فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۳۸۱ تا ۶٬۴۰۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
منبع:
بهبود مدیریت سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۶۳)
27 - 55
حوزههای تخصصی:
با توجه اهمیت پژوهش در رشد و توسعه اقتصادی، کشورهای مختلف در تلاش هستند که با استفاده از سیاست ها و برنامه های مختلف اعتبارات محدود دولتی را به صورت اثربخش به فعالیت های پژوهشی اختصاص دهند. یکی از سیاست های توزیع اعتبار پژوهشی در کشور بند «و» تبصره 9 ماده واحده قانون بودجه 1401 است که از سال 1397 تا زمان حال در حال اجرا است و با نام سامانه ساتع شناخته می شود. با توجه به بازخوردهای ذینفعان، این سیاست از نظر محتوا و فرآیند اجرا دارای چالش های متعددی است؛ لذا پژوهش حاضر به دنبال آسیب شناسی سیاست مذکور است. در این راستا داده ها از طریق بررسی اسناد و گزارش های موجود و همچنین مصاحبه با ده نفر از ذینفعان گردآوری و با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون تحلیل شد. در نهایت هجده چالش در دو بخش محتوای سیاست (هفت مورد) و فرآیند اجرا (یازده مورد) استخراج شدند. از جمله مهم ترین چالش های می توان به «خُرد کردن اعتبارپژوهشی نهادهای مشمول از طریق تقسیم آن به دو بخش شصت-چهل درصد» و «عدم نظارت بر فرآیند انتخاب مجری نهایی» اشاره کرد. افزایش سهم هزینه ای که بنگاه ها باید از طریق این سامانه ساتع هزینه کنند و همچنین فراهم کردن زمینه بهره مندی از ظرفیت کارگزارهای تبادل فناوری از جمله پیشنهادهایی هستند که به اصلاح این سیاست کمک می کنند.
تحلیل تاثیر متغیرهای انگیزشی بر روی قصد خرید مصرف کنندگان (مورد مطالعه: کاربران شبکه اجتماعی اینستاگرام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت تبلیغات و فروش دوره ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۸)
191 - 199
حوزههای تخصصی:
رسانه های اجتماعی و خرید آنلاین از طریق آنها در سال های اخیر به یک روش خرید محبوب و در حال رشد تبدیل شده است. هدف از این مطالعه شناسایی اثرات متغیرهای انگیزشی شامل پاداش، اجتماعی و توانمند سازی بر قصد خرید آنلاین است. روش پژوهش، پیمایشی-تحلیلی و از نوع کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش، کاربران شبکه اجتماعی اینستاگرام و افرادی هستند که تمایل دارند محصولات پوشاک مورد نیاز خود را از صفحات رسانه اجتماعی اینستاگرام خرید کنند. طرح نمونه گیری، غیراحتمالی است و از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شده است. برای سنجش متغیرهای مورد مطالعه از ابزار پرسشنامه استفاده شد. روایی و پایایی پرسشنامه با استفاده از روایی صوری و سازه و نیز آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. داده ها از 384 نفر از کاربران شبکه اجتماعی اینستاگرام که صفحات فروش پوشاک و مد را دنبال می کرده اند جمع آوری گردید و برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آموس و اس پی اس اس 18 استفاده شد. نتایج نشان داد که انگیزه های پاداش، اجتماعی و توانمندسازی به طور مستقیم بر قصد خرید آنلاین خریداران پوشاک و همچنین به طور غیر مستقیم از طریق اعتماد تأثیر می گذارند. همچنین اعتماد به طور کامل رابطه بین انگیزه توانمندسازی و قصد خرید آنلاین کاربران را میانجی گری می کند.
بررسی نقش دوگانه سرمایه گذاران نهادی در مدیریت سود و عملکرد پس از عرضه اولیه سهام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات حسابداری و حسابرسی بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۱
67 - 84
حوزههای تخصصی:
این مطالعه به بررسی نقش دوگانه سرمایه گذاران نهادی در مدیریت سود و عملکرد در زمان عرضه اولیه سهام (IPO[1]) و بعد از آن می پردازد. تحقیقات نشان می دهد که سرمایه گذاران نهادی نقش مهمی را در مدیریت شرکت ها داشته و با جلوگیری از مدیریت سود موجب کاهش مشکلات شرکت ها می شوند. با این حال، سرمایه گذاران نهادی از طریق مدیریت سود انگیزه افزایش ثروت را دارند آنهم زمانی که شرکت در حال عرضه اولیه سهام است. همچنین این پژوهش به بررسی عملکرد شرکت های دارای سهامداران نهادی بعد از عرضه اولیه سهام می پردازد. بررسی فرضیه های پژوهش به کمک تجزیه و تحلیل رگرسیون و با استفاده از اطلاعات 50 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس در دوره زمانی 1395-1380 انجام شده است. نتایج نشان می دهد سرمایه گذاران نهادی در زمان عرضه اولیه مدیریت سود را محدود می کنند و در بعد از واگذاری اولیه در مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی اختیاری مشارکت دارند. همچنین ارزیابی عملکرد بعد از عرضه اولیه نشان می دهد شرکت هایی که دارای درصد بالایی از سهامداران نهادی می باشند عملکرد بازار سرمایه و عملکرد عملیاتی آنها بعد از واگذاری بهبود یافته است.
تأثیر جریان نقد عملیاتی و ارزش دفتری سهام بر بحران مالی شرکت ها
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در پی ردیابی تأثیر جریان نقد عملیاتی و ارزش دفتری سهام بر بحران مالی شرکت ها است. در راستای حصول به اهداف پژوهش، نمونه ای متشکل از 131 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار که طبق الگوی حذف سیستماتیک انتخاب شده بودند برای یک دوره زمانی 10 ساله از 1391 الی 1400 گردآوری شد. برای آزمون فرضیه های پژوهش از یک مدل رگرسیون چندمتغیره خطی بهره گرفته شد. نتایج آزمون رگرسیون در سطح خطای 5 درصد نشان داد که جریان نقد عملیاتی و ارزش دفتری سهام تأثیر معکوس بر بحران مالی شرکت ها دارند. در واقع با افزایش جریان نقد عملیاتی و ارزش دفتری سهام میزان بحران مالی شرکت کاهش می یابد. زمانی که شرکت گردش نقدینگی عملیاتی بالاتری را دارد، کمتر به ناحیه بحران و درماندگی مالی وارد می شود و درواقع جریان نقدینگی عملیاتی بالاتر، ضامن گریز از بحران مالی است. همچنین، زمانی که ارزش دفتری سهام افزایش یابد می بایست بدهی های شرکت کاهش یابد و زمانی که بدهی کاهش یابد یعنی شرکت قادر به پرداخت دیون خود بوده و در بحران مالی نمی باشد.
بررسی تاثیر رفاه مقصد و تجربه گردشگری بر دلبستگی به مکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : مکان جزء جدایی ناپذیر گردشگری است و در گردشگری، تقریباً همه مسائل را می توان در نهایت به تعاملات انسان مکان و روابط انسان مکان ردیابی کرد. دلبستگی به مکان در بازاریابی گردشگری مهم است؛ زیرا بر اهداف بازدید مجدد و وفاداری به مقصد تأثیر می گذارد. این مطالعه با تکیه بر نظریه دلبستگی مکانی، بررسی می کند که چگونه تجارب به یاد ماندنی گردشگری و رفاه بر دلبستگی مقصد در گردشگری تأثیر می گذارد. این پژوهش با این رویکرد تلاش کرده است تا تحلیلی بر مسأله دلبستگی به مقصد گردشگری ارائه دهد و در این مسیر از شاخص تجربه گردشگری به عنوان متغیر مستقل رفاه مقصد به عنوان متغیر میانجی استفاده کرده است.
روش شناسی : تحقیق حاضر از نظر هدف تحقیق از نوع کاربردی و از منظر ماهیت و روش از نوع توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق کلیه گردشگرانی است که از منطقه و شهر توریستی ماسوله دیدن کرده اند. نمونه آماری تحقیق بر اساس فرمول کوکران برابر با 384 نفر تعیین شده است. ضمن اینکه روش نمونه گیری در این تحقیق، تصادفی ساده است. تجزیه وتحلیل اطلاعات بر اساس شیوه مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار اسمارت پی.ال. اس انجام شده است. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه بوده است که شامل 3 متغیر و 16 گویه می باشد. برای سنجش سؤالات پرسش نامه از مقیاس لیکرت استفاده شده است. جهت تعیین روایی آن از نظرات خبرگان و همچنین جهت بررسی، پایایی ابزار پژوهش از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است.
یافته ها: تجربه خاطره انگیز گردشگری بر دلبستگی به مقصد گردشگری تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین رفاه مقصد نقش میانجی بر رابطه بین تجربه خاطره انگیز گردشگری و دلبستگی به مقصد گردشگری دارد.
نتیجه گیری و پیشنهادها : با توجه به تأثیر مثبت و سازنده تجربه خاطره انگیز گردشگری بر دل بستگی به مقصد گردشگری، به صاحبان مشاغل در صنعت گردشگری توصیه می شود تا در ارائه خدمات گردشگری تمام تلاش خود را برای ایجاد سفری خاطره انگیز برای گردشگران فراهم سازند. در این صورت می توانند انتظار داشته باشند تا گردشگران با دلبستگی نسبت به مقصد گردشگری مجدداً به آن جا سفر کنند. همچنین به آن ها پیشنهاد می شود تا به جای پرداختن به کارکردهای بلندمدت به ایجاد لحظاتی دل انگیز برای گردشگران بپردازند؛ چراکه نتایج نشان داده است که گردشگران بیش از آنکه به خوش گذرانی توجه کنند، به رفاه مقصد اهمیت می دهند.
نوآوری و اصالت : توجه به دیدگاه ها و انگیزه های گردشگری برای سفر به یک مقصد، به عنوان ضرورت بازاریابی و برنامه ریزی توسعه گردشگری است و همچنین مبنایی برای طراحی زیرساختارهای مرتبط با گردشگری از اهمیت خاص برخوردار است.
ارائه الگوی سلامت مالی در مؤسسات کوچک و متوسط با تأکید بر رویکرد ساختاری- تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۹۴
188 - 222
حوزههای تخصصی:
امروزه کسب وکارهای کوچک و متوسط نقش عمده ای در اقتصاد کشور ایفا می کنند. هدف از انجام این پژوهش طراحی الگوی شاخص های سلامت مالی در موسسات کوچک و متوسط می باشد. مسئله اصلی پژوهش این است که کدام عوامل می توانند سلامت مالی (توان سودآوری و تداوم فعالیت واحد اقتصادی) واحدهای انتفاعی کوچک و متوسط را تحت تأثیر قرار دهند. برای این منظور در ابتدا مؤلفه های پژوهش در سلامت مالی SME ها از طریق ادبیات و مصاحبه نیمه ساختاریافته با 17 نفر از از خبرگان و کارشناسان دادگستری انجام شد که این کارشناسان در زمینه امور ورشکستگی شرکت های SME حداقل دارای ده سال سابقه اجرایی بودند و به شیوه گلوله برفی انتخاب شدند. مصاحبه ها با سه روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی کدگذاری شدند و درنهایت هجده مؤلفه شناسایی شد. در بخش کمی نیز یک مدل ساختاری- تفسیری با استفاده از نرم افزار متلب برای ارائه الگوی سلامت مالی در مؤسسات کوچک و متوسط ایجاد گردید. نتایج نشان می دهد مدل تفسیری ساختاری مطالعه در هشت سطح قابل ارائه است که اصلی ترین آن منابع انسانی و چالش SME ها در زمینه تامین منابع مالی است. پس ازآن موقعیت مؤلفه های شناسایی شده با استفاده از نرم افزار میک مک مبتنی بر قدرت نفوذ و وابستگی مشخص شد و پنج گروه شامل متغیرهای تأثیرگذار، ریسک، هدف، تنظیمی و متغیرهای مستقل شناسایی گردید. تحلیل میک مک نشان داد الگوی سلامت مالی در SME ها وابسته به متغیرهای متنوعی است
تاب آوری مبتنی بر ظرفیت های اجتماع محور در شرایط بحران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت عمومی سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۶
113 - 144
حوزههای تخصصی:
طی سال های اخیر تأکید بر ظرفیت های اجتماع محور به عنوان یکی از رویکردهای مهم تاب آوری جوامع در شرایط بحران، مورد توجه بسیاری از صاحب نظران و محققان قرار گرفته است. بنابراین پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر تاب آوری مبتنی بر ظرفیت های اجتماع محور در شرایط بحران و ارائه الگویی در این زمینه با استفاده از روش فراترکیب انجام شده است. با توجه به جهت گیری پژوهش می توان آن را در زمره پژوهش های کاربردی با ماهیت اکتشافی قرار داد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مقالات منتشرشده در پایگاه های علمی داخلی و خارجی در محدوده زمانی 2000 تا 2023 بود، که درنهایت 56 پژوهش که ارتباط نزدیکی با موضوع مورد مطالعه داشتند به عنوان نمونه انتخاب و با تحلیل محتوای آن ها ابعاد و کدهای الگوی موردنظر استخراج شدند. براساس یافته های پژوهش، 66 شاخص و 18 مؤلفه در سه دسته «عوامل سازمانی»، «عوامل گروهی» و «عوامل فردی» به عنوان عوامل مؤثر بر تاب آوری مبتنی بر ظرفیت های اجتماع محور در شرایط بحران شناسایی و برچسب گذاری شدند. نتایج نشان داد که این سه دسته عامل می توانند به طور همزمان در هر یک از مراحل سه گانه قبل، حین و پس از بحران بر تاب آوری جوامع تأثیرگذار باشند و به میزان قابل توجهی اثرات منفی ناشی از وقوع بحران را کاهش دهند.
توسعه مدل فرایند مدیریت سبد پروژه های نانو با استفاده از تکنیک الکتره: مطالعه موردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه و با توجه به دیدگاه پورتر، شرکت های پروژه محور با یکدیگر رقابت نمی کنند، بلکه پروژه های آنها با دیگران رقابت می کند و شرکت مادر، مدیریت سبد پروژه ها را برای رسیدن به مزیت رهبری مناسب تر نسبت به رقبا اداره می کند. برای دستیابی به یک رشد مستمر در یک سازمان پروژه محور، مدیریت پروژه ها به صورت منفرد و جداگانه نتیجه خوبی نمی دهد. با توجه به اینکه نانو، گام بزرگی در دنیای کوچک و انتخابی بزرگ در دنیای واقعی است، از این قاعده مستثنا نیست. در این پژوهش با پیاده سازی پنج گامِ علمیِ چارچوب ارائه شده، ارزیابی، انتخاب و بالانس پروژه های سبد برای دستیابی به منافع انجام شد. در راستای این هدف، در ابتدا از طریق ماتریس SWOT، سه استراتژی 1. پورتفوی همکاری چند رشته ای؛ 2. پورتفوری تجاری سازی محصولات نانو؛ 3. پورتفوی ارتباط بین نانو و روزمرگی تدوین شد و سپس دسته بندی پروژه ها بر اساس مفاهیم هم افزایی و استراتژی، به کمک نقشه منطقی مزایا در سبد پیشنهادی قرار گرفتند و در آخر با توجه به ده معیار استخراج شده با تکنیک الکتره پروژه های بالقوه، اولویت بندی و با متعادل سازی سبد، پروژه های بالفعل وارد سبد نهایی شدند و در نهایت نقشه راه پورتفولیو برای درک و مدیریت بهتر سبد رسم شد. از بین 32 کاندید اولیه، 7 مورد حذف می شود و از مابقی پروژه های سبد، 3 پروژه با توجه اینکه در هیچ دسته ای از مروارید، صدف و فیل سفید قرار نداشت، حذف می شود. به کارگیری مدل فوق علاوه بر اینکه ترکیبی بهینه از پروژه ها را در پورتفولیوها ایجاد کرد، ترتیب انجام هر سبد را نیز تعیین کرد.
مطالعه نقش مولفه های مدیریت دانش بر فعالیت های تحقیق و توسعه در صنعت نفت
حوزههای تخصصی:
شرکت ها به طور فزاینده ای عملکردهای تحقیق و توسعه خود را مورد استفاده قرار می دهند و از دانش متنوعی که در شبکه های جهانی بازارهای در حال ظهور و توسعه یافته پخش می شود، استفاده می کنند. این جریان تحقیقاتی نه تنها از نظر کسب دانش، بلکه بر استفاده و توسعه محصول جدید تاکید دارد. دانش و مولفه های آن می توانند در موفقیت انجام فعالیت های تحقیق و توسعه نقش اساسی ایفا کنند. هدف این پژوهش، مطالعه نقش مولفه های مدیریت دانش بر فعالیت های تحقیق و توسعه در صنعت نفت می باشد. در این راستا، در ابتدا با مرور ادبیات نظری و پیشینه ها، مدل مفهومی ارائه شده و فرضیات تحقیق نیز تدوین شدند. به منظور آزمون فرضیات تحقیق، جامعه آماری شامل مدیران و کارشناسان یکی از شرکت های فعال در صنعت نفت در نظر گرفته شده که تعداد این افراد حدود 135 نفر می باشد. بر اساس رابطه کوکران تعداد نمونه آماری برابر با 100 نفر یوده که پرسشنامه میان این افراد توزیع گردید. سوالات این پرسشنامه از منابع معتبر اقتباس شده و روایی و پایایی آن ها نیز مورد تایید قرار گرفت. با توجه به عدم نرمال بودن توزیع داده ها، از روش حداقل مربعات جزیی و نرم افزار اسمارت پی ال اس 2 برای تحلیل های آماری استفاده شد. بر اساس مقادیر معنی داری مربوط به فرضیات، هر چهار مورد تایید شدند. میزان تاثیر خلق، کاربرد ، تبادل و حفظ دانش بر فعالیت های تحقیق و توسعه به ترتیب برابر با 0.884، 0.905، 0.748 و 0.625 حاصل شد. بنابراین مهمترین پیشنهاد پژوهش، توجه به کارهای تیمی بوده که در این تیم ها تبادل دانش انجام شده و بر این اساس با ایجاد خلاقیت و نوآوری، موفقیت فعالیت های تحقیق و توسعه افزایش یابد.
سیاست حمایتی یارانه سبز در بخش کشاورزی: تجاربی جهانی برای مدیران و سیاستگذاران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت توسعه سبز سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
191 - 210
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت بخش کشاورزی در تولید، مصرف و ایجاد امنیت غذایی، کشورهای مختلف جهان اعم از توسعه یافته و یا در حال توسعه با روش های مختلف بخش کشاورزی را مورد حمایت قرار می دهند و به همین منظور سازمان تجارت جهانی (WTO) نیز اعمال برخی روش های حمایتی را تحت عنوان جعبه سبز، از سوی دولت ها مجاز دانسته است. طبق توافقنامه کشاورزی اعضای WTO، یارانه های سبز باید عدم تأثیر یا حداقل تأثیر انحرافی را بر تولید و تجارت داشته باشند. هدف اصلی مقاله حاضر، بررسی ابعاد سیاست حمایتی یارانه سبز، اقدامات عملی و سیاستگذاری های مربوطه و مقایسه روند تغییرات آن در بین کشورها، با استفاده از روش رئالیسم انتقادی و اتکا به داده های آماری مقطعی و سری زمانی حاصل از پایگاه های علمی اطلاعاتی تخصصی است. یافته های مطالعه و تجارب جهانی حاکی از آن است که کشورهای توسعه یافته سطح یارانه های سبز خود را به صورت چشمگیری افزایش داده اند (میانگین 85/25 درصد). در حالی که در کشورهای در حال توسعه مبلغ پرداختی به عنوان نسبتی از تولید ناخالص داخلی کشاورزی، بسیار پایین است (میانگین 75/2 درصد). همچنین شواهد نشان می دهد علیرغم ادعای صورت گرفته، نحوه عملکرد یارانه های پرداختی توسط کشورهای توسعه یافته، منجر به انحرافات معنی دار تجاری و تولیدی گردیده است. نتیجه این که معیار و طرز عمل جعبه سبز، قطعاً نیاز به یک بازنگری عمده و شفاف سازی جهت تعیین یک سری از قوانین مشخص دارد. تعیین میزان سقف یارانه سبز قابل پرداخت در کشورهای توسعه یافته، مجاز بودن پرداخت های مستقیم تنها در صورت بروز بلایای طبیعی، و تقویت مکانیزم بازنگری، از جمله این قوانین پیشنهادی هستند.
واکاوی اخلاق اسلامی حق مدار در فرایندهای مدیریت منابع انسانی (تأملی بر رهنمودهای امام علی «علیه السلام»)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اخلاق، موضوع مهمی در حوزه مدیریت منابع انسانی است، به گونه ای که پیامدهای حاصل از توجه به اصول اخلاقی در سازمان، مثبت بوده و افراد بسیاری را به سوی خود جلب کرده است. از این رو، در پژوهش حاضر، تلاش شده است تا اصول مبنایی اخلاقی در چهار فرایند مدیریت منابع انسانی («جذب و استخدام»، «آموزش و توسعه»، «نگهداشت» و «به کارگیری») به دست آید. در جریان پژوهش، با مراجعه به متون نهج البلاغه و غررالحکم و دررالکلم، به عنوان متونی برگرفته از فرازهایی حکمت انگیز از سخنان گرانقدر حضرت علی «علیه السلام»، برای بررسی اخلاق حق مدار تلاش شد. از این رو، در طول مسیر پژوهش، با استفاده از تحلیل منطقی، اصل مبنایی اخلاق، «حُسن، زیبایی و نیکویی» در نظر گرفته شد و برای هرکدام از فرایندهای مدیریت منابع انسانی، یک اصل منطقی و مبنایی استخراج شد که به منزله مبنایی برای کاخ استدلالی پژوهش حاضر، به شمار می روند. براین اساس، اصول منطقی استخراج شده مربوط به هرکدام از این فرایندها، به ترتیب عبارت اند از: «انتخاب افراد دارای پتانسیل نیکویی»، «زمینه سازی در جهت رشد پتانسیل ها»، «ارتقا و توسعه عزت نفس» و «شایسته سالاری و تناسب». درواقع، حاصل کار این پژوهش، دستیابی به اصول منطقی است که براساس آن ها، سیستم اخلاقی مدیریت منابع انسانی حق مدار، قابل تعریف است.
طراحی الگوی اخلاق حرفه ای ایرانی- اسلامی در دانشگاه فنی و حرفه ای با رویکرد نظریه داده بنیاد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: سئوال اصلی: هدف اصلی این پژوهش طراحی الگوی اخلاق حرفه ای ایرانی- اسلامی مدیران در دانشگاه فنی و حرفه ای است. روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد نظریه داده بنیاد انجام گرفت. جامعه آماری آن مدیران و معاونین دانشگاه فنی و حرفه ای است. 9 نفر از این افراد با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. شرایط علّی، مداخله گر، زمینه ای، پدیده اصلی، راهبردها و پیامدهای الگوی اخلاق حرفه ای ایرانی- اسلامی مدیران ابتدا در 156 کد اولیه تلخیص، سپس این کدها در 24 مقوله کلی با استفاده از نرم افزار MAXQDA دسته بندی شد. یافته ها: یافته های این مطالعه نشان داد که شرایط علّی الگوی اخلاق حرفه ای مدیران شامل قوانین و مقررات نامناسب اداری، ارتباطات و فرایندهای نامناسب، شرایط نامناسب نیروی انسانی و شرایط نامناسب سازمانی می شود. شرایط زمینه ای الگوی اخلاق حرفه ای مدیران شامل باورها، اعتقادات و نگرش های مدیران، مهارت های رفتاری مدیران، مهارت های ارتباطی مدیران و ویژگی های نیروی انسانی می شود. شرایط مداخله گر الگوی اخلاق حرفه ای مدیران شامل عوامل فرهنگی، عوامل اقتصادی، عوامل مدیریتی و جو سازمانی می شود. پدیده محوری الگوی اخلاق حرفه ای مدیران شامل عوامل مرتبط با فرد، عوامل مرتبط با سازمان و عوامل اجتماعی می شود. راهبردهای پیاده سازی الگوی اخلاق حرفه ای مدیران شامل منشور اخلاقی، سیاست های سازمانی، برنامه های آموزشی، انتصاب و ترفیع، تشویق، تنبیه و انگیزش و نظارت، کنترل و بازخورد می شود. پیامدهای الگوی اخلاق حرفه ای مدیران نیز شامل عملکرد مالی، عملکرد غیرمالی و عملکرد اجتماعی می شود. بحث و نتیجه گیری: الگوی اخلاق حرفه ای ایرانی- اسلامی مدیران از شرایط علّی، زمینه ای، مداخله گر، پدیده اصلی، راهبردها و پیامدهای متعددی تشکیل شده است.
واکاوی نقش هوش اخلاقی حسابرسان در تمایل به سوت زنی (افشاگری)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی نقش هوش اخلاقی در تمایل به افشاگری (سوت زنی) در جامعه حسابداران رسمی ایران انجام شد. روش تحقیق پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است و با استفاده از جدول کرجسی مورگان، 297 نفر از حسابداران رسمی شاغل در سال 1402 با روش نمونه گیری هدفمند، به عنوان حجم نمونه انتخاب و به پرسشنامه هوش اخلاقی لنیک و کیل (2005) و پرسشنامه تمایل به افشاگری علینقیان و همکاران (1395) پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون کلموگروف اسمیرنوف، آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام و نرم افزار آماری انجام شد. یافته ها نشان داد که بین هوش اخلاقی حسابرسان با تمایل به افشاگری رابطه معنادار و مثبت وجود دارد و هوش اخلاقی می توانند تمایل به افشاگری را در حسابداران رسمی پیش بینی کنند. در تبیین یافته فوق می توان گفت که بر طبق رویکردهای منطقی در تصمیم گیری اخلاقی، هوش اخلاقی مستقیما منجر به قضاوت اخلاقی در افراد می شود و هسته اصلی این رابطه، استدلال و تعقل منطقی است. این قابلیت می تواند به عنوان یک راهنما برای رفتار و اعمال فرد حسابرس عمل نموده و توانایی درونی وی را برای تشخیص در بزنگاه های حساس تصمیم گیری، مهیا سازد.
شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر تهدیدات بحرانی حرم مطهر رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر تهدیدات بحرانی حرم مطهر رضوی می باشد. روش تحقیق به صورت توصیفی است. روش گرداوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای، مطالعات اسنادی و پرسشنامه می باشد. جامعه آماری این پژوهش را مدیران آستان قدس رضوی تشکیل می دهند. برای اولویت بندی عوامل، ماتریس تصمیم گیری و تکنیک تاپسیس فازی با استفاده از نرم افزار اکسل به کار گرفته شده است. ماتریس تصمیم اولیه تحقیق شامل 14 دسته عوامل می باشد، توسط 6 خبره تشکیل شده است. عوامل شناسایی شده عبارتند از: عوامل تجهیزات، عوامل استحکامات، عوامل اعتبارات، عوامل فناوری نوین، عوامل دانش، پژوهش و نوآوری، عوامل اجرا، عوامل کنترل و ارزیابی، عوامل تعهد مدیریت، عوامل فرهنگ سازی، عوامل فرهنگ یادگیری، عوامل شفافیت، عوامل آمادگی، عوامل آگاهی، عوامل انعطاف پذیری.
مدل کیفیت حسابرسی مبتنی بررویکرد رفتاری و سازو کار شرکتی در بازار سرمایه ایران با استفاده از روش داده بنیان و آزمون کمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات حسابداری و حسابرسی تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۲
27 - 46
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش طراحی الگوی کیفیت حسابرسی مبتنی بر رویکرد رفتاری و مکانیزم حاکمیت شرکتی با هدف مطلوبیت پاسخ گویی و پاسخ خواهی در بازار سرمایه براساس تحلیل داده بنیاد می باشد.
روش: لزوم شناسایی مولفه های رویکرد رفتاری و تبیین اثررویکرد رفتاری (حسابرسان مستقل) بر کیفیت حسابرسی انجام شد. جامعه آماری پژوهش خبرگان حرفه حسابرسی هستند که از طریق روش نمونه گیری نظری (گلوله برفی) به منظور دستیابی به اشباع نظری با 20 نفر از آنها مصاحبه عمیق انجام شد. داده های لازم جمع آوری گردید و شناسایی مولفه های اصلی از طریق کد گذاری باز، انتخابی و محوری انجام گرفت و در نهایت مدل پژوهش بر اساس چارچوب نظری طراحی شد.
یافته ها: شناسایی مولفه های اصلی از طریق کد گذاری باز، انتخابی و محوری انجام گرفت و در نهایت مدل پژوهش بر اساس چارچوب نظری طراحی شد.
نتیجه گیری: هشت مولفه اصلی موثر برکیفیت حسابرسی از بعد رویکرد رفتاری است که عبارتند از:
1-بازبینی و اصلاحات قوانین و مقررات 2- پایبندی و رعایت آیین رفتار حرفه ای 3-رویکرد رفتاری استانداردهای حسابداری 4-رویکرد رفتاری مسئولین تهیه اطلاعات مالی 5-رویکرد رفتاری سرمایه گذاران و سایر ذینفعان 6-ضوابط نظام راهبری بنگاه 7- رویکرد رفتاری حسابرسان 8- رویکرد رفتاری استانداردهای حسابرسی
بررسی عوامل اثربخشی و صلاحیت حسابرسی داخلی در شهرداری های کلانشهرهای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال ۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۵
46 - 77
حوزههای تخصصی:
به موجب ماده 44 آیین نامه مالی شهرداری ها، حسابرسان داخلی از ارکان اصلی نظارت بعد از خرج در شهرداری ها به شمار می روند و اثربخشی واحدهای حسابرسی داخلی موجب حصول اطمینان معقول از تحصیل و مصرف منابع بر اساس قانون و در جهت اهداف تعیین شده در برنامه های میان مدت و بودجه آنها گردد. این پژوهش درصدد شناسایی عوامل موثر بر اثربخشی واحدهای حسابرسی داخلی و تبیین صلاحیت ها و شایستگی های حسابرسان داخلی در شهرداری های کلانشهرهای ایران با استفاده از ادبیات پژوهش شناسایی و دریافت نظرات خبرگان شامل حسابرسان داخلی، معاونین مالی و اقتصادی شهری و قائم مقامان ذی حسابی در شهرداری های تهران، اصفهان، مشهد، شیراز، کرمان و ارومیه بوده گردیده است. خبرگان مشارکت کننده در این پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند گلوله برفی انتخاب شده اند و شامل 20 نفر در شهرداری تهران و 20 نفر در شهرداری های سایر کلانشهرها بوده اند. پس از غربالگری شاخص ها با استفاده از آزمون سنگ ریزه و تعیین وزن عوامل یادشده با استفاده از روش سلسله مراتبی فازی در نرم افزار R نسبت به شناسایی عوامل موثر بر اثربخشی واحد حسابرسی داخلی شهرداری ها اقدام و شاخص ها و ویژگی های صلاحیت و اثربخشی حسابرسان داخلی با هدف ارائه رهنمود در ارتباط با سیاست های جذب و ترسیم خط مش های توسعه حرفه ای حسابرسان تبیین گردیده است. در نهایت نتایج پژوهش از طریق مصاحبه ساختار یافته با 3 نفر از خبرگان مستقل تایید شده است. بر اساس نتایج این پژوهش صلاحیت های حسابرسان داخلی شهرداری ها در سه طیقه صلاحیت های عمومی، رفتاری و فنی قرار می گیرد.
گذر از دیدگاه فروش و تغییر رویکرد نسبت به بیمه زندگی به عنوان یک محصول ناخواسته: مدل تصمیم خرید نهاده شده بر سواد بیمه ای، اعتماد، ادراک و نگرش مصرف کنندگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت تبلیغات و فروش دوره ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۸)
200 - 222
حوزههای تخصصی:
با وجود نقش اساسی بیمه زندگی بر رشد و توسعه رفاهی کشورها، در مقایسه با میانگین جهانی، این نوع بیمه سهم پایینی در سبد خرید بیمه ای مردم ایران دارد. در این شرایط، بهبود سواد بیمه ای جامعه می تواند به تحریک گرایشات مثبت بیمه ای کمک کند. با این حال، اندک پژوهش های انجام شده در ایران صرفاً بر اندازه گیری سواد بیمه ای متمرکز شده اند و اطلاعات کمی در مورد تأثیر سواد بیمه ای بر تمایل به خرید و حفظ بیمه نامه های زندگی وجود دارد. لذا، مطالعه حاضر به بررسی تأثیر مستقیم و غیرمستقیم سواد بیمه ای بر قصد خرید بیمه زندگی پرداخته است. این ﭘﮋوهﺶ هدفی کاربردی و ماهیت و روشی توصیفی-پیمایشی دارد. جامعه آماری پژوهش خریداران بیمه زندگی شرکت بیمه سرمد در سال 1402 به تعداد 98625 نفر بودند. حجم نمونه با جدول مورگان 384 نفر تعیین شد. داده ها با پرسشنامه استاندارد و روش نمونه گیری تصادفی سیستماتیک طی یک پیمایش آنلاین گردآوری و با تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری به کمک نرم افزار Smart PLS 3 تحلیل شد. یافته ها نشان داد سواد بیمه ای به طور مستقیم و غیرمستقیم از طریق افزایش مزایا و کاهش ریسک درک شده محصول، همچنین بهبود اعتماد و تقویت نگرش مطلوب مصرف کنندگان، موجب افزایش قصد خرید بیمه زندگی می گردد. شرکت های بیمه از طریق معماری انتخاب مصرف کننده می توانند بر انتخاب ها تأثیر بسزایی داشته باشند. لذا سیاست گذاران باید اطمینان حاصل کنند که سواد بیمه در برنامه های آموزشی آحاد جامعه گنجانده شود. برنامه ها با تمرکز بر ایجاد دانش، مهارت ها و نگرش های بیمه ای افراد به افزایش ضریب نفوذ بیمه کمک می کند.
جنبه های پنهان سازمان های میانجی نوآوری: مروری نظام مند از منظر گونه شناسی صنایع(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت صنعتی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
37 - 74
حوزههای تخصصی:
هدف: در نظام نوآوری بازیگران با فضای پیچیده ای از شبکه های رسمی و غیررسمی، هم درون و هم در بین زیرگروه ها درگیرند. کاستی در این سازگاری ها و تعاملات شکننده، موجب می شود که نقش بازیگران واسط برجسته شود. سازمان های میانجی در نظام نوآوری تلاش می کنند تا مبتنی بر کاستی های موجود در تعاملات، کارکردهایی را بر عهده گیرند. کارکردهای نهادهای میانجی، از جنبه های گوناگونی در مقاله ها و پژوهش های مختلف بررسی شده است. این تنوع بررسی از آن جهت است که شکاف ها و کاستی های ارتباطی طرفین تعامل در نظام نوآوری، به طور ذاتی بسیار متفاوت است. هرچند مطالعات پیشین فهرستی از این کارکردها را ارائه کرده اند، همچنان چگونگی راهبری این بازیگران واسطه ای نظام نوآوری و تعیین کارکردهای مناسب آن ها در بازتابی از ویژگی های صنعت، دغدغه سیاست گذاران نوآوری است. به ویژه آنکه نوآوری و رژیم فناورانه صنایع ماهیت متفاوتی دارند. هدف پژوهش حاضر، ارائه تعریفی جامع از دانش فعلی و دسته بندی نهادهای میانجی در صنایع توسط پویت (۱۹۸۴) بر اساس کارکردهای تعریفی هاولز (۲۰۰۶) و همچنین تفسیری از شکاف های تحقیقاتی موجود بوده است.
روش: در مطالعه حاضر با بهره گیری از روش مرور نظام مند ادبیات، کلیه مطالعات کیفی و کمی مرتبط، از جمله مقاله های انتشار یافته در مجله ها و کنفرانس ها تا سال ۲۰۲۲ بررسی و در نهایت، ۷۷ مقاله در زمینه نهادهای میانجی نوآور احصا و تجزیه وتحلیل شد. به منظور تعیین دامنه (محدوده) مطالعات، علاوه بر تعیین و شناسایی واژگان کلیدی و جست وجو در پایگاه اطلاعاتی مناسب، در خصوص کیفیت مجله هایی که مقاله های منتخب در آن منتشر شده بودند نیز تصمیم گرفته شد. از آنجایی که دامنه این مطالعه ارتباط بین کارکردهای نهادهای میانجی و نوآوری بوده است، دو مفهوم «نهادهای میانجی» و «نوآوری» به عنوان کلیدواژگان اصلی تعریف شد. افزون بر این، برای جمع آوری مطالعات و جست وجوی جامع، از چندین واژه کلیدی مترادف نیز استفاده شد. در گام بعدی، برای تضمین اعتبار و کیفیت مقاله ها و جلوگیری از ورود اسناد نامرتبط، این معیارها نیز مدنظر قرار گرفت: ۱. مطالعات به نهادهای (سازمان های) میانجی و نوآور مربوط باشند؛ ۲. مقاله های منتشر شده، فقط به زبان انگلیسی باشند؛ ۳. مقاله هایی که یکی از کلیدواژگان منتخب در عنوان، چکیده یا واژگان کلیدی آن ها ذکر شده باشد؛ ۴. فقط مقاله هایی انتخاب شوند که در مجله های معتبر با شاخص ۱Q و ۲Q منتشر شده اند.
یافته ها: نتایج ذیل چهار محور کارکردهای سازمان های میانجی در هم گرایی با کلان روندهای تغییرات و تحولات فناورانه نوین؛ کارکردهای آن ها در سطوح متنوع نظام های نوآوری؛ سازمان های میانجی بازیگرانی برای راهبری صنایع دانش محور و کارکردهای آن ها در صنایع متفاوت ارائه شده است.
نتیجه گیری: این مطالعه اهمیت درک ماهیت نوآوری و رژیم فناورانه صنایع را برای راهبری این سازمان ها در تعریف کارکردهای مناسب برجسته می کند. یافته های این پژوهش می تواند تصمیم گیری های سیاستی را تعیین کند و حامی مدیریت مؤثر صنایع دانش بنیان باشد. پیشنهاد می شود که در پژوهش های بعدی، بر کاوش نقش این سازمان ها در صنایع نوظهور و بررسی اثربخشی عملکردهای آن ها در زمینه های مختلف تمرکز شود.
Understanding the Dimensions of Citizenship Behavior of Tourists (the Case of Cultural Heritage Tours in Iran)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Although employee citizenship behavior has significant effect on quality of service delivery and consequently on creating superior tourist experience and competitive advantage for tourism businesses and destinations, but tourist citizenship behavior can facilitate reaching these goals, specifically through value co creation. In spite of that, most studies concentrate on employees’ citizenship behavior ignoring behaviors of travelers. Therefore, present study seeks to identify dimensions of tourist citizenship behavior of cultural heritage tourists traveling through tours. The statistical population of this study encompasses all inbound tourists who have visited Iran as cultural heritage tours. 384 people yield as a sample of population, through convenient sampling. To ensure the validity, the questionnaire was examined by experts and confirmed, similarly reliability via Cronbach’s Alpha coefficient. The data analysis was conducted in SPSS software via confirmatory factor analysis. Findings revealed 11 dimensions of tourist citizenship behavior including: cooperation, establishing peace and intimacy, sacrifice, patience and sympathy, active participation, support, recommendation, aid and assistance, establishing order, compensation and interpersonal interaction. Based on findings of current research, citizenship behavior in cultural and heritage tourism can enrich their experiences since fosters co creation of value and also active participation cultural heritage tourists, moving towards creative tourism. Tourism businesses and destinations managers should pave the way for expressing these behaviors, creating excellent experience for tourists in addition to co creation of value with them.
برندسازی کارکنان دانشی؛ تعیین مؤلفه های برند شخصی اعضای هیأت علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت عمومی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۵
167 - 198
حوزههای تخصصی:
با توجه به کاهش تعداد دانشجویان و افزایش رقابت بین دانشگاه ها و تغییر رویکرد جذب دانشجو به روش استادمحور، نقش اساتید شناخته شده و معتبر در موفقیت دانشگاه ها و جذب دانشجویان مستعد رو به افزایش است. پژوهش حاضر در پی شناسایی مؤلفه های مؤثر بر برند شخصی اعضای هیأت علمی است. روش پژوهش حاضر آمیخته اکتشافی است. در گام اول با استفاده از روش کیفی تحلیل مضامین، مؤلفه های برند شخصی اعضای هیأت علمی از طریق مصاحبه با خبرگان شناسایی و شبکه مضامین آن ترسیم شد. در گام دوم پژوهش، با توزیع پرسشنامه محقق ساخته بین 54 عضو هیأت علمی، تأثیر مولفه های شناسایی شده بر برند شخصی اعضای هیأت علمی رتبه بندی شدند. پایایی ابزار مصاحبه از طریق آموزش مصاحبه گر و تدوین راهنما مصاحبه تحقق یافت. پایایی ابزار پرسشنامه نیز با آزمون کرونباخ تأیید شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که استفاده از شبکه های اجتماعی علمی، انگیزه درونی، روابط بین فردی، تألیفات، هوش و استعداد، جایگاه علمی، فن بیان، دانش فردی و روش تدریس بر برند شخصی اعضا هیأت علمی دانشگاه ها تأثیرگذار است. براساس این یافته ها، پیشنهاد می شود که اعضای هیأت علمی ضمن ارتقای دانش فردی و تألیف کتاب ها و مقالات معتبر، از طریق توسعه روابط بین فردی به طور فعال در شبکه های علمی برخط و مجامع علمی و صنعتی مشارکت فعال داشته باشند. همچنین، با توسعه مهارات فن بیان و استفاده از راهبردهای مؤثر در تدریس، برند شخصی خود را ارتقا دهند.