فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۵۰۱ تا ۸٬۵۲۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
منبع:
مطالعات قدرت نرم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۱
31 - 60
حوزههای تخصصی:
شیوع بیماری کوید 19 دنیا را با یک بحران کم سابقه مواجه کرد؛ ویژگی های منحصر به فرد ویروس کرونا، یعنی سرعت و سهولت انتقال آن، دولت ها را غافلگیر و از قدرت کنترل بحران ناتوان ساخت، در نتیجه تقریباً هیچ یک از دولت ها عملکرد مطلوبی در زمینه مهار بحران نداشتند، اما دنیا شاهد طیف وسیعی از عملکرد دولت ها در مدیریت بحران بود؛ بررسی نحوه مواجهه دولت ها با این بحران نشان می دهد که میان حاکمیت سیاست و اقتصاد لیبرال از یک سو و ضعف عملکرد دولت ها در مدیریت بحران از سوی دیگر، رابطه مستقیم وجود داشته و اقتصادهای لیبرال کمترین آمادگی را برای مهار بحران کرونا از خودنشان داده اند. در ایران از یک سو ساختار نظام سیاسی، جایگاه اخلاق در حکومت دینی و مسئولیت های اجتماعی حکومت به کاهش تلفات انسانی کمک کرد و از سوی دیگر برخی موانع زیرساختی نظیر ضعف بنیه اقتصادی و ناتوانی دولت در ارائه کمک های مالی به صاحبان مشاغل باعث برخورد ناکارآمد و منفعلانه با بحران گردید. دراین پژوهش از روش ترکیبی(کمی و کیفی)و تحلیلی استفاده شده و داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای جمع آوری شده است.
ظرفیت های معنویت گرایی علوی در تحقق عدالت اجتماعی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر کشف ظرفیت های موجود در نسبت میان معنویت و عدالت اجتماعی بود. پژوهش با شیوه توصیفی- تحلیلی به دنبال این چالش بوده است که کدام قرائت از معنویت گرایی و به دلیل دارابودن چه عناصر و ویژگی هایی می تواند به بسط عدالت اجتماعی مطلوب اسلامی یاری رساند. پیش فرض پژوهش نیز عبارت از این بود که میان عدالت و معنویت، رابطه ی طرفینی حاکم است. نتایج نشان داد، تعاریف ارائه شده از عدالت، در دو سطح "تعاریف صوری" و "تعاریف محتوایی" قابل تفکیک هستند. تعاریف صوری به درون مایه و محتوای حقوقی و معیارهای برابری و نابرابری افراد و مصادیق و شاخص های تبعیض و جانبداری ورود نمی کنند و معمولاً به آسانی مورد پذیرش افراد و صاحب نظران قرار می گیرند. در حالی که آن چه محل اختلاف و تنازع فکری میان عدالت پژوهان است، به سطح جوهری و محتوایی عدالت مربوط می شود. همچنین منظومه معنویت گرایی علوی به دلیل برخورداری از سه عنصر: "تاکید بر حرمت و حقوق انسانی"، "آخرت گرایی غیر انزواگرایانه" و "توحید جامعه گرا"، تسهیل گر عدالت پذیری و عدالت خواهی شده و زمینه ی تحقق عدالت اجتماعی را فراهم می سازد.
Violent Extremism in the Western Sahel: An Old Story with Contemporary Implications(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۱۵ بهار ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
53 - 74
حوزههای تخصصی:
Widespread and protracted Islamist violence in the Western Sahel raises questions regarding the history of the phenomenon. This study compares and contrasts Islamic militancy under the leadership of Dan Fodio (Sokoto) and El Hajj Umar Tall (Tukolor) during the nineteenth century with Mohammed Yusuf’s Boko Haram since 2002. The research zone is confined to the states of Nigeria, Niger, Chad, Burkina Faso, Cameroon, Guinea, and Senegal. Demonstrating connections between two eras when the phenomenon has been most intense reveals key ideological and methodological patterns. Paying attention to motivation, method, and the ways in which earlier movements disbanded offers a template for effective counter-terrorism measures.
اقتصاد سیاسی بحران آب در ایران: آسیب شناسی ساختار حقوقی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روابط بین الملل دوره نهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۳۳)
385 - 406
حوزههای تخصصی:
نقش و اهمیت منابع آبی در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی را می توان به روشنی از وابستگی زندگی انسان، محیط زیست، صنایع و کارخانه ها به این مایه حیات دریافت. از طرفی، تحقق اهداف و آرمان های نظام عدالت کیفری جرائم مرتبط با آب، متضمن تدوین و بهره مندی از یک سیاست جنایی روش مند و هدفگرا است. نتایج و یافته های این تحقیق که به بررسی تعارضات جرم انگاری و کیفرگذاری سیاست جنایی در جرائم مرتبط با آب در حقوق ایران اختصاص دارد؛ مبین این حقیقت است که عدم همسویی سیاست جنایی تقنینی و قضایی در حوزه آب بر نگرش مرتکبین جرایم مرتبط با آب اثرگذار بوده است و نهایتا منتهی به کاهش اثر ارعابی مجازات های این حوزه شده است. یافته های تحقیق که بر اساس روش تحلیلی و توصیفی و جمع آوری اطلاعات به شیوه اسنادی بدست آمده است، نشان می دهد اهداف مکنون و مستتر در سیاست تقنینی ایران که عمدتا مبتنی بر خصیصه ارعابی، سزادهی، کیفرگرایی و سرکوب گری مجازات ها و اصلاح و تربیت مجرمین است، در مرحله قضا و اجرا گرفتار نوعی انعطاف، تسامح و تساهل و در نتیجه زدودن ویژگی های بازدارندگی و اصلاحی مجازات ها شده است که این امر به نوبه خود موجبات گم گشتگی، از هم گسیختگی، ناهماهنگی، بی هدفی، ابهام و ناکارآمدی در سیاست جنایی را فراهم نموده است.
تحلیل محتوای کیفی سخنرانی های رئیس دولت یازدهم (حسن روحانی) در سازمان ملل با رویکرد استقرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به تحلیل محتوای کیفی سخنرانی های رئیس جمهور (حسن روحانی) در مجمع عمومی سازمان ملل در سال های 1392، 1393 و 1394پرداخته شده است. بر اساس روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی، مقوله های (محورهای) اساسی نهفته در متن، ارتباط بین مقوله ها و مدل مفهومی از هر کدام از سخنرانی ها به دست آمد. نتایج این تحلیل نشان می دهد که خشونت سازمان یافته غرب در منطقه مانند حمله به عراق و افغانستان و... باعث خشونت، افراطی گری و جنگ در خاورمیانه شده و خطر نابودی تمدن و ایجاد حکومت های تروریستی بسیار محتمل است. قدرت های بزرگ باید دست از دخالت های نظامی و غیر نظامی در منطقه بردارند. ایران کشوری امن و خواهان ایفای نقش سازنده در منطقه است. مردم ایران به دولت تدبیر و امید رأی دادند و رویکرد تعاملی دولت ایران منجر به شروع مذاکرات با رویکرد جدید بر سر برنامه هسته ای ایران شد. برنامه دقیق و دیپلماتیک به همراه گفت وگوی سازنده و شهامت انعطاف پذیری ایران منجر به توافق هسته ای شده است. نتیجه توافق هسته ای، لغو تحریم های ناعادلانه، صلح و ثبات در منطقه و جهان و آغاز فصل جدید روابط ایران با جهان در همه زمینه ها خواهد بود. ایران خواهان تعامل اقتصادی و توسعه در دوران پس از توافق است.
مقایسه ی رابطه ی جهان شناسی و اندیشه ی سیاسی در ایران باستان و یونان باستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
می دانیم که اندیشه ی سیاسی در ایران و غرب، در دو بستر متفاوت رشد پیدا کرده است. در ایران، اندیشه ی سیاسی در بستر جهان شناسی دینی و در غرب، در بستر جهان شناسی فلسفی. بسیاری از وجوه تمایز اندیشه ی سیاسی ایرانی و ایرانی-اسلامی از یک سو و اندیشه ی سیاسی غربی از سوی دیگر، در اساس از همین بستر متفاوت در رشد و بسط اندیشه ریشه می گیرد. هدف اصلی این پژوهش این است که با تمرکز بر وجوه سرشتی تمایز این دو بستر، با تکیه بر فضای شکل گیری دو جهان شناسی متفاوت که یکی را جهان شناسی ایرانی و دیگری را جهان شناسی غربی می خوانیم، این رابطه مورد موشکافی قرار گیرد. فرضیه ای که در پژوهش مورد آزمون قرار می گیرد، این است که دو جریان جهان شناسی ایرانی و یونانی از آغازین دوره ی پیدایش و گسترش شان، وارد مسیرهای متفاوت شدند و همراه خود، رشد و تکامل اندیشه ی سیاسی را در مسیرهای متفاوت به پیش بردند: یکی از مسیر جهان شناسی دینی و دیگری در مسیر جهان شناسی فلسفی. نتیجه این که از این دو مسیر، جهان شناسی فلسفی بوده است که ظرفیت بیشتری برای تحول و امکان بیشتری برای انکشاف اندیشه ی سیاسی داشته است. ضمن این که روش پژوهش، تحلیل محتواست.
هژمونی طلبی حقوقی در سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا پس از یازده سپتامبر؛ با تمرکز بر روند قانون گذاری بین المللی در مبارزه با تروریسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایالات متحده آمریکا، پس یازده سپتامبر 2001 در سودای دست یابی به جایگاه هژمونیک، از طریق نهادینه سازی استثنائات جدیدی نظیر مبارزه با تروریسم، مداخله بشردوستانه و مسئولیت حمایت، به پایه ریزی قوانین مطلوب خود در عرصه بین المللی پرداخت. درواقع، ایالات متحده آمریکا از ظرفیت هنجارسازی و قاعده سازی حقوق بین الملل در راستای تأمین منافع و تحمیل اراده خود بهره گرفت. این تحقیق به چگونگی نقش آفرینی ایالات متحده آمریکا در توسعه هنجاری های حقوق بین الملل خواهد پرداخت. فرضیه این مقاله با تمرکز بر حقوق بین الملل مبارزه با تروریسم و با روش تاریخی تطبیقی و از طریق استدلال های استنادی حقوقی و همچنین استفاده از منابع کتابخانه ای، آن است که ایالات متحده- به عنوان کنشگر غالب سیستم بین الملل درصدد تبدیل ترجیحات خود به هنجارها و تعهدات حقوقی جدید از طریق قطعنامه های شورای امنیت، ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد پس از حوادث یازده سپتامبر بوده است. در این فرایند میزان تأثیرگذاری یک جانبه گرایی ایالات متحده در تحول هنجارهای حقوق بین الملل توسل به زور با تمرکز بر مبارزه با تروریسم نیز مورد ارزیابی قرار می گیرد.
ضرورت درک جایگاه استراتژیک ایران در پرتو ارزش های تمدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۳ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۱۳۲)
125 - 142
حوزههای تخصصی:
این مقاله متعاقب افزایش تنش بین ایران و آمریکا درمنطقه خاورمیانه و خلیج فارس متعاقب شهادت سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس و حمله انتقامی ایران به پایگاههای آمریکا و تهدید دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا مبنی بر حمله به مراکز فرهنگی ایران نوشته شده است. مقاله نگاهی اجمالی به جایگاه استراتژیک ایران با تاکید بر ارزش های فرهنگی و تمدنی این کشور دارد. سوال اصلی مقاله این است که چرا رئیس جمهور آمریکا تهدید کرد که مراکز فرهنگی ایران را مورد حمله قرار خواهد داد؟ و چرا آمریکا علیرغم قدرت گسترده نظامی خود همواره از مصادره دستاوردهایش توسط ایران در منطقه خاورمیانه شکایت می کند؟ فرض مقاله این است که جایگاه فرهنگی و تمدنی ایران از دارایی های استراتژیک این کشور محسوب می شود و قدرت نرم ایران را در منطقه تقویت کرده است. بنابراین هم تهدید دونالد ترامپ به مورد هدف قرار دادن مراکز فرهنگی ایران و هم شاکی بودن آمریکا مبنی مصادره نتیجه لشگرکشی هایش در منطقه توسط ایران، در پرتو این دارایی استراتژیک ایران معنی پیدا می کند. دارایی فرهنگی و تمدنی ایران به عنوان یک ذخیره استراتژیک بسیار مهم در طی قرن های متمادی از زمان امپراطوری پارس تا کنون شکل گرفته، انباشته شده و قدرت نرم بسیار کارآمدی را در اختیار این کشور قرار داده است، که جایگاه ایران را در منطقه مستحکم کرده است. این قدرت نرم در مصاف با قدرت سخت ایالات متحده آمریکا کارآمدی و تاثیر خود را در مواقع مختلف نشان داده است. همچنین در ادامه مقاله، موارد دیگر تقویت کننده جایگاه استراتژیک ایران همچون وضعیت توپوگرافی کشور و نیز جایگاه ژئوپلتیک و ژئواکونومیک آن مورد توجه قرار گرفته است
رقابت چین و آمریکا در دریای جنوبی چین
حوزههای تخصصی:
اقدامات چین در سال های اخیر در دریای جنوبی چین و به ویژه رویکرد چین از جمله ساخت و ساز جزیره و ادعاهای مالکیتی وحاکمیت انحصاری منابع باعث ایجاد اختلافاتی در این منطقه شده است. در ابتدا شاید به نظر برسد که دعوا بر سر چند صخره و جزیره می باشد ولی واقعیت به گونه دیگری می باشد. آمریکا که یک کشور فرا منطقه ای می باشد، سهمی در این اختلافات ندارد ولی بنا بر دلایلی چون مقابله با خیزش چین و حمایت از متحدان خود در این منطقه حضور فعال دارد. پژوهش حاضر تلاش دارد ضمن تبیین اهدافی چون اهمیت دریای جنوبی چین، شناخت منافع و دغدغه های آمریکا و چین در این دریا به این پرسش بنیادین پاسخ دهد که علت اصلی رقابت چین و آمریکا در دریای جنوبی چین چه می باشد؟ فرضیه ای که در پاسخ به پرسش اصلی، مورد سنجش و آزمون قرار می گیرد آن است که تلاش های چین برای کنترل و حاکمیت انحصاری منابع در منطقه که باعث افزایش قدرت این کشور می شود، منجر به مخالفت شدید کشورهای متحد آمریکا و به ضرورت، حضور وسیع تر امریکا برای باز توازن چین می شود. روش پژوهش حاضر روش توصیفی_تحلیلی می باشد و روش جمع آوری اطلاعات روش کتابخانه ای با توجه به شواهد و اسناد و مدارک می باشد.
بررسی مقایسه ای روابط روسیه با ایران و عربستان سعودی در دوران ریاست جمهوری مدودیف، سال های 2008 تا 2012(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از زمان روی کارآمدن مدودیف به عنوان رئیس جمهور روسیه در سال 2008، سیاست خارجی این کشور دگرگون شد. بر اساس مکتب های فکری سیاست خارجی روسیه، مدودیف به عنوان لیبرالی غرب گرا معرفی شده است که به دلیل وجود تهدیدهای مشترک امنیتی و نیاز به آزادسازی اقتصادی و سیاسی، بیشتر بر بهبود روابط با کشورهای غربی تأکید داشت. این سیاست به بروز تغییرهایی در سیاست خارجی روسیه در خاورمیانه و روابط مسکو با قدرت های منطقه ای منجر شد. در این نوشتار به دنبال پاسخ به این دو پرسش مهم هستیم: 1. اولویت ها و هدف های سیاست خارجی روسیه در دوران مدودیف چه بود؟ 2. اولویت های اصلی سیاست خارجی مدودیف، چه تحول هایی را برای روابط روسیه با ایران و عربستان سعودی به ارمغان آورد؟ فرضیه اصلی این نوشتار بیان می کند: «توسعه اقتصادی به عنوان اولویت نخست سیاست خارجی روسیه در دوران ریاست جمهوری مدودیف، سبب به کارگیری رویکرد غرب گرا از سوی وی و بازنگری کرملین در روابط با ایران و عربستان سعودی شد». برای آزمون فرضیه، اصول و الگوهای سیاست خارجی روسیه، سیاست خارجی این کشور در خاورمیانه و روابط روسیه با ایران و عربستان سعودی در دوران مدودیف را بررسی می کنیم. سرانجام، این نتیجه به دست آمد که اولویت توسعه اقتصادی و بهبود روابط با غرب، سبب شد تا روسیه در دوران مدودیف برخلاف دوران ریاست جمهوری پوتین، به سردی تدریجی در روابط با ایران و نزدیکی نسبی در روابط با عربستان سعودی گرایش داشته باشد، از رویارویی با کشورهای غربی بپرهیزد و برای همگرایی بیشتر در نظام بین الملل تلاش کند.
نسبت سنجی کارکرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مطابق اهداف توسعه گرایانه سند چشم انداز 1404 و الزامات ناظر بر آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سند چشم انداز بیست ساله، اهدافی کلان برای کشور ترسیم کرده که بخش مهمی از آنها را اهداف توسعه گرایانه اقتصادی تشکیل می دهد و انتظار تحقق آن را در افق 1404 دارد. فعلیت یافتن اهداف سند از یک سو مستلزم نگرش درون زاست و از سوی دیگر در گرو کارکرد برون گرای سیاست خارجی کشور است. از این رو، واکاوی نسبت و رابطه میان کارکرد سیاست خارجی کشور و اهداف توسعه گرایانه سند، دغدغه مقاله حاضر است. پرسش اصلی آن است که چه نسبتی میان کارکرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و اهداف توسعه گرایانه سند چشم انداز 1404 وجود دارد و مهمترین الزامات ناظر بر انطباق این دو کدام اند؟ پاسخ فرضی که مورد آزمون و وارسی قرار می گیرد آن است که به نظر می رسد هر چه بر میزان درگیری سیاست خارجی ایران در تنش های محیطی افزوده می شود، از سطح انطباق پذیری کارکردی آن با اهداف توسعه گرایانه سند چشم انداز کاسته می شود. نوعی هم گریزی میان سیاست خارجی تنش محاط کشور و سند هدف محور توسعه گرا مشاهده می گردد. بدین ترتیب، انطباق پذیری این دو مستلزم الزاماتی در حوزه های اقتصادی و سیاسی است. روشی که برای تبیین رابطه مبتنی بر همبستگی میان متغیرهای پیش-گفته مورد استفاده قرار گرفت، از نوع توصیفی - تحلیلی است. ازآنجاکه در این مقاله مضمون توسعه گراییِ سند چشم انداز که معطوف به یک هدف راهبردی است، به عنوان پایه ارزیابی سیاست خارجی ایران مدنظر است، چارچوب نظری نیز ناظر بر «سیاست خارجی توسعه گرا» می باشد. در این راستا از «مدل سه گانه عملکرد سیاست خارجی» به عنوان معیار سنجش کارکرد سیاست خارجی کشور بهره گرفته شد.
«صدور انقلاب» و اصل عدم مداخله در حقوق بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهمیت «صدور انقلاب» در سیاست خارجی جمهوری اسلامی این سؤال را فرارو نهاده است که نسبت این اصل با اصل عدم مداخله در حقوق بین الملل چیست و آیا تقابل نظری آن دو، کنشگری در عرصه بین الملل را دچار چالش نمی سازد؟ تفاسیر متعدد از اصل صدور انقلاب و ابهامات موجود در اصل عدم مداخله راه را بر قضاوتی کلی مبنی بر سازگاری یا ناهمخوانی این دو اصل دشوار ساخته است، با این حال اساس آن دو در تنافی ذاتی بایکدیگر قرار ندارد. این نوشتار با روش تحلیلی تبیینی اَشکال صدور انقلاب را در قالب پنج قرائت الگوئی توسعه ای، سیاسی استراتژیک، فرهنگی تبلیغی، نظامی تسلیحاتی و جهادی، سازماندهی نموده است. سه قرائت نخست را از اساس غیرمتعارض با اصل عدم مداخله دانسته و قرائت نظامی تسیلحاتی را در چارچوب تحول در مفهوم حاکمیت و گسترش حقوق مداخله بشردوستانه توجیه می نماید. در نهایت بر این باور است که قرائت متخذ از امام خمینی، رویکرد الگوسازی معنوی فرهنگی است که واجد مقبولیت عام حقوقی است.
دیپلماسی فرهنگی فرانسه در قبال چین
حوزههای تخصصی:
بررسی دیپلماسی فرهنگی فرانسه در قبال چین گواه آن است که کاخ الیزه در تنظیم روابط دیپلماتیک با چین به دنبال تحقق منافع اقتصادی خود و سرمایه گذاری ویژه در چین در بخش های مختلف اقتصاد چین از راه تقویت قدرت نرم فرهنگی بوده است. به رغم آنکه روابط فرهنگی دو کشور فرانسه و چین متأثر از مناسبات تجاری فی ما بین است، دولت فرانسه برای جبران کسری تراز تجاری در روابط دوجانبه با چین در صدد آن است که با تکیه بر قدرت نرم خود و اختصاص بودجه قابل ملاحظه به این بخش به جبران موازنه منفی تجاری با پکن مبادرت نماید. تلاش برای جذب توریست های بیشتر از چین، اهتمام به استفاده از مزیت نسبی در سرمایه گذاری بر کالاهای لوکس، تقویت خلاقیت در طراحی داخلی، تروج فرانکوفونی در زمره برنامه های متکی به قدرت نرم در دیپلماسی فرهنگی فرانسه محسوب می شود.
تأملی در رساله حقوق اساسی محمدعلی فروغی از منظر بحث درباره کاربردی کردن علم سیاست در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال چهاردهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۵۵)
159 - 198
حوزههای تخصصی:
ضرورت تاسیس مدرسه ی علوم سیاسی به مانند دیگر مدارس جدید در ایران، به مثابه ی ضرورتی متجددانه مطرح شد و این ضرورت متجددانه بود که همواره به ضرورت «کاربردی»بودن علم سیاست دانشگاهی موضوعیت داده است. نگاهی به فهرست نخستین برنامه های درسی مدرسه ی علوم سیاسی و بررسی آثار نخستین متجددان ایرانی، آشکار می سازد که شکست علم سیاست در بدل شدن به رشته ای «کاربردی»، در واقع با شکست پروژه ی تجدد در ایران که خصلتی از بنیاد سیاسی داشت در پیوند است. توضیح این شکست در واقع راه را برای فهم آن شکست نیز خواهد گشود. ما در این مقاله تلاش خواهیم کرد تا پس از نگاهی اجمالی به شرایط کلی تاسیس «مدرسه ی علوم سیاسی»، با تامل در رویکرد نخستین آموزگاران مدرسه ی علوم سیاسی، به ویژه رساله ی مهم محمد علی فروغی به عنوان یکی از مهمترین منابع درسی در آن مدرسه، از این موضع دفاع کنیم که منادیان تجدد سیاسی در ایران که در عین حال کم بیش از مدرسان مدرسه ی علوم سیاسی نیز بودند، علی رغم همه ی احتیاط هایی که در بیان منویات خویش به خرج می دادند، اما نهایتاً از بیان تلویحی آن اصولی امتناع نکردند که اساساً ریشه در یک تلقی لیبرال-دموکراتیک داشت. اگر نسبت میان الهیات لیبرال-دموکراتیک، علم سیاست جدید و سرشت «کاربردی» آن را مدّ نظر قرار دهیم، آن گاه نقش امثال محمد علی فروغی در خصوص علم سیاست جدید در ایران را می توان فراتر از دایره ی تنگ تالیف و تدریس برای مدرسه ی علوم سیاسی، به مثابه ی اقدامی استراتژیک در راستای استقرار ارزش های لیبرال دموکراتیک مورد ملاحظه قرار داد.
تحلیل جنگ داخلی سوریه بر مبنای نظریه مجموعه امنیت منطقه ای(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
به دنبال تحولات در برخی کشورهای عربی که نام بهار عربی را به خود گرفت و دومینو وار پیش رفت، این دومینو به سوریه هم سرایت کرد. امروزه سوریه تجربه گر شرایطى است که استعداد تبدیل شدن به یک واقعیت روزمره در دیگر سرزمین هاى منطقه را به شدت دارا است. ناتوانى دولت مرکزى براى تأمین امنیت مرزها و نظم داخلى، یکه تازى جنگ جویان مسلح غیربومى در گستره کشور، مبارزه گروه هاى متعدد نظامى با یکدیگر و دولت مرکزى، دخالت مستقیم و غیرمستقیم کشورهاى منطقه بدلایل گوناگون در روند حیات در سرزمین سوریه و دخالت همه جانبه قدرت هاى بزرگ براى شکل دادن به جنگ داخلى قوام یافته جزو لاینفک و انکارناپذیر اوضاع در سوریه است. در دنیای پیچیده کنونی تدوین استراتژی ها و پیش بینی تحولات آینده از ضرورت هایی است که دولت ها برای تأمین امنیت به آن نیازمند هستند. به کارگیری استراتژی مناسب و مطلوب در جهت کم کردن تنش ها از جمله ضرورت هایی است که اهمیت فراوانی برای اثرگذاری و تعامل سازنده و مؤثر با کشورهای منطقه دارد. کشورهای منطقه خاورمیانه با توجه به شرایط داخلی و با توجه به ساختار نظام بین الملل با یک ناامنی فراگیر و همه جانبه دست به گریبان هستند. این گونه کشورها نمی توانند در بعد امنیتی از تأثیر نظام بین الملل بر سمت گیری ها و سیاست های خارجی خود چشم پوشی کنند. از این رو با توجه به جایگاه و اهمیت و نیز ادعای این نظریه در تبیین تحولات امنیتی در جهان پس از جنگ سرد در این مقاله درصدد هستیم که از این نظریه برای تحلیل بحران سوریه در خاورمیانه استفاده نماییم. واژگان کلیدی: بهارعربی، جنگ داخلی سوریه، نظریه مجموعه امنیت منطقه ای، توازن قدرت، امنیت .
رابطه علم و فرهنگ، زیرساخت نظری تمدن اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعاریف پوزیتیویستی از علم، رابطه فرهنگ و علم را یک رابطه بیرونی تعریف کرده و علم را مبرا از تأثرات فرهنگی می دانستند، اما تحقیقات و تأملات متعددی که درزمینهٔ جامعه شناسی و فلسفه علم انجام شده نشان دهنده حضور مؤثر فرهنگ در محتوای علوم حتی در علوم فنی و دقیقه است. پارادایم های پست مدرن با پذیرش چنین تأثیری، علم را اساساً مقوله ای فرهنگی دانسته و به گونه ای رابطه علم و فرهنگ را تشریح می کنند که منجر به نسبیت مطلق معرفتی و تولید جبری علم تحت فرهنگ می شود. مقاله پیش رو نشان داده است که بر اساس هر دو پارادایم، تلاش برای نیل به علم دینی به عنوان ابزار ساخت تمدن اسلامی بی معناست. از سوی دیگر برخی نحله های فکری نیل به علم دینی را منوط به تحقق عالم و جامعه اسلامی دانسته و دست یابی به علم دینی به عنوان ابزار تحقق تمدن اسلامی را به دلیل دوران غلبه مدرنیته غیرممکن می دانند. اما بر اساس فلسفه نظام ولایت، اولاً تأثیر فرهنگ بر علم برخلاف نگاه اثباتی، پذیرفته می شود و برخلاف پارادایم پست مدرن، دارای معیار تشخیص فرهنگ حق از باطل است؛ بر این اساس، تولید علم، فرایندی تاریخی و امری اجتماعی است که تحت نظام های ولایت تاریخی اجتماعی، محتوایی متفاوت می یابد. در چنین زمینه ای می توان علوم دینی(اسلامی) را علومی دانست که تحت تأثیر فرهنگ اسلامی شکل گرفته اند و جامعه را از وضع موجود به سمت وضع مطلوب (که اسلامی تر است) منتقل نموده و منجر به تحقق تمدن اسلامی می شوند. با چنین تعریفی زمینه طرح این سؤال مطرح می شود که علمی که خود به میزانی تحت تأثیر فرهنگ اجتماعی التقاطی شکل گرفته چگونه می تواند محیط حاکم بر خود را اسلامی تر کند؟ و مکانیزم تأثیر علم بر روی فرهنگ اجتماعی چیست؟ مقاله حاضر با روش اسنادی و استدلال منطقی و در چهارچوب فلسفه نظام ولایت به بررسی تطبیقی پارادایم های رایج درزمینهٔ رابطه علم و فرهنگ پرداخته و در نهایت توضیحی فرایندی از نحوه تأثیر و تأثر این دو ارائه داده است.
برندینگ و تصویرسازی ملت در کره جنوبی؛ هالیو و کره جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال پنجم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۰
37 - 69
حوزههای تخصصی:
ارزش، اعتبار، حیثیت، قدرت نرم، مزیت، سود و ... از الصاقات نام و تصویر مثبت یک کشور است. امروزه ارزش برند و تصویر ادراکی ملت و کشور، حکم طلای نامرئی را دارد. رقابت شهروندان و مردم عادی دنیا، برای دسترسی به نام و گذرنامه یک کشور معتبر، این مسئله را به خوبی نشان می دهد. کره جنوبی از جمله کشورهایی است که ادراک بصری آن در دنیای امروز، جذابیت و ارزشمندی را به همراه دارد. بر همین اساس این مقاله با تشریح و مفهوم شناسی حوزه برندینگ ملت، به بررسی چگونگی ساخت بندی تصویرسازی ملی در کره جنوبی بر مبنای گسترش موج فرهنگ کره ای (هالیو)، می پردازد. بر همین اساس پرسش اساسی این پژوهش این است که مهمترین عامل موفقیت پروژه تصویرسازی و ساخت برندینگ ملت کره چه بوده است؟ این نوشتار با مفهوم شناسی برندینگ ملت و تصویرسازی ملی و در پاسخ به پرسش پژوهش، مهمترین مولفه موفقیت کره جنوبی را در زمینه برندینگ و تصویرسازی ملت و مدیریت شهرت بین المللی، نهادسازی راهبردی می داند و بر همین اساس به توضیح برخی از مهمترین نهادهای سیاستگذاری در رابطه با برندینگ و تصویرسازی ملی کره جنوبی می پردازد.
تغییرات سرمایه فرهنگی و اقتصادی طبقه متوسط جدید و تأثیر آن بر رفتار سیاسی این طبقه در ایران پس از انقلاب(1397-1384)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال دوم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۷)
105 - 139
حوزههای تخصصی:
طبقه متوسط و با تأکید بیشتر طبقه متوسط جدید از سوی بسیاری از تحلیل گران و جامعه شناسان نحله های فکری گوناگون به عنوان مهمترین طبقه در تحولات اجتماعی شناخته شده است. طبقه متوسط جدید در ایران بعد از انقلاب به ویژه با سیاست های اتخاذ شده از سوی دولت های پس از جنگ، از منظر کمی و کیفی گسترش یافت. از این رو، نوشتار پیش رو برا این پرسش متمرکز شد که جایگاه طبقه متوسط جدید در سال های1384 تا1397 چه تحولی یافته و این تحول چه تأثیری بر رفتار سیاسی این طبقه گذاشته است؟ فرضیه مطرح این بود که در سالهای مورد بررسی، طبقه متوسط جدید دچار تغییر و تحول شده، بااین حال این تغییرات روند متناقض داشته به نحوی که در بازه زمانی 14 ساله اخیر موقعیت این طبقه از منظر منظر اقتصادی تضعیف و از جنبه سرمایه فرهنگی تقویت شد و همین امر تقاضای طبقه متوسط را در حوزه های مختلف ازجمله عرصه سیاسی افزایش داد. این فرضیه در چارچوب نظری مورد تأکید که نظریه بوردیو و روش ساخت یابی بود مورد آزمون قرار گرفت و نقش عاملان (طبقه متوسط جدید) از یک سو و نقش ساختارها (اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی) از سوی دیگر موردتوجه قرار گرفت. به این منظور از روش گردآوری داده ها و بهره گیری از منابع کتابخانه ای- فضای مجازی استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که ادامه این روند به تعارض پایگاهی طبقه متوسط جدید و کاهش مصرف فرهنگی این طبقه- که عامل تمایز طبقاتی آن از طبقه پایین جامعه است- و درنهایت به رادیکال شدن کنش سیاسی- اجتماعی این طبقه منجر شده است.
تحلیل فقهی حمایت از کالای ایرانی (داخلی)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هر جامعه ای جهت رسیدن به اهداف خود نیازمند استقلال سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است. از جمله عوامل تحقق استقلال کشور، خودکفایی در رفع نیازهای اولیه مردم است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، رهبر کبیر انقلاب امام خمینی1 و در ادامه مقام معظم رهبری حضرت آیهالله خامنه ای بیشترین تأکید بر مسأله خودکفایی در مسائل اقتصادی را مطرح کرده اند. در سال های اخیر نیز تأکیدات و تلاش های زیادی در حمایت از تولیدات داخلی، در راستای تحقق استقلال کشور مطرح شده است. پژوهش حاضر در راستای تحقق استقلال سیاسی، فرهنگی و اقتصادی، مبانی فقهی حمایت از تولیدات ایرانی (داخلی) را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و براساس قواعد فقهی؛ قاعده نفی سبیل، قاعده حفظ نظام، قاعده لاضرر، قاعده لزوم اعداد و ارهاب، قاعده حکم حکومتی، قاعده اهم و مهم، نظریه وجوب حمایت و استفاده از کالای ایرانی (داخلی) را مطرح نموده است.
چگونگی مکان گزینی مراکز نظامی- راهبردی بر اساس شاخص های جغرافیای طبیعی (مطالعه موردی: استان آذربایجان غربی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مکان یابی مناسب برای استقرار مراکز نظامی- راهبردی ازجمله مسائل مهم در آمایش دفاعی است، لذا مکان گزینی مناسب می تواند باعث بالا رفتن کارایی و اثربخشی این مراکز در مواقع بحران و تهدیدات نظامی باشد. در مکان یابی مراکز نظامی توجه به عوامل جغرافیای طبیعی، امری بسیار ضروری است. چراکه جغرافیای طبیعی از دیرباز در مکان گزینی، گسترش و توسعه سکونتگاه های انسانی نقش تعیین کننده ای داشته است. ویژگی های جغرافیای طبیعی هر منطقه می تواند در دسترسی، حوزه نفوذ، مخاطرات و منابع طبیعی مؤثر باشد. از این رو، در این پژوهش با روش تحلیل سلسله مراتبی، مکان یابی مراکز نظامی در استان آذربایجان غربی با توجه به هشت عامل جغرافیای طبیعی (بارش، شیب، ارتفاع، فاصله از آبراهه، فاصله از گسل، سنگ شناسی، فاصله از زمین لغزش و فاصله از مناطق سیل خیز) مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از آزمون سلسله مراتبی نشان می دهد که عوامل فاصله از زمین لغزش و فاصله از مناطق سیل خیز بیشترین وزن را داشته اند، بنابراین در مکان یابی مراکز نظامی بیشترین تأثیر را دارند. عوامل بارش و سنگ شناسی نیز کمترین تأثیر را در این مکان یابی داشتند.