جبار شجاعی

جبار شجاعی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۳ مورد از کل ۱۳ مورد.
۱.

نقد گفتمان جنگ نیابتی در تبیین گروه های مقاومت اسلامی؛ مورد مطالعه: جنبش انصارالله یمن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انصارالله یمن جنگ نیابتی شرق شناسی امنیتی مقاومت اسلامی نظریه جنوب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۰
مقدمه و اهداف: در دهه های اخیر، خاورمیانه شاهد گسترش جنبش های مقاومت اسلامی بوده است که در برابر اشغال، سلطه خارجی و تبعیض ساختاری کنشگری کرده اند. بااین حال، گفتمان امنیتی مسلط در جهان شمال، این جنبش ها را عمدتاً در قالب «نیروهای نیابتی ایران» بازنمایی می کند و بدین وسیله عاملیت تاریخی و بومی آنان را حذف می سازد. پژوهش حاضر با تمرکز بر جنبش انصارالله یمن، می کوشد نشان دهد که مفهوم «جنگ نیابتی» نه یک توصیف خنثی، بلکه سازه ای گفتمانی در خدمت نظم معرفتی و سیاسی شمال جهانی است. هدف مقاله، نقد این گفتمان و بازفهم مقاومت اسلامی در چارچوب نظریه جنوب به مثابه شکلی از سیاست ائتلافی و ضد هژمونیک است. روش ها: پژوهش از نظر رویکرد، کیفی و تفسیری است و با بهره گیری از تحلیل گفتمان فوکویی انجام شده است. داده ها شامل متون منتخب اندیشکده ها و رسانه های جریان اصلی غرب (از جمله شورای آتلانتیک، چتم هاوس، بنیاد دفاع از دموکراسی ها، سی ان ان و گاردین) در بازه زمانی اکتبر ۲۰۲۳ تا اکتبر ۲۰۲۵، در کنار بیانیه ها و سخنرانی های رسمی جنبش انصارالله و برخی پژوهش های پیشین مرتبط است. تحلیل در دو مرحله صورت گرفته است: نخست، شناسایی الگوهای زبانی و مفصل بندی های گفتمانی که انصارالله را به عنوان نیروی نیابتی ایران بازنمایی می کنند؛ دوم، مقایسه این بازنمایی با گفتمان بومی مقاومت در یمن با اتکا به نظریه جنوب و مفهوم شرق شناسی امنیتی. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که در گفتمان امنیتی شمال، انصارالله به طور نظام مند به عنوان ابزاری تابع سیاست منطقه ای ایران تصویر می شود و واژگانی چون «گروه تحت حمایت ایران»، «جنگ نیابتی» و «شبکه تروریستی» برای سلب عاملیت محلی آن به کار می رود. این بازنمایی، با منطق شرق شناسی امنیتی، زمینه های تاریخی، اجتماعی و مذهبی یمن را حذف و مداخله خارجی را مشروع سازی می کند. در مقابل، تحلیل گفتمان بومی نشان می دهد که انصارالله ریشه در تجربه طولانی حاشیه نشینی سیاسی، تبعیض مذهبی و مقاومت اجتماعی در یمن دارد. رابطه این جنبش با ایران بیش از آنکه سلسله مراتبی و نیابتی باشد، مبتنی بر هم سویی گفتمانی و ائتلاف تاکتیکی در چارچوب مقاومت ضدسلطه است. شواهد گفتمانی و عملی نیز از عاملیت سیاسی و استقلال تصمیم گیری انصارالله در سطوح ملی و منطقه ای حکایت دارد. نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان می دهد که مفهوم «جنگ نیابتی» در ادبیات امنیتی جهان شمال، نه صرفاً ابزاری توصیفی برای فهم منازعات منطقه ای، بلکه سازوکاری گفتمانی برای بازتولید سلسله مراتب دانایی، طبیعی سازی مداخله خارجی و حذف عاملیت جنوب جهانی است. تحلیل موردی جنبش انصارالله یمن آشکار می سازد که بازنمایی این جنبش به عنوان «نیروی نیابتی ایران» بیش از آنکه بر واقعیت های تاریخی و اجتماعی یمن استوار باشد، محصول منطق شرق شناسی امنیتی و چارچوب های معرفتی مسلط در شمال جهانی است. در مقابل، گفتمان بومی مقاومت نشان می دهد که انصارالله کنشگری برخاسته از تجربه زیسته حاشیه نشینی، تبعیض ساختاری و مقاومت اجتماعی در یمن است که در تعامل با جمهوری اسلامی ایران، نه در قالب رابطه ای سلسله مراتبی، بلکه در چارچوب هم سویی گفتمانی و ائتلاف تاکتیکی ضدسلطه عمل می کند. از این منظر، مقاومت اسلامی را باید به مثابه شکلی از سیاست ائتلافی در جنوب جهانی فهم کرد که واجد عاملیت، ابتکار و استقلال تصمیم گیری است. در سطح نظری، این پژوهش با تلفیق نظریه جنوب، مطالعات پسااستعماری و تحلیل گفتمان فوکویی، بدیلی انتقادی برای دانش امنیتی مسلط ارائه می دهد و نشان می دهد که گذار از گفتمان «جنگ نیابتی» به فهم «مقاومت بومی و خودآیین»، شرط اساسی تولید دانش امنیتی مستقل، چندصدایی و غیرهژمونیک در جنوب جهانی است.
۲.

The Future of Palestine in Ayatollah Khamenei’s Political Thought: An Analysis within the Framework of Constructivist Theory(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Palestine Ayatollah Khamenei Futures Studies Zionist regime Referendum

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۵
The issue of Palestine is one of the important and sensitive topics in the thought of the leaders of the Islamic Republic, particularly Ayatollah Khamenei, and indicates that the liberation of Palestine is not merely a political matter but an inseparable part of the identity and religious principles of the Islamic Ummah. The present study aims to examine the future of Palestine from the perspective of Ayatollah Khamenei. In this article, using a constructivist theoretical framework, Ayatollah Khamenei’s discourse on the future of Palestine is analyzed. Finally, three scenarios for the future of Palestine are presented: the first scenario, resistance and liberation, which involves the collapse of the Zionist regime and the establishment of an independent Palestinian state; the second scenario, continued occupation and crisis, in which conflicts, the blockade of Gaza, and humanitarian problems persist, and despite resistance, a sustainable solution does not emerge; and the third scenario, imposed reconciliation, which may reduce violence but leads to the weakening of Palestinian independent identity and historical justice. The findings of the study indicate that the only path consistent with justice and divine traditions is the continuation of resistance, the strengthening of Islamic Ummah cohesion, and the implementation of a comprehensive referendum.
۳.

A Comparative study of Religious Democracy Model in the political thought of Imam Khomeini and Ayatollah Khamenei(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Democracy Islamic Government Imam Khomeini Ayatollah Khamenei

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۳ تعداد دانلود : ۲۸۱
The analysis of the relationship between the people and the government and their roles and positions in governance is an age-old issue, with each school of thought and consequently each thinker presenting a framework for it. The people's political approach to governance in the context of the theory of religious democracy is both a product of the discourse of the Islamic Revolution and the lived experience of the Islamic Republic of Iran. Considering the governance experience of these two main theories in Iran, comparing their perspectives is key to solving many problems. By employing a selected theoretical approach and using a descriptive-analytical method, the authors have concluded that while there is a common discourse and approach between Imam Khomeini and Ayatollah Khamenei, the theoretical development of this concept and the elaboration of its operational details are distinctive features of the Ayatollah Khamenei 's perspective on Imam Khomeini.
۵.

شناخت زمینه های ارائه طرح معامله قرن، امکان سنجی تحقّق آن و رسالت شبکه های برون مرزی

کلیدواژه‌ها: آمریکا معامله قرن فلسطین رژیم صهیونیستی قدس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۵ تعداد دانلود : ۸۸۰
شکست طرح های پیشین برای سازش بین دو طرف صهیونیستی- فلسطینی، سران رژیم-صهیونیستی و آمریکا را بر آن داشت تا طرحی نو برای تحقق اهداف پیشین ارائه کنند که امروزه از آن به «معامله قرن» یاد می شود. لذا پرسش اصلی مقاله پیش رو عبارت است از: «چه زمینه هایی موجب طرح چنین معامله ای شده است؟» واکاوی ماهیت طرح یاد شده و رفتار سیاسی طرّاحان و بازیگران آن در چارچوب ابعاد 5 گانه مکتب کپنهاگ و به روش توصیفی- تحلیلی، نگارندگان را به این نتیجه رساند که طرح مزبور، با توجه به زمینه هایی چون تأمین امنیت رژیم صهیونیستی، وجود نزاع سیاسی بین گروه های فلسطینی، تحولات قدرت در عربستان سعودی، کند شدن روند بیداری اسلامی، گسترش مقبولیت منطقه ای ایران به دنبال پیروزی های محور مقاومت، توسعه روابط آشکار و پنهان عربی- صهیونیستی، افزایش بحران اقتصادی در غرب آسیا و اهمیت انرژی در معادلات قدرت، در کنار جایگاه محوری مسجدالاقصی، صحرای سینا و کرانه باختری از منظر فرهنگی و ژئوپلیتیک، ارائه شده است.
۶.

مقایسه «راهبرد مذاکره» با جریان ها و کشورهای غیر همسو از نگاه دو جریان اصول گرا و اصلاح طلب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ج.ا.ایران اصول گرا اصلاح طلب مذاکره منافع ملی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۱ تعداد دانلود : ۴۶۷
راهبرد مذاکره با کشورها و جریان هایِ غیرهمسو با سیاست های جمهوری اسلامی ایران، طی دو دهه ی اخیر به صف بندی سیاست ها و جریان های سیاسی در داخل کشور، منجر شده و دو جریان اصول گرا و اصلاح طلب را برای تحقق سیاست های خود، رویاروی هم قرار داده است. از این رو، سؤال اینجاست که نگرش هر کدام از دو جریان یادشده نسبت به این راهبرد چیست؟. کالبد شکافی ماهیت، اهداف، موانع، منابع قدرت و خصوصیات مذاکره کنندگان در این راهبرد به روش توصیفی _ تحلیلی، بیان گر این است که جریان اصول گرا، کشورهای غیرهمسو را در منظومه ی ارزشی خود تعریف کرده و معتقد است که این گفتگو، ارزش توقیتی دارد. از سوی دیگر، جریان اصلاح طلب، رایزنی دیپلماتیک را نشانی از حیات سیاسی در نظام بین الملل یادکرده و معتقد است که با مذاکره و گفتگو می توان دشمنی های شکل گرفته را از بین برد.
۷.

گفتمان اسلام گرای دموکرات در مصر جدید؛ از قیام ژانویة 2011 تا 2016(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روابط بین الملل مطالعات منطقه ای مصر اخوان المسلمین قیام 2011 اسلام گرای دموکرات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵۰ تعداد دانلود : ۵۷۷
قیام 2011 مصر، زمینه ساز شکل گیری و یا رشد گفتمان هایی در مصر شده است که هرکدام با برجسته سازی خود و به حاشیه رانی رقیب، سعی در هژمون سازی منظومة گفتمانی خود داشته اند تا از این طریق دال های شناور حوزة گفتمان گونگی رقبای خود را در چارچوب ساختار گفتمانی خودش معنا بخشیده و هویتی تازه خلق کنند. از جملة این گفتمان ها که توانست با هژمون سازی خود (هرچند به طور موقت)، اولین انتخابات رسمی در مصر جدید را به نام خودش رقم بزند، «گفتمان اسلام گرای دموکرات» بوده و با توجه به روند ظهور و سقوط این گفتمان، این پرسش مطرح است که منطق گفتمانی و دال های هویت بخش، اص ول و مؤلفه های گفتمان اسلام گرای دموکرات در مصر چیست و احزاب و گروه های سیاسی معرف این گفتمان کدم اند؟ می توان گفت منازعه گفتمانی و ناتوانی هر یک از گفتمان ها برای استقرار و تثبیت و نبود زمینه فراگیری هر یک از گفتمان ها از جمله گفتمان های اسلام گرای اقتدارگرا، سکولار دموکرات و سکولار اقتدار گرا صحنه مصر را تا مدت ها دستخوش ناآرامی می کند. روش- نظریه مقاله حاضر، تحلیل گفتمان لاکلا و موفه است. یافته های مقاله نشان می دهد: گروه هایی که در ذیل گفتمان اسلام گرای دموکرات تعریف شدند، از جمله اخوان المسلمین، با ارائة قرائتی نو از اسلام سیاسی، در مقطعی بعد از مبارک در مصر خود را به کرسی ریاست رساندند؛ اما ناتوانی آن ها در هویت بخشی به دال های شناور بسیار در حوزة گفتمان گونگی شان و نبود فراگیری این گفتمان، مهر سقوط بر عملکردشان زد.
۸.

گفتمان اسلام گرای اقتدارگرا در مصر جدید؛ از ژانویه 2011 تاکنون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اسلام گرای اقتدارگرا تحولات 2011 تکفیری سلفی گفتمان مصر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۹ تعداد دانلود : ۴۵۰
سقوط مبارک در سال 2011 آغاز تحولی گفتمانی در مصر بود. عناصر رهاشده بر حوزه گفتمانگی مصر، گرداگرد دالی خاص درصدد ارائه تصویری کارامد از جامعه مطلوب مصر و جذب دال های شناور در حوزه گفتمانگی رقبا بودند. از یک منظر می توان گفتمان های سیاسی مصر را بر پایه اسلام گرایی یا سکولاریسم و دموکراسی خواهی یا اقتدارگرایی تقسیم کرد. برخی گروه های سیاسی مصر، در درون گفتمان اسلام گرای اقتدارگرا »عمل کرده و در نزاع گفتمانی شکل گرفته، سعی در هژمون سازی خود داشته اند. پرسش این مقاله این است که این گفتمان از چه مؤلفه هایی برای تسلط هژمونیک خود بهره برده و ساختار گفتمانی آن به وسیله چه گروه های سیاسی شکل گرفته است؟ این مقاله با روش تحلیل گفتمان لاکلا و موفه نشان می دهد که گفتمان یادشده با مرکزیت" خلافت"در مفصل بندی با دال هایی چون شورا، عدالت، جهاد، شریعت، و در غیریت سازی نسبت به غرب و دموکراسی و شیعه؛ سعی در بازخوانی خود برای تناسب با اوضاع دارد، اما تشتت مؤلفه های گفتمانی و گروه هایی که از این منطق گفتمانی بهره می گیرند، موجب شده است تا به نوعی دچار زمان پریشی گفتمانی شوند.
۹.

تبلور حکمرانی خوب در اندیشه و سیره سیاسی امام خمینی(ره)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۴ تعداد دانلود : ۸۱۰
حکمرانی خوب به عنوان یکی از مباحث مطرح شده در مجامع علمی، نیازمند پیگیری و تدقیق در اندیشه اسلامی است؛ چراکه راهکارهای متعددی در اندیشه اسلامی برای ایجاد نظام سیاسی مطلوب وجود دارد. به همین سبب در این مقاله سیره سیاسی امام خمینی(ره) به عنوان نخبه ای سیاسی و اندیشمندی دینی مورد بررسی قرار گرفته است. نگارندگانِ پژوهش پیش رو در پاسخ به سؤال «حکمرانی خوب در اندیشه و عمل امام خمینی «ره» چگونه ترسیم می گردد؟»، به روش توصیفی تحلیلی، ضمن ترسیم مبانی جامعه مطلوبِ امام، بیان کرده اند که مؤلفه های حکمرانی خوب در نگاه ایشان، آسیب شناسی انقلاب اسلامی، دشمن شناسی، سیاست خارجی وحدتگرا، امر به معروف و نهی از منکر، مقاومت اجتماعی، عدالت و ستم ستیزی، رفق و مدارا، تکلیف مداری، تربیت سیاسی، محوریت مرجعیت شیعه و نظارت سیاسی است
۱۰.

گفتمان سکولار اقتدارگرا در مصر ؛از خیزش ژانویه 2011 تا2015(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سکولار مصر اقتدارگرا خیزش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۲ تعداد دانلود : ۶۱۱
شکل گیری خیزش 2011 مصر،موجب شد تا نظامی از تداخل گفتمانی در این کشور شکل گرفته و نوعی از تقابل و تعامل را بین سکولارها با مسلک دموکراتیک و اقتدارگرایی و همچنین اسلام گرایان با دو مرام یادشده، شاهد باشیم.از این رو،شاهد شکل گیری مجموعه ای از گفتمان هاییم که در نزاع با هم، سعی در به حاشیه رانی رقیب و تثبیت نظام معنایی خود داشته اند.یکی از این گفتمانها،گفتمان سکولار اقتدارگرا می باشد.بدین ترتیب،سؤال اینجاست که معنا و مفهوم گفتمان یادشده و همچنین مؤلفه های آن کدامند و چه گروه ها و احزابی از آن پیروی می کنند؟. پاسخ بدین پرسش با روش لاکلایی، اینگونه گشت که گفتمان مزبور سعی دارد تا دالهایی چون توسعه اقتصادی،حقوق شهروندی و کرامت انسانی،مبارزه با تروریسم،عدالت اجتماعی و استقلال در سیاست خارجی را به وسیله ی دال مرکزی «امنیت» معنابخشی کرده و هویتی جدید بیافریند.نظامیان مصر که از همین منطق گفتمانی پیروی می کنند،توانستند تا با امنیتی سازی مصر و به زور شمشیر ، گفتمان رقیبشان را به حاشیه رانده و خود را هژمون سازند.
۱۱.

شاخص های حکم رانی خوب در اندیشه و عمل امام علی (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دولت سیاست امام علی (ع) حکم رانی سیره عملی

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی حکومت وسیاست در روایات
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی فقه و اصول فقه اندیشه و فقه سیاسی اندیشه سیاسی اسلام فلسفه سیاسی
تعداد بازدید : ۱۴۸۶ تعداد دانلود : ۸۴۴
حکم رانی خوب الگوی جدیدی برای توسعه پایدار انسانی است تا به موجب آن جوامع بتوانند از همه توان مندی های خود در توسعه همه جانبه استفاده کنند. جامعه مدنی مستحکم به هم راه دولتی پویا، قوی و توسعه خواه می تواند زمینه های ایجاد حکم رانی خوب و در نتیجه توسعه همه جانبه را با کم ترین زیان و آسیب ممکن به پیش ببرد. محققان شش عامل را برای تحقق «حکم رانی خوب» لازم دانسته اند که عبارت اند از: قانون گرایی، شفافیت، مسئولیت و پاسخ گویی، کارایی و اثربخشی، مشارکت طلبی، عدالت محوری، فسادستیزی و رفق و مدارا. در همین راستا، در پژوهش حاضر می کوشیم تا با کاوش در سیره عملی و نظری امام علی (ع) شاخص های حکم رانی خوب را با روش توصیفی تحلیلی استخراج کنیم و مورد بررسی و سنجش قرار دهیم.
۱۲.

اصول سیاست خارجی در سیره سیاسی امام سجّاد علیه السلام(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اسلام امام سجّاد(ع) سیاست خارجی سیره سیاسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۶ تعداد دانلود : ۵۷۰
اسلام که مکتبی جامع و مشتمل بر آموزه های فرازمانی و فرامکانی است، به مبحث سیاست خارجی به منزله موضوعی مهم و اساسی توجه دارد. تبیین معیارهای رفتاری اسلام به طور عام و موضوع سیاست خارجی به طور خاص در عالی ترین شکل آن در آموزه های قرآن و سیره اهل بیت تجلی دارد که در این پژوهش سیره نظری و عملی امام سجاد علیه السلام مبنای تحلیل و تبیین قرار می گیرد. بر این اساس و با روش توصیفی- تحلیلی، نگارندگان اصول سیاست خارجی را در آرا و آموزه های امام سجاد علیه السلامبررسی و تجزیه و تحلیل کرده اند که بر مبنای آن و با توجه به چارچوب مفهومی طراحی شده، اصول سیاست خارجی نظیر گستره روابط بر اساس مبانی اسلامی و انسانی؛ اصل احترام متقابل و عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر؛ روابط حسنه، مدارا و مسالمت آمیز؛ نفی سلطه گری و سلطه پذیری؛ نفی ظلم و ظلم پذیری؛ وفاداری به عهد و پیما ن ها؛ دشمن شناسی و دشمن ستیزی و آخرت گرایی و آرامش سیاسی در سیره امام تحلیل و بررسی می شود.
۱۳.

نسبت اخلاق و سیاست در سیره سیاسی امام سجاد علیه السلام(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اخلاق اخلاق سیاسی امام سجّاد(ع) سیاست سیاست اخلاقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶۸ تعداد دانلود : ۶۱۰
یکی از پرسش های دیرینه و پایدار در حوزه اندیشه سیاسی، پرسش نسبت اخلاق و سیاست است. نتیجه تأمل درباره چنین نسبتی به شکل گیری نگرش های متفاوتی انجامیده است. برخی می پندارند که کاربرد قدرت سیاسی با رعایت اصول و موازین اخلاقی سازگاری ندارد و در نتیجه هیچ آرمانی حتی عدالت، بدون اعمال قدرت محقق نخواهد شد. در مقابل گروهی بر این عقیده اند که اصول اخلاقی به خودی خود آن قدر ارجمند است که باید به صورت دائم تمایلات گسیخته قدرت سیاسی را مهار کند، وگرنه سیاست هیچ ارزشی ندارد. مقاله حاضر تلاش خواهد کرد که پرسش این نسبت را در اندیشه و عمل امام سجاد (ع) تجزیه و تحلیل کند و پاسخی درخور عرضه دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان