فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۶۰۱ تا ۸٬۶۲۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
The developments in the contemporary world, particularly the revolutions, coups and wars, have led to development of many theories about social movements. One of the methods used in social movements to bring about sociopolitical change is nonviolence. Nonviolent method of struggle was theorized by Gene Sharp, who collected and introduced 198 methods of nonviolent actions, protest and persuasion. The present paper is an attempt to study Imam Khomeini’s approach to political struggle against the Shah’s regime. The focus of this paper is analysis of methods used by Imam Khomeini in his struggles until the victory of the Islamic Revolution. The main question of this paper is: What was Imam Khomeini’s approach to violence and nonviolence in his political struggles against the Shah’s regime? The hypothesis formulated based on the above question is as follows: In Imam Khomeini’s approach, ends do not justify the means, hence, he used many nonviolent methods and did not preach or use violence in the course of his struggles. Documental method has been employed for the purpose of this research. The Findings of this paper indicate that Imam Khomeini’s approach to political struggle was nonviolent and based on Islamic teachings, mainly employing "persuasion" and "nonviolent protests." The findings also indicate that these techniques are among the 198 techniques collected by Gene Sharp.
بررسی وضعیت حقوقی قراردادهای ناشی از سوء استفاده از اضطرار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال دوم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۸)
1039 - 1057
حوزههای تخصصی:
امروزه اعمال فشار در انعقاد قراردادها به صورت اکراه فیزیکی و اعمال خشونت کمتر به چشم می خورد، ولی به دلایل مختلف درونی و بیرونی، رضایت افراد در انعقاد قرارداد مخدوش می گردد. به عقیده حقوق دانان وجود شرایط اضطراری در انعقاد قرارداد، علی رغم اینکه رضای فرد به انجام معامله را مخدوش می سازد، به صحت قرارداد آسیبی وارد نمی آورد؛ ولی اگر از همین شرایط اضطراری سوء استفاده گردد و قراردادی غیرعادلانه بر مضطر تحمیل شود، این قرارداد، قابل حمایت نیست. با توجه به سکوت قانونگذار ما در این مورد، حقوق دانان ضمانت اجرا های مختلفی از جمله بطلان، حق فسخ، عدم نفوذ و قابلیت تعدیل یا ابطال قرارداد را برای این نوع قراردادها پیشنهاد کرده اند. در فقه امامیه نیز هرچند نظر مشهور بر صحت این نوع قراردادها تأکید دارد، ولی برخی فقها بطلان قرارداد در خصوص مبلغ زاید بر ثمن المثل را پیشنهاد کرده اند که با مخالفت سایر فقها رو به رو شده است. با استناد به قاعده نفی عسر و حرج، این گونه قراردادها را زمانی که به ایجاد عسر و حرج منتهی می گردد، در خصوص میزان زاید بر ثمن المثل باطل دانسته اند. این نظر که به نوعی تعدیل قرارداد به شمار می رود، ضمن اینکه به سایر انتقادات وارد بر نظریات مشابه پاسخ می دهد، می تواند به خوبی حقوق شخص مضطر را تأمین نماید.
«اصول حاکم بر فرایند دادرسی مدنی و حقوق طرفین دعوا در نظام حقوقی ایران و آمریکا»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال دوم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۵)
232 - 270
حوزههای تخصصی:
. رسالت این پژوهش که به روش توصیفی و تحلیلی تهیه و تنظیم شده است، بررسی اصول حاکم بر فرایند دادرسی مدنی و حقوق طرفین دعوی در دو نظام حقوقی ایران و ایالات متحد آمریکا است که یکی منبعث از دین مبین اسلام و دیگری تابع عرف کامن لا است. نتایج و یافته های این پژوهش تطبیقی بیانگر این است که نظام دادرسی مدنی در ایران با تکیه بر منابع فقهی و حقوق روزآمد منطبق بر فرهنگ ایرانی و اسلامی، اصول و حقوقی نظیر اصل برائت، اصل اساسی رعایت تناظر، اصل علنی بودن دادرسی، اصل برابری ادله، اصل الزام قاضی به بیان استدلال، اصل بی طرفی دادگاه، اصل برخورداری از دادرسی موثر، اصل قائمیت خاتمه دعوا بر مصالحه طرفین یا انصراف خواهان از دعوا، حق طرح دعوا، حق در اختیار داشتن وکیل مستقل، حق اعتراض به آراء و حق رسیدگی در مهلت معقول را به رسمیت شناخته و قوانین و مقرراتی را در خصوص آن وضع و ضمانت اجراهایی را برای نقض آن درنظر گرفته است، نظام حقوقی آمریکا نیز تقریباً در یک وضعیت مشابه به اصل استقلال دادگاه رسیدگی کننده، اصل انقطاع طرفداری دادگاه از اصحاب دعوا، اصل حق برخورداری از دادرسی عادلانه و اصل علنی بودن دادرسی اشاره داشته است، نتیجتاً هرچند در سرفصل های اصول و حقوق حاکم بر دادرسی مدنی، این دو نظام حقوقی با یکدیگر اشتراک دارند اما در تشریفات و جزئیات اجرا و وضع قوانین در این خصوص با همدیگر متفاوت هستند که این تفاوت نیز حسب مورد به دلیل تفاوت در ریشه و مبانی تقنینی آنها است.
گونه شناسی بازخوردهای کنشگری های فمینیستی در ایران (بعد از انقلاب اسلامی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۰ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۴۰
167 - 196
حوزههای تخصصی:
یکسونگری درباره مسائل زنان در جوامع غربی وشرقی همواره با شدت وضعف همراه بوده است. جنبش فمنیسم در غرب از جمله جنبش هایی است که تلا ش نموده با استفاده از خلاء موجود، به طرح مباحث جنسی وجنسیتی در قلمرومتافیزیک، معرفت شناسی، و ارزش شناسی پرداخته و در این زمینه علاوه بر گسترش محتوای خود در حیطه های مذکور در قلمرو جغرافیایی بسیاری از کشورها از جمله کشور ما نفوذ نماید. نوشتار حاضر بر آن است تا با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی به این سوال پاسخ دهد چه گونه از بازخوردها نسبت به جریان فمنیسم در ایران بعد از انقلاب اسلامی به وجود آمده است؟ پژوهش نشان می دهد در کشور ما ایران به خصوص بعد از انقلاب اسلامی نسبت به بروز وظهور این جنبش بازخوردهایی وجود داشته که در میان این بازخوردها دوگونه بازخورد و به عبارتی دو رویکرد نواندیشانه مبتنی بر برابری جنسیتی وهمچنین رویکرد انتقادی مبتنی برعدالت جنسیتی شناسایی شده است.
تحلیل اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی و تبیین معضله متقاعدسازی سیاستی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۰ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴۱
297 - 317
حوزههای تخصصی:
بیش از شش سال از ابلاغ سیاست های کلان اقتصاد مقاومتی می گذرد؛ امّا متاسفانه تاکنون سیاست های اقتصاد مقاومتی تا حدود زیادی در رسیدن به اهداف ناموفق، و توانایی پیشبرد کشور به سوی چشم انداز ملّی را نداشته است. این سیاست ها در متقاعدسازی و بسیج قوا و دستگاه های مختلف دیوان سالاری اجرایی کشور، بکارگیری ظرفیت های بالقوه و استفاده از سرمایه های اجتماعی در جهت پیشرفت اقتصادی کشور، ناکام بوده است. در نتیجه، بررسی چرایی ناکامی سیاست ها در متقاعدسازی سیاستی مجریان سیاست ها، و عدم همراهی آنها با سیاست ها، حائز اهمیّت می باشد. بنابراین سئوال اصلی پژوهش این است که، دلیل عدم موفقیت سیاست های اقتصاد مقاومتی در متقاعدسازی سیاستیِ مجریان سیاست ها چه می باشد؟ پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و با توجّه به ماهیت داده ها، توصیفی و تحلیلی می باشد. فرضیه پژوهش نیز گویای این مسئله بوده که: عدم موفقیّت در متقاعدسازی سیاستی در میان مجریان سیاست ها، به دلیل ساختار دیوان سالاری رانتیر و ناکارآمد می باشد.
نقش سازمان های غیردولتی بین المللی در امنیتی سازی حقوق بشر در عرصه بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۲ بهار ۱۳۹۸ شماره ۴۲
162 - 187
حوزههای تخصصی:
امنیتی سازی حقوق بشر به معنای فرایند تبدیل یک موضوع حقوق بشری به یک مسئله امنیتی بین المللی است. در این فرایند واحدهایی چون «مرجع امنیت» یعنی آن چیزی است که موجودیتش درمعرض تهدید انگاشته می شود، «بازیگران کارکردی» تسهیل کنندگان فرایند امنیتی سازی و «بازیگران امنیتی کننده» که توانایی و صلاحیت جلوه دادن نقض های حقوق بشری به عنوان تهدید علیه صلح و امنیت بین المللی را دارند، به ایفای نقش می پردازند. نقش سازمان های غیردولتی به عنوان بازیگر کارکردی به گونه ای است که ازطریق ارتباط با ارکان ذی صلاح سازمان ملل به ویژه «شورای امنیت» بر تصمیم گیری های آنان اثر می گذارند. این تأثیرگذاری به صورت غیررسمی و درقالب طرح موضوعات، ارائه نظرات و گزارش ها در شورای امنیت انجام می شود و ازاین طریق نقش کارکردی سازمان های غیردولتی در تبدیل موضوعی خاص در شورای امنیت، به عنوان تهدیدی علیه صلح و امنیت بین المللی تجلی می یابد.
امنیت سایبری در آمریکا، ساختارها و روندها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۳ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۹)
191 - 228
حوزههای تخصصی:
اگرچه آمریکا به عنوان توسعه دهنده اصلی فضای سایبری، کشوری پیشرو در این عرصه تلقی می شود. توسعه همه جانبه اینترنت و وابستگی بیش از حد زیرساخت های حساس امریکا به فناوری اطلاعات آن را در معرض انواع تهدیدات سایبری قرار داده است. شبکه بانکی و مالی تا خدمات عمومی، شبکه های مدنی و نظامی همگی به شبکه وابسته بوده در صورت اختلال سایبری همگی آنها از کار می افتند. با بررسی رخدادهای سایبری از دوران کلینتون تا ترامپ، به مراحل مطرح شدن تهدید سایبری در دستور کار سیاسی و سپس امنیتی دولت امریکا طبق الگوی مکتب کپنهاک می پردازیم. همچنین، باجزئیات فرایند منطقی که طی شد تا امنیت سایبری از یک موضوع در حاشیه تحت عنوان کلی زیرساخت حساس به صدر تهدیدات امنیتی امریکا صعود کند را بررسی می کنیم. ایجاد و نقش نهادهای درگیر در امنیت سایبری طی فرآیند امنیتی سازی فضای سایبری در امریکا رصد می شود. ساختارهای تصمیم گیری کاخ سفید و کنگره در مورد تامین امنیت سایبری زیرساخت های حساس رویکرد یکسانی ندارند. در این مقاله به تعامل کنگره و کاخ سفید در ایجاد، گسترش یا محدود سازی دستورکار نهادهای سایبری آمریکا خواهیم پرداخت.امریکا ابتدا در دهه نود رویکرد دفاعی حفاظت از زیرساخت های حساس وابسته به شبکه را مد نظر داشته وکنگره و کاخ سفید هردو از خودگردانی و پیشرفت تدریجی فضای سایبری تحت کنترل بخش خصوصی حمایت می کردند. در دوره ریاست جمهوری جرج بوش شرایط تغییر کرده، راهبرد سایبری وارد دوران گذار شد، در نهایت، از دوردوم اوباما رویکرد سایبری تهاجمی که کنترل دولت را بر فضای سایبر لازم می داند، برغم نظرکنگره اتخاذ شد. در دوران ترامپ با وجود تلاطم های بسیار هنوز مواضع سایبری دولت و کنگره تثبیت نشده است. سوال اصلی این مقاله آن است که چگونه راهبرد سایبری دفاعی-خودگردانی در آمریکا تبدیل به راهبرد تهاجمی-دولتی شده است؟
معماوارگی گفتمان قدرت نرم روسیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دهه اخیر سیاست گذاران روس در آیین جدید سیاست خارجی روسیه به قدرت نرم، جایگاه ویژه ای بخشیدند تا از این رهگذر به ترمیم چهره بین المللی روسیه، مقابله با انقلاب های رنگی و حفظ رژیم های طرفدار روسیه کمک کنند. با پذیرش این فرضیه که توجه به قدرت نرم، ابزاری برای به دست آوردن منزلت و قدرت در جهان معاصر است، نوشتار حاضر درپی پاسخ گویی به این پرسش است که روس ها برای به دست آوردن منزلت و قدرت، چگونه به مفهوم بندی گفتمان قدرت نرم روسیه پرداخته اند. در این میان، قدرت هژمونیک غرب بر درک آن ها از این مقوله چه تأثیری داشته است. در پاسخ به این پرسش این فرضیه مورد آزمون قرار گرفته است که هویت دوگانه بزرگ- قدرتی روسیه که در فرایند رابطه پیچیده عشق و نفرت نسبت به دیگریِ غربی شکل گرفته است، به بازتولید هویت دوگانه در گفتمان قدرت نرم روسیه در مسیر تلاش برای به دست آوردن منزلت و نفوذ در صحنه بین المللی منجر شده است. یافته های نوشتار نشان می دهد که گفتمان قدرت نرم روسیه دو وجه متعارضِ سازگار و ناسازگار با قدرت نرم هژمونیک غرب دارد. سازگاری و همراهی با قدرت هژمونیک غرب تا جایی پذیرفته شده است که با هویت بزرگ- قدرتی روسیه و تأمین نفوذ و جایگاه آن برخورد نداشته است. در غیر این صورت، روس ها به پردازش گفتمان خاص روسی از قدرت نرم روی آورده اند که در مخالفت با گفتمان هژمونیک غربی قرار داشته است. برای تحلیل این معمارواره (پرابلماتیک) رویکرد تفسیری به کار گرفته و مفهوم هژمونی فرهنگی را به عنوان چارچوب نظری نوشتار برگزیده ایم.
کالبدشکافی مفهومی نفوذ از منظر امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲۰
71 - 105
حوزههای تخصصی:
یکی از اساسی ترین مخاطرات و چالش های فراروی نظام اسلامی، «پروژه نفوذ خارجی» است که با توجه به گستردگی آن، کسب شناخت همه جانبه در قبال این مسأله، نخستین گام در راستای تأمین منافع و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است. با عنایت به اهمیت واکاوی ابعاد مفهومی نفوذ، مقاله حاضر با استفاده از روش «تحلیل محتوا»، به دنبال پاسخ گویی به این پرسش است که مفهوم نفوذ در اندیشه امام خمینی رحمت الله علیه دارای چه مؤلفه هایی می باشد و بر این مبنا، مفهوم نفوذ در چارچوب اندیشه ایشان، چه معنایی دارد؟ در این راستا، نگارندگان ضمن بهره گیری از الگوی فلسفی- منطقی علل اربعه، به تبیین علل مادی، فاعلی، صوری و غائی مسأله نفوذ در اندیشه امام خمینی (ره) پرداخته و ازاین رهگذر، تعریف امام راحل از مفهوم نفوذ را استنباط و ارائه نموده اند. طبق نتایج حاصل از پژوهش، این تعریف عبارت است از: «نفوذ نقشه ای تدریجی، کارشناسی شده و جذابیت محور است که در مجرای ارتباطی دوطرفه به دنبال تأثیرگذاری بر نظام سیاسی و گروه های مختلف ملت است. هدف این نقشه ی غیرملموس که توسط عاملیت داخلی و خارجی نفوذ پیاده سازی می شود، استحاله مخاطب و کارویژه آن، تهی کردن ملت و نظام اسلامی از عناصر مولد قدرت می باشد». با این تعریف نفوذ سیاستی نرم است و در پوشش های گوناگون صورت می گیرد، تشخیص آن دشوار بوده و می تواند ضربات جبران ناپذیری بر ملت و نظام اسلامی وارد آورد.
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران: ارتقاء شأن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات سیاسی و بین المللی دوره یازدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۸
127 - 150
حوزههای تخصصی:
این نوشتار به دنبال مطالعه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با رویکرد رئالیسم فرهنگی آلستیر آین جانستون است. رهیافت هایی که تا کنون به طور عام به مقوله ی سیاست خارجی و از جمله سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران می پردازند، تحت تأثیر سنت رئالیسم و تا حدودی نظریه انتقادی و سازه انگاری بوده اند. این پژوهش با نابسنده دانستن مطالعات پیشین و با اتکا بر رویکرد جانستون در خصوص چین نقطه تأکید خود را در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر «جستجو و حفظ شأن هویتی در سیستم بین المللی» و نقش آن می گذارد و مفروضات واقع گرایانه را با مقولات فرهنگی ترکیب می کند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که یک نوع همخوانی آشکار میان سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و رئالیسم فرهنگی جانستون دیده می شود. بر این اساس تمایلات استراتژیک و نظامی جمهوری اسلامی ایران در سطح منطقه خاورمیانه تابعی از فرهنگ استراتژیک و رئالیسم فرهنگی و همچنین تحت تأثیر تمایل این کشور برای کسب جایگاه و شأن در سیستم بین الملل است. روش تحقیق در این مقاله تحلیلی-توصیفی است و برای تحلیل از نظریه رئالیسم فرهنگی جانستون استفاده شده و گردآوری داده ها نیز کتابخانه ای بوده است.
بریکس و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جهان امروز در دوران گذار قرار داشته و ساختارهای منبعث از نظام دوقطبی و تک قطبی توان لازم را برای اداره وضعیت جدید جهان ندارند.قدرت های نوظهور برزیل،روسیه،چین،هند و افریقای جنوبی با تشکیل گروه کشورهای بریکس بلوک قدرت جدیدی را تشکیل داده اند که از قدرت قابل توجه و رو به رشدی در عرصه های اقتصادی،سیاسی و نظامی برخوردار بوده و می توانند نقش تعیین کننده ای در مناسبات بین المللی ایفا نمایند. در این مقاله به این سوال پاسخ داده می شود که چه عواملی در ارتقای سطح همگرایی بین ایران و بریکس موثر می باشد؟با توجه به رویه و اصول ثابت انقلاب اسلامی مبنی بر عدم وابستگی به قدرت های بزرگ،نفی سلطه پذیری و سلطه جویی،عدالت طلبی،عدم وابستگی،حمایت از حق تعیین سرنوشت ملت ها و همچنین مخالفت و تلاش گسترده جمهوری اسلامی در نقد و به چالش کشیدن نظم تک قطبی امریکا محور، مشاهده می گردد همگرایی مشهودی میان اهداف گروه بریکس و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران وجود دارد.همسویی بریکس با جمهوری اسلامی ایران در تلاش برای موازنه سازی نرم در قبال ایالات متحده نقشی اساسی در نگاه ج.ا.ایران برای ارتقای سطح همکاری با بریکس داشته است.
سیاست معنا در گفتمان شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال شانزدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۵۸
135-154
حوزههای تخصصی:
در کنار مبارزه و قیام، «تولید معنا» در حوزه هایی که قدرت حاکم امکان دست اندازی در آن را نداشته، بخشی از سنت ائمه معصومین ^ برای حفظ و توسعه گفتمان شیعه بوده است. سؤال تحقیق این است که شیعه به رغم موضع انتقادی نسبت به سیاست رسمی در برخی دوره های تاریخی، چگونه توانست گفتمان سیاسی خود را حفظ کند و منتشر نماید؟ یافته های تحقیق نشان می دهد ائمه اطهار ^ در مواجهه با شرایط سیاسی مختلف برای حفظ و بسط گفتمان شیعه از راهبردهای مؤثر بهره گرفته اند که «سیاست معنا» یکی از این راهبردها بوده است. سیاست معنا مرکب از زنجیره ای از نشانه هاست که هر کدام میراث یکی از ائمه بوده و در سیره یک یا چند امام ممکن است تکرار شده باشد. دلالت معنایی منظومه نشانه های سیاست معنا در سیره ائمه معصومین ^ عبورپذیرکردن مرزهای قدرت رسمی و تضمین زیست شیعه در حوزه های مقاومت بوده است. روش این مقاله تحلیل نشانه معناشناختی گفتمان است.
سبک شناسی مواجهه ی امام علی(ع) با گسست های فعال اجتماعی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال بیست و دوم بهار ۱۳۹۸ شماره ۸۵
119 - 142
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی سبک مواجهه ی امام علی (ع) با گسست های فعال اجتماعی در بازه ی زمانی حکومت ایشان بود. پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی انجام شده و نتایج نشان داد، "احیای نظام معنایی مشترک"، "همسازی امتیازات اجتماعی" و "نهادینه سازی ارتباط بین فرهنگی" از جمله ی موارد مهم در مواجهه ی امیرمؤمنان با گسست های فعال اجتماعی زمانه ی حکومت ایشان بوده است. بررسی های این مقاله مقدمه ای است برای پاسخ به این مساله که از چه الگویی برای تقابل با گسست های فعال اجتماعی در جامعه ی اسلامی باید بهره جست.
راهبرد سیاست خارجی ترکیه در آمریکای لاتین؛ مطالعه موردی ونزوئلا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال یازدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳
67 - 96
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، با روی کار آمدن حزب "عدالت و توسعه" ترکیه به یک بازیگر فعال در جهان تبدیل شده است، به گونه ای که در جنبه های مختلف بین المللی، ضمن توجه به متحدان غربی خود، بیشترین میزان استقلال در تصمیم گیری را نشان داده است. از این رو در راستای تحقق "عمق استراتژیک" این کشور، سیاست های ترکیه نسبت به "آمریکای لاتین و حوزه کارائیب" نسبت به گذشته تغییر کرد و به صورتی ویژه درآمد. ونزوئلا نیز به سبب داشتن نقش محوری در زمینه های اقتصادی، انرژی و ایدئولوژی یکی از مهم ترین کشور های منطقه آمریکای لاتین است که در قرن جدید در همکاری های فرامنطقه ای پیش رو بوده است. بر این اساس صرف نظر از مخالفت های متحدان سنتی ترکیه، فضا برای همکاری های اقتصادی میان آنکارا و کاراکاس شکل گرفت. این موضوع سبب شد تا ترکیه، به ویژه در سال هایی که ونزوئلا با بحران مواجه شده، از این کشور حمایت های سیاسی نیز به عمل آورد. لذا سؤال اصلی این نوشتار «چرایی حضور ترکیه در آمریکای لاتین و به ویژه در ونزوئلا» است. فرضیه اصلی نیز بدین شکل است که ترکیه در چهارچوب «نئولیبرالیسم» در روابط بین الملل درصدد گسترش نفوذ سیاسی و اقتصادی در ونزوئلا و به تبع آن در منطقه آمریکای لاتین بوده است. پس از این نفوذ، آنچه آنکارا به عنوان هدفی بلند مدت اندیشیده ، نشان دادن چهره ای فعال و تاثیرگذاری سیاسی در عرصه بین الملل است.
دولت شکننده عراق و دخالت قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای (2018-2011)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیداری عربی که از اواخر سال 2010 پهنه وسیعی از خاورمیانه عربی را در برگرفت، سبب ایجاد تغییرات گسترده ای در حوزه سیاست داخلی و خارجی کشورهای واقع در این منطقه و سایر بازیگران درگیر در این مجموعه امنیتی شده است. این تحولات به جای گسترش دموکراسی در خاورمیانه، زمینه فرسایش بیشتر دولت و گسترش مداخلات خارجی را در کشورهای دستخوش بحران به وجود آورد که البته این وضعیت خود متأثر از ضعف دولت ملت سازی و بحران های عدیده سیاسی- اجتماعی در این منطقه بوده است. در پژوهش حاضر تلاش شده تا دولت شکننده در عراق و تأثیر آن بر مداخله قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای در این کشور پس از بیداری عربی مورد واکاوی قرار گیرد. دراین ارتباط، این پرسش اصلی مطرح می شود که دولت شکننده در عراق پس از بیداری عربی چه تأثیری بر گسترش مداخله قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای در این کشور داشته است؟ برای پاسخ به پرسش فوق از الگوی دولت شکننده با روش تبیین علی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که شکنندگی دولت در عراق که در مقطع زمانی پس از بیداری عربی تشدید شده باعث گسترش مداخله قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای در عراق شده است که با حمایت از جریانات همسو، با هدف کسب جایگاه هژمونی منطقه ای، ایجاد بازدارندگی و گسترش حوزه نفوذ ژئوپلیتیک را دنبال می کنند. این سیاست ها بر فرسایش بیشتر دولت در عراق تأثیر گذارده است.
Human Rights in US Foreign Policy(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقایسه نقش لابی اسرائیل در سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در دوران باراک اوباما و دونالد ترامپ با تاکید بر توافق هسته ای با جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
لابی اسرائیل یکی از قدرتمند ترین و فراگیرترین گروه های سیاسی در آمریکا می باشد که در ساختارهای سیاسی ایالات متحد نفوذ قابل توجهی دارد. کمیته روابط عمومی آمریکا-اسرائیل مشهور به آیپک، یکی از بزرگترین و قدرتمندترین گروه های لابی گری در آمریکا محسوب می شود. لابی طرفدار اسرائیل در آمریکا با روی کار آمدن جورج بوش تا به امروز با تحت فشار قرار دادن ایالات متحده آمریکا، سعی در مقابله با جمهوری اسلامی ایران دارد، در این راستا، این لابی به همراه دولت اسرائیل شروع به فضاسازی بر علیه ج.ا. ایران و بزرگنمایی خطر ایران نسبت به اسرائیل، منطقه و جهان کردند تا فضای روانی لازم را در آمریکا برای اقدامات بعدی ایجاد کنند. این لابی سیاست دولت اسرائیل برای بزرگنمایی خطر ایران و محدودسازی قدرت ایران نیز سیاست تحریم جمهوری اسلامی را در داخل ایالات متحده با شدت پیگیری کرد که ماحصل نهایی آن " تحریم های جامع ایالات متحده " علیه ایران شد. در این مقاله در پی پاسخ به این سوال می باشیم که تفاوت لابی اسرائیل در دو دولت باراک اوباما و دونالد ترامپ در مورد توافق هسته ای ایران چه بوده است؟ فرضیه مقاله این است که لابی های اسرائیل در دولت باراک اوباما از نفوذ کمتری نسبت به دولت دونالد ترامپ برای تاثیرگذاری بر توافق هسته ای ایران برخوردار بودند. بنابراین در این مقاله به بررسی مقایسه لابی های اسرائیل در دولت باراک اوباما و دونالد ترامپ(با تاکید بر توافق هسته ای با ایران) می پردازیم که در این راستااز روش توصیفی-تحلیلی و ابزار کتابخانه ای بهره می گیریم
روابط فرهنگی ایران و تاجیکستان: زنده کردن خط نیاکان و چالش سیاست(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۹ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲
245 - 270
حوزههای تخصصی:
این مقاله بر آن است که علی رغم اهمیت نظریه های فرهنگی روابط بین الملل و نقش عناصر فرهنگی و ارزشی به عنوان متغیرهای مهم سیاست خارجی، سیاست و امر سیاسی همچنان جایگاه برتر را در شکل دهی روابط میان کشورها در عرصه جهانی دارد و می تواند عامل شتاب یا تضعیف همکاری های فرهنگی باشد. مقاله با مرور مباحث نظری مربوط به چرخش فرهنگی و تمدنی در روابط بین الملل و سیاست خارجی و نیز نظریه حوزه تمدنی ایرانی و ایران فرهنگی که بر ضرورت تمرکز روابط ایران با کشورهای حوزه تمدنی تأکید دارند، اهمیت برتری سیاست در روابط بین المللی و سیاست خارجی را نشان می دهد و به آزمون می گذارد. نگارنده با انتخاب روابط فرهنگی ایران و تاجیکستان که در عرصه های گوناگون در دو دهه پیش به جلوه درآمده اند و با تمرکز بر همکاری های دو کشور در زنده کردن خط نیاکان (فارسی) در برابر خط روسی (سریلیک)، نشان می دهد که علی رغم تلاش های هر دو کشور و نخبگان فرهنگی آنها در این راه، سیاست و عوامل سیاسی مانع اصلی این همکاری ها شده و آنها را به بن بست کشانده است.
بهائیان و رضاشاه؛ از تعامل تا گسترش سازمانی (در دوره پهلوی اول)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۹ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳
863 - 879
حوزههای تخصصی:
پژوهش در خصوص ظهور رضاخان در عرصه سیاسی و متعاقب آن گسترش فعالیت بهائیت در ایران، که به عنوان دو موضوع متداخل در تاریخ سیاسی ایران مطرح است، می تواند در مسیر مطالعه سیاست های استعماری انگلستان، راهگشای مناسبی در سیر مطالعاتی کارکرد جریان بهائیت در ایران باشد. این پژوهش با هدف بازنمایی نقش بهائیان در به قدرت رسیدن رضاخان و روند فعالیت های این فرقه در زمان رضاشاه انجام گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد انگلستان،پس از انقلاب 1917م روسیه، پایان جنگ جهانی اول و شکست قرارداد 1919م، به منظور گسترش نقش خود در ایران، سناریویی را با کمک عوامل خود و از جمله بهائیان به اجرا درآورد که کمترین نتیجه آن، اسارت پنجاه وسه ساله فرهنگ و سیاست ایران در دست سلسله پهلوی بود. همچنین نتایج نشان داد که بهائیان چه قبل و چه بعد از کودتای سوم اسفند 1299، بازیگران فعالی بوده اند که از این خوان گسترده انگلستان در ایران بهره ها بردند و عرصه فرهنگ، سیاست و دیانت جامعه ایرانی را اسیر کینه ها، حسادت ها و مأموریت های استعماری خود ساختند.
مطالعه پوشش خبری رسانه ها و دموکراسی در بنگلادش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۹ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
75 - 92
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، مطالعه چگونگی تضعیف دموکراسی با وجود افزایش تعداد رسانه های دولتی و خصوصی در بنگلادش است. برای رسیدن به این هدف، با توصیف وضعیت رسانه های بنگلادش و با استفاده از مدل پروپاگاندای هرمن و چامسکی، پوشش خبری رسانه ها در مورد برخی موضوعات مهم و رابطه آن با وضعیت دموکراسی در بنگلادش را تحلیل کرده ایم. نتیجه گیری این مقاله این است که پوشش خبری رسانه ها در دوره زمانی سه ماهه به نفع گروه های غالب سیاسی و اقتصادی بوده است. با وجود تفاوت زیاد در زمینه های اقتصادی، سیاسی، دینی و فرهنگی با آمریکا، مدل پروپاگاندا با اصلاح یک فیلتر، در مورد بنگلادش هم تعمیم پذیر است. افزون بر این، پوشش خبری رسانه های بنگلادش با هم تفاوت زیادی ندارند و به گسترش و تحکیم دموکراسی در این کشور کمک چندانی نمی کنند.