فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۰۱ تا ۲٬۰۲۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تبیین ویژگی های بومی و فرهنگی مؤثر بر شکل گیری و توسعه کارآفرینی هیبریدی در استان مازندران و با تمرکز بر پیوند دو حوزه گردشگری و کشاورزی انجام شده است. رویکرد تحقیق کیفی و از نوع پدیدارشناسی و با استفاده از روش کلایزی انتخاب گردید تا از طریق فهم عمیق تجارب زیسته کارآفرینان هیبریدی منطقه، ابعاد و مؤلفه های فرهنگی و بومی تأثیرگذار بر مسیر کارآفرینی شناسایی شود. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته و با نمونه گیری هدفمند و قضاوتی از میان ۲۵ نفر از کارآفرینان بومی گردشگری-کشاورزی گردآوری و تا اشباع داده ها ادامه یافت. تحلیل داده ها در هفت مرحله با تأکید بر استخراج مفاهیم بنیادین و خوشه های معنایی انجام شد. یافته های پژوهش در سه مقوله اصلی (متغیرهای محیطی و محلی، متغیرهای مربوط به کارآفرینی هیبریدی، عوامل تسهیل گر) تبیین گردید. نتایج نشان می دهد که تلفیق ویژگی های فرهنگی، جغرافیایی و اقلیمی منطقه و نیز نقش شبکه های محلی و ساختار حمایتی، بستر مناسبی برای شکل گیری و تداوم کارآفرینی هیبریدی در مازندران فراهم می آورد. بدین ترتیب، تقویت زیرساخت های حمایتی، توجه به آموزش و انتقال تجربه، و بهره گیری از سرمایه فرهنگی بومی به عنوان راهکارهای کاربردی پیشنهاد می گردد.
ارائه مدل استفاده رسانه نگارهای ارتباط جمعی از شبکه های اجتماعی داخلی و خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق ارائه مدل استفاده رسانه نگارهای ارتباط جمعی از شبکه های اجتماعی داخلی و خارجی می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، پیمایشی می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل ۲۲ هزار رسانه نگار کشور می باشد که 400 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها ی پژوهش، از پرسشنامه استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای آماری SPSS و pls استفاده شد. یافته های تحقیق نشان می دهد که محتوای تولیدی در رسانه های ارتباط جمعی مانند شبکه های صدا و سیما، خبرگزاری ها، مطبوعات و پایگاه های خبری نمی تواند به صورت یکسان در شبکه های اجتماعی منتشر شود. در انتخاب و تولید محتوا برای شبکه های اجتماعی، ویژگی هایی مانند تازگی، جذابیت، کاربرپسندی، چندرسانه ای بودن، سرعت در انتشار و حرفه ای بودن باید مورد توجه قرار گیرد. همچنین، یافته ها نشان داد که شبکه های صدا و سیما به طور کامل از ظرفیت شبکه های اجتماعی خارجی استفاده نمی کنند و خبرگزاری ها، رسانه ها و پایگاه های خبری نیز به شبکه های اجتماعی داخلی توجه کافی نمی کنند. با این حال، باید توجه شود که مخاطبان در تمام بسترها و سکوهای اجتماعی حضور دارند و رسانه ها باید در همه این بسترها فعالیت موثری داشته باشند. در بخش شبکه های اجتماعی، برخی پارامترهای مهم شامل تعداد کانال، تعداد عضو، تعداد پست، تعداد بازدید، تعداد بازنشر و تعداد لایک است. این پارامترها باعث تولید محتوای بهتر و افزایش تأثیرگذاری محتوا و خبر بر مخاطب می شوند. همچنین، در تعامل با مخاطب، عواملی مانند دروازه بانی(گیت کیپینگ)، داده کاوی، سوژه یابی و رصد نیز باید مد نظر قرار گیرند.
تأثیر ارتباطات سیاسی بر تصمیمات انتخاب حسابرس شرکت ها و اظهار نظر حسابرس
حوزههای تخصصی:
ارتباطات سیاسی شرکتها می تواند بر انتخاب حسابرسان تأثیر بگذارد، به طوریکه شرکتها ترجیح می دهند مؤسسات حسابرسی نزدیک به نهادهای حکومتی یا دارای روابط غیررسمی با سیاستمداران را انتخاب کنند تا از بررسی های دقیق مالی اجتناب یا حمایت های سیاسی دریافت کنند. این نفوذ همچنین ممکن است بر اظهارنظر حسابرسان اثرگذار باشد و منجر به تعدیل گزارش ها، پنهان سازی تخلفات، یا ارائه ارزیابی های غیرواقعی برای حفظ منافع شرکت های مرتبط با قدرت شود. این پدیده شفافیت مالی را تضعیف کرده و اعتماد سرمایه گذاران را به خطر می اندازد، بنابراین تقویت استقلال حسابرسان و نظارت مستقل بر این فرآیندها ضروری است. این تحقیق به تأثیر ارتباطات سیاسی بر تصمیمات انتخاب حسابرس شرکت ها و اظهار نظر حسابرس می پردازد. برای انجام این تحقیق نمونه ای از 101 شرکت از شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انتخاب گردید. در این پژوهش، تأثیر ارتباطات سیاسی بر تصمیمات انتخاب حسابرس شرکت ها و اظهار نظر حسابرس برای دوره 1397 الی 1402 صورت گرفت که در مجموع 606 مشاهده برای تحقیق موجود می باشد. روش آماری مورد استفاده در این تحقیق روش رگرسیون پانل دیتا و رگرسیون لجستیک است. نتایج حاصل از فرضیات تحقیق نشان دهنده این مطلب می باشد که بین ارتباطات سیاسی با انتخاب حسابرس و اظهار نظر حسابرس رابطه معنی داری به صورت مستقیم وجود دارد.
تحلیل پیوند انواع سرمایه با فرآیند جذب و نگهداشت نیروی انسانی (مطالعه موردی دانشگاه ها افسری آجا)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون نظامی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۳
157 - 187
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر انواع سرمایه بر فرآیند جذب و نگهداشت دانشجویان افسری دانشگاه های ارتش جمهوری اسلامی است. روش شناسی : این مقاله، پژوهشی کاربردی و اکتشافی است که روش تحقیق آن کیفی و تجزیه و تحلیل داده ها نیز با روش تحلیل مضمون صورت پذیرفته و جامعه آماری آن نیز از میان 43نفر از دانشجویان دانشگاه های افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران انتخاب شده است. همچنین ابزار گردآوری داده نیز مصاحبه نیمه ساختار یافته بوده است. یافته ها: براساس مضامین به دست آمده می توان دریافت که سرمایه ها اعم از اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و نمادین در روند جذب افراد و همچنین سپس در حفظ و نگهداشت آن ها در سازمان اثرگذار است. افراد با حجم و ترکیب سرمایه های متفاوت و در پی دستیابی به منابع، به دانشگاه قدم می گذارند و ادراک آن ها از توانایی شان برای دستیابی به هر کدام یک از این انواع سرمایه می تواند در ماندن آن ها یا خروج شان از سازمان موثر باشد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد شناخت انواع سرمایه و سازوکار اثرگذاری آن بر میدان(دانشگاه های افسری آجا) و همچنین دانشجویان می تواند بهبود عملکرد سازمان و همچنین سیاست گذاران در جذب و نگهداشت نیرو متخصص را به دنبال داشته باشد. از سوی دیگر تبیین سرمایه های متمایز سازمان به نسبت رقبا برای دانشجویان باید مورد توجه واقع شود چرا که این امر دانشجویان را نسبت به میدان و سرمایه های متمایز آن بیش از پیش آگاه می کند.
مدل ایجاد نگرش کارآفرینانه دانشجویان گردشگری (مورد مطالعه؛ دانشجویان گردشگری دانشگاه های استان یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت گردشگری سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
343 - 374
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش طراحی مدلی برای ایجاد نگرش کارافرینانه در دانشجویان گردشگری دانشگاه های یزد است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی- همبستگی بوده است. جامعه آماری این پژوهش در دو گروه شامل خبرگان گردشگری و دانشجویان گردشگری دانشگاه های استان یزد می باشند. با استفاده از رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری با مشارکت تعداد 14 نفر از خبرگان گردشگری، پرسشنامه مقایسات زوجی میان عوامل شناسایی شده تکمیل گردید. سپس از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS کمک گرفته شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که فرصت بازار بر محیط کسب و کار مساعد تأثیر مثبت دارد. همچنین محیط کسب و کار مساعد بر حمایت دولتی، توانایی سازماندهی و و مدیریت و فرهنگ کارآفرینی تأثیر مثبت و معناداری دارد. و در نهایت عوامل تجربه و دانش، روحیه کارآفرینی و همکاری و شبکه سازی بر قدرت خلاقیت و نوآوری تاثیرگذار بودند.
سرمایه گذاری در عوامل: رویکرد تجزیه بازده به مولفه های ریسک و خطای قیمت گذاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت مالی سال ۱۵بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۹
82 - 110
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر نقش ماهیت بازده عامل های سرمایه گذاری در رویکرد سرمایه گذاری مبتنی بر عامل را مورد بررسی قرار می دهد. بازده بالاتر عامل های سرمایه گذاری یا ناهنجاری های مالی ممکن است ناشی از ریسک بالاتر باشند یا ناشی از یک خطای قیمت گذاری که از ناکارائی بازار یا رفتارهای سوگیرانه و خطاهای شناختی سرمایه گذاران نشات می گیرد. بررسی ادبیات نشان می دهد که برای بسیاری از عامل های سرمایه گذاری، پاسخ قطعی برای این سوال که منشا بازده این عامل ها ریسک است یا خطای قیمت گذاری وجود ندارد و این مساله همچنان یک پرسش باز محسوب می شود. از طرفی استراتژی های مختلف سرمایه گذاری در عامل ها در بستر یک تفسیر مبتنی بر ریسک توسعه یافته است. در این پژوهش به این مساله پرداخته می شود که آیا تفکیک و در نظر گرفتن ماهیت بازدهی عوامل بر عملکرد رویکرد سرمایه گذاری مبتنی بر عامل تاثیر دارد یا خیر. به عبارت دیگر هدف آن است که ابتدا برای بعضی از رایج ترین عوامل سرمایه گذاری، دوگانه تفسیر مبتنی بر ریسک و تفسیر مبتنی بر خطای قیمت گذاری مورد ارزیابی قرار گرفته و سپس بررسی شود که آیا استفاده از تفسیر مبتنی بر خطای قیمت گذاری در کنار تفسیر مبتنی بر ریسک، بر پیش بینی بازدهی عامل ها و در نهایت بر عملکرد سرمایه گذاری در عامل ها تاثیرگذار است یا خیر. روش: در این پژوهش یک دیدگاه نوین که در آن بازدهی عوامل سرمایه گذاری می تواند همزمان از دو مولفه ریسک و خطای قیمتگذاری تشکیل شده باشد به عنوان جایگزین دیدگاه سنتی تر که در آن منشا بازده صرفا به ریسک یا خطای قیمتگذاری نسبت داده می شود، مورد استفاده قرار گرفته است. با توجه به عدم توسعه مدل های چند عاملی رفتاری در بازار سرمایه ایران، در این پژوهش از داده های بازار سرمایه آمریکا و عوامل سرمایه گذاری رایج در این بازار استفاده شده است. به این منظور ابتدا یک عامل خطای قیمتگذاری مشترک با استفاده از عوامل رفتاری معرفی شده در مدلهای قیمت گذاری رفتاری ارائه شده در ادبیات مالی رفتاری ساخته شده و در گام بعد ویژگی های ریسک و خطای قیمتگذاری هر عامل سرمایه گذاری به ترتیب بوسیله بتای مدل CAPM و بتای عامل خطای قیمت گذاری مورد محاسبه قرار گرفته و به هر عامل در هر ماه نسبت داده می شود. در گام پایانی از مدل بهینه سازی پارامتریک برنت و همکاران (2009) برای بررسی تاثیر استفاده از ویژگی های ریسک و خطای قیمتگذاری بازده عاملها در کنار متغیرهای پیشبینی کننده وضعیت ریسک و ذائقه رفتاری بازار، برای بهبود عملکرد رویکرد سرمایه گذاری در عوامل بهره گرفته شده است. مقایسه خروجی روش بهینهسازی در سناریوهای مختلف و همچنین با استراتژی تخصیص وزن برابر مرحله پایانی روش پژوهش است. یافته ها: در بخش محاسبه ویژگی خطای قیمت گذاری عوامل مختلف سرمایه گذاری با رویکرد ارائه شده در پژوهش نتایج نشان می دهد که بخش فروش عامل های ارزش و مومنتوم بیشتر از بخش خرید در معرض خطای قیمت گذاری قرار دارند اما در عامل اندازه وضعیت برعکس است. در خصوص عامل ارزش و اندازه نتایج مطابق انتظارات و شهود است. چرا که در بخش فروش عامل ارزش سهام رشدی قرار دارند و در بخش خرید آن سهام ارزشی. بنابراین انتظار داریم سهام رشدی بیشتر از ویژگی سهام سفته بازی برخوردار بوده و درنتیجه بیشتر در معرض خطای قیمت گذاری قرار داشته باشد. در خصوص عامل اندازه نیز سبد خرید شامل سهام کوچک بوده و اندازه کوچک شرکت پتانسیل سفته بازی را افزایش خواهد داد که این نهایتا بزرگتر بودن خطای قیمت گذاری در بخش خرید عامل ها توجیه می کند. تاثیر استفاده از ویژگی های ریسک و خطای قیمت گذاری در قالب استراتژی های بهینه سازی مورد و در سناریوهای مختلف نشان می دهد استفاده از ویژگی های ریسک و خطای قیمت گذاری به تنهایی بهبودی در عملکرد استراتژی های سرمایه گذاری ایجاد نکرده و در قیاس با روش وزن برابر نیز عملکرد قابل قبولی ندارد. اما استفاده از ویژگی ریسک و خطای قیمت گذاری بازده عوامل در حضور متغیرهای پیش بینی کننده ریسک و خطای قیمت گذاری در سطح بازار به شکل معناداری بر عملکرد سرمایه گذاری در عامل ها موثر است. بطوریکه میانگین بازدهی و نسبت شارپ را به شکل معناداری نسبت به عملکرد هر کدام از عامل ها و روش وزن برابر افزایش می دهد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد تجزیه بازده به دو مولفه ریسک و خطای قیمت گذاری می تواند درک بهتری از رفتار بازدهی عامل ها در طول زمان ایجاد کند. در نظر گرفتن ویژگی ریسک و خطای قیمت گذاری به همراه متغیرهای پیش بینی کننده وضعیت بازار از نظر سطح ریسک و ذائقه رفتاری سرمایه گذاران می تواند عملکرد رویکرد سرمایه گذاری در عوامل را ارتقا دهد. در مجموع نتایج این پژوهش نشان می دهند عبور از نگاه تک مولفه ای مبتنی بر تفسیر ریسکی از بازدهی عوامل و در نظر گرفتن مولفه خطای قیمت گذاری برای بازدهی عوامل، موجب توسعه ادبیات سرمایه گذاری در عامل ها شود.
بررسی آثار اقتصادی قوانین و مقررات اقدامات تملکی حاکمیت، نسبت به اراضی در محدوده و حریم شهرها با تکیه بر حقوق اسلامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های بازاریابی اسلامی دوره ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
51 - 66
حوزههای تخصصی:
برخی ارگان ها و نهادهای دولتی معمولاً برای تأمین منافع اجتماعی و اجرای طرح های عمرانی و عمومی نیازمند در اختیار گرفتن و تملک برخی از اراضی و املاک خصوصی می باشند و این احتمال وجود دارد که در صورت اتکا به قانون بازار برای تحصیل آنها از مالکان، اغلب پروژه های عمومی با شکست مواجه گردند. به همین لحاظ، در تمام کشورها قوانین و مقررات با تعیین شرایطی، حاکمیت را مجاز به اعمال قوه ی قهری در تملک اراضی خصوصی برای اجرای طرح های عمومی می نماید. علیرغم آنکه چنین اقدامی بالقوه موجب نقض قواعد حقوق مالکیت و عدم رعایت احترام به مالکیت خصوص اشخاص می گردد ولی در صورتیکه هزینه های مبادله مانع از توافق حاکمیت با مالکان گردد به شرط تضمین حقوق اشخاص و پرداخت قیمت عادله و استفاده ی عمومی از اراضی موردنظر پس از تملک، منافع جامعه تأمین و همچنین اموال موضوع تملک خواهد شد و نیز آنها در بالاترین ارزش خود مورد استفاده قرار خواهند گرفت. از سویی دیگر محدودیت هایی که حاکمیت بر نحوه ی استفاده اشخاص از اراضی متعلق به خویش وضع می کند گاهی تا اندازه ای زیاد است که موجب شبهه در عنوان محدودیت یا تملک (سلب یا تحدیدمالکیت) بر آن می گر دد. تشخیص این موضوع نیازمند تعیین معیارهایی مناسب برای شناسایی هریک از دیگری است. در این مقاله با عنوان بررسی آثار اقتصادی قوانین و مقررات اقدامات تملکی حاکمیت، نسبت به اراضی در محدوده و حریم شهرها به تحلیل مبانی و شرایط تملک و معیارهای تشخیص آن از محدودیت استفاده و آثار اقصادی آن می پردازیم.
توسعه زنجیره تأمین پایدار دارویی با ارائه استراتژی احداث انبار مشترک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت تولید و عملیات سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۱)
121 - 149
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت موضوع کلیدی سلامت، توسعه یک زنجیره تأمین پایدار دارویی با هدف ارائه خدمات مطلوب و به موقع، ضروری است. یکی از چالش های زنجیره تأمین دارو، زوال پذیری محصولات دارویی است. در این راستا، توسعه استراتژی هایی از اهمیت بالایی برخوردار است که دارو مدت زمان کمتری در چرخه توزیع قرار داشته باشد و در دسترس بیماران قرار گیرد. در این مقاله با در نظر داشتن زنجیره تأمین سه سطحی شامل توزیع کننده اصلی و مجموعه ای از توزیع کنندگان فرعی و داروخانه ها، به رویکرد جدید یکپارچه سازی زنجیره تأمین دارو با توسعه استراتژی انبار مشترک توجه شده است. مدل سازی ریاضی به دو صورت یکپارچه با استراتژی انبار مشترک و غیر یکپارچه انجام شده است. با توجه به پیچیدگی مدل ریاضی یکپارچه، برای ارزیابی عملکرد مدل مسئله در ابعاد کوچک، متوسط و بزرگ، با استفاده از الگوریتم بهینه سازی ذرات حل شده است. در نهایت نتایج حاصل از مدل یکپارچه در مقایسه با مدل غیر یکپارچه، نشان دهنده کاهش هزینه های زنجیره و کاهش مدت زمان دوره سفارش با بزرگ تر شدن ابعاد مسئله است.
بررسی تأثیر قابلیت های دیجیتال، شبکه ای و نوآوری بر چابکی و عملکرد کسب وکارهای کوچک و متوسط با نقش تعدیل گر منابع مالی در دسترس کارآفرین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کارآفرینی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
99 - 111
حوزههای تخصصی:
مقدمه: محیط کسبوکار ایران با عدم قطعیتها و تلاطمهای خاصی همراه است. کسبوکارهای کوچک و متوسط در این محیط برای بقا و رشد به قابلیتها و توانمندیهایی نیاز دارند که شناخت آنها میتواند به بهبود عملکرد کمک کند. لذا، هدف این پژوهش بررسی تأثیر قابلیتهای فناوری دیجیتال، شبکههای خارجی و ظرفیت نوآوری بر چابکی سازمانی و ارتباط آن با عملکرد کسبوکارهای کوچک و متوسط است. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی نقش تعدیلگر منابع مالی در دسترس کارآفرین بر رابطه عوامل مؤثر بر چابکی میپردازد. این پژوهش تلاش میکند تا مدلی مفهومی برای چابکی و عوامل اثرگذار بر آن ارائه دهد. نتایج این تحقیق میتواند برای کارآفرینان و مدیران کسبوکارهای کوچک و متوسط مفید باشد.
روششناسی: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت کمی و از نوع توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل شرکتهای کوچک و متوسط در شهر تهران با تعداد کارکنان بین ۱۰ تا ۲۴۹ نفر بود. پرسشنامه آنلاین به بنیانگذاران، مدیران ارشد یا اعضای هیئتمدیره ۳۵۰ شرکت ارسال شد و در نهایت، ۲۰۷ پرسشنامه صحیح و کامل جمعآوری گردید. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامههای استانداردی است که متغیرهای پژوهش شامل قابلیتهای فناوری دیجیتال، شبکه روابط خارجی، ظرفیت نوآوری، چابکی سازمانی، عملکرد و منابع مالی در دسترس کارآفرین را اندازهگیری کرد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزارهای SmartPLS و SPSS انجام شد.
یافتهها: نتایج این پژوهش نشان داد که قابلیتهای فناوری دیجیتال، شبکه روابط خارجی و ظرفیت نوآوری در کسبوکارهای کوچک و متوسط تأثیر مثبت و معناداری بر چابکی سازمانی دارد. افزون بر این، چابکی سازمانی بر عملکرد کسبوکارهای کوچک و متوسط تأثیر مثبتی دارد. یافتههای این پژوهش از نقش تعدیلگری منابع مالی در دسترس کارآفرین در رابطه میان قابلیتهای فناوری دیجیتال و ظرفیت نوآوری بر چابکی سازمانی حکایت دارد.
نتیجهگیری / دستاوردها: این پژوهش بر اهمیت تقویت قابلیتهای فناوریهای دیجیتال، شبکه روابط خارجی کسبوکارهای کوچک و متوسط و ظرفیت نوآوری آنها تأکید دارد. از سوی دیگر، منابع مالی در دسترس کارآفرین را در این نوع از کسبوکارها برای بهبود تأثیرگذاری قابلیتهای فناوری دیجیتال و ظرفیت نوآوری بر چابکی توصیه مینماید که یافتهای جدید در این حوزه بهشمار میرود. در واقع، کارآفرینان برای تبدیل بهتر قابلیتهای دیجیتال و ظرفیت نوآوری به چابکی نیاز به دسترسی به منابع مالی مازادی دارند که بهسرعت برای اجرای تصمیمات آنها در اختیارشان باشد. دستاوردهای این پژوهش از یکسو برای کارآفرینان و مدیران کسبوکارهای کوچک و متوسط قابل استفاده است تا بتوانند قابلیتهای مورد نیاز برای چابکی و عملکرد بهتر را در کسبوکار خود ایجاد نمایند و از سوی دیگر، به سیاستگذاران ایدههایی برای بهبود عملکرد و چابکی کسبوکارهای کوچک و متوسط در محیط پرتلاطم و پیچیده کسبوکار ایران ارائه میکند.
شناسایی پیشایندها و پسایندهای تفکر راهبردی نظام حل مسائل مناطق مرزی با تأکید بر رویکرد کارآفرینی و اشتغال (مطالعه موردی: استان سیستان و بلوچستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و مدیریت کارآفرینی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
1 - 32
حوزههای تخصصی:
تفکر راهبردی به عنوان ابزاری کلیدی در حل مسائل پیچیده، در شکل گیری توسعه پایدار و کارآفرینی نقش بسزایی ایفا می کند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی پیشایندها و پسایندهای تفکر راهبردی نظام حل مسائل مناطق مرزی با تأکید بر رویکرد کارآفرینی و اشتغال در استان سیستان و بلوچستان انجام پذیرفت. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث شیوه گردآوری داده ها، توصیفی و از نظر رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) از نوع متوالی اکتشافی است. جامعه مورد مطالعه و آماری پژوهش شامل خبرگان دانشگاهی و متخصصان اقتصادی فعال در حوزه تفکر راهبردی، مسائل منطقه مرزی سیستان و بلوچستان و کارآفرینی و اشتغال بودند که با روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی و بر اساس اصل کفایت نظری انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه و در بخش کمی، پرسش نامه بود. داده های کیفی با روش تحلیل مضمون و داده های کمی با روش نقشه شناختی فازی تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان دهنده آن بود که عملکرد جزیره ای و موازی کاری دستگاه های ذی ربط در حوزه اشتغال در مناطق مرزی با درجه مرکزیت 7/17 و افزایش تولیدات ملی در مناطق مرزی و ایجاد فرصت های صادراتی با درجه مرکزیت 42/7، به ترتیب به عنوان مهم ترین پیشایند و پسایند تفکر راهبردی نظام حل مسائل مناطق مرزی با تأکید بر رویکرد کارآفرینی و اشتغال، شناسایی شده اند. این پژوهش پیشنهادهای کاربردی را برای سیاست گذاران و برنامه ریزان به همراه دارد.
بررسی عوامل موثر بر ریسک های صنعت بانکداری با رویکرد تحلیل تم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی ریسک در صنعت بانکداری نه تنها برای حفظ سلامت مالی بانک ها حیاتی است، بلکه، به ایجاد اعتماد در بازار های مالی و حفاظت از منافع مشتریان نیز، کمک می کند. لذا، هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل تاثیرگذار بر ریسک نقدینگی، ریسک اعتباری، ریسک عملیاتی و ریسک بازار در صنعت بانکداری است. در راستای دستیابی به این هدف، نمونه ای شامل 25 نفر از خبرگان بانکی طی مهر ماه سال 1403 بااستفاده از روش گلوله برفی انتخاب و داده های مورد نظر از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته گردآوری شدند؛ سپس، از طریق تحلیل تم و بااستفاده از نرم افزار مکس کیو دا، نظرات خبرگان مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد از بعد های مختلفی ازجمله مشخصات کلان، ویژگی های محیطی و مشخصات مالی، به ریسک در صنعت بانکداری توجه شده است که برخی ریسک ها مختص محیط ایران بوده و در رتبه بندی دنیا مورد بررسی قرار نگرفته است. باتوجه به اینکه موسسات رتبه بندی داخلی تاکنون رتبه اعتباری بانک ها را اعلام ننموده اند، نتایج حاصل از پژوهش می تواند جهت تعیین شاخص های اثرگذار در تعین رتبه اعتباری بانک ها مورد توجه قرار گیرد.
الگوی تعامل راهبردی فراجا با افکار عمومی برای تحقق امنیت اجتماعی پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: فراجا، به مثابه نهاد اصلی تأمین کننده امنیت اجتماعی، نیازمند مدیریت راهبردی فرهنگی با محوریت افکار عمومی است. پژوهش حاضر با هدف تدوین الگویی بومی برای ادغام هدفمند افکار عمومی در فرایندهای فرهنگی-امنیتی فراجا و تقویت امنیت اجتماعی پایدار در برابر این تهدیدات، صورت گرفته است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی است و با رویکرد کیفی و به روش تحلیل مضمون براون و کلارک، در بازه زمانی 1404-1402 در کشور ایران انجام گرفته است. جامعه مشارکت کنندگان پژوهش خبرگان فراجا و امنیت فرهنگی بودند. با نمونه گیری هدفمند و فن گلوله برفی، پانزده نفر (ده نفر از فراجا و پنج نفر از نهادهای مرتبط) تا اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و با نرم افزار مکس کیودا 2022 کدگذاری و مضامین از آن ها استخراج شد. روایی با مثلث سازی و بررسی اعضا و پایایی با توافق بین کدگذاران (89 درصد) تأمین گردید. یافته ها: پنج مضمون فراگیر استخراج شد: اشراف اطلاعاتی پلیس از طریق پایش دیجیتال افکار عمومی، بسیج مردمی با ابزارهای فرهنگی، چالش های مدیریت راهبردی فرهنگی، ارزیابی اثربخشی اقدامات پلیسی با محوریت مشارکت عمومی و سیاست گذاری فرهنگی راهبردی مبتنی بر داده های افکار عمومی. این مضامین یک شبکه پویا تشکیل می دهد که افکار عمومی در تمام مراحل آن نقش محوری دارد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد ادغام راهبردی افکار عمومی، در چرخه پایش، بسیج، چالش زدایی، ارزیابی و سیاست گذاری فرهنگی، رویکرد انتظامی را از واکنشی به پیشگیرانه، مشارکتی و هوشمند ارتقا می دهد و امنیت اجتماعی پایدار را در برابر تهدیدات ترکیبی فرهنگی تقویت می کند.
Development of Digital Marketing Model in the B2B commerce; a Mixed Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۶, No. ۱۱, Spring & Summer ۲۰۲۵
242 - 269
حوزههای تخصصی:
Purpose : This research aims to develop a digital marketing model for the business-to-business (B2B) commerce sector. Method : This applied research, which used a mixed-methods approach, started with a qualitative phase to create initial model. This was followed by thematic Subsequently, an interpretive structural modeling at the thematic interpretive structural modeling. A quantitative validation of the model was then conducted. The qualitative sample included 15 experts, selected based on theoretical saturation. In the quantitative phase, a random sample of 384 managers from industrial companies was drawn from an effectively infinite population. Thematic analysis was used for qualitative phase, while partial least squares technique was employed in the quantitative analysis. Findings : The qualitative phase identified key themes: infrastructure, training and learning, organizational culture, regulations, relation channels, social network, customer orientation, cost and income, investment and competitive advantages. Based on these, thirteen hypotheses were developed and tested. The results indicated that infrastructure has a significant impact on regulations, organizational culture, and training and learning; regulations have a significant impact on social networks; organizational culture has a significant impact on social networks and communication channels; training and learning have a significant impact on communication channels; social networks have a significant impact on customer orientation; communication channels have a significant impact on customer orientation; customer orientation has a significant impact on capital attraction, cost performance, and revenue; capital attraction has a significant impact on competitive advantage; cost performance has a significant impact on competitive advantage. Conclusion : The study concluded that B2B digital marketing is a complex topic and B2B businesses should carefully consider the subtleties of this form of marketing.
باورهای سقف شیشه ای و موفقیت شغلی زنان دانش آموخته مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی در مراکز درمانی دانشگاهی شهر تهران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۹۹)
7 - 22
حوزههای تخصصی:
مقدمه: باورهای مرتبط با موانع پیشرفت شغلی اعمال شده بر زنان با عنوان باورهای سقف شیشه ای توصیف می شوند. این باورها (انکار، تاب آوری، پذیرش و کناره گیری) می توانند موفقیت شغلی زنان را افزایش یا کاهش داده و منجر به انتخاب مسیر شغلی و رفتارهای ماندگاری در سازمان ها شوند. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط باورهای سقف شیشه ای با موفقیت شغلی در زنان دانش آموخته مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی شاغل در مراکز درمانی دانشگاهی شهر تهران انجام شد. روش: این مطالعه توصیفی-مقطعی با شرکت 149 زن دانش آموخته مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی در سال 1402 انجام شد. شرکت کنندگان به روش نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه شدند. داده ها با پرسشنامه های مشخصات جمیعت شناختی، باورهای سقف شیشه ای اسمیت و موفقیت کارراهه شغلی گاتیکر و لاروود گردآوری و با نرم افزار SPSS نسخه 27 با روش های آمار توصیفی و استنباطی در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شد. یافته ها: میانگین نمره کل باورهای سقف شیشه ای در افراد مورد پژوهش 0/54±4/78 و در زیرمقیاس های تاب آوری 0/70±5/81، کناره گیری 1/18±4/67، پذیرش 1/00±4/41 و انکار 0/86±3/92 بود. میانگین نمره کل موفقیت کارراهه شغلی نیز 0/65±3/15 و در زیر مقیاس های موفقیت بین فردی 0/61±3/98، شغلی 0/73±3/26، سلسله مراتبی 1/00±2/57 و مالی 0/97±2/49 بود. باورهای انکار (p<0/001) و تاب آوری (p<0/001) با موفقیت کارراهه شغلی همبستگی آماری مثبت داشتند. بین باورهای پذیرش (p=0.899) و کناره گیری (p=0/358) با موفقیت کارراهه شغلی همبستگی آماری وجود نداشت. نتیجه گیری: مدیران مراکز درمانی می توانند با تقویت افکار خوش بینانه سقف شیشه ای (انکار و تاب آوری) موفقیت شغلی زنان دانش آموخته مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی را به حداکثر برسانند که خود منجر به ایجاد احساس و نگرش مثبت نسبت به ترفیع مقام و به حداقل رساندن افکار بدبینانه (کناره گیری و پذیرش) برای غلبه بر موانع سقف شیشه ای و دستیابی به موفقیت شغلی خواهد شد.
تحلیل یادگیری زدایی مدیران در مهارت افزایی در عصر تحول دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جهان پر شتاب و تحول آفرین کنونی، همه شواهد حکایت از محوری بودن نقش انسان در عبور از مشکلات، گشایش تنگناها، ایجاد تکنولوژی پیشرفته و تولید فناوری های گوناگون دارد. در این عرصه مدیران سنگ زیر بنای هر سازمانی هستند و سازمان در صورت مدیریت صحیح و برخوداری از مدیران بامهارت می تواند به توانمندی و توسعه برسد. لذا در این مقاله ،سعی شده است یادگیری زدایی مدیران در مهارت افزایی در عصر دیجیتال مورد بررسی قرار گیرد. پژوهش حاضر از جمله پژوهش های jترکیبی می باشد، که داده های از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته با نخبگان، که به روش گلوله برفی انتخاب شده بودند، گردآوری شدند. بمنظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون بهره گرفته شد، در نهایت 59 مضون پایه، 11مضمون سازمان دهنده و 3 مضمون عالی بدست آمد. مضمون های بدست آمده با روش توافق جمعی و آزمون دوجمله ای مورد ارزیابی و تأیید قرار گرفتند. نتایج نشان داد که سه عامل کلیدی درک دیجیتالی شدن)داشتن چشم انداز دیجیتال، تفکر انتقادی و انعطاف پذیری شناختی)، بستر سازی دیجیتال(باز تعریف وظایف و مسئولیت ها، سازگاری و انطباق پذیری، سواد دیجیتال، ذهنیت دیجیتال) و تغییرات پیشرو(هوش عاطفی- اجتماعی ،شبکه سازی، تفکر انعکاسی) از مهارت های اساسی مدیران برای موفقیت سفر دیجیتال سازمان ها می باشد.
زنان در مسیر انتصاب به پست مدیریت مدارس: انگیزه ها و موانع(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۳
141 - 165
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی انگیزه ها و موانع زنان در مسیر تصدی پست مدیریتی مدارس و همچنین شناسایی راه کارهای تسهیل این مسیر بود. روش پژوهش، کیفی و راهبرد مورد استفاده نظریه داده بنیاد کلاسیک بود. میدان پژوهش معلمان زن متقاضی پست مدیریت بودند که در آزمون انتخاب و انتصاب مدیران مدارس استان کردستان شرکت کرده بودند. با استفاده از نمونه گیری هدفمند و با استناد به قاعده اشباع نظری، 18 نفر مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. داده های متنی از طریق کدگذاری باز و مقوله بندی تحلیل شدند. با استناد به معیارهای چهارگانه باورپذیری، اطمینان پذیری، تاییدپذیری و انتقال پذیری، از اعتبار تحقیق اطمینان حاصل شد. یافته ها بیانگر شناسایی 241 کد باز و 18 مفهوم فرعی بود که در ذیل سه مفهوم اصلی انگیزه ها، چالش ها و راه کار ها قرار گرفتند. انگیزه ها شامل نوآوری و تحول سازنده، رشد و پیشرفت فردی، توانمندی و مدیریت زنانه، ارتباطات و همکاری مؤثر، پرورش و توسعه دانش آموزان، و عدالت سازمانی و برابری بودند. موانع شامل موانع شامل طرحواره ی نامطلوب جامعه در خصوص مدیریت زنان، نبود بستر قانونی برای مدیریت زنان، گرانباری نقش، عدم تاب آوری زنان در پست مدیریت، ناعدالتی در انتصاب زنان در پست مدیریت، و حمایت نکردن سازمان های بالادستی بود. در نهایت راه کارها شامل فرهنگ سازی اجتماعی در مورد توانمندی مدیریت زنان، فراهم کردن تسهیلات رفاهی، انتصاب افراد بر اساس شایسته سالاری در فرایندی شفاف، و فرهنگ سازی تفکر برابر جنسیتی بود.
بررسی تأثیر بازارگرایی و آمادگی صنعت نسل چهار بر مزیت رقابتی پایدار در بین شرکت های شهرک صنعتی شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تاثیر بازارگرایی و آمادگی برای صنعت نسل چهارم بر مزیت رقابتی پایدار در میان شرکت های مستقر در شهرک صنعتی شیراز انجام شده است. بازارگرایی به عنوان یکی از اصول اساسی بازاریابی، تاثیر چشم گیری بر توسعه و رشد سازمان ها دارد و از سوی دیگر، آمادگی برای صنعت 4.0 به عنوان یکی از عوامل کلیدی در تحول دیجیتال و بهره وری صنایع شناخته می شود.روش شناسی پژوهش: روش شناسی پژوهش به صورت کاربردی و با رویکرد توصیفی-هم بستگی انجام شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل ۴۱۲ مدیر شرکت های تولیدی در شهرک صنعتی شیراز است که با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه ۱۹۹ نفر تعیین شده است. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه ای استاندارد بوده که از نظر روایی و پایایی مورد تایید قرار گرفته است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی با استفاده از نرم افزار SPSS و آمار استنباطی با استفاده از نرم افزار Smart PLS بهره گرفته شده است.یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که بازارگرایی تاثیر مثبت و معناداری بر مزیت رقابتی پایدار دارد. هم چنین، آمادگی برای صنعت 4.0 تاثیر مثبتی بر مزیت رقابتی پایدار دارد. نتایج دیگر حاکی از آن است که بازارگرایی تاثیر مستقیم و معناداری بر آمادگی برای صنعت 4.0 دارد که این امر نشان دهنده اهمیت توسعه زیرساخت های دیجیتال و تمرکز بر نیازهای بازار برای تقویت مزیت رقابتی در شرکت ها است.اصالت/ارزش افزوده علمی: اصالت و ارزش افزوده علمی این پژوهش در تاکید بر اهمیت بازارگرایی و آمادگی برای صنعت 4.0 در ایجاد و حفظ مزیت رقابتی پایدار در شرکت های تولیدی است. این نتایج می تواند به مدیران و سیاست گذاران کمک کند تا با اتخاذ استراتژی های مناسب در جهت تقویت این دو عامل کلیدی، به توسعه پایدار و رشد بلندمدت شرکت های خود دست یابند.
شناسایی و رتبه بندی مولفه های مدیریت منابع انسانی اخلاق محور در دانشگاه پیام نور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت عمومی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۷
187 - 212
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی و رتبه بندی مؤلفه های مدیریت منابع انسانی اخلاق محور در دانشگاه پیام نور می باشد. روش پژوهش برحسب هدف، کاربردی و برحسب نوع داده ها، آمیخته (کیفی- کمی) با رویکرد اکتشافی می باشد. عوامل و مؤلفه های شناسایی شده با نظر خبرگان سنجیده شد و بر اساس مدل فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP) تحلیل و ترکیب عوامل و در نهایت اولویت بندی انجام شد. جامعه آماری در بخش کیفی پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان و مدیران صاحب نظر در مدیریت منابع انسانی بود که بصورت غیراحتمالی و قضاوتی انتخاب شدند و با روش دلفی، اطلاعات مورد نیاز از آنها جمع آوری شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از مدل تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP) استفاده شد و در نهایت در قالب 6 مؤلفه و 37 شاخص مؤلفه ها تأیید شدند. براساس یافته ها، این مؤلفه ها به ترتیب شامل: مساوات و توسعه، خودکارآمدی و خود کنترلی، عوامل فنی – تخصصی، کمال حرفه ای، منافع ذی نفعان و تولید محتوای رقابت طلبی می باشند. نتایج نشان می دهد مدیریت منابع انسانی با استفاده از رویکردهای اخلاقی می تواند به هدایت نگرش ها و رفتارهای کارکنان و انجام بهینه وظایف و اهداف خود در دنیای رقابتی بپردازد.
شناسایی دستکاری قیمتی فروش پس از القای روند در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از روش های یادگیری عمیق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بورس اوراق بهادار سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
25 - 52
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین چالشها و معضلات بازار سرمایه، دستکاری اوراق بهادار است. دستکاری اوراق بهادار نه تنها قیمتگذاری صحیح داراییها را با مشکل همراه میسازد بلکه سبب ایجاد خدشه در اعتماد سرمایه گذاران میگردد. لذا طراحی و استفاده از ابزارهای هوشمند نظارتی جهت شناسایی دستکاری قیمتی از اهمیت ویژهای برخوردار است. هدف از انجام این پژوهش ارائه مدلی مبتنی بر روش های یادگیری عمیق جهت شناسایی تخلف فروش پس از القای روند میباشد. برای این منظور در ابتدای امر بر اساس هشدار نظارتی طراحی شده در سامانه نظارتی سازمان بورس و اوراق بهادار و بررسی موارد مشکوک، دادههای برچسبدار تخلف تولید شده است. در ادامه با استفاده از شبکه متخاصم مولد، مشکل عدم توازن داده ها رفع شده و با استفاده از مدلهای شبکه عصبی پرسپترون چند لایه، شبکه عصبی بازگشتی، شبکه عصبی حافظه طولانی-کوتاه مدت و شبکه تابع پایه شعاعی به شناسایی دستکاری قیمتی پرداخته شده است. نتایج بررسی نشان میدهد مدلهای شبکه حافظه طولاتی-کوتاه مدت و شبکه عصبی بازگشتی با امتیاز F2 بالای 92% از عملکرد مناسبی در شناسایی دستکاری قیمتی برخوردار بوده و دارای قابلیت پیادهسازی در فرآیندهای نظارتی و تحقیقات آتی سایر حوزه های شناسایی تخلف می باشد.
بررسی نظریات تالکوت پارسونز در تغییرات فرهنگی پس از انقلاب اسلامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های بازاریابی اسلامی دوره ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
103 - 110
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ تحولات عمیقی در نظام فرهنگی کشور ایجاد کرده است؛ این پژوهش با بهره گیری از چارچوب نظریه سیستم های اجتماعی تالکوت پارسونز، به تحلیل این تغییرات فرهنگی پرداخته و چهار کارکرد اصلی پارسونز (انطباق، نیل به هدف، یکپارچگی و حفظ الگو) را به عنوان مبانی نظری در نظر گرفته است. پژوهش حاضر با روش کیفی تحلیل محتوا و با استفاده از تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۱۲ خبره شامل اساتید دانشگاه، سیاستگذاران فرهنگی و صاحب نظران حوزه جامعه شناسی فرهنگی انجام شده و داده های حاصل با روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفته و در چارچوب نظریه پارسونز تحلیل شده اند. یافته های تحقیق نشان داد که نظام فرهنگی ایران پس از انقلاب در چهار حوزه اصلی تحول یافته است که شامل کارکرد انطباق در قالب اقتصاد مقاومتی و دیپلماسی فرهنگی به عنوان راهبردهای موفق سازگاری فرهنگی شناسایی شدند؛ کارکرد نیل به هدف در قالب اسلامی سازی نهادهای آموزشی و تولید علم دینی به عنوان دستاوردهای کلیدی مورد تأکید قرار گرفت؛ در کارکرد یکپارچگی، تقویت هویت شیعی-ایرانی و ایجاد مناسبت های مشترک به عنوان عوامل انسجام بخش ارزیابی شد و در کارکرد حفظ الگو، تحول نظام آموزشی و بازتعریف مفاهیم فرهنگی به عنوان مکانیسم های مؤثر بازتولید ارزش ها شناخته شدند.