
مقالات
حوزههای تخصصی:
مدیریت استراتژیک پروژه های صنعتی در دنیای پیچیده و رقابتی امروز با چالش های متعددی روبه رو است که موفقیت در آن بستگی به عوامل مختلفی از جمله فرهنگ سازمانی دارد. در این راستا، بسیاری از سازمان ها با دشواری های زیادی در جهت هم راستایی استراتژیک و دستیابی به اهداف بلندمدت خود مواجه هستند. این چالش ها شامل مشکلات در هماهنگی تیم ها، افزایش تعارضات و کاهش بهره وری است که نیازمند بررسی دقیق تأثیر فرهنگ سازمانی بر مدیریت استراتژیک پروژه ها می باشد. هدف این تحقیق، بررسی و تحلیل تأثیر فرهنگ سازمانی بر مدیریت استراتژیک پروژه های صنعتی و شناسایی ابعاد مختلف این تأثیرات است. برای تحقق این هدف، پژوهش حاضر از روش تحقیق کیفی با استفاده از تحلیل مضمون بهره برده است. نمونه تحقیق شامل 15 نفر از خبرگان و مدیران پروژه های صنعتی و اساتید دانشگاه است که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. مصاحبه ها تا اشباع داده ها ادامه یافت و اطلاعات به دست آمده از طریق کدگذاری و استخراج مضامین تحلیل شدند. نتایج تحقیق نشان می دهند که فرهنگ سازمانی با تأثیر مثبت بر کارایی، بهره وری و کیفیت پروژه ها، نقش مؤثری در موفقیت مدیریت استراتژیک ایفا می کند. علاوه بر این، فرهنگ سازمانی مناسب موجب تقویت همکاری تیمی، افزایش انگیزه و تعهد کاری اعضای تیم شده و بهبود هماهنگی و کاهش تعارضات را به دنبال دارد. این پژوهش به ویژه در سازمان های صنعتی می تواند به عنوان راهنمایی برای بهبود فرایندهای استراتژیک و بهینه سازی عملکرد پروژه ها مورد استفاده قرار گیرد.
تاثیر همرنگی بر قصد خرید با نقش میانجی رفتار مشارکتی و رفتار شهروندی مشتری در بازاریابی از طریق اینفلوئنسرها
حوزههای تخصصی:
امروزه با توجه به پیشرفت علم در زمینه کسب و کار، اهمیت بازاریابی از طریق اینفلوئنسرها (بازاریابی از طریق تاثیرگذارها) در رسانه های اجتماعی به عنوان یکی از روش های نوین بازاریابی در حال افزایش می باشد. اهمیت این موضوع، پژوهش درباره بازاریابی از طریق اینفلوئنسرها (بازاریابی از طریق تاثیرگذارها) در رسانه های اجتماعی را دوچندان می کند. پژوهش حاضر به بررسی این موضوع می پردازد که چگونه همرنگی بین تاثیرگذارها و مخاطبانشان بر رفتار هم آفرینی ارزش مشتری تاثیر گذاشته و منجر به قصد خرید می شود. پژوهش حاض ر از نظر روش، از نوع توص یفی تحلیلی و از نظر روش گردآوری اطلاعات میدانی و پیمایش ی اس ت. این پژوهش با توجه به حجم نمونه برای جامعه نامحدود با استفاده از فرمول کوکران به کمک ابزار پرسشنامه که توسط 393 پاسخ دهنده تکمیل شدند، انجام گرفت. آنچه یافته ها نشان می داد این بود که همرنگی بر رفتار هم آفرینی ارزش مشتری تأثیر مثبت می گذارد. همچنین همرنگی با قصد خرید همبستگی مثبت دارد. در ادامه یافته ها حاکی از آن بود که رفتار هم آفرینی ارزش مشتری نقش واسطه ای در رابطه بین همرنگی و قصد خرید را داراست. به طور کلی، با توجه به وجود عوامل تاثیرگذار دیگر از ویژگی های منبع به غیر از ویژگی همرنگی، این مطالعه پژوهش بیشتر در این حوزه از بازاریابی از طریق تاثیرگذارها را تشویق می کند و می تواند منبع خوبی برای متخصصان بازاریابی و تاثیرگذار ها باشد.
طراحی مدل مدیریت تعارض سازمانی مبتنی بر تحلیل داده های رفتاری
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف طراحی مدل مدیریت تعارض سازمانی مبتنی بر تحلیل داده های رفتاری انجام شد. برای این منظور، با استفاده از تکنیک های تحلیل داده های رفتاری و مدل های تصمیم گیری چندمعیاره (MCDM)، به بررسی عوامل موثر در بروز تعارضات سازمانی پرداخته شد. نتایج تحقیق نشان داد که عوامل مختلفی مانند فرهنگ سازمانی، سبک های رهبری، ارتباطات داخلی و نحوه تصمیم گیری مدیریتی تأثیر بسزایی در بروز و مدیریت تعارضات دارند. همچنین، تحلیل های انجام شده نشان داد که استفاده از مدل های تحلیل رفتاری می تواند به شناسایی الگوهای رفتاری مدیران و کارکنان کمک کرده و تصمیمات بهینه تری را در مدیریت تعارضات سازمانی تسهیل کند. این تحقیق به سازمان ها کمک می کند تا با بومی سازی مدل های موجود، تعارضات را به روشی مؤثرتر مدیریت کرده و در نهایت به بهبود عملکرد سازمانی دست یابند. همچنین، نتایج این تحقیق می تواند به طراحی استراتژی های بهینه برای مدیریت تعارضات و پیشگیری از آثار منفی آن در محیط های سازمانی کمک کند.
مدل توسعه رهبری هوشمند در عصر دیجیتال: استفاده از هوش مصنوعی در تصمیم گیری استراتژیک
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به بررسی مدل توسعه رهبری هوشمند در عصر دیجیتال با استفاده از هوش مصنوعی در فرآیند تصمیم گیری استراتژیک پرداخته است. با توجه به تحولات سریع در دنیای دیجیتال و ضرورت استفاده از فناوری های نوین در رهبری و مدیریت سازمان ها، این تحقیق به شناسایی چالش ها و فرصت های استفاده از هوش مصنوعی در فرآیند تصمیم گیری استراتژیک می پردازد. در این راستا، با تحلیل کدهای رفتاری و کاربردی مختلف، مضامین اصلی استخراج شده به شبیه سازی فرآیندهای تصمیم گیری و بهینه سازی استراتژی ها پرداخته اند. نتایج تحقیق نشان می دهند که استفاده از هوش مصنوعی می تواند به رهبری هوشمند در سازمان ها کمک کرده و فرآیندهای تصمیم گیری را بهبود بخشد. همچنین، با بومی سازی و تطبیق این مدل ها با شرایط خاص سازمان ها و صنایع مختلف، می توان به بهبود استراتژی ها و عملکرد سازمان ها در دنیای دیجیتال دست یافت. این مدل ها می توانند به مدیران کمک کنند تا تصمیمات استراتژیک بهتری اتخاذ کرده و در نتیجه، پیشرفت و موفقیت سازمان های خود را تضمین نمایند.
طراحی مدل استراتژی های تحول سازمانی با تأکید بر فرهنگ یادگیری و نوآوری
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به بررسی مدل استراتژی های تحول سازمانی با تأکید بر فرهنگ یادگیری و نوآوری می پردازد. در دنیای امروزی که تحولات دیجیتال و فناوری های نوین بر تمامی جنبه های سازمان ها تأثیر گذاشته است، فرهنگ یادگیری و نوآوری به عنوان عوامل کلیدی در موفقیت تحول سازمانی شناخته می شوند. این تحقیق با هدف شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر ایجاد فرهنگ یادگیری و نوآوری در سازمان ها، مدل هایی را برای بهبود فرآیندهای تحول سازمانی پیشنهاد می دهد. بر اساس تحلیل کدهای فرعی و مضامین اصلی استخراج شده، چالش ها و فرصت های پیش روی سازمان ها در راستای توسعه فرهنگ یادگیری و نوآوری شناسایی شده و راهکارهایی برای غلبه بر موانع موجود ارائه گردیده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که ترکیب رهبری مؤثر، سرمایه گذاری در آموزش و توسعه، و استفاده از تکنولوژی های نوین می تواند به موفقیت استراتژی های تحول سازمانی کمک کند. این تحقیق همچنین بر اهمیت استفاده از رویکردهای جدید در فرآیندهای تصمیم گیری استراتژیک تأکید دارد.
ارائه مدل جامع نوآوری باز در سازمان های دانش بنیان: ترکیب روش های کیفی و کمی
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق ارائه مدل جامع نوآوری باز در سازمان های دانش بنیان با استفاده از ترکیب روش های کیفی و کمی است. در دنیای کنونی، سازمان های دانش بنیان نیازمند یک رویکرد نوآورانه و پویا برای ایجاد و مدیریت فرآیندهای نوآوری هستند. در این تحقیق، پس از شناسایی کدهای فرعی و طبقه بندی آن ها به مضامین اصلی، الگوهای مؤثر در نوآوری باز به ویژه در ارتباط با فرهنگ سازمانی، فناوری های نوین، و فرآیندهای تصمیم گیری شناسایی شد. این تحقیق همچنین تأثیرات نوآوری باز بر رشد و توسعه سازمان های دانش بنیان و اهمیت همکاری های خارجی در ایجاد نوآوری های مؤثر را مورد بررسی قرار داد. استفاده از ترکیب روش های کیفی و کمی در تحلیل داده ها باعث شده تا مدل پیشنهادی با دقت و شفافیت بیشتری طراحی شود. در نتیجه، مدل جامع نوآوری باز به عنوان یک راهکار استراتژیک، می تواند به سازمان های دانش بنیان کمک کند تا از ظرفیت های بیرونی بهره برداری کرده و به طور مستمر فرآیندهای نوآوری را بهبود بخشند. این مدل با تأکید بر تعاملات میان سازمانی، به ویژه در بخش های تحقیق و توسعه، می تواند موفقیت های چشمگیری در افزایش بهره وری و رقابت پذیری سازمان های دانش بنیان به ارمغان آورد.