فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۷۴۱ تا ۱۰٬۷۶۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
منبع:
سیاست دوره ۴۷ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳
683 - 703
حوزههای تخصصی:
در نوشته حاضر، با استفاده از الگوی جماعت گرایی، به ویژه با استفاده از مفهوم سنت و عقلانیت و خیر مختص آن، تماس و چالش دو سنت اسلام و چپ در خلال نهضت مشروطه بررسی و نشان داده شده است که در تماس و چالش بین دو سنت، از طریق مفاهیم اساسی و بنیادین هر یک از آن دو، عقلانیت جدیدی ایجاد می شود که در نگاه به حوزه سیاسی اجتماعی، خصلتی غیر دموکراتیک و تمرکزگرا دارد که همین عقلانیت، در نهایت، در زمینه تحولات و وقایع ایجادشده، به ظهور دیکتاتوری رضاخانی منتهی می شود.
همه پرسی اقلیم کردستان؛ منابع و تنگناهای تشکیل دولت مستقل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال بیستم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲ (پیاپی ۷۶)
85 - 112
حوزههای تخصصی:
این مقاله ضمن بررسی همه پرسی اخیر اقلیم کردستان عراق، منابع و تنگناهای تشکیل دولت مستقل در این اقلیم را مورد بررسی قرار می دهد. یافته های مقاله حاکی از آن است که رشد ناسیونالیسم کردی متأثر از شرایط تاریخی، وزن بالای ژئوپلیتیکی، تحولات چند سال اخیر منطقه خاورمیانه و حمایت برخی بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای از اصلی ترین عوامل تقویت کننده استقلال کردستان عراق محسوب می شوند و در مقابل، انزوای ژئوپلیتیکی، مخالفت قدرت های منطقه ای از جمله ایران و ترکیه، عدم حمایت بین المللی و مسئله کرکوک کلیدی ترین موانع اقلیم در راستای تشکیل دولت مستقل کردی است.
محاصره دریایی غزه از منظر حقوق بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال بیستم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲ (پیاپی ۷۶)
137 - 154
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با عنایت به ادله حقوقی، تأکید می شود که رویارویی اسرائیل با نوار غزه نبرد مسلحانه بین المللی نیست و در نتیجه، محاصره دریایی غزه فاقد مشروعیت است. علاوه بر این، حتی اگر این رویارویی نبرد بین المللی دانسته شود، یکی از دلایل نبود مشروعیت برای چنین محاصره ای را باید رعایت نکردن مقررات بشردوستانه از سوی اسرائیل دانست. توجه نکردن به قاعده مهم «منع استفاده از سلاح قحطی در برابر غیرنظامیان» مهم ترین دلیل نامشروع بودن اقدام اسرائیل در محاصره دریایی نوار غزه است.
هزینه های اقتصادی تروریسم در غرب آسیا؛ بررسی تحلیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال بیستم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳ (پیاپی ۷۷)
111 - 142
حوزههای تخصصی:
این مقاله بر آن است که تروریسم به دو روش بر وضعیت اقتصادی کشورهای غرب آسیا تأثیر گذاشته است: یکی، تخریب مستقیم با حمله به زیرساخت ها و منابع مادی و انسانی و دیگری، آسیب رسانی غیرمستقیم از طریق تشدید عدم قطعیت و فضای امنیتی. پیامدهای اقدامات تروریستی در منطقه را نیز می توان به کوتاه مدت و بلندمدت تقسیم کرد. در مجموع، تروریسم تا کنون هزینه های اقتصادی قابل توجهی بر کشورهای غرب آسیا تحمیل نموده و به تداوم توسعه نیافتگی در این منطقه کمک کرده است. البته باید به این نکته نیز توجه داشت که تروریسم تنها یکی از ریسک های ژئوپلیتیکی در غرب آسیاست و تأثیرگذاری آن بر وضعیت اقتصادی کشورهای منطقه، مستقل از دیگر ریسک های ژئوپلیتیکی در این منطقه قابل بررسی و ارزیابی کامل و دقیق نیست.
علل ظهور و تکوین گروه های تکفیری در جهان اسلام؛ از تقابل زندگی قبیله ای با مدنیت تا تقابل سنت با مدرنیته؛ مطالعه موردی: خوارج و داعش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال ششم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲۳ (پیاپی ۵۳)
132 - 160
حوزههای تخصصی:
اولویت بندی توسعه کاربرد فناوری هسته ای ایران با رویکرد تاپسیس (مطالعه موردی: زیربخش های بخش کشاورزی، صنعت و پزشکی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به محدودیت های تأمین مالی و بودجه ای، سازمان انرژی اتمی به عنوان متولی عملیاتی کردن کاربردهای فناوری هسته ای در بخش های مختلف، امکان سرمایه گذاری و تحقیق و توسعه در همه بخش ها را نداشته و به ناچار مجبور به انتخاب برخی بخش ها و سرمایه گذاری در آنهاست. مقاله حاضر که مبتنی بر تحقیقات اسنادی، کتابخانه ای و شاخص سازی اقتصادی (روش تاپسیس از سری مدل های MADM) و استفاده از دیدگاه خبرگان در قالب پرسشنامه تهیه شده است، به اولویت بندی زیربخش های هفت گانه بر اساس معیارهای سیزده گانه- که شامل چهار بخش اصلی اقتصادی، فنی، زیست محیطی و اجتماعی است- پرداخته است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که پزشکی (تشخیص) اولویت نخست، پزشکی (درمان) اولویت دوم، صنعت اولویت سوم، شیلات و آبزیان اولویت چهارم، خاک و آب اولویت پنجم، زراعت، باغداری و جنگل داری اولویت ششم و دام و طیور اولویت هفتم را در سرمایه گذاری و تحقیق و توسعه به خود اختصاص داده اند.
تحلیل نقش ساختار اجتماعی سوریه و خاورمیانه در شکل گیری و گسترش جریان سلفی گری در سوریه با کاربست نظریه سازه انگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال چهاردهم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۴۸
197-214
حوزههای تخصصی:
در این مقاله براساس ساختار اجتماعی که ونت در رویکرد سازه انگاری ارائه داده است، به تحلیل چگونگی شکل گیری و گسترش سلفی گری در کشور سوریه پرداخته شده است. براین اساس زیرساختارهای سه گانه معنایی، مادی و منافع در رابطه با کشور سوریه مورد تحلیل قرار گرفته اند تا بتوان نقش عوامل معنایی و هویتی، محیط مادی و نوع تفسیر بازیگران از آن و منافع چهارگانه شامل امنیت هستی شناسی، امنیت مادی، توسعه و شناسایی را در ظهور و گسترش بحران سوریه با تأکید بر جریانات سلفی مورد ارزیابی قرار داد. نگارنده با این پیش فرض شروع به تدوین این پژوهش می کند که یک یا چند عامل صرفاً مادی یا معنایی نمی توانند زمینه ساز بحران در سوریه و رشد جریانات سلفی افراطی باشند. سؤال اساسی این پژوهش عبارت است از: از منظر سازه انگاری، ساختار اجتماعی سوریه و منطقه خاورمیانه چگونه سبب شکل گیری و گسترش جریانات سلفی در این کشور شده است؟ این مقاله به شیوه تحلیلی توصیفی نگاشته شده است.
چیستی انقلاب از منظر آیت الله خامنه ای (مدظلّه العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله چیستی انقلاب اسلامی از منظر آیت الله خامنه ای مورد بحث قرار گرفته است. مسئله این است که ایشان چگونه انقلاب (بطور عام) و انقلاب اسلامی بطور خاص را تعریف می کنند و تعریف ایشان از انقلاب و انقلاب اسلامی چه تفاوتی با سایر دیدگاه ها و نظریات دارد. ابتدا به دیدگاه های صاحب نظران از انقلاب اشاره شده و در ادامه، تعریف ایشان از انقلاب و انقلاب اسلامی تبیین شده است. برای پاسخ به سؤال تحقیق نیز از روش اکتشافی استفاده شده است. نتیجه تحقیق نشان می دهد تعریف آیت الله خامنه ای از انقلاب، دارای وجوه مشابه و متفاوتی از تعاریف دیگران است. وجه اصلی تشابه، در بنیادین دیدن انقلاب و تفاوت اصلی در مستمر و دائمی دانستن انقلاب است. این استمرار در چارچوب جهان بینی اسلامی و مبتنی بر ارکان آن قابل تبیین است.
بررسی تطبیقی نفوذ اقتصادی در چهارچوب منویات مقام معظم رهبری(مدظله) و دانش اطلاعاتی-امنیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۰ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۳۵
37 - 62
حوزههای تخصصی:
باتوجه به اهمیت مقوله مقابله با دشمنان نظام اسلامی در حوزه خطیری چون اقتصاد که چندین سال است تحت عنوان جنگ اقتصادی مورد توجه رهبر انقلاب(مدظله) قرار گرفته، مقاله حاضر که از نوع پژوهش های کاربردی است، داده های موردنیاز در آن را به روش اکتشافی گردآوری کرده است. این مقاله ابتدا با روش تحلیل محتوا و تحلیل گفتمان، چهارچوب موضوع را مبتنی بر منویات رهبر معظم انقلاب(مدظله) استخراج می کند. در ادامه و پس از استخراج الگو با روش توصیفی-تحلیلی و باتوجه به ادبیات علمی در حوزه اطلاعات اقتصادی، به این نکته توجه می شود که مبتنی بر این ادبیات، استفاده از راهبرد قدرت به شکل گیری روشی نرم انجامیده است که از آن برای تحمیل راهبردی استفاده می شود که به تحقق برخی اهداف کنترل تجاری یا اقتصادی می انجامد. درواقع، نفوذ راهبردی اقتصادی، راهبردی قدرت محور است که از ابزارهایی متعدد بهره می برد. به عبارت دیگر، نفوذ راهبردی اقتصادی را باید ترکیبی از عملکردهای مستقیم و غیرمستقیم و آشکار و نهان دانست که اشخاص، گروه ها و سازمان های اقتصادی یا بخش های اقتصادی دولت ها را هدف قرار می دهند و در پی تقویت اعتبار و نفوذ و هدایت تصمیم ها در جهت دلخواه اند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که مبتنی بر مطالعه تطبیقی دانش اطلاعاتی و منویات رهبر معظم انقلاب، فصل مشترک بین این دو حوزه مطالعاتی در حوزه نفوذ این نکته است که تغییر در باور، رفتارها و هدایت آنها در جهت دلخواه مدنظر است و لذا مفهوم جدید «نفوذ راهبردی اقتصادی» با اقسام آن قابلیت بازتعریف پیدا کرد. در قالب این مطالعه تطبیقی، نفوذ راهبردی اقتصادی به دو قسم نفوذ راهبردی موردی و جریانی قابل تقسیم است که ماحصل پژوهش حاضر اولویت و رتبه بندی موارد شش گانه نفوذ راهبردی اقتصادی شامل نفوذ در نیروهای فعال و تصمیم ساز و تصمیم گیر اقتصادی، تضعیف پایه های اقتصادی و اختلال در آن، تمرکز بر عدم استقلال و ایجاد وابستگی، ایجاد انحراف در مدیریت اقتصادی و سبک زندگی، تحریم اقتصادی و جاسوسی اقتصادی، و به این ترتیب و حسب ویژگی ها و نوع آن اعم از موردی، جریانی، موردی / جریانی و درنهایت ارائه توصیه های سیاستی در حوزه مقابله با نفوذ راهبردی اقتصادی است.
نقش فرهنگ مقاومت در امنیت داخلی جمهوری اسلامی ایران
حوزههای تخصصی:
فرهنگ با ابعاد مختلف زندگی انسان ها پیوند خورده و در زمینه های اقتصادی، سیاسی، امنیتی و غیره تعریف هایی از فرهنگ شده است. امام خمینی (ره) فرهنگ را کارخانه آدم سازی می داند. در نگاه مقام معظم رهبری (مدظله العالی)، فرهنگ از چنان اهمیتی برخوردار است که با سرنوشت اجتماعی ملت ها گره خورده است. یکی از مهم ترین و مؤثرترین عوامل برقراری وفاق، اقتدار و ارتقای ضریب امنیت «مشارکت» در صحنه های گوناگون ملّی است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی در صدد تبیین نقش فرهنگ مقاومت در امنیت داخلی جمهوری اسلامی ایران است. بر این اساس فرهنگ مقاومت یکی از موضوعات بنیادین ساختار سیاسی ایران محسوب می شود. اسلامیت، جمهوریت، حاکمیت، استقلال، امنیت، تمامیت ارضی، افتخارات ملی، عدالت و رفاه و از همه مهم تر کیان اسلام و تشیع در جهان، محور های اصلی منافع ملی انقلاب اسلامی ایران را تشکیل می دهند که همواره در جبهه تقابل انقلاب با دنیای استکبار قرار داشته است. فرهنگ مقاومت و پایداری با بهره گیری از مولفه هایی هم چون؛ استکبار ستیزی، روحیه جهادی و احیا و تقویت هویت دینی می تواند ما را در مقابله ها با ناتوی فرهنگی یاری نموده و افق روشنی جهت رسیدن به امنیت پایدار برای ملت مسلمان ایران باشد.
مؤلّفه های دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جمهوری اسلامی ایران دارای مؤلفه های فرهنگی غنی و ارزشمندی است که متأثر از آموزه های متعالی اسلام و به ویژه مکتب اهل بیت ^ است؛ به این خاطر می تواند دیپلماسی فرهنگی فعال تری از خود نشان دهد. سؤال اصلی مقاله حاضر این است که دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران واجد و حامل چه مؤلفه هایی است؟ و کدام یک از مؤلفه ها از اهمیت بالاتری برخوردار است؟ فرضیه پژوهش عبارت است از اینکه مؤلفه های ارزشی بینشی، مهم ترین دسته از مؤلفه های دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی به شمار می آیند. روش پژوهش، به صورت توصیفی- تحلیلی و کاربردی است که ضمن مصاحبه با نخبگان و صاحب نظران، از تحقیقات گسترده کتابخانه ای و اسنادی نیز بهره برده است. نتیجه پژوهش حاضر نشان می دهد که مؤلفه های ارزشی بینشی، بیشترین درجه اهمیت را از نظر صاحب نظران و در مقایسه با سایر مؤلفه ها به خود اختصاص داده است و البته میزان موفقیت بیشتری، هم در شرایط فعلی و هم در شرایط آتی (1404) خواهیم داشت."
مطالعه تطبیقی نقش و جایگاه برجام در نظام حقوقی ایران و آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۱ بهار ۱۳۹۶ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
75 - 112
حوزههای تخصصی:
دولت جمهوری اسلامی ایران در مورد فعالیت های هسته ای خود با چالش های فراوانی با برخی از قدرت های بزرگ جهان، آژانس بین المللی انرژی اتمی و شورای امنیت سازمان ملل متحد روبرو بوده است. این امر موجب شد تا طی سالیان متمادی ایران به نوعی در مقابل آژانس، اتحادیه اروپا و کشورهای عضو آن، ایالات متحده آمریکا و مخصوصاً سازمان ملل متحد قرار گیرد و شورای امنیت سازمان ملل هفت قطعنامه علیه برنامه هسته ای ایران صادر کرد و تحریم های گسترده و همه جانبه ای علیه ایران برقرار گردید. جمهوری اسلامی ایران و کشورهای 1+5 پس از چند سال مذاکره جهت حل و فصل موضوعات مربوط به مسئله هسته ای ایران و رفع تحریم های ظالمانه علیه کشورمان در تیر ماه 1394 به متن جمع بندی برنامه جامع اقدام مشترک دست یافتند و پس از آن در فاصله کوتاهی بنا بر توافق صورت گرفته میان طرف های مذاکره کننده، قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل متحد در این خصوص تصویب گردید. در این راستا تحلیل و بررسی متن نهایی برجام در ابعاد گوناگون اقتصادی، سیاسی، امنیتی و بین المللی، از اهمیت و ضرورت اساسی برخوردار است. در این مقاله به بررسی جایگاه برجام در نظام های حقوقی ایران و آمریکا می پردازیم تا نشان دهیم این سند بین المللی در این دو کشور از چه جایگاهی برخوردار است.
واکاوی تأثیر اتوریته بر انتشار مرگ در سوژه های جنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دستیابی به فضای ذهنی سوژه جنگ نیازمند مطالعه جامعه موردنظر است. در این پژوهش نیز با استفاده از مصاحبه عمیق به نمونه موردی سوژه های جنگ ایران و عراق از منظر تأثیر اقتدار بر جنگ و مرگ پرداخته شده است. اقتدار در فضای اجتماعی به صورت های مختلف وجود دارد، اما در جنگ در حد اعلای خود بازتولید می شود و بر فراوانی مرگ نیز ممکن است اثرگذار باشد. اما اقتدار در جنگ تولید نمی شود و ریشه آن منشأ بیرونی دارد. در پژوهش حاضر مشخص شد که در جنگ و پس از جنگ با تکثر و گونه گونی رفتاری سوژه ها مواجه هستیم. بر همین اساس یازده نوع سوژه بر اساس ویژگی های رفتاری آنان در جنگ و سه نوع الگوی رفتاری آنها پس از جنگ از پژوهش استخراج شده است. ازاین رو تنوع رفتاری سوژه های جنگ و بعد از جنگ با ساختار شخصیتی متفاوتی همراه است که نشان می دهد آنها ویژگی های شخصیتی متفاوتی دارند. اما اقتدار به منزله تجمیع و همپوشانی این تنوعات در جنگ عمل می کند. ساختار و الگوهای گوناگون رفتاری موجود در سوژه های جنگ در فضای فرهنگی و سیاسی ایران بعد از جنگ و اکنون نیز اثرگذار است. بنابراین بدون توجه به تنوعات رفتاری سوژه های جنگ، مدیریت ساختار سیاسی و فرهنگی کارآمد، در جامعه ممکن نیست و نیازمند توجه به تنوعات رفتاری موجود در سوژه ها و الگوهای رفتاری شان است. اقتدار موجود در جنگ از نظر سوژه ها می تواند به طرق مختلف به عرصه فرهنگی و سیاسی کنونی منتقل شود، یعنی از شکل قدرت به اقتدار تبدیل شود.
آسیب شناسی موانع ساختی در توزیع منابع قدرت در صدر مشروطیت: رواج افکار نوگرایانه و برپایی نظام پارلمانی
منبع:
سیاست پژوهی جهان اسلام دوره چهارم بهار ۱۳۹۶ شماره ۶
9 - 40
حوزههای تخصصی:
جامعه ایران عصر قاجاریه با ویژگی اقتدارگرایی سیاسی از یک سو و پراکندگی نیروهای اجتماعی سنتی از سوی دیگر، از روند مدرنیته دور مانده بود. در این شرایط مصلحان ایرانی در تماس با مدرنیته و تحولات آن، درصدد اصلاح ساخت قدرت سیاسی و نوسازی فرهنگی برآمدند. مصلحان اجتماعی برای قطع وابستگی به دول استعمارگری و اصلاح نظام استبدادی حاکم، متأثر از مدرنیته و مشروطه عثمانی، به نوسازی از پایین به بالا پرداختند. لذا پژوهش حاضر، بر اساس نظریه نوگرائی و بحران های توسعه لوسین پای و تحلیل محتوای تاریخی می کوشد به بررسی موانع اصلی نوگرایی و توسعه در حکومت قاجاریه و علل گرایش نیروهای اجتماعی به سمت نظام پارلمانی و مشارکت عمومی بپردازد. قاجاریه، با انحصار منابع قدرت، ثروت و تقسیم آن بین اقلیت حاکم در برابر رفتار سیاسی خود پاسخگو نبود و دارای ضعف های اساسی در سامان سیاسی، مبانی مشروعیت و همبستگی اجتماعی بود و در مقابل به دلایل ساختاری - کارکردی تلاش های اصلاح گرانه از بالا موفق نبود. این امر سبب ائتلاف نخبگان جامعه و بسیج مردمی برای اصلاحات سیاسی گردید. حرکت عمومی جامعه و هدایت آنان از سوی مصلحان اجتماعی - مذهبی سبب پذیرش الگوهای پارلمانی و نهادهای مدنی تعدیل کننده قدرت سیاسی گردید.
بررسی مقایسه ای جنبش حزب الله لبنان و انصار الله یمن
حوزههای تخصصی:
در این مقاله دو جنبش اسلام گرای معاصر(انصارالله یمن و حزب الله لبنان) با یکدیگر مقایسه شده اند. با توجه به اهمیت این دو جنبش شیعی در شرایط کنونی منطقه خاورمیانه، شناخت هویت (ماهیت)، اهداف و دشمنان این دو جنبش از طریق مطالعه تطبیقی و در قالب یک دستگاه مفهومی ضروری می نماید. بر این اساس، با استفاده از چهارچوب مفهومی آلن تورن، تلاش شده است تا این جنبش ها مورد بررسی و مقایسه قرار گیرند. این مقاله به لحاظ روشی از نوع پژوهش های توصیفی – اکتشافی می باشد و سؤال اصلی آن حول این محور شکل گرفته است که : جنبش انصارالله یمن(حوثی ها) و حزب الله لبنان چه تفاوت ها و شباهت هایی با یکدیگر دارند؟ پاسخ به این سؤال اولا،ً ما را در شناخت ماهیت این دو جنبش که برای نظام جمهوری اسلامی ایران دارای اهمیت حیاتی می باشد، یاری می رساند و ثانیا مقایسه این دو جنبش شیعی در فهم تحولات اخیر کشورهای یمن و لبنان و همچنین در فهم نقش و تأثیر جنبش های شیعی در تحولات سیاسی اجتماعی منطقه خاورمیانه، مثمر ثمر خواهد بود.
تامس هابز و بنیادگذاری انگارة جدید شهروندی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فهم انگاره شهروندی مدرن عمدتاً با تکیه بر رهیافت های تاریخی-اجتماعی و بعضاً حقوقی صورت می گیرد و در این میان سهم رهیافت فلسفی به مقوله ی شهروندی در معنای جدید آن، چندان پررنگ نیست. در این مقاله از منظر بحث در فلسفه سیاسیِ مدرن، خاستگاه های اساسیِ تلقیِ مدرنیستی از مقوله ی شهروندی را با تمرکز بر آراء تامس هابز بررسی می کنیم. به زعم نگارنده فلسفه سیاسی هابز واجد دلالت ها و تضمنات بنیادینی برای انگاره شهروندی مدرن است. آنچه در کانون این دلالت ها و معانی می تواند مقّوم استدلال ما مبنی بر نقش بنیان گذار برای هابز در بحث از شهروندی مدرن باشد، دو اصل اساسی است: نخست ایده «فرد»؛ ایده ای که به عنوان یکی از مهم ترین نقاط گسست فلسفه سیاسی جدید از قدیم، تکیه گاه اصلیِ انگاره هایی چون شهروندی در قاموس مدرنیستیِ آن محسوب می شود. دوم تبدیل شدنِ قانون طبیعی به حقوق طبیعی، یا به عبارتی، تبعیّتِ قانون طبیعی از حقوق طبیعی که به بنیادگذاری دولت مدرن بر اساسِ فردگراییِ پیش گفته منتهی شد. اگر بتوان ایده «فرد صاحبِ حق بی قید و شرط در وضعِ طبیعی» را به عنوان مبنای تلقیِ جدید از سیاست منظور کرد، آن گاه هابز به عنوان طراح اصلیِ این ایده در دوره مدرن، به نوعی بنیادگذار شهروندی مدرن نیز هست.
پیش بینی تجربی وضعیت رقابت تسلیحاتی بین ایران و عربستان در افق 2040(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال دوم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۷
77 - 102
حوزههای تخصصی:
تشدید تنش و رقابت منطقه ای بین ایران و عربستان، پیش بینی وضعیت رقابت تسلیحاتی آتی بین این دو کشور را مهم جلوه می کند. بر این اساس هدف اصلی این مقاله پیش بینی تجربی وضعیت رقابت تسلیحاتی بین ایران و عربستان طی سال های 2040-2018 می باشد. به این منظور، نخست یک تابع تقاضای مخارج نظامی برای دو کشور ایران و عربستان شبیه سازی و با استفاده از داده های سال های 2017-1963 و الگوریتم بهینه سازی انبوه ذرات (PSO) میزان مخارج نظامی کشورهای ایران و عربستان برای دوره ی زمانی 2040-2018 پیش بینی شده است. سپس با استفاده از این داده ها و به کارگیری یک مدل رقابت تسلیحاتی ریچاردسون و روش رگرسیون هم جمعی کانونی (CCR) وضعیت رقابت تسلیحاتی بین ایران و عربستان در افق 2040 پیش بینی شده است. طبق پیش بینی های انجام شده مخارج نظامی در ایران و عربستان با شیب تقریباً صعودی (مثبت)، طی سال های 2040-2018 افزایش می یابد که میزان این افزایش برای کشور عربستان قابل توجه تر خواهد بود. برآورد سیستم معادلات مدل ریچاردسون گویای وجود یک رقابت تسلیحاتی بین دو کشور ایران و عربستان طی دوره ی زمانی 2040-2018 می باشد؛ به گونه ای که در قبال افزایش هزینه های نظامی طرفین، میزان واکنش عربستان در افزایش هزینه های نظامی بسیار بیشتر از ایران خواهد بود. بررسی وضعیت رقابت تسلیحاتی نیز بیان گر وجود یک رقابت تسلیحاتی ناپایدار (بی ثبات) بین ایران و عربستان طی سال های 2040-2018 است.
تولید علوم سیاسی بومی ازمنظر جامعه شناسی معرفت؛ با تأکید بر عامل مذهب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های سیاست اسلامی سال پنجم پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱۲
85 - 108
حوزههای تخصصی:
گذار از دوره بی ثباتی به زمانه تثبیت نظام جمهوری اسلامی و داعیه تمدن سازی آن و همچنین ناکارآمدی علوم سیاسی موجود در تبیین و تحلیل پدیده های بومی، لزوم تجدیدنظر در علوم سیاسی را به اتفاق دانشمندان این حوزه تبدیل کرده است (تاریخچه)؛ موضوعی که ضرورت های مطالعات نظری آن را بیش ازپیش گوشزد می کند (پیشینه). مذهب به عنوان یکی از مهم ترین مؤلفه های جامعه ایرانی، تأثیر بسزایی در تولید و توسعه علوم سیاسی بومی دارد که نیازمند بررسی و واکاوی است (مسئله). ازاین رو، مقاله به دنبال پاسخ به این پرسش است که تأثیر مذهب به عنوان مؤلفه ای اجتماعی بر تولید و توسعه علوم سیاسی بومی در جمهوری اسلامی ایران چیست (سؤال)؟ مذهب به عنوان یکی از مؤلفه های جامعه ایرانی، بیشترین تأثیر همسو را بر تولید و گسترش علوم سیاسی بومی و تعین اجتماعی آن به مثابه معرفت دارد (فرضیه). مقاله درصدد بررسی مقتضیات همسوی مذهب بر تولید این علم (هدف) براساس چهارچوب نظری جامعه شناسی معرفت با رویکرد تفسیری است (روش). مقاله ضمن اشاره به تأثیر عمیق عامل مذهب (به عنوان یک مؤلفه اجتماعی) بر تولید علوم سیاسی بومی (به عنوان معرفت)، پیشنهادهایی برای بیشینه کردن تأثیر مؤلفه های همسو ارائه می دهد که اغلب متمرکز بر دو نهاد حوزه و دانشگاه و هم گرایی و هم افزایی آن دو است (یافته)
بایستگی جرم انگاری جرایم بین المللی و الگوهای آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ابتدای سده بیست ویکم، یکی از جستارهای برجسته عدالت کیفری بین المللی، جرم انگاری جرایم بین المللی در نظام عدالت کیفری ملی به منظورِ تمهید پیگرد ملی این جرایم است. با از سرگذراندن رفتارهای ددمنشانه غیرقابل تصور سده گذشته، پاسداری از صلح و امنیت و آرامش بین المللی یکی از آرمان های ارزشمند انسانی انگاشته می شود. برای دستیابی به چنین هدفی تاکنون اقدامات گوناگونی از جمله پایه گذاری دادگاه های ویژه و دیوان کیفری بین المللی به منظورِ پیگرد و مجازات جرایم بین المللی و پایان بخشیدن به مصونیت آنها، به انجام رسیده است. در این راستا، به سبب پاسداشت حق حاکمیت کشورها، همواره رسیدگی به چنین جرایمی به دست خود کشورها در اولویت قرار داشته و از این رو کشورها باید خود را برای پیگرد این جرایم آماده سازند. به این ترتیب، جرم انگاری جرایم بین المللی در حقوق کیفری داخلی ابزار بایسته برای آمادگی جهتِ رسیدگی به آن جرایم است. این بایستگی ناشی از عوامل گوناگونی بوده که به نظر می رسد برآورده کردن عدالت کیفری بین المللی از جمله مهم ترینِ آنهاست که به موجب آن، این بایستگی در حقوق کیفری ملی توجیه می شود. وانگهی، بدین منظور، الگوهای گوناگونی وجود دارد که در میان آنها مناسب ترین الگو، نگارش و برنهادن مقررات مستقل در حقوق کیفری داخلی است، زیرا بدین سان، جرایم و کیفرها پیرو اصل قانونی بودن به روشنی و بدون ابهام تعریف می گردند.
مکتب نیوهیون در حقوق بین الملل: بازخوانی رابطه قدرت و حقوق بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه شاکله جامعه بین المللی، بیش از آنکه صرفاً اجتماع دولت ها باشد، جامعه مشترکات بین المللی است. در چنین جامعه ای هم نهادها و رویه ها و ساختارهای بین المللی و هم مبنای تعهد و التزام دولت ها به اصول و قواعد حقوق بین الملل، طبعاً بازتعریف می شود. اما مفهوم جامعه مشترکات بین المللی در لسان مکاتب حقوقی مختلف با برداشت ها و بازتاب های متفاوتی مواجه بوده است. در این میان، مکتب آمریکایی نیوهیون با نقد مفهوم قدرت ناب به عنوان هسته سخت حقوق بین الملل و نقش آن در ساختن هنجارها و اصول بنیادی حقوق و روابط بین الملل، بر منطق جدید قدرت تأکید می کند و حقوق را برآیند تضارب قدرت های جهانی در فرآیند رویه های دولت ها و بازیگران غیردولتی می داند و بدین سان جامعه مشترکات بین المللی را جایگزین مفهوم سنتی قدرت می سازد. گرچه این رویکرد، گامی به پیش است اما دقت در آموزه های این مکتب نشان می دهد که بن مایه آن همان راهبرد رئالیسم سیاسی است، منتهی با روایتی متفاوت از قدرت که درنهایت به صیانت از منافع ملی ابرقدرت ها ازجمله آمریکا منجر می شود. در این مقاله، به تبیین و تحلیل عناصر فکری مکتب نیوهیون و نقد آنها می پردازیم و نشان خواهیم داد که رویکرد این مکتب به قدرت چگونه درنهایت منجر به نابرابری در عرصه قاعده سازی بین المللی میان دولت ها گشته و با مقتضیات حقوق بین الملل ناسازگار است