فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۴۰۱ تا ۶٬۴۲۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
منبع:
مطالعات مدیریت دولتی ایران دوره ۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
73 - 95
حوزههای تخصصی:
باورهای شایسته سالارانه اغلب به عنوان توجیه نابرابری مورد استناد قرار می گیرند، بدون این که به پس زمینه های آن توجه شود. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آگاهی و یادگیری ها نابرابری های پس زمینه بر ادراک از منصفانه بودن استخدام شایسته سالارانه است. به این منظور در مجموع، 894 نفر از دانشجویان 12 دانشگاه به روش دردسترس انتخاب شدند و در سه مطالعه تجربی شرکت کردند. در مطالعه اول، 317 دانشجو در دو گروه به صورت تصادفی قرار گرفتند و تأثیر شرایط بدون اطلاعات و اطلاعات نابرابر پس زمینه بر سه متغیر یادشده بررسی شد. نتایج براساس آزمون تی مستقل، نشان داد اطلاعات نابرابر پس زمینه، باورها در مورد انتخاب شایسته سالارانه را تعدیل می کند و اندازه اثر بسیار قوی (434/1) بین دو گروه را نشان می دهد. در مطالعه دوم، 264 نفر شرکت کردند که در چهار وضعیت قرار گرفتند (بدون اطلاعات، اطلاعات نابرابری پس زمینه، اطلاعات مزیت پس زمینه، و اطلاعات معایب پس زمینه)، و در مطالعه سوم، 313 نفر شرکت کردند که در سه گروه (بدون اطلاعات، اطلاعات نابرابری پس زمینه هدفمند، و اطلاعات نابرابری پس زمینه عمومی) قرار گرفتند. نتایج تحلیل چندمتغیره تک راهه در مطالعات دوم و سوم نشان داد که مشارکت کنندگان با اطلاعات نابرابری پس زمینه در همه حالات، ادراک از فرصت های برابر، منصفانه بودن نتایج و فرایند استخدام شایسته سالارانه را تعدیل می کنند. در نهایت، پژوهش حاضر به دنبال این نیست که بیان کند شایسته سالاری مفید نیست و نباید اجرا شود، بلکه پیشنهاد می کند شاخص های شایسته سالارانه باید بازبینی شود و پس زمینه افراد با توجه به متغیرهای روان شناختی و عملکردی آنان مدنظر قرار گیرد و صرفاً بر دستاوردهای فردی که گاهی اوقات حاصل توانمندی افراد نیست، تکیه نشود.
واکاوی و بررسی رابطه بین مسئولیت اجتماعی و محافظه کاری حسابداری در شهرداری ها
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۹ (جلد ۳)
163 - 169
حوزههای تخصصی:
مسئولیت اجتماعی شامل وظایف و تعهداتی می شود که در چارچوب سازمان شهرداری ها برای حفظ و نگهداری و کمک رسانی به جامعه ای که در آن فعالیت انجام می شود، روی می دهد و محافظه کاری در گزارشگری مالی برای سرمایه گذران با کاهش مشکلات در زمینه های مدیریت و کنترل فرصت ها و کارایی قراردادها و ... خود باعث منفعت طلبی آنان می گردد. روش تحقیق تحلیلی و توصیفی انجام پذیرفته و همچنین به منابع و متون معتبر کتابخانه ای، استنادی و شبکه جهانی اینترنت نیز مراجعه شده است و هدف آن سعی در واکاوی و بررسی رابطه بین حسابداری مسئولیت اجتماعی و محافظه کاری حسابداری در شهرداری ها می باشد. سیستم حسابداری و مدیریت مالی یک سیستم اطلاعات است که در آن فرایند جمع آوری، طبقه بندی، ثبت، خلاصه کردن اطلاعات و تهیه گزارش های مالی و صورت های حسابداری در شکل ها و مدل های خاص انجام می گیرد و در واقع مسئولیت پذیری اجتماعی در شهرداری ها مجموعه ای از فعالیت های مربوط به اندازه گیری و پردازش عملکرد سازمان های تجاری و نقش آنها در نگهداری و محافظت از محیط زیست و ارائه خدمات متفاوت به جوامع محلی بوده و محافظه کاری نیز به عنوان کوششی برای انتخاب روشی از روش های پذیرفته شده حسابداری می باشد که در شهرداری ها به شناخت دیرتر درآمد فروش، شناخت سریع تر هزینه، ارزشیابی کمتر دارایی ها و ارزشیابی بیشتر بدهی ها منجر می شود.
طراحی مدل استراتژی های تحول سازمانی با تأکید بر فرهنگ یادگیری و نوآوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال سوم پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
127 - 144
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به بررسی مدل استراتژی های تحول سازمانی با تأکید بر فرهنگ یادگیری و نوآوری می پردازد. در دنیای امروزی که تحولات دیجیتال و فناوری های نوین بر تمامی جنبه های سازمان ها تأثیر گذاشته است، فرهنگ یادگیری و نوآوری به عنوان عوامل کلیدی در موفقیت تحول سازمانی شناخته می شوند. این تحقیق با هدف شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر ایجاد فرهنگ یادگیری و نوآوری در سازمان ها، مدل هایی را برای بهبود فرآیندهای تحول سازمانی پیشنهاد می دهد. بر اساس تحلیل کدهای فرعی و مضامین اصلی استخراج شده، چالش ها و فرصت های پیش روی سازمان ها در راستای توسعه فرهنگ یادگیری و نوآوری شناسایی شده و راهکارهایی برای غلبه بر موانع موجود ارائه گردیده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که ترکیب رهبری مؤثر، سرمایه گذاری در آموزش و توسعه، و استفاده از تکنولوژی های نوین می تواند به موفقیت استراتژی های تحول سازمانی کمک کند. این تحقیق همچنین بر اهمیت استفاده از رویکردهای جدید در فرآیندهای تصمیم گیری استراتژیک تأکید دارد.
چارچوب مفهومی آموزش نظریه ی حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۹۶
۹۹-۶۳
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، ارائه ی چارچوب مفهومی آموزش نظریه ی حسابرسی است. تا پیش از اثرِ کلاسیک ماتز و شرف (1961) و به اذعان کمیته ی مفاهیم بنیادین حسابرسی (1969)، نظریه پردازی در حسابرسی مورد کم توجهی قرار گرفته و به عقیده ی دنیس (2015)، هم چنان نیازمند رشد و توسعه است. پژوهش حاضر اما در حوزه ی نظریه پردازی پیرامون نظریه ی حسابرسی به معنای فلسفی و روش شناسانه ی آن نبوده، بلکه با هدف کمک به آموزش مفاهیم و نظریه های حسابرسی (آن چه که اکنون وجود دارد) در قالب ارائه ی چارچوبی مفهومی صورت پذیرفته است. برای دستیابی به این چارچوب مفهومی، از روش پژوهش آمیخته استفاده شد که مطابق آن، چهار مضمون اصلی شاملِ «مفاهیم و نظریه های خُرد و کلان»، «کاربست سایر علوم در تبیین مفاهیم و نظریه های حسابرسی»، «ابزارها و روش های آموزش» و «رویکردهای یادگیری» استخراج و از طریق پرسش نامه و مصاحبه های اولیه و ثانویه (در مجموع 61 نفر)، نظر خبرگان مستند شد. این نظرات با استفاده از دو گروه آزمونِ «تحلیل عاملی» و «معادلاتِ ساختاری» ابتدا از منظر امکان طبقه بندی مفاهیم و نظریه های به دو گروه خرد و کلان و سپس، کاربست مفاهیم سایر علوم، ابزارها و روش ها و رویکردهای یادگیری موثر در آموزش ایشان مورد سنجش قرار گرفت تا بهترین مولفه های تبیین گر به مثابه یافته های این پژوهش استخراج شود. در نهایت، چارچوب مفهومی آموزش مفاهیم و نظریه های حسابرسی در قالب ساختار مفهومی چهاربُعدی در کنار درختِ تصمیم برای اتخاذ بهترین استراتژی های آموزش مفاهیم و نظریه های حسابرسی برای مدرسان ارائه شد.
Designing the Evaluation Model of Proportionalization Policies Administrative System Formations in Iranian National Oil Company(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Journal of System Management, Volume ۱۰, Issue ۱, Winter ۲۰۲۴
189 - 206
حوزههای تخصصی:
The purpose of this research is to design a model for evaluating the policies of proportionalization of administrative system formations in Iranian National Oil Company. In this regard, the research method was a combination of qualitative and quantitative methods and tools with an applied orientation along with survey strategy and inductive approach. The qualitative part of the research included a review of the records and background of the research and conducting library studies based on the content analysis and meta-composition methods and the Delphi technique, and in the quantitative part, several techniques and tools were used, including interpretive structural modeling and structural equations, factor analysis, pairwise comparison matrix, and questionnaire tools. By carrying out the qualitative stage and refining and screening and verifying the achievements in the quantitative stage, finally 89 indicators in the form of 11 dimensions and 35 components, under the four main concepts of "policy evaluation", "proportionalization", "administrative system formations" and "macro environment" were counted and classified. In the next step, by identifying the relationship and mutual effect of the identified factors, the evaluation model of the design policy and finally the validity and reliability of the model was put into the test and approved. The issue of the optimal size of the government and the public policies related to it has been discussed and debated among political and economic experts for about three decades in the documents of the government and the ruling space of the country with different expressions such as "downsizing", "privatization" and "rationalization". Following the studies conducted in this research, with the premise that on one hand, the correct and scientific evaluation of public policies has an undeniable role in the successful implementation of policies, and on the other hand, in our country, the issue of evaluating public policies has always been like a missing link in the space that governs this territory and better management of resources in Iranian National Oil Company.
بررسی ویژگی های فردی بر تمایلات افشاگری حسابرسان مستقل با نقش حمایت سازمانی ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۹۴
553 - 584
حوزههای تخصصی:
براساس تئوری مبادله اجتماعی هرچه میزان حمایت سازمانی بیشتر باشد احتمال بیشتری وجود دارد که کارمندان خود را مسئول بدانند. بنابراین در افشاگری و گزارش اعمال غیراخلاقی، راحت تر عمل می نمایند. هدف اصلی این پژوهش بررسی ویژگی های فردی بر تمایلات افشاگری حسابرسان مستقل با نقش حمایت سازمانی ادراک شده است. پژوهش از نظر روش، کاربردی و تلفیقی از بُعد روش، پیمایشی مقطعی و همبستگی است. جامعه آماری شامل حسابرسان مستقل شاغل در موسسات حسابرسی معتمد بورس اوراق بهادار تهران از جمله سازمان حسابرسی در سال1401 می باشد. ابزار پژوهش پرسشنامه الین (2010) بوده و توزیع از طریق نمونه گیری دردسترس، دردسترس 236 نفر قرار گرفت و در نهایت 150 پرسشنامه دریافت شد. با استفاده از تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی فرضیه ها مورد آزمون و از طریق نرم افزازspss23 داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. براساس یافته های پژوهش با این که درصورت وجود حمایت سازمانی رابطه متغیرهای مستقل و وابسته تعدیل می شود اما عامل موثر در تصمیم به افشاگری، ویژگی های فردی خود حسابرسان می باشد. بنابراین می توان گفت میزان حمایت سازمان ها از افراد در فرایند افشاگری برون سازمانی امری مهم و ضروری است. نتایج پژوهش نشان می دهد نگرش فرد نسبت به افشاگری، ادراک فرد نسبت به کنترل رفتاری، مسئولیت فردی برای افشاگری با تمایلات افشاگری درون سازمانی باتوجه به ویژگی های فردی رابطه مستقیم و معنی دار دارد و هزینه های افشاگری برای فرد با تمایلات افشاگری درون سازمانی نیز رابطه معکوس و معنی دار دارند. در پایان از دیدگاه حسابرسان مستقل، افشاگری درون سازمانی به برون سازمانی ارجحیت دارد.
ارائه فرا مدل خط مشی گذاری توسعه هوش مصنوعی در صنعت فینتک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت دولتی ایران دوره ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
1 - 49
حوزههای تخصصی:
هوش مصنوعی به عنوان یک فناوری متحول کننده نقش بسیار مهمی در هوشمند کردن صنعت فناوری مالی یا فینتک داشته و باعث توسعه کاربردهای این صنعت شده است. این کاربرد گسترده اما با چالش ها و مسائل مختلف قانونی، اخلاقی، اجتماعی و مالی روبرو شده است. چالش هایی از قبیل نوآوری، پیچیدگی های تجاری، سازمانی و عملیاتی، انسانی و اجتماعی، محیطی، داده، پویا و یکپارچه که در صورتی که برای آن ها تدبیر لازم اتخاذ نشود نه تنها کاربردهای هوش مصنوعی را در جامعه تحت تأثیر قرار می دهد بلکه مشکلات اساسی تری را به وجود خواهد آورد. ریشه حل بسیاری از این تعارضات در خط مشی گذاری است. از آن جا که مدل های موجود خط مشی گذاری عمومی قابلیت مواجهه با این چالش ها را ندارد، لذا هدف از این پژوهش ارائه فرامدلی جهت توسعه هوش مصنوعی در صنعت فینتک است که در سطح خط مشی گذاری عمومی ارائه شده است. این فرامدل به عنوان پیش نیاز فرایند خط مشی گذاری جهت ارائه مدل های مورد نیاز برای این عرصه است. برای این منظور ابتدا مدل های خط مشی گذاری عمومی مورد بررسی قرار گرفت و 25 مدل تبیین شد. سپس از میان آن ها به وسیله شاخص هایی که از ادبیات موضوع استخراج شد، مدل های مناسب انتخاب شد. پس از آن با تجزیه مدل های انتخاب شده و ترکیب آن ها با روش فراقوم نگاری، فرامدل خط مشی گذاری توسعه هوش مصنوعی در صنعت فینتک با پنج گام ارائه شد. گام های این فرامدل عبارت اند از بررسی و شناسایی، تحلیل گزینه ها، اتخاذ خط مشی ها، اجرای خط مشی، و ارزیابی و بازنگری که هر گام شامل مراحل مشخصی است.
احصاء و رتبه بندی مؤلفه ها و شاخص های قدرت سایبری در بعد دفاعی امنیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون نظامی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۹
281 - 314
حوزههای تخصصی:
هدف: این تحقیق با هدف تبیین مؤلفه ها و شاخص های قدرت سایبری در بعد دفاعی امنیتی انجام شده است.
روش شناسی: تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی- توسعه ای، از نظر ماهیت از نوع توصیفی- موردی و از نظر روش تجزیه وتحلیل داده ها، آمیخته (کیفی و کمی) است. جامعه آماری این تحقیق، شامل 50 نفر از خبرگان و صاحب نظران فضای سایبر است. به منظور تجزیه وتحلیل آماری داده های کمی، داده های جمع آوری شده از پرسشنامه محقق ساخته، با استفاده از نرم افزار اسمارت پی. ال. اس موردبررسی قرار گرفت.
یافته ها: نتایج تحقیق منتهی به احصاء چهار مؤلفه در بعد دفاعی امنیتی قدرت سایبری شامل توسعه دفاع سایبری و پدافند غیرعامل، تقویت امنیت سایبری زیرساخت های حیاتی و حساس، مجهز شدن به فناوری و تسلیحات سایبری به منظور بازدارندگی و سازمان دهی و ساختار سازی نیروی سایبری متخصص و 41 شاخص گردید.
نتیجه گیری: درمجموع تحقیق نشان داد تلاش برای دستیابی به دانش بومی، ایجاد مرکز فرماندهی و کنترل سایبری، ارتقاء شاخص امنیت سایبری و کسب آمادگی های لازم برای مقابله با تهدیدات سایبری در بعد دفاعی امنیتی حائز اهمیت است. شناخت و درک دقیق نخبگان و سیاست گذاران از این مسئله، موجب سیاست گذاری و برنامه ریزی برای تأمین سرمایه های سایبری و مجهز شدن به فناوری های پیشرفته و ارتقاء قدرت سایبری در این حوزه خواهد شد.
شناسایی و ارائه مدل عوامل اثرگذار بر پیاده سازی فین تک در نظام بانکی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه بانک ها با چالش هایی نظیر تغییر انتظارات مشتریان، تحولات فن آوری، الزامات قوانین و مقررات و بحران در اقتصاد مواجه اند و این مسئله منجر به تغییر و تحول در نظام بانکی شده است، بنابراین بهتر است بانک ها از توسعه ی شرکت ها یا استارتاپ های حوزه ی فن آوری مالی(فین تک) به نفع خود بهره ببرند.
هدف اصلی تحقیق حاضر، شناسایی و ارائه ی مدل عوامل اثرگذار بر پیاده سازی فین تک در نظام بانکی کشور با استفاده از رویکرد ترکیبی می باشد.
محقق با استفاده از روش ترکیبی، در مرحله ی اول در بخش کیفی، به تجزیه و تحلیل مصاحبه های 30 نفر از متخصصان عرصه ی بانکی و طی مراحل مختلف تحلیل مضمون پرداختند. در مرحله ی دوم در بخش کمّی با استفاده از نرم افزار smart PLS و رویکرد معادلات ساختاری نحوه ی تأثیرگذاری متغیرها توسط توزیع پرسشنامه بین 267 نفر از کارکنان بانک های رفاه کارگران ، پارسیان ،پاسارگاد ،ملت و ملی مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج تحلیل مضمون حاکی از آن داشت که " حکمرانی اقتصادی دولت " ، "فرهنگ سازی و آموزشی"، " تمهیدات ساختاری"، " شفاف سازی سیستم بانکی" و "تسهیلات و مشوق ها" بر پیاده سازی فین تک در نظام بانکی تأثیرگذار هستند. همچنین بررسی های مرحله کمّی نشان داد که تمامی سازه های تحقیق در قالب پنج فرضیه بر پیاده سازی فین تک در نظام مالی تأثیر معنادار مستقیم دارد.
تأثیر شبکه های چندسطحی نوآوری حسابداری مدیریت بر درماندگی مالی در چرخه های تجاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر نقش شبکه های چند سطحی انتشار نوآوری حسابداری مدیریت بر درماندگی مالی در چرخه های تجاری رکود و رونق اقتصادی بود. روش پژوهش حاضر به صورت آمیخته در دو بخش کیفی و کمی است. جامعه آماری پژوهش حاضر در بخش کیفی 8 خبره حسابداری و در بخش کمی نیز کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس و فرابورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1390 تا 1401 بودند. نتایج نشان داد طی دوره پژوهش سال های 1390، 1393، 1395 (قوی ترین رونق)، 1396، 1399، 1400 و 1401 دوره های رونق و همچنین، سال های 1391 (عمیق ترین رکود)، 1392، 1394، 1397 و 1398 دوره های رکود می باشند. یافته ها نشان داد شبکه های چند سطحی انتشار نوآوری حسابداری مدیریت به سه شاخص نوآوری ذهنی با محوریت سرمایه فکری و تخصص مدیرعامل در صنعت، شاخص پیاده سازی نوآوری مبنی بر اتخاذ یک شیوه یا ابزار جدید در حسابداری مدیریت و شاخص ارتقاء با محوریت شدت هزینه تحقیق و توسعه به دارایی های شرکت و فشار رقابت در صنعت تقسیم می شود. نتایج آزمون فرضیه ها حاکی از آن بود که نوآوری حسابداری مدیریت بر درماندگی مالی تأثیر منفی و معناداری دارند و این تأثیرگذاری در دوره رونق اقتصادی پابرجاست اما در دوره رکود نوآوری حسابداری مدیریت بر درماندگی مالی تأثیر معناداری ندارند. یافته ها نشان می دهند که نوآوری حسابداری مدیریت می توانند در دوره های رونق اقتصادی با کاهش درماندگی مالی، به بهبود پایداری مالی شرکت ها کمک کنند، اما در دوره های رکود اقتصادی، این تأثیرگذاری معنادار نیست و نشان دهنده نیاز به استراتژی های مکمل برای مدیریت درماندگی مالی در شرایط نامطلوب اقتصادی است. این نتایج می توانند برای حسابداران، مدیران مالی و سیاست گذاران به عنوان یک راهنمای عملی برای بهره برداری از شبکه های نوآوری در جهت بهبود عملکرد مالی و مقابله با چالش های اقتصادی به کار روند.
ارائه الگوی سیاست گذاری آموزشی مهارت افزایی در مدارس ابتدایی ( مطالعه موردی: مدارس ابتدایی شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش مهارتی مجموعه ای از آموزش هاست که منجر به ایجاد گنجینه مهارتی در ذهن و سیستم رفتاری فرد تحت آموزش می شود و او را برای اقدام و تاثیر عمیق در زندگی و محیط کار آماده می کند. بنابراین، هدف این پژوهش شناسایی ابعاد، مولفه ها و شاخص های مرتبط با سیاست گذاری آموزشی مهارت افزایی در مدارس ابتدایی شهر تهران است. روش شناسی پژوهش: پژوهش از نظر هدف کاربردی است و با روش آمیخته ترکیبی (کیفی- کمی) انجام شده است. در بخش کیفی تعداد 14 نفر خبرگان حوزه سیاست گذاری آموزشی (مدیران و کارشناسان ستادی وزارت آموزش و پرورش و اساتید مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحدهای شهر تهران ) به روش نمونه گیری هدفمند و نظری تا رسیدن به اشباع نظری و در بخش کمی تعداد 276 نفر در جامعه آماری 900 نفری به صورت تصادفی طبقه ای با فرمول کوکران انتخاب شدند. جمع آوری داده ها بر اساس پرسش نامه نیم ساختاریافته محقق ساخته انجام گرفته است. یافته ها: ابعاد ، مولفه ها و شاخص های الگو از طریق کدگذاری در روش داده بنیاد سیستمی در پنج بعد شرایط علی با پنج مولفه، شرایط مداخله گر با سه مولفه، شرایط زمینه ای با دو مولفه ، راهبردها با 9 مولفه و پیامدها با سه مولفه شناسایی شدند و یافته های حاصل از تحلیل عاملی تاییدی با نرم افزار آموس نشان داد که تمامی ابعاد و مولفه ها از ضریب تاثیر مناسب و قابل قبول در الگو برخوردار می باشند. بحث و نتیجه گیری: مطابق با نتایج پژوهش حاضر، به سیاستگذاران آموزش و پرورش پیشنهاد می شود که در سیاست گذاری به تمامی عناصر مدل خط مشی توجه کنند و سهم هر یک را در سیاست گذاری در نظر بگیرند.
ارائه بدیل ها در مدل کسب و کار اپراتورهای تلفن همراه در ایران با ورود نسل های جدید تکنولوژی شبکه همراه
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر ارائه بدیل ها در مدل کسب و کار اپراتورهای تلفن همراه در ایران با ورود نسل های جدید تکنولوژی شبکه همراه" است. روش پژوهش حاضر از نظر هدف «کاربردی-توسعه ای» بوده و از نظر شیوه ی گردآوری اطلاعات تحقیق «توصیفی-تحلیلی» و از نوع آمیخته اکتشافی می باشد. جامعه آماری شامل، مدیران و خبرگان اپراتورهای تلفن همراه و صنعت تلکام در کشور بوده و حجم نمونه تا سطح اشباع نظری ادامه یافت. یافته های پژوهش نشان داد که بدیل های اصلی در مدل کسب و کار اپراتورهای تلفن همراه در ایران با ورود نسل های جدید تکنولوژی شبکه همراه 13 بدیل شامل رویکرد پلتفرمی و پذیرش نقش و حرکت از انتقال دهنده ی صرف به سمت ایفای نقش فعال کننده ی هوشمند توسط اپراتور، پیاده سازی نقطه ای در بازار عمومی، توسعه ی کسب و کارهای مبتنی بر کلان داده، تمرکز بر زیربازارهای توجیه دار، بهره گیری مناسب از استراتژی های توسعه ی کسب و کار بر اساس موارد جدید در مفهوم تنوع بخشی به مدل کسب و کار و گروه های جدید مشتریان شامل کسب و کارها و ماشین ها در قالب مدل های جدیدی از کسب و کار می باشد. معرفی و بررسی بدیل های کسب و کار می توانند به متنوع سازی مدل و کسب و کار و تحول در مدل های درآمدی اپراتورهای تلفن همراه در ایران نقش مهمی ایفا کنند، و پرداختن به این بدیل ها استلزاماتی را در عوامل زمینه ای ایجاب می کند و به دستاوردهای احتمالی منجر خواهد شد.
بررسی تأثیر تغییر طبقه بندی بر کارایی سرمایه گذاری با توجه به نقش عدم تقارن اطلاعاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بورس اوراق بهادار سال ۱۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۵
87 - 108
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تأثیر تغییر طبقه بندی بر کارایی سرمایه گذاری با توجه به نقش عدم تقارن اطلاعاتی می باشد. در راستای بررسی این پژوهش دو فرضیه تدوین شده است و برای آزمون فرضیه ها از الگوهای رگرسیونی خطی مبتنی بر داده های ترکیبی بهره گیری شده است. بدین منظور از اطلاعات مالی موجود در صورت های مالی 191 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در فاصله زمانی 1394 تا 1399 استفاده شده است. روش پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش و ماهیت، از نوع همبستگی است. نظر به این که داده های مورد نظر، اطلاعات واقعی و تاریخی هستند، پژوهش را از نوع پس رویدادی طبقه بندی شده است. برای واکاوی مشاهده ها از نرم افزارهای صفحه گسترده و ای ویوز10 استفاده شده است. یافته های بدست آمده از بررسی و آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد، تغییر طبقه بندی بر کارایی سرمایه گذاری تأثیر معکوس و معنی دار دارد. همچنین عدم تقارن اطلاعاتی بر ارتباط بین تغییر طبقه بندی و کارایی سرمایه گذاری اثر معکوس و معنی دار دارد.
طراحی الگوی شایستگی های فرماندهان پلیس با رویکرد آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظارت و بازرسی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۹
65 - 96
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از دغدغه های اصلی در فرماندهی انتظامی، انتخاب و انتصاب افراد شایسته در سمت فرماندهان آینده در پلیس می باشد. بر این اساس هدف اصلی پژوهش حاضر، طراحی الگوی شایستگی های فرماندهان پلیس با رویکرد آینده پژوهی است.روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر ماهیت داده ها آمیخته و از حیث هدف کاربردی است که در دو بخش کیفی و کمی انجام شده است. در بخش کیفی تعداد 16 نفراز مشارکت کنندگان شامل اساتید خبره، فرماندهان، مدیران بازرسی و اعضای هیأت علمی دانشگاه با روش نمونه گیری گلوله برفی، انتخاب و برای روایی این بخش از روایی محتوا، و سنجش پایایی از روش رائو و پری استفاده شد. پس از تحلیل مضمون داده ها با استفاده از نرم افزار مکس کیودا20 ، پرسشنامه محقق ساخته طراحی و در بخش کمی مورد استفاده قرار گرفت. جامعه آماری در این بخش فرماندهان و مدیران فراجا دارای جایگاه سرتیپی و بالاتر به تعداد 275 نفر می باشند که تعداد نمونه با استفاده از فرمول کوکران160نفرمحاسبه شد.نمونه گیری در این بخش به صورت تصادفی ساده و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس22 و آزمون های رگرسیون خطی چندگانه و شاخص معیار افزونگی صورت گرفت، روایی پرسشنامه با استفاده از روایی سازه و ضریب پایایی آلفای کرونباخ 76/. محاسبه شد. یافته ها: با پیاده سازی مصاحبه های انجام شده با مشارکت کنندگان، در عملیات کدگذاری، محققان به تبیین شاخص ها، مفاهیم و بعد ها پرداختند. با تحلیل محتوای مصاحبه ها در نهایت، 63 شاخص، 14 مؤلفه و 5 بعد به دست آمد.نتایج: با توجه به مقدار ضریب بتای استاندارد شده و سطح معناداری، کلیه متغیرها در شایستگی فرماندهان پلیس اثرگذار بودند. اما میزان اثرگذاری هریک متفاوت بوده، به طوری که شایستگی هوشمندی با ضریب بتای استاندارد شده 932/. در رتبه اول، شایستگی دانشی با ضریب بتای 735/. در رتبه دوم و شایستگی شخصیتی و رفتاری با ضریب بتای 725/. در رتبه سوم، قرار گرفت و به ترتیب در ادامه شایستگی امنیتی-انتظامی با ضریب بتای 681/0 و در نهایت شایستگی محیطی با ضریب بتای 557/0 به ترتیب در رتبه اثرگذاری چهارم تا پنجم قرار گرفتند."مقاله فوق در فهرست آماده انتشار می باشد"
واکنش های نامتقارن مؤلفه جهش حق الزحمه غیرعادی حسابرسی به تغییرات وضعیت اعتباری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی دوره ۳۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
492 - 518
حوزههای تخصصی:
هدف: ادبیات زیادی در خصوص حق الزحمه های غیرعادی حسابرسی وجود دارد؛ اما هنوز عوامل تعیین کننده آن در ادبیات حسابداری و حسابرسی معاصر، کمابیش ناشناخته باقی مانده است. حق الزحمه حسابرسی توجه زیادی از تدوین کنندگان استاندارد، سرمایه گذاران و محققان را به سمت خود جلب کرده است. با توجه به نتایج پژوهش های اخیر، این دیدگاه به وجود آمده است که امروزه، نقش حق الزحمه حسابرسی غیرعادی در کیفیت گزارش های حسابرسی چالش برانگیز شده است و وضعیت اعتباری به طور چشمگیری بر حق الزحمه های حسابرسی غیرعادی تأثیرگذار است. هدف از این پژوهش، بررسی واکنش های نامتقارن مؤلفه جهش حق الزحمه حسابرسی غیرعادی، به تغییرات وضعیت اعتباری است.روش: بر اساس چگونگی گردآوری داده ها، پژوهش حاضر از نوع پژوهش های توصیفی است. پژوهش های توصیفی برای شناخت بیشتر شرایط موجود یا به منظور یاری رساندن به فرایند تصمیم گیری اجرا می شوند. با توجه به دسته بندی های مختلف پژوهش های توصیفی، پژوهش حاضر از نوع هم بستگی است و در دوره زمانی ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۱ اجرا شده است. داده های ۱۲۰ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران جمع آوری و برای آزمون فرضیه های پژوهش استفاده شده است. در نهایت، به منظور بررسی و تحلیل فرضیه های مطرح شده مطابق با مبانی نظری، از رویکرد رگرسیون استفاده شده است.یافته ها: تجزیه وتحلیل نتایج آماری این پژوهش نشان می دهد که آزمون فرضیه اول پژوهش مبنی بر تأثیر مثبت و معنادار کاهش وضعیت اعتباری بر حق الزحمه های غیرعادی حسابرسی رد نشده است. فرضیه دوم این گونه مطرح شد که کاهش (افزایش) وضعیت اعتباری تأثیر مثبت (منفی) و معناداری بر بخش تغییرپذیر (کوتاه مدت) حق الزحمه غیرعادی حسابرسی دارد که بر اساس نتایج، این فرضیه رد نشده است. فرضیه سوم پژوهش مبنی بر تأثیر معنادار ریسک ورشکستگی بر ارتباط بین کاهش (افزایش) وضعیت اعتباری و بخش تغییرپذیر (کوتاه مدت) حق الزحمه غیرعادی حسابرسی، رد نشده است. در نهایت، بر اساس نتایج، ریسک تحریف با اهمیت تأثیر معناداری بر ارتباط بین کاهش (افزایش) وضعیت اعتباری و بخش تغییرپذیر (کوتاه مدت) حق الزحمه غیرعادی حسابرسی دارد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش می توان بیان کرد که با افزایش دست کاری سود توسط صاحب کاران، وضعیت اعتباری شرکت ها کاهش یافته است و حسابرسان برای صاحب کارانی که تحریف، احتمال تقلب بالا و کیفیت سود پایینی دارند، تلاش بیشتری انجام می دهند و در نتیجه، حق الزحمه های بیشتری دریافت می کنند. در همین راستا، کاهش وضعیت اعتباری می تواند نشان دهنده مشکلات، محدودیت مالی و ریسک ورشکستگی در آینده باشد. در نهایت، کیفیت سود بالاتر، باعث جلب نظر سرمایه گذاران به منظور تأمین مالی بیشتر خواهد شد.
پیشایندهای اعتماد در پلتفرم های اقتصاد اشتراکی: اولویت بندی با استفاده از روش بهترین- بدترین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
856 - 887
حوزههای تخصصی:
هدف: اقتصاد اشتراکی شکل جدیدی از کسب وکارهاست که از طریق آن، افراد دارایی های خود را به اشتراک می گذارند. به دیگر سخن، اقتصاد اشتراکی امکان دسترسی به دارایی های خود را برای دیگران فراهم می کند. در بعضی از مواقع، این دسترسی به صورت موقت یا حتی به عنوان راهی برای فروش محصولات و خدمات خود به دیگران در نظر گرفته می شود. این به اشتراک گذاری دارایی ها توسط مصرف کنندگان، به طور معمول در پلتفرم های آنلاین صورت می گیرد. با توجه به رشد روزافزون کسب وکارهای اقتصاد اشتراکی، اعتماد مهم ترین مسئله ای است که شرکت های فعال در این زمینه با آن درگیر هستند. به بیان دیگر، این کسب وکارها به ارتباطات گسترده مبتنی بر اعتماد بین کاربران و ارائه دهندگان خدمات نیاز دارند. بیشتر افراد در این کسب وکارها با یکدیگر آشنایی ندارند و این مسئله ای است که چالش هایی را بر سر راه کسب وکارهای اقتصاد اشتراکی ایجاد می کند. بدین منظور، پژوهش حاضر با هدف شناسایی پیشایندهای اعتماد در اقتصاد اشتراکی صورت گرفته است.روش: پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد ترکیبی اکتشافی، طی دو مرحله اجرا شده است. پس از شناسایی موضوع و تعیین مسئله مورد مطالعه، اولین مرحله از اجرای تحلیل محتوای کیفی، تعیین نمونه است که در عین حال مرحله دوم از فرایند تحلیل محتوا محسوب می شود. برای انتخاب نمونه یا مقاله ها، از روش مرور نظام مند استفاده شد. ابتدا سؤال «پیشایندهای اعتماد در اقتصاد اشتراکی کدام اند؟» به عنوان سؤال پژوهش مشخص شد. در مرحله بعد، مقاله های منتشرشده در مجله های علمی و پایگاه های داده گوناگون، همچون گوگل اسکالر، اسکپوس، امرالد و ساینس دایرکت، بین سال های ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۳ جست وجو شد. این جست وجو با استفاده از کلیدواژه های اعتماد، اقتصاد اشتراکی و اعتماد در اقتصاد اشتراکی صورت گرفت که در نهایت، تعداد ۷۳۰ مقاله جمع آوری شد. پس از بررسی مقاله های مختلف، ۴۳۸ مقاله از نظر عنوان، ۱۹۲ مقاله از نظر چکیده و ۴۰ مقاله از نظر متن و محتوا رد شدند و در نهایت، ۶۰ مقاله از مجله های علمی معتبر و کنفرانس های بین المللی برای تحلیل باقی ماند. شایان ذکر است که انتخاب و جست وجوی مقاله ها تا آنجا ادامه یافت که برای پژوهشگران مسجل شد که با بهره گیری از مقاله های بیشتر، پیشایند جدیدی به عنوان پیشایند اعتماد در اقتصاد اشتراکی به دست نمی آید. پس از انتخاب مقاله ها، فرایند تحلیل محتوای کیفی آغاز شد. در این گام، پس از انتخاب واژه و جمله به عنوان واحدهای معنایی، هر مقاله دو بار توسط پژوهشگران بررسی و مرور شد. پس از شناسایی پیشایندها، برای تشکیل مقوله های فرعی و اصلی، کدهایی که مفاهیم یکسانی داشتند، در قالب یک مقوله فرعی با نامی مشخص قرار گرفتند. در نهایت مقوله های فرعی که مفاهیم یکسانی داشتند، در قالب یک مقوله اصلی دسته بندی و نام گذاری شدند. در خصوص روایی مربوط به مقوله بندی، دستورالعمل کدگذاری و مقوله بندی تدوین شد و در اختیار دو استاد متخصص قرار گرفت و پس از دریافت نظرهای آن ها، اصلاحات لازم اِعمال شد. سپس در مرحله دوم، برای اولویت بندی مقوله ها، از روش بهترین بدترین (BWM)، به عنوان یک روش تصمیم گیری چند معیاره، استفاده شد. از همین رو، پرسش نامه بهترین بدترین تهیه و برای ۱۰ نفر از خبرگان حوزه اقتصاد اشتراکی ارسال شد. این افراد از طریق روش گلوله برفی انتخاب شدند. در نهایت، به کمک نرم افزار اکسل، داده های حاصل از پرسش نامه بهترین بدترین تجزیه وتحلیل شد.یافته ها: پس از بررسی های صورت گرفته، ۲۶ شاخص به عنوان پیشایندهای اعتماد در اقتصاد اشتراکی شناسایی و در گام بعد، پیشایندهای شناسایی شده به ۶ مقوله اصلی دسته بندی شد. مقوله های شناسایی شده عبارت اند از: ارزش های پیشنهادی پلتفرم (ارزش های اجتماعی، ارزش های فرهنگی)، تجربه برند (تجربه کاربر، شخصی سازی خدمات)، ادراکات اخلاقی مصرف کنندگان (امنیت پلتفرم، حفاظت از کاربران، شفافیت)، کیفیت ادراک شده (کیفیت خدمات)، برندسازی پلتفرم (شخصیت برند، قدرت برند) و قابلیت های پلتفرم (قابلیت های فنی، قابلیت اطمینان).نتیجه گیری: نتایج تجزیه وتحلیل نشان داد که از بین مقوله های شناسایی شده برای پیشایندهای اعتماد در اقتصاد اشتراکی، برندسازی پلتفرم، مهم ترین مقوله و ادراکات اخلاقی مصرف کنندگان، کم اهمیت ترین مقوله است. در نهایت، پس از ارائه محدودیت های پژوهش و پیشنهادهایی برای پژوهشگران بعدی، برای فعالان حوزه کسب وکار اقتصاد اشتراکی، توصیه هایی ارائه شده است.
اثربخشی کلاس درس معکوس مبتنی بر بارشناختی بر یادگیری خود تنظیم دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۵
101 - 113
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه کسب مهارت های لازم برای یادگیری خودتنظیم یکی از اهداف برنامه های آموزشی به شمار می آید و تبدیل "یاددهی" به "یادگیری" امری ضروری تلقی می شود؛ بنابراین محیط های آموزشی باید به طورجدی بر اهمیت کسب این مهارت ها تأکید نمایند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی کلاس درس معکوس مبتنی بر بار شناختی بر یادگیری خودتنظیم دانشجویان انجام گرفت.روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی، از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دختر کارشناسی رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان چابهار در نیمسال اول سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 402 نفر بودند. انتخاب نمونه موردنیاز پژوهش به صورت هدفمند از میان دانشجویانی که واحد درسی پژوهش و توسعه حرفه ای را اخذ کرده بودند انجام شد و با روش قرعه کشی در گروه های آزمایش و کنترل (30 نفر گروه آزمایش و 30 نفر گروه کنترل) جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه یادگیری خودتنظیم Pintrich and De Groot (1990) استفاده شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند.یافته ها: یافته ها نشان داد بین میانگین نمرات پس آزمون و پیگیری یادگیری خودتنظیم در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی داری وجود دارد. بدین معنی که آموزش به شیوه کلاس درس معکوس مبتنی بر بار شناختی تأثیر مثبتی بر یادگیری خودتنظیم دانشجویان داشته است (05/0 p<). با توجه به یافته های این تحقیق می توان نتیجه گرفت کلاس درس معکوس مبتنی بر بار شناختی می تواند در افزایش یادگیری خودتنظیم دانشجویان مؤثر باشد.نتیجه گیری: درنتیجه به کار بردن این شیوه آموزشی در دانشگاه ها می تواند کلاس های درس را فراگیرمحور کند و دانشجویان را ترغیب نماید تا در یادگیری خود فعال باشند.
شناسایی عوامل موثر بر توسعه فناوری های نوین در صنعت نفت ایران
حوزههای تخصصی:
امروزه فناوری به عنوان یک گزینه قوی برای تغییرات کشورهای در حال توسعه تلقی می گردد ، اهمیت و نقش آن در رشد و پیشرفت اقتصادی کشورهای در حال توسعه برهمگان آشکار است . سیاست گذاری توسعه فناوری در حوزه صنعت نفت از یک سو نیاز به تدوین برنامه های بلند مدت و از سوی دیگر بدلیل سرعت بالای تحولات جهانی نیاز به نوآوری در فناوری و دستیابی و بکار گیری موثر فناوری های جدید دارد. این مقاله با توجه به ادبیات نظری و پیشینه موضوع به بررسی و شناخت مهمترین عوامل موثر بر توسعه فناوری های نوین در صنعت نفت ایران پرداخته این عوامل شامل عوامل اقتصادی؛ سیاسی - اجتماعی و طبیعی است.در پایان این عوامل را به شکل مدلی جامع دسته بندی کرده ، بر اساس این مدل عوامل مختلف در راستای تاثیر بر توسعه فناوری نوین در صنعت نفت در نظر گرفته شده است.
الگوی خصوصی سازی مبتنی بر اصل 44 قانون اساسی با رویکرد رویکرد بهره وری منابع انسانی: شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت منابع انسانی پایدار سال ۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱
151 - 125
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بهره وری مهمترین هدف خصوصی سازی در میان کشورهای جهان است و بهره وری نیروی انسانی مهمترین بخش از بهره وری جزیی است که محور تصمیمات دولت ها در تصمیم گیری است. تجازب عمده کشورهای جهان نشان دهنده افزایش بهره وری پس از خص.صی سازی و واگذاری شرکت ها به بخش خصوصی می باشد. هدف این پژوهش ارائه مدلی برای خصوصی سازی و واگذاری شرکت ملی پخش فراورده های نفتی بر اساس سیاست های کلی اصل 44 قانون اساسی کشور ایران است..روش: تحقیق حاضر بر اساس هدف، کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی با رویکرد کیفی است. روش جمع آوری داده ها، میدانی و ابزار آن مصاحبه نیمه ساختار یافته است. جامعه آماری اساتید مجرب دانشگاهی و متخصصان شرکت نفت که دارای دانش و تجربه کافی راجع به موضوع خصوصی سازی و بهره وری منابع انسانی در شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی ایران می باشند که تعداد 15 نفر به روش نمونه گیری هدفمند و تا مرحله رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. برای روایی ابزار مصاحبه از ضریب نسبی روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI)، استفاده شده است.همچنین برای پایایی آن از روش پایایی بازآزمون استفاده شده است. روش تجزیه و تحلیل داده ها برای بخش ادبیات، تحلیل تم و برای بخش مصاحبه ها از کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شده است.
شناسایی و ارزیابی معیارهای انتخاب تامین کننده در صنعت فولاد ایران با توجه به فناوری های صنعت 4.0(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نوآوری و راهبردهای عملیاتی سال ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
306 - 330
حوزههای تخصصی:
هدف: با ظهور صنعت 4.0، زنجیره های تامین دچار تحولات بنیادینی شده اند که تاثیرات عمیقی بر فرآیندهای تولید و تامین در صنایع مختلف دارند. هدف اصلی این مطالعه، شناسایی و ارزیابی معیارهای مهم برای انتخاب تامین کنندگان در صنعت فولاد ایران با در نظر گرفتن فناوری های صنعت 4.0 و نقش آن ها در انتخاب تامین کننده است.روش شناسی پژوهش: با مطالعه و بررسی پژوهش های پیشین، معیارها در ابتدا شناسایی می شوند. سپس با بهره گیری از روش دلفی فازی معیار تاییدشده اند که با استفاده از روش فوکام فازی وزن دهی و اولویت بندی معیارها انجام می پذیرد.یافته ها: نتایج نشان می دهد که معیارهایی همچون کیفیت، قیمت، نحوه به کارگیری اینترنت اشیا، زمان تاخیر، روش تسویه حساب و همکاری دیجیتال نقش مهمی در انتخاب تامین کننده در صنعت فولاد ایران با توجه به نقش فناوری های صنعت 4.0 دارند.اصالت/ارزش افزوده علمی: این پژوهش برای اولین بار به بررسی معیارهای انتخاب تامین کننده در صنعت فولاد ایران با تمرکز بر فناوری ها و مفاهیم صنعت 4.0 می پردازد. به دلیل اینکه تصمیم گیری در دنیای واقعی اکثرا با عدم قطعیت روبه روست، به کارگیری روش های دلفی و فوکام فازی در این مقاله باعث می شود تا تصمیم گیری ها در انتخاب تامین کننده در صنعت 4.0 با دقت و اطمینان بیشتری انجام شود.