) است. در این تحقیق ابتدا با بهره گیری از مرور ادبیات سیستماتیک، مهم ترین قابلیت های سازمانی از منابع معتبر استخراج و دسته بندی گردید. در گام دوم، بر مبنای دیدگاه خبرگان و با استفاده از سیستم استنتاج فازی، روابط علیِ میان قابلیت ها و مدل تعالی سازمانی مدل سازی شدند. سپس برای هر قابلیت، معادلات ریاضی به منظور تعریف تابع کمّی سازی استخراج شد و کلیت مدل ریاضی قابلیت ها، تدوین گردید. در نهایت، با به کارگیری الگوریتم ژنتیک، پارامترهای مدل ریاضی بهینه سازی شدند تا بهترین ترکیب قابلیت ها در راستای تعالی سازمانی تعیین شود. در پایان، پیشنهاداتی برای کاربرد عملی چارچوب در شرکت ها و مسیرهای توسعه آتی پژوهش ارائه شده است.
The Role of Phased Retirement in Transferring Knowledge to Younger Generations in Iran’s Heritage Tourism Sector(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The transmission of cultural knowledge plays a pivotal role in preserving cultural identity and promoting the sustainable development of heritage tourism. However, this form of knowledge is primarily tacit and transferred informally across generations, which makes its preservation increasingly challenging, particularly in light of the sudden retirement of experienced experts and the consequent loss of invaluable expertise. This study examines phased retirement as an innovative managerial strategy to facilitate cultural knowledge transfer. Grounded in Nonaka and Takeuchi’s SECI model, which conceptualises knowledge transfer through the stages of socialisation, externalisation, combination, and internalisation, the research employed a descriptive-analytical design using document analysis, field investigations, and a researcher-designed questionnaire. A total of 220 tourism industry professionals participated, and data were analysed with SPSS and Smart PLS, employing AVE, Fornell-Larcker, factor loadings, Cronbach’s alpha, and structural equation modelling. The findings reveal that phased retirement enhances cultural knowledge transfer by fostering intergenerational interaction, facilitating documentation, and strengthening the competencies of younger employees. The study recommends that tourism managers and policymakers adopt phased retirement strategies to improve cultural sustainability and enhance the quality of heritage tourism services.
Enhancing Tourist Experience and Cultural Intelligence: The Mediating Role of Mobile Applications in Intercultural Interactions(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study investigates the mediating role of mobile application satisfaction in the relationship between positive intercultural encounters, cultural intelligence, and tourist experience. It addresses a critical gap in understanding how digital tools facilitate meaningful cross-cultural engagement within tourism contexts. This applied, descriptive-analytical research was conducted among 371 tourists visiting Yazd Province, selected through simple random sampling. Validity was confirmed through convergent and discriminant validity assessments, and reliability was established via Cronbach's alpha and composite reliability. Multivariate normality was confirmed. Subsequently, the hypothesized relationships were examined using SEM in Amos24, employing the robust Maximum Likelihood (MLR) estimation method to ensure robust parameter estimates. Results indicate that while the direct effects between intercultural encounters and cultural intelligence and tourist experience were nonsignificant, significant indirect effects emerged through mobile app satisfaction. Intercultural encounters positively predicted app satisfaction, which in turn enhanced cultural intelligence and tourist experience. Bootstrapping confirmed significant mediation for cultural intelligence and tourist experience. Mobile applications serve as pivotal conduits for transforming intercultural interactions into enhanced cultural competence and enriched travel experiences. These findings underscore the importance of digital infrastructure in modern tourism management and offer practical implications for experience design.
طراحی مدل اکوسیستم کارآفرینی در صنایع رقابتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه تکنولوژی صنعتی دوره ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۰
17 - 32
حوزههای تخصصی:
ایجاد اکوسیستم کارآفرینی یکی از راهبردهای توسعه اقتصادی است که می تواند با ایجاد شرایط مناسب زمینه رشد و نوآوری کسب و کارها، اشتغال زایی، افزایش رقابت پذیری و توسعه پایدار را تسهیل کند. اکوسیستم ها مجموعه ای از دورنماهای فرهنگی متمرکز، شبکه های اجتماعی، حمایت مالی، دانشگاه ها و سیاست های اقتصادی فعالی هستند که محیط های حمایتی را خلق می کند. در صورتیکه اکوسیستم ها کارآمد باشند، شناسایی فرصت های کارآفرینانه و جهت گیری به سوی رقابت پذیری تسهیل می گردد. دلیل تاکید بر رقابت پذیری آنست که شرکت هایی که در بازارهای رقابتی فعالیت می کنند، محصولات آنها با کیفیت و کمیت بالاتر و ارزان تر تولید شده و به توسعه بازار و صادرات توجه بیشتری دارند. هدف پژوهش حاضر طراحی مدل اکوسیستم کارآفرینی در صنایع رقابتی است. این مطالعه دارای رویکرد سیستماتیک و روش شناسی نظریه گراندد تئوری است . به منظور انتخاب صنایع رقابتی از شاخص هرفیندال هیرشمن استفاده گردید و در نهایت دو صنعت انتخاب گردید. برای گردآوری داده ها 17 مصاحبه با کارآفرینان در صنایع رقابت پذیر شامل صنعت دارویی و مواد غذایی با استفاده از تکنیک های کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. در نهایت مدل پارادایمی پژوهش شامل شرایط علی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، مقوله های کانونی، راهبردها و پیامدها ارائه شد. این مطالعه با شناسایی عوامل اصلی و تعاملات آنها به درک اکوسیستم کارآفرینی کمک می کند و بینش هایی را برای سیاست گذاران، کارآفرینان و ذینفعان فراهم می کند تا محیطی مساعد برای کارآفرینی و ترویج رقابت پذیری ایجاد کنند
طراحی الگوی شایستگی منابع انسانی شرکت گاز مازندران با روش نظریه داده بنیاد چندگانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رویکرد شایستگی از نوین ترین رویکردها در مدیریت منابع انسانی است که در تلاش است با محور قرار دادن شایستگی های سازمان، نظام های مدیریت منابع انسانی را به صورتی منسجم و یکپارچه شکل داده و اهداف متعالی سازمان را در دستیابی به مزیت رقابتی پایدار محقق سازد. پژوهش حاضر با هدف الگوی شایستگی منابع انسانی شرکت گاز مازندران انجام گرفته است. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی-توسعه ای و به لحاظ اجرا پژوهشی کیفی (با استفاده از رویکرد نظریه داده بنیاد چندگانه) می باشد. جهت گردآوری اطلاعات، پایگاه های داده مختلفی همچون گوگل اسکالر، اسکوپوس، وب اف ساینس بین سالهای 2010 تا 2023 برای تحقیقات خارجی و برای مقاله های داخلی پایگاههای داده نورمگز و SIDبین سال های 1394 تا 1402 بررسی شده است. همچنین قوانین واسناد بالادستی صنعت نفت در شرکت گاز مازندران و شرح وظایف هر واحد جهت شناسایی ابعاد شایستگی منابع انسانی شرکت مورد بررسی قرار گرفت و با 22 خبره دارای سابقه و تجربه کاری، مصاحبه عمیق صورت گرفت. برای تحلیل، دسته بندی و کدگذاری شاخصها و مقوله ها از نرم افزار MAXQDA استفاده شد. بعد از بررسی متون مصاحبه های انجام شده، شرح وظایف همه بخشها و مقاله های مرتبط در این حوزه و کدگذاری و دسته بندی آنها تعداد 514 مفاهیم ( با فراوانی 914 )، 59 مقوله فرعی احصا شده است و در نهایت پس از کنار هم قرار دادن و ادغام شاخصهای بدست آمده یک الگوی سه بعدی استخراج گردید.بر اساس این الگو، ابعاد شایستگی منابع انسانی مازندران شامل بعد فردی، بعد سازمانی و بعد اجتماعی میباشد.
مدل ارتقاء خلاقیت و نوآوری در نیروی دریایی ارتش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مقاله حاضر با هدف احصاء مدل خلاقیت و نوآوری در نیروی دریایی ارتش به مطالعه ادبیات از مقالات علمی در سطح ملی و فراملی می پردازد. آنگاه با تحلیلی مفهومی مدل ارتقاء خلاقیت و نوآوری در نیروی دریایی ارتش بیان شده است. روش : مقاله حاضر یک مرور نظام مند (مرور سیستماتیک) است که با رویکرد فراترکیب جهت استخراج منابع من اس ب برای ارزیابی پژوهش ها و روش مطالعات کتابخانه ای و اسنادی برای تعیین، جمع آوری، ترکیب و خلاصه کردن یافته های پژوهشی مرتبط با «مدل ارتقاء خلاقیت و نوآوری در نیروی دریایی ارتش» استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه پژوهش شامل م ق الات چاپ شده و پژوهش های صورت گرفته در خصوص عنوان در سال های 2004 ال ی 2024 میلادی ب ود. یافته ها: ارتقاء خلاقیت و نوآوری در نیروی دریایی ارتش نیازمند یک رویکرد جامع و چند بعدی است که شامل طراحی و بهینه سازی تجهیزات، توسعه فناوری های جدید، آموزش و توسعه نیروی انسانی، استفاده از داده های بزرگ و هوش مصنوعی و همکاری های بین المللی می باشد. نتیجه گیری: نتایج یافته ها ابعاد به صورت همزمان و هماهنگ باید مورد توجه قرار گیرند تا نیروی دریایی بتواند به چالش های جدید پاسخ دهد و توانمندی های خود را در سطح بین المللی افزایش دهد. همچنین یافته ها نشان دهنده اهمیت و پیچیدگی مدل ارتقاء خلاقیت و نوآوری در نیروی دریایی ارتش است. این مدل در پنج بعد کلیدی قابل تبیین است که هر یک به نوبه خود به تقویت توانمندی ها و بهبود عملکرد نیروی دریایی کمک می کند.
تأثیر نقش تعدیلی تمایل به ریسک مالی در اثرگذاری سوگیری های شناختی بر تصمیمات سرمایه گذاران فردی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از جنبه هایی که در فرایند تصمیم گیری افراد می تواند بر نحوه واکنش آن ها به ریسک سرمایه گذاری تأثیر بگذارد، ساختار روانی آنها است و تصمیم گیری سرمایه گذاران تحت تأثیر بسیاری از سوگیری های شناختی است. ازآنجاکه ابهامات زیادی در فرایند تصمیم گیری وجود دارد، ریسک ذاتاً در هر تصمیمی دخیل است و برای سرمایه گذارانی که تحت تأثیر سوگیری های شناختی قرار دارند، شدت اثر آن بسیار کمتر است. به همین منظور هدف از انجام پژوهش حاضر، مطالعه نقش تعدیلی تمایل به ریسک مالی در اثرگذاری سوگیری های شناختی بر تصمیمات سرمایه گذاران فردی است. روش: جامعه آماری پژوهش شامل سرمایه گذاران فردی در بورس اوراق بهادار تهران، بازه زمانی جمع آوری داده های پژوهش ۶ ماهه اول سال ۱۴۰۳ و نمونه آماری پژوهش شامل ۳۸۴ سرمایه گذار سهام فردی انتخابی بر اساس روش نمونه گیری تصادفی است. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه استاندارد است و از مدل سازی معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) برای تحلیل آماری داده های پژوهش استفاده شده است. یافته ها: بر طبق یافته های پژوهش، تمایل به ریسک مالی در تعدیل اثرگذاری سوگیری های شناختی بیش اعتمادی، دسترسی، لنگر اندازی و نمایندگی بر تصمیمات سرمایه گذاران فردی نقش دارد، اما در تعدیل اثر سوگیری مغالطه قمارباز بر تصمیمات سرمایه گذاران فردی، نقشی ایفا نمی کند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش می تواند در درک دانشگاهیان، محققان، متخصصان و مشاوران مالی در خصوص نقش تمایل به ریسک مالی در تعدیل تأثیر سوگیری های رفتاری بر تصمیمات سرمایه گذاران فردی مؤثر واقع شده و بر نحوه بهره برداری سرمایه گذاران فردی از جنبه های رفتاری حیاتی در بازارهای مالی به منظور جلوگیری از زیان های ناخواسته سرمایه گذاری و مدیریت ریسک مالی کمک نماید.
طراحی و روایابی الگوی صمیمیت سازمانی در شرایط دورکاری: رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بهره وری سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۴
215 - 238
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی و روایی یابی الگوی صمیمیت سازمانی در شرایط دورکاری انجام شد. جهت گیری پژوهش، توسعه ای و روش شناسی آن، از نوع متوالی- اکتشافی دو مرحلهای با رویکرد آمیخته می باشد. رویکرد پژوهش در بخش کیفی، تحلیل محتوا و واحد تحلیل آن کلمه و مضمون بود. جامعه آماری، متشکل از خبرگان دانشگاهی بودند که با استفاده از شیوه نمونه گیری زنجیره ای در مصاحبه پانزدهم اشباع نظری حاصل گردید. در بخش کمی، روش تحقیق توصیفی- پیمایشی بود و جامعه آماری شامل کلیه کارکنان دانشگاه پیام نور استان تهران بودند که با استفاده از رویکرد نمونه گیری تصادفی ساده و از طریق فرمول کوکران، 316 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. بر اساس ترکیب الگوی سندلوسکی - باروس (2007) و براون- کلارک (2006) در تحقیقات کیفی، 3 بعد و 41 مؤلفه به عنوان عوامل ارتقای صمیمیت سازمانی شناسایی شدند. با تشکیل گروه کانونی و برآورد ضریب کاپای کوهن 91/0، یافته های پژوهش از کفایت لازم برخوردار بود. نتایج داده های کمی نیز وجود رابطه متغیرهای رفتاری، ساختاری و محیطی با ارتقای صمیمیت در شرایط دورکاری را تأیید کرد. یافته های این پژوهش در مجموع نشان داد قابلیت های رفتاری، ساختاری و محیطی در سازمان، در ارتقای صمیمیت سازمانی در شرایط دورکاری مؤثر است.
طراحی الگوی نقش تحقیق در عملیات در سیاست گذاری عمومی با تأکید بر قابلیت های هوش مصنوعی
حوزههای تخصصی:
تحقیق در عملیات و هوش مصنوعی به عنوان ابزارهای پیشرفته، ظرفیت بالایی در بهینه سازی فرآیندهای تصمیم گیری و اجرای سیاست ها در بخش عمومی دارند. این پژوهش با هدف بررسی نقش تحقیق در عملیات در سیاست گذاری عمومی و تحلیل قابلیت های هوش مصنوعی در این فرایند انجام شده است. این مطالعه با رویکرد آمیخته انجام شده است. در بخش کیفی، داده ها از طریق تحلیل مضمون بر اساس مصاحبه های نیمه ساختار یافته با خبرگان حوزه تحقیق در عملیات، سیاست گذاری عمومی و هوش مصنوعی گردآوری شده است. در بخش کمّی نیز از رویکرد پیمایش استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که ادغام تحقیق در عملیات و هوش مصنوعی می تواند سیاست گذاری عمومی را در چهار حوزه متحول کند: سیاست گذاری هوشمند، توسعه سیاست های رفاهی و اجتماعی، بهبود بهره وری فرآیندهای اجرایی و تحلیل داده ها و سناریوسازی سیاستی. نتایج این پژوهش نشان می دهد که ادغام تحقیق در عملیات و هوش مصنوعی می تواند سیاست گذاری عمومی را کارآمدتر، شفاف تر و داده محورتر کند. برای دستیابی به این اهداف، توسعه زیرساخت های فناورانه، تدوین چارچوب های نظارتی شفاف و بهره گیری از نظارت انسانی در فرآیندهای تصمیم گیری، ضروری است.
شناسایی و تحلیل آینده پژوهانه زیرساخت ها در تحقق مقاصد گردشگری هوشمند در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
128 - 143
حوزههای تخصصی:
مقدمه در پی تحولات ناشی از فناوری اطلاعات، گردشگری هوشمند به عنوان یکی از شکل های نوظهور گردشگری، به گامی متمایز در تکامل فناوری اطلاعات و ارتباطات در گردشگری تبدیل شده و ابعاد فیزیکی و حکمرانی گردشگری در حال ورود به عرصه بازی دیجیتال هستند. این مفهوم در مناطقی از جمله آسیا و اروپا به طور گسترده ای به یک اولویت استراتژیک در راستای توسعه گردشگری تبدیل شده و هم اکنون کشورهای مختلفی از سراسر جهان پروژه هایی را در جهت تحقق این نوع از گردشگری آغاز کرده اند. آمارها نشان می دهد اگر چه مفهوم هوشمندی در صنعت گردشگری سابقه ای طولانی ندارد، حجم بازار سفرهای هوشمند در جهان در سال 2023 رقمی در حدود 28/8 میلیارد دلار آمریکا را به ثبت رسانده است و با در نظر داشتن نرخ رشد مرکب سالانه 16 درصد، این مقدار به حدود 126/8 در سال 2033 خواهد رسید. در نتیجه، گردشگری هوشمند و مزایای متعدد آن برای گردشگران، ساکنان، مدیران و سایر ذی نفعان مقصد ضرورت اقدام در جهت پیشبرد اهداف و توسعه آن را برجسته ساخته است. در این مسیر بسترسازی و فراهم کردن زیرساخت های این نسل از گردشگری اولین گام در تحقق گردشگری هوشمند است که این موضوع در روند سیاست گذاری و سرمایه گذاری بسیاری از کشورها نیز مد نظر قرار گرفته است. لذا تحقق گردشگری هوشمند مستلزم وجود زیرساخت های مناسب در مقیاس مختلف است که به عنوان پایه ای برای توسعه و اجرای استراتژی های نوآورانه در گردشگری عمل می کنند و دستیابی به مزایای پایداری، رقابت پذیری و رضایت ذی نفعان را امکان پذیر می سازند. در ایران، علی رغم پتانسیل های فراوان گردشگری، تحقق مقاصد گردشگری هوشمند با چالش هایی مواجه است. توسعه گردشگری به عنوان یکی از بخش های مهم اقتصادی کشور، نیازمند توجه ویژه به زیرساخت های مدرن و فناوری های نوین است. در این راستا، مطالعه حاضر با بهره گیری از نظرات خبرگان در حوزه های گردشگری و فناوری اطلاعات و ارتباطات در قالب مصاحبه های نیمه ساختاریافته تلاش دارد تا مهم ترین زیرساخت های مورد نیاز برای تحقق مقاصد گردشگری هوشمند در ایران را شناسایی کند و با مشخص کردن روابط بین عوامل و تأثیرات آن ها بر یکدیگر در قالب تحلیل آینده پژوهی، از طریق ارائه راهکارها و پیشنهادهای کاربردی گامی مؤثر در جهت توسعه این مفهوم بردارد. مواد و روش ها پژوهش حاضر به روش آمیخته انجام شده است. بخش اول انجام پژوهش از نوع کیفی بوده و با روش تحلیل مضمون انجام شده است و هدف آن، شناسایی زیرساخت های پیش نیاز تحقق گردشگری هوشمند با درنظر داشتن شرایط روز کشور ایران است. به این منظور برای جمع آوری داده ها، ابزار مصاحبه انتخاب شد و برای انتخاب خبرگان به منظور انجام مصاحبه، از روش قضاوتی و در دسترس استفاده شد که با تکنیک گلوله برفی ادامه پیدا کرد. به این ترتیب، با افرادی که همگی فعالان حوزه هوشمندسازی یا گردشگری در شهر تهران بودند، ارتباط برقرار و جلسات مصاحبه ای با سؤال های نیمه ساختار یافته برگزار شد و بعد از مصاحبه با 12 نفر، اشباع داده ها حاصل شد. سپس برای تجزیه و تحلیل داده ها و استخراج مضامین از فرایندی جامع متشکل از 6 گام استفاده شد. در گام اول لازم است پژوهشگر با عمق و غنای محتوا کاملاً آشنا شود. در گام دوم، از کدها برای تقسیم داده های متنی به قسمت های قابل فهم تر استفاده می شود. سپس در گام سوم کدهای مختلف در قالب مضامین مرتب می شوند و در گام چهارم این مضامین پالایش می شوند. در گام پنجم مضامین کشف شده بر اساس اهداف و ادبیات تحقیق تعریف و نام گذاری شده و در گام ششم به عنوان آخرین گام از تحلیل، تحلیل و تدوین گزارش نهایی صورت می گیرد. سپس در فاز بعد برای بررسی شبکه زیرساخت ها و اثرگذاری آن ها بر یکدیگر در مسیر تحقق و پیاده سازی و انجام تحلیل آینده پژوهی در این زمینه، از تحلیل کمّی تأثیرات متقابل به کمک نرم افزار میک مک استفاده شد. در این راستا زیرساخت های شناسایی شده در بخش اول، در قالب ماتریس هایی طراحی شده و از خبرگان خواسته شد برای مشخص کردن تأثیرات متقابل هر بخش از زیرساخت ها، این ماتریس ها را تکمیل کنند. یافته ها در مجموعه نهایی 15 مضمون شناسایی شد و بر اساس مصاحبه های انجام شده با افراد آگاه و مطالعه پیشینه تحقیق، زیرساخت های بسترساز تحقق گردشگری هوشمند به دو دسته کلی فیزیکی و دیجیتال به عنوان مضامین فراگیر تقسیم بندی شدند. زیرساخت های فیزیکی براساس مضامین سازمان دهنده شامل سیستم های حمل ونقل هوشمند، امکانات و ابزارهای خدماتی و اقامتی هوشمند، فضای شهری هوشمند، جاذبه های گردشگری مجهز، تجهیزات ایمنی و امنیت فیزیکی و مراکز اطلاع رسانی و فرهنگی هستند. تحلیل تأثیرات متقابل این دسته از زیرساخت ها نشان داد حدود 67 درصد از این زیرساخت ها با یکدیگر تأثیرات متقابل دارند و از بین آن ها سخت افزارهای فناوری اطلاعات و ارتباطات بیشترین تأثیر را بر سایر مؤلفه ها دارد. در کنار زیرساخت های فیزیکی، توسعه زیرساخت های دیجیتال نیز اهمیت بسزایی در تحقق گردشگری هوشمند دارد. براساس مضامین سازمان دهنده این زیرساخت ها شامل ابزارهای بهره برداری از کلان داده ها، ابزارهای هوشمند مدیریتی دربرگیرنده داشبوردها و دستیارهای هوشمند، سامانه های اطلاعاتی گردشگری، اینترنت رایگان و در دسترس، پلتفرم های آنلاین رزرو و برنامه ریزی، سیستم های پرداخت هوشمند، امنیت دیجیتال و حفاظت از داده های گردشگران و شبکه یکپارچه دستگاه های متصل هستند. تحلیل تأثیرات متقابل این دسته از زیرساخت ها نیز نشان داد حدود 71 درصد از این زیرساخت ها با یکدیگر تأثیرات متقابل دارند و از بین آن ها اینترنت در دسترس و امنیت دیجیتال بیشترین تأثیر را بر سایر مؤلفه ها دارد. نتیجه گیری گردشگری هوشمند یکی از انواع نوظهور در صنعت گردشگری است که مزایای متعدد آن ضرورت اقدام در جهت پیشبرد اهداف و توسعه آن را برجسته ساخته است. در این زمینه بسترسازی و فراهم کردن زیرساخت های این نسل از گردشگری اولین گام در تحقق گردشگری هوشمند است. در این راستا در پژوهش حاضر زیرساخت های پیش نیاز برای تحقق گردشگری هوشمند به وسیله انجام مصاحبه با خبرگان و به کارگیری تحلیل مضمون استخراج شد. نتیجه این اقدام به مجموعه دسته بندی شده ای از 15 مضمون سازمان دهنده در قالب 2 مضمون فراگیر منجر شد. براساس یافته ها، توسعه زیرساخت های فیزیکی اولین بُعد از بسترسازی در مسیر تحقق مقاصد گردشگری هوشمند است که با پشتیبانی از کارکردهای گردشگری هوشمند در مقصد از جمله امکان فراهم کردن امکان جمع آوری و ارائه اطلاعات بلادرنگ و دسترسی به آن ها، برقراری ارتباطات مؤثر و افزایش امنیت و راحتی موجب بهبود کیفیت و ارتقای سطح خدمات در مقصد می شود که افزایش رضایت گردشگران و بهبود تجربه آنان را به دنبال دارد. به کارگیری این سخت افزارها ضمن پشتیبانی از تجربه ای توأم با فناوری برای گردشگران، به مدیران کمک می کند تا برنامه ریزی بهتری داشته باشند و منابع را به صورت بهینه تری مدیریت کنند. دومین بُعد از بسترسازی برای دستیابی به مقاصد گردشگری هوشمند نیز توسعه زیرساخت های دیجیتال است که به کارگیری آن ها در کنار زیرساخت های فیزیکی علاوه بر ارتقای تجربه گردشگران و رضایت آن ها، به مدیریت کارآمد مقصد، استفاده بهینه منابع و کاهش هزینه ها منجر می شود. در نهایت، زیرساخت های فناوری اطلاعات و ارتباطات به توسعه پایدار، رقابت پذیری و رشد اقتصادی جوامع میزبان کمک می کند. از این رو، سرمایه گذاری در این حوزه و بهره گیری از نوآوری های تکنولوژیکی می تواند به ارتقای کیفیت خدمات گردشگری و جذب بیشتر گردشگران منجر شود. یافته های این پژوهش نشان داد تحقق مقاصد هوشمند گردشگری نیازمند رویکردی جامع است که در آن زیرساخت های فیزیکی و دیجیتال به عنوان دو بُعد مکمل و به صورت هم افزا عمل کنند و علاوه بر تسهیل عملیات مدیریت هوشمند مقصد، نیازهای اساسی گردشگران را برآورده سازند و در نهایت، تجربه کلی سفر را بهبود بخشند. علاوه بر این، نتایج تحقیق تأکید می کند که زیرساخت های فیزیکی و دیجیتال باید در چهارچوب یک استراتژی یکپارچه و به گونه ای طراحی شوند که نه تنها نیازهای حال حاضر را برآورده سازند، بلکه ظرفیت انعطاف پذیری و انطباق با فناوری های نوظهور در آینده را نیز داشته باشند. در نهایت می توان گفت که در تکمیل تحقیقات پیشین که غالباً بر تحلیل وضعیت موجود یا شناسایی موانع تمرکز داشتند، پژوهش فعلی با شناسایی جامع ابعاد زیرساخت های لازم، مدلی یکپارچه برای رسیدن به نقطه ایده آل ارائه داد که مسیر روشنی برای طراحی و پیاده سازی استراتژی های هوشمندسازی مقاصد گردشگری فراهم می کند. در نهایت، پیشنهاد می شود سیاست گذاران و مدیران گردشگری کشور، برنامه ریزی جامعی را برای اولویت بخشی به توسعه زیرساخت های بسترساز گردشگری هوشمند تدوین کنند. تحقق این اهداف می تواند به مواردی نظیر ایجاد اشتغال و افزایش رفاه اجتماعی منجر شود که همه از اهداف کلان توسعه ملی به شمار می آیند.
طراحی الگوی پارادایمی مربی گری سازمانی در سازمان های ورزشی با رویکرد توانمندسازی منابع انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف طراحی الگوی پارادایمی مربی گری سازمانی در سازمان های ورزشی با رویکرد توانمندسازی منابع انسانی انجام گرفت. روش تحقیق پژوهش حاضراز نوع کیفی با رویکرد داده بنیاد است که از نظر هدف کاربردی و از نظر جمع آوری اطلاعات به صورت میدانی انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق، شامل اساتید مدیریت ورزشی، مدیران وزارت ورزش و جوانان، مدیران فدراسیون های ورزشی، مدیران کمیته ملی المپیک، مدیران پارالمپیک، افراد دارای تجربه در حوزه مدیریت ورزشی که رساله یا مقاله کار کرده اند، بودند که 20 نفر از میان آن ها به صورت نمونه گیری هدفمند گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار تحقیق، مصاحبه های نیمه ساختاری بود که تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. روایی و پایایی تحقیق، از روش مقبولیت، انتقال پذیری و تأییدپذیری به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها جهت کدگذاری باز، محوری و گزینشی از رویکرد کیفی گراندد تئوری (تئوری زمینه ای) استفاده شد و با تحلیل خط به خط مصاحبه ها، کدگذاری باز انجام گرفت. بر اساس کدهای باز شناسایی شده، کدهای محوری شکل گرفتند و به کمک کدگذاری انتخابی مدل نظری توسعه پیدا کرد، سپس مدل پارادایمی با نظر خبرگان مورد تأیید قرار گرفت. نتایج کدگذاری باز حاکی از آن بود که 329 کد در شش محور شرایط علی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبرد، پیامد و پدیده محوری شناسایی شد. با مرور و تحلیل مصاحبه ها 64 کد در قالب 9 مفهوم در محور شرایط علی، 77 کد در قالب 11 مفهوم تحت شرایط زمینه ای، 24 کد در قالب 6 مفهوم تحت شرایط مداخله گر، 36 کد در قالب 7 مفهوم در محور راهبردها، 82 کد در قالب 13 مفهوم مرتبط با پیامدها و 46 کد در قالب 8 مفهوم مرتبط با مقوله پدیده محوری الگوی مربی گری سازمانی در سازمان های ورزشی با رویکرد توانمند سازی منابع انسانی شناسایی شدند.
ارزیابی عوامل مؤثر برانگیزش ورزشکاران لیگ حرفه ای فوتبال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی الگوی عوامل مؤثر بر میزان انگیزش ورزشکاران شاغل در لیگ برتر فوتبال در سال ۱۴۰۲ انجام شد. تپژوهش از نظر هدف کاربردی-توسعه ای است که با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار PLS انجام شد. برای استخراج مؤلفه های کلی مؤثر در انگیزش ورزشکاران شاغل در لیگ حرفه ای فوتبال ایران از نتایج پژوهش های قابل دسترس در پایگاه های علمی و برای جزئیات و گویه های هرکدام از مؤلفه های استخراج شده با توجه به شرایط باشگاه های فوتبال ایران مصاحبه با 16 نفر از صاحب نظران بود. به منظور تأیید مدل عوامل مؤثر در انگیزش ورزشکاران شاغل در لیگ برتر فوتبال، پرسشنامه ای (با 37 سؤال در پنج مؤلفه کلی) تدوین شد. نتایج به دست آمده از تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که مؤلفه های مؤثر در انگیزش بازیکنان فوتبال دارای 37 شاخص در 5 مؤلفه کلی (شیوه های ارزیابی از عملکرد بازیکنان، حفظ شأن و منزلت بازیکنان، ویژگی های فردی و شخصیتی بازیکنان، مجموعه سازوکارهای مالی و تسهیلات رفاهی باشگاه) شناسایی شدند که این مؤلفه ها، 08/69 درصد از واریانس مؤلفه های انگیزش آنان را تبیین می کنند. به منظور افزایش انگیزه در بین بازیکنان؛ برقراری عدالت در پاداش ها و شفافیت در پرداخت ها، استفاده از بازیکنان در مسابقات و عضویت در تیم های فوتبال براساس توانایی های فنی و مهارتی و شایستگی و حذف مواردی مانند قومیت گرایی و روابط، حفظ شأن، منزلت و احترام به ورزشکاران براساس منشور اخلاقی باشگاه ها و ارائه تسهیلات رفاهی در حد توانایی و دارایی های باشگاه به بازیکنان پیشنهاد می شود.
شناسایی هوشمند ناهنجاری در داده های صنعتی نامتوازن با استفاده از مدل XGBoost و الگوریتم ژنتیک (GA) جهت بهینه سازی عملکرد در شناسایی محصولات معیوب در خط تولید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
170 - 194
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف . فرآیند ﺧﻄﻮط تولید و توالی آن ﯾﮑﯽ از روﯾﮑﺮد ﻫﺎی اساسی در برنامه ریزی ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺻﻨﻌﺘﯽ به صورت انبوه است. ﻋﺪم برنامه ریزی در ﺧﻄﻮط و راه کار مناسب برای بهینه سازی سیستم های موثر در فرآیند تولید و مونتاژ، ﺑﺎﻋﺚ اﻓﺰاﯾﺶ زمان تخصیصی به امر تولید و افزایش زمان های توقف ماشین آلات و در ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮐﺎﻫﺶ تعداد محصولات تولید از لحاظ تعدادی و نرخ تولید عدم ﮐﺎراﯾﯽ منابع تخصیصی و در اختیار و در نتیجه اﻓﺰاﯾﺶ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎی ﺳﯿﺴﺘﻢ می شود ﮐﻪ همه این ﻋﻮاﻣﻞ در ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﻬﺮه وری ﭘﺎﯾﯿﻦ و از دست دادن منابع موجود است. از این رو در این پژوهش هدف اصلی شناسایی ناهنجاری ها در فرآیند تولید ویفر های نیمه هادی با استفاده از روش های یادگیری ماشین است. داده های مورد استفاده شامل ویژگی های مختلفی از ویفر های تولیدی است که از یک تولید کننده بزرگ در صنعت نیمه هادی جمع آوری شده و حاوی اطلاعاتی از وضعیت ویفرها در فرآیند تولید است. به منظور بهبود عملکرد مدل و کاهش اثرات منفی داده های پرت، از روش وینزوریزه کردن برای تعدیل مقادیر بسیار دور از میانگین در برخی از ویژگی ها استفاده شد. همچنین، برای آماده سازی بهتر داده ها، ویژگی ها استاندارد سازی شدند تا مدل نسبت به تفاوت مقیاس بین ویژگی ها حساس نباشد.
روش ها . در این پژوهش، با استفاده از روش های پیش پردازش داده و همچنین شبیه سازی در نرم افزار پایتون، سعی شد تا دقت مدل در شناسایی ناهنجاری ها افزایش یابد. اولین گام، آماده سازی داده ها و حذف یا تعدیل داده های پرت بود. به دلیل اینکه برخی از ویژگی ها شامل مقادیر بسیار و تعداد زیاد دور از میانگین بودند که می توانستند مدل را دچار انحراف کنند، از روش "وینزوریزه کردن" استفاده شد. وینزوریزه کردن به این معناست که مقادیر بسیار بزرگ و بسیار کوچک هر ویژگی به آستانه های معینی محدود می شوند تا تأثیر آن ها بر عملکرد مدل کاهش یابد. یکی دیگر از گام های کلیدی در این پروژه، کاهش ابعاد داده ها بود. با توجه به اینکه این مجموعه داده شامل ۱۵۵۸ ویژگی است، پردازش و تحلیل تمامی این ویژگی ها نیازمند منابع محاسباتی قابل توجهی است و ممکن است مدل را پیچیده تر از حد لازم کند. از این رو، با بهره گیری از روش "تحلیل تفکیک خطی (LDA) ، ابعاد داده ها به فضای بُعد پایین تری کاهش یافت تا جدایی بهتری بین کلاس های نرمال و ناهنجار ایجاد شود. این کاهش ابعاد به مدل کمک می کند تا طبقه بندی داده ها را با دقت بیشتری انجام دهد و همچنین پردازش محاسباتی ساده تر شود.
یافته ها . پس از آماده سازی داده ها، برای استانداردسازی داده ها ازجدول استاندارد آرایه های متعامد در روش تاگوچی استفاده می شود آرایه های متعامد L9(34) به عنوان مناسب ترین طرح برای مدل های سه تا شش انتخاب می شوند. سپس داده ها مربوط به پژوهش با استفاده از مدل XGBoost و الگوریتم ژنتیک برای شناسایی ناهنجاری ها و مقایسه دو مدل استفاده شده است . عملکرد مدل با استفاده از ماتریس در هم ریختگی و منحنی ROC و کارائی الگوریتم ژنتیک مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که مدل توانایی بالایی در شناسایی ناهنجاری ها دارد و مقدار زیر منحنی AUC برابر با ۰.۹۷ به دست آمد. در ادامه، به منظور بهینه سازی بیشتر و مدیریت چالش عدم توازن داده -ها، از الگوریتم ژنتیک (GA) به عنوان یک رویکرد تکاملی برای تنظیم وزن ویژگی ها و آستانه طبقه بندی استفاده شد این نتایج نشان دهنده توانایی مدل در تفکیک نمونه های سالم و معیوب با دقت بالا است. این پژوهش نشان می دهد که با استفاده از تکنیک های مناسب پیش پردازش داده و مدل های یادگیری ماشین، می توان در شناسایی ناهنجاری های تولید و شناسایی قطعات معیوب به نتایج موفقیت آمیزی دست یافت و از ورود محصولات معیوب به بازار جلوگیری کرد.
نتیجه گیری . نتایج به دست آمده از این تحقیق نشان داد که روش XGBoost توانایی بالایی در تشخیص ناهنجاری ها دارد.و همچنین الگوریتم ژنتیک توانسته است معیارهای عملکردی مانند دقت (92.4%)، ، فراخوانی (0.924) و امتیاز (0.913) را بهبود دهد و همگرایی پایداری در طول نسل های مختلف ارائه کند. ترکیب XGBoost و الگوریتم ژنتیک (GA) امکان شناسایی دقیق تر ناهنجاری ها را فراهم کرده و نشان می دهد که این رویکرد می تواند به عنوان یک چارچوب عملی در بهبود کنترل کیفیت، کاهش ضایعات و افزایش بهره وری خطوط تولید مورد استفاده قرار گیرد.
راهبرد بقاء کسب و کارهای کوچک دیجیتالی در شرایط نااطمینان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۳
157 - 177
حوزههای تخصصی:
کسبوکارهای کوچک دیجیتال با نرخ بالایی ناکامی روبرو هستند، به گونهای که بسیاری از آنها در پنج سال اولیه، از گردونه رقابت خارج میشوند. با این وجود، برخی از آنها توانستهاند با اتخاذ راهبردهای مقتضی این چالشها را پشت سر گذاشته و بقاء یابند. این مطالعه درصدد شناسایی چالشهایی است که کسبوکارهای دیجیتالی کوچک در محیط نااطمینان با آن روبرو هستند و راهکارهای آنها جهت مقابله با این چالشها و استمرار فعالیت خود خواهد بود. دادههای پژوهش از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته با هشت تن از مدیران و صاحبان کسبوکارهای کوچک دیجیتال در استانهای تهران و اصفهان در طی بازه زمانی سال 1401 تا 1402 گردآوری شده است. تحلیل دادهها با بهرهگیری از روش تحلیلی محتوای کیفی مورد تحلیل قرار گرفتهاند. در پاسخ به سوال اول، سه چالش بقاء که عمدتا ماهیت بیرونی دارند شناسایی شد که عبارتند از: سیاسی- قانونی، علمی- فنی، اقتصادی- محیطی. در پاسخ به سوال دوم نیز یافتهها نشان میدهد که کسبوکارهای کوچک دیجیتال متناسب با نوع چالشی که با آن مواجه میشوند از چهار پاسخ/راهبرد جهت افزایش احتمال بقاء خود استفاده میکنند: راهبرد و بازاریابی، مالی، منابع انسانی و بهبود فرآیندها. اتخاذ این راهبردها با افزایش قابلیتهای درونی بنگاهها امکان بقاء بلندمدت آنها را نیز فراهم میآورد.
شناسایی سبک مدیریت مراکز مهد کودک و پیش دبستانی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۵
303 - 336
حوزههای تخصصی:
سبک مدیریت مهدکودک و پیش دبستانی به مجموعه ای از رویه ها، استراتژی ها و روش هایی گفته می شود که مدیران مهدکودک برای انجام وظایف مختلف خود و مدیریت منابع موجود در مهدکودک استفاده می کنند. سبک مدیریت مهدکودک و پیش دبستانی می تواند تأثیر مستقیمی بر کیفیت آموزش و پرورش، محیط آموزشی و عملکرد کلی مهدکودک داشته باشد. هدف این پژوهش شناسایی سبک مدیریت مراکز مهدکودک و پیش دبستانی شهر تهران، است. جامعه پژوهش حاضر را مدیران مهدکودک ها و پیش دبستانی های شهر تهران که به نگهداری و تعلیم و تربیت کودکان 3 تا 6 سال می پردازند و زیر نظر وزارت آموزش و پرورش شهر تهران هستند، تشکیل دادند. این پژوهش، از نوع پژوهش کیفی و روش پدیدار شناسی با الگوی کلایزی می باشد. جهت روایی ابزار پژوهش از روش اعتبار محتوا و نظرات اساتید متخصص در حوزه پژوهش استفاده گردید و به منظور رسیدن به پایایی از نظرات 12 نفر از مدیران مهدکودک و پیش دبستانی تا رسیدن به اشباع نظری استفاده شد. داده ها از طریق ابزار مصاحبه و با استفاده از روش تحلیل مضمون تجزیه و تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد، سبک های مدیریت مراکز مهدکودک و پیش دبستانی شهر تهران شامل مدیریت مشارکتی، مدیریت حمایتی، مدیریت تحولی و مدیریت مقتدرانه است. نتایج این تحقیق، می تواند برای مدیران مراکز مهدکودک و پیش دبستانی در ایران، مفید باشد. این مدیران می توانند با توجه به نتایج این تحقیق، سبک مدیریتی خود و نیز عملکرد مهدکودک را بهبود ببخشند.
بررسی نقش تعدیل گر فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی بر ارتباط بین حسابداری دیجیتال و کیفیت تصمیم گیری با نقش میانجی کیفیت اطلاعات در بخش بانکداری دولتی (مورد مطالعه: بانک سپه استان تهران)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیل گر فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی در ارتباط میان حسابداری دیجیتال و کیفیت تصمیم گیری با نقش میانجی کیفیت اطلاعات در بانک سپه استان تهران است. پژوهش به روش توصیفی-پیمایشی و بر اساس مدل معادلات ساختاری واریانس محور (PLS-SEM) انجام شده و جامعه آماری شامل ۵۱۱ نفر از کارکنان دارای پست های سازمانی مختلف در بانک سپه تهران بود که با استفاده از فرمول کوکران، نمونه ای ۲۱۹ نفره انتخاب گردید. داده ها از طریق پرسشنامه استاندارد گردآوری و اعتبار روایی و پایایی ابزار با شاخص های AVE، قابلیت اطمینان مرکب و آلفای کرونباخ تأیید شد. نتایج آزمون های توصیفی نشان داد بیشترین فراوانی متعلق به گروه سنی ۳۱ تا ۴۰ سال و سطح تحصیلات کارشناسی بود و همچنین غالب شرکت کنندگان دارای سابقه کاری ۱۰ تا ۱۵ سال و رشته تحصیلی حسابداری بودند. یافته ها نشان داد تمام متغیرهای مدل پژوهش از توزیع نرمال تبعیت نمی کنند، لذا تحلیل و آزمون فرضیات با رویکرد PLS صورت گرفت. نتایج مدل نشان داد کیفیت داده ها، کیفیت سیستم و کیفیت اطلاعات همگی اثر مثبت و معناداری بر کیفیت تصمیم گیری دارند و کیفیت اطلاعات نقش میانجیگری معناداری در روابط میان کیفیت داده و سیستم با کیفیت تصمیم گیری ایفا می کند. همچنین، فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی نیز رابطه بین کیفیت اطلاعات و تصمیم گیری را به طور معنادار تعدیل می نماید. شاخص های برازش مدل چون SRMR، R² و Q² همگی کفایت و مطلوبیت مدل مفهومی را تایید کردند. پژوهش حاضر با ارائه شواهد تجربی، بر اهمیت ارتقای کیفیت داده، اطلاعات و سیستم های حسابداری دیجیتال بانک ها و تقویت فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی در بهبود فرآیندهای تصمیم سازی در سازمان های مالی دولتی تأکید دارد.
بررسی رابطه بین برنامه ریزی مالیاتی و نکول مالی با توجه به نقش چرخه عمر در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، بررسی رابطه بین برنامه ریزی مالیاتی و نکول مالی با توجه به نقش چرخه عمر در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره 1397 الی 1402 صورت گرفت که در مجموع 816 مشاهده برای دوره پژوهش استفاده شد. روش آماری مورد استفاده در این پژوهش روش رگرسیون چند متغیره به شیوه پانل دیتا است. نتایج تحقیق نشان داد که بین برنامه ریزی مالیاتی و نکول مالی رابطه معنی داری به صورت معکوس وجود دارد و چرخه عمر شرکت بر رابطه بین برنامه ریزی مالیاتی و نکول مالی تاثیر دارد، بدین شکل که چرخه عمر شرکتها در مرحله رشد و بلوغ تاثیر معکوس بر رابطه بین برنامه ریزی مالیاتی و نکول مالی دارند اما چرخه عمر شرکتها در مرحله افول تاثیر مستقیم بر رابطه بین برنامه ریزی مالیاتی و نکول مالی دارد؛ یعنی شرکتهای در مرحله رشد و بلوغ برنامه ریزی مالیاتی بهتر و نکول مالی کمتر داشته اند اما شرکتهای در مرحله افول برنامه ریزی مالیاتی ضعیف تر و نکول مالی بیشتری داشته اند.
بررسی تاثیر قابلیت های تکنولوژی و استفاده از رسانه های اجتماعی بر عملکرد صادرات با نقش واسطه ای مزیت رقابتی شرکت دخانیات
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تاثیر قابلیت های تکنولوژی و استفاده از رسانه های اجتماعی بر عملکرد صادرات با نقش واسطه ای مزیت رقابتی می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف یک پژوهش کاربردی و از بعد جمع آوری اطلاعات یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش مدنظر را 158 نفر از کارکنان شرکت دخانیات تشکیل می دهند. در این پژوهش از روش نمونه گیری غیر احتمالی در دسترس استفاده شده است. حجم نمونه با توجه به جدول مورگان تعداد 108 نفر انتخاب شدند. در این پژوهش، ابزار اندازه گیری، پرسشنامه استاندارد بوده که در آن با استفاده از طیف لیکرت، نظر افراد جمع آوری شده است. پایایی آن که با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه شده، 897/0 می باشد. همچنین برای اطمینان از روایی ابزار اندازه گیری از نظرات استاد راهنما و همچنین دیگر اساتید گروه آموزشی استفاده شده است. روش های آماری مورد استفاده در این پژوهش آمار توصیفی و آمار استنباطی می باشند. در بخش آمار استنباطی متناسب با نیاز آماری، از آزمون معادلات ساختاری با نرم افزار Smart.pls استفاده شده است. نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که قابلیت تکنولوژی با ضریب تاثیر 0.73 بیشترین تاثیر را بر عملکرد صادرات دارد.