مقالات
حوزههای تخصصی:
هدف : صادرات کالاهای صنعتی جزء مهمی از استراتژی های توسعه برای اکثر کشورهای درحال توسعه محسوب می شود که به راحتی تحت تأثیر ریسک مالی قرار می گیرد. باتوجه به اهمیت تجارت کالاهای صنعتی در اقتصاد کشورهای OIC و با در نظرگرفتن این حقیقت که همه کشورهایی که بالاترین رشد اقتصادی را در دنیا دارند در صادرات صنعتی سهم بالا و روبه رشدی دارند کشورهای OIC نیز ضرورتاً باید برای توسعه صادرات صنعتی و از بین بردن موانع آن برنامه ریزی کرده و استراتژی بلندمدتی برای تحقق این هدف تدوین نمایند. روش شنا سی پژوهش : بر این اساس هدف اصلی مقاله حاضر ارزیابی تأثیر ریسک مالی بر جریان صادرات صنعتی دوجانبه کشورهای عضو OIC در مقابل بیش از یکصد شریک تجاری و همچنین از منظر تجارت درون گروهی در این کشورها در کنار سایر متغیرهای سنتی مدل جاذبه، است. این مطالعه، الگوهای صادرات کل و درون گروهی این دسته از کشورها را از منظر مدل جاذبه و به روش حداکثر درستنمایی شبه پواسن نما (PPML) طی دوره 2002 تا 2021 مورد بررسی قرار می دهد. یافته ها : نتایج نشان می دهد ریسک مالی الگوی صادرات صنعتی درون گروهی این کشورها تحت تأثیر قرار داده است. یافته ها حاکی از این است که درمجموع کاهش ریسک مالی (افزایش مقدار عددی شاخص) در کشورهای مقصد صادراتی تأثیر مثبت و معنی داری بر جریان صادرات صنعتی درون گروهی این کشورها گذاشته و باعث افزایش آن شده است. ولی این نتیجه در خصوص کشورهای مبدأ صادرکننده صادق نیست. نتایج همچنین نشان داد که ریسک مالی کشورهای عضو OIC تعیین کننده های اساسی جریان صادرات صنعتی دوجانبه این دسته از کشورها به مقاصد صادراتی است. متغیرهای مرز مشترک و تولید ناخالص داخلی کشورهای مبدأ و مقصد با علامت مثبت و مسافت وزنی با علامت منفی و معنی دار در سطح خطای یک درصد، جریان صادرات کالاهای صنعتی کل و درون گروهی مابین کشورهای اسلامی را تحت تأثیر قرار می دهند. در این میان متغیر نرخ ارز حقیقی تنها در سطح خطای ده درصد از لحاظ آماری معنی دار است. اصالت / ارزش افزوده علمی : این مطالعه پیشنهاد می کند کشورهای عضو سازمان، به نقش ریسک مالی در شکل گیری الگوهای صادرات صنعتی خود توجه بیشتری داشته باشند. لذا هرگونه تغییر در ریسک مالی در کشورهای عضو در تغییر جریان صادرات صنعتی دوجانبه این دسته از کشورها به مقاصد صادراتی اهمیت آشکاری دارد و این عامل می تواند یک بازدارنده قابل توجه در رونق یا رکود صادرات صنعتی کشورهای عضو عمل نماید.
مدلسازی ریاضی دو هدفه برای طراحی شبکه های زنجیره تأمین تاب آور حلقه بسته(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف : در محیط های عملیاتی پر اختلال و همراه با ریسک بالا، طراحی صحیح شبکه زنجیره تأمین می تواند عواملی مانند تأمین پایداری، کاهش اختلال و افزایش توان اطمینان را به موجب تأمین و استمرار فعالیت، بیشتر کند. برای جلوگیری از ناکارآمدی های ناشی از طراحی های مجزا، لازم است که طراحی شبکه های مستقیم و معکوس به هم ادغام شود. در زنجیره تأمین حلقه بسته، علاوه بر جریان عادی کالا که از تأمین کننده به مصرف کنندگان نهایی منتقل می شود، به جریان معکوس محصولات برای بازیافت، بازسازی یا انهدام نیز توجه می شود. روش شناسی پژوهش : در این تحقیق یک شبکه زنجیره تأمین حلقه بسته تاب آور تحت شرایط ریسک های احتمالی و اختلال در سطوح تولیدکنندگان، توزیع کنندگان و مشتریان طراحی شده است. مدل پیشنهاد شده قادر است به صورت همزمان تعداد گره ها را ماکزیمم و هزینه کل را کمینه نماید. مسئله بهینه سازی چند هدفه با استفاده از روش معیار جامع به ازای P = 1 و P = 2 حل شده است. یافته ها : بر اساس نتایج حاصل شده، مدل پیشنهادی قادر است مقدار محصولات تولید شده، میزان تولیدات با ظرفیت بالا، مسیر انتقال محصولات، میزان جریان محصولات در هر مسیر و مقدار توابع هدف را تعیین نماید. سرانجام، یک تحلیل حساسیت بر روی پارامتر احتمال رخداد خرابی در گره و مسیر انجام شده است. طبق نتایج تحلیل حساسیت مشاهده شده است که اگر بروز خرابی در هر مسیر کاهش یابد، بیشترین بهبود در تابع هدف دوم حاصل می شود. اصالت / ارزش افزوده علمی : ارزش این پژوهش در طراحی یک مدل زنجیره تأمین حلقه بسته تاب آور است که به طور همزمان بهینه سازی چند هدفه و تحلیل حساسیت را برای مقابله با اختلالات در سطوح مختلف زنجیره در نظر می گیرد. این مدل توانایی تصمیم گیری جامع و دقیق تری برای مدیران زنجیره تأمین در شرایط پرریسک فراهم می سازد.
تدوین مدل انتظارات فرد (به عنوان ارباب رجوع) از سازمان های دولتی شهر اصفهان و بررسی شکاف بین آنها با استفاده از تکنیک دیمتل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف این پژوهش، تدوین مدل انتظارات ارباب رجوع از سازمان های دولتی شهر اصفهان و بررسی شکاف موجود بین انتظارات و خدمات ارائه شده است . روش شناسی پژوهش : پژوهش به صورت ترکیبی (کیفی و کمی) انجام شد. در بخش کیفی، داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان، مدیران و ارباب رجوع جمع آوری و با روش تحلیل مضمون براون و کلارک تحلیل گردید. در بخش کمی، داده ها از پرسشنامه محقق ساخته گردآوری و با استفاده از تکنیک دیمتل و آزمون مقایسه زوجی تحلیل شد. یافته ها : مدل ارائه شده ابعادی از انتظارات و تقاضاهای ارباب رجوع و عرضه های سازمانی را به صورت منسجم تبیین می کند. شکاف معناداری بین انتظارات ارباب رجوع و عرضه های سازمان های دولتی شناسایی شد. این شکاف در برخی حوزه ها بیشتر و نیازمند توجه مدیریتی است. اصالت / ارزش افزوده علمی : پژوهش حاضر با ارائه مدلی بومی شده، نخستین گام علمی در شناخت و تحلیل انتظارات و ادراکات ارباب رجوع در حوزه خدمات دولتی در ایران است. یافته ها می توانند مبنای تصمیم گیری مدیران، سیاست گذاران و طراحان خط مشی عمومی قرار گیرند تا کیفیت تعامل میان مردم و دولت را بهبود بخشند.
ساخت و اعتباریابی سیاهه توسعه حرفه ای مدیران آموزش مبتنی بر فرهنگ دیجیتال(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف ساخت و اعتباریابی سیاهه توسعه حرفه ای مدیران آموزش در سازمان های صنعتی با تأکید بر فرهنگ دیجیتال انجام شده است. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش حاضر توصیفی- استنباطی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه مدیران آموزش در واحدهای صنعتی کشور بود که بر اساس فرمول ( Godden, 2004 ) تعداد 384 نفر به عنوان نمونه تعیین و به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای مشخص و سیاهه به صورت تصادفی توزیع شد. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از بخش کیفی استفاده شد. یافته ها: در این پژوهش از آزمون های تحلیل عاملی تأییدی و آزمون فریدمن به منظور تجزیه و تحلیل داده ها و نرم افزارهای اس پی اس اس و آموس (نسخه 20) استفاده گردید. بر اساس نتایج، مطابق با مقادیر به دست آمده از محاسبه نسبت روایی محتوایی ضریب لاوشه و اعمال نظرات متخصصان، روایی محتوایی بدست آمد. بمنظور روایی سازه، یافته های به دست آمده نشان می دهند که همه گویه های سیاهه توسعه حرفه ای مدیران آموزش مبتنی بر فرهنگ دیجیتال دارای بار عاملی بالا و مناسب بوده اند و در وضعیت مطلوبی قرار دارند. همچنین با توجه به مقادیر آلفای کرونباخ و قابلیت اعتماد ترکیبی، مقادیر ضریب آلفای کرونباخ (71/0 تا 92/0) و قابلیت اعتماد ترکیبی (80/0 تا 98/0) گویای دقت بالای ابزار سنجش هر کدام از مقوله ها (خرده مقیاس ها) و پایا بودن ابزار مربوط به آن هاست. اصالت / ارزش افزوده علمی: بر اساس نتایج این پژوهش، توسعه حرفه ای مدیران آموزش در حوزه صنایع می تواند با تمرکز بر عواملی منجر به ساری و جاری شدن فرهنگ دیجیتال در سازمان شود. این پژوهش قادر خواهد بود ابزاری معتبر در اختیار مسئولان، کارشناسان و مدیران حوزه صنعت قرار دهد تا به کمک آن برای تربیت مدیران و کارشناسان آموزش و ارائه شاخص هایی برای شناسایی چنین مدیران توسعه یافته ای نقش آفرینی کنند.
ارائه مدل علی مؤثر بر خط مشی گذاری زیست محیطی مبتنی بر فرهنگ سبز در سازمان جهاد کشاورزی استان کهگیلویه وبویراحمد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش ارائه مدل علی مؤثر بر خط مشی گذاری زیست محیطی مبتنی بر فرهنگ سبز در سازمان جهاد کشاورزی است. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش ترکیبی از روش های کمّی و کیفی بود و با توجه به جمع آوری داده ها به شیوه کیفی در مرحله اول و اعتبارسنجی آن در مرحله بعد، از نوع آمیخته اکتشافی بود. جامعه آماری در بخش کیفی، کلیه خبرگان اجرائی و دانشگاهی چه در سطح کیفی و چه در سطح کمی (260 نفر) بودند. در بخش کیفی از نمونه گیری قضاوتی و گلوله برفی با 19 نفر مصاحبه شونده انجام و در فرایند کدگذاری به اشباع نظری رسیدند. روش نمونه گیری در بخش کمّی به صورت طبقه ای و در دسترس بود. ابزار گردآوری داده ها در مرحله اول مصاحبه بود و بعد از کدگذاری و شناسایی مضمون ها و شاخص ها، پرسشنامه تدوین شد و برای اعتباربخشی مدل استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها در قسمت کیفی با استفاده از تحلیل مضمون صورت گرفت و در قسمت کمی به کمک نرم افزار لیزرل انجام شده است. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل مضمون نشان داد عوامل علی دارای 7 مفهوم و 39 کد است که ابعاد آن شامل مسائل مدیریتی، منابع انسانی، ارزیابی عملکرد، آگاهی، نگرش و تعهد محیط زیستی، آموزش و تحقیق، عوامل اقتصادی و بودجه سبز، مشکلات و چالش های زیست محیطی و پایداری مبتنی بر فرهنگ سبزاست. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که مدل از برازش مناسبی برخوردار است و تا حدود زیادی می تواند فرایند خط مشی گذاری زیست محیطی مبتنی بر فرهنگ سبز را در سازمان جهاد کشاورزی تبیین کند. اصالت / ارزش افزوده علمی: اگر بخواهیم مشکلات مربوط به محیط زیست را در سازمان جهاد کشاورزی حل کنیم بررسی عوامل علی مؤثر بر خط مشی گذاری زیست محیطی مبتنی بر فرهنگ سبز در این سازمان از اهمیت زیادی برخوردار است.
هنجاریابی و بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس رهبری فناورانه در بانک ها(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی روایی، پایایی و ساختار عاملی پرسشنامه رهبری فناورانه در بانک ها بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کارکنان کلیه شعب بانک صادرات ارومیه در سال 1403 به تعداد 620 (35 شعبه بانکی) بود که تعداد 240 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. جهت محاسبه روایی همگرا و واگرا از پرسشنامه رهبری دیجیتال النعیمی (2022) استفاده شد. روایی سازه از طریق تحلیل عاملی تأییدی مورد بررسی قرار گرفت. پایایی به کمک روش آلفای کرونباخ و بازآزمایی و تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزارهای اس. پی. اس. اس. نسخه 25 و لیزرل نسخه 8/8 انجام شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی همانند فرم اصلی، 2 عامل نوآورانه و حمایتی را مورد تائید قرار داد. همچنین، ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس برابر با 86/0 و برای خرده مقیاس های نوآورانه و حمایتی به ترتیب ضریب آلفای کرونباخ برابر با 83/0 و 80/0 به دست آمد. علاوه بر این، ضریب بازآزمایی با فاصله چهار هفته برای کل پرسشنامه 80/0 و برای خرده مقیاس های جنبه های اداری، جنبه های تحصیلی، تصویر، دسترسی، برنامه های ارائه شده و امکانات فیزیکی به ترتیب 77/0 و 84/0 به دست آمد. همچنین ضرایب همبستگی نشان دهنده روایی همگرا و تشخیصی مطلوب پرسشنامه بود (001/0P<). با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت که پرسش نامه رهبری فناورانه ابزاری قابل اعتماد و روا برای اندازه گیری رهبری فناورانه در بانک ها است.
مروری اجمالی بر یادگیری ماشین: فرآیند، الگوریتم ها، نحوه انتخاب الگوریتم، کاربردها، مزایا و چالش های آن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
الگوریتم های یادگیری ماشینی مدل های محاسباتی هستند که به رایانه ها اجازه می دهند الگوها را بفهمند و بدون برنامه نویسی صریح بر اساس داده ها، پیش بینی یا تصمیم گیری کنند. این الگوریتم ها شالوده هوش مصنوعی مدرن را تشکیل می دهند و در کاربردهای مختلفی از جمله تشخیص تصویر و گفتار، پردازش زبان طبیعی، سیستم های توصیه، تشخیص تقلب، خودروهای خودران و غیره استفاده می شوند. ا ین مطالعه با هدف مروری اجمالی بر یادگیری ماشین به ارائه یک نمای کلی از توسعه یادگیری ماشینی تا امروز می پردازد و سپس فرآیند یادگیری ماشین، الگوریتم های مختلف آن، روش انتخاب الگوریتم ها را مورد بحث قرار می دهد. همچنین به کاربردها ، چالش ها و مزایای یادگیری ماشین اشاره می شود. به طور کلی، این مقاله قصد دارد به عنوان یک نقطه مرجع برای متخصصان دانشگاهی، صنعت و همچنین برای تصمیم گیرندگان در موقعیت های مختلف دنیای واقعی و حوزه های کاربردی، مورد استفاده قرار گیرد. روش تحقیق حاضر مبتنی بر تجزیه و تحلیل کیفی است که در آن ادبیات مختلف براساس موضوع یادگیری ماشین مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که یادگیری ماشین برای ایجاد تحول بزرگ در فناوری آماده است و یکی از سریع ترین فناوری هایی است که تا امروز مورد استفاده بوده است و به طور مداوم در حال تکامل است، یادگیری ماشین یک فناوری با ریسک و بازده بالا می باشد.
شناسایی عوامل موثر بر فرایند قصد خرید مصرف کننده مسلمان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
نیات رفتاری یک فرد مسلمان در ابعاد مختلف و از جمله قصد خرید محصولات، متأثر از ارزش های اسلامی است .بنابراین هدف اصلی این مطالعه،شناسایی،دسته بندی و اولویت بندی عوامل موثر بر قصد خرید مصرف کننده مسلمان است.این پژوهش از نظر هدف؛کاربردی،از نظر ماهیت ؛اکتشافی-تحلیلی؛از نظر روش گرداوری داده ها ترکیبی(کیفی-کمی)است.بر این اساس،در فاز کیفی با مرور ادبیات و پیشینه پژوهش و تاییدیه خبرگان عوامل موثر بر قصد خرید مصرف کننده مسلمان شناسایی شد.سپس با استفاده از نظر خبرگان این مولفه ها دسته بندی گردید.در نهایت با استفاده از پرسشنامه مقایسه زوجی داده های مورد نیاز از 8خبره دانشگاه و حوزه هستند استخراج و با استفاده از دیمتیل فازی به اولویت بندی متغییرهای مولفه های قصد خرید پرداخته شده است.یافته های این پژوهش نشان داد که مولفه های مد نظر مصرف کنندگان مسلمان به صورت کلی به سه دسته کنشی،شناختی،نگرشی تقسیم بندی شده است.
ارائه و تبیین مدلی برای بهبود قابلیت حکومت در سازمان های دولتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: بهبود قابلیت حکومت به عنوان موضوعی چندوجهی و راهبردی، در سال های اخیر در کانون توجه حوزه های مدیریت، علوم سیاسی و سیاست گذاری عمومی قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف ارائه یک مدل مفهومی جامع برای ارتقای قابلیت حکومت در سازمان های دولتی اصفهان و چهارمحال و بختیاری انجام شده و تلاش دارد تا با شناسایی عوامل کلیدی مؤثر، گامی در جهت حل چالش های نظری و عملی این حوزه بردارد. روش شناسی پژوهش: این پژوهش ازنظر هدف، توسعه ای و ازنظر روش، توصیفی–پیمایشی با رویکرد ترکیبی (کیفی–کمی) است. در بخش کیفی، داده ها از طریق تحلیل محتوای مصاحبه های نیمه ساختاریافته با اعضای جامعه کیفی شامل اساتید دانشگاه، مدیران ارشد، صاحب نظران و سیاست گذاران گردآوری شد و با روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل گردید. در بخش کمی، داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته، از جامعه آماری شامل مدیران و کارکنان سازمان های دولتی گردآوری شد. برای اعتبارسنجی داده ها، از اعتبار نظری و بازبینی خبرگان در مرحله کیفی و از تحلیل عاملی تأییدی و آلفای کرونباخ در مرحله کمی استفاده گردید. یافته ها : یافته ها در قالب پنج مقوله اصلی شامل موجبات علّی، راهبردها، شرایط زمینه ای، عوامل مداخله گر و پیامدها طبقه بندی گردید و مدل نهایی ارائه و اعتبارسنجی شد. مدل پیشنهادی می تواند به عنوان چارچوبی راهبردی برای سیاست گذاران و مدیران در جهت افزایش شفافیت، پاسخ گویی و کارآمدی سازمان های دولتی مورد استفاده قرار گیرد.