مقالات
حوزههای تخصصی:
در چهارچوب یک رویکرد اجتماعی به تحلیل سیاست خارجی باید گفت که افراد ساکن در یک اجتماع موجودیت های منفعل نیستند؛ بلکه آن ها سهم بسیاری در شناخت پدیده های اجتماعی و ساخته شدن واقعیتی مرتبط با آن ها دارند. واقعیت هایی که می توانند در ذهنیت ساکنان جامعه تثبیت شود و پیامدهایی را به دنبال داشته باشند. ازاین رو، دیدگاه و نگرش شهروندان یک جامعه و به طور خاص نخبگان آن، نسبت به نقش آفرینی و حضور یک کشور خارجی می تواند در روند تدوین سیاست خارجی کشورشان تأثیرگذار باشد. این مقاله با یک رویکرد توصیفی-تحلیلی درصدد است تا به این پرسش پاسخ دهد که «دیدگاه نخبگان ایرانی در مورد نقش آفرینی چین در ایران و جهان در سه حوزه اقتصادی، فرهنگی- اجتماعی و سیاسی- امنیتی چیست؟» فرضیه ما در مورد پرسش مقاله این بود که «نگاه نخبگان ایرانی نسبت به چین در حوزه های اقتصادی، فرهنگی- اجتماعی و سیاسی- امنیتی مشابه و در یک سطح نیست؛ بلکه نگرش نخبگان با توجه به عواملی چون میزان حساسیت هریک از این سه حوزه، نحوه عملکرد چین در هر یک از آن ها و تجربه و مشاهدات عینی ایرانیان، متفاوت خواهد بود». ما برای پاسخ به پرسش مقاله از روش نگرش سنجی کمک گرفته ایم؛ به این منظور در این پژوهش، جمعی از نخبگان ایرانی در حوزه های اقتصاد، رسانه و سیاست به سؤالات پرسش نامه ای آنلاین و بسته به سبک نگرش سنجی لیکرت پاسخ داده اند؛ سؤالات پرسش نامه به تفکیک در سه حوزه اقتصادی، فرهنگی- اجتماعی و سیاسی- امنیتی طراحی شده است. برای بررسی کامل نگرش نخبگان، سؤالات پرسش نامه ذیل چهار متغیر (عملکرد، اعتماد، اهمیت، فرصت) و در دو سطح داخلی و بین المللی تنظیم شده است. تحلیل حاصل از یافته های پژوهش از طرفی کمکی خواهد بود برای آشنایی سیاست گذاران جمهوری اسلامی ایران با افکار نخبگان در مورد چین و از طرف دیگر زمینه تدوین سیاست خارجی کارآمدی را با محوریت منافع ملی ایران در مورد چین فراهم خواهد کرد.
پویایی های منطقه ای خاورمیانه و استراتژی کلان ایالات متحده آمریکا 2008 -2024(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیستم منطقه ای خاورمیانه از زمان حمله آمریکا به عراق در سال 2003 به نام مبارزه با تروریسم در نوسان بوده و به شدت اثرات جنگ و ناامنی را که پس از آن بر آن حاکم شده است، با خود حفظ کرده است. این پیامدها به شکست تلاش ها برای ایجاد نظم منطقه ای منجر و مبارزه برای قدرت را تشدید کرد که نتیجه آن قیام های اعراب، جنگ های داخلی و ظهور بازیگران آشوب ساز بوده است. این رقابت بر سر قدرت، کشورهای منطقه را به تغییر شکل هنجارهای نظم ژئوپلیتیکی پیچیده در خاورمیانه در مواجهه با تهدیدات فوری در سطح ملی و منطقه ای و در عین حال برای پیشبرد منافع خود به پیش رانده است. این پویایی ها موجب شده تا جامعه سیاست خارجی ایالات متحده به منظور گذار از هزینه های ناشی از مداخله گرایی حداکثری به فکر راهبردی جایگزین در این منطقه باشد. فهم چالش های استراتژی هژمونی لیبرال مبتنی بر یک جانبه گرایی از سوی جامعه سیاست خارجی آمریکا و ورود استراتژی توازن فراساحلی از درون جامعه دانشگاهی به درون کاخ سفید دلیل اصلی این امر بوده است. دولت باراک اوباما به سمت تأکید بر محدودیت های مداخله گرایی و لزوم حرکت به سمت تحدید مداخله حرکت کرد و دونالد ترامپ و بایدن نیز به اصل مداخله به صرفه و گزینشی پایبند بوده اند. در همین چهارچوب مقاله به این سؤال پرداخته که چگونه پویایی های منطقه خاورمیانه بر استراتژی کلان ایالات متحده بین سال های 2008-2024 تأثیر گذاشته است؟ مقاله به این نتیجه رسید که پویایی های منطقه خاورمیانه با تغییر در فهم جامعه سیاست خارجی آمریکا بر استراتژی کلان آن تأثیر گذاشته و منجر به حرکت به سمت استراتژی توازن فراساحلی بین سال های 2008-2024 شده است. مقاله از رویکرد توصیفی- تحلیلی بهره گرفته و ابزار گردآوری داده ها، کتابخانه ای است.
تبیین مؤلفه ها و ابعاد عمق استراتژیک ایران در غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، تبیین مولفه ها و ابعاد عمق استراتژیک ایران در غرب آسیا و ارتباط آن با سیاست خارجی است. سوال اصلی این است که مولفه های کلیدی عمق استراتژیک ایران در غرب آسیا کدامند و چگونه بر سیاست خارجی این کشور تاثیر می گذارند؟ عمق استراتژیک، به عنوان یکی از مفاهیم کلیدی در مطالعات ژئوپلیتیکی و روابط بین الملل، به ظرفیت ها و امکاناتی اشاره دارد که یک کشور در محیط داخلی و بین المللی به منظور حفاظت از منافع ملی خود و در راستای تضمین امنیت ملی به کار می گیرد. در این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری داده ها از طریق منابع اسنادی و نظرسنجی از خبرگان، 14 مولفه کلیدی عمق استراتژیک شناسایی و اولویت بندی شدند. یافته های پژوهش نشان می دهد که از دیدگاه اعضای هیئت علمی، مؤلفه های ژئواکونومیک و مناسبات اقتصادی، قدرت نظامی و دفاعی، و قدرت علمی و فناورانه، بیشترین تأثیر را در عمق استراتژیک ایران در منطقه غرب آسیا و شرق مدیترانه دارند. همچنین، یافته ها نشان داد که در شرایط کنونی، عوامل ژئواکونومیک، قدرت نظامی و علمی-فناورانه، نقش تعیین کننده ای در تعمیق عمق استراتژیک ایران در این منطقه ایفا می کنند.
سناریوهای سیاست خارجی ایران در نظم درحال گذار بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییر در نظم بین المللی یکی از مهم ترین تحولاتی است که به صورت جدی، رفتار، منافع و قدرت کشورها را تحت تأثیر خود قرار می دهد. در این میان فرایند گذاری که از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی آغاز شده، با ظهور چین در حال تبدیل شدن به مهم ترین نقطه عطف در سیاست بین المللِ پس از جنگ دوم جهانی است. گذاری که در تمامی عرصه ها آثار و پیامدهای خود را برجای خواهد گذاشت. بررسی تأثیر این تغییر بر ایران موضوعی است که پژوهش حاضر بر آن تمرکز دارد. این پرسش که «رقابت میان چین و آمریکا، چه سناریوهایی را برای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در آینده ایجاد خواهد کرد؟» کانون مقاله حاضر است. در برابر پرسش فوق، این فرضیه که «فرایند و نتیجه رقابت آمریکا و چین عرصه های راهبردی را در برابر جمهوری اسلامی ایران خواهد گشود که این خود سناریوهای متفاوتی را برای ایران ایجاد کرده که انتخاب میان آن ها تعیین کننده مقدورات سیاست خارجی ایران است» به آزمون گذاشته خواهد شد. به این منظور تلاش می شود با استفاده از ترکیب نظریه تعدیل شده جابه جایی قدرت ارگانسکی و روش سناریونویسی، تصویرهای ممکن از آینده این رقابت را ترسیم کرده و پیامدهای هر یک از سناریوهای ممکن را بر سیاست خارجی ایران مورد کاوش قرار گیرد. ارزیابی پژوهش حاضر نشان می دهد که در این فرایند گذار، ضرورت انتخاب های راهبردی را برای ایران ایجاب می کند، انتخاب هایی که برای دهه ها سرنوشت نسل های آتی را تحت تأثیر خود قرار خواهند داد.
ضرورت ها و الزامات استراتژی ژئوپلی نومیکی ایران در بستر سیاست چند همسایگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایران از ویژگی های ممتازِ جغرافیایی برخوردار است؛ ویژگی هایی که این سرزمین را با سیاست و اقتصاد در قالب قدرت پیوند می دهد و محیط پرهمسایگی را به متغیری مهم در سیاست خارجی آن تبدیل می کند. این درهم تنیدگی ایجاب می کند تا سیاست خارجی جغرافیاپایه ایران در چهارچوب جدید مفهومی ژئوپلی نومیکی (به جای ژئوپلیتیکی / ژئواکونومیکی) معنای تازه ای بیابد. بر این اساس، مقاله حاضر برای نیل به هدف خود که تبیین سیاست خارجی ایران در مناطق پیرامونی از وضع موجود به وضع مطلوب است، بر دو پرسش مرتبط که همانا چرایی و چگونگی کاربست استراتژی ژئوپلی نومیکی در سیاست چندهمسایگی ایران است، متمرکز می شود. پاسخ فرضی آن است که عنصر الزام در شبکه ژئوپلیتیک و عنصر فرصت در شبکه ژئواکونومیکِ همسایگی ایران، کاربست استراتژی ژئوپلی نومیکی را در بستر سیاست چندهمسایگی ضروری می سازد. فرضیه پژوهش در چهارچوب مفهومی-تحلیلی ژئوپلی نومیکی و با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به انجام می رسد که به موجب آن موضوع سیاست خارجی ایران را کاربست توأمان فرصت های ژئواکونومیکی با مدیریت چالش های ژئوپلیتیکی تشکیل می دهد. از سوی دیگر، سطح تحلیل سیاست همسایگی بر روابط منطقه ای ایران در سطوح دوجانبه، چندجانبه و نهادی دلالت دارد. یافته ها حکایت از آن دارند که سیاست چندهمسایگی ایران از طریق استراتژی ژئوپلی نومیکی مستلزم شبکه سازی روابط چندجانبه همسایگی و به تبع آن کاربست دیپلماسی شبکه ای است.
بُعد سایبری جنگ ترکیبی و تحول مفهومی حقوق مخاصمات مسلحانه بین المللی: مطالعه موردی دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جنگ ترکیبی در عصر جدید به عنوان شکلی پیچیده و چندبُعدی از مخاصمات، تحولات عمیقی در ماهیت سنتی جنگ و چهارچوب های حقوقی حاکم بر آن به وجود آورده است. این پدیده به دلیل گستردگی و پیچیدگی آن و استفاده هم زمان نیروهای نامنظم، نیروهای ویژه، حمایت از ناآرامی های داخلی، جنگ اطلاعاتی و تبلیغاتی، دیپلماسی، حملات سایبری، جنگ اقتصادی و نیروهای نظامی منظم در میدان جنگ به تحولات حقوق مخاصمات افزوده است. از طرفی توسعه فناوری های نوین، به ویژه در بُعد سایبری جنگ ترکیبی، علاوه بر ایجاد تغییرات بنیادین در رویکردهای نظامی، چالش های حقوقی بی سابقه ای را در سطح بین المللی ایجاد نموده است. جنگ سایبری با توجه به مطرح و گسترده تر شده بحث هوش مصنوعی موجب تقویت توانمندی های ملی و جنگ های آینده در نظام بین الملل شده است. جمهوری اسلامی ایران با توجه به تعارضات راهبردی که در منطقه غرب آسیا با آمریکا و اعضای ناتو دارد همواره در قالب جنگ ترکیبی از سوی آمریکا و متحدین آن مورد هجمه واقع شده است. در این چهارچوب دکترین دفاعی ایران با اتخاذ رویکردی پیشگیرانه و بازدارندگی فعال بر هوشمندسازی سامانه های دفاعی، تقویت زیرساخت های امنیت سایبری و انعطاف پذیری راهبردی تأکید داشته است. سؤال پژوهش حاضر این است که در چهارچوب جنگ ترکیبی آمریکا و متحدین آن بر علیه ایران دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران چه تغییراتی داشته است؟ در پاسخ به سؤال فوق، نگارندگان فرضیه ذیل را مطرح می کنند: دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران با توجه به تنوع تهدیدات پیشِ رو در حال تحول است و بر اساس لحاظ شدن اصل تنوع در دفاع همه جانبه تنظیم شده است. روش پژوهش مقاله حاضر توصیفی- تبیینی و روش گردآوری منابع اسنادی است.
شاخصه های تعیین کننده جنبش اخوان المسلمین در هدایت سیاست خارجی دولت ترکیه در خاورمیانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گفتمان هویتی اخوان المسلمین و تأکید آن بر نقش سیاسی اسلام، با دیدگاه های حزب عدالت و توسعه در ترکیه که قرائتی اعتدال گرا از اسلام در چهارچوب قدرت نرم ارائه می دهد، هم سویی دارد؛ اما برداشت فوق از اسلام نه تنها با تمایل نوعثمانی گری و تقویت نقش ترکیه در منطقه ناسازگار نیست، بلکه مکمل آن محسوب می شود. اخوان المسلمین نیز بر نقش سازنده ترکیه در آینده خاورمیانه تأکید می کند. مقاله حاضر تلاش می کند به این سؤال پاسخ دهد که شاخصه های تعیین کننده جنبش اخوان المسلمین در هدایت سیاست خارجی دولت ترکیه در خاورمیانه چیست؟ فرضیه پژوهش این است که نه تنها نفوذ اخوان المسلمین بر ملل منطقه بر تقویت نوعثمانی گری دلالت دارد، بلکه اخوان المسلمین با ایجاد تغییرات، سیاست های خود را با دیدگاه های سیاست خارجی ترکیه منطبق نموده است. طبق یافته های تحقیق که بر نظریه سازه انگاری استوار است، تفکر اخوان المسلمین درباره ایجاد امپراتوری در خاورمیانه با محوریت حکومت اسلامی و نیز موازنه سازی بین جریانات اسلامی در منطقه، در گفتمان حزب عدالت و توسعه نیز انعکاس یافته است؛ اما شکست اخوان المسلمین در سال 2013 در مصر و چالش های ترکیه در برخورد با دولت هایی مخالف اخوان، حاکی از پیچیدگی و چندوجهی بودن این مناسبات است. روش تحقیق در مقاله حاضر، توصیفی- تحلیلی بوده و داده ها به روش اسنادی و کتابخانه ای گردآوری شده اند.
«عمل گرایی اضطرار»؛ چارچوبی برای فهم الگوی رفتاری ایران در مناقشات منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به دنبال فهم چیستی الگوی رفتاری ایران در مناقشات منطقه ای است. در این راستا، برخی عاملیت ساخت قدرت در جمهوری اسلامی ایران را برجسته می کنند و عده ای دیگر، برآنند که ملاحظات ژئوپلیتیکی و امنیتی به رفتار ایران در مناقشات منطقه ای جهت می دهد. به نظر می رسد که هرکدام از این دیدگاه ها، بر متغیرهای مادی و هنجاری خاصی تأکید دارند؛ با این حال، دیدگاه و مفهوم فراگیری برای فهم چیستی رفتار ایران در مناقشات ارائه نمی دهند. برخی دیگر در میان این دو طیف قرار می گیرند و بر این باورند که تلاقی این دو دیدگاه، رفتار منطقه ای ایران را جهت می دهد. بر این اساس، این پژوهش به دنبال آن است که چهارچوب جدیدی برای فهم رفتار منطقه ای ایران در مناقشات با طرح این پرسش که «جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با مناقشات منطقه ای از چه الگوی رفتاری پیروی می کند؟» ارائه دهد. فرضیه پژوهش بر اساس مفهوم «عمل گرایی اضطرار» مفصل بندی شده است و ناظر بر این است که عمل گرایی اضطرار برای جمهوری اسلامی، ماهیتی تاکتیکی، تدافعی، امنیت محور و مصلحت گرا دارد.